محمد
حسین، نشریه
جنبش كارگري
توضیح :
این مقاله در
تاریخ 87/1/15 نوشته
شده و در ان تاریخ
چند نكته
اشاره شده (
مثل مسئله
ازادی محمود
صالحی ،
وپایان بحران
كمیته
هماهنگی) تحقق
نیافته بود و
لذا توضیحاتی
وجود دارد كه
به آن زمان
مربوط می گردد
موقعیت کنونی جنبش کارگری
برای بررسی
افق جنبش
کارگری در سال
87 ضروری است
ابتدا نگاهی
به روند
مبارزه
طبقاتی در چند
ساله اخیر
داشته باشیم.
بدون نگاه
واقعی به موقعیت
جنبش
کارگری،قادر
نخواهیم بود
افق واقعی
آنرا ببینیم و
در نتیجه
تبیین ما از
افق جنبش کارگری
در آینده و
سال 87 به دور از
واقعیت خواهد بود.
پس از دو دهه
رکود وخفقان
شدید از سال 60
تا 87 ، جنبش
کارگری بار
دیگر به حرکت
درآمد و به صحنه
آمد. طی این
چند سال شاهد
دهها اعتصاب و
اعتراض
کارگری بوده
ایم. در نتیجه
این اعتراضات
و اعتصابات
زمین زیر پای
سرمایه داران
لرزید و از هر
امکانی
استفاده نمودند
تا بار دیگر
این جنبش را
به عقب
برانند. اما
دیگر دوران
سرکوبهای
سیاه دهه 60
سپری شده و نمی
توانند
روزانه دهها
نفر را قتل
عام کنند. مبارزه
طبقاتی به پیش
رفته و دست
آوردهایی داشته
است. پس از
مراسم سال83 در
سقز و تهاجم
به آن دور
جدیدی از
مبارزه برای
ایجاد تشکلهای
طبقاتی آغاز
شد و در جریان
این کشاکش طبقاتی
چندین کمیته
کارگری ایجاد
شد و فعالین جنبش
کارگری
بیشتری به
صحنه آمدند.
کمیته پیگیری
... و کمیته
هماهنگی ...
اتحاد کمیته
های کارگری،
شکل گرفتند و
سندیکای شرکت
واحد بدون
مجوز موجودیت
خود را اعلام
نمود و اعتصاب
بزرگی را در
تهران انجام
داد. تعدادی
چهره های علنی
و نیمه علنی
فعالین
کارگری به
صحنه آمدند و
مراسم روز
جهانی کارگر
از خانه ها
بیرون آمد و
در خیابانها
برگزار گردید.
شکل گیری شورای
همکاری
تشکلها و
فعالین
کارگری یکی
دیگر از دست
آوردهای جنبش
کارگری در این
دوران بود.
تعداد
اعتصابات
کارگری و
اعتراضات خیابانی
آنها در این
چند سال رشد
قابل توجهی
داشته و چند
گام حکومت
سرمایه داران
را به عقب راند.
کارگران
نیشکر هفت تپه
پس از اعتصاب
بزرگشان تلاش
نمودند تا
سندیکای خود
را ایجاد
نمایند،که با
بازداشت
نمایندگانشان
روبرو شدند.
همه اینها
بیانگر رشد
تضادهای
طبقاتی است،اما
ضروری است
ببینیم
پیشروی جنبش
کارگری به چه
مدارجی رسیده
و در چه
موقعیتی قرار
داریم. آیا در
دوران اعتلای
انقلابی
هستیم؟آیا
توازن قوا به
ما اجازه می
دهد تا
تاکتیکهای تعرضی
را در دستور
کار قرار
دهیم؟آیا سطح
مبارزه
کارگران از
مدار سرمایه
داری فراتر
رفته؟چه
درصدی از
کارگران وارد
مبارزه عملی
وسیعی شده
اند؟و
بالاخره آیا
طبقه کارگر در
تمام جبهه ها
وارد نبرد با
سرمایه داری
شده است؟
مبارزه
کارگران را از
چند جنبه باید
مورد بررسی
قرار دهیم.
اولا بیشتر
مبارزات
کارگران در چند
سال گذشته در
ارتباط با
دستمزدهای
معوقه و یا
تعطیلی
کارخانه ها
بوده است.
البته نباید
فراموش
نماییم که
مطالبه طبقه
کارگر همیشه
ریشه در بحران
سرمایه داری
دارد،اما شکل
بروز آن و
وسعت و دامنه
آن مسئله ای
بسیار با اهمیت
و تعیین کننده
است. یعنی اگر
همین دستمزدهای
معوقه و
تعطیلی
کارخانه ها در
بیشتر صنایع وجود
می داشت،
طبیعتا جنبشی
همه گیر و
سراسری بوقوع
می پیوست، اما
این وضعیت
اقتصادی سیستم
سرمایه داری
در ایران
نیست. به
عبارتی دیگر این
شکل از بحران
دامنگیر اکثر
صنایع نیست و
حکومت سرمایه
دارای ایران
به پشتوانه بودجه
نفتی، از بروز
چنین شکلی از
بحران در مقیاس
سراسری آن
جلوگیری کرده
است، اما به
هیچ وجه قادر
نبوده ونیست
تا در کارخانه
های تعطیل شده
و دارای بحران
مشکلات را حل
نماید. طی چند
سال گذشته
شاهد دهها
اعتراض،
تجمع، و بستن
جاده ها توسط
کارگرانی که
یا کارخانه
شان تعطیل شده
بوده و یا
دستمزدشان را
در یافت نکردند،بوده
ایم. در اکثر
موارد دولت
سرمایه دارای
ایران راه حلی
جز سرکوب برای
آن نداشته
است. بنابر
این دلارهای
نفتی یا در
جیب بزرگ
سرمایه داران
گم می شود یا
صرف هزینه های
سرسام آور
نظامی می گردد
و یا فقط تا
حدودی به سر پا
نگهداشتن
صنایع بزرگ و
مادر کمک کرده
است. هر چند
مبارزه طبقه
کارگر ایران
در چند سال گذشته
فقط به
کارخانه های
بحران زده
محدود نگردیده
و مبارزه برای
افزایش
دستمزد، برای
لغو قرار
دادهای موقت و
... نیز در جریان
بوده، اما این
مبارزات به
مراتب
نمودهای کمتری
به نسبت
کارخانه های
بحران زده
داشته است. بنا
بر این، در
میدان مبارزه
بخش کوچکتر
طبقه کارگر به
شکل گسترده و
وسیعی حضور
داشته و اکثریت
آن در صفوفی
عقبتر و با
بروزی
کمرنگتر حرکت
کرده اند. از
یکسو مبارزه
کل طبقه کارگر
در یک سطح
نبوده و از
سوی دیگر
مطالبات آن بیشتر
حول دریافت
دستمزدهای
معوقه دور زده
است. هر چند که
در جریان
مبارزات
کارگران و در
گیری هایی که
بوقوع پیوست،
مبارزات رنگ و
بوی سیاسی به
خودش گرفت و
اساسا همیشه
مطالبات
کارگران
چاشنی سیاسی
به همراه
دارد، اما این
به معنای یکی
دانستن نعل به
نعل مبارزه
اقتصادی و
سیاسی نیست.
مبارزه دارای
مدارج
متفاوتی است،
و در جریان
تکامل خود می
تواند شکل
سیاسی پیدا
کند. مبارزات
طبقه کارگر
هنوز مثل
انقلاب 57 به
مدارج
اعتصابات و
تظاهرات
سراسری نرسیده
و حول محور
مطالبات
ابتدایی طبقه
کارگر حرکت می
کند.
یک نکته
قابل تعمق
دیگر، مسئله
مبارزه پراکنده
و خودبخودی
جنبش کارگری
است. مبارزات
کارگران بدون
ارتباط و
تداوم صورت می
گیرد و بر این
مبنا دچار ضعف
و ناپیگیری
است. در جریان
اعتراض و
اعتصاب
کارگران یک
واحد صنعتی،
دیگر بخشها به
حمایت از آن
وارد کارزار
نمی گردند و
در نتیجه ضربه
پذیری آن افزایش
می یابد. از
سوی دیگر چون
مبارزه کارگران
خود آگاه
نیست، تداوم
نمی یابد و
خود جوش و مقطعی
است. ما شاهد
تعداد زیادی
اعتصاب و اعتراض
کارگری بودیم
که بدون
ارتباط با هم
و بدون حمایت
از یکدیگر
تحقق یافتند و
این عدم
ارتباط جنبش
را دچار افت
نموده و در
سیر تکاملی آن
مانع ایجاد می
نماید. طبیعتا
آنچه می تواند
جنبش را از
این حالت
خودبخودی و
پراکندگی
بیرون
بیاورد،
متشکل شدنش
است. تلاشی که
طی چند سال
گذشته توسط
بخشهایی از
کارگران و فعالین
جنبش کارگری
پیگیری شده و
در مقابل نیز
با سرکوب
مواجه شده
است. هر چند
مبارزه برای
متشکل شدن خود
دست آورهای
زیادی تا کنون
داشته
است،اما به هر
شکل تا به حال
تحقق نیافته و
طبقه کارگر
همچنان طبقه
ای بی تشکل
است و این
مسئله شدیدا
بر روند
مبارزه طبقه
کارگر تاثیر
منفی می
گذارد. رابطه
مبارزه کارگران
با تشکل
طبقاتیشان ،
یک تاثیر
متقابل است. هر
چه کارگران
متشکلتر
شوند، می
توانند سیر مبارزات
و ارتباط بین
آنها را بیشتر
کنند و در نهایت
سرمایه داران
را به سرعت
عقب برانند.
اما مبارزه
خودبخودی یک
روند صعب و
طولانی است، که
چشم انداز
مبهمی در آن
وجود دارد. متشکل
شدن کارگران
نه تنها روند
مبارزه را تسریع
می نماید،
بلکه زمینه
بسیار مساعدی
برای آگاهی
سوسیالیستی
در کارگران
نیز هست.
مجموعه
واقعیتهای
ذکر شده ما را
به موضوع توازن
قوا می رساند،
به عبارتی
دیگر موقعیت
طبقه کارگر به
عنوان یک
نیروی
اجتماعی در
مقابل سرمایه،
هنوز به
مدارجی
نرسیده تا
بتواند دست به
تعرض بزند.
مبارزه بین
پرولتاریا و
بورژوازی دقیقا
همانند جنگی
است که باید
تمام جوانب ان
و در نهایت
توازن قوا را
محاسبه نمود.
باید دید چه
تعداد نیرو و
تا کجا در
شرایط حاضر در
مقابل سرمایه
داری مبارزه
می کنند. باید
همه امکانات ،
موقعیتها و
شرایط بررسی
شوند. تنها در
شرایطی که
کارگران از
یکدیگر حمایت
کنند و اکثریت
آنها در میدان
عملی مبارزه
باشند و مطالباتشان،
به مطالبات
سیاسی و وسیعی
رسیده باشد می
توان شرایط را
اعتلا دید و
تعرض را در دستور
کار قرار داد.
در واقع تعرض
و تدافع نه بر
اساس اراده
جریان سیاسی
خاصی ، بلکه بر
مبنای سیر
واقعی مبارزه
طبقاتی بوجود
می آید و
مطالبات طبقه
کارگری که به
میدان آمده یکی
از
پارامترهای
با اهمیت در
این رابطه
است. بنابر
این طبقه
کارگر در
موقعیتی قرار
ندارد تا
بتواند
تاکتیکهای
تعرضی در
دستور کارش
قرار دهد.
ممکن است این
سئوال پیش
بیاید که مگر
در سال 57 طبقه
کارگر متشکل
بود ؟ مگر سیر
تکاملی که من
در اینجا گفتم
را طی کرد؟
بله ممکن است
در شرایطی
جنبش کارگری
بدون تشکل
همانند سال 57
برآمد نماید و
یا ممکن است
جنبش کارگری
در یک فاصله
زمانی کوتاه و
تحت شرایط
خاصی مثل سال 57
وارد مدار
اعتلا و حتی
موقعیت
انقلابی شود،
اما همه اینها
دلیل بر این
نمی شوند که
ما وضعیت فعلی
جنبش کارگری و
عواملی که هر
یک به نوبه
خود می توانند
موثر باشند را
در نظر
نگیریم. اعتلا
یعنی شرایطی
که بخش قابل
توجهی از
کارگران با
مطالبات پیشرو
به میدان آمده
باشند ودست
بالا را در
مقابل حکومت
سرمایه داری
داشته باشند.
توده ها حاضر نباشند
مثل گذشته
زندگی کنند و
حاکمان نیز نتوانند
مثل گذشته
حکومت کنند.
تنها در چنان
شرایطی است که
طبقه کارگر در
موقعیت تعرض
قرار می گیرد
و دولت در
موضع ضعف
خواهد بود. اما
پس همه تغییر
و تحولاتی که
از سال 80 به بعد
بوجود آمده چه
تاثیری داشته
است؟ دهها
اعتصاب ، اعتراض
،راه بندان و
تجمع چه
تاثیری بجا
گذاشته؟و مگر
همینها را نمی
توان دال بر
اعتلای جنبش
کارگری
دانست؟
مبارزات
کارگران چه
برای مطالباتشان
و چه برای
ایجاد تشکل و....
همه در راستای
مبارزه ضد
سرمایه داری
هستند که
پیشروی جنبش
کارگری را
نشان می دهند.
اما موضوع بر
سر حدود این
پیشروی و
توازن قوا
است. بله
مبارزه طبقه
کارگر، باعث
گردیده فضای
رعب و وحشت و
سرکوب دو دهه
شکسته شود و
سرمایه داران
چند گام به
عقب رفته اند .
اما این بدان
معنا نیست که
در موضع ضعف و
شکست قرار دارند.
سرمايه داري
هنوز
ظرفیتهای
سرکوب و قدر قدرتی
را در خود
دارد، و به
زبان ساده
تیغش کند شده
و کمتر از قبل
برش دارد،اما
هنوز مي برد. در
واقع هر چند
جنبش به مرحله
اعتلا و تعرض
نرسیده است
اما در یک
روند رو به
اعتلا حرکت می
کند و طی چند
سال گذشته
پیشروی نموده
است.
تشکل های
کارگری در سال
87
آنچه در
اولویت
مبارزات
فعالین و
پیشروان جنبش
كارگری
همچنان باقی
خواهد ماند،
كمك به ایجاد
تشكل به نیروی
خود كارگران
در محیطهای كار
است. مبارزه
ای كه طی چند
سال گذشته
انجام شده و
با سركوب دولت
سرمایه داران
مواجه شده
است، طبیعتا
نه تنها ادامه
خواهد یافت
بلكه به دلیل
رشد تضادهای
طبقاتی وتا
حدودی متشكل
بودن پیشروان
جنبش كارگری
در كمیته های
كارگری
پیگیرانه تر و
جدی تر تداوم
خواهد یافت.
بسیار مشكل است
كه پیش بینی
نماییم تا چه
حدی جنبش كارگری
موفق خواهد شد
خودش را متشكل
نماید، اما قاطعانه
می توانییم
بگوییم شرایط
برای متشكل شدنش
از گذشته
فراهمتر است.
سیر مبارزه
طبقاتی این
ضرورت را
بیشتر از پیش
برجسته نموده
و مبارزه
كارگران شركت
واحد و نیشكر
هفت تپه نمونه
های بارزی از
این مسئله
اند. در این رابطه
هر چه فعالین
جنبش كارگری
دارای برنامه
و سازماندهی
بیشتری برای
متشكل نمودن
طبقه كارگر
باشند،امكان
متشكل شدن
كارگران
بیشتر خواهد
بود و چنانچه
بیشتر به
مسائل حاشیه
ای و گروهی
خود توجه كنند
كمتر قادر
خواهند بود به
این مسئله كمك
نمایند. هر
چند كه روند
مبارزه
طبقاتی تعیین
خواهد كرد كه
تا چه حد
كارگران می
توانند در
مقابل حكومت
سرمایه داران
پیشروی
نمایند، اما
در هر شرایطی
نقش فعالین و
نوع
برخوردشان را
نمی توان
نادیده گرفت.
باید در جریان
هر اعتراض و
اعتصاب
كارگری ضرورت
ایجاد تشكل را
بر جسته نمود
و در این
رابطه نمی
توان تابع
الگویی خاص
باشیم. بسته
به شرایط و ویژگی
های هر محیط
كارگری باید
تشكلی متانسب
با ان را در
دستور كار
قرار داد.
شورا،كمیته
كارگری،سندیكا
و ... هر یك می
توانند در
خدمت طبقه كارگر
قرار گیرند و
این مسئله نه
بر اساس
انتخاب ما
بلكه بسته به
شرایط و موقعیت
مبارزه بطور
كلی و با توجه
به شرایط خاص
هر محیط كاگری
باید برجسته
گردد.
ایجاد
تشكلها به
نیروی
كارگران می
تواند فقط به
یك محیط كاری
مشخص محدود
نگردد. یعنی
در بسیاری از
موارد فعالین
و پیشروان
كارگری قادر نیستند
در یك محیط
كاری تشكل خود
را ایجاد نمایند
و در واقع از
حمایت وسیع
كارگران بر
خوردار نیستند.اما
ممكن است
بتوانند با
دیگر
كارگرانی كه
در همین رشته
صنعتی در دیگر
كارخانه ها
مشغول بكار
هستند، تشكلی
را ایجاد
نمایند. مثلا
كارگران
پیشرو در
كارخانه های
متعدد
داروسازی می
توانند با
متحد شدن و
هماهنگی با
یكدیگر نیروی
خود را افزایش
دهند و تشكل
كارگران داروسازی
ها را ایجاد
نمایند. در
چند سال گذشته
ما شاهد
مبارزات
زیادی از جانب
كارگران صنایع
نساجی بودیم،
اعتصاب و تجمع
كارگران
نساجی های چیت
جهانشهر كرج،
نساجی قائم
شهر، پرریس كردستان
و ... اما با توجه
به سركوب و اخراجها
و سطح مبارزات
انها قادر به
ایجاد تشكل پایدار
و فراگیری
نشدند، اما
چنانچه
كارگران
پیشرویی كه در
این كارخانه
ها تلاش
نمودند تشكل
خود را ایجاد
نمایند با هم،
هم گام و متحد می
شدند، احتمال
ایجاد تشكل
كارگران نساج
به مراتب
زیادتر می شد
و ممكن بود
جامع عمل بپوشد.
در این رابطه
نقش فعالین
كارگری متشكل در
كمیته های
كارگری و
شورای همكاری
می تواند موثر
باشد. هر چند
انها در پاره
ای از موارد
با كارگرانی
كه اعتصاب و
اعتراض
نمودند
ارتباط گرفتند
و ضرورت ایجاد
تشكل كارگری
را برای انها
برجسته
نمودند، اما
با تو جه به
شرایط ، چون
تعداد
كارگرانی كه
اقدام به این
كار نمودند
معدود بود و
یا مورد تهدید
و سركوب قرار
گرفتند
نتوانستد
تشكل خود را
ایجاد نمایند،
اما اگر بین
همین تعداد
كارگران با
دیگر كارگران
پیشرو در
صنایع مشابه
ارتباط بر
قرار می شد
امكان ایجاد
تشكل كارگری
مشترك( مثلا
تشكل كارگران
نساجی ها )
بسیار زیاد می
شد. این نكته
ای بود كه ما
تا حدو دی از
ان غافل بودیم
و در سال 87 برای
آن می توانیم
مبارزه نمایم.
همانطور كه در
بالا تر اشاره
نمودم نمی
توان الگویی
واحد و یكسان
برای ایجاد
همه تشكلها در
نظر گرفت.
نباید تصور
نماییم كه حتما
باید تشكل در
یك محیط
كارگری ایجاد
گردد و سپس
آنها می
توانند با
دیگر كارگران
در صنایع هم
رشته خود متحد
شوند. شرایط
ویژه و
پلیسی در
ایران ما را
وادار می
نماید كه الگوها
و راههای
مختلفی را در
دستور كارمان
قرار دهیم.
اگر مثلا 10 نفر
در كارخانه
چیت كرج، و
همین تعداد در
كارخانه
نساجی قائم
شهر و نساجی
كردستان و
پرریس كه قادر
نبودند در
محیط كارخانه
خود تشكلشان
را برپا
نمایند در
صورت متحد شدن
می توانند
تشكل كارگران
نساجی ها را
ایجاد نمایند
و سپس كارگران
دیگر در محیط
كارشان را جذب
نمایند و باز
هم تاكید می
نمایم كه نقش
فعالین
كارگری متشكل
در كمیته های
كارگری در این
رابطه(جهت بر
قراری ارتباط
) می تواند
بسیار موثر و
تعیین كننده
باشد.
كمیته های
كارگری از
جمله شكلهای
دیگری است كه
می تواند
درمحیطهای
كار ایجاد
گردد. بسیاری از
كارگران
پیشرو تلاش می
نمایند تا
تشكل فرا گیری
در محیط كار
ایجاد
نمایند، اما
با موانعی كه
ذكر شد مواجه
هستند و تا
كنون موفق
نشدند تا به
هدف خود
برسند، آنها
می توانند حتی
با 3 نفر در محل
كار خود كمیته
كارگری ایجاد
نمایند، كه هم
در مبارزات
نقش فعالی
داشته باشند و
هم در راستای
ایجاد تشكل
فراگیر تری
فعالیت
نمایند. در
واقع یك كمیته
كارگری هر چند
هم كه كوچك
باشد در یك
محیط كار خود
نوعی از تشكل
است كه قابلیت
بال قوه تبدیل
شدن به تشكل
فراگیر و یا
كمك كردن به
آن را در خود
دارد. كمیته های
كارگری در
شرایط كنونی
یكی از قابل
دسترسی ترین
نوع تشكل
كارگری هستند
كه در محیطهای
كار و با
تعداد اندكی
از كارگران می
تواند ایجاد
گردد و در
خدمت
سازماندهی
مبارزه در
محیط كار و
ایجاد تشكل
فراگیر قرار
گیرد. در جنبش
كارگری و در
میان فعالین
این نوع از تشكل
كمتر شناخته و
بكار گرفته
شده است و
ضروری است
برای ان نیروی
بیشتری
گذاشته شود.
شوراهای
كارگری كه یكی
از عالی ترین
نوع تشكلهای
كارگری
هستند، در سطح
وسیع در شرایط
بر آمد جنبش و
بخصوص دوره
انقلاب شكل می
گیرند و حتی
قادرند قدرت
سیاسی را نیز
در دست گیرند.
هر چند كه
شوراهای
كارگران از هر
نوع تشكل دیگر
كارگری پیشرو
تر و كاملتر
است، اما شرایط
شكل گیری آن
فضای باز
سیاسی است كه
در دوره
انقلاب و یا
در برآمد وسیع
جنبش كارگری
ایجاد می
گردد. ضروری
است فضایی
ایجاد گردد تا
كارگران
بتوانند
نمایندگان
واقعی خود را
آزادانه در
محیط كار
انتخاب
نمایند و تحت
تاثیر هیچ
نیروی پلیسی
قرار نگیرند.
طبیعتا چنین رویكردی
لازمه اش
بوجود امدن
روحیه
انقلابی در
میان كارگران
است. هر چند كه
ما بنا به
شرایط و سطح
جنبش كارگری
نمی توانیم
شوراهای
كارگری را در
مقیاس سراسری
و واقعی آن
ایجاد نماییم
، اما در
مواردی خاص و
استثنایی این
امر ممكن می
شود و ارزش
زیادی دارد كه
نباید از آن
غافل شد. در
چند سال گذشته
بنا به تدافعی
بودن جنبش
كارگری
شوراها
نتوانسند
بوجود بیایند
ولی درمواردی
معدود
كارگران
توانستند نمایندگان
خود را انتخاب
نمایند و
شورای خود را هر
چند تحت فشار
ایجاد نمایند.
كارگران
تولید دارو و
چند كارخانه
دیگر از جمله
مواردی بودند
كه طی چند سال
گذشته این امر
را تحقق بخشیدند
و آنرا به دست
آورد جنبش
كارگری تبدیل
نمودند. در
مواردی
كارگران با
انتخاب
نمایندگان واقعی
خود( مثل
كارخانه
نیشكر هفت
تپه) هر چند كه
نام شورا برآن
نگذاشتند اما
در عمل این
نمایندگان
رهبری
مبارزات و
مذاكرات را در
دست داشتند و
نمایندگی
آنها تداوم
داشته و این
خود نوعی هر
چند ضعیف از
شوراهای
كارگری است.
ما می توانیم
در جریان
مبارزات در
محیط كارمان ،
نمایندگانمان
را انتخاب و
با حمایت كارگران
نقش آنها را
فراتر از
نمایندگانی
موقت و كم
اختیار ببریم.
هر چند رژیم
سرمایه داران
همیشه
نمایندگان
كارگران را
مورد تعرض و سركوب
قرار می دهد،
اما با
قدرتمند شدن
كارگران و
ایجاد
ضمانتهای
حمایتی از
جانب آنها می
توان در مقابل
این تهاجم
ایستادگی
نمود. اگر ما
قادر باشیم با
انتخاب
نمایندگانمان
در محیطهای
كار و یا در
جریان یك
اعتراض
كارگری نقش
آنها را پررنگ
و ادامه دار
نماییم، در
واقع قادر شده
ایم شورایی را
بوجود
بیاوریم كه در
آینده می
تواند نقش به
مراتب بیشتر
از آنچه الان
به عهده دارد،
را بدوش
بگیرد. هر چند
كه این شكل از
شوراها بر
مبنای سطح
جنبش كارگری
در شرایط
كنونی قادر
نیستند
مطالبات سیاسی
و یا مطالبات
همه جانبه ای
را مطرح
نمایند، اما
به هر شكل به
نوعی مبارزات
كارگران را
سازماندهی و
رهبری می
نمایند. باید
سعی نماییم در
جریان انتخاب
نمایندگانمان
در محیط كار
ضمانتهایی را
بین كارگران
برای حمایت در
صورت تعرض
بكار ببریم.
نباید سرمايه
داري به راحتی
و هر زمان كه
خواست بتواند
نمایندگانمان
را بازداشت و
یا مورد پیگرد
قرار دهد. یكی
از اشكال
ایجاد این
ضمانت می
تواند توسط
خود نمایندگان
ایجاد شود و
با مشروط
نمودن
نمایندگیشان
به حمایت
كارگران در
صورت بازداشت
و پیگرد می
تواند تحقق
یابد.
سندیكای
شركت واحد
با ایجاد
سندیكای شركت
واحد توسط
كارگران بدون مجوز
از دولت و
مبارزات
واعتصابشان
الگویی دیگر
برای ما
كارگران
بوجود آمد، تا
در هر جای ممكن
از آن استفاده
نماییم .
تشكیلات
سندیكایی
كارگران شركت
واحد در همان
سال اول از
الگوهای
رفرمیستی
فاصله گرفت و
هم برای رسمیت
خود و هم در
راستای
مطالبه
افزایش
دستمزد اقدام
به مبارزه ای
رادیكال نمود
و هر چند با
سركوب شدید
مواجه شد، اما
به دیگر هم
طبقه ایها یشان
نشان دادند كه
می توان به
نیروی خود
تشكیلات ساخت
و برای
مطالبات
مبارزه نمود.
رویكرد سندیكای
شركت واحد در
تاریخ مبارزه
طبقاتی ایران
ثبت شده و
رهنمون عملی
برای ما خواهد
بود. هر چند
دستگاه سركوب
بسیاری از
رانند ه های
شركت واحد را
وادار به
جداشدن از
سندیكا نمودند
اما این
سندیكا
همچنان پابر
جا است و در هر
موقعیت دیگری
می تواند
مجددا بر امد
نماید.
با گذشت
زمان موضع
گیری های اخیر
منصور اسانلو
در تناقض با
مبارزه
رادیكال
سندیكای شركت
واحد قرار
گرفت. ابتدا
با حمایت از
سه جانبه
گرایی برای
تعیین
دستمزدها ،
عملا سیستم
كاملا
نابرابر
تعیین دستمزد
( كمیسیونی متشكل
از، یك
نماینده از
جانب
كارفرما، یك
نماینده از
جانب
كارفرمای
بزرگ یعنی
دولت، ویك نماینده
دروغین از
جانب كارگران
- نماینده شورا
های اسلامی
كارخانه ها- )
را پذیرفت.
اخیرا نیز با
مصاحبه ای كه
در زندان با
سایت نوروز انجام
داده( كه
البته
امیدوارم
واقعی نباشد )
شركت در
انتخابات
مجلس اسلامی
را توصیه نمود
و راه نجات
مملكت را رای
دادن به دوم
خردادی ها
دانست. البته
در مقابل آقای
شهابی دیگر
عضو هیئت
مدیره شركت
واحد ، در یك
موضعگیری اصولی
و رادیكال در
مقابل این
مصاحبه اظهار
نظر نمود و
نشان داد كه
جناح كارگری و
رادیكال در
سندیكای شركت
واحد هنوز
وجود دارد. در
نهایت طبیعی
است كه این
تناقض در
سندیكای شركت
واحد، تداوم و
تكامل خواهد
یافت و فعالین
رادیكال جنبش
كارگری در
سندیكای شركت
واحد نباید
همه دست
اوردهای این
تشكل و در
واقع جنبش
كارگری را
كنار بگذارند
وراه
رفرمیستی
احیا گران
سندیكا ها را
پی بگیرند.
سندیكای شركت
واحد تا كنون
با مبارزه
برای ایجاد
تشكل بدون
مجوز و به
نیروی خود
كارگران و با
اعتصابی كه
اكثر كارگران
را تحت تاثیر
قرار داده
شناخته شده، و
ما امیدواریم
از این پس نیز
با چنین رویكردهایی
شناخته شود كه
می تواند در
خدمت پیشروی
جنبش كارگری
باشد.
اما ما
فعالین جنبش
كارگری نمی
توانیم نسبت به
تناقض بوجود امده
در سندیكای
شركت واحد بی
تفاوت باشیم و
ضروری است در
حد توانمان
رادیكالیسم
آنرا تقویت
نماییم و در
مقابل
رفرمیسم ان
باید نقد های
روشنگرانه ای
انجام دهیم .
فعالین
سندیكای شركت
واحد باید
بدانند كه
موقعیت و
موضعگیری های
انها در سطح
جنبش در حد
خود موثر است
و نمی توان
نسبت به ان بی
تفاوت بود.
كمیته های
فعالین
كارگری
طی سه سال
گذشته نقش
كمیته های
فعالین
كارگری بیشتر
شده و تغییر و
تحولاتی در
روند فعالیت انها
بوجود امده
است. رشد
مبارزه
طبقاتی باعث شد
تا فعالین
جنبش كارگری
نیز بتوانند
خود را متشكل
نمایند و نقش
بیشتری در
جنبش كارگری
ایفا نمایند.
گرایش راست و
رفرمیستی كه
در قالب احیا
گران سندیكا
ها در حاشیه
جنبش كارگری
ایجاد شده
بود، با رشد
كمیته های
كارگری بیش از
پیش به حاشیه
رفت و نتوانست
نقش مهمی در
جنبش كارگری
ایفا نماید.
رویكرد كمیته
پیگیری.... كه با
تقاضا از اداره
كار برای
برسمیت
شناختن خود
شروع شده بود،
و رویكردی
راست در مقابل
ایجاد
تشكلهای كارگری
به نیروی خود
كارگران داشت
به سرعت كنار
زده شد. ایجاد
اتحاد كمیته
های كارگری و
كمیته هماهنگی
... نقش كمیته ها
را در روند
جنبش كارگری
بیشتر نمود.
كمیته پیگیری
در ابتدای
حركتش هر چند
رویكرد راست
را كنار زد
اما وجه مشخصه
دیگرش رویكرد
انحصاری و
سكتاریستی شد كه
نمی توانست
همه فعالین
جنبش كارگری
را در خود جای
دهد. در
ابتدای راه
این كمیته با
نوع بر خوردش
بسیاری از
فعالین
كارگری را از
خود راند و
نتوانست ظرفی
برای همه
رادیكالهای
جنبش كارگری
باشد. اما این
رویكرد هم
ثابت نماند و
با تغییر و
تحولاتی كه در
آن بوجود آمد،
بسیاری از
عناصر
سكتاریست از
این كمیته
خارج شدند و
در نتیجه در
موقعیتی بهتر
از قبل قرار گرفت.
از جمله شركت
كمیته پیگیری
... در شورای همكاری
... یك گام به جلو
در این راستا
بود. اما
كمیته پیگیری
در شرایط
كنونی تنها
ظرفی است كه
حد اكثر می
تواند در
راستای اتحاد
عمل با دیگر
فعالین جنبش
كارگری گام بر
دارد و نه
بیشتر از آن و
این یك نقطه
ضعف این كمیته
و مانعی برای
پیشرویش
محسوب می
گردد. كمیته
پیگیری بنا به
ملاحظات و چار
چوب نوشته
نشده ای كه
دارد قادر
نیست ظرفی
برای اكثریت
فعالین جنبش
كارگری باشد و
بیشتر
فعالینی خاص و
محدود را در
بر می گیرد.
كمیته پیگیری
هر چند به
عنوان یك
كمیته در خدمت
جنبش كارگری
است، اما فقط
در حد یك
كمیته باقی می
ماند و چشم
انداز تبدیل
شدن به تشكلی
فراگیرو پیوستن
به دیگر
تشكلها را در
خود ندارد.
كمیته هماهنگی ... كه در مدت كوتاهی پس از تشكیل، تعداد اعضای آن به چند برابر دیگر كمیته ها رسید وهدفش كمك به ایجاد تشكلهای كارگری به نیروی خود كارگران بود،به سرعت دچار بحرانی شد كه بیش از یك سال است شدیدا با آن دست به گریبان است. رویكرد دو گرایش درون كمیته هماهنگی هر چند بطور موقت مانع پیشروی این كمیته در راستای هدفش شد، اما مباحث علنی فعالین ان و دیگر فعالین جنبش كارگری در ارتباط با تشكل ضد سرمایه داری، موضوعات بسیاری را آشكار نمود كه در نهایت گام بزرگی در پیشروی جنبش كارگری به حساب می آیند. گرایش حكیمی كه مبارزه ضد سرمایه داری را مساوی با جنبش خودبخودی و در تقابل با احزاب سیاسی می دید طی یك پروسه مبارزه نظری بین فعالین جنبش كارگری كاملا به حاشیه رفت و طرد شد. هر چند ظاهرا هنوز جدایی دو گرایش انجام نشده است اما عملا اینكار انجام شده و اقلیت معدودی در دفاع از حكیمی از كمیته هماهنگی جدا شده اند تا حدود بسیاری این بحران را باید پایان یافته دانست. اما بسیار ضروری است كه این كمیته به سرعت تجدید سازمان كند و از بحران طولانی كه خمودگی بوجود می اورد بیرون بیاید. این چشم انداز وجود دارد كه به سرعت و در ابتدای سال با برگزاری مجمع عمومی بحران پایان یابد و روند طبیعی خود را از سر گیرد. كمیته هماهنگی بنا به شرایط و موقعیتی كه دارد دارای ظرفیتی بالا برای جذب نیروهای كارگری بیشتری است. در واقع اكنون نیز این كمیته چیزی فراتر از یك كمیته ده یا بیست نفره است و هم به دلیل تعداد بیشتر اعضایش و هم به دلیل شركت فعالین با نفوذ در این كمیته دارای توانی به مراتب بیشتر از یك كمیته كارگری است. همانطور كه از نام این كمیته مشخص است، هدف اصلی كمك به ایجاد تشكلهای كارگری است. با پایان یافتن بحران این امید بوجود می اید كه كمیته هماهنگی بتواند در این راستا فعالیت بیشتر و موثرتری انجام دهد. كمیته هماهنگی كه در بعضی از شه