O.R.W.I.
Organization of Revolutionnary Workers of Iran (Rahe Kargar)
Organization of revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
دوشنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ برابر با ۲۴ آوريل ۲۰۱۷
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
  چهارشنبه ۲ فروردين ۱۳۹۶ برابر با ۲۲ مارس ۲۰۱۷  
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سهمم از زندگی این نبود !

برای همه موارد خداوندا به تو شکایت دارم ! سهمم از زندگی این نبود !

 

 

محسن میرزایی

دبیر بازنشسته

 

 

از کلیه گروه های مرتبط با صنف کناره می گیرم/ دوران زندگی بسیار پرتنشی داشته ام زیرا معلم بودم/ حقوق اجتماعی و شان من از زندگی این نبود/ با چراغ گشتم و گشتم و عدالت را بیشتر گم کردم/ دیگر طاقت نوشتن ندارم/ در دنیا سهمم از دیدن و سکوت زیاد بوده/ آرزوهای دست نایافته به وسعت عمرم دارم

 

قریب به یک سال است که کف پاهایم مرتب احساس سوزن خوردگی و سوزش و دردی نه چندان زیاد می کنم . با یکی از دانش آموزان که متخصص داخلی و فوق تخصص قلب و فلوشیپ می باشد مطرح کردم . با شنیدن مطلب گفت که استفاده از شیرینی را به حداقل و صبح و عصر مرتب ورزش کن . پس از چندی مرا عضو کانال توصیه های پزشکی خود نمود و اخیرا مطلبی پیرامون این احساس در کف پاها را در توصیه های پزشکی خود نوشته است .

شستن پاها با آب گرم ، انجام ورزش منظم و این دردهای نورتیک مرحله ای از پیشرفت دیابت را نشان می دهد که اگر رعایت این امور نشود به تدریج بی حسی پاها و زخم دیابت را به دنبال دارد .

از کلیه گروه های مرتبط با صنف کناره می گیرم در حالی که به درگاه خدا عرض میکنم :

از اینکه در یک کشور جهان سومی به دنیا آمدم ؛ دوران زندگی بسیار پرتنشی داشته ام زیرا معلم بودم ، زیرا در دوران انقلاب و جنگ به سر می بردم ، زیرا برای شهادت دانش آموزانم صدها و صدها بار گریه کردم ، زیرا به افسردگی در این نقطه اقلیمی جهان مبتلا شدم ، زیرا حقوق اجتماعی و شان من از زندگی این نبود ، زیرا بعد از سی سال تدریس و 8 سال دوران بازنشستگی مبلغ 1600000 تومان حقوق می گیرم و با هزاران تلاش و دیدن خدعه های فراوان احتمالا 2 میلیون خواهد شد ؛ زیرا با چراغ گشتم و گشتم و عدالت را بیشتر گم کردم و احساس می کنم که زندگی دردآوری در این حرفه داشته و درآینده نه چندان دور مصائب خود و خانواده ام بیشتر خواهد شد .

 

دیگر طاقت نوشتن ندارم . دیگر کار از گلایه گذشته . دیگر نمی دانم چه کسان و سیستمی مسئول است . اما انتخاب محل تولد و تحمل شداید در طول زندگی با خودم نبوده .

 

برای همه موارد خداوندا به تو شکایت دارم !

 

از تقدیر شکایت دارم و از نداشتن شرایط خوب برای تدبیر هم شکایت دارم و در این لحظات اذان صبح صدایم را با صدای اذان مساجد یکی کرده و به سوی خدا اعلام می دارم :

به خاطر همه چیز از عمق جانم گلایه دارم !

در دنیا سهمم از دیدن و سکوت زیاد بوده !

آرزوهای دست نایافته به وسعت عمرم دارم !

 

خدایا !

 

گلایه از شرایط دارم و می ترسم این گلایه ها را سیاسی تلقی کنند که حوصله و توان این اتهام را ندارم .

خدایا در یک جمله :

سهمم از زندگی این نبود !

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آیاعدالت است ؟؟؟؟

 

1-حقوق معلمی با30سال سنوات با مدرک تحصلی لیسانس آخرین سال خدمتش 3میلیون تومان ولی همان معلم در2سال آخرش پست ریاست اداره را بعهده گرفته حقوقش 6میلیون تومان است هردو بازنشسته میشوند حقوق اولی 2میلیون وپانصد وپاداش آن 75میلیون اما دومی با حقوق 5میلیون و پانصد و پاداش آن 165میلیون تومان است

 

آیاعدالت است ؟؟؟؟

 

2- دومعلم بامدرک برابردرسالهای متفاوت بازنشسته میشوند اما حقوق دریافتی درزمان بازنشستگی متفاوت است آیا عدالت است ؟؟؟؟؟

 

3-حقوق معلم با مدرک لیسانس آخرین سال خدمت درقسمت کامپیوتر دراداره آموزش وپرورش 3میلیون اما دروزارت نفت درهمان قسمت مشغول بکاربوده 7میلیون تومان است هردو بازنشسته میشوند حقوق اولی درزمان بازنشستگی 2میلیون و پانصد و پاداش آن 75میلیون اما دومی 6میلیون وپاداش آن 180میلیون تومان است

آیا عدالت است ؟

 

همکاران محترم

آیا تا بحال دولت فعلی و یا دولت های گذشته ازهر جناحی که بوده بفکربازنشستگان بوده است ؟؟؟؟

 

سروران گرامی

پس خودمون با اتحاد وانسجام ازطریق قانونی پیگیرحقوق خودباشیم .

یقین داشته باشید حرکت موثراست اما نباید فقط منتظر حرکت معجزه آسای فقط سرگروه ها باشید حرکت باید جمعی باشد تا به نتیجه برسیم .

امیدواریم درسال 96 باحرکت جمعی وحمایت همه بازنشستگان و باراهکارهای جدید بتوانیم به خواسته های بحق وقانونی خود برسیم .

ارادتمند یوسفی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آقای مسوول!

بچه های تحصیل کرده من بیکارند؛

چشم به حقوق پدر پیرشون دارند

 

سلام

من همسر یکی از باز نشستگان نیروی انتظامی هستم

دارای چهار فرزند سه دختر ویک پسر

شوهرم افسر ارشد با جایگاه ۱۶ بازنشسته شدند سال ۸۶

البته بخاطر باند بازی حقشون که جایگاه ۱۷ بود ندادند

الان حقوق دریافتی ما ۱۲۰۰۰۰۰ تومنه

این نامه منو بی کم و کاست توی کانال بزارید شاید به گوش مسئول بی مسئولیت برسه

آقای مسوول بچه های تحصیل کرده من بیکارند چشم به حقوق پدر پیرشون دارند

خجالت روی بچه هامون شدیم

می دونین به فامیل اعلام کردیم که میخوایم به مسافرت بریم که نکنه خدای نکرده کسی برای دید و بازدید در خونه مونو بزنه من یادم نمیاد آخرین بار کی مسافرت رفتیم زن شما هم یادش نمیاد؟ من وقتی به دندون پزشکی مراجعه میکنم که درد فکم به شقیقه ام میزنه برای کشیدن دندان زن شما هم غذارو نجویده قورت میده؟ دخترای من دوسال پیش از حراجی مانتو خریدن دخترای شما هم موقع حراج فصل دوسال یکبار خرید میکنن

امشب که ۲۹ اسفنده بعد از ۲۵سال اشک شوهرمو بخاطر فقر و نداری دیدم جوون من به فکر فروش کلیه ست که بتونه یه کار و کاسبی راه بندازه پسر شما هم به فکر فروش کلیه میافته؟

نه ببخشید دغدغه‌های شما خیلی بیشتر از مسایل پیش پا افتاده ماست

شما به فکر این هستین کدوم کشور الان خوش آب وهواتره خانوم بچه ها رو برای تمدد اعصاب اونجا بفرستیم آخه طفلی ها خیلی سختی کشیدن دم عید مثل ما پوست دستشون از بشور بساب نازک شده

خدارو شاهد میگرم اگه در این دنیا نتونم حقمو بگیرم اون دنیا باید جواب کارتون با ملت نجیب رو بدین

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

انگار مرده تو به درد آنها می خورده

سلام چقدر درد آور است وقتی عمری جوانی،قدرت،هوش وهمه توانایی هات رو در طبق اخلاص گذاشتی ولی بعد از سالها به امید بهبود وضعیت متوجه میشی انگار مرده تو به درد آنها می خورده حتی وقتی یک تنه لشگر گارد ریاست جمهوری عراق رو در فاو فلج می کنی به اعتراف خودشان هم نمی خواند چون می بینی آنها که شهید شدند علیرغم نهایت احترام برای آنها نیازی به فلج کردن حتی یک نفر رو هم نداشتند بنابراین شکستن تمام خطوط مقدمی که شرکت داشتی، فلج کردن همه پاتکهای دشمن، گرفتن مدال فتح و........با همه اینها باید با حقوقی بخور و نمیر زندگی کنی هیچکس هم ککش نمی گزه حال آنکه در جبهه ها از رییس جمهور و وزیر،وکیل،قاضی،فرماندهان و......هر روز پیشانی ات رو می بوسیدند احساس میکنم اون روز نیاز داشتند تا سارقان، امنیت پیدا کنند و بتوانند به چپاول خود ادامه دهند در آرامش و امروز بازنشسته شده ام نیاز ندارند امیدوارم این احساس به خلبانان شاغل،رزمندگان و حتی مدافعان حرم منتقل نشه خیلی دردناک هست. آن روزها مردم ایام عید همراه خانواده برای خرید عید می رفتند ولی خانواده امثال من ماتم زده نمی دانستند آیا پدر دوباره بر می گردد یا ملاقات آخر شون بوده. الان شخصیت بنده از کدام وزیر یا وکیل کمتر است که آنها با 14الی 20ملیون حداقل حقوق باشند و ما بازنشستگانِِ............

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شماها در رفاه وماها محتاج

سلام معلمی هستم که بنابه دلایلی با23سال اندی ماه مجبور به درخواست بازنشستگی نموده وبازنشست شدم در سال 85حال باتوجه به اینکه سرپناهی از خود ندارم وبا مدرک دانشگاهی مبلغ 1500000 تومان حقوق بازنشستگیم هست که از این مبلغ ماهانه درفیش 1200000 میگیریم که بخور نمیر زندگی میکنم خونه ای اجاره کردم که خونه نیست بلانسبت سگدونی هست این درحالیست که بعد گچ خوردنهاحق مانیست این زندگی مریض میشم بیمه تکمیلی پول ازمایشات و رادیولوژی پول دکتر ودارومونه نمیده میگن طرف قرار داد بیمه نیست و............درحالی که هستند مسئولینی که حقوق های نجومی میگیرندپس کی وجدان مسئولین بیدار خواهد شد وفکر اساسی به بازنشستگان خواهند کرد ایا خواهد رسید روزی که ماهم عیدی بگیریم خلاصه مسئولین کشوری خدا را خوش نمیاد شماها در رفاه وماها محتاج

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چه کرده اند بااین ملت نجیب؟

من خودم بازنشسته آموزش وپروش هستم دو دخترم یکی دکترای ژنتیک ودیگری دکترا مترجمی که اولین خروجیهای مترجمی هستند وهردوباداشتن بیش ازچندین مقاله ای اس ای وکنفراس که جزو فرزانگان هستند وحتی دختر بزرگم جزوپنج نفر اتحادیه اروپا هستندباوجود این چشم به حقوق ناچیز پدرومادردوخته اند وهردوبیکارندواین درحالی هست که فرزندان مسئولین استخدامند وشوهر کردند ودارای بچه وزندگیهای انچنانی وسفرهای انچنانی هستند درصورتی که این حق فرزندان ما هم هست استخدام ازدواج و.......چیزها ومسایل دیگر ایکاش مسولین بی مسئولیت وجدانهاشان بیدار بشه و بدونند چه کرده اند بااین ملت نجیب.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همش حرف حرف

واقعا خسته نشدید از حرف؟

قربونتون برم از قدیم گفتن هرکس بفکر خویشه.... نمایندگان تا منافع خودشان مونده بفکر ما و یا مردم هستن زهی خیال باطل. اقدام درسته نه شعار دادن ترا خدا پیام ما عینا وبدون سانسور چاپ کنید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چقدر ما بازنشسته ها بدبختیم.

باعرض سلام لطفا به مسؤلین بفرمایید که هردقیقه یه جور ما بازنشسته هارو عذاب میدن, شب میگن پاداشهارو پرداخت میکنن, روزکه میشه فراموش میکنن چی گفتند!! واقعا که چقدر ما بازنشسته ها بدبختیم. همش وعده های بیخودی. چقدر منتظر این پاداش باشیم. که بتوانیم گوشه ای از زخمهای زندگی خود وخانواده را مرهم کنیم. چیزی که حقمونه. وبجز حقمون چیزی نمیخوایم. این پاداشها الان به درد ما میخوره قبل از اینکه ارزششو ازدست بده. گرچه همین الان هم با شش ماه تاخیره, تازه اگه پرداخت کنند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازنشستگی ؛عاقبت به خیری یا آخرین بحران زندگی

 

شاید این جمله را بارها شنیده ایم که در اروپا بازنشستگان درست بعد از روز بازنشستگی شروع به برنامه ریزی برای سفر دور دنیا می کنند و دیدن پیرمردها و پیرزنهای خارجی کلاه به سر که در اصفهان و تخت جمشید پله های تمام اماکن تاریخی را از پاشنه به در می کنند برای ما موید این خبر است،اما صرفنظر از درستی یا غلطی چنین خبرهائی از آنور آب، شاید این صحنه برای ما ملموس تر باشد که بارها دیده ایم بازنشستگان آبرومند ایرانی برای پرداخت قبوض برق و آب و غیره و یا حتی خرید یک آنتی بیوتیک با قرص پروستات از بازار آزاد قران روی قران می گذارند و با دستی لرزان اسکناسهای چروکیده را تحویل می دهند.

 

آنانی که سالهاست اندیشه رفتن به زیارت ، حتی یک مشهد خشک و خالی را از سر بیرون کرده اند تا چه رسد به جهانگردی.

برای بسیاری از بازنشستگان ما بازنشستگی به جای عاقبت به خیری، آخرین بحران زندگیست که متاسفانه برخی از آنها دیگر نمی توانند از آن سر بلند بیرون آیند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با دیدن این نمونه فقط قاطی کرده ام

 

محسن میرزایی

 

خیابان ولنجک

بالاترازپل پارک وی ومحل تقاطع بزرگراههای مدرس و چمران واقع در تهران به خیابانی بنام ولنجک میرسیم که منطقه زندگی مرفهین محسوب میشود . خیابانهای متعددی از عرض خیابان اصلی ولنجک میگذارد که دقیقا انتهای خیابان هفدهم به پارکی ختم میشود که از پله بایستی پایین رفت و به فضای پارکی وارد میشویم . آنچه برایتان نوشتم جغرافیای منطقه محسوب میشود .

در هفته آخر اسفند سال قبل (95) خواهر زاده ام شبی ساعت 10 سراغم آمد که جهت تنوع بیرون رفته و تفریحی داشته باشیم .

بمن گفت دایی کجا بریم ؟

پاسخ دادم دوران دانشجویی معمولا پارک ساعی و آنهم هنگام روز میرفتیم ؛ اما این موقع شب من چه نظری میتوانم بدهم و خواهرزاده گفت دایی بیابرویم به منطقه ولنجک . ساعت 11 شب پس از پارک کردن ماشین به منطقه پارکی واقع در خیابان هفدهم وارد شدیم که از سطح خیابان حدود 20 پله پایین میرفتیم .

فضا در حقیقت فضای عجیبی بود و با گذشت دقایق عجیب تر هم میشد .

دختر و پسرهای جوان از سن 18 تا 30 ساله و همراه آنها سگ های بسیار بزرگ و خوش هیکل و روفرم که با سگهای ولگرد که توسط شهرداری با سم کشته میشوند کاملا فرق میکرد . شنیدم که این سگها در دامپزشکی پرونده ویزیت و درمان دارند . شنیدم که حتما ماه یکبار ویزیت میشوند و حتی در مقابل بیماریها واکسینه هم میشوند .

دو طرف پارک که بطور طبیعی وسط رودخانه بنظر میرسید برجهای بسیار مجلل حداقل ده طبقه با سبک اروپایی دیده میشد که از پنجره ها لوسترهای مجلل و اشرافی دیده میشد .

مهمتر و عجیب تر از همه ی اینها صحبتهای بین دختر و پسرهای نامحرم بود که باهم دوست بودند .

صحبتها از هردری بود بجز آنچه که ما ارزش میدانیم .

صحبت از کفشهای دوپوش مخصوص کوه که در یک جمع چند نفره دختر و پسر برای کوهپیمایی در زمستان خریداری کرده بودند . جنس کفشهای دوپوش زمستانی کوه از حداقل 1700000 تومان تا 3800000 تومان که خریداری کرده بودند و از مارک کارخانه و کشور ساخت صحبت میکردند که اغلب ایتالیایی بودند .

خدایا چه می شنیدم ! در تاریخ 22 اسفند جلوی نهاد ریاست جمهوری تجمع بود که خواستار همترازی حقوق با هم مدرک خود در سال 30 خدمت و در همین وزارتخانه بودیم . عجیبه ! واقعا عجیب !

حقوق ما افراد تحت ظلم از قیمت یک جفت کفش دوپوش زمستانی 1700000 تومان کمتر بود و حقوق شاغلین سال 30 هم به قیمت بهترین نوع کفش دوپوش نمیرسید .

بخدا باور کردنی نبود . این مطلب را دختر و پسرهای بی حجابی صحبت میکردند که با اون سر و وضع هرگز در پارکهای شهر و هنگام روز امکان نداشت ظاهر شوند . برای دیده شدن اندکی از موی آنها براحتی با واکنش گشت ارشاد مواجه میشوند و در آن وضعیتی که من شاهد بودم اوضاع از خطوط قرمز عبور قطعی کرده بود . ادبیات رایج بین آنها بسیار شگفت آورتر بود . کلمات بسیار رکیک و آنهم بین دختر و پسر نامحرم و با نیت شوخی . بخدا این نوعش را دیگه هرگز تصور نمیکردم . آیا اینجا ایران بود ؟ آیا منطقه بی قانون بود !! ؟ آیا اینها رای هم میدادند ؟ آیا اهل راهپیمایی هم بودند ؟

واقعا حیرت آور بود !

تعدادی سگهای ولگرد مناطق مرکزی به پایین شهر با سم کشته میشدند و اینجا صحبت از قیمت سگهای بالای 8000000 میبود . در پایین شهر سگ نژاد ایرانی کشته میشد و این سگهای نژاد روسی و آلمانی در اینجا مصونیت داشتند و با پرونده پیگیری بهداشت و ایضا بیمه ایده آل .

آنچه دیدم و شنیدم مرا بهم ریخته بود . بشدت قاطی کرده بودم .

مگر ولینعمت این انقلاب پابرهنه ها نبود ؟ مگر شغل ما شغل انبیا نبود ؟

در چه بستری این قشر جامعه متولد و به این درجه رسیده و قدکشیده بودند . فرهنگ فسادشان هم در گویش مثل برجهایی بود که درآن متولد شده بودند . اساسا سنخیتی بین این جوانان با ارزشهای انقلاب نبود و تعجبم در این بود که چه راحت هرچه میخواستند میگفتند و با هرحجاب راحتی درپارک ظاهر شده بودند . ساعت 2:30 بامداد که دیگر خودم نبودم و اصرار در ترک محیط داشتم ؛ به خواهرزاده میگفتم سردم شده و بیا زودتر برویم ! واقع مطلب چیز دیگر بود . حقوق من از یک جفت کفش دوپوش ارزان هنوز کمتر بود و 289 نماینده و رئیس مجلس و سازمان برنامه و بودجه و معاونین با هزاران سیاست بنا دارند به دومیلیون برسانند و طی پنج سال همتراز بشویم . ما انبیای جامعه به اندازه قیمت یک جفت کفش دوپوش زمستانی و کوهپیمایی بالاشهر نشینها حقوق دریافت نخواهیم کرد .

مهم این است که این قشر افسانه ای در همین دو دهه اخیر متولد شده اند . راستی پدران این دختر و پسرها چه کاره اند ؟ حقوق نجومی بگیر یا بیشتر ؟ صاحب املاک نجومی یا بیشتر ؟ ما در کجای این جامعه هستیم ؟

دوستان و همکاران آدرس و وقت دیدار دادم تا اگر وقت دارید حتما یک بار این منطقه را از نزدیک ببینید !

بخدا اهل توهم نیستم !

با دیدن این نمونه فقط قاطی کرده ام !

محسن میرزایی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این متناسب سازی هم راه به جایی نمی برد

 

از همان ساعتی که نمایندگان بازنشستگان کشوری و لشکری با مسوولین نشست تشکیل دادند، تا الان دارم اخبار امور همسان سازی را دنبال می کنم.

در خود نشست خبرهای امید وار کننده ای بیرون آمد. بعد حتی با حذف واژگانی و افزودن کلمات دیگری به قانون، باز خبر امید وار کننده بود.

موارد بعدی هم به ظاهر هر چند مطلوب نبودند، اما بهتر از هیچی بودند.

ولی الان که بحث تدوین آیین نامه اجرایی متناسب سازی در دستور کار است، هواسپهر یا همان چیز ی که به آن جو می گویند، شادی بخش نیست. با این وصف در تعجبم چرا عده ای اظهار شادمانی می کنند!

ابتدای همین سال جاری که یادمان نرفته که کلی در بوق کردند افزایش 20 درصدی حقوق بازنشستگان با حقوق کمتر از فلان...

چه شد? نیم درصد، نیم درصد و به قول خودشان پلکانی کار کردند تا به روشی کمونیستی آن کنند که کردند. واقعا کسی به نوایی رسید؟

حساب دو دو تا چهار تاست. کل همسان سازی نیاز به 13 هزار و 300 یا 400 میلیارد تومان دارد.

ابتدا یک مصوبه داشتند که هزار میلیارد معلوم الوصول و 2400 میلیارد از منابع یارانه ها و جاهایی که حتی وصولشان جای تردید دارد، به این مورد و فقط برای یک سال اختصاص یابد.

بعد از تجمع بازنشستگان و تفاهم بین نمایندگان صنفی بازنشستگان و دولت، تصویب شد که 3400 میلیارد تومان شفاف برای این مورد در سال 1396 اختصاص یابد که می یابد. این خود قدمی مثبت و خالی از ابهام باید باشد.

با یک حساب ساده، می توان گفت که از کل 13400 هزار میلیارد تومان 5 ساله به قیمت اینک، خود مبلغ 3400 میلیارد تومان باید تکافوی سال 96 را بنماید.

ظاهر ماجرا مورد ناگواری را نشان نمی دهد. هر چند مطلوب نیست. سازو کار اجرای این مورد را آیین نامه تعیین می کند.

هر چند بر روی کاغذ تصویب می شود که آیین نامه ها در مدت یک، یا یک ونیم ماه تنظیم شوند، ولی این یک مورد به خاطر نزدیکی با انتخابات فرارو، مقرر شده در سریع ترین زمان ممکن تدوین و سپس تصویب شود.

این جا ابهام، یا سوال هایی مطرح است که خوش بینی ها را تبدیل به یاس نموده و ظاهرا راه به جایی نمی برد. چرا؟

این جا را لطفا دقت فرمایند که متناسب سازی و اجرای بخشی در یک سال، این را می گوید که باید تعیین نمود که هر فرد با حقوق کمتر از دو میلیون، اینک همترازش، در زمان اشتغال چقدر حقوق می گیرد و یک پنجم همان افرایش را برای این فرد منظور شده و در عین حال، همان گونه که حقوق او ده درصد فزونی دارد، باید بعد از متناسب سازی به این نحو، همان ده درصد نیز برای این فرد اعمال شود. این عین متناسب سازی یک پنجمی است.

دقت فرمایند که متناسب سازی باید اول صورت گیرد و بعد همان ده در صد افزایش را اعمال نمایند. چرا? چون آن ده درصد افزایش مال همه است و حکم قانونی دارد و نیاز به آیین نامه هم ندارد.

تجربه چه می گوید? می گوید هر کاری را مسوولی می خواهد به اجرا در آورد، ابتدا فردی رده پایین، مورد یا مواردی را مطرح که جو سنجیده شود. اگر واکنشی نبود، همان را اجرا می کنند. ولی اگر واکنش و اعتراض شدت گرفت، خود مسوول می آید و می گوید تعجب است عده ای غیر مسوول حرفی برنند و عده دیگری باور کنند!

الان در فضای مجازی، برای تدوین آیین نامه چند گزینه مشابه را گذاشته اند. خودشان رد یابی کنند که این ها را چه کسانی نشر داده اند? ما بازنشستگان یا افرادی از سوی مسوولان؟

ما که نبودیم. حال گزینه ها چه می گویند? افزایش پلکانی با شروع از 900 هزار تومان که عملا وقتی به یک میلیون و 800 رسید، فرد بگوید متناسب سازی را نخواستم و همان10 درصد بقیه را بدهید.

نکته دارد. متناسب سازی با شاغلین همتراز و بعد افزایش 10 درصد، اضافه بر حق متناسب سازی، یا کل متناسب سازی، کل افزایش حقوق است؟

جای بسی تاسف دارد که دارند در فضای مجازی این را القا می کنند که بازنشستگان با همین متناسب سازی، به افزایش خود می رسند!!

مورد بعدی را که دیدم، گفته اند اول 10 درصد افزایش اعمال شود و بعد متناسب سازی کرد!

وقتی فردی با حقوق یک میلیون و 800 و چند هزار با افزایش 10 درصد مواجه شد، دیگر کدام متناسب سازی? اصلا متناسب سازی کیلویی چند؟

دقت کنند، در حالت اول، فرد ای بسا بگوید نخواستم وهمان 10 درصد همه را به من بپردازید. حالت دوم، اصلا متناسب سازی مورد ندارد.

حال بگویند این اعتبار چه می شود؟

برای حدود400 و60 و 70 یا حداکثر 500 هزار با حقوق شروع از 900 هزار، رقمی اختصاص می یابد تا سقف حقوقشان تکان 20 وحتی 30 و چند در صدی بخورد. ولی مابقی چی؟

این جاست که تا آیین نامه تصویب نشده، باید حق خود را خواستار شویم که اولا متناسب سازی برای کل افراد با حقوق زیر دو میلیون است. دوم، 10 درصد افزایش مورد عام است و ربطی به متناسب سازی ندارد. در غیر این صورت بایدگفت متناسب سازی هم راه به جایی نمی برد. حتی اگر درست و کامل اجرا شود.

حسین سوری

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چرا متناسب سازی جایگزین همسان سازی شد و 100 درصد شد 85 درصد؟

 

بازنشستگان این همه دغدغه داشتند که بعد ازچند سال ظلم رفته بر آن ها، بالاخره کی قرار است قانون را درست و دقیق اجرا نمایند تا به حق خود برسند؟

چیزی خلاف قانون که نخواستند وخواستار قانون اند، نه خلاف قانون.

گلایه ها بماند که مسوول عزیز جان برادر مبلغ 700 هزار میلیارد ناقابل را در متن لایحه پیشنهادی به مجلس برد و توجیه فرمود بیش از این نداریم به عزیزان بازنشسته بدهیم؟ نمی دانم چرا وقتی می خواهند حق قشری را ندهند، این قدر در حرف عزیزم، عزیزم، می کنند؟

همان 700 تا هم با یک نشست در مجلس حذف شد و ماجرا به این جا رسید که راهی نمانده تا در سال 1396 افزایش پلکانی را برای بازنشستگان اعمال نمایند.

نکته را ببینید که عملا همان ده درصد شاغلین است. فقط چون کف بالا می آید، برخی می پندارند ماه را دو شقه کرده اند! من یکی خیلی بار منفی در این نگرش می بینم که بازنشستگان را به جایی رسانیده اند که با نیم درصد، نیم در صد پلکانی حقوقشان را بیفزایند. اگر یک درصد، یک درصد هم بگویند، باز توهین است.

خیلی خوب، گروهی از بازنشستگان یک درصد بیش از گروه قبلی خود بگیرد. مگر یک درصد یک میلیون و 300 چقدر می شود؟

این بار منفی ندارد؟ این توهین به قشری بزرگ خاندان، معلم، فرهیخته، مجرب، کارشناس و افرادی نیست که عمری با صداقت و شرافت زندگی کرده اند و حقشان را ندهند و بعد با ده و دوازده هزار تومان بگویند خدمت به آن ها کردیم؟

کرارا با چند دست اندر کار در مجلس و زیر مجموعه دولت تماس گرفتم و هر گز ننوشتند تا سندی در دستم باشد. ولی تلویحا و گاه صراحتا گفتند بازنشستگان که تبعات ندارند و شاغلین دارند!

تبعات چیست؟ می دانی اگر یک روز معلمین دست ازکار بکشند چی می شود؟ می دانم. حال بازنشستگان چی؟

خیلی حرف است که مسوولین خود را مسوول قسم خورده و ومجری قانون اساسی و رافع تبعیض بدانند، ولی فقط به فکر جاهای تبعات دار باشند.

بازنشستگان هم دیدند بهترین زمان تصویب برنامه و قانون بودجه و نزدیکی انتخابات است که دانستند چگونه محترمانه خواسته صنفی خود را بیان کنند.

سوال: چگونه بود که اول با قوت گفتند نداریم و بعد داشتند؟

چگونه بود اول همان 700 تا را نداشتند و حال 3400 تا و عملا 5 برابر آن رقم را دارند؟

خون دادیم، شهید دادیم و هر وقت رهبری امر فرمودند با تمام توان از کیان و دین و کشور خود از جان مایه گذاشتیم و حال برخی با حقوق های نجومی و بعضا اختلاسگر در بین تصمیم گیران رخنه کرده و گاه در یک روز چندین کلام متناقض بیان می دارند.

بگذریم. قرار شد در طول یک دوره 5 ساله، حقوق بازنشستگان همسان حقوق شاغلین همتراز خود شود. ولی دو مورد رخ داد که برخی به اصل مطلب توجه جدی ندارند.

همسان سازی باید برای 5 سال صورت بگیرد. ولی همان گونه که برنامه اول توسعه کشور در پایان سال 1388 و درست در روز پایان سال تصویب شد و خود سال 1388را هم در برمی گرفت، اینک برنامه ششم در زمانی تصویب شده است که روز های پایانی سال 1395 می باشد. چنین کاری هیچ منعی ندارد. کشور های دیگر هم از این تصمیمات داشته و دارند.

دوره برنامه از چه زمان تا چه زمانی می باشد؟

ازابتدای سال 1395 تا انتهای 1399. صریح بگویم که یک سال از برنامه 5 ساله تمام شده است.

پس عملا، نه تنها دیون چند ساله که حتی یک سال از حق خود در اولین سال برنامه ششم را از دست دادیم. همسان سازی باید در 5 سال انجام شود، ولی ما 4 سال زمان داریم.

بنا بر این، همسان باید می شد متناسب و 100 هم افول می یافت.

اینک، در عمل باید در یک دوره چهار ساله کاری کنند و اصل قانون را اگر مورد توجه قرار دهند، گفته در حد اعتبارات مصوب سالیانه.

نهایتا، همسان سازی نداریم و متناسب سازی داریم و به جای 5 سال، یک دوره 4 ساله داریم. پس به جای همسان سازی 100 درصد، متناسب سازی تا 85 درصد و آن هم تا پایان سال 1399 در نظر است.

نکته:

همین تعطیلات نوروز و زمان کنونی، بسیار حساس است. چرا؟ چون همین متناسب سازی نیاز به آیین نامه در مدتی کوتاه دارد. همان آیین نامه را می توانند طوری بنگارند که گاه گروهی چند صد هزار تومان متضرر شوند و می شود به نحوی بنویسند که حق هر گروهی و فردی دقیقا به همان نحوی که انتظار می رود، به دستش برسد.

لطفا این نکته را کم اهمیت نپندارند که برای یک بازنشسته، با این وضعی که برایش پیش آورده اند، یک صد هزار و دویست هزار تومان خیلی اهمیت دارد ؛ هر چند عمق تبعیض به این قشر خیلی فراتر از این حرف هاست.

حسین سوری

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تمدید اجرای آزمایشی قانون مدیریت خدمات کشوری برای 10 سال ؛

چرا و به چه علت؟!

 

سیدمجتبی ساداتی/ معلم بازنشسته و روزنامه نگار- مازندران

 

تمدید اجرای آزمایشی قانون مدیریت خدمات کشوری برای 10 سال ؛ چرا و به چه علت ؟!

 

این قانون از همان سال اول، درباره اقشار پایین حقوق بگیر دولت و مخصوصا بازنشستگان کشور به‌طور صحیح اجرا نشد، بلکه هر سال بخشی از مشمولان این قانون با قائل شدن استثنائات و ویژه انگاری‌ها و زدن تخصیص‌های خاص از شمول آن خارج شدند/ قاعدتا دولت وقت می‌بایست با رفع نقایص و ضعف های احتمالی آن، این قانون را در نیمه دوم سال ۹۱ جهت دائمی شدن به مجلس تقدیم می‌کرد، به‌طوری‌که از اول سال ۹۲ شاهد اجرای دائمی آن می‌بودیم، اما متاسفانه و برخلاف انتظار، چنین اتفاقی رخ نداد و اجرای این قانون آزمایشی حسب درخواست دولت‌ دهم و با تایید مجلس نهم‌، به مدت یک سال دیگر، یعنی تا پایان سال ۹۲ تمدید شد/ این روزها مشاهده می شود که سازمان مدیریت و برنامه ریزی در صدد برآمده تا تبعیض و بی‌عدالتی در اجرا و پرداخت‌ها را به تبعیض در قانون تسری دهد و با اصلاح ماده ۱۰۹ قانون مدیریت خدمات کشوری بدون اشاره به ماده ۱۲۵ همان قانون و قراردادن ماده ۳۷ در متن قانون برنامه ششم توسعه، تبعیض و بی‌عدالتی و پایمال شدن حق قانونی بازنشستگان را قانونی کرده و در واقع صورت مساله را پاک کند

 

قانون مدیریت خدمات کشوری که اکنون مبنای نظام پرداخت‌ها در کشور است، در مهرماه سال ۸۶ و توسط مجلس هفتم به‌ طور آزمایشی برای مدت ۵۵ سال به تصویب رسید و درهمان زمان به دولت نهم ابلاغ شد تا از فروردین سال ۸۷ رسما اجرایی شود.

 

این قانون از همان سال اول، درباره اقشار پایین حقوق بگیر دولت و مخصوصا بازنشستگان کشور به‌طور صحیح اجرا نشد، بلکه هر سال بخشی از مشمولان این قانون با قائل شدن استثنائات و ویژه انگاری‌ها و زدن تخصیص‌های خاص از شمول آن خارج شدند.

 

قرار بود این قانون، از فروردین سال ۸۷ لغایت اسفند ۹۱ به مدت ۵ سال به‌صورت آزمایشی اجرا شود و هدف قانونگذار آن بوده که در عمل ضعف‌ها و کاستی‌های آن آشکار شده و سپس به‌صورت دائمی درآید. بنابراین قاعدتا دولت وقت می‌بایست با رفع نقایص و ضعف های احتمالی آن، این قانون را در نیمه دوم سال ۹۱ جهت دائمی شدن به مجلس تقدیم می‌کرد، به‌طوری‌که از اول سال ۹۲ شاهد اجرای دائمی آن می‌بودیم، اما متاسفانه و برخلاف انتظار، چنین اتفاقی رخ نداد و اجرای این قانون آزمایشی حسب درخواست دولت‌ دهم و با تایید مجلس نهم‌، به مدت یک سال دیگر، یعنی تا پایان سال ۹۲ تمدید شد.

 

با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید که نتیجه انتخابات شکوه مند خرداد ۹۲ بود، امیدهای فراوانی در دل بازنشستگان برای اجرای صحیح این قانون و مسئولیت‌پذیری دولت و رفع تبعیض و بی‌عدالتی جوانه زد، اما دیری نپایید که معلوم شد این امیدواری‌ها چندان هم واقع بینانه نبوده و متاسفانه در این دوره نیز به همان روش مالوف گذشته، اجرای این قانون با پیشنهاد دولت و تصویب مجلس نهم برای سه سال پیاپی یعنی سال‌های ۹۳ و ۹۴ و ۹۵ تمدید شد؛ با وجود وعده‌های سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی مبنی بر تدوین قانون جامع و ارائه آن به مجلس در سال جاری، یک بار دیگر و برای پنجمین بار، باز هم شاهد بودیم که اعتبار اجرایی قانون مذکور با همه الحاقیات و ترجیحات، در روز یکشنبه ۱۵ اسفند ۹۵، توسط مجلس محترم، بدون سر و صدا و به ‌مدت یک سال دیگر یعنی تا پایان سال ۹۶ تمدید شد.

شاید از عجایب روزگار باشد، قانونی که قرار بود به مدت پنج سال به‌صورت آزمایشی اجرا شود و در مدت نه سال حاکم بودنش بر نظام پرداخت‌ها، به علت عدم اجرای صحیح و ویژه خواری‌ها، چنان آشفتگی در پرداخت حقوق کارکنان دولت ایجاد نموده که اعتراض مقام معظم رهبری را نیز به همراه داشت، برای دهمین سال اجرا توسط دولت و مجلس مهر تمدید می‌خورد!

 

جالب تر و قابل تامل تر آنکه در این سال‌ها نه تنها از سوی قوای مجریه و مقننه، در اجرای صحیح این قانون و برقراری عدالت، دغدغه‌ای مشاهده نشد، بلکه این روزها مشاهده می شود که سازمان مدیریت و برنامه ریزی در صدد برآمده تا تبعیض و بی‌عدالتی در اجرا و پرداخت‌ها را به تبعیض در قانون تسری دهد و با اصلاح ماده ۱۰۹ قانون مدیریت خدمات کشوری بدون اشاره به ماده ۱۲۵ همان قانون و قراردادن ماده ۳۷ در متن قانون برنامه ششم توسعه، تبعیض و بی‌عدالتی و پایمال شدن حق قانونی بازنشستگان را قانونی کرده و در واقع صورت مساله را پاک کند!

پرسش مهم و اساسی از دولت محترم و مشخصا از سازمان مدیریت این است که آیا ۴ سال دوره یک دولت برای تعیین تکلیف یک قانون آزمایشی که ۵ سال است اعتبار آن منقضی شده کافی نیست؟

آیا مساله این است که دست‌هایی در دولت و به‌دور از چشم رئیس جمهور محترم که دستگاه‌های تحت نظر آنها از مزایا و امکانات ویژه برخوردارند، مانع این کارند؟........

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دبیر کانون بازنشستگان تامین اجتماعی، گفت:

در حال حاضر 60 درصد از مستمری بگیران حداقل بگیر

و حدود 5 درصد زیر حداقل بگیر هستند.

 

 

 

علی دهقان کیا در گفت‌وگو با جام جم آنلاین با اشاره به وضعیت نامناسب صندوق تامین اجتماعی، گفت: اگر قرار است همسان سازی صورت گیرد، ابتدا باید دولت بدهی اش را به تامین اجتماعی پرداخت کند، اما ما زیاد دراین مورد امیدواری نداریم چرا که قرار بود دولت در برنامه پنجم بدهی خود را به صندوق تامین اجتماعی بپردازد و هیچ گونه بدهی جدیدی هم ایجاد نکند ولی دولت تا کنون هیچ یک از بدهی های خود را پرداخت نکرده است.

 

وی گفت: با تصویب بندی از لایحه بودجه به دولت اجازه داده شد از اعتبارات یکی از ردیف‌های جدول ۹ این قانون، برای افزایش و همسان‌سازی حقوق بازنشستگان تحت پوشش صندوق بازنشستگی کشوری و سازمان تأمین اجتماعی و نیروهای مسلح که دریافتی ماهانه آن‌ها کمتر از ۲ میلیون تومان باشد، اختصاص یابد اما در مورد تامین اجتماعی اگر قرار است همسان سازی صورت گیرد باید بدهی دولت به این صندوق پرداخت شود چرا که سازمان تامین اجتماعی وضعیت مناسبی ندارد و مجبور شده است بابت پرداخت حقوق و عیدی اسفند ماه از بانک شهر با نرخ سود 29 درصد وام بگیرد تا بتواند پرداختی داشته باشد، بنابراین با توجه به این وضعیت کفگیر به ته دیگ خورده است و اگر به آن کمک نشود همسان سازی نمی تواند صورت گیرد.

 

دهقان کیا اظهار داشت: بر اساس مصوبه مجلس باید از سال آینده همسان سازی اجرا شود، اما ما با آن شکلی که در مجلس مورد تصویب قرار گرفت مخالف هستیم، مصوبه مجلس بازنشستگان کشوری و لشکری را مد نظر قرار داده است و در بودجه هم مبلغ 3 هزار و 400 میلیارد تومان برای این دو صندوق در نظر گرفته شده است، اما برای سایر صندوقها مجلس نمی تواند تصمیم بگیرد و این یک تبعیض را در داخل کشور بوجود می آورد. درخواست ما از دولت این است که افزایش حقوق را ازمحل افزایش مالیات ودرآمد نفت پرداخت کند،و ا گر می خواهد همسان سازی حقوق صورت گیرد باید تبعیضی وجود نداشته باشد و سایر صندوقها نیز مشمول آن شوند، چرا که همه صندوقها که تعداشان حدود 18 صندوق اعلام می شود ورشکسته هستند. بهترینشان صندوق تامین اجتماعی است که آن هم وضعیت مناسبی ندارد.

 

دهقان کیا در ادامه گفت: در برنامه پنجم هم گفته شده بود که دولت باید بدهی هایش را به صندوق تامین اجتماعی بپردازد وهیچگونه بدهی جدیدی ایجاد نکند ولی دولت هیچ یک از بدهی خود را پرداخت نکرد. بر اساس 22 ماده قانونی که مجالس قبلی تصویب کردند باید سهم بیمه کارفرما را دولت پرداخت کند اما دولت ها به تعهدات خود عمل نکردند و هم اکنون دولت 1200 میلیارد تومان به سازمان تامین اجتماعی بدهی دارد ،‌خوشبختانه در برنامه ششم توسعه برای دریافت مطالبات سازمان تأمین اجتماعی از دولت، راهکار اصولی پیش بینی شده است که هر سال حداقل ١٠ درصد از بدهی دولت پرداخت شود که آغاز آن از سال ٩٦ خواهد بود، اما چون از سالها قبل این اتفاق نیفتاده بدبینی ایجاد کرده است اما با این وجود ،بر این باوریم اگر دولت بدهی اش رابپردازد قادر به همسان سازی حقوق خواهیم بود.

 

دبیر کانون بازنشستگان تامین اجتماعی گفت: در شهر تهران حدود 480 هزار نفر و در استان تهران حدود 620 هزار نفر بازنشسته و مستمری بگیرهستند که در سطح کشور کل بازنشستگان و مستمری بگبران نیز بین 2 میلیون و 750 تا 3 میلیون و 200هزارنفر اعلام می شود.

 

وی در مورد ورود و خروج نیرو ها گفت: بر اساس استاندارد و درحالت مناسب به ازاء هر 7 نفری که مشغول به کار می شوند ما می توانیم یک نفر بازنشسته داشته باشیم، اما در حال حاضر این نسبت در کشور ما به ازاء هر 4 نفرشاغل یک نفربازنشسته رسیده است و اگر روند رکود تولید همچنان ادامه داشته باشد و اشتغال مناسب ایجاد نشود این نسبت و تعادل بیشتر برهم می خورد و اگر وضعیت بدتر شود ما به سمت ورشکستگی می رویم.

سیما رادمنش- جام جم آنلاین

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری اعلام کرد

اختصاص اعتبار یکهزار میلیاردی به صندوق بازنشستگی

برای افزایش حقوق‌ها در دستور کار

 

مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری گفت: دو اولویت مهم سال ۹۶، پیگیری تامین و افزایش حقوق و همچنین ادامه خدمات بیمه تکمیلی درمان بازنشستگان کشوری است که باید با کمک کانون‌های بازنشستگی انجام شود.

 

به گزارش ایسنا، محمود اسلامیان در نشست مشترک با روسای هیات مدیره شورای موقت کانون های بازنشستگان کشوری، اظهار کرد: مشکل صندوق‌های بازنشستگی از جمله چالش های بزرگ کشور است که به راحتی نمی توان آن را حل کرد. سال گذشته دولت یازدهم، ۳۲ هزار میلیارد تومان به صندوق های بازنشستگی کشوری و لشکری اختصاص داد که معادل کل بودجه عمرانی کشور بود.

 

اسلامیان با بیان اینکه سخن از بازپرداخت کسورات بازنشستگان که طی سالها پرداخت شده در گفتار راحت و در عمل بسیار دشوار است، گفت: واکاوی دقیق وضعیت امروز صندوق های بازنشستگی نیازمند عقلانیت و موشکافی است و صندوق بازنشستگی کشوری در نخستین گام، تلاش کرده تا مسأله را برای افکار عمومی و مسوولان روشن و اطلاع رسانی کند.

 

وی با اشاره به گام بعدی صندوق بازنشستگی کشوری برای افزایش سود شرکتهای تحت پوشش، افزود: در شرایط اقتصادی کشور، سودآوری شرکت های وابسته به صندوق از ۸۰۰ میلیارد تومان در سال به حدود ۲۰۰۰ میلیارد تومان رسیده است، اما این رقمی نیست که مشکلات صندوق را حل کند.

 

اسلامیان تصریح کرد: یکی دیگر از اقدامات صندوق بازنشستگی کشوری، استفاده از دانش و تجربه یکی از معتبرترین شرکت های مشاوره دنیا در خصوص واکاوی چالش های صندوق بازنشستگی کشوری و ارائه راهکارهای مناسب برای کاهش مشکلات است.

 

وی یادآور شد: در طول سال های مختلف ۲۸ تصمیم اشتباه در کشور اجرا شده که هزینه های بسیار سنگینی را به صندوق بازنشستگی کشوری تحمیل کرده که اخیراً نیز با قاطعیت صندوق، مصوبه بازنشستگی زنان با ۲۰ سال سابقه به عنوان ۲۹ امین تصمیم اشتباه، در مجلس شورای اسلامی متوقف شد.

 

وی دولت گذشته را شایسته نقد دانست و تاکید کرد: تنها در یک زمینه خسارتی که دولت گذشته به صندوق بازنشستگی کشوری وارد کرد، کاهش ۶۷,۵ درصدی قدرت خرید بازنشستگان کشوری ناشی از افزایش نیافتن حقوق این افراد متناسب با نرخ تورم بود که این امر ۳۵ هزار میلیارد تومان خسارت به صندوق وارد کرد.

 

اسلامیان توجه به کاهش مشکلات معیشتی بازنشستگان کشوری را از جمله اولویتهای صندوق بازنشستگی کشوری عنوان کرد و گفت: با ایجاد یک ردیف در بودجه کل کشور، سال گذشته ۶۰۰ میلیارد تومان برای افزایش حقوق بازنشستگان کشوری تخصیص یافت که براساس آن افزایش پلکانی حقوق این افراد در دستور کار قرار گرفت و کف حقوق از ۷۵۰ هزار تومان به ۹۰۰ هزار تومان افزایش یافت.

 

وی افزود: قرار است امسال نیز براساس همین ردیف بودجه، مبلغی بیش از یک هزار میلیارد تومان به صندوق اختصاص داده شود.

 

مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری، انسجام بخشی به فعالیت تشکل ها و کانون های بازنشستگان کشوری در سراسر کشور را از دیگر کارهای مهم این صندوق برشمرد و گفت: ایراد مهمی که در گذشته در فعالیت کانون های بازنشستگی وجود داشت، فعالیت های پراکنده و متفرقه این نهادها بود که در عموم مسائل اثربخش نبود اما اکنون این انسجام ایجاد شده و می توان از ظرفیت کانونها برای دفاع از حقوق بازنشستگان به خوبی استفاده کرد.

 

بر اساس گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل صندوق بازنشستگی کشوری اسلامیان اظهار کرد: طرحی وجود دارد که براساس آن، قرار است در سطح استانداریها، جایگاهی در بین مشاوران استاندار برای بازنشستگان آن استان ایجاد شود تا از این طریق، ضمن طرح مشکلات بازنشستگان در بالاترین سطح یک استان، ظرفیت های این افراد نیز شناسایی و استفاده شود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 
  facebook   twitter   بالاترين   مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیرکه عضوآن هستید ارسال کنید:  
O.R.W.I.   Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)