به
حمایت فعال
ازمبارزات
کارگران هفت
تپه برخیزیم!
١٢ روزمبارزه
١٢روز اعتصاب!
دورجدید
مبارزات
کارگران هفت
تپه وارد یازدهمین
روزخودشده
است .مبارزه
هم چنان ادامه
دارد ورژیم هم
چنان به
مطالبات
کارگران بی
اعتنائی کرده
و به سرکوب
خشن،ضرب وشتم
باباتون لگد
وپرتاب گازاشک
آورودستگیری
آنها می
پردازد.کارگران
پس ازتحصن
واعتصاب
درمحل
کار،همانطورکه
ازقبل اعلام
کرده بودند
مبارزه خود را
به سطح شهرشوش
وجلوی
فرمانداری
وسپس راه
پیمائی خیابانی
کشانده
اند.همسران و
فرزندان
کارگران که
بیش ازخود
کارگران طعم
تلخ نگرفتن
حقوق چندرغازپدران
ویا
شوهرانشان را
لمس می
کنند،نیزدراین
راه پیمائی
ها،پابپای
آنها زخم
ضربات پلیس را
براندام های
نحیف خود لمس
می کنند.چرا
که حتا
درازکشیدن
کارگران
دربرابرپیشروی
ماشین های
پلیس به سوی
زنان و
فرزندان شرکت
کننده در
اعتراضات،نمی
تواند ازیورش
نیروهای سرکوب
بسوی زنان و
فرزندان
جلوگیری کند.
آنها شعارمی دهند:
"معیشت زندگی
، حق مسلم
ماست"،
کارگرهفت تپه
ایم،گرسنه
ایم گرسنه"،"این
بچه
گرسنه،وعده
سرش نمی شه" و....
بااین
همه علیرغم
همه این
مبارزات
پرشوروستایش
انگیز
کارگران
وعلیرغم
استفاده
ازتاکتیک های
درخشان درون
مؤسسه ای
ونیزدرسطح
شهرشوش،
ونیزعلیرغم
بکارگیری
انواع واقسام
فشارها
وتهدید ها
وتفرقه افکنی
ها ازسوی رژیم
برای درهم
شکستن این
حرکت، مبارزه
هم چنان ادامه
دارد
وکارگران
هنوزنتوانسته
اند خواست های
خود را به
رژیم تحمیل
کنند.
براستی
چه باید کرد؟
روشن است که
حمایت گسترده
وهمه جانبه
ازسوی همه
کارگران و همه
فعالان داخل
وخارج وجلب
حمایت هرچه
بیشترجنبش
های جهانی
ومحکوم کردن
هرچه بیشتردد
منشی رژیم اسلامی
ضرورت نخست
است. اما
علاوه براین
ودرراستای
تحقق آن باید
به جنبه های
دیگراین حرکت
و به برطرف
کردن نقاط ضعف
آن
نیزاندیشید:
تاکتیک
رژیم فرسوده
کردن کارگران
وبه عقب راندن
آن هاست
وکارگران
نیزعلاوه
برحقوق
معوقه، تغییرمدیران
شرکت
وتغییرسیاست
های رژیم را می
طلبند.نقطه
ضعف اصلی، عدم
تناسب آرایش
نیروی
کارگران با
آرایش دشمن
مقابل خود
ازیکسو و با
ماهیت وسطح
مطالبات کلان
خود ازسوی
دیگر است
شکاف
اصلی بین
ماهیت
فراگیروکلان
مطالبات با
آرایش محدود
نیرو قرارد
ارد درحالی که
دشمن طبقاتی
وسرکوبگر
متمرکزویک
پارچه عمل می
کند،آرایش
کارگران به
مثابه یک طبقه
از انسجام ویک
پارچگی لازم
برخوردارنیست.درشرایطی
که کارفرمای
رودر روی
کارگران دولت
است وزوراقتصادی
وغیراقتصادی
یک جاعمل می
کند،ودراوضاعی
که
"دستمزدهای
معوقه"یک
تهدید بالفعل
و بالقوه
فراگیربوده
وشامل
تعدادکثیری
ازکارگران
است، ودرحالی
که خواست
تغییر سیاست
های اقتصادی
ووارداتی
رژیم ومبارزه
علیه "مافیای شکر"نیزبه
نوبه خود یک
سیاست کلان وفراموردی
است،درهنگامی
که این مسائل
بطوراخص
دامنگیر همه
کارخانه های
قندبخصوص
درخوزستان
است،ودرحالی که
خواست عزل
حراست و
مختومه اعلام
کردن پرونده
سازی و پرونده
های قضائی و...،نیز
مشخصا خواست
های سیاسی می
باشند،اما دربرابرآن
ها آرایش
کارگران
نیشکرهفت تپه
فقط متکی
برنیروی
خوداست وحتا
ازهماهنگی
وهمبستگی
لازم درسطح
کارخانه های
قندخوزستان
که بطورمستقیم
دهها
هزارنفررا
دربرمی
گیرد،نیزبرخوردارنیست.البته
شرکت
نیشکرهفت تپه
بدلیل وسعت وابعاد
خود بعنوان یک
پروژه
باصطلاح ملی
ودرارتباط
مستقیم
بااشتغال
هزاران نفرو
غیرمستقیم
صدها هزار
کارگر،قراردارد.وهمین
گستردگی،
رازمقاومت
وپایداری
تاکنونی آن
درطی سال های
اخیر راتوضیح
می دهد. اما
بااین
وجود،همانطورکه
تجربه هم نشان
می دهد-این
اهرم ها به تنهائی
برای به عقب
راندن رژیم
درتوازن قوای
کنونی کافی
نیست.درواقع
بزرگترین ضعف
مبارزات کارگران
آن است که
برای
مطالباتی
ماهیتا کلان
وکارفرمائی
فرامحلی،
اساسا به
نیروی محلی
خود تکیه کرده
اند. وحال آن
که می توانند
وباید بتوانند
درکنارمبارزات
پرشور،مهم
واززنده کنونی
خود،پایگاه
مقاومت
ومبارزه
را،ازطریق
تدارک
وتمرکزلازم
حول این
مهم،لااقل
درمیان کارگران
قندخوزستان
–کارخانه هائی
که مسائل ودردکمابیش
مشابهی دارند-
بگسترانند.وبدانند
که اگرهم هنوز
حدت بحران آن
ها به نقطه
جوش هفت تپه
نرسیده است،
این شترهرچه
زودتردرکناردرب
خانه آنها
نیززانوخواهد
زد ودرک
مشترکشان را
با صدای
رساتری فریاد
خواهد
زد.اگرکارگران
این رشته-لااقل
درخوزستان-
نتوانند با
طرح خواست ها
و اقدامات
مشترک، قدرت
تحمیل
مطالبات خود را
بالا
ببرند،بی شک
این مبارزات
پرشوربه تنهائی
راه به جائی
نخواهد برد
وحتا درصورت
داشتن دست
آوردهای
اندک،باتوجه
به ابعاد
وخامت بحران
وماهیت
سبعانه رژیم
پایدارنخواهد
ماند.
بنابراین
محدود ماندن دامنه
اعتراض به
کارگران هفت
تپه،ودراین
مورد مشخص فقدان
اقدام هماهنگ
وابرازهمبستگی
عملی درمیان
کارگران
قندوشکرخوزستان
ضعف اصلی
وپایه ای را
تشکیل می دهد
وحتا
درانطباق با
تجربیات بدست
آمده مبارزات
سال های
اخیرنیست.وبدیهی
است که به اندازه
اهمیت
مبارزات صورت
گرفته ودرحال
جریان، تلاش
کارگران
وفعالین
کارگری برای
ترمیم
نقطه ضعف
فوق، ازاهمیت
پایه ای وراهبردی
برخورداراست.
اما
درکنارومکمل
آن اعلام
حمایت وهمبستگی
فوری وهرچه
بیشتر بخش
های
دیگرکارگری
وفعالان
کارگری ازاین
مبارزه
باشکال گوناگون
وبهرشکل
ممکن،
ونیزحمایت
سایرجنبش های
اجتماعی وهم
چنین
پشتیبانی
فعال نیروها
وجریانات ترقی
خواه وچپ
اپوزیسیون
وجلب هرچه
بیشترحمایت
جنبش های
جهانی ازمبارزات
پرشورکارگران
هفت تپه
ازاهمیت
زیادی
برخورداراست.
کارگران،زحمتکشان،
ومدافعان
کارگری!
با
تمام توان خود
به حمایت
ودفاع فعال
ازمبارزات
نابرابر
کارگران شرکت
هفت تپه
برعلیه رژیم
ضدکارگری
برخیزیم.مبارزه
وخواست های
کارگران هفت
تپه،صرفنظرازرنگ
وبوی طبیعی ومحلی
خود،مبارزه
وخواست های
همه کارگران
وهمه
زحمتکشان است.
آنها را تنها
نگذاریم!
سازمان
کارگران
انقلابی
ایران( راه کارگر)
2008-05-17 -28-02-87