O.R.W.I.
Organization of Revolutionnary Workers of Iran (Rahe Kargar)
Organization of revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶ برابر با ۱۸ ژانويه ۲۰۱۸
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
  پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۶ برابر با ۰۴ ژانويه ۲۰۱۸  
    اطلاعیه جنبش فدرال دموکرات آذربایجان

اطلاعیه جنبش فدرال دموکرات آذربایجان

 

این آغازی است بریک پایان

 

۱- حرکت های اعتراضی مردم که با سرعت حیرت انگیزی به سرتاسر ایران گسترش یافت ، پدیده خلق الساعه ای نبود . حرکت توده مذاب این آتش فشان از سال های قبل در اعماق جامعه در حال تکوین بود . وضعیت امروز در دیروز شکل گرفته است .نقطه آغاز آن ، اعدام ها و دهه خونین برای ازبین بردن هرگونه امکان اعتراض دربرابر غارتگری هائی بی‌حساب بعدی بود. زیرا سرکوب به خاطر سرکوب وجود ندارد ، در ورای آن امکان چپاول با دست باز و امتیازات ویژه نهفته است. در یک کشور ثروتمند نفتی ، این قانونمندی با شدت بیشتری عمل می کند. از زمان هاشمی رفسنجانی ، دستگاه های سرکوب تحت کنترل ولایت فقیه به تمامی حیات اقتصادی کشور چنگ انداخته است . صد ها میلیارد دلار از ثروت کشور مخفیانه به حساب های خصوصی همه سردمداران رژیم و آقازاده های آنان در بانک ها و موسسه های مالی انتقال یافته است . درکدام کشور جهان ، کامیون های طلا و دلار دزدی حکومتیان به خارج قاچاق می شود ؟ در کدام کشور جهان رئیس بانک مرکزی کشور میلیارد ها دلار را علنا می رباید و حاکمیت ، منتقدین را به زندان می اندازد ؟ در کدام کشوری بنادر و اسکله های آن خارج از نظارت دولت رسمی قراردارد؟ در کجای جهان کارگران را به خاطر درخواست دستمزد های پرداخت نشده به شلاق می بندد؟ هیچ قدرت اشغال گری این چنین به تاراج کشوری نپرداخته بود. در مرکز ثقل این چپاول ها ، پدیده ای بنام ولایت فقیه نشسته است که بی رحمی مغول و حرص و آز راهزنان را در خود جمع کرده است. ولی او تنها نیست . دولت رسمی برغم اختلافات ناچیز خود با حکومت در سایه ، همواره شریک جرم آن در چپاول و جنایت بوده است . کدام کسی در این حکومت قاتل ها و دزدهای با نام و نشان بی گناه است ؟ کدام بخشی از این طاعون سیاهی که در پشت دین پنهان شده بود سالم است ؟ ولایت فقیی که وسط گله دزدان و آدمکشان نشسته است ؟ اصلاح طلبان بی خاصیتی که هرکدام باسابقه مبارزاتی شکنجه گری و قتل، زائده ولی فقیه بودند و در لحظات حساس همیشه در کنار جنایت کاران ایستادند و آنرا ستون نظام نامیدند؟ حکومت اعتدال و امیدی که کابینه اش از قاتل ها ی با سابقه تشکیل شده است؟ دستان آلوده ای همه جناح های رژيم در طول این چهار دهه بر جان و مال مردم دراز بوده است و مردم آنرا به عیان می بینند. کدام کسی در این حکومت قاتل ها و دزدهای با نام و نشان بی گناه است ؟ کدام بخشی از این طاعون سیاهی که در پشت دین پنهان شده بود سالم است ؟

 

۲- جنبشی که اکنون در تمامی شهر های ایران در جریان است ، ماهیت کاملا متفاوتی دارد . اگرجنبش سبز سال ۸۸ از نظر ترکیب اجتماعی خود غالبا جنبش فرزندان طبقه متوسط رانت خواری بوده که ایده آل خود را در خواسته های محدودی از حاکمیت می دیدید. این حرکت با اولین موج سرکوب به خانه های خود عقب نشست و با هزیمت تدریجی و رای به روحانی نامش را نیز به طاق نسیان سپرد . اما جنبش کنونی ، جنبش توده های به فقر کشیده شده توسط رژیم اسلحه بدستان خشونت طلب حاکم بر ایران است که گور خوابی را نیز به حسرتی بدل کرده است. این جنبش کارگران و کارمندان و اکثریت زحمتگش جامعه است که به حاشیه امنیت اجتماعی رانده شده اند و دیگر چیزی ندارند که از دست بدهند . مردم به درستی در شعارهای خود می گفتند که حقوق ملت ما ، زیر عبای ملا !

 

۳- توهم پراکنان می گویند این جنبش رهبر ندارد ، بی سر است ، پراکنده است ، آلترناتیو ندارد. این حرف یاوه ای است . گستردگی آن در سرتاسر کشور نشان دهنده این است که کلیت جامعه ایران را فرا گرفته است. آلترناتیو با چتر از آسمان فرود نمی آید بلکه حاصل مبارزه است و در متن حرکت شکل میگیرد و نه در خانه نشستن . خواسته های اجتماعی و سیاسی در جریان مبارزه است که بلور بندی و صیقل می یابند . به مبارزات مردم باور داشته باشیم. دیگر فروش ترس به مردم که اگر ما به رویم چه کسی می آید ؟ و یا لولو خرخره وضعیت خراب سوریه ای که خود در آن نقش داشتند ، دیگر ارزش مصرف خود را از دست داده است . آلترناتیو این حکومت ، خود مردم اند. می توان با فراخوان یک مجلس موسسان و انتخاباتی با نظارت سازمان ملل ، به عمر نکبت بار این حکومت ترور پایان داد.

 

۴- در اندیشه سیاسی ایران یک دگرگونی عظیم فکری رخ داده است : مردم ازنظر فکری ازکلیت رژیم اسلامی فرا رفته اند که نقطه عطف بر گشت ناپذیری در ذهنیت سیاسی مردم است . حتی اگر جنبش اجتماعی و سیاسی ایران سرکوب شود، فراروی از رژیم جمهوری اسلامی نقطه آغاز هر حرکت دیگری خواهد بود.

 

۵- در شهر های بزرگ ایران ، بویژه در تبریز ، بدلیل وحشت روشن رژیم یک حکومت نظامی اعلام نشده برقرار است . تبریز شبیه دوره اشغال پاریس توسط نازی هاست. تمامی راه های ارنباطی بین آبرسانی تا دانشگاه تبریز ، با نیروهای نظامی اشغال شده است . ارتباط بین آنجا با بازار تبریز قطع است و در تمامی مناطق حساس شهر، مثل باغ گلستان ، محله دیک باشی و میدان ساعت، نیروهای نظامی مستقر هستند . در این میان ، عناصر وابسته به نیروهای امنیتی اطلاعیه می دهند که مردم را از پیوستن به حرکت مردم منصرف سازند. اینها همان طرفداران حکومت داعش شیعه در ایران هستند که در پشت اسم های مجعول و ملت چی های کاذب و بی هویت پنهان شده بودند و میر هاشم دوه چی های امروز هستند.

 

۶- آذربایجان از زمان مشروطیت به این سو در رآس تمامی جنبش های سیاسی و اجتماعی ایران قرار داشته است . مساله ای ایران ، مساله آذربایجان است . از سنگر ستارخان تا آزادستان شیخ محمد خیابانی، تا جنبش فرقه برهبری پیشه وری ، همواره جنبش آذربایجان مقدمه آزادی در سرتاسر ایران بوده است. هویت آذربایجان در رسالت تاریخی مبارزات آن بوده است .

 

آزادی حاصل مبارزه علیه دیکتاتوری حاکم است . اکنون این جامعه زنده به گور گرفتار چهار دهه سرکوب و کشتار و فساد و دزدی حکومتی ، قد علم کرده است که بنیاد این حکومت بنیان کن را براندازد. دربرابر جناح های حکومتی که در سرکوب علیه مردم متحد شده اند ، متحد شویم و به جنبش مردم ایران به پیوندیم!

 

قوی باشین ساولان تک اوجالانسین !

یاشاسین آذربایجان!

ديماه ١٣۹۶

 

 

 
  facebook   twitter   بالاترين   مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیرکه عضوآن هستید ارسال کنید:  
O.R.W.I.   Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)