O.R.W.I.
Organization of Revolutionnary Workers of Iran (Rahe Kargar)
Organization of revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
چهارشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۷ برابر با ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۸
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
  جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ برابر با ۱۶ فوريه ۲۰۱۸  
    به یاد مقاومت حماسی اله قلی جهانگیری و همرزمانش

به یاد مقاومت حماسی الله قلی جهانگیری و همرزمانش

 

مختصری در باره مبارزات رفیق الله قلی جهانگيری و همرزمانش و بنیان های فکری گروه !

 

حیدر جهانگیری

 

۲۵ بهمن،یاد و خاطره زنده یاد الله قلی جهانگیری درهشوری و یارانش ،

فرزندان شجاع ایل و یاور دهقانان و محرومان را گرامی‌ می‌داریم.

 

که ای نیکبخت این نه شکل من است ولیکن قلم در کف دشمن است!

 

جمهوری اسلامی از همان اولین ساعت دست یابی به بدن بی جان اله قلی جهانگیری در 25 بهمن 62 تا به امروزتمام تلاش مستقیم و غیر مستقیم اش را بعمل آورده است تا از وی چهره ای ترسیم کرده و در میان مردم جا بیندازد که خود میخواست. از این روی اولین اقدام در این زمینه پس از صحنه نبرد تعویض لباس تن بی جان زنده یاد جهانگیری به لباسی ژنده در هیبت یک یاغی علارغم ریشی پرفسوری که با چنین پوشاکی ناهمخوان است و نیز شلیک به بدن بی جان وی بود تا شاید تصوبر شکست ناپذیری از مبارزی صادق و با وقار از وی در نزد توده ها را شکسته و مخدوش کند. زیرا یکی از مشخصه های زنده یاد اله قلی برای توده ها در هر شرایط خوش لباس و آراسته بودن وی و همرزمانش بود واز طرفی زنده یاد درآن جنگ نابرابر که نیروهای مقابلش از زمین و آسمان انواع سلاح درنبردی بیست ساعته بر وی و یارانش آتش گشوده بودند نه در اثر اثابت گلوله بلکه با قرص سیانور و پس از پایان مهماتش و به دست خود به زندگی سراسر مبارزاتی اش پایان داده بود. در تصویری که از زنده یاد جهانگیری در 25 بهمن هنگام پخش خبر آن واقعه در تلویزیون سراسری با حضور اسدالله لاجوردی منفور و سیف اللهی فرمانده سپاه در تلویزیون پخش شد ودقیقا پس از دست یابی دشمن به جنازه و در محل درگیر را نشان میداد زنده یاد شلواری جین و آورکتی سبز رنگ و پیراهنی چهارخانه با زمینیه فرمز بر تن و تبسمی برلب تکیه بر سنگ بدون اثری از جراحات نشان داده شد. این تصویر چندین مرتبه در طی آن مصاحبه نسبتا طولانی که لاجوردی در ان رجزخوانی میکرد به نمایش درآمد.

 

مختصری در باره مبارزات رفیق الله قلی جهانگيری و همرزمانش!

بدون ترديد الله قلی نقش اساسی را در شکل گيری جنبشی که موسوم به جنبش زحمتکشان یا گروه الله قلی و سازماندهی مستقل مبارزات زحمتکشان ، دهقانان و کوچ نشیان و دانشجویان منطقه ايفا کرده است . اين نقش بر زمينه سوابق مبارزات طولانی وی از دورانی دانش اموزی در دبیرستان و سپس دانشجویی روشنفکری وی در دانشگاه اصفهان و سازماندهی دو اعتصاب بزرگ در زندانهای شاه در زندان اصفهان در سال 1353 و زندان عادل آباد 1355 شکل گرفت . نخستين اقدام سیاسی وی برگزاری مراسم بزرگداشت محمدمصدق در شهرضا در سال 1345 و سپس در تابستان ۴۶ که زنده یاد الله قلی طی سخرانی ای در يک گردهمايی محلی به افشای نقش شاه و سيستم سرمايه داری وابسته در تحميل زندگی دردآور به زحمتکشان شهر و روستاهای و نیزمنطقه و مسئوليت رژيم در گسترش فقر می پردازد. اين امر موجب تمرکز ساواک و انتظامات قشقايی در منطقه گرديد و رفيق و مبارزان منطقه تحت پيگرد نيروهای سرکوبگر شاه قرار ميگيرند. الله قلی و رفقايش از همان ابتدا تلاش ميکنند جنبش زحمتکشان منطقه را در پيوند با مبارزات سراسری مردم ايران عليه رژيم کودتایی و وابسته شاه قرار دهند و از آنجا که در اواخر دهه ۵۰ جنبش دانشجويی و سپس مبارزات مسلحانه سازمانهای چريکی از آسیای جنوب شرقی و آفریقا و امریکای لاتین و اروپا اشکال عمده سازمانی مبارزات ضد رژيمی بودند این حرکت نیز وسيعا با اين مبارزات پيوند خوردند و در آن شرکت کردند. کوشش برای آشنا کردن روشنفکرين محلی و کارگران و دهقانان با ايده های انقلابی رايج در محافل دانشجويی و چريکی ، ترسيم مرز روشن بين مبارزات عشاير و دهقانان و اختلافات سران عشاير با رژيم شاه ، افشاء زدوبندهای خوانين وابسته محلی با رژيم و محافل امپرياليستی ، ترويج افکار سوسياليستی و ضرورت پيوند مبارزه زحمتکشان و دهقانان با مبارزه برای سوسياليسم از ويژگی های برجسته زنده یاد الله قلی و همرزمانش بود نقش برجسته گروه در سازمانگری اعتراضات محلی ، آتش مبارزات دهقانانی گسترده ای را در منطقه برافروخت . سازماندهی مبارزات و دهقانان در وردشت سميرم در اوايل سالهای ۵۰ از جمله فعاليتهای درخشان گروه در آن دوره است . پايه وسيع توده ای اين جنبش موجب شده که عليرغم اتحاد فشرده ارتجاع و همکاری ملاکين ، خوانين ، ژاندارمری و ساواک ، و عمليات وسيع برای سرکوب جنبش رژيم و متحدانش موفق نشدند که دهقانان را کاملا به عقب نشينی وادارند و تا سرنگونی رژيم سلطنت ، هر تابستان و هر پائيز بهنگام برداشت و کشت روستائيان و دهقانان زحمتکش با چنگ و دندان و با دست خالی به مقابله با ساواک ، ژاندارمری و ملاکین منطقه بر خاسته و از حق خود بر حاصل زحمات خويش به دفاع بپرداند. در عين حال گسترش مبارزات مسلحانه انقلابی در سراسرجهان وايران تاثير خود را در شيوه مبارزه گروه باقی گذارد و همزمان با مبارزات فوق ، الله قلی و همرزمانش تلاش کردند هسته های مسلح را در ايل قشقايی و در ميان دهقانان زحمتکش منطقه برای دفاع از مبارزات خود سازمان دهند. نيروهای رژيم کودتایی پهلوی، این دست نشانده بیگانه که از پايگاه وسيع توده ای گروه هراسان بودند ، تمام منطقه را زير کنترل خود گرفته و با دستگيری بيش از دهها تن از گارگران ، دهقانان و روشنفکران منطقه و تمرکز نيروی ساواک و ژاندارمری در منطقه سعی در سرکوب جنبش محلی نمودند عليرغم تلاشهای وسيع نيروهای سرکوبگر رژيم ، جنبش از چنان حمايت وسيع توده ای برخوردار بود که بزودی اخبار ان به خارج از منطقه رسوخ کرد و حتی مرزهای ايران را درنورديد و در خارج وسيعا منعکس شد . عوامل ساواک و ژاندارمری برای سرکوب جنبش و دستگيری رهبران گروه ، کارگرگران دهقانان و عشاير محلی را بزور سرنيزه و تهدید به همکاری فراميخواندند و مقرر کردند که از هر خانواده دو تا پنج نفره يک نفر و از هر خانواده پنج نفر به بالا دو نفر الزاما بکمک نيروهای مزدور رژيم ارسال گردند تا ساواک و ژاندارمری و خانهای محلی در معيت آنها و تحت پوشش آنها به تعقيب و تفتيش محلی بپردازند و بويژه در پی دستگيری الله قلی و علی باز جانبازلو بودند۰ اين اقدامات خشم و نفرت مردم زحمتکش را بيش از پيش دامن زد و آنها را به حمايت قاطعانه از فرزندان دلاور خود برانگيخت ، بطوريکه رژيم تنها با استقرار کمينهای متعدد از نيروهای ژاندارمری که بالغ بر هزاران نفر ميگرديد، محاصره منطقه ای وسيع و بستن تمام راههای ارتباط با توده زحمتکش موفق به دستگيری رفقا گرديد. رژيم در هراس گسترش خشم و نفرت توده ای از اعدام رهبران گروه منصرف گرديد، تيمسار زندی که بعنوان ناظر در دادگاه حضور داشت درباب ضرورت لغوحکم اعدام الله قلی گفت : با نظر به وسعت عظيم اين مسئاله مطرح شدن آن در شهرها و مناطق وسيعی از ايران و طرفداری مردم بخشهايی از استانهای فارس ، اصفهان ، کهکيلويه و بويراحمد از اين حرکت و ..... مجموعه اين عوامل با اعدام او تحت تاثير قرار گرفته و مشتی از آنه را به طرف مبارزه قهرآميز ميکشاند.... . ( قابل توجه است که رهبران اصلی اين جنبش رفقا الله قلی و رفيق علی باز جانبازلو از خانواده زحمتکش انقلابی و روشنفکر که بدين طريق از دست رژيم دست نشانده پهلوی جان بدر بردند ، هر دو توسط مزدوران مامور رژيم اسلامی جان باختند. پس از دستگيری وسيع رهبران محلی جنبش و سرکوب گسترده مبارزه در سراسر کشور و چيرگی رژيم دست نشانده پهلوی در اواسط دهه پنجاه ، جنبش منطقه ضربات سنگينی خورد و مجبور به عقب نشينی شد . با برافروخته شدن نخستين جرقه های انقلاب بهمن و آزادی زندانیان سیاسی و ازجمله زنده یاد الله قلی، او و همرزمان وی به تجديد سازمان خود دست زده و به سازماندهی کارگران و زحمتکشان و کوچ نشینان استانهای فارس ، اصفهان ، کهکيلويه و بوير احمد پرداخت . گروه شرکت فعال زحمتکشان منطقه را در آزاد سازی شهرها و خلع سلاح پادگانها و مبارزه با رژيم پهلوی در جريان قيام بهمن سازمان داد. پس از پيروزی قيام در روستای ديزه جان مقر علنی خود بنام ستاد زحمتکشان را بنياد نهاد و با تبليغ و ترويج وسيع در ميان روستائيان و عشاير و سازماندادن مبارزات آنها علیه ستم طبقاتی ، هدايت مبارزات زحمتکشان منطقه را در دست گرفت . گروه از طريق برقراری ارتباط نزديک با جنبش فدائی و دیگر سازمانها و فعالین چپ و برابری طلب از يکسو و دفاع قاطع از مبارزات عادلانه خلق کرد از سوی ديگر ، تلاش کرد مبارزات زحمتکشان منطقه را با مبارزات سراسری در ايران پيوند دهد . رهبران گروه شخصا در جنگ شش روزه سنندج به ميدان رزم رفتند و همراه خلق کرد عليه سرکوبگران ضدانقلابی جنگيدند . در سراسر منطقه زير رهبری گروه شوراها ی دهقانی سازمان داده شد ، زمينهای بایر و چراگاههای ييلاق و قشلاق که هر ساله با تحمل هزينه های گزاف به دهقانان اجاره داده ميشد، توسط زحمتکشان تصرف شد . دهقانان مستقلا مسئوليت کشت ، داشت و برداشت را بر عهده گرفتند. گروه کوشش کرد انضباط کار در کشاورزی و قانونمندی های کار دسته جمعی را از طريق شوراها به زحمتکشان بياموزد. اين اقدامات زمينداران بزرگ ، خوانين مرتجع و عوامل رژيم را به همدستی ضدانقلابی عليه زحمتکشان و این جنبش واداشت . انان دست در دست يکديگر در صدد تدارک وسيعترين اقدامات برای سرکوب جنبش دهقانان و کوچ نشیان زحمتکش وفعالین منطقه برآمدند. ارتجاع در اين عمليات يکپارچه عمل ميکرد.. در تالستان سال ۵۸ اردوی خان که بمثابه بازوی تشکيلاتی و نظامی این اتحاد ارتجاعی وارد عمل شده بود ، ويلايتابستانی سرمايه دار معروف کاشفی در منطقه وردشت سميرم را مقر عمليات خود قرار داده و قصد درگيری با مردم و انحلال شوراهای دهقانی و باز پس گرفتن زمينها را داشت . دهقانان زحمتکش تحت رهبری مسئولين شوراها و با هدايت گروه رفيق الله قلی اردوی خان را محاصره کرده و اولتيماتوم دادند که اردو ظرف ۲۴ ساعت منطقه را ترک کند. انبوهی زحمتکشان عشاير و دهقانان که مصمم به دفاع از حقوق خويش بودند، چنان مرتجعين را هراسان کرد که با تعهد کتبی از منطقه گريختند پس از اين واقعه جسارت توده ها در مبارزه برعلیه ستم طبقاتی و برای دفاع از حقوق انسانی خود دوچندان شده و تحت هدايت گروه ادامه يافت. در پاييز ۵۸ بار ديگر اتحاد مرتجعین محلی و همدستانشان در حاکمیت با گردآوری نيرو گسترده و تجهيزات فراوان که از مدتها قبل در مناطق فارس و اصفهان اسکان و تدارک داده می شد به منطقه قشلاقی عشاير زحمتکش در مناطق ماهور و ميلاتون حمله برد . سازماندهی دفاع قهرمانانه زحمتکشان توسط گروه که از زن و مرد و کودک و جوان و حتی پيرمرهفتاد ساله به مقابله با اين تهاجم ضد انقلابی برآمدند چنان چشمگير بود که خاطره آن هرگز از اذهان توده های زحمتکش محو نخواهد شد . رهبران گروه خود فرماندهی عمليات دفاعی را بر عهده داشتند . مهاجمين با بجا گذاردن کشته و زخمی مفتضحانه پا به فرار گذاردند. فرمانده گروه زنده یاد الله قلی طی اين عمليات چند زخم سطحی برداشت . اين مبارزه قهرمانانه وسيعا در مطبوعات منعکس شد و حمايت کليه جريانهای انقلابی را برانگيخت . تظاهرات بخشی از کارگران ذوب آهن اصفهان ، تظاهرات مردم و نيروهای انقلابی در دانشگاه اصفهان و شهرهای اصفهان، نورآباد ممسنی ، شهرضا ، شيراز نشانه وسعت و اهميت جنبش زحمتکشان بود و به نوبه خود تاثير بسزايی در تقويت روحيه زحمتکشان و افشای عملکرد خوانين و مرتجعين حاکم که به حمايت از آنها عمل می کردند داشت رهبران گروه بويژه زنده یاد الله قلی که بر اهميت رابطه جنبش زحمتکشان منطقه با جنبش انقلابی در سراسر ايران واقف بودند و از تلاش مستمر در راه پيوند ايندو هرگز دست برنداشتنه بودند، در صدد جلب حمايت از جمله سازمان چريکهای فدايی خلق ، بمثابه بزرگترين سازمان سراسری برآمدند. اما سازمان چريکهای فدايی خلق در اسارت بينش و برنامه پوپوليستی خود قادر به موضع گيری صريح در برابر رژيم ضد انقلابی نبود. اختلافات داخلی آن، بحران در سازمان را در چشم انداز قرار می داد و جناح راست ( باند فرخ نگهدار ) که اکثريت کميته مرکزی سازمان را در اختيار داشتند، به تدارک توطئه برای غصب کل سازمان و هدايت جنبش طبق برنامه حزب توده و در حمايت از رژيم ضد انقلابی مشغول بود. در چنين شرايطی ، رهبری راست اين سازمان بر گروه و رفیق الله قلی فشار می آورد تا به دنباله روی از برنامه حزب توده عقب نشينی کنند . رهبری راست به تبعيت ازتحليل های حزب توده ، جنبش زحمتکشان منطقه عليه ستم طبقاتی و زمينداران بزرگ و روحانيت حامی آنها را، آشوبهايی تلقی می کرد که در راه مبارزه ضد امپرياليستی امام خمينی اخلال ايجاد می کرد . رهبری فدائیان با اتکاء بر امکانات گسترده تدارکاتی ، مالی و ارتباطی سازمان ، گروه رفيق را وادار به عقب نشينی کرده و انان منطقه را ترک کنند و به شهرها از جمله تهران بروند اما رهبران گروه از دی ماه تا فروردین پنجاه و نه را نه به تهران بلکه در کردستان و در کنار خلق کرد به مبارزه خود ادامه دادند. اين شرايط دست خوانين محلی و مرتجعين حامی آنها را برای تجاوز به حقوق کوچنشینان زحمتکش باز گذاشت . در زمستان سال ۵۸ در شرايط فقدان مقاومت و دوری رهبران فکری جنبش از منطقه ، مرتجعين به خانه ها و چادرهای زحمتکشان در منطقه ماهور در استان فارس حمله کرده و پس از غارت اموال مردم ، چادرها و خانه های آنها را به آتش کشيدند . با گسترش سياستهای سرکوبگرانه رژيم و اقدامات ضد انقلابی آن عليه آزادی و دموکراسی و حقوق مردم زحمتکش و با وصول اخبار تجاوز و قتل و غارت اموال روستائيان و عشاير محروم توسط خوانين و مرتجعين حامی آنها ، رهبری گروه برغم سياستهای خائنانه رهبری راست سازمان فدايی و اعمال فشار آنها ، به منطقه بازگشتند تا دفاع مردم زحمتکش و ستمديده را سازمان دهند . انشعاب در سازمان چريکهای فدايی خلق در اين هنگام و شيوه های توطئه گرانه رهبری اکثريت برای جلب محافل فدايی ضربه ديگری بود بر کمرجنبش منطقه بود. بسياری از روشنفکران نا آگاه محلی که از چگونگی فعل و انفعالات درون اين سازمان و مباحث مطروحه در آن بی خبر بودند بدنبال اکثريت رفتند . رهبری گروه ، بويژه الله قلی ، علی بازجانبازلو و مهين جهانگيری در صدد دفاع از جنبش زحمتکش منطقه خود و کارگران و زحمتکشان سراسر ايران برآمده و با دفاع قاطع از جنبش زحمتکشان منطقه ، مرز روشنی با خط تسليم و خيانت ترسيم نمودند . آنها با خلع سلاح و تحويل اسلحه به رژيم بشدت مقابله کردند و برغم سياست تسليم طلبانه رهبران راست فدايی ، دهقانان و دیگرزحمتکشان را متشکل نموده و در اواخر تابستان ۵۹ به تلافی قتل و غارت و تجاوز زمستان ۵۸ به اقدام تلافی جویانه بر علیه خوانين محلی پرداختند . پاسداران سرمايه در حمايت از حريم مالکيت خوانين ده ها تن از پيشروان جنبش را از ميان کارگران ، دهقانان ، عشاير و روشنفکران انقلابی دستگير کردند. رهبران گروه در جهت تعميق مرزبندی خود با بینش راست در سازمانهای عمده چپ ، در صدد طرد ديدگاههای رفرميستی و سازشکارانه آنها برآمدند و در زمينه راه رشد غير سرمايه داری ضرورت رهبری طبقه کارگر بر جنبش انقلابی در سطح ملی ، دفاع از حق خلقها بر تعيين سرنوشت خويش ، ضرورت دفاع از آزاديهای دمکراتيک و مقابله با اقدامات ضد دمکراتيک رژيم ، حقوق ا‌نسانی و اجتماعی زنان و ..... به نفی ديدگاههای رفرميستی و تسليم طلبانه آنها پرداختند . رفيق علی باز جانبازلو که در هدايت بحثها نقش موثری ايفاء می کرد ، در عين حال از مقر زحمتکشان در روستای ديزجان همراه ساير رفقای رهبری گروه ، هدايت مقاومت حق طلبانه زحمتکشان و روستائيان را بر عهده داشت . همزمان با دستگيری وسيع رهبران جنبش ، خوانين محلی و پاسداران حامی آنها مقدمات توطئه ای برای حمله به مقر گروه را تدارک می بينند و در شهريور سال ۵۹ ، صدها پاسدار بهمراه اوباش محلی مزدور و خوانين به مقر ستاد انقلابی زحمتکشان ، در روستای ديزجان حمله برده و رفيق علی باز جانبازلو را که بدون سلاح در حال عبور بود ، به قتل می رسانند. تلاشهای رهبری جریانات رفرمیستی روشنفکری برای متلاشی کردن جنبش از درون، دستگيری وسيع رهبران محلی و تجاوز به مقر زحمتکشان و شهادت رفيق علی باز ، سرکوب وسيع حقوق و آزاديهای دمکراتيک در سراسر کشور مقاومت توده ای را در منطقه بشدت زیر ضرب برد. حوادث خرداد ۶۰ و سرکوب آشکار دستاوردهای انقلابی پس از آن ، جنبش منطقه را در محاصره کامل قرار می دهد . رفیق الله قلی ، در سخنرانی ای که به مناسبت سالگرد جانباختن رفيق علی باز جانبازلو در شهريور ۶۰ ايرادمی کند ، اقدامات ضد انقلابی و ضد دمکراتيک رژيم را بشدت محکوم کرده و اعلام می نمايد تنها راه رهايی زحمتکشان ايران ، گردآمدن حول حزب طبقه کارگر، تشکيل جبهه گسترده انقلابی برای کسب دمکراسی ، سازماندهی مبارزات کارگران و زحمتکشان و پايان دادن به سرمايه داری و کسب قدرت سياسی توسط کارگران است و بدين ترتيب در پيام بزرگ خويش راه ادامه مبارزه وظايف گروه را بروشنی مشخص ميکند نيروهای فاشيستی رژيم در سيزدهم شهريور ۱۳۶۰ حمله ای راکه از مدتها قبل تدارک می ديدند آغاز کردند و با ارسال هزاران پاسدار و مزدور از نيروهای سپاه پاسداران اصفهان ، گلپايگان ، نجف آباد ، بروجن ، شهرکرد و سميرم ، منطقه وردشت سميرم را محاصره کرده و در حين پيشروی رهبران محلی جنبش را دستگير کرده و به اسارت می گيرند . بخشی از رهبری گروه که اين محاصره سنگين را با حمايت توده های زحمتکش و دهقانان شکست ، تحت هدايت رفيق الله قلی ، در شرايط سخت پس از تهاجم و پيگرد شديد پاسداران رژيم به سازماندهی مجدد مقاومت زحمتکشان و توده های مردمی مناطق استان فارس ، اصفهان ، کهکيلويه و بويراحمد پرداخته و برای جلب سازمانهای انقلابی به حمايت از اين مبارزه و برقراری ارتباط نزديک با آنها تلاش ورزيد . اما سرکوب فاشيستی و عدم آمادگی سازمانهای سیاسی انقلابی برای مقابله با آنان ، اين ارتباط را به حداقل رسانده بود. رهبران گروه در محاصره کامل تنها مانده و بطور متحرک در کوههای فارس ، اصفهان ، بويراحمد و چهارمحال بختياری به مقاومت ادامه ميدادند. سازمانهای چپ انقلابی بشدت تضعيف شده و قادر به کمک نبودند و تنها تعدادی از اعضای انان به گروه پناه اوردند. گروهی از سازمان مجاهدین که عمدتا از زندان کازرون گریخته بودند خود را به گروه رسانده و از این طریق تعدادی از اعضا و هواداران این سازمان برای همکاری به منطقه فرستاده می شوند اما همکاری با سازمان مجاهدين نيز به دليل مشی جدا از توده و مبارزه مسلحانه زودرس که مورد موافقت رهبران گروه قرار نداشت ، بی اثر بود و بزودی مجاهدين که حاضر به تبعيت از شيوه سازماندهی توده ای گروه نبودند، منطقه را ترک کرده و گروه را تنها گذاردند در ارديبهشت سال ۶۲ مزدوران رژيم محل استقرار رهبران گروه در کوههای فارس را محاصره کرده و بزير آتش ميگيرند ، رهبران گروه محاصره را شکسته و مرکز استقرار خود را در استان اصفهان قرار ميدهند . رژيم به کمک مزدوران و خائنين تواب در زندان به محل استقرار رهبران گروه دست يافته و با گردآوری نيروی عظيمی از مناطق مختلف کشور ، متشکل از نيروهای ضربت اوين به سرپرستی لاجوردی جنايتکار ، گروههای ضربت اصفهان ، شهرضا ، شيراز ، گروه ويژه عشاير و نيروهای پادگان قدير و هوانيروز اصفهان ، منطقه استقرار رهبران گروه را محاصره ميکنند۰ در اين عمليات رژيم از تمامی امکانات خود از هليکوپتر گرفته تا بمب و راکت استفاده ميکند . عمليات غروب ۲۴ بهمن آغاز ميشود و تا پنج عصر روز ۲۵ بهمن ادامه می يابد . رهبران دلاور گروه با امکانات ناچيز ولی با ايمان و اراده ای قوی تا آخرين گلوله در برابر مزدوران رژيم مقاومت ميکنند و پس از اتمام گلوله هايشان با قرص سيانورخودکشی ميکنند. مزدوران حيوان صفت ولايت فقيه پيکر شش جانباخته دلاور را که تا آخرين قطره خون و تا آخرين گلوله در راه آرمان زحمتکشان جنگيده بودند همراه مجروحين به اصفهان منتقل کردند . پيکر سردار کبير رفيق الله قلی جهانگيری را در شهرهای اصفهان ، شيراز، شهرضا، سميرم، نورآباد ممسنی و روستاهای منطقه وردشت گردانيده و مردم را به تماشا دعوت کردند . برای اطمينان خاطر خوانين و ملاکين و سرمايه داران منطقه آنها را برای شناسايی جسد وشهادت فرا خواندند. مردم زحمتکش که از مشاهده پيکر فرزند دلاور خود افسرده و خشمگين شده بودند، بشدت به اعمال کثيف رژيم و مزدورانش اعتراض ميکنند. رژيم تبليغات وسيعی جهت تضعيف روحيه مردم و پايان يافته وانمود کردن کار گروه براه مياندازد ، برنامه تلويزيون سراسری را قطع کرده و خبر جانباختن رفقای رهبری گروه و عمليات مربوط به آنراپخش ميکند . لاجوردی جناينکار در مصاحبه راديو تلويزيون در عصر بيست و پنجم بهمن جنايت خود را پيروزی بزرگ برای نظام مينامد ، صانعی دادستان ضدانقلاب ، گروه را منحل و جنبش را پايان يافته وانمود ميکند و از اعضای دستگير نشده آن ميخواهد خود را به دادستانی معرفی کنند . اما عليرغم تلاشهای مذبوحانه رژيم و در مقابل چشمان حيرت زده مزدوران محلی ، جنبش ادامه مييابد و پس از شهادت رهبری گروه مردم منطقه هرگز دست از مبارزه نشسته و بازماندگان گروه دست به سازماندهی مقاومت اعتراضات توده ای ميزنند و حتی تلاشهايی برای مقاومت مسلحانه در برابر رژيم نشان ميدهند . تقلای رژيم برای اينکه ثابت کند گروه نابود شده و ديگر در منطقه خبری نخواهد بود ، نقش بر آب شده است و دستگيريهای پی درپی و شکنجه و آزار جوانان منطقه نشانه وحشت رژيم از تداوم راه گروه رفيق الله قلی و پايداری مبارزات زحمتکشان منطقه است . شهرهای اصفهان و مناطق محل اسکان زحمتکشان منطقه در سالهای اخير که از وحشتناک ترين دوره های ترور و خفقان تاريخ ايران بوده است ، از جمله مناطقی است که بالاترين سطح اعتراضات و مقاومت تودهای در برابر رژيم را نشان داده است . فرزندان زحمتکشان عشاير و روستاههای منطقه که در کارخانجات اطراف استخدام شده اند ، آتش تابناک مقاومت و مبارزه قهرمانانه زحمتکشان قشقايی و مناطق تحت رهبری گروه را به کارخانجات ميبرند. در روستاهای اطراف اصفهان ، سميرم ، شهرضا ، ممسنی ، کهگيلويه ، آتشی زير خشم فروخورده زحمتکشان پنهان است که در برخوردهای مداوم با عوامل رژيم زبانه ميکشد . بازماندگان این جنبش به تعهد خود در مقابل اين مردم زحمتکش و ستمديده وفادار است و يک لحظه از انجام وظايف خود در برابر اين مردم زحمتکش فروگزار نکرده و نخواهد کرد.

 

بنيان های اعتقادی گروه موسوم به گروه الله قلی جهانگيری

 

بنياد تشکيلات همرزمان زنده یاد الله قلی با دفاع عملی از مبارزات بر حق کارگران و زحمتکشان شهر و روستا و عشاير زحمتکش منطقه شکل گرفت .بنيانگزاران گروه طی ساليان دراز و مبارزه ای پر فراز و نشيب ، خط و مرزهای روشنی برای مبارزه ترسيم نمودند که بر اعتقاد بی خدشه بر اصول زيرين استوار است؛

 

ضرورت پيوند مبارزات زحمتکشان منطقه با جنبش سراسری طبقه کارگر،

 

رفیق الله قلی و همرزمانش به شهادت تاريخ و به سهم خويش تمام تلاش خود را در راه انجام اين مسئوليت بعمل آورده است . در فراز و نشيب مبارزه تابناک مردم منطقه ، اين ضرورت بيش از پيش خود را نمايانده است. جنبش زحمتکشان منطقه با گستردش انقلاب ۵۷ بود که بشدت شکوفا شد و با سرکوب سراسری پس از سال ۶۰ بود که در محاصره قرار گرفت ، بهمين ترتيب همه انحرافات جنبش سراسری در جنبش منطقه منعکس شد و ضربات سنگين بر آن وارد کرد. ضرورت مبارزه قاطع با ملاکين ، سرمايه داران و خوانين محلی که عليرغم خرده اختلافات با رژيم های آريامهری و فقاهتی، خود به مکيدن خون عشاير و روستائيان محروم مشغول بوده اند. حفظ استقلال مبارزه انقلابی و بر حق زحمتکشان و طرد نفوذ مرتجعين محلی و رؤسای ايل از برجسته ترين مشخصات فعاليت گروه بوده است و براستی گروه بنحوی شايسته موفق شده است نفوذ رؤسای مرتجع ايل و خوانين محلی را خنثی کرده و مبارزه ای عادلانه بر عليه جباران محلی و ستمگران حاکم را بطور همزمان در دوره های ستمشاهی و فقاهتی هدايت کند.

 

ضرورت مبارزه برای دمکراسی کامل سياسی

 

گروه با جانفشانی های بسيار مبارزه با استبداد سلطنتی شاه و استبداد مذهبی خمينی را پيش برده و تبليعات بورژوازی محلی در دوران شاه وجریانات راست را در دوران خمینی خنثی کرده است و بدون قيد و شرط از آزادی و حق حاکميت مردم ، از حق خلقها در تعين سرنوشت خويش ، از آزادی زنان و از دستاوردهای انقلاب دفاع نموده است .

 

ضرورت مبارزه با امپرياليسم به سرکردگی امپرياليسم آمريکا

 

رهيران گروه تلاش کرده اند دشمن بين المللی زحمتکشان ايران و نقش سيستم سرمايه داری جهانی ، نقش وابستگی سياسی و اقتصادی رژيم شاه به امپرياليسم ، رابطه مرتجعین محلی با محافل وابسته به امپرياليسم و ارتجاع بين المللی ، نقش وابستگی اقتصادی رژيم اسلامی را در تشديد استثمار خلقهای محروم ايران افشاء کنند ضرورت رهبری طبقه کارگر بر جنبش انقلابی بعنوان شرط پيروزی انقلاب. زنده یاد الله قلی در سخنرانی خود در دوم شهریور هزاروسیصدوشصت بمناسبت سالگرجانباختن رفيق علی باز تأکيد کرد حاکميت خلق در کشور بدون رهبری طبقه کارگر برقرار نخواهد شد و اعلام کرد هيچ نيرويی در جهان قادر نخواهد بود مانع دستيابی زحمتکشان ايران بدين هدف سترگ گردد .

 

ضرورت همبستگی بين المللی کارگران و زحمتکشان

 

دفاع از دستاوردهای مبارزات صدوپنجاه ساله کارگران و زحمتکشان جهان و در رأس آنها اردوگاه سوسياليستی موجود در ان زمان، يکی از پايه های بنيادی گروه و الله قلی بوده است .

ضرورت تشکيل حزب طبقه کارگ برای هدايت مبارزات مستقل کارگران بسوی کسب قدرت سياسی و سازماندهی کليه مبارزات انقلابی خلقهای زحمتکش ايران برای آزادی ، عدالت و استقلال در حول اين هدف ، اعتقادی بود که بتدريج با گسترش تجارب انقلاب بهمن و بويژه در جريان سازماندهی مبارزات اقشار زحمتکش پس از انقلاب ، و در جريان فرو پاشی تفکرات پوپوليستی ، فلج سياسی پوپوليسم انقلابی نما و جنايت پوپوليسم رفرميستی در گروه تحکيم شد تجارب پس از انفلاب بهمن و مرز بندی با جريانها و تاکتيکهای انحرافی رهبران گروه که خود کمونيست بودند پيوند با جنبش فدايی دهه پنجاه را تنها از جهت ضرورت پيوند جنبش زحمتکشان منطقه با جنبش سراسری و جنبش کمونيستی مطمح نظر قرار ميدادند. انقلاب بهمن ضعفها و انحرافات مشی مبارزات بدون پیوند مستقیم با توده های کار را به عيان هويدا کرد و آنرا به پشت صحنه تاريخ راند. گروه به سازماندهی مقاومت توده ای بر اساس خواستها و آمال زحمتکشان منطقه پرداخت . اما پس از حوادث ۳۰ خرداد و تلاش مجاهدين برای ارسال نيروهای خود به منطقه و منظم کردن جنبش زحمتکشان منطقه به عمليات شتابزده و مشی جدا از توده خودمسئاله مبارزه مسلحانه جدا از توده بار ديگر مطرح گرديد . اين بار درسهای انقلاب آويزه گوش رهبران گروه بود و بشدت با ترورهای انفرادی اقدامات شتابزده و فاقد هويت توده ای مخالفت کردند . تاکتيکهای نيروهای مجاهد که به منطقه آمده بودند بشدت در تناقض با خواستها و ظرفيت مبارزه زحمتکشان منطقه قرار داشت . از اينرو رفقای گروه و رفیق الله قلی ادامه همکاری را مشروط به تبعيت از تاکتيکهای مردمی گروه اعلام داشت که بر سازماندهی مقاومت توده های زحمتکش منطقه استوار بود. رفقای گروه معتقد بود که مبارزه مسلحانه يکی از اشکال مبارزه زحمتکشان عليه ارتجاع است و تنها بهنگامی صورت می پذيرد که شرايط ظرفيتهای نهان خفته در خلقی ستمديده و متحد را به فعل درمی آورد. تجارب مزبور به اين نظر در ما قطعيت بخشيد که تنها از طريق سازماندهی کارگران و زحمتکشان بر مبنای خواست ها و مطالبات واقعی خودشان است که ميتوان مبارزه را به مسيری هدفمند هدايت نموده ، قدرت سياسی دشمن را در هم شکست و حکومت اکثريت زحمتکشان را بدست خودشان مستقر کرد اعتقاد بی خدشه به پيوند کارگران و زحمتکشان جهان و ضرورت همبستگی با پرولتاريای جهانی در جنبش ما هميشه با تاکيد بر ضرورت دفاع از انقلاب در داخل کشور و ضرورت رهبری مزدبگیران برای پيروزی انقلاب زحمتکشان عليه سرمايداری و امپرياليسم همراه بوده است و همين امر بالقوه مرز بنيانهای اعتقادی گروه را از مبانی بينشی طيف راست در جبش چپ متمايز ميکرد. همين امر بود که مانع آن شد که در پايبندی توهم به مبارزات ضد امپرياليستی رژيم پس از انقلاب ،علارغم اینکه اکثريت سازمان فدايی ارتباطات گسترده ای با روشنفکران منطقه داشت، نتوانست گروه را بدنبال مشی انحلال طلبانه و خائنانه خود بکشاند و به نا کجا آبادی ببرد که خود رفت و دچار سرنوشت فضاحت باری کند که خود بدان دچار شد. اما با اينحال تجارب خونين پس از انقلاب لازم بود تا نفوذ اين مشی خيانت بار در منطقه بلکل ريشه کن و جنبش زحمتکشان و روستاهای منطقه برای هميشه از شر آن خلاص شود. عملکرد احزاب سیاسی مدعی در این منطقه از کشور البته جدا از عملکرد آن در سراسر کشور نبود. برمبنای اين تفسير رهبری اکثريت ، که بعلت پايه وسيع جنبش فدايی در سالهای اول انقلاب ، نفوذ گسترده ای در ایران و بلطبع منطقه داشت ، ابتدا بمثابه جناح راست سازمان فدايی در کميته مرکزی آن و سپس در سازمان اکثريت ، بر رهبری گروه فشار می آوارد تا درگيری های رژيم خمينی با سرمايداران و با دول امپرياليستی را ، مبارزه ضد امپرياليستی انقلابی بداند و فقيهان مرتجع را خرده بورژوازی مترقی ای بشمار آورد که در دوران جديد و تحت هژمونی پرولتاريای جهانی ، خودبخود دگم هايش سائيده خواهد شد و راه رشد غير سرمايه داری را پيش خواهد گرفت . رهبری مژبور از این جنبش ميخواست سرکوب آزاديها و بازپس گرفتن دستاوردهای انقلاب توسط فقهای مرتجع را بخاطر اين مبارزه ضد امپرياليستی ناديده بگيريم و از دفاع از حقوق زحمتکشان منطقه چشم بپوشد . آنها دفاع عادلانه مردم ما از دستاوردهای انقلاب را اعتشاش منطقه ای ميخواندند که با اخلال در مبارزه ضد امپرياليستی رژيم خصلت ارتجاعی بخود ميگيرد. آنها تبليغ و تلقين ميکردند که رهبری خمينی شايسته تر از ساير نيروها و نيز کمونيستها ، مبارزه ضد امپرياليستی عليه آمريکا را هدايت ميکند و از این جنبش ميخواستند که در اين جنبش ارتجاعی مستحيل شود و خود را منحل کند . آنها مداوما" در راه سازماندهی مقاومت مردم عليه سرمايه داران ، خوانين و ملاکين منطقه و حاميان حکومتی آنها توسط این جنبش کارشکنی کردند. عقب نشينی گروه و خروج رهبران آن از منطقه پس از مقاومت دليرانه رنجبران منطقه در پائيز ۵۸ که آوازه اش در سراسر ايران پيچيد، تحت فشار سازمان فدایی که متکی بر امکانات و ارتباطات وسيع در منطقه بود، صورت گرفت . همين امر باعث شد که رهبران گروه با هشياری عملا در صدد تعميق مرزبندی خود با سياست های منحرف کميته مرکزی سازمان فدائی برآيند.. در جريان تهاجمات وسيع مزدوران رژيم جمهوری اسلامی در سال 60 ، بخشی از نيروهای خائن اکثريت در کنار مزدوران رژيم قرار گرفتند و بخصوص پس از حمله در تمامی اقدامات ضد انقلابی رژيم ، در پاسگانها و مقرهای مزدوران و در گشت ها مشخصا" شرکت داشته و تبليغات وسيعی مبنی بر ضد انقلابی بودن گروه براه انداخته و از مردم منطقه برای همکاری با رژيم و لو دادن فرزندان دلاور خود دعوت بعمل می آورند. اگرچه اين خيانت ننگين ضربات سنگينی بر جنبش زحمتکشان منطقه و همانند جنبش سراسری کشور وارد کرد ، اما در عين حال راه نفوذ این طيف را در هر رنگ و لباسی در جنبش منطقه بست. . پوپوليسم انقلابی و فلج سياسی در برابر رژيم خمينی سازمان های انقلابی چپ ايران ، اگرچه با رفرميسم خيانت پيشه اکثريت و حزب توده قاطعانه مرزبندی کرده و عليه اقدامات سرکوبگرانه رژيم مبارزه کردند، اما بايد اذعان کرد آنها نيز گرفتار اوهام پوپوليستی خود بودند و نتوانستند مبارزه مردم کشورمان را برای حفظ دستاوردهای انقلاب خود سازمان دهند و درست تا لحضه تهاجم وسيع رژيم اسلامی در خرداد ۶۰ از درک ماهيت رژيم غافل ماندند.اين سازمان ها نتوانستند درک کنند با غصب حکومت توسط مرتجعين مذهبی ،انقلاب ايران شکست خورده است و بايد از طريق سازمان دادن مقاومت توده ای برای دفاع از دستاوردهای انقلاب ، انقلاب ديگری را سازمان داد . در نتيجه برای مبارزه با اقدامات سرکوبگرانه هنگاميکه بالاخره بدرک اين مسئاله نايل آمدند، فاقد هرگونه امادگی و سازماندهی مناصب بوده درحقيقت قيام مسلحانه در شرايطی که مردم کشورمان بی دفاع و بدون وجود تشکل های نيرومند توده ای که بتواند نقش حفاظ برای دستاوردهای انقلاب را ياری کند ، زير فشار سرکوب لگدمال ميشدند، با اين حساب معلوم بود که این سازمان های مدعی چپ نميوانستند در مبارزه زحمتکشان منطقه نقش مهمی بازی کنند و هنگاميکه پس از سال ۶۰ جنبش مردم منطقه در محاصره رژيم قرار گرفت اثری از اين سازمان هم در منطقه باقی نماند. ما موظفيم به زحمتکشان توضيح دهيم که سازمانهای چپ به خواست و اراده خود منطقه را ترک نکردند ناتوانی و عدم پيگری روند قانونمند مبارزه طبقاتی در ذات بينش و روش پوپوليستی آنان نهفته بود و اين امر در بزنگاههای تاريخی است که خود را عريان به نمايش ميگذارد. پوپوليسم چپ در ايران بعد از انقلاب ، با ايجاد توهم نسبت به ماهيت مبارزه ضد امپرياليستس خمينی ، با توهم خود نسبت به توانايی خرده بورژوازر و خصلت متزلزل سياستهايش ، با بی اعتقادی به ضرورت سازماندهی دمکراسی در چارچوب تشکل های توده ای و سازمانهای اتحاديه ای ، با نفی ضرورت دفاع بی قيد وشرط از حقوق و آزاديهای دمکراتيک ، با بی اعتقادی به ضرورت سازماندهی مستقل پرولتاريا ، با بی اعتقادی بر ضرورت تدوين يک برنامه کارگری برای پيروزی انقلاب ايران و تدارک برای اجرای آن ، با فقدان بينش در مورد چگونگی ايجاد حزب طبقه کارگر ايران ، با دنباله روی خود از مبارزات خودبخودی ، با شيوه های آنارشيستی و سکتاريستی سازماندهی مبارزه و ...... بود که آب به آسياب حاکمیت ريخت و مردم ايران را در برابر تهاجم حساب شده خمينی و همدستانش به دستاوردهای انقلاب ايران و سرکوب وسيع زحمتکشان بی دفاع گذارد.

 
  facebook   twitter   بالاترين   مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیرکه عضوآن هستید ارسال کنید:  
O.R.W.I.   Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)