در
آستانه 22
خرداد، روز
همبستگی زنان
در
آستانه 22
خرداد، روز
همبستگی زنان
هستیم، روزی
که در آن،
شهری را از آن خود
کردیم و بر
آسفالت داغ
خیابان قدم گذاردیم
تا بگوییم
قوانین تبعیض
آمیز را نمی
خواهیم. به
بانگ بلند
گفتیم: «ما
زنیم، انسانیم،
شهروند این
دیاریم، اما
حقی نداریم».
می دانستیم
آگاهی نسبت به
«تبعیض و ستم»
نقطه اشتراک
ما زنان است،
و «عمل جمعی»،
نقطه وصل
آگاهی های مان
به سمت ایجاد
تغییر. آگاهی
مان به «طغیان»
درآمده بود و
«عمل جمعی» مان
را شکل داده
بود. اما کتک
خوردیم،
«باتوم» بر جسم
و جان مان فرود آمد
و حضورمان
دردسرساز شد.
مدافعان نظم
موجود، از همه
ابزارهایشان
بهره بردند تا
ما را سر جای
مان بنشانند.
اما از دل 22
خرداد 1385،
کمپینی بیرون
آمد که صدای مان
را صد چندان
کرد و عمومیت
بخشید: کمپین
یک میلیون
امضاء برای
تغییر قوانین تبعیض
آمیز. خواسته
هایمان نمود
بیرونی یافت،
آبدیده تر
شدیم و مصمم
شدیم برای یافتن راه
های پیچاپیچی
که صدایمان را
پرتوان تر می
کرد و به
اعماق جامعه
می برد و نیروهایمان
را گسترده تر.
از
22 خرداد 1384
تاکنون
بسیاری از
امور، پدیده
ها و روندها
در سطح بین
المللی و ملی
تغییر کرده
است. در سطح جهانی
خشونت ها،
قطبیت ها و
تنش ها افزایش بسیاری
یافته و
نیروهای
نظامی و
امنیتی در هر دو
سوی معادله،
قدرت گرفته
اند. در کشورمان
ایران فقر و
گرانی و
تضادها و
خشونت ها رو
به گسترش است،
با تداوم
اجرای «طرح
ارتقای امنیت
اجتماعی» سطح
شهر پر از
نیروهای
نظامی شده است:
«برای هر
شهروند ایرانی
یک پلیس». تنش
های جهانی و
ملی، جنبش زنان
را زیر تاثیر
گرفته است و
ما به رغم همه
این تیرهای
بلا، گویی قصد
نداریم از «حق»
خود صرف نظر
کنیم. برای
همین از سوی
حاکمیت به
«اقدام علیه
امنیت ملی»
محکوم می
شویم. تازه
ترین این
محکومیت ها نیز «امیر
یعقوبعلی»
است، جوانی از
نسل نوین
مردان ایرانی
که به خاطر
دفاع از «حقوق زنان»،
سال گذشته
دستگیر شد، یک
ماه را در زندان
سپری کرد، و
امروز در
آستانه 22 خرداد،
شاهد حکمی
ناعادلانه
برای او
هستیم: «یک سال
حبس تعزیری»
به جرم آن که
در یکی از
پارک های این
شهر درندشت
برای حقوق
خواهران و
مادران و یاران
اش امضاء جمع می
کرد و در مورد
قوانین تبعیض
آمیز نغمه می
سرود. اما پیش
از امیر
یعقوبعلی، فعالان
جنبش زنان هم
چون «رضوان
مقدم، ناهید جعفری،
مینو مرتاضی،
پروین
اردلان، زینب
پیغمبرزاده،
نسرین افضلی»
نیز در دو سه ماهه
اخیر، حکم های
حبس و شلاق را دریافت
کردند، شلاق و
حبس برای
زنانی که تنها
نمی خواهند از
«حق مسلم» خود
صرف نظر کنند.
در
آستانه 22
خرداد شاهد
فیلترینگ
گسترده سایت
های زنان، به
ویژه سایت های
مرتبط با
کمپین یک
میلیون امضاء
برای تغییر
قوانین تبعیض
آمیز هستیم.
بیش از 14 سایت
زنان در عرض
یک روز مشمول
فیلترینگ شدند:
سایت هایی
همچون کانون
زنان ايرانی،
مردان برای
برابری و سایت
های کمپین در
کالیفرنیا،
مشهد، اراک،
اصفهان، رشت،
زاهدان،
شیراز، قبرس،
کردستان و
کویت و نیز
سایت میدان. و
از سوی دیگر
شاهد احضار
مکرر فعالان جنبش
حقوق برابر
هستیم: «مریم
حسین خواه،
پروین
اردلان، جلوه جواهری
و محبوبه حسین
زاده» به
دادگاه
انقلاب فراخوانده
شدند. در
آستانه 22
خرداد شاهدیم
که شکایت
فعالان جنبش
زنان به قوه
قضائیه به هیچ
کجا نرسیده
است و پرونده ضرب
و شتم «ناهید
جعفری» پس از
ماه ها پیگیری،
بی نتیجه
اعلام می شود
و پرونده قتل زنی
دیگر یعنی
زهرا بنی
یعقوب، عملا
در دالان های
تو در توی بی
عدالتی به
جایی نمی رسد، این
درحالی است که
«اهانت به
ماموران» یکی
از دلایل حکم 8
ماه حبس
تعزیری برای مادر
دانشجوی
دربند، فاطمه
گفتاری، می
شود و دو دختر
جوان، روناک
صفازاده و
هانا عبدی ماه
هاست که
بلاتکلیف در
زندان بسر می
برند و هنوز
پس از این همه
مدت دادگاه تکلیف
پرونده آنان
را مشخص نکرده
است.
این
همه اما آن
چیزی نیست که
در آستانه 22
خرداد شاهدیم.
همه آن استقامتی
که زنان به
خاطرش حبس و
شلاق و بازداشت
تحمل کرده
اند، برای
«هیچ» نبوده است.
در آستانه 22
خرداد، در
مجلس هفتم
«دیه برابر زن
و مرد» به
تصویب رسید. و
این، خبر مسرت
بخشی است زیرا
دیگر هیچگاه
زنی که تصادف
کند و پایش
بشکند، دیه اش
نیمه یک پای مرد
به حساب نمی
آید. این
دستاورد
بزرگی است که
بی شک در
زندگی بسیاری
از زنان ایرانی
بدون آن که
حتا بدانند
«چه ها پیش
آمده» تاثیر
خواهد گذاشت.
تاثیری به اندازه
تغییر در
زندگی ساده
روزمره. از
لوایح «برابری
ارث» که در
مجلس وجود
دارد در می گذریم
که هنوز به
جایی نرسیده و
هنگامی که رسید
آن را نیز جشن
خواهیم گرفت و وجدان
مان آسوده
خواهد بود که
«زندگی روزمره
و کوچک» زنان
کمی تغییر
یافته است. هرچند
ممکن است به
نظر آید که
هزینه ها
گسترده است و
دستاوردهای
مان اندک، اما خوشحالیم
که هزینه های
گزاف فقط در
گستره زندگی 100
نفر از زنان
محدود مانده،
اما دستاوردهای
مان هرچند
کوچک در زندگی
30 میلیون زن
تاثیر دارد.
این است امید
و باوری که از
ابتدا داشته
ایم و اکنون
در آستانه 22
خرداد آن را
بیش از گذشته
در دل می پرورانیم.
22 خرداد،
روزی از آن
خود، شهری از
آن ما
«22 خرداد»،
در جنبش زنان
سرزمین ما، به
تدریج به یک
سنت تبدیل شده است. 22
خرداد، مناسبتی
است فرخنده که
به نام «روز
ملي همبستگي
زنان ايران»
در اذهان
بسياري ثبت
شده است. گروه
پرشماری از فعالان
و تحليل گران
هستند که اين
تاريخ را نقطه
عطفي در
فعاليت هاي
جنبش زنان در
ايران امروز
مي دانند.
پروسه شکل
گیری و تثبیت
این روز را
نمی توان تنها
به يک روز خاص
محدود کرد،
شايد اگر به
فاصله زماني ميان
22 خرداد 84 تا 22
خرداد 85 توجه
کنيم، بازگو
کننده بهتري
براي فهم
زمينه ها، فرايندها
و پيامدهاي 22
خرداد در دست
داشته باشيم.
اما چه چيزي
باعث شد که 22 خرداد،
به عنوان يک
مقطع تاريخي،
و نقطه عطفي براي
جنبش زنان در
اذهان ثبت
شود؟ جنبش
زنان پيش از
آن چگونه بود،
و پس از آن دستخوش
چه تحولاتی
شد؟
شايد،
برجسته ترين
عاملي که باعث
ثبت و تاثيرگذاري
22 خرداد در
جنبش زنان شد؛
انگيزه،
اراده و
جسارتِ حضور
اعتراضي در
عرصه عمومي
باشد. برگزاري
دو تجمعِ 22
خرداد سال هاي
84 و 85 توانست
انظار و اذهان
عمومي را به
مشکلات زنان واقعاً
حساس کند.
البته، تدارک
ديدن «تجمع
خياباني» توسط
گروه هاي فعال
جنبش زنان، پيش
از اين تاريخ
نيز براي
مراسم 8 مارس
سابقه داشته
است. اما تجمع 22
خرداد حداقل از
دو جهت،
متفاوت از اين
گذشته است. از
يک سو، گستردگي
اين تجمع از
نظر کمي به دليل
شرکت گروه هاي
مختلف و حمايت
بسياري از فعالان
اجتماعي و
حقوق بشري که
حقیقتاً بي سابقه
بود؛ و از
ديگر سو،
شعارهاي اين
تجمع بر خلاف
پراکندگي در
گذشته، بر يک خواسته
مشخص تمرکز
داشت: «تغيير
قوانين تبعيض آميز».
تا
پيش از 22 خرداد
84، مطالبات و
خواسته هاي
گوناگوني از
سوي جريان ها
و شاخه هاي
مختلف جنبش
زنان در عرصه
عمومي طرح مي
شد. از خواسته
هايي همچون
رفع خشونت
عليه زنان، و
یا اشتغال
براي زنان، تا
حق
کانديداتوري
زنان براي
رياست جمهوري و
حق زنان برای
ورود به
خبرگان رهبری.
تا پيش از اين
تاريخ، روش
هاي پراکنده
اي نيز براي
پيگيري اين
مطالبات مورد
استفاده قرار مي
گرفت. بعلاوه،
ساير فعالان
اجتماعي و سياسي
نيز به سختي
جنبش زنان را
به رسميت مي شناختند
و در حمايت از
مطالبات آنها سخن
مي گفتند.
اما، از برکت
آن روز واقعه،
(22 خرداد) اين
شرايط نیز تغيير
کرد. برگزاري
تجمع خياباني
در 22 خرداد 84 و
تکرار آن در 22
خرداد 85
توانست گروه
هاي مختلفي
در جنبش زنان
را حول مطالبه
اي خاص بسيج
کند، توانست
از روشي
تاثيرگذار (تجمع
خياباني) براي
جلب توجه
افکار عمومي
استفاده کند،
و در نهايت
توانست
فعالان اجتماعي
و سياسي
بسياري را در
حمايت از جنبش
زنان ترغيب
نمايد.
از
22 خرداد 84 تا 22
خرداد 85
نخستين
مراسم 22 خرداد
(يعني سال 84 در
مقابل دانشگاه
تهران)، در نتيجه
ائتلاف گروه
ها و جريان
هاي مختلف
جنبش زنان در
جمع «هم
انديشي زنان»
برنامه ريزي شد.
جمع هم انديشي
زنان پس از اهداء
جايزه نوبلِ
صلح به شيرين
عبادي در سال 83، توسط
گروه ها و
افراد فعال در
زمينه مسائل زنان
شکل گرفت. اين
جمع تلاش داشت
تا از طريق
همفکري گروه
هاي مختلف و
متکثر فعال در
زمينه مسائل
زنان، ظرفيت
هاي عمل جمعي و
ائتلافي را
ميان آنها
ارتقاء بخشد.
ثمره يک سال
بحث و تبادل
نظر
نمايندگان گروه
هاي مختلف
جنبش زنان در
جمع هم
انديشي، سرانجام
توافقی
گسترده پديد
آورد براي تبديل
آگاهي جمعي به
عمل جمعي:
همبستگي زنان
در مقابل
دانشگاه
تهران خود را
جلوه گر ساخت.
نخستين
تجمع 22 خرداد،
يک هفته پيش
از هشتمين دوره
انتخابات
رياست جمهوري،
برگزار شد.
فرصت
انتخاباتي،
مجالي براي
اعتراض فراهم
کرده بود.
کنترل و سرکوب
سياسي به دليل
شرايط ويژه
انتخابات، کمرنگ
شده بود و در
عرصه خيابان
«فضاهايي خالي»
براي حضور
زنان وجود
داشت. جنبش
زنان، فرصت را
غنيمت شمرد و
توانست با
اتحادي بي نظير،
به خيابان
بيايد. جمعيتي
چند هزار نفري
از زنان بسيج
شدند تا خواست
تغيير قوانين
تبعيض آميز را
فرياد بزنند.
شايد بتوان دو
دستاورد عمده
براي اين تجمع
بر شمرد:
اول، مطرح شدن
و علني شدن
خواست
تغييرات
قانوني؛ دوم،
جلب توجه عموم
زنان و دختران
ايراني براي
پيوستن به کار
جمعي. در يک
کلام، تجمع 22
خرداد به نماد
کنش جمعي
زنان براي
تغيير بدل شد.
موفقيت
در کنش جمعي و
در نتیجه،
اتکا و اعتماد
به نفسي که از
آمدن به خيابان
عايد زنان شد،
تبديل به
نيرويي شد براي
پيشبرد اهداف
جنبش. پس از 22
خرداد اول، با
وجود روي کار
آمدن دولتي
تماميت خواه،
اين زنان
بودند که در
عرصه هاي
مختلف حيات
اجتماعي به
اعتراضات خود
ادامه دادند.
آنها
توانستند بر
فضاي ياس آلود
پس از شکست
اصلاحاتِ از
بالا، غلبه
کنند، و روحيه
کنش گري و
اميد به تغيير
را در جامعه طنين
بياندازند.
در
فاصله ميان دو
22 خرداد، با
ائتلاف جمع همانديشي
زنان و
هواداران حرکت
جهاني زنان،
تجمعي به
مناسبت هشتم
مارس، روز
جهاني زن،
تدارک ديده
شد. زنان بسياري
در اين روز به
پارک دانشجوي
تهران آمدند و
مطالبات و
خواسته هاي
خود را بيان داشتند.
اما اين تجمع،
برخلاف گذشته
با يورش خشونت
آميز نيروهاي
انتظامي همراه
شد. زنان
بسياري (از
جمله سیمین
بهبهانی شاعر
بلندآوازه
کشورمان) در
اين روز مورد
ضرب و شتم
نيروهاي پليس
قرار گرفتند،
و تجمع مسالمت
آميز آنان
نيمه کاره
ماند.
خاطرة
تلخ چنين
خشونتي، به
همراه فضاي
ياس آلود حاکم
بر جامعه
سياسي، کمی جنبش
زنان را دچار
تردید کرد. در
واقع، روي کار
آمدن دولتي
تندرو و
تماميت خواه سرانجام
توانست به
چالش اصلي در
فاصله يک ساله
ميان دو 22
خرداد، تبديل
شود. برخي از
فعالان معتقد
بودند که به
دليل تسلط
تماميت
خواهان و
سرکوبي که
احتمال دارد اتفاق
بيافتد،
برگزاري تجمع
عملي اشتباه
است. در مقابل،
جمعي بودند که
بر تداوم اعتراض و
کنش جمعي براي
رسيدن به
مطالبات تاکيد
داشتند، و
برگزاری
تجمعی دیگر در آستانه
22 خرداد را
تدارک دیدند.
اين جمع بر
هزينه ها آگاه
بودند و
احتمال سرکوب
را پيش بيني
مي کردند، اما
بر اين نظر
بودند که تغيير
اجتماعي بدون
پرداخت هزينه
ميسر نيست. در
این مسیر گروه
های هم نظر
گرد هم آمدند
و با امضاهاي
فردي
فراخواني
براي برگزاري
تجمعي در
سالگرد 22
خرداد در
ميدان هفت تير
تهران صادر
کردند. آنها
مصمم بودند که
براي تداوم
اعتراضات خود
بايد در خيابان
باقي بمانند.
روز 22 خرداد 85 در ميدان
هفتم تير زنان
بسياري براي
خواست «تغيير
قوانين تبعيض
آميز» به
خيابان آمدند و
گروه هایی از
فعالان جنبش
دانشجویی و
جنبش سندیکایی
به یاری آنان
شتافتند و با فراخوان
این تجمع
اعلام
همبستگی
کردند، به طوری
که دستگیری ها
از میان
فعالان جنبش دانشجویی
و سندیکایی در
تجمع هفت تیر
قابل ملاحظه
بود. در حقیقت
طیف کسانی که
به فراخوان
تجمع 22 خرداد 1385
پیوستند
بسیار گسترده بود،
چه در داخل
ایران و چه در خارج
و چه در تهران
و چه بیش از آن
در شهرهای مختلف
ایران، به
طوری که پیش
از برگزاری
تجمع 22 خرداد
در تهران، در
شهر تبریز اعتراضات
حول این مسئله
پیش از تهران آغاز
شد و یا حضور
فعالان زن از
شهرهای دیگری همچون
کردستان چه در
تجمع 84 و چه در تجمع
85 حضوری
گسترده و
تاثیرگذار
بود. نيروهاي
امنيتي و
انتظامي نيز
براي مخالفت با
اين خواسته
عرصه را خالي
نگذاشتند.
تجمع مسالمت
آميز زنان با
خشونتي بي
سابقه از سوي
نيروهاي پليس
مواجه شد. بیش
از 70 نفر در اين تجمع
بازداشت شدند.
اراده
به تغيير و
کنش جمعي نمي
تواند بي
نتيجه بماند:
تجمع دوم،
سردی فضا را
شکست. هزينه
هاي آن تبديل
به ارزش شدند،
و جنبش زنان
بيش از پيش
توانست مشروعيت
خود را ارتقاء
بخشد. زنان و دختران
بسياري جذب
کنش جمعي جنبش
زنان شدند. حتي
مردان نيز به
حمايت از زنان
برخاستند. نيروهاي
گوناگون
سياسي ناگزير
از ديدن زنان
شدند؛ آنها در
جهت دفاع از
مطالبات زنان موضع
گيري کردند.
دانشجويان
بسياري به همراهي
جنبش زنان همت
گماردند،
ایرانیان برابری
خواه در خارج
از کشور نیز
به طور گسترده
از تجمع زنان
کشورشان
حمایت کردند.
در نتیجه
پتانسيل
گسترده اي
براي ادامه مسير
مهيا شد.