پیام پشتیبانی

هیئت مشورتی اتحاد چپ کارگری

به اعتصاب غذا کننده گان در هلند


به‌انسان‌های آزاده
به‌نهادهای مدافع حقوق انسانی
به‌اتحادیه‌های کارگری
به‌کمیساریای پناهندگان سازمان ملل متحد
به‌‌سازمان جهانی کار
به‌امنستی اینترنشنال
به‌پارلمان هلند
به‌حزب سوسیالیست و حزب کارگر هلند
به‌پارلمان اروپای متحد

مطلع شدیم که دوستان ما اصغر فتاحی – عباس فرد با صدور اطلاعیه ای به پای اعتصاب غذا در کشور هلند رفته اند .
آنها در نامه خود یاد آور شده اند :
" ...
ما امضاکنندگان این نامه که به‌دلیل حمایت از دستگیرشدگان اول ماه مه و هم‌چنین حمایت از کلیه فعالین کارگری زندانی اقدام به‌اعتصاب غذا نموده‌ایم، از همه‌ی انسان‌های آزاده، نهادهای مدافع حقوق بشر و اتحادیه‌های کارگری در هلند می‌خواهیم که به‌جمهوری اسلامی فشار بیاورند تا تمامی کارگران زندانی را بدون قید و شرط آزاد کنند؛ چراکه آن‌ها به‌جز اقدام برای یک بهتر و انسانی و مبارزه برای احقاق ابتدایی‌ترین حقوق انسانی مرتکب هیچ جرمی نشده‌اند. برعکس، این جمهوری اسلامی است‌که آشکارا همه‌ی کنوانسیون‌های بین‌المللی حقوق کار و همه‌ی دست‌آوردهای حقوق بشر را زیرپا می‌گذارد.
به‌باور ما فشار وارد آوردن به‌جمهوری اسلامی یکی از مؤثرترین راه‌های جلوگیری از بروز یک فاجعه‌ی انسانی است. هم‌چنین ما از دولت هلند، احزاب مترقی در هلند و پارلمان اروپا می‌خواهیم به‌اصول ادعایی خویش (که از دموکراسی و دموکراتیزم دفاع می‌کنند) پای‌بند بمانند و بازداشت غیرقانونی کلیه کارگرانی را که اینک در زندان به‌سر می‌برند، محکوم کنند. چراکه ایجاد تشکل مستقل کارگری یکی از مؤثرترین گام‌ها در رشد موازین دموکراتیک در همه‌ی جوامع بشری است.
اصغر فتاحی ـ عباس فرد " از فعالین موافع حقوق کارگران در هلند در راستای پشتیبانی از کارگران ایران و آزادی بی قید و شرط کارگران دستگیر شده اول ماه مه سال 1388 دست به اعصاب غذا زده اند .
امروز 25 مه 2009 از طریق دوستان خود از هلند اطلاع یافتیم جدا از نامبردگان ( اصغر فتاحی و عباس فرد، یک تن دیگر از فعالین به نام حسین به اعتصاب پیوسته و وارد پنجمین روز اعتصاب غذا شده اند . حال رفیق حسین خوب نیست و به بیمارستان برده شده است.
جمع مشورتی اتحاد چپ کارگری در راستای پشتیبانی از مبارزات کارگران ایران و همبستگی با آن ، اقدام رفقا را مورد پشتیبانی قرار داده و با توجه به اینکه تابه امروز هیچ تیم پزشکی از اعتصابیون باز دید نکرده اند . از مقامات هلند خواهان رسیدگی به وضعیت نامبردگان و در راستای بهبود جسمی رفقا خواهان پایان بخشیدن به اعتصاب و پیگیری این حرکت با دیگر فعالان جنبش اعتراضی برای آزادی بی قید و شرط تمامی دستگیر شده گان اول ماه مه ودیگر کارگران زندانی و زندانیان سیاسی در ایران در مسیر دیگری می باشیم .
ما خود را در کنار شما می بینیم و از مبارزه شما برای امر آزادی کارگران و دفاع از مطالبات تان قویا پشتیبانی می نماییم
هیئت مشورتی اتحاد چپ کارگری
 
مه 200929

 

با سلام و سپاس از هیئت مشورتی چپ کارگری


دوستان بسیار عزیز و محترم!
پیام هم‌بستگی شما با دستگیرشدگان اول ماه مه در ایران و هم‌چنین ابراز پشتیبانی شما از آکسیون حمایتی ما (اصغر فتاحی، شهرام بجفی و عباس فرد)، کنش انسانی و طبقاتی شما را نشان می‌دهد. ما ضمن قدردانی از این هم‌بستگی و ابراز پشتیبانی، خود را متعهد می‌دانیم که در امر حمایت از جنبش کارگری ایران همراستا با شما عمل کنیم؛ و متقابلاً از همه‌ی آن نیروهائی‌که از باورها‌ی کارگری و جوهره‌ی سوسیالیستی تهی نشده‌اند، تقاضا می‌‌کنیم که ـ‌به‌هرگونه‌ای صلاح می‌دانند‌ـ گام‌های وسیع‌تری را در حمایت از مبارزات کارگری در ایران بردارند. روند روبه‌رشد و گسترش جنبش کارگری در ایران این ضرورت را پیش پای ما و همه‌ی فعالینِ سوسیالیستِ تبعیدی قرار می‌دهد که شبکه‌ی هرچه وسیع‌تری از مناسبات عملی و رفیقانه را (حول محور حمایت از فعالین و تشکل‌های کارگری داخل کشور) به‌گونه‌ای گسترش بدهیم تا هرلحظه بتوانیم اقدامات لازم را متناسب با نیازهای مبارزاتی آن‌ها سازمان بدهیم. ما اعلام هم‌بستگی و ابراز پشتیبانی شما را گامی در راستای این ضرورت می‌دانیم و دست‌ شما را می‌فشاریم.
اصغر فتاحی ـ شهرام بجفی ـ عباس فرد
این یادداشت برای پاره‌ای از اشخاص و سایت‌های اینترنتی نیز به‌منظور اطلاع و انتشار ارسال می‌شود

چرا اعتصاب غذا؟

امروز (27 مه) ششمین روز اعتصاب غذای ما در اعتراض به‌دستگیری‌های گسترده‌ی شرکت‌کنندگان در مراسم روز جهانی کارگر در ایران است. در این مدت تشکل‌های معدودی از ایرانیان خارج از کشور حمایت خود را از اعتصاب غذای ما اعلام کرده‌اند و تشکل‌های بیش‌تری در این رابطه سکوت پیشه نموده‌اند. به‌هرروی، کسی‌که در بیانیه حمایت از اعتصاب غذا اندر فضائل کار جمعی و اندر مضار فردگرایی سخن‌سرایی می‌فرماید، متأسفانه حقیقت این آکسیون سیاسی و حمایت‌گرانه را درنیافته است. اما چرا ما دست به‌این اعتصاب غذا زده‌ایم و چگونه این اعتصاب را پیش خواهیم برد؟
قبل از هرچیز به‌همه رفقایی‌که نگرانی‌شان را درباره سلامتی ما ابراز کرده‌اند، اظهار تشکر می‌کنیم. هرچه باشد سنی از ما ـ‌اصغر فتاحی و عباس فرد‌ـ گذشته است و برخلاف رفیق جوان‌ترمان ـ‌شهرام بجفی‌ـ تأثیر این اعتصاب برجسم ما زودتر نمایان می‌شود. این نگرانیِ همه‌ی دوستان‌مان را ارج می‌نهیم و در پیش‌برد کارمان ملحوظ نظر خواهیم داشت. برای اطمینان این دوستان، اما اظهار می‌داریم که ما نه تنها برای شهادت اعتصاب غذا نکرده‌ایم، بلکه اساساً به‌شهادت نیز باور نداریم. هم‌چنین شادمانه فریاد می‌زنیم که با تمام وجود اجتماعی و طبفاتی خود همه‌ی گلرنگ‌ها و رمانس‌های زندگی را عاشقانه دوست داریم و در جهت گسترش رفاقت که بیان جوهره‌ی انسان طبیعی و طبیعت انسانی است، کوشا‌تر خواهیم بود.
گرچه احتمال این‌که اعتصاب غذا سلامتی ما را دچار اختلال کند، چندان هم ناچیز نیست؛ اما مطمئناً ما برای این دوستان باقی خواهیم ماند و بازهم به‌مشاجرات خود برای مبارزه‌ای متحدانه‌تر ادامه خواهیم داد. گاهی دست در دست و گاهی هم در مجادله.
اعتصاب ما یک اعتصاب سیاسی برای رسیدن به‌انعکاس مناسبی از وضعیت دستگیرشدگان در افکار عمومی کشوری است که در آن زندگی می‌کنیم. ما در بیانیه اعتصاب غذای خود نوشتیم که فشارهای بین‌المللی برجمهوری اسلامی نیز بی‌تأثیر نیستند و این را همین روزها و با بازگشت آزادانه‌ی رکسانا صابری به‌آمریکا همگان شاهد بودیم. آن‌چه برای رکسانا صابری واقع شد، از نظر ما درباره‌ی کارگران دستگیرشده‌ی اول ماه مه و عزیزانی مثل اسانلو و مددی که در دخمه‌های رژیم مهرورزی به‌سوی مرگ تدریجی رانده می‌شوند، نیز می‌تواند واقع شود. اگر چنین چیزی اتفاق نمی‌افتد به‌این دلیل است‌که کارگران، برخلاف ژورنالیست‌ها و پروفسورهای دانشگاه‌ها و سایر زندانیان ممتاز جمهوری اسلامی، برخلاف صابری و جهانبگلو و...، لابی و حمایت‌گر قدرت‌مند ندارند. بنابراین، اعتصاب ما گام کوچکی است در این جهت. شاید گفته شود که اتهام آن‌ها متفاوت بود. اما چه‌کسی می‌تواند تضمین کند که به‌کارگران نیز همان اتهامات را وارد نکنند؟ مگر نه این‌که عده‌ای از دوستان دروغین طبقه‌کارگر، در ظلمت تاریکی و شلاقِ جمهوری اسلامی ـ‌فانوس به‌دست‌ـ به‌دنبال عوامل سالیداریتی‌سنتر می‌گشتند؟ گرچه این سالوسان از شیخِ حقیقت و زندگی و مبارزه‌ی کارگری شنیدند که «یافت می‌نشود»؛ معهذا به‌اندازه‌ی کافی برای کارگزاران وزارت اطلاعات خوراک تبلیغاتی تأمین کردند.
نه، ما نمی‌توانستیم به‌این امید خیالی دل خوش کنیم که این عزیزان را هم پس از چندی رها خواهند کرد. شاید ما اشتباه می‌کنیم. اما حتی اگر احتمال ناچیزی هم در صحت نگرانی‌های ما وجود داشته باشد، آن‌گاه ما هرگز نمی‌توانیم خود را ببخشیم که تا پس از وقوع واقعه درنگ کرده‌ایم و در انفعال مانده‌ایم.
ما در هلند دست به‌اعتصاب غذا زده‌ایم. آری این‌جا نیز مناسبات و روابط سرمایه‌داری حاکم است؛ اما در این‌جا جان آدمی ـ‌لااقل در درون مرزها و روابط تشکیل دهنده‌اش‌ـ حرمتی دارد؛ و حفاظت از آن هنوز هم برای جامعه و افکارعمومی (که عمدتاً بورژوائی است) مهم است. ارزیابی ما این نبوده و نیست که در این‌جا کسانی را که به‌اعتصاب غذا دست می‌زنند به‌حال خود رها می‌کنند. ما نه محمود صالحی هستیم که زیر فشار مرگ‌بار دژخیم دست به‌اعتصاب غذای خشک زد و نه این‌جا زندان جمهوری اسلامی است که از مرگ ما خرسند شوند. دوست و هم‌اعتصابی ما حسین نیز به‌همین علت اعتصاب خود را قطع کرد. بنابراین، از همه‌ی دوستان می‌خواهیم که اعتصاب غذای ما را بیش از حدی که لازم است، دراماتیزه نکنند. این یک اعتصاب غذا است به‌عنوان یک روش سیاسی مبارزه در کشوری معین و برای رسیدن به‌اهدافی معین، که از نظر ما قابل دست‌یابی نیز می‌باشند. آن‌چه ما نیاز داریم بیش از هرچیز مشارکت همه‌ی دوستان در اعمال فشار سیاسی به‌ارگان‌های دولتی و غیردولتی در هلند است.
اما ما که هستیم که دست به‌این اعتصاب غذا زده‌ایم؟ عده‌ای از دوستان لطف کرده و ما را در اطلاعیه‌های حمایتی خود «مدافع جنبش کارگری» نامیده‌اند. با همه‌ی احترامی که برای مدافعان جنبش کارگری قائلیم، باید بگوییم که ما مدافع جنبش کارگری نیستیم. ما خود کارگریم. از کودکی کارگر بوده‌ایم و هنوز هم هستیم. برای ما «هم طبقه‌ای» معنایی فراتر از معنای ایدئولوژیک دارد. اقدام ما اقدام دو کارگر تبعیدی است که نمی‌توانستند در مقابل ستمگری آشکاری که بر رفقا و فرزندان‌مان وارد می‌شود، کاری نکنند. می‌گوییم «فرزندان ما» و این را به‌همان معنای معمولِ کلمه می‌گوییم. بسیاری از آن‌ها که در پارک لاله‌ی تهران و در دیگر شهرها دستگیر شده‌اند، حقیقتا می‌توانستند فرزندان ما باشند. هم سن و سال فرزندان ما هستند و اگر امروز آن‌ها در زندان نشسته‌اند و فرزندان ما در این‌جا در کنار ما حضور دارند، تنها به‌این دلیل است که «سعادت» فرار از جهنم سرمایه‌داری اسلامی نصیب پدران‌شان نشده است. اگر این «سعادت» نصیب ما نیز نمی‌شد، چه‌بسا فرزندان ما نیز امروز در اوین بودند و منتظر حمایت فعالانه‌ی آن‌هایی که از این «سعادت» نصیب برده‌اند و در اروپا و آمریکا اقامت گزیده‌اند. تأکید براین حقایق را لازم می‌دانیم و براین نیز تأکید می‌کنیم که اصالت مبارزه‌ی سیاسی تنها در محاسبات تعداد افراد و امثالهم نیست. در این اصالت این حقیقت نیز جاری است‌‌که خودِ مبارزان چه می‌اندیشند و چه حس می‌کنند. مبارزه‌ای که تحقق شخصیت انسانی خودِ فرد مبارز را در خود نداشته باشد، هیچ‌گاه قادر به‌تغییر مناسبات سلطه‌گرانه نخواهد بود. بدون تعارف بگوییم که آن‌چه در محل زندگی ما در جریان بود و هست، پاسخ این نیاز ما را نمی‌داد. به‌این‌ترتیب به‌یک علت دیگر اعتصاب غذایمان می‌رسیم.
ما این روش اعتراض را برگزیدیم، به‌این دلیل‌ مشخص که در شرایط کنونی با اتخاذ ‌این تاکتیک به‌مؤثرترین شکلی می‌توانیم اعتراض خود را به‌گوش افکار عمومی برسانیم. در شرایطی متفاوت و با فرض حضور اعتراضات نیرومند و مؤثر در محیط پیرامونی خود، قطعاً به‌همین سادگی تصمیم به‌اعتصاب غذا نمی‌گرفتیم و چه‌بسا ما نیز به‌عنوان جزئی از مجموعه‌ی اعتراضی بزرگ‌تری به‌مبارزه‌ی خود ادامه می‌دادیم. برای رسیدن به‌این اعتراضات نیرومندتر و متحدانه‌تر، ما تا امروز خود را متعهد دانسته و در این راه مبارزه کرده‌ایم؛ و از این پس نیز به‌این تعهد خود پای‌بند خواهیم بود. در رابطه با دستگیری‌های روز جهانی کارگر نیز ما در همین زمینه و برای شکل دادن به‌اعتراضی وسیع‌تر در کشور محل زندگی خود تلاش کرده و خواهیم کرد. اما ما نمی‌توانستیم و نخواستیم در انتظار به‌ثمر رسیدن این تلاش‌ها از آن‌چه‌که هم‌اکنون از دست ما برمی‌آید خودداری کنیم.
یک بار دیگر دست همه‌ی دوستان و رفقایی را می‌فشاریم که در این مدت درکنار ما بوده‌اند و امیدواریم اعتصاب ما با رسیدن به‌نتیجه‌ی مطلوب هرچه زودتر خاتمه یابد و ما نیز دوباره این فرصت را بیابیم که در کنار رفقای خود برای گسترش صف مبارزه اقدام کنیم.
اصغر فتاحی ـ عباس فرد
27 مه 2009 ، لاهه