O.R.W.I.
Organization of Revolutionnary Workers of Iran (Rahe Kargar)
Organization of revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷ برابر با ۱۵ دسامبر ۲۰۱۸
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
  يكشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ برابر با ۰۴ مارس ۲۰۱۸  
    بیانیه کانون صنفی معلمان تهران

 

 

بیانیه های کانون های صنفی معلمان،

اعتراض نامه های فعالان صنفی

و بازنشتگان به دستگیری محمد حبیبی

 

 

امنیت فرهنگی یا امنیتی کردن فضای فرهنگی؟

 

شهرام جمالی

 

 

فردا چه کسی بازداشت می شود؟!

این پرسشی است که هر فرهنگی آگاهی که با کمی حساسیت، اوضاع و اخبار فرهنگیان کشور را دنبال می کند، با آن روبروست. تهدید، دستگیری، بازداشت، صدور احکام تعلیقی و بازگذاشتن پرونده های فعالان صنفی، تبعید و مجازات های تعزیری تعدادی دیگر، فضای ناامن و نگران کننده ای را بر فعالیت های صنفی حاکم ساخته است‌.

از سوی دیگر همزمان با این اقدامات آشکار در فضای عمومی، همچنان تحرکات پنهان و غیر آشکاری نیز علیه تعداد دیگری از فعالان صنفی، سازماندهی و اجرا می شود که علاوه بر تهدید و ارعاب در فضای واقعی ، ساماندهی ماموریت های مستمر تعقیب و مراقبت در فضای مجازی نیز از جمله این اقدامات است.

در این بین هر چند ممکن است شاخص امنیت عمومی فرهنگیان به ظاهر تغییر نکرده باشد اما تردیدی نیست که کاهش شدید شاخص امنیت در میان نیروهای فعال صنفی به سرعت و با شدت تمام امنیت عمومی جامعه فرهنگیان کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

تردیدی نیست که تمامیت خواهان تجربه تلخی از حضور مؤثر و آزاد فعالان صنفی در چارچوبهای قانونی دارند و نقش آنها را در جهت دادن افکار عمومی معلمان به سمت طرح مطالبات و خواست های به حق و قانونی خویش به وضوح لمس کرده اند و اگرچه سمت گیری این مطالبات همواره در چارچوب قانون بوده است اما با قرائت آمرانه و اقتدارطلبانه تمامیت خواهان از قانون، سازگار نیست و در درازمدت آرزوهای عناصر فرصت طلب و خویش مدار را نیز بر باد می دهد.

نمونه ی اخیر چنین اقداماتی بازداشت محمد_حبیبی فعال صنفی خوشنام و شناخته شده معلمان است که به زعم نگارنده از چندین جهت ،تاسف برانگیز و نگران کننده است :

یکم : فارغ از اینکه چه اتهامی متوجه محمد حبیبی است، موضوعی که باعث شده خانواده و دوستان محمد حبیبی نگران امنیت جانی وی باشند، نحوه‌ برخورد نهاد بازداشت کننده در این ماجراست که بر اساس آنچه همسر ایشان نیز شرح داده است، بسیار تأسف برانگیز است. مراجعه به محل کار، کمین در خروجی مدرسه در هیأت افراد ناشناس و از همه تأسف بارتر، توسل به خشونت توأم با توهین و هتک حرمت ، ضرب و شتم، افشاندن اسپری فلفل و اسلحه کشی! هیچ‌ توجیهی ندارد. اینگونه رفتارها بوضوح نشان از آن دارد که امنیت فرهنگی شعاری بیش نیست و همچنان منطق قدرت، به جای قدرت منطق، رویکرد غالب در برخورد با فعالان صنفی است.

دوم : با اینکه پس از گذشت حدود دو روز از بازداشت محمد حبیبی، هنوز دلیل بازداشت وی به خانواده اش اعلام نشده است، اما تجربه نشان داده است، معمولاً در اینگونه موارد افرادی در جریان اجرای یک سناریوی محتمل و در راستای برآورده شدن اهداف گروهی خاص و با اتهاماتی مبهم، تکراری، واهی و کلی بازداشت و بعضا زندانی می شوند که از این جهت نیز مشکلاتی را برای ایشان و خانوادهایشان ایجاد می کند.

سوم اینکه در این سناریو، فعالان صنفی شناخته شده و پیشرو، هدف قرار گرفته شده اند. یعنی کسانی که هر کدام می توانند از جهاتی نقشی مثبت، سازنده و پیشرو در آگاهی بخشی و پیگیری مطالبات صنفی ایفا کنند و سرمایه هایی که جامعه فرهنگیان به نوعی می تواند از وجودشان بهره بگیرد.

چهارم اینکه طولانی شدن دوره بازداشت و عدم اطلاع رسانی شفاف از سوی نهاد بازداشت کننده، به گمانه زنی های عمومی در بین معلمان دامن زده و ضمن ایجاد نوعی سردرگمی و احساس ناامنی در بین عموم فرهنگیان، مطالبه گری قانونی را در یک حالت تعلیق گونه فرو خواهد برد.

و اما سخن آخر با نهاد بازداشت کننده : نیک میدانیم و میدانید که معلمان ازمهمترین سرمایه‌های اجتماعی کشورند. اما این را هم باید بدانید که جنس این سرمایه ها از جنس بلور است که اگر با چنین رفتارهایی به آنها خدشه وارد شود، اولین آسیب به خود شما وارد می شود.

امروز در خبرها آمده بود که یکی از فرماندهان نظامی گفته است : کشور ما #معلم_آزادی_خواهی در منطقه و دنیا شده است. پرسشی که در مواجهه با چنین خبری به ذهن هر مخاطبی خطور می کند اینست که چگونه کشوری که در آن #معلمان_آزادیخواه تهدید، بازداشت و با مجازات های سنگین زندانی می شوند، به این درجه از تعالی و پیشرفت رسیده است؟!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

آگاهی و بینش عمیق از خصوصیات بارز محمد حبیبی است

 

مجتبی ابطحی

 

به نام خداوند جان و خرد

 

آقای محمد حبیبی برای تمام فعالان صنفی فرهنگیان چهره شناخته شده و آشنا می باشد . آگاهی ، بینش عمیق از خصوصیات بارز ایشان است . بی شک یکی از تاثیر گذارترین اعضاء کانون های صنفی می باشد . مقاله های تحلیلی شان از آموزش و پرورش و آسیب هایی که بر آن وارد آمده می تواند راهگشای خوبی برای برون رفت از بحران آموزشی حاکم بر جامعه باشد .

حال چرا و چه کسانی اقدام به دستگیری آقای حبیبی نموده اند ، جای تامل دارد . آیا از توانایی جایگاه آموزش و پرورش وحشت دارند ؟ یا آگاهی جامعه را در تضاد با نگرش ها و تفکرات خود می بینند ؟ هرچه هست نمی توان قانون شکنی محرز در اینگونه دستگیری ها را نادیده گرفت . کسانی که به هیچ قاعده و قانونی پای بند نیستند .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سرمایه محمد حبیبی عزیز و سرمایه های فرمانروایان

 

صادق رضایی

 

نقد فعالان مدنی و صنفی بر قدرت سیاسی ٬ از انجا که بر آماده از خردی اندیشنده است ٬ راه خود را به ذهن ما و دیگر اندیشه ها می گشاید ٬

خواه زمامداران قدر تمندان را بشنوند ودر ژرفای آن به تامل درنگ‌ کنند٬ خواه آن را جدی نگیرند و بی اعتنا از کنارش بگذرند٬ اندیشه های خردمندانه ٬ دیر یا زود در شبکه ی ارتبا طات اجتماعی مخاطبان خود را پیدا می کنند. حکومت ها٬ حتی با زور و ضرب ممیزی و خفقان و اعمال محرومیت های گونا گون بر اندیشه ورزان ٬ نمی توانند جلوی انتشار اندیشه ها را بگیرند.

ادبیات اندیشمندانه ٬ در باب سیاست باشد یا دین ٬ در باب فلسفه باشد یا اخلاق٬ یا عرصه مبارزات صنفی ، آن پری رویی است که تاب مستوری ندارد٬ واگر خداوندان قدرت و مکنت ٬ در های قانونی آزادی بیان و قلم را بر روی ببندند٬ به گونه ای سر از روزن بر می آورد ودر برابر میدان٬ جلوه گری و حسن فروشی می کند.

 

سرمایه ی محمد حیبی عزیز ٬ دانش و خرد اندیشه و دلی دردمند و شخصیت انسانی همراهان بغایت فداکار و پشتیبان.

اما سر مایه های فرامانروایان خودکامه و مطلقه ٬ گلوله های جگر شکاف و تیغ های آبدار و زندان های هولناک وبی رحمی های غیر قابل تصور..

باید بپذیریم که محمد عزیز سنجشگر قدرت سیاسی و مدنی٬ به ویژه در برابر حکومت فردی خود کامه و سلطانیسم دینی به واقع ‌می اندیشد که با پر سشگری ٬ و داوری و نقد ،به عنوان ‌ نماینده ی شجاع و شریف مطالبات طبقه معلمان در سیر به‌سوی حقیقت می باید خطر کرد و خطر ها را با جان ودل پذیرا می شود.

محمد حبیبی عزیز و اسماعیل عبدی گرامی و محمود بهشتی نازنین و همه مبارزان در بند به خداوندان‌ قدرت گو شزد می کنند که آنان افرادی خطا پذیرند واز این رو خرد‌مندانه نیست که سودای خام حکومت مطلقه را در سر بپرورانند.

انسان های ضعیف خطا پذیر٬محصور و مسحور قدرت کجا و دعوی آرمانی حکومت مطلقه‌کجا٬ .

چه می شد با مظلومیت و رنجوری که در جسم نازنیتت

هویدا هست به ما می گفتی که چگونه می توان‌ سهمی داشت.؟

..........................................................

بیانیه کانون صنفی معلمان تهران

 

در خصوص بازداشت محمد حبیبی

 

به نام خداوند جان و خرد

اطلاعیه کانون صنفی معلمان ایران(تهران) در ارتباط با بازداشت محمد حبیبی عضو هیأت مدیره ی کانون

خبر کوتاه است : محمد حبیبی عضو هیأت مدیره ی کانون صنفی معلمان در محل کار خود همراه با ضرب و شتم بازداشت شد. متاسفانه برای بازداشت ایشان از اسپری فلفل استفاده شده و بعد از بازداشت ایشان را به منزل برده تا از محل سکونت تفتیش به عمل آید. در آنجا نیز در حضور همسایگان به رفتارهای خشن و غیر قانونی خود ادامه می دهند، این خشونت در حدی بوده است که همسایگان با تماس به پلیس ۱۱۰ خواهان پایان دادن به این نوع برخورد شدند.

کوتاهی خبر اما هرگز به معنای کم اهمیت بودن آن نیست. شبیه این خبر در دوره های زمانی مختلف بارها در کشور ما تکرار شده اما ظاهراً ذهن خالقان چنین اخباری در مداری بسته، حرکت اشتباه پیشینیان را تکرار می کند، بی هیچ اندیشه ای. اینان از سیاست و حکومت اعمال زور آن را می فهمند و از عدالت ظلم بالسویه را. هم از این روست که نهادهای مدنی را مزاحمان دشمن ساخته می پندارند و فعالان آن را برهم زننده ی امنیت! چرا که رشد نهادهای مدنی به معنای حضور و ایفای نقش بیشتر شهروندان در عرصه تصمیم گیری ها است که این با بینش و چینش سیاسی آنان مغایرت دارد. لذا با دستگیری و زندانی نمودن برخی و اعمال محدودیت های شدید برای پاره ای دیگر از چهره های شاخصِ این نهادها به گمان خود سعی در مهار حرکت های احتمالی آنان می نمایند. اینان نه درکی از تاریخ دارند و نه از روند جاری امور می آموزند.بی توجه به حوادث اخیر و تحولاتی که در بطن جامعه در جریان است، همچنان در مدار بسته ی سرکوب دور باطل می زنند.

کانون صنفی معلمان ضمن بیان اعتراض شدید خود نسبت به دستگیری همراه با ضرب و شتم محمد حبیبی عضو موثر هیأت مدیره، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط او و پایان بخشیدن به سیاست سرکوب فعالان و نهادهای مدنی توسط تمامی ارگان ها و نهادهای مسئول و غیر مسئول حکومتی است.

----------------------------------

بیانیه ی انجمن صنفی معلمان کردستان- مریوان

در محکومیت ضرب و شتم و دستگیری محمد حبیبی

 

معلمان،دانش اموزان،فعالین کارگری و اجتماعی و مردم حق طلب ایران:

 

محمد حبیبی عضوهیئت مدیره ی کانون صنفی معلمان تهران،فعال صنفی و رسانه ای روز شنبه دوازدهم اسفندماه در زمان تدريس و در محل کار با ضربات اسلحه و پاشيدن مستقيم اسپرى بر چشمانش ، در حضور همكاران و شاگردانش مورد حمله و ضرب وشتم قرار گرفته و سپس به مكان نامعلومى انتقال داده شد

در سال های اخیر سیکل تکراری حمله و تعرض به فعالین تمام عرصه ها منطق مسلط تمام دولت ها بوده و برای همه ی فعالین صنفی و جامعه ی معلمین ثابت شده که تنها راه عبور از این وضعیت انسجام و تشکل در ابعادی وسیع تر و قوی تر است

دولت های پی درپی با شعارهای رنگارنگ و عوام فریبانه برای جامعه ی آموزش و پرورش ارمغانی بجز ارعاب و سرکوب نداشته اند و تاکنون در برابر مطالبه گری و حق طلبی تشکل های قانونی صنفی موضعی بجز خشونت و سرکوب نداشته اند .

انجمن صنفی معلمان کردستان -مریوان ضمن محکوم کردن شدید تعرض به فعالین صنفی وتاکید برحق تشکل یابی مستقل معلمان خواستار آزادی فوری و بدون قیدو شرط محمد حبیبی معلم دلسوز و متعهد بوده و اعلام می دارد که مسئولیت هرگونه خطری که متوجه این فعالی صنفی گردد برعهده ی حاکمیت و بانیان چنین تعدی هایی می باشد

 

"انجمن صنفی معلمان کردستان-مریوان

دوازدهم اسفندماه نود و شش"

------------------------------

هشدار پیشکسوتان فرهنگی نسبت به در خطر بودن جان محمدحبیبی

 

به نام خداوند جان وخرد

 

جای معلم زندان نیست

 

محمد حبیبی عضو فعال هیئت مدیره ی کانون صنفی ورسانه ای معلمان تهران روز شنبه دوازدهم اسفند در محل خدمت خود در برابر همکاران ودانش آموزان مورد ضرب وشتم وتوهین واهانت قرار گرفته است .

ما معلمان این رفتار های خشونت آمیز

وبر خوردهای قهری با هر شخص بویژه فرهنگیان کشور را محکوم می کنیم و از

وزیر آموزش وپرورش که سکاندار این جامعه ی فرهیخته است تقاضا داریم که در برابر چنین برخورد وتعرض به فعالین صنفی وجامعه معلمین به وظیفه ی قانونی خود در برابر همکاران خود عمل نماید و

خواستار فوری وبدون قید وشرط آزادی

این معلم متعهد و مسئول می باشیم و در صورت بروز هرگونه خطر جانی متوجه این معلم دلسوز شمارا به عواقب نا خشنود آن هشدار می دهیم .

 

گروه پیشکسوتان فرهنگی ایران

----------------------

بیانیه اتحاد بازنشستگان

در اعتراض به بازداشت محمد حبیبی

 

شنبه ۱۲اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۷ محمد حبیبی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران در هنرستان محل خدمت خود در ملاء عام با ضرب و شتم، دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل شد.

بازداشت فعالان صنفی فرهنگی در راستای خاموش کردن صدای معلمانی است که جز در راه تامین منافع دانش آموزان و معلمان حرفی به زبان نیاورده اند.

مسئولان به جای پاسخگویی به مطالبات اقشار مختلف جامعه، در پی شناسایی و سرکوب فعالان از هر صنفی می باشند.

ما خواهان آزادی هر چه سریعتر آقای حبیبی و دیگر معلمان در بند هستیم!

 

"گروه اتحاد بازنشستگان"

.............................

فرهنگیان فهیم وشجاع

دربرابر اینگونه رفتارهای غیرانسانی هرگزسکوت نخواهند کرد.

رسول بداقی

 

باکمال تاسف باخبرشدیم دیروزعده ای ازخدابی خبر برسرمحمد حبیبی این معلم دلسوزوآگاه ریخته ودرملاءعام با انواع واقسام ابزارشکنجه ایشان رامورد آزارقرارداده وخانواده ی وی را دچاروحشت وتهدیدبه بازداشت کرده اند،وسایل خانه را بهم ریخته مقداری ازوسایل شخصی را همراه خوبرده و محمدحبیبی عزیز رادرحالی که سروصورتش به شدت مجروح بوده با دست بسته با خود برده اند.

ضمن اعلام اینکه اینگونه رفتارها برخلاف اصول صریح قانون اساسی کشور وقوانین حقوق بشربین المللی می باشد،اذعان می کنیم که این افراد نه دلسوز مردم و نه حاکمیت هستند،بلکه روزبه روز بیشتر برتنفر مردم ازحاکمیت می افزایند.

یادآوری می شود،مردان وزنان این سرزمین بویژه فرهنگیان فهیم وشجاع دربرابر اینگونه رفتارهای غیرانسانی هرگزسکوت نخواهند کرد.ضمن تاکید برحقوق افراد بازداشت شده خواهان ارتباط ایشان باخانواده و اطلاع ازوضعیت روحی وجسمی ایشان هستیم.

 

رسول بداقی

۱۳ اسفند۹۶

 

--------------------------

بهانه دست دشمن ندهید

حسین سلامی:کنشگر صنفی مازندران

 

محمد حبیبی کنشگر صنفی با فشار اسلحه و اسپری گاز فلفل ، آن هم در محیط مدرسه دستگیر و به تکرار در حضور دانش آموزان ، مردمان کوچه و خیابان و در و همسایه مورد خشونت و کتک کاری قرار گرفت.

به چه جرمی ؟؟؟

چرا می خواهید صدایش را خفه کنید؟؟؟

محمد حبیبی برای جامعه فرهنگی شناخته شده است ، صدای او ، صدای حق خواهی معلم و ضجه های عدالت طلبی صنفی است .

اگر هدف حفظ نظام است و نه پاسداری از منافع فردی و گروهی خویش ، با گستاخی به حریم ها ی اخلاقی ، عرفی و قانونی و بکارگیری خشونت علیه معلم ، از پاک ترین قشرهای اجتماع ، بهانه دست دشمن ندهید.

راه محمد حبیبی راه همه ی کنشگران صنفی است.

جای معلم زندان نیست.

محمد حبیبی ، اسماعیل عبدی ، محمود بهشتی ، مختار اسدی ، محسن عمرانی را آزاد کنید .

معلمان تبعیدی چون باغانی پیشکسوت را به موطن خویش بازگردانید.

 

-----------------------------

رفیقمان؛ محمد را آزاد کنید.

 

نسیم ریگی

 

کتکش زدید، اسلحه به رویش کشیدید، خانه اش را به هم ریختید، زندانیش کردید

 

شما وحشت زده اید ؛ اما با خشونت نمی توانید کاری از پیش ببرید

 

رهروانِ راهِ آزادی هیچگاه سنگرشان را رها نخواهند کرد

 

رفیقمان؛ محمد را آزاد کنید.

----------------------------------

منشور حقوق شهروندی در دولت دوازدهم رفوزه شد

 

🏻:نرگس ملك زاده

آقای ریئس جمهور

هنوز سال تحصیلی به پایان نرسیده است، امسال در شروع سال تحصیلی از معلمان و دانش آموزان سوال کردید

" در محیط مدرسه تحمل افکار دیگران ، احترام به افکار دیگران را چگونه تمرین کنیم؟؟؟"

خودتان به خوبی میدانید که در جامعه ما و حتی جامعه هدف پرسش مهر این سوال و پاسخ به آن جایگاهی ندارد طرح آن نیز فرار به جلوی مسئولان برای بازی با مفاهیم اجتماعی در قالبی مردم پسند است که این روزها دیگر این حنا هم برای مردم رنگی ندارد و این نوع چرخیدن به نفع ملت شعاری بیش نخواهد بود ،از سوی دولتی که به ظاهر رگ کردنش به نفع مردم و ازادی های آنها ورم کرده است.

معلم را در محل کارش مورد ضرب و شتم قرار میدهند تا این بار به دانش آموزان یاد بدهند، افکار دیگران تحمل کردنی نیست و تنها شیوه مبارزه با آن سرکوب به وحشیانه ترین شکل است.خوب عمل کرده اید دیگر زمان تئوری آموختن تمام شده است باید دانش آموز به چشم ببیند و این صحنه تا پایان عمر در ذهنش حک شود و هر گاه در ذهنش خطور کرد که فعالیت های مدنی نشان پویایی اجتماعی یک جامعه است ،خاطره آن روز تابلوی ایست او باشد برای هر فعالیت مدنی و شروع ایستایی اجتماعی

 

آقای رییس جمهور

حفظ کرامت انسانی ،آزادی فکر و اندیشه و انتخاب راه گفتمان حقوق شهروندی و تحمل افکار دیگران است.حق آزادی و امنیت شهروندی حق #محمد_حبیبی است هیچ شهروندی را نمیتوان از این آزادی محروم کرد.

در ماده ۱۴ قانون شهروندی به شهروندان این اجازه را داده است که در صورت تعرض غیر قانونی به آزادی و امنیت خود ،در حداقل زمان ممکن و با نهایت سهولت به مراجع و ماموران تامین کننده امنیت عمومی دسترسی داشته باشند اما در هیچ جای این منشور بیان نشده است که اگر ماموران و مراجع تامین امنیت به این حق و ازادی تو تعرض کردند چه باید بکنی و به کجا شکایت ببرند.

حق شهروندان است که از دولتی برخوردار باشد که متعهد به رعایت اخلاق حسنه،راست گویی،و درست کاری و.....باشد که در مقابل پذیرفتن اقدامات اشتباه خود از مردم عذر خواهی کند این حق شهروندی امضا شده ماست. البته حق پایمال شده و نادیده گرفته شده ما !

 

بر اساس اصل یک صد و سی و چهار قانون اساسی "منشور حقوق شهروندی، به مثابه برنامه و خط و مشی دولت برای رعایت و پیشبرد حقوق اساسی ملت ایران اعلام شده است ، ما بایدحق شهروندی خود و مطالبات قانونی خود را به چه شیوه ای از شما بخواهیم که حیثیت و اعتبار شهروندی ما از تعرض مصون بماند؟

امسال که گذشت اما اول مهر بیا و مردانه بگو که شما خودت چه پاسخی به پرسش مهر میدهید و نمره شما در پیگیری و تحقق منشور حقوق شهروندی چند بود؟

من میگویم دولت دوازدهم در پیگیری و اجرای این منشور رفوزه شده است شما منصف باشید و اینبار صادقانه پاسخ بده و برای یک بار هم که شده به حق شهروندی ما برای داشتن یک دولت راستگو احترام بگذارید.

-------------------------------

همین زخم هایی که نشمرده ایم...

 

سمیه شهریسوند

 

همیشه با همه هجمه اخبار منفی باز امیدوار بودم.به اصلاح،به بهبود و تغییر.

احضار و بازداشت، کتک زدن و فحاشی، لغو ابلاغ و زندان، تبعید و تهدید که از چهار گوشه ایران خبرش می رسید هیچ کدام باعث نشد دلسرد شوم.

اما چند ماهی است عجیب ناامید شده ام.ترس برم داشته که نکند سرنوشت سوریه یا عراق یا... در انتظارمان باشد.

نکند به سمتی خشمی مهارنشدنی برویم.به سمت خشونتی کور.

با اینهمه مقاومت در برابر حتی اصلاحات جزئی یا خواسته های مدنی کوچک. با اینهمه سرکوب عجیب و غریب و کوتاه نیامدن از مواضع نادرست که چهار دهه گذر زمان علنا نتیجه آن را نشان می دهد. با آن همه خشم عجیب که دی ماه امسال در خیابان های حتی شهرهای کوچک دیدیم. با کشته شدن انسانها در خیابان و آتش زدن انسان ها در مقر پلیس و... . با همه اینها آیا ایران به سمت فوران خشمی مهارنشدنی نمی رود؟!

آیا حاصل دیکتاتوری، تبعیض، بی عدالتی، سرکوب، فقر و فقر و فقر چیزی جز خشونت کور است؟!

آیا کسی هست که صدای شکستن استخوانهای روح ملت و چارچوبهای قوام میهن را بشنود و دلسوزانه فکری برای این اوضاع کند؟!

 

اما با تمام غم و ناامیدی که این چند ماه روی زندگی ام چتر سیاه انداخته بود هنوز سوسوی ستاره در آستانه مرگی اعماق قلبم بود.

دیروز با خبر دستگیری محمد حبیبی عزیز و خواندن اخبار شیوه دستگیری اش و شنیدن صدای صبور و نگران دوستانش که در خانه اش جمع شده بودند ناگهان همه چیز فرو ریخت.

کل امیدم که رشته باریک و نحیفی بود پاره شد و من وسط این دنیای گل و گشاد رها شده می بینم خودم را و این جامعه را و مردمم را.

و کاش رها شده بودیم. کاش به حال خودمان می گذاشتند ما را.

کار صنفی می کردیم به امید بهبود.

کار اجتماعی می کردیم به امید بهبود.

گاه حتی علی رغم میل مان کار سیاسی می کردیم و آبرو و اعصابمان را خرج اقناع اطرافیان می کردیم که رای بدهند. که راضی شوند در سرنوشت کشورشان از راه قانونی موثر باشند.

شبمان را به زور به روز می دوختیم که این دختربچه ها با چشم های درخشان که در کلاس ما را نگاه می کنند، فرداها از این روزهای ما جز تاریخ و توصیف چیزی ندانند.

 

چه باید می کردیم که نکرده ایم.

قیصر عشق چه خوب گفته است:

گر داغ دل بود ، ما دیده ایم

اگر خون دل بود ، ما خورده ایم

اگر دل دلیل است ، آورده ایم

اگر داغ شرط است ، ما برده ایم

اگر دشنه ی دشمنان ، گردنیم !

اگر خنجر دوستان ، گرده ایم !

گواهی بخواهید ، اینک گواه :

همین زخمهایی که نشمرده ایم !

محمد حبیبی نور چشم معلمان است.آزادش کنید.

........................................................

محمد حبیبی پیگیر کاستی های صنفی از مجاری قانونی بود

 

مسعود زینال زاده

 

بنام خداوند جان و خرد

 

محمد حبیبی معلم و فعال صنفی شناخته شده که همواره سعی داشته از روش های قانونی و مسالمت آمیز به بیان خواست های قانونی صنف خود بپردازد و با بازتاب کاستی ها و نارسایی های نظام آموزش و پرورش در خلال نوشته ها و گفته هایش همکاران و مسئولین را در رفع و اصلاح آنها ترغیب کند.

 

حبیبی نه یک برانداز است و نه یک محارب مسلح که برای بازداشت وی نیاز به خشونت و ضرب و شتم و اسلحه و دستبند باشد. او فقط یک معلم است که خواستار بهبود کیفیت آموزش و پرورش و نگران وضعیت معیشتی هم صنفانش است.

 

:مدعیان حفظ امنیت ملی بدانند که جریحه دار کردن عواطف معلمان در این مقطع حساس و پس از گذشت اندکی از واقعه گلستان هفتم پاسداران میتواند وقایعی مشابه را رقم زند که مسئول آن بی تدبیری و ماجراجویی عده ای عوامل خودسر است .

 

شاید معلمان به لحاظ خویشتنداری متفاوت از دراویش و کارگران به ستوه آمده از رنج معیشت باشند لکن خدشه دار شدن امنیت و نادیده گرفتن شأن اجتماعی شان توسط عده ای ماجرا جو با توجه به پشتوانهیست میلیونی دانش آموزان تحت نفوذشان میتواند عواقبی به مراتب سنگین تر از وقایع اخیر در بر داشته باشد.

 

:اینجانب کلیه دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی و قضایی را از ورود به چنین ورطه ای بر حذر میدارم و توصیه میکنم در صورتی که واقعا نگران امنیت ملی هستید هر چه زودتر محمد حبیبی و دیگر معلمان زندانی بی گناه را آزاد کرده و از جامعه معلمان عذر خواهی کنید.

 

96/12/13

مسعود زینال زاده

................................

برای محمد حبیبی دلاور مرد صنفی

 

مهدی فتحی، فعال صنفی فارس

 

امروزت را به تماشای چهار دیواری اطرافت بگذران رفیق....

آشناست این دیوارها!!

همانی ست که در دنیای واقعی مابین من و تو ترسیم شده تا یکی نشویم

اما شدیم .....

دیوار هیچ زندانی را یارای مقاومت در برابر حق و حقیقت نیست

 

چشم بسته ای ... می دانم

در پس این تیرگی هایی که مشاهده می کنی قطعا روشنایی هایی ست که روزهای سخت صنفی مان با هم ترسیم کرده ایم و به این بگیر و ببندها عادت.

 

رفیقم، جرم تو روشنگری ست

جرم تو دفاع از حق و حقوق فرهنگیانی ست که هماره چون شمع در برابر بی عدالتی هایی این سرزمین اسلامی!! می سوزند و می سازند.

 

رفیق صنفی ام

برای رستن باید پنهان شوی تا برسد بهاری که فصل رویش توست

رویشی با طعم روشنی ...

 

بهارت را به تماشا نشسته ایم تا سبز شوی

....................................................

نشان مهر دولت اعتدال بر سينه معلمان !!!

🏻جبار دوستي

معلم بازنشستە. عضو انجمن صنفي معلمان كردستان- مريوان

در پي خبر بازداشت محمد حبيبي، آموزگار و فعال صنفي كه به حق جز منش عدالت خواه نمي توان به او برچسبي زد، بار دگر لطف و محبتشان را در حق معلمين خاطر نشان كردند!!!

هربار جهانيان ، علي الخصوص جامعه ي فرهنگيان ايران بايد شاهد چنين بي حرمتي هايي در حق معلمين باشند، كه اين بار نوك پيكان آتئيست هاي منافق به سوي محمد حبيبي نشانه رفت .

اينكه تا كي و چرا بايد چنين توحش هايي را ببينيم و دم نزنيم كه مبادا با انگ و برچسب هاي رنگارنگ راهي زندان شويم؟ !قطعا پرسشي بديهي براي همه ي حق خواهان است.

اما سكوت كردن در برابر چنين اعمالي ، رسم مروت در برابر بزرگ مرداني همچون محمد حبيبي، محمود بهشتي، اسماعيل عبدي، مختار اسدي... نخواهد بود. آنان براي دفاع از حقوق همه ي ما دل به دريا زده اند و مردانه در اين راه هرچه در چنته داشتند فداي شغل مقدس معلمي و حق كردند .

دست رو دست گذاشتن صرفا ايجاد فرصتي بيشتر براي اسيب رساندن شديدتر به فرهنگيان است .

و همانا خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نميدهد مگر انكه انان حال خود را تغيير دهند.

(سوره ي رعد، آيه ي ١١).

اين ايه نمود واقعي جامعه ي امروز ماست. حبيبي و ساير معلمين زنداني سالهاست براي طلب حق گام برميدارند و امروز در اوج بي شرمي و با ضرب و شتم در محل كار راهي ناكجاآباد ميشوند تا اماده ساختن پرونده اي پر بار و مزين به اتهامات و تخلف هاي ساختگي و نكرده، براي ستاندن چنين معلمين مسئوليت پذير و دلسوزي از جامعه .

ما نه سياسي هستيم

نه اپوزيسيون

نه مخدر مصرف كرديم

نه ميل به خودكشي پشت ميله هاي نفرين شده ي زندان داريم .

ما انسانيم، معلميم و حقمان را ميخواهيم .

همكاران، دوستان، همراهان، حبيبي و ظلم در حق حبيبي مانندها را با ديده ي واقعيت بايد نگريست كه اگر اين مردان حق طلب را محبوس كردند، بايد بدانند هزاران حبيبي براي ازادي آنها و احقاق حق ، مستدام و مداوم و مقاوم گام برميدارند .

پس هرچه سريعتر و سنجيده تر بايد براي ازادي محمد حبيبي چاره جويي كرد .

...............................................

بیانیه انجمن صنفی معلمان کردستان-سقز

به نام خداوند جان و خرد

 

گرت امروز سوی ظلم میل است / بدان کان میل فردا چاه ویل است

 

همکاران فرهیخته، دانش آموزان عزیز و مردم فهیم؛

 

بار دیگر برای ساکت کردن صداهای حق طلبانه‌ و عدالت‌خواهانه‌ی معلمان، قانون به شکلی کریه زیر پا نهاده شد. بار دیگر حقوق شهروندی و کرامت انسانی را به سخره گرفتند و جور دیگری معنایش کردند. این بار قرعه را به نام محمد حبیبی زدند. عده‌ای لباس شخصی حرمت معلم و تعلیم و تربیت را باز هم نگه نداشتند تا معلمی متین، خوشنام، صاحب اندیشه و دلسوز را که تمام تلاشش جز در راه اعتلای عدالت و آزادی و کاستن از رنج همکاران و دانش آموزان نبوده، به بدترین وجه ممکن در مقابل دیدگان همگان به بند کشند. محمد حبیبی نه مفسد اقتصادیست، نه تروریست و نه زمینخوار! جاسوس و عامل بیگانه هم نیست! در اختلاسهای میلیاردی هم دستی ندارد! آقازاده هم نیست که لقمه از گلوی بیچارگان و تهیدستان ربوده و خرج تحصیلاتش در سواحل کشورهای اروپایی کرده باشد! او فقط یک معلم-روزنامه نگار و فعال در صنفش است. و البته عاشق کار و دانش‌آموزانش. تنها به این جرم بود که چنین بر سرش آوار شدند و در پیش چشمان دانش‌آموزان و همکارانش، با ضرب و شتم، اسپری فلفل و اسلحه کشیدن؛ از حفظ کرامت انسانی و حرمت معلمی و حرمت شغل پیامبران عاجز و مستاصل ماندند.

 

:شیوه‌ دستگیری محمد حبیبی بدون شک در تاریخ فعالیتهای صنفی فرهنگیان ماندگار خواهد شد و لکه‌ی سیاهی برکارنامه‌ی مجریان و مسئولان این اقدام بر جای خواهدگذاشت. اما تا آن زمان دانش‌آموزان و همکاران و مردم حق‌گو فریادی مستدام خواهند داشت که:

شرم بر آن صاحب دستی که با اسپری فلفل چشمانش را سوزاند! شرم بر آن صاحب دستی که اسلحه بر سرش گذاشت! و شرم بر آن فکری که سیاهگونه چنین فرمان می دهد و می خواهد هیچکس جز مانند او نیندیشد و همه را یک شکل و یک اندازه می خواهد!

 

 

همکاران فرهیخته، دانش آموزان عزیز و مردم فهیم؛

 

انجمن صنفی معلمان کردستان-سقز همصدا با تمام تشکلهای صنفی کشور ضمن محکوم کردن این اقدام غیر قانونی و غیر انسانی، خواستار آزادی بدون قید و شرط محمد حبیبی و محاکمه قانون شکنان بازداشت ایشان است.

انجمن صنفی معلمان کردستان-سقز

سیزدهم اسفندماە یک هزار و سیصد و نود و شش خورشیدی

.........................................................................

بیانیه محمود بهشتی لنگرودی و اسماعیل عبدی در خصوص بازداشت محمدحبیبی

 

به نام خداوند جان و خرد

 

خبر کوتاه بود و دردناک، به گفته‌ی خانم خدیجه پاک‌ضمیر، همسر آقای محمد حبیبی، ظهر روز شنبه ۱۲/۱۲/۹۶ ماموران امنیتی با حضور در مقابل مدرسه‌ی ایشان و در مقابل چشمان حیرت‌زده و نگران دانش‌آموزانش؛ با ضرب‌وشتم و استفاده از اسپری فلفل، وی را بازداشت؛ و پس از انتقال به منزل و تفتیش آنجا در مقابل همسرش و همسایگانی که در اثر سروصدا جمع شده و نظاره‌گر ماجرا بودند با دست بند به اوین منتقل کردند.

 

متاسفانه مشابه این اتفاق را درگذشته در ارتباط با برخی همکاران به‌ویژه فعالان صنفی معلمان شاهد بوده‌ایم استفاده از دستبند و پابند و برخوردهای خشونت‌آمیز با برخی همکاران آن‌هم در انظار عمومی به‌واسطه‌ی سکوت مسوولان کم‌کم به رویه‌ای عادی تبدیل‌شده است.

 

آری اینجا ایران است کشوری که مسوولانش معلمی را شغل انبیا می‌خواند و از شأن و جایگاه و مقام و منزلت او سخن می‌گویند اما در برابر بی‌حرمتی به جایگاه و مقام او و برخوردهای دور از شانی که صورت گرفته و می‌گیرد واکنشی درخور نشان نمی‌دهند.

 

اینجا ایران است کشوری که مسوولانش پیوسته از شرایط حساس کنونی دم می‌زنند و مردم را در برابر ناملایمات و کمبودها و بدعهدی‌ها به صبوری و خویشتن‌داری دعوت می‌کنند؛ اما خودشان در برخورد با مردم مصالح ملی و شرایط حساس کنونی را به‌کلی از یاد می‌برند و با اعمال نسنجیده و ناشیانه بحران‌آفرینی می‌کنند.

 

اینجا ایران است کشوری که مسوولانش خود را در برابر تمامی ملت‌های دنیا مسوول می‌دانند اما در برابر تبعیض‌ها و بی‌عدالتی‌هایی که در کشور خودشان و نسبت به مردم خودشان روا داشته می‌شود سکوت اختیار می‌کنند.

 

اینجا ایران است کشوری که مجازات آقای مرتضوی، دادستان وقت تهران؛ که جرمش معاونت در قتل بوده است به دو سال حبس تقلیل یافته اما برخی معلمان به‌صرف شرکت در تجمعات مسالمت‌آمیز آن‌هم برای پیگیری حقوق قانونی و صنفی خود به مجازات‌هایی به‌مراتب سنگین‌تر محکوم می‌شوند.

 

اینجا ایران است کشوری که رییس‌جمهور آن در شعار از حقوق شهروندی، اعتراضات مسالمت‌آمیز و تشکل‌های قانونی حمایت می‌کند اما در عمل با سکوت در برابر متعرضین به این حقوق خط بطلان بر تمام شعارها و ادعاهای خویش کشیده و از عمل به وظیفه‌ای که قانون اساسی بر عهده‌اش گذاشته سر باز می‌زند.

 

اینجا ایران است. ایران ما، ایران شما، ایران مردمی که متاسفانه به تبعیض‌ها و بی‌عدالتی‌ها عادت کردند، ایران مردمی که مصیبت‌ها و خبرهای ناگوار خو گرفته‌اند، ایران مردمی که خشونت‌ها را پذیرفتند.

 

محمد حبیبی معلمی ساده است. بی‌سلاح و بی‌دفاع، او را در حالی با برخوردهای نامناسب دستگیر می‌کنند که غارتگران بیت‌المال ازجمله در صندوق ذخیره فرهنگیان که اختلاسی بیش از ۱۳ هزار میلیارد تومان را به نام خود ثبت کردند آزادانه در کشور جولان می‌دهند.

 

به‌راستی آیا از زمان خاتمه دادن به این‌گونه برخوردهای غیرقانونی، تبعیض‌آمیز و ناعادلانه فرانرسیده است؟ متاسفانه مردم و مسوولان ما دیر از خواب برمی‌خیزند و شاید زمانی بیدار شوند که دیگر راهی برای بازگشت نمانده باشد.

محمود بهشتی لنگرودی و اسماعیل عبدی از زندان اوین

۱۳۹۶/۱۲/۱۳

............................................

گزارش یک برخورد زشت و ناپسند با یک معلم

و موضع انجمن صنفی فرهنگیان خراسان شمالی

 

بنام خداوند جان و خرد

 

محمد_حبیبی فرهنگی عضو کانون صنفی معلمان تهران و شورای_هماهنگی_فرهنگیان به شیوه ی زشت و خشنی بازداشت شد.

 

انجمن_صنفی_فرهنگیان_خراسان_شمالی ضمن محکوم کردن برخوردهای قهری با کنشگران صنفی، مدنی و اعضای تشکل های صنفی، از هرگونه رفتار خشونت آمیزی اعلام انزجار می کند.

 

:روز 12 اسفند ماه 1396 محمد حبیبی، در هنگام تعطیل شدن کلاس و خروج از مدرسه به شکل وحشتناکی بازداشت می گردد. ایشان در جلو دانش آموزان و همکاران در مکانی که مختص پرورش و آموزش دانش آموزان است مورد ضرب و شتم قرار می گیرد. افرادی که خود را مامور سپاه ثارالله معرفی میکنند با افشاندن اسپری فلفل به صورت ایشان و کتک کاری اقدام به بازداشتش می کنند.

 

طبق گفته بانو خدیجه پاک ضمیر همسر جناب حبیبی، ماموران که قصد تفتیش منزل را نیز داشته اند در برابر مقاومت جناب حبیبی مبنی بر تحمل ماموران تا تعطیل شدن من و حضورم در منزل در هنگام بازدید و تفتیش، اقدام به اجبار و زورگویی کرده و ایشان را با کتک کاری و زدن اسپری فلفل به صورت، سوار خودرو کرده و به اتفاق هفت مامور روانه ی منزل می شوند.

 

در محل مجتمع مسکونی نیز جناب حبیبی مقاومت کرده که باید همسرم یا کسی دیگر در حین تفتیش منزل حضور داشته باشد و متاسفانه ماموران ضمن ضرب و شتم چندباره ی ایشان، به رویش اسلحه می کشند و از ایشان میخواهند که درب آپارتمان را بازکند. همسایگان از ترس درگیری و نزاع شخصی با ماموران انتظامی (پلیس 110) تماس می گیرند.

 

بانو پاک ضمیر می فرمایند، طبق روال هر روز ساعت حدود 14 به منزل رسیدم که با افرادی لباس شخصی در منزل به هم ریخته ام، مواجه شدم و با دیدن جناب حبیبی با چشمانی سرخ، چون کاسه ی خون و صورتی برافروخته و ورم کرده بخاطر اسپری و ضرب و شتم، جاخوردم و از این اوضاع وحشت کردم. پس از جویا شدن دلیل و موضوع، آقایان برگه ای را نشان دادندکه از طرف سپاه ثارالله مامور هستند. همسرم نیز از شیوه ی برخورد ماموران شکایت کردند که ایشان با زور و کتک و اسلحه در منزل را باز کرده اند و حتی تحمل نکرده اند که شما برسید و ماموران نیز بدون هیچ ابایی اظهارات همسرم را تایید می کردند.

در نهایت گوشی، تبلت، لب تاب، دفاتر یادداشتی و برخی کتب جناب حبیبی را جمع کرده و با خود بردند و فرمودند یکی دو روز دیگر از بازپرسی بند دو الف زندان اوین خبر ایشان را بگیرید.

 

همسر جناب حبیبی این برخورد را غیر انسانی و غیر قانونی می داند و از اینکه با یک فرهنگی چنین برخورد زشتی کرده اند گله و شکایت داشته و دارند.

 

انجمن_صنفی_فرهنگیان_خراسان_شمالی اینگونه برخوردهای خشونت آمیز را که باعث ایجاد رعب و وحشت در جامعه می شود محکوم می کند. اینگونه رفتار از سوی هیچ کس و هیچ ارگانی پسندیده نیست و هدفی جز ترساندن معترضان ندارد وگرنه اخطار و اظهار جناب حبیبی که کارمند دولت می باشد کاری بس آسان و ممکن بوده است.

 

آنهایی که دم از حقوق شهروندی می زنند کجایند، که ببینند در پیشگاه انظار عمومی در مقابل دیدگان دانش آموزان و فرهنگیان چگونه جایگاه و اعتبار و عزت معلمی را لگدمال کردند.

 

محمد_حبیبی یک معلم آزاداندیش و راست کردار است، کنشگری خستگی ناپذیر درعرصه ی صنفی فرهنگیان، برای فراخواندن ایشان به دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی حتی یک تلفن ساده و یا اخطار خالی هم نداده اند، با این توصیف سپاه ثارالله چرا و چگونه به خود اجازه می دهند با معلمان جامعه، اینگونه هنجار شکنانه برخورد کنند. مگر سهم آنها نسبت به معلمان در نظام و کشور چند چند است، که تاکنون چندین نفر از بهترین معلمان کشور را با اتهام های واهی به محکمه اجباری فرستاده اند و برخی از آنها را زندانی کرده و حتی از کار محروم کرده اند!!!

چرا باید با اینگونه برخوردهای ناشایست و دور از شان، روحیه و عزت معلمان را خدشه دار کرده و هزینه های اجتماعی و فرهنگی برای جامعه و حاکمیت بتراشند؟

از یک یک دست اندرکاران، ریاست جمهوری، وزارت آموزش و پرورش، دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی و دستگاههای قضایی به جد خواهان پیگیری اینگونه هتک حرمت‌ها از جامعه ی فرهنگی می باشیم و از آنها می خواهیم هر چه سریعتر نسبت به رفع بازداشت #محمد_حبیبی و دلجویی از خانواده ی بزرگ فرهنگیان اقدام کنند و همچنین معلمان فرهنگ ساز و دلسوزی که بخاطر کنشهای صنفی شان در زندانند، آزاد کنید. #اسماعیل_عبدی، #محمود_بهشتی، #محسن_عمرانی و #مختار_اسدی از جمله معلمان زندانی صنفی میباشند که به جرم ناکرده اسیر بند زندان شده اند.

.......................................................

بیانیه کنشگران صنفی آموزش فارس در حمایت از محمد حبیبی

 

محمد حبیبی یکی از صادق ترین و محبوب ترین کنشگران صنفی معلمان هم دستگیر شد . حکایت دستگیری وی چنانچه بر همگان واضح و مبرهن است در فضایی کاملا غیر انسانی و خارج از موازین حقوق شهروندی بوده است.

 

دستگیری وی با ضرب و شتم و اسپری فلفل باعث حیرت و اندوه همگان به خصوص فعالان صنفی که از وی رفتاری جز متانت و وقار ندیده بودند شد .

 

محمد حبیبی که سالهاست فعالیت صنفی صادقانه و موقرانه را پیشه کرده و تمام دغدغه اش در درجه ی اول احترام به انسانها و عقاید آنان و در درجه ی دوم دفاع از حقوق صنفی فرهنگیان ایران زمین است و در این راستا ذره ای از جاده ی ادب ، نزاکت و منطق دور نشده و همیشه تاکید بر قانون جهت احقاق حقوق صنفی را مد نظر داشته است.

 

تاکید وی بر رعایت قانون چنانچه در هنگام دستگیریش هم مشاهده شد نشان از تفکر سقراطی وی دارد که حتی به کسانی که به وی بی احترامی می کنند و در محیط مقدس مدرسه به وی هتک حرمت می کنند تذکر قانونی می دهد و درخواست رویت حکم قضایی را می دهد که با رفتاری بسیار ناشایست از طرف مقابل روبرو می شود . رفتاری که به دور از حقوق شهروندی و قانونی است.

 

هتک حرمت به شان والای انسانی اگر چه عملی قبیح و شرم آور است که هیچ انسان متمدن و با فرهنگی آن را تایید نمی کند؛ توهین به ساحت مقدس مدرسه به عنوان نماد علم و تربیت عملی به مراتب اسفناک تر و شرم آورانه تر است.

 

کنشگران صنفی فارس ضمن محکوم کردن این برخورد ناشایست و غیر انسانی در وهله اول خواستار آزادی بی قید و شرط محمد حبیبی و دلجویی از وی و همسر فرهنگی وی هستند. و در وهله ی دوم از وزیر آموزش و پرورش بابت بی حرمتی به ساحت مقدس مدرسه و شان والای معلم درخواست می کنیم که مسئله ی بی حرمتی را به صورت جدی پیگیری فرمایند و زمینه آزادی هر چه سریعتر فرهنگیان دربند؛ به خصوص محمد حبیبی را فراهم نمایند و در پایان یادآوری می کنیم:

هر کس آن درود عاقبت که کشت.

 

کنشگران صنفی فارس

۹۶/۱۲/۱۳

...........................................

 

همسر محمد حبیبی در گفتگو با جامعه نو

 

شأن معلمی را شکستند

 

همسر محمد حبیبی می‌گوید؛ او یک فعال صنفی دغدغه‌‌مند است و در تمام مدت فعالیتش جز برای احقاق حقوق صنفی معلمان کاری انجام نداده است که امروز با این شیوه خشونت‌آمیز در مقابل چشم شاگردانش دستبند می‌خورد و بازداشت می‌شود.

بازداشت محمد حبیبی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران ، روز گذشته در حالی در شبکه های اجتماعی سروصدا کرد که خبرها از ضرب و شتم این فعال صنفی معلمان در حین بازداشت حکایت دارد. این درحالیست که به گفته خدیجه پاک ضمیر همسر محمد حبیبی؛ دلیل بازداشت این فعال صنفی همچنان نامعلوم است.

خدیجه پاک‌ضمیر فعال صنفی معلمان و همسر محمد حبیبی در گفتگو با جامعه نو در خصوص شیوه بازداشت همسرش می‌گوید:روز گذشته حوالی ساعت 12:30 ظهر نیروهای امنیتی با مراجعه به مدرسه محل تدریس آقای حبیبی قصد بازداشت او را داشتند و وقتی با مقاومت ایشان مواجه می‌شوند جلوی چشم دانش آموزان با استفاده از اسپری فلفل ایشان را سوار ماشین می‌کنند تا برای تفتیش منزل همراه مأمورین به خانه بیاید.

پاک‌ضمیر ادامه می‌دهد: به دلیل اینکه من در مدرسه حضور داشتم، آقای حبیبی تأکید می‌کند که باید فرد سومی هم در حین تفتیش منزل حضورداشته باشد و به همین خاطر از ورود مأمورین به منزل ممانعت کردند. همین مسئله مجدداً منجر به درگیری می‌شود و ایشان مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند.بالا رفتن سروصداها باعث مشکوک شدن همسایه‌ها می‌شود و حتی آن‌ها نیز به پلیس 110 زنگ می‌زنند تا در این مورد اطلاع دهند.

این فعال صنفی اضافه می‌کند: وقتی به منزل رسیدم با فضای به‌هم‌ریخته‌ی داخل خانه مواجه شدم و صورت و چشم‌های پف‌کرده محمد حبیبی .. مأمورین می‌گفتند ما به این دلیل اقدام به ضرب و شتم کردیم که ایشان مقاومت کرده است و تلویحاً وقوع درگیری‌ها را تائید کردند. روند بازجویی و تفتیش خانه سه چهارساعتی طول کشید و سپس ایشان را همراه خود بردند.

همسر این فعال صنفی با اشاره به این نکته که دلیل بازداشت آقای حبیبی عنوان نشده است و ما نمی‌دانیم که ایشان به چه اتهامی بازداشت‌شده‌اند و در حال حاضر در چه شرایطی به سر می‌برند، می‌گوید؛ مأمورین حکمی را به او نشان داده‌اند که دستگاه بازداشت کننده را قرارگاه ثارالله معرفی می‌کرد.ضمن اینکه هنوز به ما اعلام‌نشده که ایشان در کجا نگهداری می‌شوند.

پاک‌ضمیر می‌گوید جدا از مسئله بازداشت آنچه او را بسیار ناراحت کرده شیوه برخورد مأمورین با این فعال صنفی معلمان است. او می‌گوید: برخورد غیرانسانی و خشونت‌آمیز با این معلم به‌گونه‌ای بود که انگار یک دزد و جانی گرفته‌اند. در مقابل دانش‌آموزانش به او دستبند زده‌اند و او را مورد ضرب وشتم قرار داده اند. این شیوه برخورد، در شان یک معلم نیست.

پاک‌ضمیر با اشاره به برخوردهای صورت گرفته با فعالین صنفی در سالهای اخیر می‌گوید: متأسفانه در سالهای گذشته عملاً هیچ تغییری در شیوه برخورد با فعالان صنفی به وجود نیامده است و متاسفانه آموزش و پرورش نیز در این زمینه هیچ اقدامی انجام نداده است. مساله تنها محمد حبیبی نیست، در حال حاضر معلمان دیگری مثل اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی و دیگران در زندان به سر می‌برند و وزیر آموزش‌وپرورش باید پیگیر وضعیت معلمانی که با چنین مسائلی درگیر می‌شوند، باشد.

به گفته این فعال صنفی، بازداشت و احضار فعالان صنفی در سالهای اخیر نشان میدهد، عملکرد آموزش‌وپرورش در سالهای اخیر به‌گونه‌ای بوده است که نتوانسته حقوق صنفی معلمان را تضمین کند. پاک‌ضمیر می‌گوید: اگر عملکرد قوی بود قطعاً امروز یک دستگاه امنیتی به خودش اجازه نمی‌داد با فعالان صنفی معلمان چنین رفتارهای خشونت‌آمیزی را انجام دهد.

محمد حبیبی عضو هیات مدیره و از اعضای فعال کانون صنفی معلمان تهران است که در سالهای اخیر در جهت اهداف صنفی و دغدغه های فرهنگیان فعالیت کرده است. در پی بازداشت این فعال صنفی، کانون صنفی معلمان استان تهران در بیانیه ای ، ضمن اعتراض شدید نسبت به دستگیری همراه با ضرب و شتم محمد حبیبی عضو موثر هیأت مدیره، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط او و پایان بخشیدن به سیاست سرکوب فعالان و نهادهای مدنی توسط تمامی ارگان ها شد.

................................................

بیانیه کانون معلمان همدان

در باره ی بازداشت محمد حبیبی عضو کانون معلمان تهران

 

به نام خداوند جان و خرد

 

" ۱۲ اسفند ۱۳۹۶ محمد حبیبی فعال صنفی معلمان و عضو هیات مدیره کانون معلمان تهران با ضرب و شتم و پاشیدن اسپری فلفل و هتاکی در مدرسه و مقابل چشمان متحیر دانش آموزان و معلمان بازداشت شد."

 

کمتر کسی است که این خبر را بشنود و از این رفتارهای خشونت بار متحیر و متأثر نشود. چرا که همگان می دانند؛ قانون به هیچ احدی اجازه نداده است که حتی پس از بازداشت افراد جانی و خطرناک از خشونت و هتاکی استفاده کند.

 

کسانی که با پاشیدن اسپری فلفل و ضرب و شتم و توهین اقدام به دستگیری آقای محمد حبیبی معلمی که حق طلبی، عدالت طلبی، برابری آموزشی و قانون مداری را سرلوحه ی زندگی خود قرار داده، کدامین قله های فضیلت را فتح کردند؟

 

محمد حبیبی و سایر فعالان صنفی که از نابرابری های آموزشی در حق فرزندان این سرزمین در رنج هستند و وجود کودکان بازمانده از تحصیل و کودکان کار، رنج های بزرگ شان به شمار می آید تنها گناه شان این است که نمی توانند سر به لاک خود فرو برند ، گوشه عافیت بگزینند و زیست بی دغدغه از رنج های مردم را پیشه ی خود سازند .

 

آیا چنین انسان هایی که مشکلات اجتماعی را بی هیچ مزد و منتی گوشزد می کنند، سزاوار احضار به مراجع قضایی هستند یا لایق قدردانی ؟

 

شایسته است مسئولان کشور به این پرسش ها پاسخ صادقانه دهند که:

 

_ آیا انتقاد از عملکرد مسئولان جرم است؟

 

_ آیا نشان دادن بی عدالتی در حوزه های مختلف که ناشی از عملکرد ناصواب مسئولان است گناه است ؟

 

_ آیا بازداشت کنندگان حق دارند در حین بازداشت یک شهروند او را به بدترین شکل کتک بزنند و توهین و تحقیر نمایند؟

 

_ آیا مرجع بازداشت کننده ی محمد حبیبی، مامورانی را که او را در مقابل چشم معلمان و دانش اموزان و همسایگان مورد ضرب و شتم قرار داده اند مورد مواخذه و محاکمه قرار می دهد ؟

 

_ این نوع برخورد با معلمان حق طلب و عدالت خواه، احساسات هزاران معلم کشور را جریحه دار کرده و موجب تشویش و تحریک اذهان فرهنگیان کشور شده است. آیا اراده ای برای برخورد با این مشوش کننده های اذهان وجود دارد؟

 

ما مشفقانه مسئولان قوای سه گانه را انذار می دهیم که خواسته های عدالت خواهانه معلمان ایران که دوستداران واقعی کشور و مردم هستند و از هرگونه تندروی، بی نظمی، توهین و تقابل بیزارند و خواسته های خود را به مدنی ترین شکل ممکن مطرح می کنند و در پی سعادت و سرافرازی کشور و یک پارچگی ملت اند ، را پذیرا باشند و از برخورد غیرموجه و سخت با معلمان بپرهیزند و نقدهای آنها را، از سر دلسوزی و مسئولیت شناسی بدانند و نگاه مثبت به انتقادهایشان داشته باشند و بدانند در هیچ جای جهان هیچ قدرتی در برخورد با معلمان پیروز نشده و نخواهد شد.

 

بر این اساس از مسئولان محترم کشور تقاضا می کنیم در شرایطی که کشور دچار بحران های مختلف در حوزه ای اجتماعی، اقتصادی و... است، از پیچیده تر شدن اوضاع جلوگیری کنند و برای یک بار هم که شده رویکرد مثبت در خصوص خواسته های فرهنگیان در پیش بگیرند و در اقدامی دور اندیشانه، معلمان دربند (محمود بهشتی لنگرودی، اسماعیل عبدی، مختار اسدی، محسن عمرانی ، محمد حبیبی) و وکیل آنها (عبدالفتاح سلطانی) را آزاد کنند. امید که این اقدام در آستانه سال نو به همگرایی ملی کمک کند.

کانون معلمان همدان

۱۳اسفند ۱۳۹۶

--------------------

 
  facebook   twitter   بالاترين   مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیرکه عضوآن هستید ارسال کنید:  
O.R.W.I.   Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)