O.R.W.I.
Organization of Revolutionnary Workers of Iran (Rahe Kargar)
Organization of revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶ برابر با ۱۵ دسامبر ۲۰۱۷
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
  سه-شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۴ برابر با ۱۰ نوامبر ۲۰۱۵  
    کاربر فیسبوک ـ دو سال از واقعه سریال تلوزیونی سرزمین کهن و توهین به ایل بزرگ بختیاری نمی گذرد که قائله مشابهی باز هم بر اساس ب

"فتیله"، خشم مردم آذربایجان را شعله ور ساخت!

"تصادفی" که مدام تکرار می شود!

سردبیری سایت راه کارگر

ارگان سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

 

برنامه طنز توهین آمیز "فتیله"، حتی مرز های توهین و تحقیر را نیز در هم شکست. اما این شیوه توهین و تحقیر ملیت های کشور، در سیمای جمهوری اسلامی تصادفی نیست. دو سال پیش هم شاهد سریال تلویزیونی "سرزمین کهن" و توهین به ایل بزرگ بختیاری بودیم که واکنش های گسترده ای به دنبال داشت و چند هفته پیش هم اکبرعبدی به شکلی وقیحانه به عرب ها توهین کرد و از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد. روشن است که چنین برنامه های تحریک آمیزی، خشم و نفرت مردم را بر می انگیزد. اعتراضات گستردۀ هموطنان آذری مان در شهرهای گوناگون، اقدام بر حقی است که به سیاست های مرموز و توطئه آمیز حاکمیت اعتراض می کند. این اعتراضات، چه اعتراض آذری ها باشد، چه اعتراض لرها یا اعتراض عرب های کشورمان باشد، باید مورد حمایت تمام و کمال همه آزادیخواهان و همۀ ایرانیان قرار گیرد. رنگین کمان زیبای اقوام ایرانی و ملیت های تشکیل دهنده ملت مدنی ایران، بدون احترام متقابل به زبان، فرهنگ، سنت ها و آداب و رسوم همدیگر نمی تواند پابرجا بماند. دسیسه های شوم، برای تاکید بر آریائی بودن ایرانیان و برتر دانستن آنها و تلاش برای تحقیر و توهین دیگر ملیت های کشور، هدفی جز تبلیغ شوونیسیم به اصطلاح آریائی و دامن زدن به ناسیونالیسم های قومی ندارد. فراموش نکرده ایم که همین چند هفته پیش، هزاران نفر به بهانه روز کوروش، بدون هیچ واکنشی از مقامات امنیتی که تجمع دو کارگر را تحمل نمی کنند، در پاسارگارد جمع شدند و عده ای شعار می دادند:"ما آریائی هستیم، عرب نمی پرستیم". آنها فراموش کرده بودند که ما مردم ایران، عرب هم هستیم، همانطور که آذری هسیتم، همانگونه که فارس و بلوچ هستیم. تاکید بر آریائی بودن و دامن زدن به قوم گرائی در شرایط کنونی ایران و منطقه، بازی با آتش است. در شرایطی که حتی برخی از ناسیونالیست های قوم گرای چپ، از "مهمان بودن" کردها در آذربایجان سخن می گویند و یا از بکارگیری زبان فارسی در مراسم خاکسپاری و تجلیل از کمونیست شهید، شاهرخ زمانی انتقاد می کنند، گرگرفتن آتش رقابت های قومی و تبدیل آن به کینه های قومی و فرقه ای، می تواند به فاجعه منجر شود. ما شاهد ماجراهائی همچون حوادث ورزشگاه الغدیر شهر ارومیه نیز بوده ایم که کرد بودن یک وزرشکار را بر نمی تابیدند. از این رو احترام به اختلافات زبانی و مذهبی هموطنان خود، اعم از فارس، کُرد، عرب، تُرک، ترکمن و بلوچ و دیگر ملیتها و مذاهب موجود در جغرافیای ایران، باید در سرلوحه کارمان قرار داشته باشد . به اختلافات مان احترام بگذاریم و با رسمیت شناختن خواست های مشروع همدیگر، به ترمیم شکاف های قومی و مذهبی حاضر در ایران بکوشیم و با هر جریانی که قوم گرائی و بویژه ناسیوالیسم افراطی را تبلیغ می کند، با تمام قدرت مبارزه کنیم.

 

اما در این ماجرا، سئوال کلیدی این است که چگونه چنین "تصادفاتی" در تلویزیون جمهوری اسلامی مدام تکرار می شود؟ از رسانه ای سخن می گوئیم که تنها رسانه نیست، بلکه جزئی از دستگاه سرکوب سکانداران اصلی قدرت است. تسلط نهادهای امنیتی وابسته به هستۀ مرکزی قدرت بر این رسانه بر کسی پوشیده نیست. سانسور و کنترل امنیتی در آن به حدی است که در پخش زنده مسابقات ورزشی جهانی، با سه تا هفت ثانیه تاخیر، از نشان دادن دختران و زنان بی حجاب در ورزشگاه ها جلوگیری می کنند. در این رسانه، حتی تصویر رئیس مجمع تشخیص نظام در مراسم شام غریبان رهبر رژیم، ماهرانه سانسور می شود تا خبر حضور او پخش نگردد. سخنان رئیس جمهور این رژیم در کابینه، وقتی که باب طبع هسته مرکزی قدرت نباشد، پخش نمی شود. پخش تصویر و صدای رئیس جمهور اسبق رژیم در این کشور ممنوع است. پخش زندۀ مراسم عاشورا در حسینه ای در یزد، زمانی که در نوحه ها، شعری از سهراب سپهری خوانده می شود، فورآ متوقف می گردد. این رسانه، همدست باندهای امنیتی در پرونده سازی علیه روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و مدنی است. اعتراف گیری از دستگیر شده گان نیز از دیگر عرصه های فعالیت امنیتی این رسانه عمومی است. با چنین حدی از در هم تنیدگی رسانه عمومی با باندهای امنیتی و چنین تسلطی از سوی سکانداران اصلی قدرت بر آن، بروز چنین "تصادفاتی"، تصادفی نیست. به نظر می رسد که در پشت این اقدامات، هدف های ویژه امنیتی یا سیاسی ما قبل از انتخابات نهفته باشد. شاید نهادهای امنیتی و استراتژیست های مقابله با شورش های توده ای و انفجارات اجتماعی، برای بررسی واکنش های مردمی و راه های مقابله با آن، به نوعی شوک تراپی اجتماعی روی آورده اند. مثلآ فرض احتمالی این است که ایجاد شرایط طبیعی برای راه اندازی مانوورهای نهادها و ارگان های سرکوب و آزمودن توانائی هائی شان در کار باشد. در کنار چنین برنامه ریزی های امنیتی، به نظر می رسد که دامن زدن به تنش های قومی و تشدید آن، با هدف های ویژه سیاسی نیز صورت می گیرد. گسترش تنش های قومی و ایجاد همگرائی های ناسیونالیستی و قوم پرستانه، به راحتی، جوشش های طبقاتی و همبستگی های تهیدستان را با خطری جدی روبرو می سازد. تلاش سی و چند ساله حاکمیت اسلامی بر این استوار بوده که با تاکید بر فرهنگ دینی و برجسته تر کردن سنت های فرسوده و غالبآ عقب مانده مذهبی، همبستگی طبقاتی تهیدستان و لگدمال شده گان را در هم بشکند. حال که حربه مذهب و اعتقادات دینی به تدریج رنگ می بازد، پناه بردن به حربۀ قوم گرائی و ناسیونالیسم افراطی، راهی برای ممانعت از شکل گیری همبستگی های طبقاتی اکثریت عظیم مردم مصیبت زده کشور در شرایط بحرانی کنونی است.

 

رنگین کمان زیبای ملت مدنی ایران، برای قوام بخشیدن به همبستگی خود و برای تداوم همزیستی مسالمت آمیز ملیت های گوناگون کشورمان، به رعایت حقوق ملی همگان نیاز دارد. در کشور چند ملیتی ما، احترام عمیق به حق تعیین سرنوشت خلق ها، احترام به خودویژگی های ملی، زبانی، فرهنگی ، مذهبی و تاکید بر هم سرنوشتی توده های عظیم کار و زحمت، باید در دستور کار هر فعال سیاسی و هر کنشگر آزادیخواه باشد. توده های کار و زحمت از ملیت های گوناگون کشور، باید که صف واحدی را در برابر استثمارگران و دولت مستبد حامی آنها ایجاد کنند. دولتی که برای دفاع از نظم خشن سرمایه دارانه، بر عقب مانده ترین شیوه های حکومت، یعنی استبداد دینی قرون وسطائی متکی است. در اینجا نه تنها تمامی نهادهای سرکوب در برابر مردم زحمتکش صف کشیده اند، بلکه ارتش بزرگ مبلغان دینی جیره خوار حاکمیت نیز خاک در چشم مردم می پاشند و زخم تفاوت های مذهبی را فعال نگه می دارند. استبداد دینی نه تنها با تمام قوا از نظم سرمایه دارانه دفاع می کند، نه تنها از نهادها و بنیادهای مسلط بر انبوه گسترده ای از شرکت ها و واحدهای تولیدی و از دیگر چپاولگران که فشار بر کارگران را به حد اعلی رسانده اند، حمایت می کند، بلکه دگراندیشان حتی در میان شیعیان اثنی عشری، اهل سنت کشور، یهودیان، مسیحی ها ، بهائیان و دین ناباوران را نیز از حقوق شهروندی شان محروم می کند و گاه به سرکوب خشن آنها می پردازد. از این رو برای ایجاد صف متحد و مستحکمی از توده های کار و زحمت، باید هر دو حربه حاکمیت برای ایجاد شکاف در میان تهیدستان و زحمتکشان را از کار انداخت. هم حربه مذهب بنیادگرا که عدم تحمل نسبت به دیگر مذاهب و دگراندیشان را تبلیغ می کند و هم حربه شوونیسم قوم گرا که بر تفاوت های قومی تاکید و تلاش می کند آنها را به جان هم بیاندازد.

سه-شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۴ برابر با ۱۰ نوامبر ۲۰۱۵

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اعتراضات توده ای مردم آذربایجان،

نظرها و واکنش ها

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هیئت هماهنگی سە جریان کومه له

از مبارزات حق طلبانه مردم آذربایجان پشتیبانی میکنیم

در اعتراض بە یک برنامە توهین آمیز به زبان و مردم آذری از شبکە ٢ تلویزیون جمهوری اسلامی، دیروز مردم در شهرها و نقاط مختلف آذربایجان دست بە اعتراضات گستردەای زدند. در شهرهای تبریز و ارومیه نیروهای امنیتی صفوف اعتراضی مردم را مورد حملە قرار دادند. خواست معترضین پایان دادن به تبعیض ملی، لغو محدودیت زبان ترکی در آموزش، مجازات گردانندگان صدا و سیمای جمهوری اسلامی و پایان دادن بە پیگرد فعالین مدنی و فرهنگی بود.

این اولین بار نیست کە رسانده و نهادهای رسمی جمهوری اسلامی ملت ترک زبان آذربایجان و دیگرملیتهای ساکن ایران را مورد توهین و تحقیر قرار میدهند. از نظر ما پیشبردن این سیاست بخشی از سیاست سرکوب و تحقیر سیستماتیک ملیتهای موجود در ایران توسط حاکمیت است. خلق کرد با گوشت و پوست خود این سیاست ضد انسانی را تجربه نمودە و در برابرش ایستادە است، اکنون نیز خود را پشتیبان کامل مردم آذربایجان در اعتراض به رژیم میداند. ما ضمن محکوم نمودن این گستاخی صداوسیما نسبت به خلق آذربایجان، از همه مردم آزادیخواە ایران، از کارگران و زحمتکشان و به خصوص از جامعه ایرانی در تبعید میخواهیم که برای اعتراض به رژیم در انظار عمومی جهانیان، مردم آذربایجان را همراهی کنند و افشای سیاستهای جمهوری اسلامی درحق ملیت ها را در دستور کار خود قرار دهند. ما خواهان آزادی اندیشه و بیان و قلم و آزادی سیاسی و حقوق یکسان برای همه ملیت های ایران هستیم و تلاش برای استحکام برادری و دوستی مردم کردستان و آذربایجان را وظیفه خود میدانیم.

هیئت هماهنگی سه جریان کومه له

روند سوسیالیستی کومه له

حزب کومه له کردستان ایران (اتحاد کومه له

کومه له زحمتکشان کردستان

١٩ آبانماە ١٣٩٤ برابر با ١٠ نوامبر ٢٠١٥

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سامان رسول پور

یک) اعتراضاتی از جنس اعتراضات مردم آذربایجان، اگرچه واکنشی به دیگری است، اما بیش از آن، تمرین با هم بودن است. نوعی جریان سازی و جنبش سازی از یک مای پراکنده است. عنصر توهین و تحقیر فقط نقش محرک را ایفا می کند. پیام چنین حرکتی این است: آنها ما را تحقیر کردند. بیایید نشان دهیم که ما غرور جمعی داریم و هر کسی آن را زیرپا بگذارد، با ما مواجه خواهد شد. بنابر این، اعتراضات خیابانی، به نوعی در حکم به رخ کشیدن این ما ی جمعی است.

دو) ترک های ایران، عموما در اعتراضات مربوط به جنبش سبز مشارکت فعالانه ای نداشتند. با آن همذات پنداری نکردند. اما یک برنامه طنز توانست، آنها را به جنبش وادارد. پیام مشخص این پارادوکس این است: شکست پروژه ملت سازی در ایران. ترک ها حتی اگر در شکل دادن به ایران کنونی، نقشی حیاتی ایفا کرده باشند، در نهایت، زبان و موجودیت فرهنگیشان در ساختن آن چیزی که هویت ایرانی خوانده می شود، چندان دخیل نبوده است. تولد ضمیرهای ما و آنها ساده ترین تاویلی است که از اعتراضات اخیر می توان به وجودش پی برد.

سه) تبعیض های اتنیکی در ایران، چندلایه است. فرضا در کردستان، علاوه برتبعیض های سیاسی و زبانی، تبعیض مذهبی هم وجود دارد. در آذربایجان اما تبعیض مذهبی موضوعیت ندارد. تبعیض سیاسی چندان مطرح نیست. تبعیض زبانی و فرهنگی وجود دارد. دقیقا به همین دلیل، عنصر زبان تا این حساسیت برانگیز است. جنبش های مدنی و سیاسی در آذربایجان ایران، حول محور تمایززبان و تاکید بر تبعیض و تحقیر زبانی، شانس شکل گیری دارند. فاکتورهای سیاسی دیگر، مهم اما در امتداد عامل زبانی هستند.

چهار) در بسیاری از شهرهای آذربایجان، مدیریت های بالا و میانی به عهده خود ترک هاست. فرضا حتی در استان هایی نظیر آذربایجان غربی که از لحاظ جمعیتی ترکیبی از ترک و کرد هستند و به تنهایی ترک نشین نیستند، مدیریت ترکی حاکم است. این مدیریت لزوما با تمامی خواسته های هویت طلبانه ترک ها همسو نیست. اما کاملا هم با آن در تضاد نیست. وجود همپوشانی بینشان را نمی توان انکار کرد. این وضعیت نشان میدهد که حتی شراکت سیاسی و مشارکت اقتصادی در صورتی که تنها با ذره ای احساس تبعیض توام باشد، می تواند راه را بر اعتراضات گسترده هموار کند. پرسشی که مقابل هر شهروند ترک در ایران قرار می گیرد این است: کدام نیرو نمی خواهد زبان و موجودیت فرهنگی من در متن باشد؟ تحقیر و به حاشیه راندن زبان من، به کدام پارادایم خدمت می کند؟

پنج) برای ایجاد تغییر، لازم نیست که ما حتما یک فاشیسم واقعی داشته باشیم. حتی توهم وجود یک فاشیسم می تواند، محرک تحولاتی ریشه ای باشد. بنابراین، جدل ها پیرامون وجود یا عدم وجود فاشیسم، تحقیر آمیز بودن یا نبودن یک برنامه، کاملا بیهوده است. آن چیزی که اهمیت دارد این است که بخش هایی از جمعیت ایران، در مقابل مبدل شدن به یک ما ی واحد، مقاومت می کنند. دلیل این مقاومت هم این است که تاویل آنها این است که این ما به شکل نامتوازنی شکل گرفته و یک ما ی عادلانه نیست. هویت و موجودیت همه اجزای آن، به یک نسبت عادلانه در شکل گیری این ما دخیل نبوده است. دقیقا به همین دلیل تا زمانی که یک بار دیگر ما ی ایرانی بازتعریف نشود و ملاحظات و نقدهای اقلیت ها در فرموله کردن آن لحاظ نشود، به سختی می توان ضمیر ما را بدون لکنت به زبان آورد.

شش) محق بودن، و حتی غیردموکراتیک بودن دیگری لزوما به معنای دموکراتیک بودن ما نیست. جنبش هایی که کارکردشان تنها تعریف کردن خود در مقابل دیگری است، شانس اصطکاک با خود را از دست می دهند. جریانات هویت طلب و یا جدایی خواه آذربایجان ایران، عموما از راه جدال با فارس ها و کردها گفتمانشان را به پیش می برند. انعطاف گفتمانی ندارند. فرمول قابل ارائه ای برای همزیستی ندارند. در پارادایم آنها جایگاه واقعی حقوق زنان، حقوق اقلیت ها، حقوق دگراندیشان، مشخص نیست. توده ای و بدون تشکل عمل می کنند. دقیقا همین بدون سر بودن، ماهیت جریانات برآمده از آن را در هاله ای از ابهام فرو می برد و آن را به حرکت های واکنشی شبه دموکراتیک و یا کنش های دیگرستیزانه تقلیل می دهد. جریانات و جنبش های آذربایجان، استعدادی از خود برای همزیستی عادلانه با دیگران نشان نداده اند. فرمولی ارائه نکرده اند. دقیقا به همین دلیل این گزاره را باید تکرار کرد: در معرض تبعیض بودن، فاکتور کافی برای دموکراتیک رفتار کردن نیست.

هفت) ناسیونالیسم ایرانی، ناسیونالیسم ترک، ناسیونالیسم کرد، قادر به حل مشکلات عمیق جامعه ایران نیستند. آنها خود بخشی از بحران و گره کور وضعیت موجود هستند. یکی از آنها، قائل به ادغام دیگران در خود و دیگران قائل به فرار از دیگران هستند. حق تعیین سرنوشت یک حق اصیل و اساسی است. اما اگر از سوی یک ذهنیت دموکراتیک به پیش برده نشود، تنها شکل اقتدار و عامل پیشبرد اقتدار را تغییر می دهد.

هشت) کارتونیزه کردن موجودیت هایی که در معرض تبعیض هستند و از حقوق فرضا زبانی و یا سیاسی و مذهبی برابر با دیگران بهره مند نیستند، چندان دلچسب نیست. یا در بهترین حالت می تواند موجب سوتفاهم شود. به همین دلیل، در جوامع پرمسئله ای مثل ایران، هرطنزپردازی باید به پیامدها و لایه های پنهان و آشکار متن و اثرش با وسواس و حساسیت زیادی بیاندیشد. آزادی بیان، اگر همراه با رعایت وجدان نباشد، می تواند نتایج فاجعه باری به همراه بیاورد. در این کانتکست، وجدان یعنی اینکه تمایزات زبانی، نژادی و جنسیتی را در جامعه ای که دموکراسی نهادینه نشده و تبعیض های چندلایه مذهبی، سیاسی و زبانی وجود دارند، در مواضعمان لحاظ کنیم. یک طنزپرداز ایرانی و یک طنزپرداز سوئدی، نمی توانند به یک میزان بی پرواباشند. چون شهروندان ایرانی برابر نیستند. آیا یک بلوچ سنی با یک شهروند تهرانی شیعه، از حقوق برابری بهره مند هستند؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

.بیانیه ای از کمونیست های انقلابی آذربایجان.

شورش ملت ستم‌کش و استثمارشده آذربایجان علیه حکومت مرکزی جمهوری اسلامی بر حق است

ملت آذربایجان بر سر مسئله حق تعیین سرنوشت خویش می‌خروشد نه رفتارهای ناپسند با "کودک تُرک"

تظاهرات توده‌ای ملت آذربایجان در چندین شهر صحنه‌ی مبارزات جانانه توده‌های تحت ستم ملی و استثمارشده با نیروهای ضد شورش حکومت مرکزی جمهوری اسلامی شد.

این تظاهرات در برخورد به برنامه‌ای به نام "هتل فتیله‌ای" بود که بعدازظهر روز جمعه( ۱۵ آبان ۱۳۹۴ - ۶ نوامبر۲۰۱۵) از شبکه‌ی ۲ تلویزیونی جمهوری اسلامی ایران که رئیسش توسط شخص "ولی‌فقیه" انتخاب می‌شود، پخش شد.

جریانات هویت طلب اصلاح‌طلب به‌عنوان سوپاپ اطمینان نظام حکومت مرکزی برای فرونشاندن خشم تحت ستم آذربایجان مسئله اساسی آن برنامه تلویزیونی بسیار سطحی و در یک بسته‌بندی که گویا " این برنامه ماجرای پدر و پسر تُرکی است که قصد ترک هتل را دارند چراکه بوی بسیار بد و غیرقابل‌تحملی آزارشان می‌دهد. درنهایت پس از بررسی متوجه می‌شوند این بو، بوی دهان بچه‌ای است که اتفاقا تُرکی صحبت می‌کند و دلیلش شستن دهان نه با مسواک، بلکه با فرچه‌ی توالت می‌باشد." ارائه می‌دهند. و از طرف این ناسیونالیست‌های اصلاح‌طلب از آن به‌عنوان "رفتارهای ناپسند با کودک تُرک" یادشده است.

 

به دیده‌ی ما این برنامه‌های مهندسی‌شده "تلویزیونی" بخشی تفکیک‌ناپذیر از کل برنامه‌ی ستمگری ملی نظام حکومتی جمهوری اسلامی بر کلیه مردم زحمتکش اقلیت‌های ملی چه آذربایجان، چه کردستان و چه بلوچستان و عرب و لر به‌طورکلی، و ملت آذربایجان به‌طور خاص فارغ از سن و جنسیت هست.

ما به‌عنوان فرودست‌ترین بخش آگاه طبقه کارگر انقلابی(پرولتاریا) آذربایجان معتقدیم که در تمامی مبارزات ملی پرولتارهاى ملل گوناگون و اقلیت‌های ملی باید بر مصالح مشترک همه پرولتاريا( طبقه زحمتکش کارگر انقلابی) را صرف‌نظر از هرگونه هویت ملی‌شان، باید مدنظر قرار گیرد و آن را مقدم دانست. و در مراحل گوناگونى که مبارزه پرولتاريا علیه طبقات حاکم ستمگر و استثمارگر طى می‌کند، کمونیست‌ها هميشه و همه‌جا منافع جنبش به‌عنوان یک کلیت را نمایندگی می‌کنند. مسئله حق تعیین سرنوشت ملل تا آنجا که به ملت آذربایجان مربوط می‌شود از زمان انقلاب مشروطه و بعدازآن در زمان حکومت خودمختار آذربایجان به رهبری جعفر پیشه‌وری مؤسس فرقه دمکرات آذربایجان همواره یکی از دل‌مشغولی‌های توده‌های تحت ستم و استثمار آذربایجان بوده است.

ما به ناسیونالیسم بورژوازی ملت‌های ستم‌کش برای دامن زدن به احساسات ناسیونالیستی و یا تقلیل چنان ستم دهشتناکی به "کودک آذری تُرک" کوچک‌ترین باجی نمی‌دهیم.

 

برنامه ما کمونیست‌های انقلابی آذربایجان برای کلیت ملیت‌هایی است ایران است، و نه‌فقط اقلیت ملی خودی. بنابراین کمونیست‌های انقلابی خواهان برابری حقوق ملل تا حد جدایی شدن کامل آن‌ها هست.

در این مبارزات و شورش برحق علیه ستمگران حکومت مرکزی جمهوری اسلامی اقشار و طبقات مختلف با دیدگاه‌ها و گرایشات مختلفی که بیانگر منافع طبقاتی‌شان می‌باشند شرکت دارند. هر طبقه سعی می‌کند که مهر خود را بر این مبارزات بزند. حکومت مرکزی جمهوری اسلامی و مدیران متحد محلی آذربایجانی و جریانات اصلاح‌طلب ناسیونالیستی از عمیق‌تر تر و رادیکال شدن آن به وحشت افتاده‌اند، و از بکار بردن هیچ فریب و نیرنگی برای منحرف کردن اذهان عمومی و سیر مبارزات ستم‌کشان و استثمارشوندگان زحمتکش آذربایجانی به مسیر دلخواه خویش فروگذار نمی‌باشند.

درعین‌حال جریانات هویت طلب و ناسیونالیستی افراطی ارتجاعیِ مخالفِ حکومت مرکزی(بقایای منسوخ تاریخی متشکل از عده‌ای از رهبران خود خوانده ولی بی سپاه)، این مخالفین حق ملل در تعیین سرنوشت خویش که شدیداً مخالف کمونیسم این علم رهایی‌بخش بشریت تحت ستم استثمار می‌باشد، می‌کوشند که از این مبارزات کلاهی برای جا انداختن برنامه‌ی ارتجاعی تجزیه‌طلبی‌شان بسازند. این جریان هویت‌طلبانه ارتجاعی بافکر عبث به راه انداختن حکومت ملاکان بوروکرات و سرمایه‌داران ارتجاعی آذربایجان به قیمت روا داشتن ستم ملی دیگری و استثمار طبقه کارگر آذربایجان، خیز برداشته است. بقول زنده‌یاد کمونیست انقلابی علیرضا نابدل شووینیسم ملت حاکم و ناسیونالیسم افراطی ملیت‌های تحت سلطه دو جنبه تضاد واحدی را تشکیل می‌دهند. تنها پرولتاریاست که در شرایط بسیج تمام نیروهای انقلابی خلق قادر است از عهده حل این تضاد برآید و هر دو جنبه آن را متقابلاً نابود سازد. محو ناسیونالیسم افراطی هر ملیت به‌طور عمده به عهده پرولتاریای همان ملت است.

 

هیچ‌یک از راه‌کار‌های دیدگاه‌های غیر پرولتاری( طبقه کارگر انقلابی آگاه) پاسخگوی نیاز و ضرورت‌های تاریخی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ملت آذربایجان نمی‌باشند. هر یک از آن دیدگاه‌ها یا خواهان به انحراف ، مماشات و سازش کشیدن چنان شورش برحقی به نفع حکومت مرکزی ستمگر جمهوری اسلامی می‌باشند، یا با اتکا به انواع حیله و فریب و تشبثات متوهمانه مذهبی خواهان کانالیزه کردن این شورش بر حق برای استمرار عمر ننگین آن حکومت و یا برای روی کار آوردن جمعی دیگر از بورژوا-ملاکان آذربایجانی برای تولید شکل نوینی از ستم ملی و طبقاتی بر خلق آذربایجان می‌باشند.

در شرایط کنونی ملت تحت ستم و استثمارشونده آذربایجان این امکان را دارد که راه مستقلِ کاملاً رهایی بخشی را برای تعیین سرنوشت خویش به‌طور کامل بپیماید. و با گسست قطعی و رادیکال از تمامی راه‌کارهای و ایده‌های ناصحیح تاریخا منسوخی که او را تاکنون در سراشیب جاده‌ی دهشتناک و تاریک طولانی رهسپار نموده است، طی نماید. راهی که جريان روزمره زندگی قرن‌ها و روحشان را با ستم، اکثريت عظيم نوع بشر را لگدمال کرده، جسم و روحشان با ستم ، فلاکت، تحقير، خشونت، تخريب و جهل و خرافه درهم‌شکسته است تقصیر آنان(انسان‌های) رنجدیده نیست، "اراده" خدا يا خدايان ناموجود، يا نتيجه "طبیعت غیرقابل تغییر بشر" هم نیست بلکه همه این‌ها نتیجه‌ی طريقی است که جامعه بشری تا امروز تحت سلطه استثمارگران و ستمگران تکامل یافته است. اما همین تکامل، نوع بشر را به نقطه‌ای رسانده که دیگر لازم نیست مانند صدها و یا هزاران سال گذشته ادامه دهد. جامعه بشری به نقطه‌ای رسیده است که امکان یک طریق دیگر میسر است.

 

این راه مگر از طریق انقلاب کمونیستی میسر نیست.

شورش ملت آذربایجان علیه مرتجعین حاکم جمهوری اسلامی و مدیران محلی‌اش بر حق است.

زنده‌باد همبستگی متحدانه انترناسیونالیستی پرولتاریای ملل مختلف ایران.

خیابان مال ماست، و به مزدوران ضد شورش جمهوری اسلامی تعلق ندارد.

ما خیابان ها را با موعضه های مماشات گرایانه ای که در گوشمان زمزمه می کنند ترک نخواهیم کرد.

کمونیست‌های انقلابی آذربایجان- ۱۸ آبان ۱۳۹۴

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چرا حکومت ایران در مهار بحران‌های قومی ناتوان است

مهرداد فرهمند

بی‌بی‌سی

10 نوامبر 2015 - 19 آبان 1394

مأموران پلیس ضد شورش در چند شهر ترک‌نشین ایران با گروه‌هایی از معترضان به پخش برنامه تلویزیونی فیتیله برخورد کرده‌اند

اعتراض‌های قومی بر اساس آنچه شماری از اعضای قومیت‌ها، توهین به خود می‌بینند هر از گاهی در ایران رخ می‌دهد و به نظر می‌رسد در ده سال اخیر هم تناوب این اعتراض‌ها بیشتر شده و هم آستانه تحمل پایین‌تر رفته است. اما برخورد حکومت ایران با این گونه اعتراض‌ها تغییر محسوسی نکرده است و هنوز نشان از تدبیری کلان و مطالعه شده دیده نمی‌شود که نشان دهد حکومت به دنبال شیوه‌ای است تا از تبدیل شدن این اعتراض‌ها به چالش‌های کلان امنیتی در آینده پیشگیری کند.

(در مورد اعتراض های اخیر بیشتر بخوانید: تعطیلیبرنامه فیتیله، عذرخواهی رئیس صدا و سیما، اعتراض در چند شهر، تذکر شورای امنیت کشور)

شیوه‌ای که تاکنون از حکومت دیده شده این است که اولاً پیش از به پا شدن اعتراض‌ها، اقدام پیشگیرانه مؤثری انجام نمی‌دهد، در برابر اعتراض‌ها به برخورد با افرادی که خاطی تشخیص می‌دهد، آن هم در پایین‌ترین رده تصمیم‌گیری، بسنده می‌کند و پس از به پا شدن اعتراض‌ها نیز برخورد امنیتی را سرلوحه کار قرار می‌دهد.

حداکثر کارآیی این شیوه، خاموش کردن اعتراض‌های خیابانی است، اما در مقابل، هم بر نارضایی‌ها می‌افزاید و هم حجم مطالبات معترضان را افزایش می‌دهد، علاوه بر اینکه فضای امنیتی و ناخوشایند را حتی بر آن بخش از جامعه که از اعتراضات کنار مانده، تحمیل می‌کند.

اینکه جمهوری اسلامی نتوانسته با وجود تکرار این روند در دوره‌ای طولانی، شیوه‌ای کارآمد و بلندمدت بیندیشد شاید به ذات سیاست‌های این نظام برگردد، سیاست‌هایی که آن چنان در این نظام نهادینه شده‌اند که دیگر بخشی از هویت و ضامن بقای آن به شمار می‌روند.

یکی از کارآمدترین شیوه‌ها برای مهار حرکت‌هایی مشابه آنچه این روزها در چند شهر ترک‌نشین ایران جریان دارد، توسل به نخبگانی از میان قومیت‌هاست که هم میان قوم خود محبوبیت و نفوذ کلام داشته باشند و هم به همبستگی میهنی و آرمان‌های ملی وفادار باشند.

شخصیت‌هایی فرهنگی یا سیاسی که بین قوم خود محبوب و در عین حال، مورد اعتماد و مقبول نظام باشند، می‌توانند در شرایط بحران، معترضان را به آرامش فرابخوانند و در عین همدلی با آنان، در صورتی که واکنش‌های معترضان، خارج از تناسب، ناشی از تعصب و هیجان‌زدگی یا سوء برداشت باشد، توجیهشان کنند و جلوی گسترش بحران را بگیرند. همین نخبگان می‌توانند خواسته‌ها و دغدغه‌های معترضان را به حکومت انتقال دهند، برایشان ضمانت اجرا بگیرند و حکومت را وادار کنند سیاست‌هایی پیشه کند که پیشگیری کننده بروز بحران‌های بعدی باشد.

 

بخش مهمی از همین نقش را رسانه‌ها، به‌ویژه رسانه‌های محلی نیز می‌توانند بازی کنند. اگر دغدغه حکومت این باشد که عواملی خارجی به دنبال دامن زدن به بحران و بهره بردن از آن هستند، باز همین نخبگان و رسانه‌ها هستند که می‌توانند با به دست گرفتن ابتکار عمل، عوامل خارجی را به حاشیه برانند.

اما رفتار نظام جمهوری اسلامی به گونه‌ای بوده که هم امکان بهره‌گیری از نخبگان و هم رسانه‌ها را کاملاً از خود سلب کرده است. این نظام با نگرشی سیاه و سفید و تقسیم شهروندانش به خودی و غیرخودی و دوست و دشمن، نخبگان را در برابر این انتخاب قرار داده که یا اندیشه‌ها و سیاست‌های حاکم را تمام و کمال و بدون حق نقد واقعی بپذیرند یا اینکه کلاً به کنار رانده شوند و هیچ سهمی در شئون کشور نداشته باشند. بخشی از وفادارترین و بلندپایه‌ترین افراد داخل نظام با همین نگرش حذف و تصفیه شده‌اند، چه رسد به شخصیت‌های فرهنگی و سیاسی که به سیاست‌های حکومت نقد دارند.

بدین ترتیب، در شرایطی که حکومت بیش از همیشه نیازمند میانجیگری نخبگان است، کسی را در کنار خود نمی‌یابد چرا که نخبگان قومیت‌ها را به دست خود به دو صف مقابل یکدیگر تقسیم کرده: آنانی که یکسره ذوب در نظامند اما میان قوم خود نفوذ و مقبولیت تعیین کننده ای ندارند و آنانی که مقبول قوم خودند اما مردود حکومت. رفتار نخبگان قومیتی مقبول حکومت نیز معمولاً به جای آنکه به حل بحران کمک کند، نفت بر آتش می‌ریزد: عده‌ای سرسختانه در مقابل معترضان می‌ایستند و عده‌ای می‌کوشند از بحران به نفع اهداف سیاسی خود بهره بگیرند، بخصوص هنگامی که انتخاباتی در پیش باشد یا بتوانند از این فرصت برای حذف رقیبان سیاسی استفاده کنند.

نخبگانی که میان قوم خود مقبول اما مورد بی اعتمادی حکومتند نیز حتی اگر در چنین شرایطی، به رفتار معترضان نقدی داشته یا حتی با آن مخالف باشند، ترجیح می‌دهند یا ساکت بنشینند یا با معترضان همدلی کنند: وقتی پدر طردشان کرده، بهتر است دست کم برادر را در کنار خود داشته باشند تا اینکه یکسره تنها بمانند.

 

رسانه‌های داخلی نیز بخصوص از نوع محلی‌اش، یا دربست در خدمت تبلیغ مواضع حکومتند یا اینکه برد و نفوذ آن چنانی ندارند که بتوانند بر شرایط اثر بگذارند.

البته مؤثرترین عامل در پیشگیری از بروز این نوع بحران‌ها و مهار آنها، حس همبستگی ملی است که آستانه تحمل شهروندان را نیز بالا می‌برد. در قالی رنگارنگ ایرانی که تار و پودش از زبان‌ها و گویش‌های گوناگون بافته شده، دستمایه کردن لهجه و عادات یکدیگر برای طنزپردازی سابقه‌ای چه بسا به کهنگی همین قالی دارد و به جزئی از فرهنگ عامه ایرانی تبدیل شده و به هنر و ادب کهنسال کشور هم راه یافته است. اما در طول تاریخ ملت ایران، کمتر به اندازه سال‌های اخیر دیده شده که حتی وقتی طنز از مرز ریشخند هم گذشته، اعتراضی جدی و بحران آفرین آفریده باشد.

آیت الله روح الله خمینی، رهبر انقلاب اسلامی از همان آغاز به دست گرفتن قدرت نشان داد که دلبستگی چندانی به مظاهر ملی ندارد. حتی نام ایران کمتر از زبان او شنیده شد. در گفتمان حاکم، اسلام جای ایران را گرفت و امت جای ملت را. هر آنکه به غیر از مذهب شیعه اثنی شعری و ولایت فقیه باور داشت، عملا از گردونه بیرون رانده و دفع شد. نگاهی به رفتار و سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی در عمر سی و شش ساله‌اش نشان می‌دهد که این نظام در جایگزین کردن همبستگی ملی با همبستگی مذهبی ناکام مانده است و گاه به نظر می رسد که تار و پود آن قالی نفیس در خطر از هم گسستن است.

در نبود سیاست‌گذاری کلان، اندیشه‌مند، حساب‌شده و بلندمدت برای مهار بحران‌های قومی کار به آنجا می‌کشد که گروه‌هایی از خود ملت هم رو به روی یکدیگر می‌ایستند: عده‌ای خود را در معرض توهین دائمی می‌بینند و در مقابل،‌ عده‌ای دیگر آنها را بی‌جنبه‌ می‌خوانند. نخبگان و مصلحان هم گریزی از انفعال پیش روی خود نمی‌بینند. وخیم‌تر شدن این وضعیت، چشم‌اندازی نگران‌کننده از جامعه‌ای قطبی شده را پیش رو قرار می‌دهد که نمونه‌هایش در همسایگی ایران، عبرت جهانیان شده است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

توهین حکومتى در تلویزیون جمهورى اسلامى به اقلیتهاى ملى و مذهبى

قهرمان قنبرى

از توهین نژادى اکبر عبدى به عربها در پخش زنده تلویزیونى چند وقتى نگذشته است که دوباره از شبکه دو سیما در برنامه فتیله نمایشى تحقیر آمیز خطاب به تورکها پخش شده است.کسانى که با رسانه ها، خصوصاً رسانه هاى دولتى سرکار دارند مى دانند که بخش حراست این رسانه ها که اکثراً از نیروهاى آموزش دیده وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه هستند که حتى ویرگول ها و نقطه هاى متن و فیلم را قبل از پخش چندین بار کنترل مى کنند تا برنامه و متن بقول خودشان پاکیزه و غیرقابل ضرر به ارزشهاى نظام و کشور بشود! اصولاً هم قاف هاى رسانه هاى دولتى ایران بخاطر کنترلهاى شدید امنیتى وارد شده در حد ناچیز کم است.البته قاف هاى هدفمند و یا توهین و تحقیر به قومیتهاى غیر فارس و شیعه را در نظر نگیریم.

در اینجا مى توان این سوال را مطرح کرد که آیا توهین و تحقیر به خلقهاى غیرفارس و غیر شیعه در رسانه هاى جمعى و دولتى ایران امرى اتفاقى است یا برنامه ریزى شده است؟ آیا برنامه ریزان و ناظران امنیتى از حساسیتهاى موجود در جامعه نسبت به توهین و تحقیر نژادى و مذهبى آگاه نیستند؟ آیا این تحلیلگران و برنامه ریزان امنیتى از شکافهاى قومى و مذهبى حاضر در جامعه خبردار نیستند؟ مسلماً ما شاید هیچ وقت از پستوهاى امنیتى خبردار نشویم اما این امر هم غیرقابل باور است که اصولاً مسولان نظارتى در بخش تولید صدا و سیما از تبعات حساسیت برانگیز این توهین و تحقیرها خبردار نباشند! اما چرا به رغم اطلاعشان از تبعات حساسیت برانگیز این توهین و تحقیرها ما شاهد افزایش این امور هستیم؟

ما در اینجا نمى توانیم همگام با نظام جمهورى اسلامى ایران مسولییت این اعمال زشت را با ضد انقلاب و یا توطئه گران خارجى یا در نهایت با افراد کم اطلاع بخش تولید بدانیم. در واقع رادیو و تلویزیون یکى از سنگرهاى غیرقابل نفوذ جمهورى اسلامى ایران است که بجز ولایت فقیه حتى کسى قابلیت نظارت بر این سازمان را هم ندارد. اگر در رسانه تحت مدیریت ولى فقیه به بسیارى از هموطنانمان توهین و تحقیر مى شود، ما مسولیت این امر را با مسول عزل و نصب آن سازمان که مشخصاً آقاى خامنه اى است مى دانیم. همانطور که در موضوع توهین و تحقیر به هموطنانمان، مجبور به این فرض هستیم که این سیاست رسمى جمهورى اسلامى ایران و مشخصاً ولایت فقیه حاکم بر ایران این است که هر روز به زبان،مذهب و نژاد یکى از هموطنانمان توهین مى کند.

جمهورى اسلامى و مشخصاً حلقه هاى امنیتى برنامه ریز کشور با گسترش اگاهى مردم و آگاه شدن به ضعف خود در ادامه حاکمیت توتالیر خود از یک طرف با تبلیغات شوینیستى شیعه گرایى و ضد عربى با چاشنى آریایى گرى و که همراه با توهین به عربها،سنى مذهب ها و دیگر خلقهاى کشور است هم نیم نگاهى هم به حمایت عامه مردم از ماجراجویى های امپریالیستى شیعه گرانه خودشان در کشورهاى منطقه دارند و هم به خیال با تولید سرگرمى هاى آبکى مردم را بیشتر سرگرم مى کنند ! مسلماً جمهورى اسلامى ایران و برنامه ریزان امنیتى از تاثیر مخرب این توهین و تحقیرها باخبر هستند و دقیقاً مى دانند که این توهین و تحقیرها همراه با ظلم و تبعیض هدفمند در قبال این اقوام احتمالاً منجر به واکنش هاى عصبى و احساسى این اقوام مى شود. جمهورى اسلامى و حلقه هاى امنیتى هم دقیقاً به دنبال این موضوع هستند که با بزرگنمایى این قاب عکس، مردم را از فرداى بعد از سرنگونى خود به وحشت بیندازند.آنها با قاب عکس سوریه و عراق که خود یکى از بانیان اصلى اش هستند دایماً این قاب عکس را براى فرادى ایران در صورت عدم وجود خودشان بازنمایى و گوشزد مى کنند. هدف آنها در نهایت استمرار روند تاریخى و بنیان افکن انتخاب بد بین بد و بدتر است.آنها بدنبال القاى این امر هستند که حتى نباید در تنهایى شبهاى دراز هم به سرنگونى این حکومت فکر کرد،هدف آنها به مـرگ گرفتن و به تب راضى شدن است.

 

در اینجا این سوال پیش مى آید که مسولیت نیروى هاى مترقى و آزادیخواه جامعه چیست؟ آیا آنها باید تماشاگران بدون عمل این اعمال باشند؟ اصولاً در دورانى که هَر لحضه در خطر سقوط به وضعیت ابتدایى بَربَر گونه موجود حاکم بر خاورمیانه هستیم هیچ چیز بدتر از تماشاگر بودن نیست،تماشاگر بودن تسلیم شدن در مقابل بازى مهندسى شده حاکمیت است. نیروى هاى مترقى و آزادیخواه کشور وظیفه دارند که موضع خود را در مقابل این تحقیر و توهین ها روشن کنند، آنها باید این سلاح را به ضِد خود تبدیل کنند! در واقع باید با فریادى رسا در مقابل توهین و تحقیر به خلقهاى غیر فارس ایستاد، باید همگام با آنها به اعتراض ایستاد و شاید هم بالاتر پرچم اعتراض را خود به دست گرفت.تنها در این صورت است که حاکمیت و اتحاد قلبى تامین خواهد شد و تنها در این صورت است که میتوان به آینده اى بهتر و درخشانتر امیدوار بود.حاکمیت در پى القاى کابوس به ما و خواب شیرین به خود است،تنها با ایستادن در کنار مردم است که میتوان این وضعیت را برعکس کرد. سیستم ولایت فقیه مستقیماً میخواهد با برجسته کردن گرایشات ارتجاعى موجود در جامعه،خود را منجى جلوه دهد. امروز باید بانگ صداهاى مترقى و آزادیخواهانه را بلند کرد تا مردم قائل به وجود این صداها از بیشمار صداهاى موجود در جامعه باشد!سکوت نیروهاى مترقى و آزادیخواه در نهایت رِضا به خواست حاکمیت در تداوم تئورى حکومتى انتخاب بد از بین بد و بدتر است.

قهرمان قنبرى

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تجمع اعتراضی در تبریز به خشونت کشیده شد

http://www.sedayemardom.net/?p=30811

خبرگزاری صدا و سیما از برگزاری چند تجمع در اعتراض به پخش یک برنامه از شبکه دو سیما در تبریز و چند شهر در استان‌های شمال غربی ایران و بازداشت عده‌ای در این رابطه خبر داد.گزارش‌ها حاکی از آن است که در پی نمایش یکی از بخش‌های برنامه تلویزیونی فیتیله و اعتراض آذری زبانان میهن ما ایران به آن،امروز دوشنبه ۱۸ آبانماه گروهی از معترضان در شهرهای مختلف از جمله تبریز، ارومیه، زنجان و اردبیل تجمع کرده‌اند .گزارش هایی از درگیری میان مأموران و معترضان منتشر شده و گفته شده که در فلکه قونقا باشی تبریز یک ماشین پلیس توسط معترضان به آتش کشیده شده است.سایت صدای مردم در گزارش دیروزی خود از اعتراضات گسترده به برنامه اهانت آمیز فیتیله خبر داده بود

خبرگزاری صدا و سیما: گزارش کرده که جمعی از مردم تبریز با برپایی تجمعی به پخش یک برنامه از گروه کودک شبکه دو سیما اعتراض کردند و خواستار برخورد جدی با عوامل اصلی این برنامه شدند

آن‌طور که این خبرگزاری نوشته در تجمع مذکور عده‌ای به برخی اماکن عمومی آسیب رساندند که در نتیجه نیروی انتظامی دخالت و برخی از برهم زنندگان نظم و متعرضان به اموال عمومی را بازداشت کرد.

رحیم شهرتی‌فر٬ فرماندار تبریز هم گفته مردم با تجمع و اعلام اعتراض خود٬ رسیدگی به این اقدام ناشایست را به مقام‌های مسئول سپرده‌اند.

شهرتی‌فر افزوده تجمع امروز تبریز فاقد مجوز بوده و از سوی عده‌ای محدود برگزار شده که در این تجمع دو نفر از رهگذران بر اثر اصابت سنگ از ناحیه سر زخمی شدند.

روز جمعه در بخشی از برنامه هفتگی فیتیله که ویژه کودکان است، دیالوگ‌هایی درباره ترک‌زبانان پخش شد که واکنش‌های تندی به همراه داشته است.

محمد سرافراز٬ رئیس سازمان صدا و سیما گفته با مدیران و عناصر دخیل در این مسئله تأسف بار که موجب رنجش خاطر هموطنان عزیز آذری زبان شد٬ برخورد جدی خواهد شد.

مقام‌های صدا و سیما همچنین از توبیخ دو نفر و برکناری یک مقام‌ نظارتی در این سازمان خبر داده‌اند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زانیار عمرانی

چند نکتە در ارتباط با تظاهرات ترک ها:

١. بسیاری از دوستان نمونە می آورند کە مثلن چرا شیرازی ها یا اصفهانی ها بە جک هایی کە دربارەشان ساختە می شود، حساس نیستند و با سعەی صدر با این مسائل برخورد می کنند. دوستان عزیز مسئلەی خردەفرهنگ ها با مسائل اتنیکی در یک شرایط نابرابر سیاسی و اقتصادی فرق می کنند. در بین خود ترک ها، کردها و عرب ها برای همدیگر جک می سازند و مشکل حادی بەوجود نمی آید، اما رسانەی مسلط (رسانەی زبان فارسی کە از راه غیردموکراتیک رسانەی همەی مردم ایران شدە است) با برچسب زدن ستریوتایپ های دلبخواهی بە پیشانی غیرفارس ها، بەدنبال تعریف هویت متمایز (کهتر) دیگری است برمبنای برتربودن فرهنگ مرکز و جالب است این را درست در برنامەی کودکان ترویج میکند کە بە خودی خود بە تقویت احساس ضعف در بین کودکان غیرفارس زبان منجر می شود.

٢. همراهی با مردم ترک در این برهەی زمانی بە معنای تائید محتوای بعضن فاشیستی برخی از خواستەهای این اتنیک نیست. کما اینکە در میان شعارهای تظاهرات کنندگان، شعارهای آلودە بە نژادپرستی بەگوش می رسید(فارس های بی شرف، کردهای تروریست و ...). تاکید در اینجا بر اقدام شنیع رسانەی فارسی زبان است ..

٣. چرا دوستان فکر می کنند حتمن باید مثل هیتلر یهودیان را در کورەهای آتش سوزی سوزاند تا قبول کنند کە نژادپرست هستند، همین جملات سادە و همین موضع گیری های غیرعقلانی می تواند فاشیزم نهفتە در نهان هر یک از ما را برملا سازد.

٤. دوستان می گویند خب این ویژگی های منفی هم بخشی از فرهنگ یک اتنیک خاص است. درستە، هست و بەمراتب بدترش هم بودە و خواهد بود. سوال اینجاست، چرا هر وقت درمورد این اتنیک های خاص صحبت می کنیم بەصورت مشخص از انگارەهای مشخصی استفادە می کنیم کە بازتولید برچسب های سیاستگذاران مرکزگراست؟!

٥. فارس بودن یا نبودن یا تعلق بە هر اتنیکی نە افتخار است و نە مایەی شرمساری. اگر فرهنگ عمومی مردم در لرستان را عقب ماندە می دانید، عیان است کە در یزد، اصفهان، کرمان، سمنان و قم (شهرهای فارس زبان) نزیستەاید! با جرات می گویم میزان عقب ماندگی فرهنگی در این شهرها از همەی نقاط دیگر ایران بیشتر است.

٦. برخی از دوستان می گویند من خودم ترک هستم یا من خودم لر هستم، پس می توانم چنین جملاتی را بر زبان برانم. این استدلال دیگر نوبرش هست. اتفاقن بدتر! منظور ما مجموعە قوانین و هنجارهایی است کە یک سیستم تک-زبانی بر دیگر اتنیک ها تحمیل کردە است، اینکە اگر افرادی در بیرون از دایرەی آن اتنیک مسلط، قواعد مرکزگرای آن را بە خود قبولاندە و نهادینە کردە باشند، خود بخشی از فاجعە است..

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

توهین به ترک زبانان "بی دقتی" نیست!

بدنبال توهین مبتذل و وقیحانه شبکه دو تلویزیون جمهوری اسلامی به ترک زبانان مدیر این شبکه مسئول تهیه برنامه مربوطه را بخاطر "بی دقتی و سهل انگاری" برکنار کرد. اما این نوع "بی دقتی" ها یک کار همیشگی رسانه های جمهوری اسلامی است. مشکل بی دقتی مسئولین نیست بلکه سیاستهای تفرقه اقکنانه و تبعیض آمیز جمهوری اسلامی است. اسلام حکومتی هم سنخ و همراه ناسیونالیسم عظمت طلب فارس است و اعمال تبعیض و تفرقه افکنی ملی مکمل تبعیض مذهبی جمهوری اسلامی است.

یک رکن تبعیض و ستم ملی در ایران تحقیر و تمسخر زبان و فرهنگ "غیر فارسها" است و این امر بخصوص در رابطه با مردم آذربایجان و دیگر شهروندان ترک زبان وسیعا رواج دارد. نه تنها ترک زبانان بلکه همه شهروندان و همه فعالین و نیروهای مترقی و آزادیخواه باید در برابر این جلوه همیشگی تبعیض و نفرت پراکنی میان بخشهای مختلف جامعه بایستند. این امر بخصوص برای مقابله با فاشیسم آذری که روی دیگر سکه فاشیسم و نژاد پرستی فارس است، ضرورتی حیاتی دارد. یک کارکرد و مورد استفاده ناسیونالیسم در قالبهای مختلفش، اعم از ناسیونالیسم فارس و ترک و عرب و کرد، برای حکومتها نفرت پراکنی بین مردم منتسب به اقوام و ملیتهای مختلف است و تنها در صورت مقابله با همه جریانات ناسیونالیستی میتوان اتحاد و همبستگی بین توده مردمی که کوچکترین منفعتی در اعمال تبعیض و ستم ملی و تفرقه افکنی های ناسیونالیستی ندارند را حفظ و پاسداری کرد. راه مقابله با توهین و تحقیر تلویزیون جمهوری اسلامی علیه مردم ترک زبان تبلیغات ضد فارس نیست، مقابله با تفرقه افکنی های ملی از جانب همه ناسیونالیستها است.

حمید تقوائی

9 نوامبر 15

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شهلا خباز زاده

تحقیر و توهین بر اساس ملیت و قومیت اینبار در برنامه کودک

یکشنبه, ۱۷ام آبان, ۱۳۹۴

در مقابل سیاست تفرقه افکنانه حکومت اسلامی در میان مردم باید ایستاد!

در برنامه تلویزیونی که روز جمعه ۱۵ آبان از شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی پخش شد، صحنه مبتذل دیگری از سیاست تفرقه افکنانه و دامن زدن به ناسیونالیسم و قومگرائی نشان داده شد. در برنامه فتیله که بنا به ادعای گردانندگان شبکه ۲ از جمله برنامه‌های ویژه کودکان و نوجوانان در شبکه دو سیما است، فیلمی نشان میدهند با این موضوع که پدر و پسری با زبان ترکی به مسئول یک هتل بخاطر بوی بد اتاق اعتراض می کنند. بعد از مکالمه ای که در آن زبان و شخصیت مهمانان ترک زبان به شکل تحقیر کننده ای نمایش داده میشود مشخص میشود که پسر جوان از برس شستن توالت بجای مسواک استفاده کرده است و بوی بد اتاق به این خاطر است.

اعتراض به پخش این برنامه و سیاست تحقیر و توهین ملی، در سراسر ایران چنان گسترده بود که روابط عمومی صدا و سیما اعلام کرد که این برنامه را متوقف کرده و مسئولان آن توبیخ خواهند شد. اما این اولین بار نیست که این اتفاق می افتد، ایجاد تفرقه میان مردم بخشی از سیاستهای عمومی جمهوری اسلامی است که حتی کودکان و برنامه ویژه کودکان هم از آن در امان نیستند. توهین به مردم منتسب به اقوام و ملیت های دیگر قبلا هم در رسانه های جمهوری اسلامی انجام شده اما با واکنش مردم آگاه آزاد اندیش نهادهای رژیم ناچار به عقب نشینی شده اند. اما همین عقب نشینی و عذرخواهی هم خالی از رنگ و بوی قومگرائی نیست. سیمای جمهوری اسلامی در عذرخواهی اعلام می کند: اصالت بازیگران اصلی این برنامه از اقوام اصیل ایران همچون آذری، گیلک و لر بوده و هیچگاه به خواستگاهی که از آن بر آمده‌اند توهین نمی‌کنند. و بار دیگر با انتساب گروههای مختلف مردم به گروههای قومی و طرح اصیل یا غیر اصیل بودن اقوام نشان می دهد که دست از ایجاد اختلافات بر مبنای تعلقات بی پایه قومی برنمی دارد.

اقدام صدا و سیمای جمهوری اسلامی بار دیگر بهانه بدست ناسیونالیستهای ترک داده تا ابراز وجود کرده و به نوبه خود تلاش کنند تا به تفرقه بر اساس قومیت وملیت دامن برنند و در این راه با جمهوری اسلامی همگام شوند. قوم پرستان فقط در فضای تعصبات، اختلافات و کشمکش های ملی می توانند به حیاط خود ادامه دهند و زندگی را بر مردم تباه کنند. این گونه تلاشها باید با اتحاد و همبستگی مردم آگاه و آزاده خنثی شود. مردم باید هر گونه تبلیغات و تلاشهای تفرقه افکنانه را وسیعا افشا کنند و بساط جمهوری اسلامی و قوم پرستان را با هر رنگی را برچینند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مینا خانی:

به خودم فشار آوردم و اين برنامه ي "فيتيله" را ديدم، راستش مدت هاست توان ديدن هجوهاي به اصطلاح كميك فارسي‌زبان از مخصوصن رسانه هاي كلان فارسي زبان را ندارم، ما از طنز سياه و تلخ و از كمدي اجتماعي کمترین بهره‌ها را برده ايم، درست در روزهایی که طنزپردازانِ سیاه اجتماعی و سیاسی قوی دنیا تمام توانشان را برای رسوا کردن تناقض‌های بزرگ ابرقدرت‌ها در رابطه با جنگ و تجارت آزاد، اتحادیه‌ی اروپا، استعمار و انواع اقسام نابرابری‌ها گذاشته‌اند، درست در روزهایی که کنستانتین وکار از خطر رشد نازیسم در اروپا می‌خواند و کنار آواره‌های پاپتی می‌ایستد، درست در لحظه‌ای که قویترین برنامه‌ی طنز آلمان(دي آنشتالت) مرکل و دولت را سر سیاست‌هایشان در مورد یونان و پناه‌جویان با خاک یکسان می کند و انجا که حرف از پناه‌جو و یونانی می‌شود خنده را در گلوی تماشاچی می برد که یعنی ما فرودست را مسخره نمی کنیم، تمام جوك‌هاي ما با توهين به ديگريِ کوچک شروع مي شوند، براي خنديدن به ديگري اول بايد اين "ديگري" را ساخت، و اين همان بحث اصليست كه بايد در موردش حرف زده شود، اين ديگري چطور ساخته شد؟ همه ي كساني كه اين روزها از اينكه جامعه‌اي در مورد تحقير زبان و وجودش به خشم آمده تعجب مي كنند، مي خواهند فراموش كنند كه جوك‌هاي بی‌مایه و كثيفشان در مورد زنان گيلك چه فشاري را به آن ها وارد كرده است، می‌خواهند فراموش کنند که لهجه‌ی گیلگی دارد اینطور از بین می رود چون گیلک‌ها نتوانستند در برابر این تمسخر مقاومت کنند و به فرزندانشان گیلگی بیاموزند، مي‌خواهند فراموش كنند كه پسوند "خر" را خودشان كنار نام ترك گذاشتند و به اين آتش نفت رساندند، مي خواهند فراموش كنند كه "دهاتي" و "افغاني" در زباني كه به آن مسلط هستند فحش محسوب مي شود، از اندام زنانه بگذريم كه دیگر هيچ از آن باقي نگذاشته‌اند، هجو نويسان و پردازاني كه اگر اين كليشه هاي ضعيف و خفت بار را از آن ها بگيريد هيچ چيز براي گفتن ندارند اين روزها دائم در حال تعجب‌اند از عكس العمل‌هاي خشمگين بخش‌هايي از اين جامعه كه دائم اينطور تحقير شده‌اند، یک روز لرها طبع طنز ندارند که خشمگین شده‌اند یک روز زن‌ها و فمینیست‌ها یک روز طبقه‌ی فرودست عقده‌ای شده‌است و یک روز ترک‌ها جنبه‌ی طنزهای گوهربارشان را ندارند، چرا فکر نمی‌کنند که طنزشان شاید انقدر طبع گوه راسیستی و تحقیر‌گر و ضد زن دارد که دیگر حال آدم را بهم‌ می‌زند؟ چرا فکر نمی‌کنند مزاج مخاطبانشان را خراب کرده‌اند؟ چقدر خودبيني و خودشيفتگي و كوري لازم است براي اين تعجب ها؟ كي شروع مي‌كنند تعجب كنند كه اقشار مختلف تحت ستم چقدر دير از اين مسائل خشمگين شده‌اند؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاربر فیسبوک :

فیلم فیتیله ای هارا دیدم.

مصداق بارز اهانت.

فیتیله ای هارا میشناسم همانطور که مجید قناد را میشناسم که اگر هنوز مسئول برنامه ی فیتیله باشد.هیچکدوم از این بچه ها چنین شخصیتی ندارند که بخواهند اینگونه به مردمی توهین بکنند به ویژه اگر بدانیم که یکی از بازیگران خود اهل آذربایجان است.ممیزی در تلویزیون آنهم در یک برنامه ی پر طرفدار از سخت گیرانه ترین ممیزی هاست.حتی در ریز ترین نکات.حال چگونه ممکن است که چنین برنامه ای از برابر تلسکوپ هابل اینان عبور کرده باشد و آنها ندیده باشند؟طبیعی ست که دیده اند و خوب هم دیده اند بیان اینکه چه اهدافی را از پخش این کار دنبال می کنند در حوصله ی این نوشته نیست...اما جدای از همه ی حرفهائی که پیرامون این موضوع میشود گفت و گفته شده است شاید بشود این راهم گفت که برای کله پا کردن فیتیله ای ها پوست خربزه زیر پایشان گذاشته اند.در تلویزیون و رادیو از این اتفاقات کم نیفتاده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاربر فیسبوک :

طرف چنان تیتر زده ترک‌های ساکن ایران که آدم یاد عبارت ایرانی‌های ساکن امریکا می افتد.

استاد، روزنامه نگار، همه چیزدان، ملت ایران ملتی واحد است، تنوع زبان‌های محلی، ایرانی بودن منِ بختیاری و هموطن آذری زبان یا کرد زبان را نفی نمی کند.

همانقدر که عناصری از حاکمیت در حرکت علیه یکپارچگی و وحدت ملی در این سی و اندی سال قدم برداشت و از آن بهره برداری کرد، این ادبیات اقلیت قومی ِ ساخت تو در راستای تکه تکه کردن ایران و ایرانی، به تضعیف موقعیت هموطن آذری زبان، کرد زبان، عرب زبان و لر زبانت در مواجهه با سیاست های اشتباه حکومت دامن زد و او را در گوشه ای قرار داد و آمادگی و گمراهی همسویی با جریان تجزیه طلب را درش بوجود آورد.

عناصری از حاکمیت و تجزیه طلبان در یک بازی به ظاهر مقابل اما همراستا، مطالباتی را در قالب قومگرایی ساخته اند تا این ملت را تکه تکه مقابل یکدیگر قرار دهند و هر کدام در این بین خر مراد خود را سوار شوند. نتیجه این بازی را می توان در ماجرای برنامه فتیله دید، مردمی که می توانستند یکپارچه به صدا و سیمای فرمایشی که در انحصار قدرت حاکم است، اعتراض کنند و یک حق ملی را طلب کنند، در تیم های مقابل هم صف آرایی شدند و با آتشی که تجزیه طلبان به خرمن انتقاد مردم ریختند، مقابل هم ایستادند و انگشت اتهامی را که باید به سوی حکومت یا دشمنان وحدت ملی ایران گرفته شود، به سوی یکدیگر گرفته اند.

بیچاره هموطنانی که مانند توپ فوتبال میان بازی های کثیف تجزیه طلبان و رسانه های حامی شان و سیاست های بی خردانه حکومت، به اینطرف و آنطرف قل می خوردند و این میان از آنچه دور می شوند، راه سربلندی و تلاش برای تعیین سرنوشت زیر سایه وحدت ملی است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاربر فیسبوک :

حماقت های یک رسانه و روشنفکران اخته : شما ترک نیستید!

هیچ متفکر اجتماعی و تاریخی تا کنون ادعا نکرده است که مردمی که به زبان ترکی سخن می گویند ترک نیستند حتی آن مردی که گفت "تات" ها نیز در این سرزمین بوده اند ، ترک بودن این مردم را انکار نکرد. امروزه با آزمایش "DNA" پسر عموهای صدها هزار سال را تشخیص می دهند و ظاهرا تا اینجا هنوز DNA مردمان ترک که اینک چندین کشور و ده ها سرزمین را شامل می شوند نشان می دهد که اینان پسر عموهای دور و درازی هستند که در طول تاریخ از کوه های آلتای تا آناتولی و نیز تا بین النهرین جابجا شده و استقرار یافته اند. مثلا بر اساس داده های اولیه بررسی ها DNA گفته می شود که خویشاوندی میان ایلامیان و ساکنان امروز قفقاز وجود دارد. یا اصلا بدون توجه با چنین مطالعاتی مردمانی می گویند ما مردمان ترک هستیم اما مرتب به آنها با اصطلاح مسخره ای گفته می شود که شما "ترک زبان "هستید ترک نیستید /این مانند این است که به مردم فارس از ماوراءالنهر تا زاگرس و البرز بگویند شما فارس نیستید" فارس زبان" هستید/نیات چنین نتیجه گیری در حق مردم یک سرزمینی ممکن است شبیه این باشد که مردم فارس هرات را افغان بنامند و دیگر هیچ یا مثلا مردم قشقایی را ترک ندانند و آن کنند که تا کنون کرده اند.یعنی اینکه این مردمان به واقعیت تاریخی خود شناخته نمی شوند و به نوعی آنچه هستند انکار می شوند و آنچه باید باشند القاء می شوند و بدین منظور همواره مورد تحقیر و تمسخر قرار می گیرند.نتیجه چنین فرایندی ساختن پدیده اجتماعی گسترده بی هویتی ست که در جستجوی هویت خود از سد تحقیر ها و توهین ها و تمسخر ها نه با آرامش که با عصیان عبور خواهد کرد.

به نظر من دانشجوی جامعه شناسی و توسعه بهتر آن است که با توجه به تاریخچه منازعات قومی و ملی در ایران و نیز با توجه به تجارب جهانی مدیریت نظام های قومی و بمنظور کاهش از آسیب های بییشتر و پیچیده تر باید گفت :

شما ترک هستید و حقوق آنها را به رسمیت شناخت، این تنها راه همسو سازی آنان در جهت توسعه هماهنگ و رضایت بخش سرزمینی ست وگرنه به یک فرسایش تاریخی و طولانی بدل خواهد شد که انرژی ملی و قومی را هدر خواهد داد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاربر فیسبوک :

فوری فوری فوری

استفاده ی پلیس از گلوله های پلاستیکی و کشته شدن حداقل یک نفر

به گزارش شاهدان عینی اعتراضات مردم اذربایجان به خاک و خون کشیده شد . شهرهای ارومیه تبریز و اردبیل صحنه ی رویارویی پلیس و نیروهای ضد شورش با مردم معترض . گفته می شود نام فرد کشته شده در ارومیه علی اکبر مرتاض می باشد . تعداد ی از معترضین تبریز و اردبیل نیز زخمی شده اند . خبر های تکمیلی به محض رسیدن , به سمع دوستان خواهد رسید .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاربر فیسبوک :

تحقير ترك ها و اقليت هاى ديگر محكوم است. خودبرتربينى يك بيمارى جمعى است. با يك ملاحظه: جماعتى كه آشكار و نهان از سياست هاى نژادپرستانه دولت تركيه عليه كردها دفاع مى كنند، حق ندارند از 'نژاد پرستى' دولت و جامعه ايران' عليه ترك ها گلايه مند باشند. جماعتى كه همين چند هفته پيش با لكنت زبان رفتار راسيستى شمارى از تماشاچيان ترك عليه يك واليباليست كرد را نقد و يا توجيه كردند، ديگر صلاحيت اعتراض به اقدام مشابه را از دست مى دهند.

[طبيعتا همه معترضان مشمول اين حكم نمى شوند].

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاربر فیسبوک :

نظر من در مورد توهین اخیر از تلوزیون به ترکها

خیلی از دوستان نظر شفاف ما را در مورد پان ایران ایسم و باستانگرایی و تقابل ترک و فارس می پرسند . بارها گفته ایم که چپگراها نمی توانند به هیچ کدام از مظاهر ناسیونالیستی نگاه مقبولی بیافکنند . چپگراها نه تابوی خاک دارند نه دین و نه عظمت تاریخی . هیچ پیوندی با چنین برایندهای ایدولوژیک نداریم . نه مقید به تمرکز یک کشور از لحاظ مرزهایش می مانیم و نه دل در گرو تجزیه کشوری می داریم . ایرانیت ، اسلامیت ، جمهوریت اس و اساس پیوند انسانها نمی توانند باشند و نیستند . ابراز و تحلیل سخن ما از این مورد طبق معمول شفاف است : برای ما پیوند بین انسانها و ملتها تنها با سیاست منافع طبقاتی و اقدام در دفع و رفع این تضاد معنا می پذیرد .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاربر فیسبوک :

سناریو منحرف

1 . این یک سناریو حکومتی ست که باز ترکها را بکشند خیابان تا روح اعتراضات توده ای را به جریانهای قومی منحرف بکنند .

2 . ایران آبستن یک اعتراض توده ای - طبقاتی علیه وضعیت موجود است ، این یک مهندسی سیاسی ست که به این طرق تضادهای حاد اجتماعی را به تضادهای قومیتی تقلیل دهند .

3 . ترکهای آذربایجانی گول این سناریو را نخورید .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاربر فیسبوک ـ دو سال از واقعه سریال تلوزیونی سرزمین کهن و توهین به ایل بزرگ بختیاری نمی گذرد که قائله مشابهی باز هم بر اساس برنامه ای در سیمای میلی رقم می خورد. شکی نیست که این قائله هم دستوری است و بخشی از برنامه پسیو سرکوب است، اما باید در نظر داشت که هرچند علت این قائله ها ساختگی است اما باید هوشیارانه عمل کرد تا رژیم به نتیجه دلخواه که ایجاد نفاق است دست نیابد. شکی نیست که این برنامه بوده اما احساسات جریحه دار شده ساختگی نیستند. باید به این احساسات احترام گذاشت تا رژیم به نتیجه نرسد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاربر فیسبوک :

قضاوت با اهل انصاف :

ترکها در ایران یک مشکل بیشتر ندارند آن هم غیررسمی بودن زبانشان است که البته همان غیررسمی هم رسمی مانند است چه بسا وضعیت در ادارات و مدارس شهرهای تبریز و امثال آن مشخص است ، مبارکشان و نوش جانشان ! ولی مشکل اینجاست در شهرهایی مثل ارومیه زبان خودشان را زبان اول دانسته و باز در ادارات و مدارس و مکانهای عمومی غیرترکها هم تقریبا مجبور به تکلم به زبان ترکی هستند .

با همه اینها و علی رغم اینکه با این مسئله حتی قبل از اعتراض و آن هم به شکل بی سابقه ای ، انجام گرفت ، باز هم مخالف این اعتراض نیستم و نباید باشم ولی مسئله اینجاست شعارهای فاشیستی و نژادپرستی برای چه سر داده میشوند آن هم از طرف اکثریت غالب این به اصطلاح معترضان ؟

علیه بی احترامی اعتراض میکنند در حالی که ههمین ها دو سه هفته قبل به کسی که با لباس کوردی در ورزشگاه والیبال حاضر شده بود بدترین توهین را کردند آن هم بدون هیچ دلیلی !

...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاربر فیسبوک :

قضاوت با اهل انصاف

واقعا برای لر و کرد و ترک متاسفم که دارن نبرد طبقاتی رو بی خیال میشن تا نبردهای مزخرف قومی رو برپا کنند من یک کرد هستم ولی یادم نمیاد تو عمرم برای قومیتم و فرقم با دیگران وقت گذاشته باشم ما باید برای نبرد طبقاتی آماد بشیم چون ما در یک جامعه طبقاتی زندگی میکنیم و بجز مبارزه طبقاتی خروجی دیگه ای هم در این سیستم وجود نداره به راحتی میشه این سناریوها رو تشخصی داد که چه طور از ارتش و تمام نیروهای امنیتی برای سرکوب کارگران و تجمعات کارگری استفاده میکنند ولی در این تجمعات قومی و متحجرانه حتی یک نیروی امنیتی دخالت نمیکنه تا روح انقلابی دچار کاتارزیس بشه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاربر فیسبوک :

فتیله تعطیل شد. چرا؟!

چون توهین کرد! چه توهینی کرد؟! نمیدانم، ولی فکر کنم به لهجه ترکی حرف زد و کارهای اشتباهی کرد.

بنظرم در این مقطع حساس میشود فقر جامعه شناسی و حضور جامعه شناسان جسور و بروز، که با جامعه لحظه به لحظه پیوند دارند را به خوبی احساس کرد. برای من جای تعجب نیست که مسوولین صدا و سیما در اینباره موضع منفعلانه می گیرند و سیل عذرخواهی ها راه می افتد و دولت و مجلس نیز به این ابراز ندامت دامن میزنند و بگیر و ببند میشود؛ ولی برایم جای تعجب است که در این مملکت یک جامعه شناس پیدا نمیشود که حرکت همین آذریهای گرامی و رفتار خود آنها و اصلا خود همین پدیده نوظهور گیر دادن به فتیله را نقد و تحلیل کند؟!

یک مبارزه تلخ، با همدستی و شراکت دولت و حکومت، بر علیه طنزپردازی در ایران وجود دارد که عملا راه نقد را بر طنزنویسان مسدود کرده است و فقط از دل چنین فضایی، سیل خروشان کمدیهای جلف و بی مایه در می آید! و نقد و انتقاد هم کم کم، باید بار و بندیلش را جمع کند و برود.

در سریال پایتخت هم شمالیها غذای سگ خوردند،،، هر شب در سریالهای طنز، تهرانیها کارهای اشتباه و احمقانه میکنند. این چه ربطی به توهین دارد؟! بالاخره هر طنزی یک زبان و لهجه ای میخواهد که کلی آدم با آن حرف میزنند، این طنزی است که برای یک نفر رخ میدهد و تعمیم دادن آن به همه کار بسیار اشتباهی است. واقعا هنوز که هنوز است متوجه نمیشوم توهین فتیله چه بود و کجا بود که حالا هر کس، به هر طریقی میخواهد از آن منفعت سیاسی خودش را بچیند و برود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاربر فیسبوک :

من نیدونم چرا خلق قهرمان اذری فقط زمانی به خیابان می اید که در یک فیلم یا نشریه ای لهجه اذری به شوخی گرفته میشود ایا این همه بیحرمتی چپاولوغارتوسرکوب و.... نمی تواند دلیلی برای به خیابان رفتن باشد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاربر فیسبوک :

ديروز در گفتگوی اينترنتی با دوستی آذری، اين مطلب (کمی طولانی) را نوشتم، برای جلوگيری از اطاله ی کلام همان را که آنجا نوشته ام، در همين جا کپی می کنم. چون به گمان من اين گونه تحرکات اجتماعی تا حدودی خودخواسته است و رژيم از اين گونه تحرکات به هدفی که دارد، يعنی تخليه ی انرژی اعتراضی توده ها و در پس آن، تداوم و برقراری دشمنی و اختلاف ميان بخش های مختلف اجتماع ايران می رسد:

... به نظرم به اين پديده ها در ايران می توان و می بايست نسبی نگريست. حکومت طی پروژه ای طولانی مدت، همه ی تلاش و تقلای خود را برای جدایی انداختن ميان ملل و اقوام ايرانی به کار برده است. در کنار اين امر همه ی تلاش خود را برای انحراف اعتراضات اجتماعی و انداختن آن ها به مجاری مختلف انجام داده و می بايست اذعان کرد که در اين زمينه موفق بوده است. از سوی ديگر ما با جامعه ای طرفيم که همه ی ويژگی های جامعه ی شهری را داراست، اما يک امر اساسی که به جوامع شهری متعلق است، در آن غايب است، و آن هم حقوق شهروندی است. اين جامعه ی شهری بعد از تلاش و مصائب بسيار با پديده ای به اسم حق، حق من و حقوق من آشنا شده، اما به دليل سرکوب اجتماعی توان مطالبه ی آن را ندارد. (نمونه ی سال 88 به اندازه ی کافی گوياست) پس برای خالی کردن اين انرژی گسترده و گرد آمده، آن را در مجاری ديگری می اندازند. مثلاً چرا فلان روزنامه در کاريکاتوری که کشيده و متنی که نوشته فلان لهجه را به کار برده، چرا در فلان جا اسم فلانی اين گونه است و آن گونه نيست و ...

اعتراض صورت می گيرد، اما در چه مجرایی و با چه مطالبه ای ؟ اين دقيقا همان چيزی است که حکومت و يا بهتر بگويم اتاق های فکر حکومت برنامه ريزی کرده اند. هر از چندی هم اين تنور را کمی گرم می کنند، با کاريکاتوری، با لهجه گرفتن گوينده ای از بامزههای صدا و سيما و يا تهيه ی برنامه ای از اين نوع.

ترديد جدی می توان داشت که در سيستم و حکومتی که همه ی برنامه ها و طرح هایی که مستقيما با توده های اجتماعی در تماس است (حتی مسابقات ورزشی) می بايست با هماهنگی و طراحی نهادهای امنيتی پيش برود، چنين برنامه هایی با اين حد رسوایی و بطور روشن برنامه ريزی شده برای تحقير يک مليت (و نه يک کاراکتر) از ديدِ نهادهای امنيتی پنهان مانده و مهر تائيد آنها را نگرفته باشد.

حکومت در نهايت با دميدن به دشمنی ميان ملل به حکومت خود ادامه می دهد و حداکثر يکی دو نفر کارگردان و هنرپيشه را قربانی موقت اين طراحی خواهد کرد، تنها بذر نفرت را کاشته است و هدفش هم همين است.

مدتی قبل از خانم مرضيه برومند مطلبی خواندم که به نکته ی جالبی اشاره داشت، ايشان گفته بود که مدتی قبل برنامه ی عروسکی ای ساختيم که کاراکتری داشت که موش بود و نامش هم هوشنگ خان به محض اين که برنامه گذاشته شد، از سراسر کشور همه ی هوشنگ ها شروع به اعتراض کردند که به ما توهين شده. و مثال خوبی می زد که می گفت اگر اينطور بود، مگر در امريکا چقدر تام و جری موجود است، چرا تام و جری های آنها به اين نام ها و کارتون ها اعتراض نمی کنند. ايشان نتيجه گرفته بود که موضوع فرهنگی است، من معتقد نيستم که موضوع فرهنگ اجتماعی باشد، اما فرهنگ تحميلی و طراحی شده هست.

آخرين خبر هم از طرح و برنامه ی سرکوب کسانی که اين برنامه را ساخته اند، اطلاع می دهد که باز هم در ادامه ی همان روش هاست.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاربر فیسبوک :

بدلیل دوری از کشور مجبور بودم که کند و کا وی کنم که چه اتفاقی افتاده است تا موضوع بر من روشن شود .تحقیر و تبعیض اقوا م و اقلیتها و ملیتهای ساکن ایران و سرکوب ایشان در تاریخ ۱۰۰ سال گذشته یا معاصر یک واقیعت شرم آور است و ما فارس زبان ها نمیتوانیم آنرا کتمان کنیم . ریشه این تشنج ها را باید در سیاست های ارتجاعی هیات حاکمه کشور جستجو کرد و همچنین دخالتهای و سوء استفاده های سیاسیون درون و برون مرزی کشور و مغرضین خارجی .

مابعنوان یک ملت بدلیل ذهنیت استبدادی هنوز با فرهنگ "گفت و گو و "گفت و شنود " آنچنان که در فرنگ مرسوم است آشنا نشده ایم و کارو عملکرد جامعه شناسان و روانشناسان و ... کشور در این زمینه بسیار ضعیف بوده است . هیچ راهی در این مواقع جز " گفت و گو" و صبر و تحمل افکار و عقاید مختلف و نقد علمی نیست .

باینکه موافقتی با اصلاح طلبان و آقای موسوی ندارم این سؤال در آشیان ذهن مرا قلقلک میدهد که چرا و چگونه است که اهالی آذربایجان ۶ سال پس از حبس آقای میر حسین موسوی هیچ عکس الملی در این باب ندارند ؟!

نکته نهایی : هر گونه تشنج زدایی ملیتی , قومی و اقلیتی در کشور باید محکوم و نقدی خردگرا گردد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اطلاعیه جنبش فدرال دموکرات آذربایجان

دررابطه با تحقیر وتوهین صدا وسیمای جمهوری اسلامی

درتاریخ 15 آبان ۱٣٩۴ برنامه فیتیله که گویا جنبه آموزشی دارد و مخصوص کودکان ونوجوانان است ، نمایشی را پخش کرد که مضمون آن آنگونه که در بیانیه ی تهیه کننده ی فیتیله آمده آموزش آستفاده مسواک بوده است.

در این نمایش توهین آمیز و در عین حال بسیار مبتذل ونازل که از شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد پدروپسر ترکی را نمایش می دهند که از بوی بد اتاقشان شاکی هستند و می خواهند هتل را ترک کنند. مسئول پذیرش هتل علت را جویا می شود و پدر و پسر علت را بوی بد و مشمئزکننده اتاقشان بیان می کنند. مسئول پذیرش وقتی به پسر نزدیک می شود متوجه می گردد که بوی بدی از دهان پسر می آید. از پدر می پرسد مگر پسر شما مسواک نمی زند ........ 1

این نوع تحقیرها وتوهین ها از طرف صدا و سیمای جمهوری اسلامی نسبت به ملل غیرفارس زبان تازگی ندارد. تهیه کنندکان برنامه برای خاموش کردن صدای اعتراض ترکهای ایران اطلاعیه ای صادرمیکنند وضمن توجیه کارشان طی یک عذرخواهی سر هم بندی شده تاکید می کنند که اصالت بازیگران اصلی این برنامه از اقوام اصیل ایران همجون آذری، گیلک ولربوده وهیچگاه به خواستگاهی که از آن بر آمده اند توهین نمی کنند.. اینکه اصالت دست اندر کاران ویا بازیگران چیست در اصل تحقیر وتوهین صدا وسیمای جمهوری اسلامی به ترکها کوچک ترین تغییری نمیدهد.

گسترش اعتراضات تمامی ترکهای ساکن ایران در یکی دو روزگدشته علیه صدا وسیمای جمهوری اسلامی، سازمان صدا وسیما را مجبور کرد با فاصله دو روز(17 ابان 1394) باعجله وشتابزده اطلاعیه ای در محکوم کردن برنامه فیتیله که گویا ناشی ازاشتباه، بیدقتی وعدم نظارت درست عوامل برنامه ساز وناظر مربوطه بوده وبخاطر این عدم بی دقتی ها صورت گرفته تا انجام بررسی های لازم و رسیدن به نتیجه نهایی پخش برنامه فیتیله فعلا متوقف میشود.. این عقب نشینی تاکتیکی صدا وسیمای جمهوری اسلامی نباید نیروهای دموکرات وبرابری طلب وآزادیخواه رااز مبارزه بی امان با رژیم نژادپرست وضد دموکراتیک جمهوری اسلامی باز دارد.

مدیر کل سازمان صدا وسیمای جمهوری اسلامی توسط آقای خامنه ای انتصاب میشود. تمام سیاست گذاریهای صدا وسیما با مشورت وتائید رهبر انجام میگیرد. پاسخ گوی اصلی صدا وسیما رهبر جمهوری اسلامی است.

جمهوری اسلامی حکومتی تک ملیتی است، و تمامی ساختار سیاسی، اداری، نظامی، قضائی، قانوگذاری و آموزشی آن به زبان فارسی است، و اولویت آن در هر امری بر مناطق فارس زبان استوار است.

این بازتابی از یک سیاست رسمی نژادی است و سهو خطا ی چند فرد وبا ذهنیتی مبتذل نیست، این همان ادامه کاریکاتور سوسک ترک زبان در...... فارس هاست که در روزنامه ایران در دوره احمدی نژاد منتشر شده بود که پست و بی مقدار بودن آذربایجانی ها را عنوان کرده و خواهان کوبیدن سر آنها شده بود.

وقتی اکبر عبدی در تلویزیون رسمی کشور عرب هارا مورد توهین قرار می دهد ، وقتی پزشکی بر روی تابلوی مطب خود در کرمانشاه با نقل دو بیت اهانت آوری از فردوسی می نویسد که از پذیرش عرب ها معذ ور است.2

وقتی آخوند انگل و مفت خوری بنام دانشمند مدام بر بالای منبر به همه اهل تسنن در ایران ، یعنی عملا به به بلوچ ها و کردها و ترکمن ها درکشورانواع لاطائلات را حواله مدهد ،

وقتی رئیس جمهور وفرهنگستان یک کشور جز زبان فارسی را خرده فرهنگ می نامد ،

وقتی در مراسم شبیه سازی ماه محرم در تهران ، امام حسین به زبان فارسی و شمر قرمزپوش با قیافه مضحک ولهجه غلیظ ترکی روستائی حرف میزنند،

اینها همه نه سهو وخطا ، بلکه انعکاس یک سیاست رسمی بشکل یک ابتذال را به نمایش می گذارد. این شکل لومپنی خرده فرهنگ نامیدن خلق ها ی غیر فارس درایران است ومضمون مشترکی را حمل میکند

حکومت جمهوری اسلامی، حکومتی نژاد پرست است. استناد بر نژاد آریائی و تحمیل زبان فارسی، خود یکی از خصلت های بارز نژاد پرستی است. ولی مبارزه با یک رژیم نژاد پرست، با بکارگیری همان ابزار نژادی، شیوه مناسبی از مبارزه با نژاد پرستی حاکم نیست. هر گونه شعاری علیه تمامی فارس ها، عملا بار نژادی پیدا می کند .نه همه فارس ها نژاد پرست هستند و نه همه ملت های تحت ستم، فارغ از نژادپرستی.

جنبش دموکراتیک وملی آذربایجان برای دست یابی به حقوق ملی وشهروندی باید به ائتلاف گسترده ای با سکولارها، جنبش زنان، جنبش کارگران وزحمتکشان دست یازد ومتقابلا نیز مدافعان حقوق بشروسکولارها وجنبش زنان وجنبش کارگری برای دست یافتن به حقوق اولیه شان با ید با جنبش های ملل تحت ستم همدلی نشان دهند واز خواستها ی آنان حمایت کنند..

واقعیت این است که مردم گرفتارآمده در چنگال رژیم آزادی کش، آزادی ودموکراسی میخواهند.حکومت دینی نمی خواهند. جامعه سکولار میخواهند. زنان میخواهندحقوق برابر با مردان داشته باشند.حجاب اجباری نمیخواهند.آزادی پوشش میخواهند.میخواهند قوانین شرعی در رابطه با زنان برچیده شود.

ملیت های غیر فارس زبان ساکن درایران حقوق ملی وحقوق برابر شهروندی میخواهند ملل مظلوم ترک، کرد، عرب، ترکمن وبلوچ ازتعبیض ونابرابری بطورجدی رنج میبرند. اینها میخواهند سرنوشت خودشان را خودشان رقم بزنند ونمایندگان ملت فارس وازمرکز کسی برای اینها قیمومیت نکند.

میخواهند همه ملیت ها ازبرابری کامل برخوردار باشند ویک ملت ( فارسها) بربقیه آقایی نکند.میخواهند به زبان خودشان تحصیل کنند وزبانشان درمنطقه خودشان رسمی بشود. به زبان خودشان رادیو وتلویزیون داشته باشند. پارلما ن محلی داشته باشند. اولویتهای اقتصادی واجتماعی منطقه خودشان را خودشان تعیین کنند.باکشورهای همکیش وهمزبان رابطه اقتصادی، سیاسی وفرهنگی داشته باشند.

کارگران وکارمندان شاغل میخواهند حقوق مناسب ومکفی برای گذران خانوادهایشان دریافت کنند. امنیت شغلی میخواهند. میلیونها جوان بیکار کار میخوهند. بیکاری و فقر و فلاکت کمر کارگران وزحمتکشان را شکسته است . کارگران سندیکای مسقل میخواهند.

جمهوری اسلامی با خواستهای بحق وقانونی وانسانی اقشار وطبقات اجتماعی وملیت ها وزنان وجوانان به معارضه برخواسته است. رژیم کارمندان وکارگرانی را که حقوق معوقه شان را از کارفرما طلب میکنند باخشونت سرکوب میکند. کارگرانی که سندیکا میخواهند به بند میکشد. جمهوری اسلامی بجای اینکه برای جوانان بیکار کار فراهم کند عامدانه آنهارا به سوی اعتیاد سوق میدهد. در جمهوری اسلامی روشنفکران سکولار عملا فاقد حقوق شهروندی اند وپیوسته زیر فشار وکنترل ارگانهای اطلاعاتی وامنیتی هستند. اقلیت های مذهبی بویژه بهایی ها در رنج وعذاب اند ونه تنها از هیچ حقوقی برخوردار نیستند بلکه مدام مورد سوئ ظن هستنند. کار غیر مذهبی وبی دینان با کرامالکاتبین است.

بدین ترتیب تمام اقشار وطبقات اجتماعی ، ملیتهای غیر فارس زبان ، زنان، جوانان ورشنفکران خودشان را در مقابل جمهوری اسلامی میبینند. برای تغییر حکومت اسلامی اتحاد تمام نیروهایی که خودشان را در مقابل این رژیم می بینند ضروری است.

 

جنبش فدرال دموکرات آذربایجان 17 آبان 1394

https://www.youtube.com/watch?v=EFj-3SzUSVU

2http://www.fardanews.com/fa/news/414416

جنجال پلاکارد ورود عرب ممنوع پزشک ایرانی+ عکس

تصویری منتشره در شبکه‌های اجتماعی که پلاکردی با تصویر و اشعار نژادپرستی در ورودی یک مطب پزشک را نشان می‌دهد جنجالی جدید به راه انداخته است.

به گزارش فردا، در این پلاکارد که ادعا شده در مطب پزشکی در کرمانشاه است نوشته شده است: از پذیرش بیماران عرب معذویم.

سایت العربیه نیز با انتشار این تصویر گزارشی در مورد آن و کلیپ شاعری به نام مصطفی بادکوبه‌ای که علیه عرب‌ها شعر خوانده را منتشر کرده است

همچنین صفحه اهم الاخبار که یکی از صفحه‌های پرمخاطب عربی ایستاگرام است نیز بخشی از این گزارش را ضمن انتشار این عکس بازنشر داده است.

احساسات قومیت ‌گرایی افراطی پس از انتشار خبر تعرض ماموران عربستانی به دو نوجوان ایرانی در برخی از محافل و گروه‌های مجازی به شدت فراگیر شده است.

شعر نوشته شده بر روی تابلوی مطب 


زشیر شتر خوردن و سوسمار

عرب را به جائی رسیده است کار

که تاج کیانی کند آرزو

تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

http://www.fardanews.com/fa/news/414416

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اعتدال ـ خبر: ۱۲۸۵۶۴تاریخ انتشار: ۱۹ آبان ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۲

4 نکته درباره ماجرای "فیتیله"

همراهی نهادهای دولتی و حکومتی با مردم، از امام جمعه تبریز و استاندار آذربایجان غربی گرفته تا نمایندگان مجلس و نیروی انتظامی و ... نشان داد که اگر مسؤولان با مردم همراه شوند و حتی در اعتراضات تقابل نکنند، کارها بهتر پیش می رود.

رنامه فیتیله، در برنامه اخیر خود، مرتکب خطایی شد که رنجش خاطر دهها میلیون ایرانی را به دنبال داشت، نه تنها ترک ها که همه ایرانیان از این برنامه ناراحت شدند چرا که هیچ انسان شرافتمندی توهین به انسان های دیگر را بر نمی تابد.

به گزارش اعتدال به نقل از عصر ایران، در این باره نکاتی چند قابل توجه و تأمل است:

1 - آنچه در این برنامه رخ داد، صرفاً استفاده از "زبان ترکی" یا "فارسی با لهجه ترکی" در یک برنامه طنز نبود چرا که این موضوع ، اساساً توهین تلقی نمی شود و همه زبان ها و گویش ها از جمله ترکی، شمالی، لری و... در برنامه های طنز و جدی مورد استفاده قرار می گیرند و کسی هم رنجیده خاطر نمی شود. آنچه اتفاق افتاد، فارغ از بحث قومیت ها ، یک بی نزاکتی بود که نام طنز و حتی جوک هم نمی توان بدان نهاد (مسواک زدن با فرچه دستشویی! مشمئز کننده نیست؟ آن هم در برنامه کودک).

حال نسبت دادن این بی ادبی چندش آور به یکی از اقوام ایرانی، چه ترک، چه لر، چه شمالی و ... حتماً باعث رنجش می شود که شد و حق را باید به مردم آذربایجان و ترک های ایران داد که نسبت به این بی ادبی و اهانت، اعتراض کنند.

2 - اعتراضات مردم آذربایجان به این موضوع، به صورتی کاملاً مسالمت آمیز و مدنی رخ داد. آنها در ارومیه، تبریز و برخی شهرها و مراکز دانشگاهی، تجمعاتی شکل دادند و با در دست داشتن نوشته ها و سر دادن شعارهایی، از این موضوع انتقاد کردند و سپس به تجمع خود پایان دادند.

این در حالی است که برخی جریان های خارج کشور تلاش می کردند این ماجرا را زمینه ای برای آتش افروزی و اختلاف زایی کنند و هیزم بیار معرکه شوند.

همراهی نهادهای دولتی و حکومتی با مردم، از امام جمعه تبریز و استاندار آذربایجان غربی گرفته تا نمایندگان مجلس و نیروی انتظامی و ... نشان داد که اگر مسؤولان با مردم همراه شوند و حتی در اعتراضات تقابل نکنند، کارها بهتر پیش می رود.

حال فرض کنید که مسؤولان، نابخردانه عمل می کردند و سعی در پراکندن مردم معترض یا بازداشت آنها داشتند؛ در چنان فرضی، چه فاجعه ای رخ می داد و یک اعتراض مدنی مسالمت آمیز به چه بحرانی تبدیل می شد!

3 - عذرخواهی رئیس صدا و سیما، مدیران شبکه 2، تهیه کننده برنامه و بازیگران فیتیله، اقدام مناسبی بود که به عنوان مطالبه مردم شهرهای ترک نشین محقق شد و لذا ادامه دادن موضوع، با منطق و خردمندی سازگار نیست. ماجرای اخیر، یک ماجرای پایان یافته است اما درس ها و عبرت های آن، باید دائمی باشد و احترام به اقوام ایرانی، آویزه گوش همه و مشخصاً صاحبان تریبون باشد.

مردم آذربایجان نیز بزرگوار تر از آنند که نبخشند یا به قطع نان کسی راضی شوند. مهم تنبّه بود که حاصل شد.

4 - اما نکته مهمی که در این ماجرا نهفته است و نباید آن را مغفول گذاشت، این است که اعتراضات اخیر، صرفاً ناظر به یک برنامه خاص تلویزیونی نبوده است بلکه بیش از آن، اظهار هویت و اعتراض به عدم اجرای کامل اصل 15 قانون اساسی است؛ اعتراضی که همواره مترصد فرصتی برای ظهور است.

اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می گوید:

زبان‏ و خط رسمی‏ و مشترک‏ مردم‏ ایران‏ فارسی‏ است‏. اسناد و مکاتبات‏ و متون‏ رسمی‏ و کتب‏ درسی‏ باید با این‏ زبان‏ و خط باشد ولی‏ استفاده‏ از زبانهای‏ محلی‏ و قومی‏ در مطبوعات‏ و رسانه‏ های‏ گروهی‏ و تدریس‏ ادبیات‏ آنها در مدارس‏، در کنار زبان‏ فارسی‏ آزاد است‏.

بخش اول این اصل به طور کامل اجرا می شود ولی موضوع تدریس زبان های محلی و قومی، مغفول مانده است یا بسیار محدود بدان پرداخته می شود. این در حالی است که مردم آذربایجان،به معنای واقعی کلمه و بی هیچ شعار و تعارفی، متعهد به قانون اساسی، تمامیت ارضی و همبستگی ملی هستند و موضوعاتی نظیر پان ترکیسم، در بین عموم مردم واقعاً جایگاهی ندارد. اتفاقاتی نظیر ماجرای فیتیله را نیز به حساب خطای افراد می گذارند و نه فراتر از آن.

لذا اگر این اصل قانون اساسی به طور کامل اجرا شود، هم مطالبه قانونی مردم محقق شده و هم بهانه جویانی که می کوشند از آب آلوده ماهی بگیرند و اتحاد ملی را خدشه دار کنند، خلع سلاح می شوند.

و سخن پایانی این که احترام به همدیگر، سرمایه تاریخی و گرانبهایی است که ایران را در گذر تاریخ با همه اقوام و زبان ها و ادیان و مذاهب مختلف، پا برجا و استوار نگه داشته است. این سرمایه بی بدیل را حفظ کنیم و همدیگر را ، مانند همیشه ی تاریخ، دوست بداریم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

علی یونسی:

د‌‌‌‌‌‌‌‌ولت هرگونه تحقیر قومي‌را محکوم می‌کند‌‌‌‌‌‌

ايرنا حجت الاسلام علی یونسی د‌‌‌ستیار ویژه رئیس‌جمهور د‌‌‌ر امور اقوام و اقلیت‌های د‌‌‌ینی و مذهبی با محکوم کرد‌‌‌ن اتفاق رخ د‌‌‌اد‌‌‌ه د‌‌‌ر برنامه تلویزیونی فیتیله اعلام کرد‌‌‌: د‌‌‌ولت و حاکمیت هرگونه تحقیر قومي‌را محکوم مي‌کند‌‌‌.

حجت الاسلام یونسی افزود‌‌‌: اینجانب چنین حرکتی را به شد‌‌‌ت محکوم مي‌کنم، هر چند‌‌‌ ممکن است از روی غفلت و بی مبالاتی برخی عناصر برنامه‌ساز یا تولید‌‌‌کنند‌‌‌گان برنامه‌های تلویزیونی کود‌‌‌ک صورت گرفته باشد‌‌‌ و سوء نیتی د‌‌‌ر آن نباشد‌‌‌.روابط عمومي‌سازمان صد‌‌‌ا و سیما نیز پس از این اتفاق اعلام کرد‌‌‌ پخش برنامهفیتیله از شبکه د‌‌‌و سیما به د‌‌‌لیل توهین به آذری زبان‌ها فعلا متوقف است و با عوامل خاطی آن برخورد‌‌‌ مي‌شود‌‌‌.حجت الاسلام یونسی اظهار د‌‌‌اشت: به هر حال این غفلت‌ها، بی توجهی‌ها و بی‌تد‌‌‌بیری‌ها به حریم اقوام و مذاهب قابل پذیرش نیست.وی اضافه کرد‌‌‌: از د‌‌‌ست اند‌‌‌رکاران و مسئولان سازمان صد‌‌‌ا و سیما انتظار مي‌رود‌‌‌ با بروز چنین پد‌‌‌ید‌‌‌ه‌هایی که به انسجام و وحد‌‌‌ت ملی مورد‌‌‌ نظر مقام معظم رهبری و د‌‌‌ولت محترم لطمه مي‌زند‌‌‌، مقابله کرد‌‌‌ه و با عوامل ساخت، تولید‌‌‌ و اجرای چنین برنامه‌هایی، هر چند‌‌‌ سهوی، برخورد‌‌‌ مناسبی کنند‌‌‌ و کنترل و نظارت بیشتری به خرج د‌‌‌هند‌‌‌.د‌‌‌ستیار ویژه رئیس‌جمهور کشورمان د‌‌‌ر امور اقوام و اقلیت‌های د‌‌‌ینی و مذهبی اد‌‌‌امه د‌‌‌اد‌‌‌: بند‌‌‌ه نیز به عنوان یک مقام د‌‌‌ولتی و مسئول د‌‌‌ر امور اقوام و مذاهب به هموطنان عزیز آذری و سایر اقوام اطمینان مي‌د‌‌‌هم که د‌‌‌ولت به شد‌‌‌ت چنین تحرکاتی را که از روی غفلت صورت گرفته، رصد‌‌‌ مي‌کند‌‌‌ و به هیچ وجه اجازه نخواهد‌‌‌ د‌‌‌اد‌‌‌ که این گونه غفلت‌ها و سوء‌تد‌‌‌بیرها به انسجام ملی لطمه بزند‌‌‌ و روح آذری‌های غیور و هر قوم د‌‌‌یگر ایرانی را جریحه د‌‌‌ار کند‌‌‌.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

توضیحات اشتری درباره اعتراضات روز گذشته آذری زبان‌ها

ایسنا ـ سه‌شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۴ - ۱۱:۰۴

توضیح درباره اعتراضات روز گذشته آذری زبان‌ها در دو شهر

اشتری در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره تجمع روز گذشته هموطنان آذری زبانمان در برخی از شهرهای دو استان آذربایجان شرقی و غربی در اعتراض به یکی از برنامه‌های صدا و سیما، اظهار کرد: در چنین مواردی پلیس برحسب وظیفه ذاتی خود وارد عمل شده و طبق مصوبات و تمهیدات شورای تامین اقدام می‌کند. درباره اعتراضاتی که روز گذشته از سوی برخی از هموطنان آذری زبان به وقوع پیوست نیز مردم این شهرها اعتراضات و همچنین نظر خود درباره موضوع را ارائه کردند. خوشبختانه اکثریت شرکت کنندگان همکاری خوبی با پلیس داشتند و پس از پایان تجمع نیز در ساعت مقرر محل را ترک کردند.

اشتری افزود: اما متاسفانه تعدادی سودجو که قصد سوء استفاده از وضعیت را داشته و اقدام به انجام کارهای هنجار شکنانه کرده بودند از سوی پلیس مورد برخورد قرار گرفتند که البته این برخورد با سعه صدر و آرامش انجام شد.

به گفته رئیس پلیس کشور هم اکنون وضعیت در این شهرها آرام است و مشکل خاصی در این زمینه وجود ندارد.

به گزارش ایسنا، سردار اشتری همچنین در سخنانی در این همایش بر ضرورت ریشه یابی سرقت‌ها با همراهی مراکز پژوهشی داخل و خارج از ناجا تاکید کرد و افزود:‌ یکی از موضوعات مهمی که باید مدنظر قرار گیرد این است که مردم باید اموال با ارزش خود را به صندوق‌های امانات سپرده و از نگهداری آن در منازل خودداری کنند.

فرمانده ناجا همچنین بر استفاده از ظرفیت پلیس افتخاری در راستای مبارزه با سرقت خبر داد و افزود:‌ پلیس برخورد جدی با باندهای سرقت و سارقان مسلح داشته و خواهد داشت.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ایرنا ـ کد خبر: 81831865 (4977788) | تاریخ خبر: 18/08/1394 | ساعت: 20:0|

فرماندار تبریز: تجمع اعتراضی به برنامه فیتیله در تبریز با آرامش پایان یافت

تبریز - ایرنا - فرماندار تبریز با بیان اینکه نارضایتی آذری زبانان از پخش برنامه موهن فیتیله در جمعه گذشته یک حقیقت مسلم است، گفت: تجمع بعد از ظهر امروز تبریز در اعتراض به این موضوع با آرامش پایان یافت.

[فرماندار تبریز: تجمع اعتراضی به برنامه فیتیله در تبریز با آرامش پایان یافت]

رحیم شهرتی فر دوشنبه شب در گفت وگو با ایرنا با اشاره به اینکه تمام آذری زبانان از پخش جمعه گذشته 'فیتیله' ناراحت هستند، افزود: اعتراض به موقع مردم و مسئولان استان به پخش این برنامه و اقدام به موقع سازمان صدا و سیما در برخورد با خاطیان، عذرخواهی مقام های ارشد این سازمان از مردم و وعده عدم تکرار این گونه اتفاقات در آینده و رسیدگی قاطع و ریشه یابی کامل موضوع، موجب شد مردم فهیم و آگاه تبریز، رسیدگی به این مساله را به مقام های مسئول بسپارند.

وی اظهار داشت: با این وجود عده ای از جوانان که با پخش برنامه تلویزیونی موهن 'فیتیله'، احساسات شان جریحه دار شده بود، به عنوان اعتراض در ساعت 16 بعد از ظهر امروز در تبریز تجمع کردند و پلیس و برادران نیروی انتظامی با توجه به وظیفه ذاتی خود مبنی بر ممانعت از برگزاری تجمع های غیرقانونی و فاقد مجوز و برای حفظ امنیت و آرامش شهر و جان و مال مردم، درخواست متفرق شدن تجمع کنندگان را کردند.

فرماندار تبریز اضافه کرد: چون تعداد تجمع کنندگان محدود و کم بود و از طرفی مردم با فرهنگ تبریز با هوشیاری و آگاهی از همراهی معترضان خودداری کردند، تجمع که به صورت محدود منجر به بروز تنش جزئی شده بود، به سرعت به پایان رسید.

شهرتی فرد ادامه داد: در این تجمع دو نفر از رهگذران بر اثر اصابت سنگ از ناحیه سر زخمی شدند.

وی از خویشتنداری نیروهای انتظامی و موفقیت آنان در مدیریت تجمع تبریز و همکاری مردم فهیم این کلان شهر با پلیس و عدم همراهی با اقدامات غیرقانونی تقدیر و تشکر کرد.

در بخشی از اجرای جمعه گذشته برنامه تلویزیونی 'فیتیله' صحنه ناشایستی به نمایش درآمد که موجب شد در شبکه های اجتماعی بازتاب وسیعی داشته باشد و از آن به عنوان مصداق توهین به قومیت های کشور یاد شود.

روابط عمومی سازمان صدا و سیما نیز پس از این موضوع اعلام کرد پخش برنامه 'فیتیله' از شبکه دو سیما به دلیل توهین به آذری زبان ها فعلا متوقف است و با عوامل خاطی آن برخورد می شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان غربی:

سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه قصد تخریب اتحاد و همزیستی اقوام ایرانی را دارند

خبرگزاری تسنیم ـ شناسه خبر: 911882 سرویس: استانها

۱۸ آبان ۱۳۹۴ - ۱۸:۵۵

قریشی سیدمهدی

نماینده ولی فقیه در آذربایجان غربی گفت: سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه قصد تخریب اتحاد و همزیستی اقوام ایرانی را دارند و سزاوار نیست افرادی چنین فرصتی را به دشمنان بدهند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از ارومیه، حجت الاسلام سیدمهدی قریشی امروز با صدور پیامی موضوع توهین اخیر به آذری‌زبانان در شبکه دوی سیما را مورد نکوهش قرار داد.

در پیام امام جمعه ارومیه با استناد به آیه 11 سوره حجرات آمده است: قرآن کریم می‌فرماید: "ای کسانی که ایمان آورده‌اید نباید قومی از شما قوم دیگر را مسخره کنند، بسا که آنها از ایشان بهتر باشد" بنابراین هیچ کس حق ندارد به انسانی و قومیتی تعدی یا مسخره نماید.

این پیام می‌افزاید: مردم شریف ارومیه و استان آذربایجان غربی، چنانچه اطلاع دارید اقدام سخیف و غیرمنطقی در برنامه فیتیله که رسالت سنگین تربیت انسانها برای آینده ایران را به‌عهده دارد دل همه را آزرد و یک بار دیگر دست اختلاف افکنان را به‌وضوح به تصویر کشید، از اینکه آذری‌ها این مردمان شریف و شجاع مورد تمسخر قرار گیرند بر کسی مقبول نیست و هیچ عقل سلیمی اقتضا نمی‌کند چنین توهین‌هایی صحت داشته باشند.

قریشی در پیام خود افزوده است: اقدام شایسته و به‌موقع دکتر سرافراز رئیس محترم رسانه ملی در عزل معاون مدیر پخش شبکه 2 و توقیف برنامه فیتیله و برخورد جدی با عوامل اصلی و دست‌اندرکار این برنامه بخشی از رنج تحمل توهین را از ما دور کرد، اینجانب مثل همه شما مردم عزیز استان و تمام آذری‌زبانها متألم از این حادثه می‌باشم ولی معتقدم دستهایی پنهان در کار است تا موضوع بدین گونه به سرانجام برسد.

نماینده ولی فقیه در آذربایجان دلایل خود را برای توطئه آمیز بودن این حادثه در چهار محور چنین برشمرده است: اول، وضعیت امنیتی و عمومی ایران اسلامی هیچ‌گاه اجازه تعرض اقوام به یکدیگر را نداده و نمی‌دهد و طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اصل بر برابری است، از این رو نهاد ارزشمند صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند با هوشمندی مسبوق به سابقه خود هیزم‌آور آتش اختلاف اقوام باشد.

امام جمعه ارومیه افزوده است: دوم، انتخابات مجلس شورای اسلامی میدانی است برای رقابت و تضارب آرا و همواره مردم ایران به‌تبعیت از فرمایشات رهبری هوشمندانه و استوار در صحنه‌ها حاضر شده‌اند، لیکن چنانچه رهبر معظم انقلاب نیز هشدار داده‌اند دشمن قصد اخلال در انتخابات آتی را دارد، از این رو تدارک بهانه‌های مختلف برای این اختلال در دستور کار دشمنان نظام اسلامی قرار دارد.

قریشی در این پیام تصریح کرده است: سوم، سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه با هدف تخریب اتحاد و همزیستی اقوام ایرانی از دهه‌های گذشته برنامه‌های متنوعی دارند، ظهور و بروز جریان‌های مختلف پان‌ایرانیستی، پان‌ترکیستی، پان‌کردیستی و غیره با هدف ایجاد اختلاف بین اقوام شریف ایرانی صورت گرفته و جریان اخیر هم می‌تواند در همین راستا باشد، سکوت رسانه‌ای منتشر کنندگان فیلم توهین در خصوص اقدامات مدبرانه رئیس رسانه ملی دلیلی بر این ادعاست ولی به‌جد امیدوارم با درایت و خویشتنداری مردم شریف آذری‌زبان یک بار دیگر شاهد شکست دشمن باشیم.

نماینده ولی فقیه در آذربایجان غربی افزوده است: چهارم، موفقیت فرزندان انقلاب در عرصه‌های مختلف باعث شده است رژیم صهیونیستی و سعودی نسبت به آینده شوم خود دچار بهت و نگرانی شوند، از این رو از هیچ اقدامی برای به چالش کشیدن ایران اسلامی دریغ نمی‌کنند، یکی از راهکارهای این ایادی استکبار اختلاف قومی و مذهبی است که ان شاء الله این بار نیز ناکام خواهند ماند.

وی تصریح کرده است: حال با این وصف و توصیف معتقدم توهین به هیچ شخص و یا گروه و قومی پذیرفتنی نیست و باید برخورد جدی از سوی مسئولین امر با متخلفین طبق قانون صورت گیرد، لذا قرار گرفتن در میدان بازی دشمن که از ماهها پیش طراحی شده است باعث شد این مطالب را متذکر گردم.

قریشی در پیام خود اظهار داشته است: در پایان یک بار دیگر ضمن تشکر از دکتر سرافراز انتظار دارم ایشان قاطعانه‌تر از قبل با توهین کنندگان به اقوام (نه‌تنها قوم ترک بلکه همه اقوام) برخورد نمایند تا شاهد چنین اقدامات ناشایست از تریبون رسانه ملی نباشیم، از سوی دیگر همشهریان عزیزم را به صبر و گذشت دعوت نموده و از نهادهای امنیتی خواستارم با شدت کامل جریانات نفوذی را رصد و نسبت به شناسایی رگه‌های نفوذ توهین اخیر نیز اقدام جدی نمایند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تابناک ـ به‌روز شده در: ۱۹ آبان ۱۳۹۴ - ۱۲:۳۳

مسولان صدای هموطنان آذری را شنیدند

ادامه تجمعات با توجه به عذرخواهی مسولان پسندیده نیست/ با سواستفاده کنندگان از احساسات هموطنان آذری برخورد شود + ویدیو

بدون شک اگر قرار بر انتقال اعتراض باشد، تجمعات امروز صدای اعتراض‌های صادقانه را به مسئولان رسانده است و بنابراین باید از دامن زدن به اقدامات تفرقه افکانه که بازی ناخواسته در زمین دشمن خواهد بود، پرهیز کرد.

کد خبر: ۵۴۶۱۲۳

تاریخ انتشار: ۱۸ آبان ۱۳۹۴ - ۲۳:۵۵ - 09 November 2015

پس از پخش آیتم خاص در برنامه فیتیله که به زعم ناظران توهین آمیز تلقی شده بود، شاهد واکنش‌هایی ابتداً در سطح نمایندگان مجلس و مسئولان استانی بودیم که همین واکنش‌ها به توده مردم نیز منتقل شد و علی رغم عذرخواهی رئیس سازمان صداوسیما، برکناری مدیر مربوطه و توقف پخش این برنامه، از احساسات پاک آذری زبان‌ها سواستفاده شد و امروز شاهد تجمعاتی در برخی استان‌های آذری زبان بودیم؛ تجمعاتی که با آرامش به پایان یافت و انتظار می‌رود معترضان صادق بدان بسنده کنند.

 

به گزارش تابناک؛ برنامه فیتیله که تاکنون در چندین فصل با عناوین مختلف برای گروه کودک تولید شده، در آخرین قسمت خود با یک اشتباه فاحش همراه شد که تبعات وسیعی را برای رسانه ملی و همچنین در سطح کشور داشت؛ اشتباه فاحشی که تابناک شرح و نخستین واکنش‌ها بدان را پیش از این منتشر کرده و می‌توانید بار دیگر مرور کنید.

 

پس از این ماجرا، بلافاصله روابط عمومی سازمان صداوسیما با انتشار اطلاعیه ضمن پوزش بابت این اتفاق، تأکید کرد: اشتباه، بی‌دقتی و نظارت نادرست عوامل برنامه ساز و ناظر مربوطه، دیالوگ‌هایی به زبان آذری بیان می شود که باعث تمسخر و در نتیجه رنجش خاطر و ناراحتی هموطنان غیور و عزیز آذری زبان شده و شکایاتی را موجب می گردد.

 

در همین اطلاعیه تاکید شد که مدیر پخش و مدیر گروه کودک شبکه دو به دلیل سهل انگاری توبیخ کتبی شده و جانشین مدیر پخش که مسئول نهایی نظارت برنامه هاست نیز توبیخ و از مسئولیت برکنار شد و در ادامه مجریان همان آیتم برنامه فیتیله که از قضا آذری زبان هستند، به آذری از مردم عذرخواهی کردند که این بخش را نیز می‌توانید اینجا ببینید.

 

امروز شخص محمد سرافراز رئیس سازمان صداوسیما و علی اصغر پورمحمدی معاون سیمای رسانه ملی نیز به صورت رسمی عذرخواهی کرد و وعده برخورد شدیدترین با مسببین این واقعه را داد اما با این حال گروهی خاص همچنان اقدام به سازماندهی تجمعاتی تحت عنوان راهپیمایی دوشنبه در استان‌های آذری زبان اعم از آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل و زنجان کردند که منجر به تجمعاتی در این استان‌ها شد.

 

رحیم شهرتی فر فرماندار تبریز در این باره گفت: اعتراض به موقع مردم و مسئولان استان به پخش این برنامه و اقدام به موقع سازمان صدا و سیما در برخورد با خاطیان، عذرخواهی مقام های ارشد این سازمان از مردم و وعده عدم تکرار این گونه اتفاقات در آینده و رسیدگی قاطع و ریشه یابی کامل موضوع، موجب شد مردم فهیم و آگاه تبریز، رسیدگی به این مساله را به مقام های مسئول بسپارند.

 

وی اظهار داشت: با این وجود عده ای از جوانان که با پخش برنامه تلویزیونی موهن 'فیتیله'، احساسات شان جریحه دار شده بود، به عنوان اعتراض در ساعت 16 بعد از ظهر امروز در تبریز تجمع کردند و پلیس و برادران نیروی انتظامی با توجه به وظیفه ذاتی خود مبنی بر ممانعت از برگزاری تجمع های غیرقانونی و فاقد مجوز و برای حفظ امنیت و آرامش شهر و جان و مال مردم، درخواست متفرق شدن تجمع کنندگان را کردند.

 

فرماندار تبریز اضافه کرد: چون تعداد تجمع کنندگان محدود و کم بود و از طرفی مردم با فرهنگ تبریز با هوشیاری و آگاهی از همراهی معترضان خودداری کردند، تجمع که به صورت محدود منجر به بروز تنش جزئی شده بود، به سرعت به پایان رسید. در این تجمع دو نفر از رهگذران بر اثر اصابت سنگ از ناحیه سر زخمی شدند.

 

عباس حسن خانی فرماندار ارومیه نیز با اشاره به اخبار منتشر شده در سایت های معاند نظام مبنی بر کشته شدن یکی از شهروندان در تجمع عصر امروز در ارومیه اعلام کرد: متاسفانه رسانه های معاند در اقدامی مذبوحانه اعلام کرده اند که در تجمع عصر امروز یک نفر از شهروندان ارومیه کشته شده است که دروغی بیش نیست و فرد اعلام شده در سلامت کامل می باشد و هیچ یک از شهروندان در تجمعات عصر امروز کشته و یا زخمی نشده اند.

 

وی با ابراز احترام به احساسات پاک مردم آذربایجان غربی در واکنش به برنامه پخش شده در شبکه دو سیما، خاطر نشان ساخت: رئیس رسانه ملی نیز به دلیل پخش این برنامه از مردم آذربایجان عذرخواهی نموده و قول برخورد با عوامل سازنده و مجریان این برنامه را اعلام کرده است. استاندار آذربایجان غربی نیز با ارسال نامه به وزیر کشور و رئیس شورای امنیت ملی و همچنین با حضور خود در تهران، پیگیر موضوع بوده و خواستار مجازات عوامل سازنده این برنامه شده است.

 

از دو استان دیگر نیز خبر می‌رسد که تجمعات محدود برگزار شده، خوشبختانه با هوشیاری مردم انقلابی ارومیه، تبریز، اردبیل و زنجان به آرامی ختم شد. بدون شک اگر قرار بر انتقال اعتراض باشد، تجمعات امروز صدای اعتراض‌های صادقانه را به مسئولان رسانده است و بنابراین باید از دامن زدن به اقدامات تفرقه افکانه که بازی ناخواسته در زمین دشمن خواهد بود، پرهیز کرد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پیرو مصاحبه معاون سیما برای دلجویی از آذری زبان ها

آیا باید تاوان اشتباه فیتیلهای ها را برنامه های زنده سیما بپردازند؟

احسان رستگار، ۱۹ آبان ۹۴

علی اصغر پورمحمدی، معاون سیما، دیروز در استودیوی اخبار ۱۴:۰۰ حاضر شد تا پیرو حواشی گسترده ای که دنبال ۷ دقیقه از نمایش ضبط شده ای که در برنامه ی فیتیله ی جمعه پخش شد، شخصا به نمایندگی از سازمان و ریاست صدا و سیما، از آذری زبان ها عذرخواهی و دلجویی کند.

الف ـ تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۲۶

علی اصغر پورمحمدی، معاون سیما، دیروز در استودیوی اخبار ۱۴:۰۰ حاضر شد تا پیرو حواشی گسترده ای که دنبال ۷ دقیقه از نمایش ضبط شده ای که در برنامه ی فیتیله ی جمعه پخش شد، شخصا به نمایندگی از سازمان و ریاست صدا و سیما، از آذری زبان ها عذرخواهی و دلجویی کند.

آن چه در این گفت و گو تامل برانگیز به نظر رسید، پاسخی است که پورمحمدی به سوال حیدری مبنی بر کم و کیف اقدامات سازمان جهت جلوگیری از اتفاقاتی از این دست بود که عینا بدین شرح است:

 

مرتضی حیدری: آقای پورمحمدی با توجه به این که این حادثه تلخ بود و ممکنه که باز هم موارد مشابه تکرار بشه، شما تمهیداتی رو اندیشیدین برای درواقع تشدید نظارت ها بر تولید و پخش برنامه در سیما؟

 

علی اصغر پورمحمدی: به دستور آقای دکتر سرافراز الان بسیاری از برنامه های سیما که قبلا زنده پخش می شده الان به خاطر همین مسائل، تولیدی پخش می شه. آئین نامه ی پخش و تولید در حال بازنگری هست. ما با کمیته ی تخلفات هم جلساتی داشتیم که با متخلفین با شدت بیشتری برخورد بشه که این اتفاقات رخ نده در سازمان دیگه بعد

 

این دو اظهار نظر آقای پورمحمدی، از دو جهت تامل برانگیز به نظر می رسد:

 

اول: مگر برنامه هایی که در آن ها اشتباهاتی از این دست رخ داده، مانند همین ماجرای فیتیله یا توهین به بختیاری ها در مجموعه ی سرزمین کهن کمال تبریزی، در برنامه های زنده اتفاق افتاده که مدیریت سازمان از ابتدایی ترین و مهم ترین تصمیماتش، تولیدی کردن برنامه های زنده بوده است؟

 

ارتباط پاسخ آقای پورمحمدی با پرسش مجری، آیا به معنای تشدید تعطیل کردن برنامه های زنده است؟ مگر جز این است که بسیاری از برنامه های زنده - که زنده بودنشان بسیار برای مخاطبین مهم و جذاب بود - امروز فرصت زنده بودن را از دست داده اند؟ برای مثال، برنامه ی هفت از این جمله است که جامعه ی هنرمندان و نیز مخاطبین، اکثرا اذعان دارند که اگرچه هزینه و زحمت تهیه ی برنامه ی تولیدی بیشتر از زنده است، اما بخشی از حرارت و جذابیت هفت، پس از تولیدی شدن آن، کاهش یافته است.

 

بسیاری از برنامه های زنده پرمخاطب - که زنده بودنشان با هویت و اهداف برنامه گره خورده بود - یا تعطیل و یا تولیدی شدند؛ مانند برنامه هفت که بیش از ۵ سال، هر هفته، به طور زنده از شبکه ی ۳ روی آنتن می رفت امروز تولیدی شده و رادیو هفت که تا اردیبهشت ۹۴، ۱۱۱۷ برنامه به طور زنده روی آنتن شبکه ی آموزش می رفت و امروز دیگر اثری از آن نیست و یا برنامه ی مفید و پرمخاطب مناظره که در استودیوی مناظره های ریاست جمهوری ۹۲ برگزار و به طور زنده از شبکه ی ۱ بعد از ظهرهای جمعه پخش می شد، اما با شروع دوره ، مشمول همان قاعده ی تولیدی شدن برنامه های زنده قرار گرفت و طبیعتا از آن جا که ضبط شده ی برنامه ی مناظره آن را تقریبا بی خاصیت می کرد، تصمیم بر تعطیلی آن گرفته شد.

 

اما برخی برنامه هایی که زنده یا تولیدی بودنشان هیچ اهمیتی برای مخاطب ندارد، مانند سینما گلخانه ی شبکه ۳ و یا فلان برنامه ی آشپزی یا فناوری و بسیاری از برنامه های دیگر، هنوز به طور زنده پخش می شوند.

 

آیا برای حفظ مخاطبین و بلکه جذب مخاطبین بیشتر، لازم نیست که سازمان، برای ذائفه ی مردم و هیجان های سالمی که در قالب برنامه هایی جدی و تحلیلی ایجاد می شوند، اهمیتی بیشتری قايل شود؟

 

دوم: از نظر فنی، اتفاقاتی در برنامه ی زنده رخ می دهد که اولا رقم خوردن آن ها اجتناب ناپذیر به شمار می رود و از آن دست مطالبات مخاطبین است که در صورت عدم تحقق آن ها، تماشاگر برنامه، قید تماشای برنامه ی را خواهد زد.

 

ثانیا جز در فضا و آنتن زنده، قابل تحقق نیست؛ برای مثال وقتی مجری و آن برنامه ی زنده ی هفتگی، می خواهد به موضوعی بپردازد که در همان روز اتفاق افتاده و اصطلاحا داغ است، اگر برنامه ی تولیدی بخواهد آن موضوع را مورد بررسی قرار دهد ، طبیعتا به مرحله ی تدوین نهایی نخواهد رسید و آن موضوع داغ، تبدیل می شود به یک موضوع نیمه سوخته ی لوث شده ای که هشت روز بعد از وقوع، در برنامه ی هفته ی بعد آن برنامه می تواند بررسی شود که البته قطعا برای مردم، حلاوتش را از دست خواهد داد و یا برگزاری نظرسنجی و اعلام نتیجه ی آن که در برنامه های تولیدی، آن قدر ساز و کار عجیب و غریبی پیدا می کند، که بهتر آن است که از عطایش را به لقایش ببخشند، مگر این که آن برنامه، برنامه ای تحلیلی مانند نود، هفت و پایش نبوده و صرفا برنامه ای سرگرم کننده از جنس خندوانه باشد که تولید آن بسیار با تولید برنامه هایی چالشی و تحلیلی مانند موارد فوق الذکر متفاوت است.

بیش از آنکه مشکل در زنده یا تولیدی بودن برنامه ها باشد باید مشکل را در نظام نظارتی پیش از تولید ،قبل پخش و هنگام پخش دانست.

 

هر جای دنیا، وقتی پای تحلیل جدی، بررسی نظرات مختلف و متنوع، مناظره و به چالش کشیدن کلیشه های غلط به میان می آید، جز برنامه ای زنده، نمی تواند واقعیت و باطن آن موضوع را به طور بکر و خالص و بدون روتوش عرضه کند.

 

اتفاقاتی مانند آن ۷ دقیقه ای که در برنامه ی عمو فیتیله ای ها رخ داد و یا موارد مشابه دیگر، حتی برخی اتفاقاتی که از تبعات گریزناپذیر برنامه های زنده است، نباید باعث شود که صورت مساله ای شدیدا حیاتی به نام برنامه های زنده پاک شده و صدا و سیما تبدیل شود به مجموعه برنامه هایی تماما تولیدی که به ازای مدیریت و کنترل اتفاقات نامبارک اجتماعی، ممیزی های فرهنگی-سیاسی در آن اعمال شوند. آن چه می تواند این تصمیم سازمان را منطقی تر رقم بزند، توجه به متغیرهایی مانند افزایش رضایت و رشد شمار مخاطبین در حالت زنده بودن برنامه و نیز هزینه-فایده کردنی کلی در این مورد است.

این شعار - که چندی است از زبان برخی از مدیران سازمان شنیده می شود - مبنی بر این که بهترین، پرمخاطب ترین و حرفه ای ترین برنامه، برنامه های تولیدی و ضبط شده اند در مورد برنامه های چالشی که در آن تضارب آراء و کنکاش در یک مساله ی چالشی موضوعیت دارد، مصداق نمی یابد؛ چه آن برنامه ورزشی باشد، چه سیاسی و چه فرهنگی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 
  facebook   twitter   بالاترين   مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیرکه عضوآن هستید ارسال کنید:  
O.R.W.I.   Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)