O.R.W.I.
Organization of Revolutionnary Workers of Iran (Rahe Kargar)
Organization of revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶ برابر با ۱۹ اکتبر ۲۰۱۷
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
  پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ برابر با ۰۱ ژوئن ۲۰۱۷  
    آتنا دائمی به اعتصاب غذای خود پایان داد

آتنا دائمی پیروزمندانه به اعتصاب غذای خود پایان داد

آتنا دائمی یکی از زندانیان سیاسی شجاعی است که با اعتصاب غذا، یعنی با در دست گرفتن جان خود، به بی حقی مطلق در زندان های جمهوری اسلامی و تجاوز آشکار به حقوق انسانی زندانیان سیاسی و خانواده هایشان اعتراض کرد. او همچون اسماعیل عبدی، هنگامه شهيدى، محسن عمرانى، رضا سميعى منفرد و زینب جلالیان تلاش جانانه ای کرد تا فریاد اعتراض علیه سیستم قضائی جمهوری اسلامی را به گوش جهانیان برساند. سیستم قضائی که نه تنها زندانیان بلکه حتی خانواده هایشان را هم به جرم های مرتکب نشده به بند می کشد، زیر انواع و اقسام فشارهای غیرانسانی قرار می دهد تا بلکه بتواند روحیه فعالان را در هم بشکند. آتنا اکنون با پنجاه و چهار روز لب بستن بر غذا، توانست این اعتراض خود را پیروزمندانه به پایان برساند. او پس از ۵۴ روز اعتصاب غذا، امروز با مشاهده حکم تبرئه خواهرانش به اعتصاب غذای خود پایان داد. دو خواهر آتنا از اتهام های وارده تبرئه شده و حکم آن ها لغو شد. این پیروزی بر او و همه آنهائی که در کنار او ماندند، مبارک باد . پدرش حسین دائمی، که همواره در کنار فرزند دلبندش ایستاد، در توییتر خود نوشت:

ایستاده چون کوه استوار، چون موج دریا خروشان ،پیروز میدان آتنا، آتنا ایستاد و پیروز شد در این جنک نابرابر، و حکم برائت خود و خواهرانش راگرفت.

 

اعتصاب غذا کردم که صدای بی صدایان باشم!

 

متن کامل نامه آتنا دائمی به مناسبت پایان اعتصاب غذایش

 

اعتصاب غذا کردم که صدای بی صدایان باشم، ابتدا پدرم را مورد آزار قرار دادند و بعد در پرونده جدید، خواهرانم را به حبس محکوم کردند، حبسی ناعادلانه و کاملاً خلاف قوانین خودشان، تنها برای آزار و سکوت من. به عالیجنابان گفته بودم چه یک روز و چه یک سال، چه تعلیق و تعزیر بودن آن تفاوتی ندارد به نفس عمل گروگان گیری خانواده زندانی سیاسی و جانباخته راه آزادی اعتراض خواهم کرد و در این راه از مرگ هراسم نیست و مرگ اخرین سنگرم!

 

خواستم صدای تمام کسانی باشم که در تمام این سال ها خانوادگی گرفتار ظلم و جور شدند، خواهرانم بهانه ای بودند تا صدای مریم و رضا اکبری منفرد باشم که سی و نه سال پیش چهار خواهر و برادرشان تیرباران و امروز آن ها به جرم دادخواهی در زندانند،مریمی که بعد از هشت سال حبس بی مرخصی به تازگی توسط مامورین امنیتی احضار و تهدید به حبس مجدد شده ،گویی سایه ١۵سال حبس ناعادلانه مادر بر سر سه دختر نوجوانش کم است! خواستم صدای فاطمه مثنی باشم که ١٣ساله بود زندانی شد و سه برادرش اعدام شدند و حالا باز هم او و همسرش حسن صادقی هر کدام با١۵سال حبس در زندانند،خواستم صدای فریبا کمال آبادی و مهوش شهریاری باشم که ١٠سال از حبسشان می گذرد و حتی نتوانستند در ازدواج فرزندانشان حضور یابند، خواستم صدای مادران زندانی باشم،صدای الهام فراهانی و عادل نعمیمی زوج زندانی که به تازگی پسرشان شمیم را بعد از ۴سال از زندان بدرقه آزادی کردند. خواستم صدای آزیتا رفیع زاده و پیمان کوشکباغی باشم که تنها فرزند ٧ساله شان بشیر بین اوین و رجایی شهر سرگردان است و خاطرات کودکی اش در زندان به ثبت میرسد!خواستم صدای مهدی وحسین هنرمندی باشم که برادرانه با هم حبس میکشند و اگر هنربند بودند و آلت دست دولتمردان ،قطعاً حالا آزاد بودند و صدای سازشان گوش دنیا را کر کرده بود!خواستم صدای زوجهای زندانی چون آفرین نیساری و کارن وفاداری باشم که اوین شده خانه مشترکشان، صدای آرش و گلرخ، آرشی که با داغ قتل مادر توسط امنیتی ها حالا زندگی مشترکش با گلرخ با حبسی سنگین بر دوش زیر سقف بندهای اوین سپری میشود، خواستم صدای خانواده دانشپورها باشم، صدای پدر و مادر بهنود رمضانی که پرسیدند چرا فرزندمان کشته شد و به حبس محکوم شدند، خواستم صدای منصوره بهکیش باشم که پرسید چرا ۶خواهر و برادرم تیرباران شدند و قبرشان کجاست اما با حبس سنگین پاسخ شنید یا خانواده زینالی که پرسیدند سعیدمان کجاست ولی بازداشت و زندانی شدند،خواستم صدای مادرمان شهناز باشم که گفت پسرم را کشتید و حالا به جای مجازات آمران و عاملان قتل مصطفی ، زندانیان سیاسی را ازاد کنید اما خودش یکی از آنها شد،خواستم صدای پیمان عارفی باشم که مظلومانه مادر و همسرش را در راه ملاقات زندان از دست داد یا مادر محسن قشقایی،خواستم صدای زانیار و لقمان مرادی باشم زانیاری که حبس بی ملاقات را به عذاب پدر و مادر ترجیح میدهد و جوانی اش زیر تیغ اعدام چه تلخ میگذرد!خواستم صدای تک تک زندانیان کردی باشم که غیورانه برای حفظ حرمت و نامرس و برای دور نگه داشتن خانواده از افکار پلید و تهدیدهای امنیتی به هر شکنجه و اعتراف اجباری تن دادند و راهی چوبه دار شدند،عزیزانی چون برادران دهقانی و بهرام و شهرام و حامد احمدی،و چه تلخ آمار بازداشت طایفه حسین پناهی ها در کردستان روز به روز افزایش می یابد!!!خواستم صدای مریم النگی باشم که همسرش محسن دکمه چی از بی توجهی در زندان جان داد و حالا مریم به خاطر توجه به همسرش در زندان است،خواستم صدای شبنم و فرزاد مددزاده ، ژیلا بنی یعقوب و بهمن امویی، نیکا و نوا خلوصی، کیوان و کامران رحیمیان و فاران حسامی باشم،صدای شمیس مهاجر و شهاب دهقان و خواستم صدای پرستو فروهر و معصومه دهقان باشم صدای سیامک و باقر نمازی محبوس در انفردای!

 

خواستم صدای تک تک کسانی باشم که از عدم امنیت ، پس از ازادی ترک وطن کردند ، چه کسی جز آنها و خانواده هایشان عمق سختی های تبعید اجباری را درک کردند؟!من با تمام وجود حتی خواستم صدای شکسته شدن سنگ قبر مادر شاهین نجفی باشم تا بگویم نه تنها ما منتقدین و مخالفین و زندانیان سیاسی در عدم امنیت به سر میبریم بلکه اعضای خانواده مان نیز علاوه بر تهدید و توهین و فشارهلی ناشی از آزار عزیزانشان تحت خطر بازداشت و حبس هستند.

پنجاه وچهار روز پیش در حالی اعتصاب غذاین را شروع کردم که نمیخواستم بار مضاعفی بر دوش هم بندیان درد کشیده ام باشم اما در آن روزهایی که تشنه قطره ای آب بودم، میدیدم که آنها هر روز و هر لحظه با تهوع های مداومم با من زندگی را بالا اوردند!شرمسار بودم از دیدن درد کشیدنم،فریادهای اعتراضشان به بی توجهی مسئولین و بهداری اوین به وضعیت جسمانی ام دیوارهای بند را لرزاند، تهدید و تنبیه شدند اما تنهایم نگذاشتند،در برابر یک به یک آنها سر تعظیم فرود می آورم.

 

پنجاه و چهار روز در حالی در اعتصاب غذا بودم که علاوه بر وخامت حالم پله های دادسرا و دادگاه ر بی تفاوتی مسئولین به وضعیتم، تازیانه ای شد بر تمام وجود اعضای خانواده ام، خانواده ای که ذره ذره با من آب شدند ولی با مقاوت کم نظیرشان و با همراهی شجاعانه شان ایستادند و صدایم شدند، از سوی وزارت اطلاعات تهدید شدند اما همچنان همراهی ام کردند، بوسه میزنم بر پاهای خسته پدرم و دستان مادرم که مادرانه مینوشت، بوسه میزنم بر چشمان اشکبار خواهرانم که نمیخواستند به خاطر انها اسیب ببینم ولی در واقع آنها بودند که به خاطر من، به خاطر آزار من مورد هدف شکارچیان سیری ناپذیر قرا گرفتند،ممنونم که همراهم بودند.

 

آری من خواستم صدای بی صدایان باشم اما در اوج تب و تاب انتخابات بود که زیر بار تبلیغات له شدم و این شما مردم شریف بودید که فریادم شدید و همراه و هم صدا با من و خانواده ام شدید، شما عزیزانی که نمیشناسم و شاید هرگز نشناسم یا دوستان و رفقایی ناب که همواره در کنارم بودند،اگر نبودید حالا بعد از پنجاه و چهار روز موفق نمیشدم،قطعا از خیلی ها باید نام ببرم و قدردانی کنم اما به خاطر امنیت معذورم!

 

پنجاه و چهار روز گذشت و من نه، در واقع شما پیروز شدید، با حمایت گسترده، با قلم هایتان، با فریادتان،با شعر و ترانه و نقاشی و به هر طریق ممکن پیروزی را رقم زدید، که برای همه ما شیرین است، از تمامی نهادهای حقوق بشری ممنونم.

 

من پس از پنجاه و چهار روز اعتصاب غذا به همراه شما موفق شدم که حکم تبرئه خواهرانم را به دست آورم و این آغاز راه است، آغاز راه ایستادن در برابر آزار و اذیت خانواده های زندانیان سیاسی یا خانواده های جانباختگان.

 

با کسب موفقیتی که با حمایت شما عزیزان و سروران میسر شد امروز٩۶/٣/١٠به این اعتصاب غذا پایان خواهم داد و از تک تک عزیزان همراه تشکر و قدر دانی می کنم.

 

به امید آزادی

آتنا دائمی

٩۶/٣/١٠

بند زنان زندان اوین

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

توضیحاتی پیرامون پرونده آتنا دائمی

در پنجاه و پنجمین روز ازاعتصاب غذای آتنا دائمی ٬حکم تبرئه خواهران آتنا دائمی صادر شد.

آتنا دائمی، فعال حقوق کودکان که در بند زنان زندان اوین ؛ در حال تحمل حبس ۷ سال خود می باشد؛ در تاریخ ٢٣ اسفندماه ٩٣، در دادگاهی به ریاست قاضی مقیسه، قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران با حضور وکیل خود مورد محاکمه قرار گرفت. وی به دلیل فعالیت های مدنی مسالمت آمیز، به اتهام تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، توهین به رهبری، توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی و اختفای ادله جرم به ۱۴ سال زندان محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدید نظر به ٧ سال حبس تقلیل یافت. آتنا دائمی ۲۹ ساله، بیست‌ و‌ نهم مهرماه سال ۱۳۹۳، بازداشت و ۸۶ روز در سلول انفرادی بند دو الف تحت بازجویی بود. وی در تاریخ ۲۸ دی‌ماه ۱۳۹۳ پس از پایان بازجویی ها به بند زنان زندان اوین منتقل شد. برای وارد آوردن فشار روحی بر آتنا، برای خواهران انسیه و هانیه پرونده سازی کردند . پیش تر شعبه ۱۱۶۲ مجتمع قضایی قدس تهران، هر یک از خواهران دائمی (آتنا، انسیه و هانیه) را به سه ماه و یک روز حبس محکوم کرد. بر اساس این حکم، محکومیت انسیه و هانیه دائمی به مدت یسال تعلیق شده است. آتنا دائمی پس از دادگاه گفته بود اعتصاب را تا دادگاه ادامه میدهم و تا صدور حکم تبرئه دست از اعتصاب غذا برنخواهم کشید. در اعتراض به پرونده سازی و صدور حکم برای خواهرانش از تاریخ ۱۹ فروردین اقدام به اعتصاب غذا کرده بود. دادگاه تجدید نظر خواهران دائمی (آتنا، انسیه و هانیه) در شعبه ۴۸ تجدیدنظر استان به ریاست قاضی میراحمدی، روز شنبه ۶ خردادماه ۱۳۹۶، برگزار شد. در روزهای گذشته دادگاه تجدید نظر برای این پرونده تشکیل شد که البته آتنا به دلیل وضعیت وخیم جسمی نتوانست در دادگاه حضور پیدا کند. سپاه و اجرای احکام با کارشکنی مانع از ابلاغ حکم و عملا عامل ادامه اعتصاب غذای این زندانی سیاسی و زجر و عذاب خانواده وی بودند. سازمان عفوبین الملل طی روزهای گذشته با انتشار بیانیه ای هشدار داد که: وضعیت جسمانی مدافع حقوق زنان آتنا دائمی بسیار وخیم شده است. او به دنبال اعتصاب غذا به شدت بیمار شده است و بدنش پس زدن آب را آغاز کرده است. علیرغم هشدار پزشکان، مقامات همچنان از اعزام او به بیمارستانی خارج از زندان برای بهره گیری از خدمات درمانی مناسب خودداری میکنند. آتنا دائمی زندانی عقدیتی است. این سازمان خواستار اقدام فوری و رسیدگی به وضعیت این زندانی شده بود.

 
  facebook   twitter   بالاترين   مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیرکه عضوآن هستید ارسال کنید:  
O.R.W.I.   Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)