كارنامه مجلس هفتم تنها در زمينه جامعه كارگري

و جامه دريدن آقايان براي كسب كرسيهاي بيشتر در مجلس هشتم!!!

 

روزگار كارگران هيچگاه چنين سياه نبوده است!

 

تنظيم انجمن دفاع از كارگران و بيكاران

***

در تاريخ 10 فروردين 58 كه رهبر حكومت به اصطلاح اسلامي ميخواست براي به قدرت رسيدن راي توده مردم را جمع كند به مناسبت همهپرسي براي تعيين شيوه حكومت گفت:«در حكومت اسلامي همه به حقوقشان ميرسند!»و هيچ كس در آن روزگاران نميدانست كه خانه اين طور سياه خواهد شد!

روزنامه حيات نو در تاريخ 1380.2.1 اعلام كرد:“امروز به‌شرايطي دچار شده‌ايم كه 40هزار نفر 12درصد توليد ناخالص داخلي را مي‌برند و 9درصد توليد داخلي متعلق به‌26ميليون نفر ديگر است»

بانک مرکزی حكومت در تاريخ 1386.2.1 اين آمار را ارائه داد:“خط فقر زير 700 هزار تومان است”.

خبرگزاري حكومتي ايلنا در تاريخ 1384.7.13 نوشت:“زنان كارگر شاغل در شركت "شيردوشان "نيشابور ماهيانه 30 هزار تومان حقوق مي‌‏گيرند”.

بله! در حاكميتي كه با فريب برپايي حكومت مستضعفان بنا شد،زحمتكشان شهر و روستا به فروش اعضاي بدن خود روي ميآورند. كارگران در تمام فرصتهايي كه به دست مي آورند فرياد مي زنند كه ما اتم نميخواهيم,ما نان و زندگي ميخواهيم.اين صداي زحمتكشان ايران است همانهايي كه شيرة جانشان به دست آقايان از خدا بي خبر مكيده ميشود. آقاياني كه گردنهاي خود را كلفت و پروار كرده و بانكهاي خارج را با پولي كه از جيب مردم گرسنه ميدزدند پر ميكنند.مردم زحمتكش و انبوه كارگران ميهن ما در سرزميني كه بر روي درياي نفت شناور است از بي خانماني به فروش كليه روي ميآورند،اما غارتگرن حاكم گاهي كه در جنگ و دعواهاي خود دست يكديگر را رو ميكنند،ميگويند:“در 10سال اول انقلاب 230ميليارد دلار امكانات ارزي مملكت در اختيار "يك گروه قرار گرفت.” احمدينژاد در تبليغات انتخاباتي خود فاش ساخت كه هزينه دكوراسيون شهردار تهران، 750ميليون تومان بوده است.همچنين روزنامههاي حكومتي نوشتند كه براي خريد 4سگ و به كارگيري آنها در سيستم حفاظتي احمدينژاد، 600ميليون تومان پرداخت شده است.

خبرگزاري افتاب در21 بهمن 85 از قول وزير غارتگر رفاه فاش ساخت:“هرسال يك ميليون نفر به جمع بيكاران اضافه ميشود”.

و در همين حال و در گير و دارهاي خرجهاي اشرافي آخوندها و باندهاي مافيايي و احمدي نژاد پسند,پيكر كارگران محروم و بيگناه بمپور(در سيستان و بلوچستان)كه  بدنبال اخراج از گمرك چابهار و بيكاري گسترده,معتاد شده بودند در جوي آب پيدا ميشود.

در تاريخ 1386.10.8 مدير عامل جمعيت به اصطلاح دفاع از كودكان كار و خيابان نوشت:“جمعيت حدود 5/1 ميليون نفري از كودكان كار و خيابان از اين بيشتر خواهد شد”.

به راستي چرا اوضاع زحمتكشان كشور ما تا اين حد وخامت پيدا كرد؟ 

 از ابتدا اين رژيم نهادهاي مدافع كارگر يعني سنديكاهاي كارگري را از بين برد.شخص بهشتي در رأس حزب جمهوري براي اين كه اين سنديكاها را از بين ببرند،شوراهايي به اسم «شوراي اسلامي» درست كرد.سپس در دوران  توكلي-وزير كار- سركوب تشكلهاي كارگران آغاز شد. بعد هم مرحله به مرحله با تصويب قوانين ضدكارگري،امنيت شغلي كارگر سلب شد.بطوري كه خود رسانه هاي حكومتي در تاريخ 10مهر1376 گزارش دادند كه «از سال هفتاد تا هفتاد و شش، 42درصد از كارگران از كار بيكار شده‌اند».در دوران خاتمي روند محروم كردن كارگر از حقوقش,به طور رسمي وارد قانون شد!طرحهاي گوناگون براي نابود كردن زندگي كارگران به مجلس ارائه شد و تمام آنها با كمال بي شرمي به تصويب رسيد.بر اساس طرح «ساماندهي اقتصادي»كارگران واحدهاي كار با كمتر از 10نفر كارگر، مشمول قانون كار نشدند.اين به مثابه تير خلاص به كارگران شاغل بود.زيرا طبق اين طرح كارگري كه 20سال سابقه  كار داشت بناگاه اخراج ميشد.البته به روال هميشه دولت آمار دقيقي ارائه نداده است كه بتوان ميانگيني دقيق را تنظيم كرد،تنها اينجا و آنجا چيزهايي كه منتشر شده گوياي گستردگي بسيار زياد اين كارگاههاست بعنوان مثال:در كرمانشاه 8هزار كارگاه وجود داشت كه كارگاههايي كه شمار كارگرانشان بيش از 10نفر بود،‌فقط 350واحد بودند يعني تنها در كرمانشاه،كارگران 7650واحد به ناگهان از شمول قانون كار،يعني مثلا از حمايت قانون در برابر اخراج توسط كارفرما،محروم شدند.به اين ترتيب انبوهي كارگر به ميل كارفرماها اخراج شدند.در 9 اسفند 1378 رسانههاي حكومتي به‌نقل از مسئولان وزارت كار اعلام كردند كه با تصويب اين قانون،  حداقل 2ميليون و 800هزار كارگر از حداقل حقوق به‌رسميت شناخته‌شده كارگري  محروم شدند.به اين ترتيب در حال حاضر بيش از 80درصد کارگران کشور به صورت قراردادي كار ميكنند يعني كارگر ثابت نيستند و حقوق ندارند  و كارفرما هر شرايطي كه ميخواهد به آنها تحميل ميكند.طبعا اين باعث ميشود كه كابوس اخراج از كارخانه هميشه براي كارگر وجود داشته باشد و كارگر مجبور شود با هر وضعيت بدي بسازد و به كارش ادامه بدهد و صدايش در نيايد.

 اين وضعيت يا به عبارت صحيح تر جنايت,بخصوص درمورد زنان كارگر و كودكان كار خيلي دردآورتر نيز هست.چرا كه آنها از فشارها و تعرضات ناموسي مزدوران و ايادي دولتي دركارخانهها هم در امان نيستند.در تاريخ 26 ديماه 1384 سايت پيك ايران گزارشي درد آور را با اين تيتر منتشر كرد:“ استثمار زنان در كارخانه ها بيداد ميكند.” زنان كارگر شركت‌‏ "فيروز الكتريك "نيشابور ماهيانه فقط 50 هزار تومان حقوق مي‌‏گيرند!تمامي آنان‌ چك و سفته 2 ميليوني امضا كرده اند‌ و تهديد نامه اي دريافت نموده اند،كه نبايد صدايشان به گوش كسي برسد!اغلب آنان چند فرزند دارند.اين زنان با توهين و تحقير و تهديد از جانب كارفرما و حقوقي كه حتي نميتوان با آن در طي ماه فقط نان و پنير يا سيب زميني هم خريد,سر ميكنند.خبرگزاري ايلنا وابسته به دولت در تاريخ 4 آذر 83 فاش ساخت:“كارگران زن توسط يكي از كارخانجات شرق تهران  براي مشاغل سختي مانند تراشكاري و كار با دستگاه پرس بكار گرفته ميشوند.بيشتر اين كارگران نيز در انتهاي سال اخراج ميشوند و نفرات جديدي جايگزين آنها ميگردند.” سايت پيك ايران در تاريخ 1 آبان 84 از قول يك عضو شوراي اسلامي شهر مشهد چنين نوشت:“يك سوم دستفروشان مشهد زن هستند.حدود 5 هزار نفر شب در بازارها مشغول به كار هستند كه حدود 33 درصد آنان بانوان مي باشند.”و طبق آمار ارائه شده توسط خود دولت 70 درصد از بافندگان  استان خراسان شمالي را كودكان تشكيل مي‌‏دهند.

و به اين ترتيب است كه شاهد استثمار مضاعفي به نام بهره كشي از زنان و كودكان براي چپاول بيشتر هستيم.يكي از زنان زحمت كش هم وطن در مصاحبه اي گفت:“در دو شرکت کار ميکنم و فقط ماهي 55 هزار تومان حقوق ميگيرم. شب وقتي دختر کوچکم از درد پا گريه ميکند و به خودش ميپيچد منم گريه ميکنم و اونايي رو که حق من و بچههامو ميخورن نفرين ميکنم.”

واماپديده بسيار دردآور ديگري كه در اين دولت غارتگر تبديل به روال شده،اين است كه حقوق كارگر را با وقاحت تمام ماهها نميدهند و هيچ كس هم پاسخگو نيست!!روزنامه كيهان در تاريخ 79.4.4به نقل از عليرضا محجوب، دبيركل خانه كارگر و كسي كه دو دوره به عنوان نماينده كارگران انتخاب شده و هم اكنون نيز در پي كسب كرسي است,تعداد واحدهايي را كه در دو سال اخير با مشكل نپرداختن حقوق مواجه بوده‌اند،293 شركت اعلام كرد و گفت «در هشتادشركت از اين تعداد، كارگران،بيش از پنجاه ماه است كه حقوق دريافت نكرده‌اند».

 بله! تلاش براي تصاحب كرسيهاي بيشتر در مجلس هشتم,چيزي نيست جز ربودن ته مانده ناني از سفره كارگر به دست آخوندها!

بدون شك، خشم و نفرتي كه اين وضعيت در مردم ايجاد ميكند،دامنگير غارتگران حاكم خواهد شد.امروز كارگران و زحمتكشان سرشار نفرت و خشم هستند و شعارها و خواسته هاي بر حق آنان بسيار گويا است و دير نيست كه با همين شعارها استثمار خوش نشينان مجلس و تمام باندهاي غارتگر پايان پذيرد.

«امنيت مشاغل، حق مسلم ماست» و«اعتصاب، اعتصاب، حق مسلم ماست».

بر گرفته از : وبلاگ فریاد کارگر

http://faryadekaregar.blogfa.com/