سه نامه از کارگران ایران پیرامون انتخابات فرمایشی  مجلس

                 ما كارگران كارخانجات شرق تهران نمايش انتخابات مجلس را تحريم ميكنيم

امسال نيز پيش از پايان سال قرار است كه انتخاباتي برای تعیین جمعی بالانشين و خوش نشين كه    مجلس هشتم اين حكومت را تشكیل خواهند داد برگزارشود. اما سوال اينجا است كه اينك بعد از گذشت نزدیك به سه دهه ازحاكميت فعلي كه درتعارض آشكارباحق انتخاب مردم ایران است چه گلي برسرما زده شده است ؟!                                                                                                            

نگاهي به سفره هاي خالي ما كارگران زحمت كش جواب اين سوال است. ما كه ساليان عمر خود را در لابه لاي چرخهاي توليد در اين كارخانه و آن كارخانه گذرانده ايم اينك بعد از گذشت اين همه سال با فقر و نداري و شرمندگي از زن و فرزندانمان روزگار سپري ميكنيم و آقايان مجلس نشين كه تا قبل از انتخابات براي به قدرت رسيدن شعارهاي آنچناني داده بودند با كمال وقاحت همه وعده وعيدهايشان را فراموش كرده و در ناز و نعمت روزگار ميگذرانند و بر كرسي هاي مجلس تكيده و لميده اند! ما كارگران درباره ماهیت انتخابات چنین نظامی دچارتوهم نيستيم . اين مجلس همان مجلسي كه نان شب فرزندان ما را به پاي هسته اي و بمب اتم ريخته است. سرمايه هاي خدادادي ما از قبيل نفت و گاز و .. را به اين كشور و آن كشور حراج ميكند لذا ما به عنوان انسانهايي با شرف و آزاده معتقديم كه هرنوع شركت در تبليغ این نمایش انتخاباتی هيچ معنایی جز دست داشتن در خون و خيانت به خلق خدا ندارد.ما از اين حكومت چيزي جز دروغ نديديم. ما نخواهيم گذاشت در آينده فرزندانمان بر ما لعنت بفرستند كه در مقابل اين دزدهاي چپاولگر سر خم كرديم. ما وقتي به پاي صندوقهاي راي خواهيم رفت كه مطمئن باشيم شر هر گونه ظلم و جنايت از سرمان كم شده باشد و اگر قرار باشد درانتخاباتي شركت داشته باشيم آن زماني خواهد بود كه نمايندگان واقعي مردم بر سر كار باشند. ما كارگران منطقه شرق تهران اين نمايش را به عنوان انتخابات مردمي قبول نداريم چرا كه اينها مشتي آقازاده از خدا بي خبر هستند كه از قبل انتخاب شده اند . ما هيچ كدام از اين افراد را به عنوان نماينده خودمان قبول نداريم .اينها نه به فكر دردهاي بي پايان ما كارگران هستند و نه به فكر دردهاي بي درمان اقشار ديگر جامعه. دانشجويان ،زنان ،فرهنگيان و ... قشري نيست كه فغانش از دست اين حكومت و گردانندگان ظالم آن بلند نباشد. ما كارگران تاكيد ميكنيم كه هيچ كس نميتواند ما را با تهديد و يا تطميع براي شركت در اين انتخابات ترغيب كند. اين انتخابات براي آنهايي است كه پول و زندگي و ويلاهاي آنچناني و ماشينهاي آخرين مدل دهانشان را آب مي اندازد نه براي ما كارگران زحمت كش كه غيرت و شرف و انسانيت حرف اول را در زندگيمان ميزند.           

                       راه  تا فتح قله هاي فردا و تحقق آزادي  ادامه دارد

            پس بايد دستها رابيشتر از پيش در هم حلقه كرد و به استواري گامها ضريب زد...

زنده باد آزادي و حكومت عدل و قانون

جمعي از كارگران كارخانجات شرق تهران

۱۵بهمن ۱۳۸۶

ما كارگران خودمان را وارد خيانت بازاري به اسم انتخابات نميكنيم!

نامه يكي از كارگران زحمت كش شرق تهران كه در آستانه برگزاري انتخابات نمايشي مجلس براي دفتر انجمن دفاع از كارگران و بيكاران ارسال شده است ازنظرتان ميگذرد.               

وقتي حرف دل مردم در مجلس زده نميشود انتخابات و مجلس آن كشور چه مفهومي ميتواند داشته باشد؟ آخر اين انتخابات يعني چه؟ موقع شعار دادن كه ميشود مي آيند پشت تريبون و داد ميزنند كه ما سيب زميني را ميكنيم كيلويي فلان تومان,اين قولهايي است كه موقع تبليغ انتخابات تا به حال زياد شنيده ايم.من سوال ميكنم آخر تا به حال كدام يكي از اين آدمهايي كه به اسم نماينده كارگران وارد مجلس شده است سر سوزني مشكل كارگران را حل كرده است كه اين دومي باشد؟!اين همه سال هزاران هزار به قول خودشان قانون را تصويب كردند و رد و قبول كرده اند اماحتي يك قانون نبوده كه به نفع كارگر باشد,تماما به نفع كارفرما بوده است.كارفرما هم كه واضح است يعني چه كساني!كساني كه از خودشان هستند.يك نفر بلند نشده در اين مجلس از كارگر دفاع كند. اين چه مجلسي است.كدام دلخوشي و اميدي برايمان باقي مانده كه دوباره راي بدهيم.البته من كه تا به حال اصلا راي نداده ام .با افتخار هم شناسنامه ام را به همه نشان ميدهم كه سفيد سفيد است.اين ها تمام روزنه هاي اميد را به روي ما كارگران بسته اند.من كه حتي دنبال هم نميكنم ببينم اسم كانديداها چيست چون اصلا انگيزه اي براي اين چيزها ندارم.اصلا اسم هيچ كدامشان را هم نشنيده ام و برايم اصلا پشيزي اهميت ندارند.بگذاريد بروند خودشان عزل كنند و خودشان نصب كنند تا ببينيم جواب خدا و خلق خدا را چطور ميخواهند بدهند البته اينهايي كه ما در اين ساليان ديديم خدا و پيغمبري را قبول ندارند و گرنه سر سوزن از پاسخ دهي به خدا ميترسيدند.من معتقدم اين انتخابات نمايش و تئاتر است.اين نماينده ها از قبل انتخاب شده اند ونيازي نيست كه ملت بيچاره زه خودش زحمت بدهد و كسي را انتخاب كند.من سال 83 يك معضل جدي داشتم به اسم بيكاري.وقتي از شهرستان خودمان همراه با 4 برادر ديگرم امدم تهران براي كار بيكار بودم و به شدت دنبال جايي براي كار كردن در تهران ميگشتم.رفتم پيش حسن زماني كه آن موقع مثلا نماينده شهر خودمان در مجلس بود كه براي كار كمكم كند.جوابش به من اين بود كه:“ آقا آيا شما به من راي ميدهي؟” گفتم:“چطور مگر؟” گفت:“به دليل اينكه آنهايي كه اين ورق را امضا كنند و تعهد بدهند كه به من راي ميدهند برايشان كارت صادر ميكنم كه بتوانند وام بگيرند در غير اين صورت وام و كار خبري نيست و در بهترين صورت بايد بروي در نوبت تا شايد وام گيرت بيايد.”به او گفتم:“مگر تو كي هستي كه اين دستورات را به من ميدهي؟و بعد اتاق را ترك كردم و آمدم بيرون”. بله ! اينها اين قدر بي غيرت هستند. براي تبليغ خودشان مي آيند ميگويند برويد راي بدهيد تا بهتان وام بدهيم.اين وام را ميخواهم چه كنم؟تازه اگر اهل اين بوديم كه از اين كارها بكنيم 2 ميليون وام ميدهند كه به درد هيچ كجاي زندگي ما هم نميخورد. ميخواهم به اين نماينده و بقيه دارو دسته اش بگويم اگر راست ميگويي هزارتا از اين وامهاي 2 ميليون توماني را كه ميده به مردم تا بهت راي بدهند به جاي آن بيا چند كارخانه در شهرستان بزن و توليدات كشورت را جمع و جور كن تا جوانهاي كشورت آواره اين شهر و آن شهر نشوند كه از بيكاري به هزار بلا گرفتار شده اند.خلاصه كه من خودم كه راي نميدهم هيچ, به خانواده ام هم توصيه ميكنم كه راي ندهند.حتي از كنار صندوقهاي راي هم نبايد رد شويم.ما به نماينده اي كه فقط شعار ميدهد و تا موقع عمل ميرسد به فكر جيب خودش است كاري نداريم و دخالتي در اين خيانت بازار نميكنيم.

اجازه بدهيد يك نمونه كه هم خنده دار و هم گريه دار است را برايتان تعريف كنم.همين حسن زماني كه در بالا اشاره كردم كه امسال هم با كمال پررويي خودش را كانديد كرده است,4 سال پيش در مجلس به او جايزه ساكت ترين نماينده را دادند!چرا كه يكي از نمايندگاني بود كه حتي در مجلس اسم كارگر را هم نمي آورد چه رسد به اينكه لايحه و يا دفاعيه اي به نفع كارگر ارائه دهد.اين نهايت عجز و ناتواني يك نماينده راميرساند كه نتواند از مشكلات كارگران شهرستانش حداقل حرف بزند عمل پيش كش!بعد توقع دارد دوباره به او راي بدهند؟! واقعا كه اينها بي شرم و وقيح هستند!! او سال 83 معاون صدا و سيما بود.كسي است كه اصلا نميداند و نميفهمد كه سياست را با چه نقطه اي مينويسند بعد ادعاي نمايندگي دارد و مي آيد پشت تريبون و براي يك سري انسانهاي زحمت كش و بي پناه شعار ميدهد.راه ميافتد از اين ده به آن يكي ده تا از روستائيان بي سواد راي جمع كند.اگر اين دولت راست ميگويد چرا آقاي كاظمي كه تحصيلات عالي داشتند و قاضي بودند و تمام مردم شهر او را قبول داشتند براي نمايندگي مجلس انتخاب نكرد؟ او را رد صلاحيت كردند چون مردمي بود و از حق كارگران دفاع ميكرد.موجودي به اسم حسن زماني را انتخاب كردند چون كله گنده است و گردنش كلفت است و نوكر و چاكر حلقه به گوش دولت است.اين زماني حتي سر سوزن براي شهرستان كار نكرده است.چرا راي بدهم؟! اگر راي بدهم خيانت ميكنم به هم وطنم خيانت ميكنم به وطنم.شايد همان يك راي من باعث بشود كه چنين افرادي در انتخابات پيروز بشوند پس چرا اين خيانت را در حق مردمم بكنم.حداقل من كه اين را ميفهمم نميكنم همه اطرافيانم را هم آگاه ميكنم كه به طايفه و كاروان دزدان راي ندهند.مملكت ما دارد از بيكاري نابود ميشود. اين حجم نيروي جوان و بالنده در اين كشور وجود دارد. ميليونها جوان را كه در جنگ نيست و نابود كردند.ميليونها جوان را كه در آتش اعتياد سوزاندند.ميليونها جوان از كشور فرار كرده اند.اين حجم جوان هم بيكار و آواره در اين كشور وجود دارد كه دنبال كار ميگردند.بعد اين دولت ميرود افغاني استخدام ميكند.آخر مگر مردم خودتان مسائلشان حل شده كه دلسوز كشورهاي ديگر شده ايد بيايند اين سوال را جواب بدهند,درحالي كه نرخ بيكاري در كشور به تك رقمي رسيده است چرا كارگر افغاني استخدام ميكنند؟درستش اين است كه گزينه اول براي استخدام ايراني باشد و هروقت تمام ايرانيها و جوانان كشور كار داشتند و از فرط فشار زندگي خود را دار نزدند آن وقت بروند افغاني استخدام كنند ولي الان در كشور ما همه چيز عكس شده است.گزينه اول و آخر افغاني است و من جوان ايراني بايد بروم از گرسنگي و نداري خودم را بكشم.

من از اين فرصت استفاده ميكنم به تمام دوستان و آشنايان و تمام مردم و هم وطنان آگاه و با غيرتم درخواست ميكنم كه با فهمي بالا نسبت به خيانتهاي كه اين مجلس و اين دولت به كشور كرده است,اين انتخابات را محكوم كنند چرا كه اين بايكوت كردن ما راهي خواهد بود براي به دست آوردن حقوق به يغما رفته خودمان.

با سپاس

كار،حقوق،امنيت،حق مسلم ماست!

انتخابات فرمايشي مجلس كه ما كارگران در آن نقشي نداريم از نظر ما محكوم است

همه در جريان هستيم كه انتخابات مجلس نزديك است و ميرويم تا دوباره شاهد عزل و نصبهايي باشيم كه در راس حكومت انجام ميگيرد. بدون اينكه ما اقشار زحمت كش اين سرزمين در آن كوچكترين نقشي داشته باشيم.آنهايي كه بايد انتخاب شوند و كرسي هاي مجلس را تصاحب كنند خيلي پيشتر از اين انتخاب شده اند و ما تنها بايد چون بردگاني حلقه به گوش شاهد و ناظر اين اقدامات باشيم.در اين ساليان ما كارگران مانند سايراقشار محروم كشور در فقر و نداري روزگار گذرانديم و هيچ كدام از شعارهاي دولت و كابينه به اصطلاح مهرورز و عدالت گستر نان شب سفره هاي ما را تامين نكرد. پشت چرخهاي توليد و در لابه لاي پستوهاي كارخانجات جان داديم، عرق ريختيم و جان كنديم، اما خان آقازاده ها رنگين شد. دركشوري شناور بر روي اقيانوسهاي نفت و ذخاير خدادادي نفس كشيديم اما با دستهايي پر از شرم و نداري به خانه بازگشتيم.ما تعدادي از كارگران كارخانجات محور غرب تهران اين نامه را نوشتيم كه به اين وسيله به گوش مجلسي ها برسانيم تا بلكه گوشهاي بسته را باز كنند و فرياد ما كارگران بيگناه را كه تنها براي به دست آوردن لقمه ناني با شرافت صبح تا شب جان ميكنيم را بشنوند.ما به شما راي نميدهيم چرا كه معتقديم راي دادن به نظام غارت و چپاول خيانت به وطن و هم وطن است.ما همين شكمهاي گرسنه را به فروختن شرافت و غيرتمان ترجيح ميدهيم.

زنده باد آزادي و عدالت

جمعي از كارگران محور غرب تهران

۸۶.۱۱.۲۵