O.R.W.I.
Organization of Revolutionnary Workers of Iran (Rahe Kargar)
Organization of revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
سه-شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷ برابر با ۲۰ نوامبر ۲۰۱۸
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
  چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷ برابر با ۰۷ نوامبر ۲۰۱۸  
    موازی‏‌کاری و ضدیت با تاریخ

 

موازی‏‌کاری و ضدیت با تاریخ

 

گاهنامه چپ کوک

 

 

این روزها شاهد کوشش‏‌هایی هستیم برای خنثی‏‌سازی مبارزات کارگران، معلمان و دانشجویان، از طریق موازی‏‌کاری‏‌هایی که شناختن ماهیت و هدف آن برای مبارزان هر یک از این سپهرها بسیار حیاتی‏ست:

خبر می‏‌پیچد که سندیکای شرکت واحد اتوبوس‏‌رانی تهران و حومه هفته‏‌ی آینده می‏‌خواهد مجمع عمومی برگزار کند و ما متوجه می‏‌شویم که برگزارکنندگانش نه سندیکای شرکت واحدی که می‏‌شناسیم و همین چندی پیش یکی از اعضای هیأت مدیره‏‌اش (رضا شهابی) در زندان بود، بلکه جریانی که ریشه‌‏ای ندارد اما از نامی شناخته شده (سندیکای شرکت واحد) استفاده می‏‌کند. همین‏‌جا روشن کنیم که فرضیه‏‌ای تحت این عنوان که آن‌‏ها امنیتی هستند را کنار می‏‌گذاریم. خب در این صورت چه؟ آیا ایرادی دارد که گروهی دیگر از فعالان کارگری شرکت واحد که شاید با ساز و کارهای سندیکای شناخته شده‏‌ی شرکت واحد مشکل دارند، بیایند و با آن نام اعلام کنند که می‏‌خواهند مجمع عمومی‏‌ای برگزار کنند و سندیکایی دیگر را خلق کنند؟

 

آیا نباید تعجب کنیم که چطور در حالی که در تمامی 10 سال گذشته از امکان کنشگری علنی سندیکای شناخته شده‏‌ی شرکت واحد جلوگیری شده، به یک‏‌باره بی‏‌هیچ مانعی بر سر راه گروهی دیگر و بی‏‌آنکه ما خبری در خصوص چند و چون ارتباطات این گروه با بدنه‌‏ی کارگری شرکت واحد داشته باشیم، آن‏‌ها اعلام مجمع عمومی (مهمترین رُکن یک تشکیلات علنی کارگری) کردند و احتمالا بدون کوچکترین دردسری برگزارش خواهند کرد؟

 

بی‏‌شک این تولد یک سندیکای زرد است. سندیکاهای زرد کارشان کُند کردن تیغ تیز اعتراضات کارگران از یک‏‌سو، مخدوش کردن امکان تشخیص تشکیلات راستین حافظ منافع طبقاتی از ضد آن و در نهایت کمک به حاکمیت برای آنکه به اعتبار این قبیل نهادهای بی‏‌خاصیت خود را دموکراتیک جا بزند. سندیکای زرد یا اساسا به تاریخ مبارزات ارجاع نمی‌‏دهد و یا تاریخی تحریف شده را به طبقه عرضه می‏‌دارد.

چندی پیش شاهد بودیم که همین اتفاق به نحوی دیگر سر فراخوان به اعتصاب 16 مهر در بدنه‏ی معلمان افتاد و با هشیاری تشکیلات کانون صنفی خنثی شد.

 

اینک اما شاهدیم که متأسفانه به گونه‏‌ای ناآگاهانه بخشی از بدنه‌‏ی دانشجویی به شکلی دیگر گرفتار این بازی شده است. به نام یک ضرورت در هر جنبش و حرکتی، یعنی خود-انتقادی به شکلی آشکار و در زمانی نامناسب (سنگینی سایه‌‏ی احکام دانشجویی و در اختیار بسیج و انجمن بودن بخش قابل توجهی از شوراهای صنفی)، تاریخ مبارزات صنفی دانشجویان مخدوش می‏‌شود، بی‏‌دستاورد خوانده می‏‌شود و بالیدن آن (با تمامی نقدها به آن و کاستی‏‌هایش) ناشی از به کار بسته شدن مکانیزم سرکوب معرفی می‏‌شود. قطعا بخشی از نقدهای این گروه پا در واقعیت دارد و آنان خود دغدغه‌‏های صنفی-دانشجویی دارند، اما آنان برای بیان انتقادشان متوسل به شیوه و ابزاری شدند که متکی بر زمینه‏‌ای که در حوزه‏‌ی کارگری شرح‏‌اش رفت، آدمی را قانع می‏‌کند که بازی در زمین امنیتیست. به عبارت دیگر آنان متوجه نیستند که پیش بردن انتقادشان در شکل و شمایل کنونی چقدر به نفع دشمن مشترک است.

باری ما همیشه در وضعیت استثنایی (همان شرایط حساس کنونی خودمان) هستیم و همیشه هم دشمن مشترکی هست اما هیچ کدام از این‌ها دلیلی بر مهر سکوت زدن بر دهان‏‌هایی که قصد انتقاد از وضعیت مبارزه و مبارزان را دارند نیست، آنچه اما هم‏‌پای این نکته باید درنظر گرفته شود شکل و شیوه‏‌ی بیان انتقاد است که اگر درست و حساب شده نباشد، مویی با تیشه به ریشه زدن فاصله نخواهد داشت. تنها مکانیزم بیمه کننده‌‏ی تداوم و هرچه رادیکال‏‌تر شدن مبارزه عبارت است از رجوع مدام به تاریخ و هنگام روایتِ انتقادی آن مرزگذاری با حاکمان.

 

این مسئله در ایران مسبوق به سابق است:

 

در دهه‏‌ی 1320 دولت براى خنثى كردن اقدامات شوراى متحده‏‌ی کارگران ، كه مورد استقبال كارگران قرار گرفته بود (و حزب توده در شکل‏‌گیری آن نقش قابل توجهی داشت)، اتحاديه‌ى كارگران و برزگران را در تهران تشكيل داد و شعبه‌‌هايى از آن را در خوزستان و مازندران سرهم بندى كرد. چندى بعد نيز اتحاديه‌‌ى ديگرى به نام اتحاديه‌‌ى زحمت كشان در تهران سرهم بندى شد كه فعاليت آن بيش‌‌‌تر در كارخانه‌‌ى سيمان متمركز شده بود و بالاخره براى رويارويى با مسائل كارگرى در 1325 وزارت كار به وجود آمد. مخالفان شوراى متحده‌‌ى مركزى در 1325، اتحاديه‌‌ى سنديكاهاى كارگران و كشاورزان ايران، (اسكى) را تشكيل دادند كه به كنفدراسيون سنديكاهاى آزاد جهان وابسته شد. به زودى در سنديكاهاى نامبرده اختلاف بروز كرد و اتحاديه‌‌ى مركزى كارگران و كشاورزان ايران، (امكا)، از آن انشعاب كرد. در 1327، بار ديگر در تشكيلات اسكى اختلاف بروز كرد و كارگران راه‌آهن پس‌‌ از جدايى از آن اتحاديه‌‌اى به نام شوراى مركزى كارگران و پيشه‌‌وران و كشاورزان ايران را تشكيل دادند. سرانجام در 1330 به ابتكار و كوشش‌‌ وزارت كار، سه تشكيلات كارگرى دولتى در كنگره‌‌ى اتحاديه‌‌ى كارگران ايران، وابسته به كنفدراسيون سنديكاهاى آزاد جهان، ادغام شدند. اين كنگره فاقد هر نوع پايگاهى در ميان كارگران بود (نک به: سوداگر، رشد روابط سرمایه‏داری در ایران: مرحله‌‏ی گسترش، 1369: 756).

 
  facebook   twitter   بالاترين   مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیرکه عضوآن هستید ارسال کنید:  
O.R.W.I.   Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)