O.R.W.I.
Organization of Revolutionnary Workers of Iran (Rahe Kargar)
Organization of revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
يكشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷ برابر با ۲۱ اکتبر ۲۰۱۸
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
  شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷ برابر با ۰۹ ژوئن ۲۰۱۸  
    بیانیه کانون صنفی معلمان تهران پیرامون ادامه بازداشت موقت محمد حبیبی و کارشکنی در روند مرخصی اسماعیل عبدی

بیانیه کانون صنفی معلمان تهران

پیرامون ادامه بازداشت موقت

محمد حبیبی و کارشکنی در روند مرخصی اسماعیل عبدی

 

به نام خداوند جان و خرد

 

نزدیک به یک ماه از بازداشت غیر قانونی و موقت محمد حبیبی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران می گذرد. محمد حبیبی در زمان حضور در تجمع مسالمت آمیز ۲۰ اردیبهشت به شیوه ای بسیار خشن و پس از ضرب و شتم شدید بازداشت شد، جدا از سایر بازداشتی ها نگهداری شد و در حالی که می توانست مانند سایرین با وثیقه آزاد شود، برخلاف تمام موازین قانونی، با اعمال فشار از جانب ضابط و با پذیرفته نشدن وثیقه به زندان تهران بزرگ منتقل شد. تا سیر نقض مقررات و قانون از سوی مراجع قضایی کامل شود. همه ی این رفتار های خلاف قانون و مغایر با استقلال قوه قضاییه در حالی صورت گرفت که محمد حبیبی به خاطر ضربات مشت و لگد هنگام بازداشت و کشیده شدن روی زمین نیاز به درمان فوری در خارج از زندان داشته و هم اکنون به دلیل آسیب های وارده دچار مشکل تنفسی و درد در قفسه سینه است. اما متاسفانه می شنویم که به دلیل کمبود شدید امکانات و نامناسب بودن شرایط زندان تهران بزرگ برای نگهداری زندانیان و بالاتر از آن بی توجهی به حداقل حقوقی که در قوانین موجود برای زندانی در نظر گرفته شده است، تنها داروی مسکن مصرف می کند و هیچ گونه اقدام درمانی صورت نگرفته است.

 

کانون صنفی معلمان تهران ضمن بیان اعتراض شدید خود به این روند غیرقانونی این سوال را مطرح می کند، در شرایطی که ضابط نوع حکم و محل نگهداری زندانی را مشخص می کند،اصولا استقلال دستگاه قضایی چه معنایی می تواند داشته باشد؟ چرا که پیش از این نیز ضابط قضایی با اعمال نفوذ باعث ایجاد مشکلات فراوانی برای معلمان زندانی شده است. یک نمونه ی اخیر آن شرایط اسماعیل عبدی است که گفته می‌شود مخالفت های ضابط قضایی است که مانع جدی در مسیر موافقت با درمان و مرخصی اسماعیل عبدی دیگر عضو هیات مدیره کانون تهران ایجاد نموده است.

 

در حالی بر معلمان زندانی اینگونه ظلم می شود که برخی دزدان و اختلاسگران اموال عمومی آزادند و اگر روزی هم زندانی شوند از خدمات ویژه در زندان و مرخصی های طولانی برخوردار هستند. اکنون برای افکار عمومی و معلمان این سوال پیش می آید که چه کسانی باعث اخلال در نظم و اقدام علیه امنیت هستند معلمان دربند چون محمود بهشتی لنگرودی و مختار اسدی ، اسماعیل عبدی یا ویژه خواران و رانت خوارانی که شدیدترین ضربات را بر اعتماد عمومی وارد نموده اند اما به نظر می‌رسد به طور کامل از مصونیت قضایی برخوردارند؟

 

چرا حقوق قانونی معلمان زندانی رعایت نمی شود. مختار اسدی حتی یک روز به مرخصی نمی آید. چرا با سپری شدن مدت قانونی، محمود بهشتی لنگرودی، اسماعیل عبدی، مختار اسدی نمی توانند از حق خود مبنی بر آزادی مشروط استفاده کنند؟ چرا برای بازگشت به کار رسول بداقی و محسن عمرانی اقدامی سریع و جدی صورت نمی گیرد؟ چرا پرونده سازی ها و تهدید معلمان فعال صنفی ادامه دارد؟ آیا معلمان بصورت عام و معلمان زندانی بصورت خاص چیزی جز عدالت آموزشی و زندگی شایسته برای معلمان و جامعه می خواهند؟

 

افکار عمومی چگونه باید این تناقضات را تحلیل نماید.

 

کانون صنفی معلمان استان تهران، ضمن اعتراض به روند برخورد با فعالان صنفی، خواهان انتقال فوری محمد حبیبی به زندان اوین و سپس ایجاد شرایطی برای آزادی وی است.نسبت به پیامدهای ممانعت از درمان اسماعیل عبدی هشدار می دهد و خواهان دسترسی فوری اسماعیل عبدی و محمد حبیبی به خدمات درمانی مناسب در خارج از زندان است.

 

ما معتقدیم زندان جای هیچ منتقدی نیست و ضمن تاکید بر حقوق انسانی هر زندانی، خواستار برخورداری محمود بهشتی و مختار اسدی و اسماعیل عبدی از قانون آزادی مشروط هستیم.

 

کانون صنفی معلمان تهران

۹۷/۳/۱۸

.........................................

آموزش بین الملل بزرگترین اتحادیه آموزگاران جهان،

دستگیری محمد حبیبی را محکوم کرده است.

همچنین دبیرکل آموزش بین الملل از حسن روحانی خواسته است شرایط آزادی را فراهم نماید.

متن فراخوان را در زیر بخوانید؛

 

زندگی معلم ایرانی در بند، محمد حبیبی در خطر است!

نیاز به اقدام فوری احساس می شود.

 

روز معلم در ایران در دوم ماه می هر سال در یادبود قتل ابوالحسن خانعلی معلم جوان به دست نیروهای شاهنشاهی در سال ۱۹۶۱ برگزار می شود. در تهران نیز امسال گروهی از معلمان تجمعی مسالمت آمیز در دوم می برگزار کردند که با برخورد شدید و خشونت آمیز نیروهای امنیتی و لباس شخصی و دستگیری برخی از شرکت کنندگان همراه بود. محمد حبیبی نیز یکی از شرکت کنندگان این مراسم همچنان در زندان در شرایط نابسامان و غیرقابل تحمل به سر می برد.

 

بنابر اظهارات خانواده ی وی که در روز یکشنبه با او دیدار کرده اند او به شدت از ناحیه ی سینه و پهلو بخاطر کتک های متحمله آسیب دیده است. او همچنین کبودی سیاه و مشخصی در پشت خود دارد که بخاطر کشیدن او روی آسفالت زمین هنگام دستگیری اش بوجود آمد. باید سریعا از او عکسبرداری شود، چرا که احتمال شکستگی در این ناحیه از بدنش محتمل است. اما او را از زندان به بیمارستان منتقل نمی کنند.

 

رفتار مسئولین زندان با آقای حبیبی چیزی جز جرم، جنایت و چشم پوشی نیست. در صورت بروز هر اتفاقی برای آقای حبیبی ما تمام مامورین ذیربط در این مسئله را مسئول می دانیم. ما همچنین از تمام افراد فعال، سازمان ها، اتحادیه ها و بخصوص صنف معلمان می خواهیم تا تمام توان خود را برای محکوم کردن رفتارهایی که با آقای حبیبی شده بکار ببندند و خواستار آزادی بی قید و شرط ایشان شوند.

معلمان ایرانی، کارگران و مردم ایران اکنون در دوره ی حساس تاریخی بسر می برند. این کشمکش ها از تظاهرات ملی در ۲۸ نوامبر ۲۰۱۷ آغاز شد که کشور را به مدت ۱۰ روز به لرزه درآورد و تا امروز در انواع و صورت های مختلف ادامه پیدا کرده است. درگیری مردم برای آزادی و برابری در ایران دائمی و پایان ناپذیر است.

 

معلمان ایرانی، کارگران و مردم ایران درحال حاضر خواستار گسترده ترین واکنش های ممکن از طرف همبستگی های بین المللی هستند.

 

زنده باد وحدت بین المللی

 

دیوید ادواردز دبیر کل آموزش و پرورش بین المللی به شدت دستگیری محمد حبیبی عضو اتحادیه ی صنفی معلمان ایران و انتقال وی به زندان اوین را محکوم کرده است.

ادوارزد درخواست اتحادیه ی بین المللی برای آزادی آقای حبیبی را به رئیس جمهوری ایران حسن_روحانی ارائه کرده است.

 

محمد حبیبی که در تجمعی مسالمت آمیز به مناسبت روز معلم که در ۱۰ ماه می در مخالفت با خصوصی سازی آموزش و درخواست حقوق خود برگزار شده بود توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به زمین کشیده شد. این دستگیری در ادامه ی دستگیری های پیشین وی که در ۳ مارس در مقابل دانش آموزانش انجام شده بود و به مدت ۴۴ روز زندانی بود صورت گرفت.

............................................

من اگر جای محمد حبیبی بودم!

سینا نوری - معلم

 

من اگر جای محمد_حبیبی بودم در تجمع آخر شرکت نمی کردم!

فکرش را بکن ! چند روز از بازداشت وحشیانه ات گذشته باشد، با آن وضع فجیع مقابل دیدگان دانش آموزان و همکارانت به توهین آمیز ترین شیوه ممکن مورد ضرب و شتم قرارت دهند، خانه ات را بگردند و حتی از همسرت شرم نکنند، چند ماه بازداشتت و باز خواست و بازجوئی ات کنند، به غریب ترین اتهامات متهم شوی و حالا چند روزی از آزادی ات نگذشته است و هر آن به بهانه ای ممکن باشد پسش بگیرند و بازت گردانند به همان روزهای جانکاه، ... و تو دوباره در تجمع بعدی حاضر شوی!؟

بخاطر دفاع از حقوق معلمانی که خیل میلیونی شان حتی حاضر به نام بردن از تو در دفتر مدرسه پیش همکاران دیگر نشوند، نکند برایشان مشکل حراستی پیش بیاید؟

بخاطر مملکتی که سیلاب تباهی و فساد و دزدی و سیاهی از هر طرف دارد با خودش همه چیز را می برد و ویرانتر می سازد؟

 

نه! اگر من جای محمد حبیبی بودم در آن تجمع شرکت نمیکردم.

ولی او رفت و ایستاد و همان حرف های قبلیش را زد.

او از بیداد و ظلم وارده بر آموزش که آینده و حال این خاک است، شکایت کرد.

او به نیروهای امنیتی یادآوری کرد که وظیفه شان گرفتن دزدهاست نه معلمان معترض.

او_محمد_حبیبی_است! "بینوا بندگکی سربراه" نیست. او در برابر این بی عدالتی سکوت نکرد. او بسان این همه آدم بی تفاوت عافیت طلب نیست. او به بیرون کشیدن گلیم خود از این گل آلوده آب، اکتفا نمی کند. او محمد حبیبی است و "راه بهشت مینوی او بزرو طوع و خاکساری" نبود.

 

او رفت و ایستاد تا من و معلمان و همه ایرانیان یادمان بیفتد که تمام زندگی همین اطاعت ها نیست و گاهی باید از ذره ذره فروکاستن زندگی فهمید که دارند همه اش را سیاه میکنند. حال فرقی ندارد اگر این تباهی و نابودی یکباره باشد. یادمان بیفتد که این زندان بزرگ با زندانهای دیگر تفاوت چندانی ندارد. اگر حبیبی که دردها را می بیند ساکت باشد، هیچکس دیگر هم سکوتش را نخواهد شکست.

 

محمد حبیبی به من یادآوری کرد که باید حق را گفت به هر هزینه ای!

و من این بار سکوت نخواهم نکرد.

من این را از محمد حبیبی آموختم

.................................

اول مسوول هستیم بعد معلم

 

منیژه فروزنده، معلم و فعال صنفی

 

در ابتدا عرض کنم که من یک معلم هستم و قاعدتا از درون صنفم و به دور از هر تعصب گمراه کننده ای به نوشتن این متن دست زدم چرا که باور دارم معیار سلامت و وجود امنیت در یک جامعه به هیچ وجه معیاری برای محک زدن سلامت معلمان و یا عدم سلامت آنان نیست و یا بر عکس! منظورم را واضحتر بگویم ،نمیتوان جامعه ای را مثال زد که یک کاست منزه و پاکیزه داشته باشد و بقیه لایه های اجتماعی فاقد این ویژگی باشند!

 

با نگاهی به آمارهای خشونت جنسی در جهان به راحتی میتوان دریافت که امر تجاوز جنسی درمحیط آموزشگاه ها و مدارس ارتباط تنگاتنگی با حوزه های مختلف اجتماعی دارد و در هم تنیدگی این حوزه ها اجتناب ناپذیر است. هنوز اخبار تجاوزات جنسی در بالاترین رده های سینمای هالیوود و موسسات و شرکتهای بزرگ صنعتی و وزارتخانه ها ، داغ و شوک بر انگیز است. هنوز درد جانسوز ربودن دختران و زنان را از میان دود و آتش جنگهای خاورمیانه و آفریقا به جان داریم.

 

هنوز شاهد خرید و فروش دختران خردسال در هتلها و کازینوها برای عیاشی مولتی میلیاردرها هستیم! هنوز شاهد ازدواج دختران خردسال در آمار میلیونی هستیم که دقیقا بحث تجاوز در موردشان صدق می کند.

 

پس چگونه می توان فضای مدرسه را با انتخاب صرفا معلمان استرلیزه ! امن نمود. این رومانیزه کردن یک شغل است. این تعصبی تفرقه افکنانه و خاک پاشیدن روی صورت مساله سیاهیست که هنوز جوامع بشری با آن درگیرند. معلمی یک شغل است همچون پرستاری و یا رانندگی و که البته حساسیت های ویژه ای را میطلبد و آموزشهای خاصی را لازم دارد چرا که آسیب پذیرترین بخش جامعه یعنی کودکان و نوجوانان در آن تنیده میشوند اما نمیتوان اطمینان داشت که مردی که دارای فرهنگ مردسالاریست و در خانواده و جامعه به شدت تایید میشود در محیط مدرسه یک انسان آزاده و دموکراتیک باشد. نمیتوان انتظار داشت زنی که در محیط بیرون از مدرسه با انواع و اقسام خشونتها و تحقیرها دست به گریبان و عمدتا خشمگین و ناراضی است به ناگهان در مدرسه ژاندارک شود!

 

نا گفته نماند که بسیار معلمینی هستند و بودند که از این گندابها سر بلند بیرون آمدند و تا پای جان از اصول انسانی دفاع کرده و میکنند .بحث بر سر قاعده و ریشه خشونت جنسی است که در محیط بیرون از مدرسه شکل میگیرد ولی در درون مدرسه شکل بروز تاثیر گذارتری می یابد.

در مورد تجاوز به دانش اموزان دبیرستانی ، خبر دهشتناکی بود اما اعتراض بسیاری از معلمین به چیست و کیست؟

به اینکه این معلم رسمی نبوده؟؟ به اینکه معاون بوده و اصلا معلم نبوده؟

نه دوستان عزیز، ما نه به عنوان معلم بلکه از جایگاه انسانیمان به مشکل ورود کنیم. فاجعه از آنجا آغاز میشود که تمامی ساختارها و نهاد های برنامه ریزی از جمله آ پ به جای زدودن فرهنگ تبعیض و خرافه، به جای اهتمام در رشد خلاقانه و حس استقلال در دانش اموزان ،درست بر عکس عمل میکنند . ترس و اطاعت و نا آگاهی و نا امیدی نسل جوان نتیجه این روندهاست. در تمامی ابعاداجتماعی ؛ فرهنگ کالایی بر اصول برابرخواهانه انسانی مسلط میشود و فرد گرایی و لذت جویی اقتدار گرانه حاکم میگرددو در نهایت طوسیها سر بر می آورند. این دو نیرو را در کنار هم بگذاریم ساختاری معیوب و جمع کثیری از کودکان و نوجوانان، جانب کدام یک را می‌گیریم؟ کودکان و نوجوانان فاقد آگاهی و قدرت تصمیم گیری و یا..؟

 

آیا می خواهیم که بدون رفتن و دیدن ریشه ها به شغل شریف معلمی غره شویم؟ چرا این ۳۰ دانش آموز حتی یک معلمش را در خور اعتماد نمیدید و از او طلب کمک نکرد؟ چرا این دانش اموزان پدر و مادر و بستگان نزدیک خود را به فریاد خواهی نطلبیدند!

 

این چراها را در کجا باید به میان کشید و چه کسی جواب‌گوست؟

ما مقصر نیستیم. حتما همین است. ولی چراها وجود دارند!

۱۶ خرداد ۱۳۹۷جامعه نو

....................................

کسانی مانند محمد حبیبی باید معلم باشند!

مهدی فرجی - معلم

 

۲۰ سالی میشود که محمد_حبیبی را می شناسم. محمد از آن دست انسانهایی است که می شود بهشان تکیه کرد. از آنهایی که می شود برایشان سخن گفت، از آنهایی که درد را درک می کنند، که هم‌رنگ همه‌ی انسانهای خوب جهانند، همرنگ همان حس خوبی هستند که لبخند می‌آفریند....

جز همانهایی است که اگر نباشند یک پای زندگی لنگ میزند..

محمد جز آن دست انسانهایی است که به چهره‌ی انسان رنگ انسانیت و شرف میزنند. شریف است و آزاده...

نجیبی است به تمام معنا...

محمد و همانندان او آینه تمام نمایی هستند صیقلی، که حق هر انسانی است که روبرویش گذاشته شوند تا سرشاری روان و جانش را در او ببیند و صاف و بی‌غش و آرام شود و ببالد و برآید و برکشد... زندگی کند و بار دهد....

و زندگی را معنا کند...

کسانی مانند محمد حبیبی‌ باید آموزگار باشند...

 

چقدر خوب که محمد_حبیبی معلم است...

 

درد بزرگ امروز ایران کمبود انسانها و بخصوص معلمانی مانند محمد حبیبی است. برخوردی که با وی شد در شان هیچ انسانی نیست چه برسد به معلم. چگونه جامعه‌ای هستیم که معلم آن برای احقاق حق همکاران و دانش‌آموزان جلوی نگاه مردم ضرب و شتم میشود.؟ تاریخ درباره ما چه خواهد گفت؟ در کجای جهان با یک آموزگار به آن صورت برخورد میشود؟ جای وجود بزرگ و سرشار محمد حبیبی کلاس درس است، نه زندان!

.....................................

 
  facebook   twitter   بالاترين   مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیرکه عضوآن هستید ارسال کنید:  
O.R.W.I.   Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)