O.R.W.I.
Organization of Revolutionnary Workers of Iran (Rahe Kargar)
Organization of revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
چهارشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۶ برابر با ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۷
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
  سه-شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۰ برابر با ۱۷ ژانويه ۲۰۱۲  
    دو نمونه، دو رویکرد

دو نمونه، دو رویکرد

محمد خسروی

طی هفته ی گذشته شهرهای نیجریه شاهد اعتصابات گسترده ای در اعتراض به قطع یارانه بنزین بود. این اعتراضات که به دعوت چندین اتحادیه ی کارگری و کارمندی انجام گرفته بود گرچه بواسطه ارتش به گلوله بسته شد، اما آنچنان پرقدرت ادامه یافت که گودلاک جاناتان، رئیس جمهور کشور را به پذیرش مذاکره با نمایندگان اتحادیه ها و نهایتا عقب نشینی از تصمیم قطع یارانه بنزین مجبور کرد.  

در ایران نیز طی یکسال گذشته ، رژیم اسلامی اقدامی مشابهِ دولت گودلاک جاناتان، انجام داد. با این تفاوت که حذف یارانه ها در ایران نه تنها بنزین بلکه تمامی حامل های انرژی را در برمیگیرفت. این اقدام علیرغم آنکه زندگی میلیونها کارگر و زحمتکش را به ورطه ی فلاکت و افلاس کشانده است اما ، برخلاف نیجریه، موجد مخالفت فعال و بروز اعتراضات پیگیر سراسری نشده و مردم، نارضایتی خود را بشکل غرولند و یا در حداکثر با تأخیر در پرداخت قبوض گاز و برق نشان دادند.

در توضیخ چرائی "انفعال" مردم در مقابل یورش رژیم به سفره های خالیِ شان گفته میشود که "مردم میدانند چه نمیخواهند، اما در بخش ایجابی، ایشان نمیدانند چه میخواهند و مشکل همینجا است ". در واقع نفرت مردم از نظام جمهوری اسلامی به اعتبار تمامی مصائبی که طیِ سی و دو- سه ساله گذشته تجربه کرده اند، کاملا محرز است، اما آیا واقعاَ بیکاران نمیدانند که کار میخواهند؟ کدام اقلیت قومی است که نخواهد به زبان مادری تکلم و تحصیل کند؟ کدام زنی است که خواهان برابر- حقوقی نباشد و خود را "نیمه شهروند" بپندارد؟ آیا کارگران و زحمتکشان خواهان توزیع عادلانه ثروت در جامعه ، بهبود معیشت و ... نیستند؟ کدام فعال سیاسی یا مدنی زندانی است که خواهان آزادی بیان و ... نباشد؟ کیست که رژیم اسلامی را مسبب تمامی اِعمال محدودیتها، بگیر و ببندها، زندان و شکنجه ها، ناامنی های فزاینده و رشد ناهنجاریهای اجتماعی، بی قانونی ها و اختلاس ها و خودمانی خوری ها و ... نبیند؟ قطعا مردم به اعتبار غریزه و تجربه، در این سطح، حداقل میدانند چه میخواهند. اما آنچه که آنها نمیدانند، نحوه دستیابی به انبوه خواسته های سرکوب شده شان است، یا به سخن دیگر، ابزار و الزامات لازم برای تحقق آنچه میخواهند را، نمیدانند.

حال اگر بپذیریم که فلسفه وجودیِ نیروهای سیاسی، کمک به پرکردنِ این خلاً است، یعنی نقش نیروی سیاسی نه فقط تفسیر اوضاع ، بلکه ارائه سیاستهای راهبردی برای تبدیل خواست به انرژی ، هدایت قوه به فعل ، بهم زدن توازن قوا به نفع پایگاه اجتماعی یا طبقاتی خویش و ... است، پس باید دید آیا نیروها و گرایشات متنوع مخالف رژیم اسلامی نیز چنین نقشی را در ایران ایفا میکنند ؟

در فضای ملتهبی که امروز شاهدش هستیم، فقر و فلاکت توده ای، ورشکستگی صنایع و بیکارسازیهای گسترده، بی حقی عمومی و سرکوب لجام گسیخته، تخریب محیط زیست و بیماریها و صدمات ناشی از آن، تعمیق بحران سیاسی در میان حکومتگران، سیاست خارجی رژیم اسلامی و عربده کشی های دولتمردان اسلامی و ... از یکطرف و از طرف دیگر اعمال تحریم های اقتصادی و تهدید های نظامی از جانب دول امپریالیستی، افقهای تاریکی را برای آینده کشور ترسیم میکنند. در چنین فضائی، اخیرا تحرکاتی از جانب برخی نیروهای مخالف رژیم اسلامی برای به زیر کشیدن آن مشاهده میشود.

در رابطه با سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ، بطور کلی، میتوان دو رویکرد را برشمرد. رویکرد اول، روند سرنگونی را بگونه ای پیش می برد که دیکتاتوریِ دیگری جایگزین جمهوری اسلامی نشود. این نگرش سرنگونی رژیم را برای مردم و بواسطه مردم میداند، و لذا معتقد به دمکراسی است. دموکراسی را "شرایط تامین حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش" فهمیده، ابزار اعمال اراده ی مستقیم را، تشکل های متنوعِ مستقلِ مردمی در کلیه سطوح میداند. به این ترتیب از همین امروز، برای سرنگونی و همچنین نظام جایگزین آن، بر ضرورت سازمانیابی کارگران و زحمتکشان، یعنی همان ۹۹ درصدی ها، اصرار داشته برای تحققش میرزمد. اما رویکرد دیگر، گرچه بدرستی بر ضرورت سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی تاکید دارد اما با بی توجهی، یا مسکوت گذاشتنِ نقش کارگران و زحمتکشان بعنوان عامل و نیروی اصلی سرنگونی، عملا، هم امر خلاصی از شر نظام جمهوری اسلامی را و هم نظام جایگزین را به فرزانگان، خودکامان دیکتاتور و نیروهای غارتگر امپریالیستی وامیگذارد. نمایندگان این گرایش تنها شرط اقدام و همگرائی را " سرنگونی رژیم" دانسته، بعضا، همچون آقای رضا پهلوی، به ائتلاف ، "جبهه سازی" و "تشکیل شورای ملی" مشغولند.

بی شک اعتقاد عمیق و پایبندی ما کمونیستها به آزادیهای بی قید و شرط سیاسی ایجاب میکند که آقای رضا پهلوی را هم، مثل هر ایرانی دیگری، در داشتن گرایش سیاسی دلخواه خویش و فعالیت برای تحقق اهدافش ، محق بدانیم. طبعا او مسئول گفتار و عملکرد خویش است و نه اقدامات پدر یا پدر بزرگش. اما برای پی بردن به نگرش ضدِ مردمی و همزمان، عوامفیبانه ی او کافی است فی المثل به همین مصاحبه ی اخیر او رجوع شود. در این مصاحبه، رضا پهلوی در سایه جنایات و سیاه کاری های بیشمار جمهوری اسلامی، پرده ساتری بر جنایات پدر و پدر بزرگش کشیده ، اقدامات آن دو را " مثبت " ارزیابی میکند. او صلاح نمیبیند از جنبش ملی کردن صنعت نفت و قطع ید از "شرکت نفت ایران و انگلیس"، و سپس بعد از ۳۲، بازگشت مجدد چپاولگران نفت ایران تحت عنوان "شرکت نفت بریتانیا" و "قرارداد کنسرسیوم" کلمه ای بگوید و حتی، بطور ضمنی، محاکمه ی مصدق بدلیل عدم تمکین به فرامین ملوکانه را می طلبد، دخالت سازمان "سیا" وکودتای ۲۸ مرداد ۳۲ گوئی در ایران اتفاق نیفتاده است، ظاهرا محمد رضا پهلوی مجری اصل ۴ ترومن در ایران نبوده، "انقلاب سفید" هیچ ربطی به معماری اقتصادِ وابسته در ایران و سازمان دادن آن در تقسیم کار جهانیِ سرمایه ، نداشته است، اساسا پدیده جمهوری اسلامی ازآاسمان نازل شده و دیدن "عکس آقا در ماه" و تن دادن مردم به حاکمیت ولی فقیه از پیامدهای اقدامات اعلیحضرت همایونی نبوده است، و ... بیشمار اقدامات بیشرمانه ی دیگر که آقای رضا پهلوی آگاهانه لاپوشانی میکند.

این آقا و سایرینی همچون او، رویای حکومت بر مردم را با کمک تحریم های "دوستان" امپریالیست و بمب های ناتو در سر می پرورانند، و به همین خاطر زمزمه ی "بحث بعد از مرگ شاه" را دم گرفته اند. لذا می بایست هوشیار بود و درشرایط سخت و سرنوشت سازِ پیش رو که مردم در منگنه ی رژیم اسلامی و کشورهای امپریالیستی قراردارند، هر چه بیشتر بر ضرورت سازمانیابی و پیشبرد مبارزه مستقل مردمی برای تحقق آزادی، دموکراسی و برابری تاکید کرد.

چهارشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۰ برابر با ۱۸ ژانويه ۲۰۱۲

 

 
  facebook   twitter   بالاترين   مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیرکه عضوآن هستید ارسال کنید:  
O.R.W.I.   Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)