یک روز بیشتر از کنتیننتال !

        

                                                                        

                                                                          تقدیم به کارگران نیشکر هفت تپه و لاستیک البرز

 

 

این عبارت بخشی از سخنانی است که یکی از کارگران کارخانه لاستیک سازی اوزکادی در مکزیک در باره صحبت های یکی از دهقانان خرد روستای آتنکو بر زبان راند که به حمایت از کارگران آمده بود و از آنان می خواست به مبارزه ادامه دهند."  انریکو گومز دلگادو"  Enrique Gomez Delgado، کارگر کارخانه  و نویسنده مکزیکی،  مبارزات سه ساله کارگران اوزکادی را مبنای نوشتن کتابی به زبان اسپانیایی به نام        " پیروزی کارگران اوزکادی مکزیک بر یک کنسرن بین المللی" قرار داد. " مشتهیلد دورتموند" Mechthild Dortmund کتاب دلگادو را با عنوان " یک روز بیشتر از کنتیننتال" به آلمانی ترجمه کرد که در آوریل 2008 به بازار آمد. فیلم مستندی  نیز برمبنای این مبارزات ساخته شده است. من در اینجا سعی  می کنم برمبنای مطالب کتاب، فیلم و حضورم طی چند سال اخیر درفعالیت های حمایتی ازاین کارگران گزارشی ازین تجربه موفق ارائه دهم، باشد که به مبارزه کارگران ایران در موارد مشابه کمکی کرده باشم.

کارخانه لاستیک سازی اوزکادی در شهرک ال سالتوی مکزیک قرار دارد. اوایل قرن بیستم در این شهر آبشار کوچکی وجود داشت که امروزه فقط در تصاویر وجود خارجی دارد. اما در آن زمان انگیزه ایجاد و نصب اولین ژنراتور تولید برق را به میان کشید. سپس در آن جا کارخانه نساجی ریوگرانده تاسیس شد که مهم ترین کارخانه در مکزیک بود. زمانی که در سال 1970 کارخانه لاستیک سازی اوزکادی تاسیس شد سال ها بود که دیگر هیچ کدام ازین دو وجود نداشتند. کارخانه جدید در فضایی به مساحت 64 هکتار ایجاد شد و 2000 کارگر داشت و منطقه را از نظر اقتصادی تحت پوشش گرفت. در فاصله سه ساله بین 1995 تا 1997 کارخانه با پیشرفته ترین ماشین آلات تجهیز شد و در همین سال شرکت کنتیننتال کارخانه اوزکادی را خرید، زیرا برای رقابت با سایر کنسرن های لاستیک سازی در بازار آمریکا نمی توانست به تولید در اروپا و سپس حمل تولیدات به آمریکا بسنده کند، چرا که این کار گران تمام می شد و رقابت را مشکل می کرد. بنابراین، تصمیم گرفت در قاره آمریکا تولید کند. اولین کارخانه را در کارولینای شمالی دایر کرد. اما سطح بالای دستمزد و شرایط کار و سابقه سازمان یابی کارگران در آمریکا سبب شد که به دنبال آلترناتیو دیگری بگردد. مکزیک را جای مناسبی یافت که قابل مقایسه با آلمان و آمریکا نبود. برای درک تفاوت این دو وضعیت به مقایسه دستمزدها می پردازم. مزد روزانه یک کارگر مکزیکی کارخانه لاستیک سازی که تازه نسبت به مزد سایرکارگران مکزیکی نسبتا بیشتر است 20 دلار است، در صورتی که یک کارگر کلاس دو کارخانه لاستیک سازی در کانادا  ساعتی 17 دلار مزد می گیرد. یا، به طور مثال، یک کارگر شاغل در کانتین آشپزخانه کنتیننتال هانوفر ماهانه حداقل 1600 دلار، کارگر شاغل روی تسمه ماهانه حداقل 1900 دلار و کارگران ماهر که اکثریت کارگران را تشکیل می دهند نسبت به کارگران غیرماهر بین 500 تا 1000 دلار بیشتر دریافت می کنند. با وجود این اختلاف عظیم در سطح دستمزدها، بازهم کارفرما برای تعطیل کارخانه به دروغ ضرر و زیان را بهانه قرار می دهد تا دستمزدها را بیش از پیش کاهش دهد.  کنتیننتال بعد از خرید کارخانه ابتدا 200 کارگر را اخراج کرد و دو کارگاه شماره  دو و سه ( 1997) و سپس کارگاه شماره یک را در سال بعد (1998) تعطیل کرد و تنها کارگاه شماره چهار در ال سالتو را باقی گذاشت. در دسامبر 1998 فروش تولیدات کارخانه به 9/18 میلیون دلار رسید. کارخانه با بارآوری سطح بالا مشغول به کار بود و رکورد تولید را با 5/4 میلیون حلقه لاستیک شکست. کنتیننتال یک کارفرمای فراملیتی قدرتمند، موفق و قدیمی است که مرکز اصلی آن در شهر هانوفر آلمان در سال 1871 تاسیس شد. در دوران جنگ جهانی دوم  با تمام توان در خدمت جنگ و فاشیسم هیتلری بود و هزاران کارگر را به اجبار به جبهه جنگ فرستاد و به جایشان از کار اجباری کارگران خارجی موجود در اردوگاه ها استفاده کرد و همزمان سودهای نجومی این تجارت کثیف را پشتوانه گسترش آتی خود کرد. در دوسال اول جنگ، سود سهام کنتیننتال از 8٪ به 14٪ افزایش یافت. و امروز چهارمین کنسرن بزرگ لاستیک سازی جهان است  و درهانوفر به  "کنتی" معروف است. "کنتی" که نان کودکان کارگران خود را می بُرد در سال 2006 یکی از 15 حامی جام جهانی فوتبال در آلمان بود. در سال 2004 ، تعداد 80586 نفر در مجموعه کارخانه های "کنتی" در جهان کار می کردند، 32 هزار نفر در آلمان، 24 هزار نفر در اروپا و بقیه در سایر نقاط جهان : مکزیک، آرژانتین، برزیل و آمریکا. "کنتی" در مجموع  140 کارگاه تولیدی دارد. در همین سال، با 22/9٪ رشد نسبت به سال قبل، میزان فروش آن به بیش از 12 میلیارد یورو رسید. انتظار رشد بیش و بیش تر همراه با افزایش شدت استثمار، "کنتی" را به تعطیل مراکز کار در آلمان و سایر نقاط برخودار از دستمزد بالا و تشکیلات فعال کارگری و انتقال ماشین آلات و تجهیزات خود به کشورهای اروپای شرقی، چین و برزیل واداشت که در آن ها نیروی کار ارزان تر است. مرکز مکزیک آن 5/14٪ فروش لاستیک اتومبیل و 5/12٪ فروش لاستیک کامیون را در اختیار دارد. با وجود این، کارفرما به بهانه ضرر و زیان خواهان 12 ساعت کار روزانه و 35٪ اضافه تولید بدون پرداخت دستمزد بیشتراست. هم چنین خواستار کاهش تعداد کارکنان، حذف تعطیل روز یک شنبه و ایجاد نظم جدید کاری نیز هست  و به نماینده اتحادیه توضیح می دهد که در صورت عدم قبول شرایط اعلام شده، برای جلوگیری از ضرر و زیان کارخانه چاره ای جز اخراج کارگران نخواهد داشت!!!

همه کارخانه های لاستیک سازی مکزیک در این تصمیم گیری نظر یکسانی داشتند.  در سال 2000 شرکت یونی ترویال 650 کارگر مکزیکی را اخراج کرد و سپس کارخانه را با نام دیگری بازگشایی کرد و کارگران جدیدی را با دستمزدهای پایین به استخدام در آورد. شرکت آمریکایی فایرستون کارخانه را تعطیل نکرد، اما تهدیدیش سبب شد که اتحادیه کارخانه که وابسته به اتحادیه سراسری CTM بود از کارفرما تقاضا کند که دستمزدها را 25 تا 30 ٪ کاهش دهد تا شرکت بتواند به کار خود ادامه دهد!!! شرکت گودیر خوکسو در آوریل 2001 کارخانه را تعطیل کرد و 1350 کارگر را به خیابان ریخت.  تحقیقی در باره  کارگران کارخانه های لاستیک سازی مکزیک نشان می دهد که تعداد شاغلان در سال 1989 مجموعا 32745 نفر بود که 23000 نفر در بخش تولید و 9000 نفر در بخش خدمات کار می کردند. ازاین تعداد حدود یک سوم یعنی 11768 نفر در اتحادیه ها سازمان یافته بودند. یازده سال بعد یعنی در سال 2000 تعداد شاغلان در کارخانه های لاستیک سازی به 6275 و در 2001 به 3696 نفر کاهش یافت. یک عامل مهم در ایجاد این وضعیت انعقاد موافقت نامه تجارت آزاد در سال 1993 بین مکزیک و کانادا و آمریکا ( نفتا ) بود که در اثر آن سیل کالاهای ارزان قیمت و با کیفیت پایین آمریکایی و آسیایی به کشور وارد شد. بعد از انعقاد قرارداد، خصوصی سازی دارایی های دولتی آغاز شد.

شرایط ایجاد شده درمکزیک برای کارگران و به طورکلی مردم این گونه بود. از طرفی، اتحادیه های کارگری مکزیک طبق روال اتحادیه های سنتی* 80 سال است که زیر سلطه یک مافیا قرار دارد که توسط تجار و با فساد مالی کنترل می شود و دولت و کارفرما نیز آن را تقویت کرده و می کنند. بدین ترتیب، یک مثلث قوی سه جانبه گرایی علیه توده کارگران شکل گرفته است. بعضی از روسای اتحادیه ها امروز نمایندگان مجلس یا سناتور هستند و در قدرت شریکند و مانع هرگونه مقاومت کارگران در برابر کنسرن ها می شوند. وقتی کارگران با تعطیل کارخانه مواجه می شدند و برای چاره جویی به اتحادیه رجوع می کردند به آن ها گفته می شد که تقاضای دریافت خسارت کنند. این امر برای کارگران گودیر، فایرستون و غیره پیش آمد. اتحادیه CTM با تمام توان خود در خدمت دولت قرار گرفت. در نتیجه کارگران معدن و متال از اتحادیه بیرون رفتند. سپس 23 سازمان اتحادیه ای دیگر نیز CTM را ترک گفتند که از جمله آن ها کارگران برق و رانندگان قطار بودند. بعد، اتحادیه متحد زیر نفوذ حزب کمونیست استالینیست مکزیک قرار گرفت تا بالاخره در سال 1957 دوباره اتحادیه اوزکادی همراه با یافتن استقلال وارد مرحله ای هدفمند شد. در سال 1958 مبارزه معلمان را برای حقوق بیشتر با موفقیت پیش برد. در سال 1959 مبارزه کارگران راه آهن برای دستمزد بیشتر، مسکن بهتر و دموکراتیزه کردن اتحادیه شان پیش آمد. در این اعتصاب 20000 کارگر راه آهن را اخراج کردند. 10000 کارگر راه آهن به اضافه حامیان اعتصاب آن ها که از کارگران نفت و کشاورزی، معلمان و دانشجویان بودند دستگیر شدند و سربازان راه آهن را اشغال کردند. رئیس اتحادیه به زندان افتاد و دولت دو تن از سران CTM را در راس اتحادیه اوزکادی گذاشت. اما در همان سال کارگران در مجمع عمومی اتحادیه آن ها را از اتحادیه خود بیرون انداختند. در سال 1968 جنبش دانشجویی در مکزیک هم چون اروپا و ایالات متحده فعال بود و آن ها همراه با کارگران در تظاهرات متعدد شرکت کردند.  به دنبال آن در دهه 1970 جنبش اتحادیه ای تقویت شد. در همین سال بود که کارگاه شماره 4 لاستیک سازی در ال سالتو تاسیس شد و آن ها اتحادیه خود را به نام "اتحادیه ملی انقلابی کارگران لاستیک سازی اوزکادی" تاسیس کردند( SNRTE ).  در دهه 1980 ، چون سایر کشورها،  سرمایه داری مکزیک مرحله جدیدی از خودگستری را آغاز کرد  و موج نئولیبرالیسم مکزیک را نیز درنوردید و به همراهش شدت استثمار به گونه ای سیستماتیک رو به افزایش گذاشت. به دنبال آن، با بسته شدن قرار داد تجارت آزاد با کانادا و آمریکا در 1994، بسیاری از کارخانه ها که قدرت رقابت نداشتند تعطیل شدند. بخش بزرگی از اقتصاد کشاورزی نابود شد. دارایی های دولتی به بخش خصوصی واگذار شد و کارگران بسیاری دوباره بیکار شدند.

 

اتحادیه اوزکادی

 اتحادیه اوزکادی در سال 1935 تشکیل شد و با ایده همبستگی کارگری  از آغاز همراه با کارگران مناطق مکزیکوسیتی با کارفرمایان مبارزه می کرد. این اتحادیه از سال 1936 تا 1939 با تمام توان خود از جنگ داخلی اسپانیا علیه فاشیسم فرانکو حمایت کرد. اما با غلبه جناح راست بر آن، خصلت رزمندگی اش کمرنگ شد. در نتیجه، کارگران اوزکادی همراه با کارگران سایر اتحادیه های این بخش صنعتی، سندیکای متحد کارگران اوزکادی   (SURTE)را تاسیس کردند و این پیروزی بزرگی بود که تمام کارگران لاستیک سازی را با هم متحد کرد. به دنبال این اتحاد، کارگران یک اعتصاب سه روزه موفق را سازمان دادند.

 

16 دسامبر 2001 ساعت 22 وقتی کارگران شیفت شب به کارخانه وارد شدند اطلاعیه کارفرما را مبنی برتعطیل کارخانه بردیوار دیدند. اما نوشته نشده بود که کارخانه در چه زمانی تعطیل خواهد شد. لحظات اول، ناباوری حاکم بود. کارگران غمگین و افسرده شده بودند. بعضی ها در این کارخانه بیش از 20 سال کارکرده بودند و آن قدر جوان نبودند که بتوانند در جای دیگر کاری پیدا کنند. سال نو در پیش بود و نمی دانستند چه جوابی به کودکان خود بدهند. همه می پرسیدند چرا تعطیل کارخانه؟ همه چیز روال عادی داشت و صحبتی از تعطیل نبود. ماشین ها با حداکثر توان و در سه شیفت کار می کردند تا تولید را 35٪ دیگر افزایش دهند. در کارخانه یک اتحادیه انقلابی وجود داشت که مورد اعتماد کارگران بود. در سال 1997 گروه سرخ رهبری اتحادیه را از دست داد. رهبری جدید 18 کارگر را به خاطر مقاومت در برابر اقتدار روسا از اتحادیه اخراج کرد که یکی از آن های یسوس تورز بود که به عنوان نماینده کارگران در پیشبرد و رهبری اعتصاب نقشی موثر داشت. به تعطیل کارخانه برگردیم. خبر بسته شدن کارخانه در اندک زمانی توسط تلفن همراه به اطلاع همه کارگران رسید. اتحادیه بلافاصله کارگران را به نشستی عمومی برای چاره جویی دعوت کرد که نتیجه اش اعتصاب با خواست بازگشایی کارخانه بود. از طرف دیگر کارفرما از قبل حدود 100 نفر از کارگران را با قول استخدام مجدد بعد از پایان کار و دادن رشوه خرید و به عنوان اعتصاب شکن آماده کرد و به ازای هر کارگری که آن ها راضی به قبول خسارت کنند مزایایی برایشان در نظر گرفت. از قبل به همه ی روزنامه ها رشوه داد تا اخبار اعتصاب را منتشر نکنند یا آن چه را که آن ها می خواهند بنویسند. رئیس اتحادیه  CTM، آلوارو رامیرز، را با خود همراه کرد تا کارگران را به گرفتن خسارت در ازای تعطیل کارخانه راضی کند.

 

اشکال مقاومت و مبارزه کارگران

در 17 دسامبر 2001 کارگران تصمیم می گیرند که اعلام اعتصاب کنند و اولین تظاهرات را با حضور خانواده و دوستان خود ترتیب دهند. کارناوال بزرگی را تا مکزیکو سیتی ترتیب دهند و در طی مسیر به همه کارخانه های بین راه سربزنند و آن ها را به مبارزه  و حمایت از مبارزه خود دعوت کنند و یک مبارزه  و حمایت بین المللی را دامن بزنند.  بدین سان، مرحله هدفمند دیگری از مبارزه طبقاتی آغاز می شود که در یک طرف آن  کارگران یک کارخانه در مکزیک قرار دارند - کارگران و اتحادیه انقلابی شان که مورد حمایت کارگران دیگر، اتحادیه های کارخانه های دیگر و احزاب چپ و سوسیالیستی قرار دارند - و در طرف دیگر خدایان سرمایه که اکثرا خارجی هستند و دولت حامی آن هاست. برای اعلام اعتصاب در 13 ژانویه 2002 یک راه پیمایی از جلوی شهرداری به سمت کارخانه را ترتیب می دهند. 4000 نفر در آن شرکت می کنند. وقتی جمعیت به جلو کارخانه می رسد، کارگران اعلام می کنند :  "تهدید بس است! حالا دیگر اعتصاب     می کنیم! ما  مبارزه  می کنیم!" در بدو امر برای جلوگیری از خروج ماشین آلات و کالاها و مواد اولیه موجود نگهبانی 24 ساعته از کارخانه را سازمان می دهند. در هر شیفت 30 کارگر آماده دفاع از حق کار و زندگی خود بودند و در هر سه شیفت و به ویژه شیفت شب شبکه خبررسانی از طریق تلفن همراه برای اقدام فوری کمک رسانی تشکیل می شود. اتوبوس هایی که کارگران کارخانه های دیگر را حمل و نقل می کردند یا کامیون هایی که مواد را جابجا می کردند آن ها را از محل نگهبانی به ده محل سکونتشان می بردند یا از آنجا به محل نگهبانی می آوردند. روزها خانواده های کارگران و هم چنین سایر مردم و گروه هایی که از آن ها حمایت می کردند به جلو کارخانه می آمدند و مورد استقبال و خوشامدگویی نگهبانان اعتصاب  قرار          می گرفتند. ملاقات کنندگان با خود صبحانه می آوردند و همگی با هم صبحانه می خوردند.

دهقانان خرد دهکده های اطراف کارخانه با شن و خاک وسایل سنگربندی را آماده کردند. و می گفتند هروقت لازم باشد آن را با دوچرخه هایشان به در کارخانه خواهند آورد. گروهی از آنان برای خرید کیسه پول دادند و سپس دسته جمعی کیسه ها را با شن و خاک پر کردند و با پلاستیک برایشان روکش درست کردند. یکی از دهقانان نقاش بود ودیوار ساختمان اتحادیه را نقاشی کرد که بیانگر روح مبارزه جوی کارگران و خانواده آنان بود.  برای جلوگیری از حمله احتمالی عمال کارفرما جهت خارج کردن ماشین آلات، با کیسه های شن دو ردیف سنگر جلو در ورودی کارخانه ساختند. یک روز وقتی پلیس چند کارگر و دهقان را دستگیر کرد و به اداره پلیس برد، فعالان به سرعت خبر را منتقل کردند و کارگران با ماشین بلندگو دار خبر حمله پلیس را به اطلاع مردم رساندند. مردم دسته دسته به سوی مرکز پلیس راه افتادند و فریاد می زدند آن ها را آزاد کنید و مرکز پلیس را به محاصره خود در آوردند. بالاخره پلیس مجبور شد آن ها را آزاد کند.

در 31 ژانویه،  راه پیمایی کارگران به سمت مکزیکوسیتی آغاز می شود. کاروان شامل 7 اتوبوس و 200 کارگر است که همه تی شرتی  به تن دارند که رویش نوشته اند: "تهدید بس است! حالادیگر اعتصاب        می کنیم! ما مبارزه می کنیم!". راه پیمایی 6 روز طول می کشد که  با موزیک و جلسات اطلاع رسانی همراه است و مورد حمایت اهالی قرار می گیرد. در اول فوریه در سن لوئیز پوتوسی که کارخانه جنرال تایر در آنجا قرار داشت نیروهای پلیس و دولتی منتطر بودند. در آن جا سخنرانی هایی توسط کارگران و دانشجویان انجام شد. یسوس تورز به کارگران جنرال تایر گفت شما و ما باید برای دفاع از حقوق مان با هم مبارزه کنیم زیرا بستن کارخانه به اوزکادی محدود نمی ماند و بزودی دامن کارگران سن لوئیز را نیز می گیرد. در این لحظه رهبر اتحادیه CTM با نماینده دولت و کارفرما در درون کارخانه در حال مذاکره بود. وی خود را پشت ستونی مخفی کرد. کارگران در این موقع شعار می دادند : " ما تحمل می کنیم- یک روز بیشتر از کنتیننتال". آری این گونه بود؛ در حالی که کارگران با سرمایه مبارزه  می کردند رهبران اتحادیه های سنتی  برسرفروش حق و حقوق کارگران مشغول مذاکره با کارفرمایان و سیاستمداران بودند.

کارگران در همه جا مورد استقبال و حمایت کارگران، مردم عادی، دانش آموزان،  نیروها و گروه های چپ و سوسیالیست قرار می گیرند. قرار بود راه پیمایی در 5 ژانویه پایان گیرد، اما کارگران تصمیم می گیرند که یک روز آن را طولانی تر کنند تا بتوانند از لاویلا نیز بازدید کنند، به جلوی دفتر مرکزی فورد بروند و به اخراج کارگران فورد اعتراض کنند. ده ها هزار نفر در تظاهرات آن ها و شانه به شانه آن ها شرکت می کردند؛ کارگران پست، حمل و نقل، راه آهن، خدمات عمومی، مخابرات، جنبش بی زمین ها، نمایندگان اتحادیه ها و سازمان های سیاسی. هر روز شعار جدیدی را به عنوان شعار روز مطرح می کردند که از جمله آن ها این شعارها بود:

به صف جبهه متحد کارگران بپیوندید!

ما تحمل می کنیم- یک روز بیشتر از کنتیننتال!

راه حلی وجود ندارد، پس از سرمایه داران سلب مالکیت می کنیم!

گاه کارگرانی که در مکانی دیگر با کارفرمای خود برسرهمین مسئله مبارزه  می کردند، برای بازدید و حمایت از کارگران به کارخانه می آمدند. یک بار دهقانی از اهالی ده آتنکو به نگهبانان اعتصاب گفت : ما به مبارزه ادامه می دهیم، شما ما را فراموش نکنید. کارگری در جواب گفت: ما تا پایان کار مبارزه خواهیم کرد! یک روز بیشتر از کنتیننتال !

 

نقش زنان در اعتصاب

زنان - همسران، مادران، خواهران و دختران کارگران اعتصابی – پیگیرانه با اعتصاب همراهی می کردند. آن ها کارگرانی را که با کارفرما متحد شده بودند و دیگران را تشویق به ترک اعتصاب و گرفتن خسارت می کردند، تحت عنوان اعتصاب شکن و خائن در دهکده رسوا کردند. در راه پیمایی 6 روزه با کودکان خود شرکت کردند و تصمیم گرفتند برای دفاع از اعتصاب خود را سازمان دهند. 1000 خانواده  در کمیته همسران سازمان داده شدند. آن ها همین طور می بایستی برای تامین مخارج خانواده کار کنند. در بازار روز دهکده کار می کردند. دستفروشی می کردند. به پختن نان و شیرینی و خوراک های دیگر و فروش آن ها در دم در خانه اقدام می کردند خلاصه هر کاری را که توانایی انجام داشتند برای خانواده انجام می دادند. دختران و پسران دانشجوی خانواده کارگران مجبور به ترک تحصیل و کارکردن شدند. کمیته زنان با نمایندگان محلی و شهردار وارد مذاکره شدند. به پایتخت رفتند و در بحث های زیادی شرکت کردند. در مصاحبه های مطبوعاتی زیادی شرکت کردند و این امر توان کارگران را برای ادامه اعتصاب جهت یک زندگی بهتر افزون می ساخت.

 

 حمایت های مردمی

دامنه حمایت ها هرلحظه فزونی می گرفت. گذشته از اتحادیه های مراکز دیگر، سازمان های مردمی، انجمن های دهقانان خرد، مردم مناطق فقیرنشین شهری، احزاب سیاسی چپ و افراد در مکزیک به حمایت از کارگران برخاستند. اتحادیه انقلابی ملی کارگران لاستیک سازی اوزکادی با پرداخت کمک مالی ماهانه  از حق عضویت کارگران به آن ها یاری می رساند. با این کار پیمان دوستی بین گروه های اتحادیه ای و سازمان های مردمی مکزیک تقویت شد. در فاصله سال 2002 تا 2005 دو کارگر اعتصابی به دست اعتصاب شکنان مزدور سرمایه به قتل رسیدند. فرستنده های تلویزیونی که رشوه گرفته بودند، اعتصاب را نادیده  می گرفتند و تنها بعضی از کانال های محلی و تلویزون گروه  رپ  Rapاعتصاب را پوشش می دادند.

سپس نوبت به حمایت بین المللی رسید. بدون حمایت بین المللی پیروزی برای کارگران مشکل می شد. چند تن از افراد اتحادیه انقلابی به اروپا، برزیل، نیکاراگوئه، آرژانتین، اوروگوئه و اکوادور فرستاده شدند. امکان مسافرت هوایی رایگان آن ها را خلبانان فراهم می ساختند. در مقابل این عملیات، حکومت فاکس - رئیس جمهور مکزیک - و نیروهای پلیس برشدت عمل خود علیه کارگران افزودند. نمایندگان کارگران به آلمان سفر کردند و در شهری که اداره مرکزی کنسرن کنتیننتال قرار دارد یعنی هانوفر مورد استقبال گرم فعالان کارگری و کارگران قرار گرفتند. در جلسات حمایتی زیادی شرکت کردند و وضعیت خود را توضیح دادند و از مبارزه خود با "کنتی" گفتند. یک کمیته حمایتی از شهروندان هانوفر تشکیل شد و اعلامیه هایی به دوزبان آلمانی و اسپانیایی آماده و در دو کشور پخش شد که در روحیه کارگران اعتصابی تاثیری مثبت داشت.

جریان سفر رئیس جمهور مکزیک به اروپا با سفر نماینده کارگران اوزکادی همزمان شد. سفر دور اروپای کارگران با موفقیت بسیار همراه بود. کارگران به این نتیجه رسیدند که  به جهانی سازی امپریالیستی باید با مبارزه و همبستگی کارگری جهانی پاسخ داد و آلترناتیو خود را در برابر آنان ارائه داد. مانفرد وننر، رئیس کنسرن کنتیننتال، بالاخره مجبور شد در جلسه سالانه "کنتی" در هانوفر در این باره صحبت کند. او گفت که کارخانه اوزکادی اصلا بهره وری ندارد و ما برای جلوگیری از ضرر بیشتر باید آن را ببندیم. یسوس تورز در جوابش گفت این کارخانه سودآورترین کارخانه در مکزیک است و چند سال قبل رکورد تولید را با 5/4 میلیون حلقه لاستیک در سال شکست. چگونه می توان چنین کارخانه ای را بدون بهره وری خواند؟ سپس ادمه داد: ما به این جا آمده ایم که راه حلی پیدا کنیم نه این که در دوئل سخنرانی شرکت کنیم و پیروز شویم. و بعد از آن پیشنهاد خود را که توسط اتحادیه انقلابی تهیه و رویش کار شده بود ارائه داد. باردیگر در جلسه ای با حضور وزیر اقتصاد آلمان، نماینده کارفرما، سفیر مکزیک در آلمان و نمایندگان اتحادیه سراسری آلمان ، اتحادیه شیمی و دو سازمان غیردولتی آلمان شرکت کردند. وکیل اتحادیه انقلابی، غیرقانونی بودن تعطیل کارخانه را با توجه به قوانین مکزیک توضیح داد. دوباره در سال 2002 نمایندگان اوزکادی همراه با یک گروه مرکب از یک نماینده پارلمان از حزب دموکراسی انقلابی، یک  کارشناس حقوق کارگری، دو کارگر جنرال تایر سن لوئیس که به دلیل فعالیت های دموکراتیک توسط "کنتی" از کار اخراج شده بودندو یک خبرنگار به آلمان سفر کردند.

در 10 آوریل 2003 نماینده کارفرمای آلمانی و نماینده دولت مکزیک با صدها نیروی امنیتی وحراست کارخانه و صفی از کامیون برای خروج ماشین آلات و مواد اولیه موجود به محل کارخانه آمدند. می خواستند سنگرها را درهم بکوبند  و 15000 حلقه لاستیک موجود در کارخانه و سایر وسایل را با خود ببرند . اما مقاومت کارگران همراه با مقاومت مردم محلی و حامیان کارگران آن ها را فراری داد.

 

پیروزی در مبارزه

اشکالی که کارگران برای تداوم مبارزه خود انتخاب کردند جدایی ناپذیری مبارزه اقتصادی از سیاسی را به وضوح نشان می دهد. کارگران می خواستند جلو بسته شدن کارخانه را بگیرند. کارگران می خواستند محل کار خود را حفظ کنند و از آن دفاع نمایند. کارگران می خواستند نان بچه های شان قطع نشود. همه این خواسته ها در ظاهر امر و به سادگی خواسته هایی اقتصادی هستند. اما با اولین گام در راه این خواسته ها می بینیم مساله کاملا سیاسی می شود. کارگران برای حفظ کارخانه سنگر می بندند. تظاهرات و راه پیمایی می کنند و سایر کارگران و تمام مردم زحمتکش را به حمایت از خود فرا می خوانند. در همان اولین گام پلیس و نیروهای امنیتی وارد عمل می شوند و ضرب و شتم و دستگیری ها آغاز می شود. نمایندگان کارفرما و نمایندگان دولت سرمایه داری نیز به یاری هم می شتابند. برای یافتن بهترین راه خفه کردن اعتصاب و اعتراض و جلوگیری از عواقب آن جلسات مشاوره تشکیل می دهند. قوه قضائیه وارد عمل می شود. آسمان و ریسمان به هم بافته می شود تا جلوی یک خواست انسانی و بر&