نمايشی
در ده پرده !
نگاهى آمارى به سه دهه " انتخابات " رياست جمهورى در ايران
آرش کمانگر
بزودی جمهورى اسلامىایران دهمين
انتخابات خويش را براى گزينش " رييس قوه مجریه " برگزار مىكند. در جريان نامنويسى داوطلبين
شركت در اين باالماسكه ضددمكراتيك، بیش از هزار نفر با
مراجعه به وزارت كشور و پر كردن فرم مخصوص، آمادگى خود را براى كانديداتورى اعلام
داشتند که از مسان آنها تنها صلاحیت 4 نفر یعنی احمدی
نژاد ، کروبی ، موسوی و رضایی تائید شد . طبق قواعد رژیم ، شوراى نگهبان مسئول رسيدگى به
صلاحيت نامزدها و اعلام ليست نهايى كانديداهاست. بر طبق همين قواعد نوشته و نانوشته ، رئيس جمهور
حكومت اسلامى بايد مرد ، شیعه دوازده
امامی ، جزء رجال معروف سياسى و دينى، مدير، مدبر، معتقد
به قانون اساسى، حكومت دينى و اصل محوری آن يعنى ولايت
مطلقه فقيه و بنابراين ملزم به تبعيت از ولى فقيه زمان يعنى سيدعلى خامنهاى باشد.
شوراى نگهبان علاوه بر اين قيود و شروط مىتواند بر طبق تبصره الصاقى " نظارت استصوابى" هر زمان و هر
كجا كه صلاح رژيم و صواب آخرتبداند ، حتى واجدين شروط فوقالذكر را نيز حذف كند.
بر اين مبنا بود كه شوراى نگهبان در عرض
جند روز !! با بررسى صلاحيت نامزدها، بیش
از هزار
نفر را از دم تيغ گذراند و تنها چهار نفر را
تائید کرد اين نمايش مضحك و تهوعآور
را جمهورى اسلامى" انتخابات " نام گذاشته است .
حال آنكه الفباى حقوق بشر و حتى دمكراسىهاى ليبراالى رايج در
كشورهاى غربى به ما مىگويد كه براى برگزارى يك "انتخابات آزاد
" حداقل شروط زير بايد رعايت شده باشند:
1 - حق
انتخاب كردن و انتخاب شدن برای
همه شهروندان
2 - آزادى انديشه، بيان و تجمع
3 - آزادى فعاليت همه احزاب سياسى از جمله حق بىحصر
و استثناى آنها براى معرفى كانديدا و تبليغات مثبت و يا منفى در ارتباط با
كانديداهاى ديگر
4 - برابرى كامل زن و مرد براى راى دادن و انتخاب
شدن
5 - حق كانديداتورى همه افراد ( اعم از موافقين و مخالفين
رژيم وقت) حتى اگر خواهان تغییر
بنیادی سیستم باشند.
در ايران اما به غير از "
حق
راى همگانى و مخفى" يعنى حق كامل مردم براى تبديل شدن به سياهى لشگر
جهت رونق بخشيدن به "راىگيرى" رژيم، هيچ يك از شروط
حداقل فوق رعايت نمىشوند، و مهمتر از آن سركوب مىگردند. اين تنها وجه مشخصه
انتخابات قريبالوقوع نيست، بلكه سناريويى تكرارى است كه تقريبا در طول حاكميت
جمهورى اسلامى تكرار شده است. براى اثبات اين مدعا با هم نگاهى مىاندازيم به آمار
نه دوره انتخابات ضد دمكراتيك ریاست جمهوری در دوران پس از انقلاب 1357 يعنى دورهاى
كه ظاهرا نظام 2500 ساله سلطنتى و موروثى به نظام "
انتخابى
و جمهورى" تبديل شده است.
دوره اول
اولين انتخابات رياست جمهورى اسلامى در 5 بهمن 58 برگزار شد كه
در آن 124 نفر داوطلب شدند. در آن زمان شوراى نگهبان هنوز شكل نگرفته بود، اما طبق
مصوبه " شوراى انقلاب اسلامى" كه متشكل از آخوندها و ليبرالهاى مذهبى بود، وزارت كشور
وظيفه داشت كه فهرست داوطلبين را نزد خمينى برده و او پس از تاييد كانديداها
فرمان رقابت را صادر كند. از جمله " غيرخودىهايى" كه در آن دوره داوطلب
شده بودند مىتوان از مسعود رجوى ( از سازمان
مجاهدين خلق ) و ايرج كشكولى ( از حزب رنجبران) نام ببريم، اما اين غيرخودىها به دليل تهديد
خمينى و ديگر مقامات رژيم ناگزير از كنارهگيرى شدند. از جمله كسان ديگرى كه كنارهگيرى
كرد جلالالدين فارسى ( كانديداى اول
حزب جمهورى اسلامى) بود كه به
دليل تابعيت افغانى از حق كانديداتورى محروم شد، اين حزب بعد از اين ناكامى " آيت" را مورد حمايت قرار داد. ايرج كشكولى در كتاب
خاطرات خود كه توسط حميد شوكت منتشر شده چگونگى منصرف شدنش و نحوه برخورد موسوى
خويينىها در ستاد انتخاباتى وزارت كشور را توضيح مىدهد. به هر رو از حدود 21
ميليون واجد شرايط برای رای دادن
14
ميليون نفر يعنى 67 درصد شركت نمودند كه ابوالحسن بنىصدر با حدود 11 ميليون راى
انتخاب شد. حسن حبيبى، كاظم سامى، قطبزاده، محمد صادق طباطبايى، و داريوش فروهر
از ديگر كانديداهاى اين انتخابات بودند كه آراى چندانى به دست نياوردند. در اين
راىگيرى شرط سنى شركتكنندگان شانزده سال و شرط سنى نامزدها سى سال بوده است.
دوره دوم
بعد از عزل بنىصدر توسط مجلس شوراى اسلامى و به فرمان خمينى
و نيز آغاز كشتارهاى فاشيستى پس از خرداد 1360 و حاكميت اختناق مطلق، دومين
انتخابات رياست جمهورى در دوم مرداد 1360 برگزار شد. بر اساس مصوبه مجلس شوراى
اسلامى در تاريخ 13 تير ماه 1360 بررسى صلاحيت نامزدها به عهده شوراى نگهبان قرار
گرفت. در اين انتخابات 71 نفر داوطلب شده بودند كه فقط
صلاحيت 4 نفر تائيد شد. از جمله كسانى كه
هوس نامزد شدن كرده بود، يك جريان " چپ" مدافع رژيم به نام حزب تروتسكيستى بابك زهرايى " حزب كارگران سوسياليست" بود كه
صلاحيتش رد شد و مدتى در زندانهاى جمهورى اسلامى بسر برد. در اين سال 5/22 میلیون نفر واجد شرايط راى دادن بودند كه به گفته رژيم 64
درصد آنها در انتخابات شركت كردند كه البته بيش از 3 درصد
ایها، آراى باطله بودند.
رجايى، شيبانى، عسكراولادى و پرورش، چهار كانديد اين خيمه شببازى
بودند كه محمدعلى رجايى با 87 درصد آرا
رييس جمهور شد.
دوره سوم
رجايى اما پس از پنج هفته در جريان انفجار دفتر نخستوزيرى به
همراه باهنر و تنى چند از مقامات رژيم در هشتم شهريور 1360 كشته شد، لذا رژيم
ناگزير از برپايى انتخابات مجدد در تاريخ ده مهر ماه 1360 شد. در اين انتخابات
حدود 23 ميليون نفر واجد شرايط راى دادن بودند كه به گفته رژيم از ميان آنها 74
درصد شركت كردند. در اين دوره 46 نفر نامزد شدند كه شوراى نگهبان تنها صلاحيت 4
نفر را تاييد كرد كه عبارت بودند از اكبر پرورش( نماينده مجلس ) ،
على خامنهاى( معاون وزير دفاع و امام
جمعه تهران ) ، رضا زوارهاى( معاون وزير
كشور) و حسن غفورىفرد، نكته جالب توجه اين كه آيتالله
مهدوى كنى ( محافظه کار معروف و دبير جامعه روحانيت مبارز
تهران ) نيز جزو
نامزدها بود كه صلاحيت او توسط شوراى نگهبان رد شد !!
در سومين دوره رياست جمهورى اسلامى، خامنهاى با
95 درصد آراى ماخوذه انتخاب شد.
دوره چهارم
اين انتخابات در 25 مرداد 1364 برگزار شد كه در آن 50 نفر
اعلام نامزدى نمودند ولى شوراى نگهبان صلاحيت 3 نفر را تصويب كرد كه عبارت بودند
از خامنهاى، عسگراولادى و مصطفوى كاشانى، كه در آن از كل 26 ميليون واجد شرايط
حدود 54 درصد شركت كردند و خامنهاى مجددا با كسب 12 ميليون راى انتخاب شد كه مىشود
85 درصد آراى ماخوذه. كاشانى با حدود 10 درصد و عسگراولادى با حدود 2 درصد به
ترتيب دوم و سوم شدند. بنابراين با در نظر گرفتن آراى باطله مىتوان گفت كه براى
نخستين بار ( حتا طبق دادههاى آمارى
رژيم ) نيمى از مردم در انتخابات شركت نكرده و به
كانديداهاى رژيم
" نه
" گفتند.
دوره پنجم
پنجمين دوره انتخابات رياست جمهورى اسلامى به دليل مرگ خمينى
در خرداد ماه 1368 و سپس انتخاب
ضربتى خامنهاى به عنوان رهبر و ولى قفيه جديد نظام ( توسط مجلس
خبرگان ) كه رفسنجانى _رييس وقت مجلس شوراى اسلامى و
نايب رئيس مجلس خبرگان_ سهم بسزايى در آن داشت در تاريخ ششم مرداد ماه .1368 برگزار شد . حدود 31 ميليون از
جمعیت کشور واجد شرايط رای
دادن بودند
كه از ميان آنها حدود 16 ميليون یا 56 درصد شركت كردند كه به گفته رژيم حدود 2 درصد نيز راى
سفيد يا باطله بودند. يعنى باز هم تقريبا نيمى از مردم به رژيم نه گفتند
و البته مىدانيم كه بسيارى از آنها هم كه ناگزير از شركت در انتخابات شدند به
خاطر مسايلى چون امنيت شغلى، ترس سياسى، كوپن و اهميت مُهردار بودن شناسنامهها
بوده است. در واقع در بخش اعظم سالهای
حاكميت رژيم اسلامى ميليونها نفر از راىدهندگان، نه به خاطر توهم به رژيم بلكه
به دليل ملاحظات شغلى، اقتصادى و امنيتى مجبور به حضور در پاى جعبههاى " مارگيرى" رژيم بودهاند.
منتهى اكنون به مراتب از ميزان محافظهكارى مذكور كاسته شده است.
به هر رو در انتخابات مرداد 1368 از ميان 79 نامزد، شوراى
نگهبان تنها صلاحيت 2 نفر را تاييد كرد كه عبارت بودند از هاشمى رفسنجانى و عباس
شيبانى، كه رفسنجانى با 94 درصد آراى داده شده انتخاب شد.
دوره ششم
انتخابات فرمايشى بعدى در تاريخ 21 خرداد ماه 1372 برگزار
گرديد كه از ميان 33 ميليون واجد شرايط كمتر از 17 ميليون نفر شركت كردند يعنى 50
درصد كه با در نظرداشت آراى باطله مىتوان گفت كه حتا بر مبناى آمار دستكارى شده رژیم ، مخالفين حاکمیت
ولایت فقیه بر
موافقان آن برترى يافتند و اين در اوج اختناق نيمه اول دهه هفتاد يعنى در سالهاى
بيداد عمليات تروريستى رژيم در داخل و خارج،، به راستى يك
شاهكار بود. در اين انتخابات مضحك، شوراى نگهبان از ميان 128 نامزد 4 نفر را تاييد
صلاحيت نمود كه عبارت بودند از هاشمى رفسنجانى، احمد توكلى ( وزير
كار سابق و دبير بخش اقتصادى روزنامه رسالت در
آنزمان ) ، جاسبى ( رييس دانشگاه
آزاد ) و رجبعلى طاهرى ( مجرى طرحهای سازمان صنايع دفاع) . از ميان اين
چهار نفر رفسنجانى مجددا با كسب 62 درصد آرا _كمى بيش از 10 ميليون راى_ انتخاب
شد. نكته جالب توجه در اين انتخابات كسب بيش از 4 ميليون راى ( حدود
24 درصد ) توسط فرد محافظهكارى چون احمد توكلى بود كه نشانگرنوعی ابراز تنفر از " سردار ویرانگری " (
رفسنجانی ) بود .
دوره هفتم
انتخابات هفتمين دوره رياست جمهورى در دوم خرداد ماه 1376
برگزار شد كه در آن حدود 35 ميليون نفر از جمعيت پانزدهسال
به بالاى كشور واجد شرايط راى دادن بودند كه از اين تعداد كمى بيش از 29 ميليون
نفر شركت جستند كه معادل 83 درصد بود . در اين
انتخابات از مجموع 238 نفر داوطلب، شوراى نگهبان تنها صلاحيت 4 نفر را تاييد نمود
كه عبارت بودند از محمد خاتمى، ناطق نورى، رىشهرى و زوارهاى.
خاتمى توانست با كسب حدود 70 درصد آراى به صندوق ريخته شده،
زمام پست رياست جمهورى رژيم را به عهده گيرد.
دوره هشتم
خاتمی در
هشتمین انتخابات ریاست جمهوری رژیم ولایت
فقیه در 18 خرداد 80 مجددا انتخاب گردید
در آن انتخابات ، 817 نفر نامزد شده بودند که شورای
نگهبان در بررسی اول ، صلاحیت 46 نفر از آنها و در بررسی دوم
صلاحیت 30 نفر از آنها و در بررسی نهایی صلاحیت 10
نفر از آنها را تصویب کرد که شامل خود خاتمی و 9 کاندید
گروهبندیهای محافظه کار بود . در هشتمین دوره انتخابات
ریاست جمهوری اسلامی ، حدود 67 درصد واجدین
شرایط ، شرکت نمودند که از
میان آنها حدود هفتاد درصد به خاتمی رای دادند .
دوره نهم
نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در خرداد 1384 برگزار شد .
شورای نگهبان با رد صلاحیت بیش از هزار نفر از نامزدین ،
تنها همچون دوره های پیشین به چهره های شاحص
جناحههای درونی رژیم نظیر رفسنجانی ، قالیباف ، احمدی
نژاد ، کروبی و معین اجازه
رقابت داد . در جریان آن
رای گیری برای اولین بار در تاریخ برگزاری انتخابات ریاست
جمهوری در ایران ، هیچیک از کاندیداها نتوانستند در
دور اول ، اکثریت مطلق آرا را کسب کنند . در دور اول بنا بر آمار رژیم
که حتی پاره ای از افراد وابسته به رژیم بر تقلبی بودن آن
تاکید داشتند 62 درصد از واجدین شرایط شرکت کردند . در دور دوم
نیز به گفته رژیم 57 درصد جمعیت رای دهنده شرکت کردند که
طی آن سرانجام احمدی نژاد از صندوق آرا به عنوان کاندید تازه به
دوران رسیده اصولگرایان و فرد پیروز ، بیرون آمد .
***********************
از بررسی انتخابات ریاست جمهوری ،
این حقیقت را میتوان استنتاج نمود که در آپارات
جمهورى اسلامى قدرت واقعى نه در دست نهادهاى به اصطلاح انتخابى بلكه در دست
نهادهاى انتصابى چون شوراى نگهبان، مجمع تشخيص مصلحت نظام، قوه قضاييه و قواى
نظامى متعدد است كه همگى تحت هدايت مستقيم رهبر با اختيارات خدايىاش قرار دارند.
اكنون بخش بزرگی از مردم
ایران نیز پی به این واقعیت مسلم برده اند ، از
اینرو شرکت در نمایش خیمه شب بازی بالائیها را
چیزی جز مددرسانی به دوام و بقاى رژيم استبدادى و قرون وسطايى حاكم و ایجاد مشروعیت بین المللی برای آن نمی
دانند.
از اين رو تشويق مردم به شركت در انتخابات خرداد 88 ، سیاستی کاملا اشتباه و در راستای
تقویت رژیم و سنگ اندازی در برابر شکل گیری اراده
مستقل کارگران و زحمتکشان ایران برای دستیابی به
آزادی و برابری ارزیابی میشود .
تحریم ،
پاسخ آزادیخواهان
واقعی به این نمایش مضحک است !
خرداد 88