موسوی، نگاهی به بالا، نگاهی به پایین

 

صادق افروز

 

پس از اعلام نتایج دروغین و ساختگی انتخابات ریاست جمهوری  دهم ، سندی که امضای نماینده وزیر کشور- صادق محصولی- را بر خود داشت به بیرون درز کرد .بر طبق این سند موسوی با کسب آرای 19 ملیون نفر در مقابل 5 میلیون رای احمدی نژادبرنده قطعی این انتخابات بوده است .کروبی نیز با کسب 13 میلیون رای بیش از دو برابر احمدی نژاد رای آورده است .همچنین در اخبار شنیده می شود محمد اصغری که مسئولیت امنیت آرا را در وزارت کشور صادق محصولی به عهده  داشته و از او به عنوان مسئول درز خبر یاد می کنند؛ در روز سه شنبه به قتل رسیده است . قلابی بودن و ساختگی بودن نتیجه اعلام شده انتخابات بر توده های وسیعی که در جریان مبارزات انتخاباتی در خیابان ها حضور داشتند امری بدیهی بود .حتی بدون دیدن این سند پاسخی برای این سوال که چگونه موسوی انتخابات را در آذربایجان و کروبی در لرستان به احمدی نژاد باخته اند وجود نداشت .شواهد دال بر این بود که خامنه ای و احمدی نژاد نمی خواستند به هیچ وجه این انتخابات به دور دوم برسد.آنها تحمل حضور مردم در خیابان ها و تظاهرات را نداشتند . آنها می خواستند کار انتخابات را در همان دور اول تمام کنند تا مردم به خانه هایشان برگردند .انتشار سند وزارت کشور به همه این حدسیات یقین بخشید .سند بار دیگر به وضوح ماهیت نظام جمهوری اسلامی را بر ملا کرد .در این سند آمده است "از آنجاییکه شخ ص ولی فقیه صلاح را در ابقای احمدی نژاد دیده ، وزارت کشور ترتیب عملی شدن پیروزی احمدی نژاد را خواهد داد."(1) این سند ، یک سند تاریخی است که آشکارا تناقض بین دمکراسی مردمی و نظام ولایت فقیه را به نمایش می گذارد .ولی فقیه می تواند بر خلاف رای اکثریت مردم آنچه را صلاح می داند عملی کند .محصولی در ارائه ارقام غیر واقعی و اعلام پیروزی کاندید شکست خورده ، احمدی نژاد تنها دستور رهبرش ولی فقیه را اجرا کرده است .

چهار سال قبل احمدی نژاد در شرایطی انتخابات را برد که دانشجویان و اقشار متوسط که از پشتیبانان خاتمی بودند صحنه را برای او خالی گذاشته بودند .در واقع خاتمی در برابر هجوم جناح راست به جنبش های دانشجویی و زنان نه تنها مقاومتی نکرد بلکه به هیچ وجه از نیروهای عظیمی که پشت سر او تجمع کرده بودند استفاده نکرد و در طول هشت سال ریاست جمهوری خود صحنه را برای ترکتازی راست ترین جناح طبقه حاکم خالی گذاشت . در پایان دوره هشت ساله او ، دانشجویان سرخورده ، زنان افسرده و کارگران نا امید بودند . احمدی نژاد با بهره گیری از چنین روحیه  اقشار و طبقات جامعه و با طرح شعار های پوپولیستی زندگی بهتر برای فقرا ، انتخابات نهم را برد .ولی در دوره چهار ساله ریاست جمهوری او زحمتکشان نه تنها روزهای بهتری ندیدند بلکه اوضاع سیاهشان ، سیاه تر شد .تورم و بیکاری به بالاترین اندازه های خود رسید .و پیشبرد سیاست خصوصی سازی موسسات و کارخانه های متعلق به دولت ، جز خانه خرابی و به تعطیلی کشاندن این واحد ها نتیجه دیگری به بار نیاورد . کارگران در مقاومت علیه این سیاست ها با ایجاد سندیکا ها و اتحادیه های مستقل خود به مصاف دولت احمدی نژاد رفتند .دردوره چهار ساله دولت احمدی نژاد کارگران فعال سندیکایی مزه شعار های پوپولیستی احمدی نژاد را به خوبی چشیدند .زندان های طولانی مدت و ممانعت دائم از فعالیت سندیکایی پاسخ دولت احمدی نژاد به فعالین کارگری بود .در این کارزار کارگران تنها نبودند . دانشجویان و دیگران اقشار متوسط جامعه نیز برای نفرت بی اندازه شان از این کاندید مورد نظر ولی فقیه دلائل بسیاری دارند .احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری خود دانشگاه ها را به گورستان کشته شدگان جنگ  هشت ساله ایران وعراق تبدیل کرد .هدف او از این کار بازکردن پای لمپن ها ، روضه خوان ها ، نوحه خوان ها و سینه زن های حرفه ای به صحنه دانشگاه ها به منظور مقابله با دانشجویان  مترقی بود . مجموعه این نارضایتی ها ، اقشار متوسط و کارگران را در نبود حزب انقلابی نیرومند در جامعه دوباره به رفتن به سمت رفرمیست ها تشویق کرد. دلیل حضور انبوه جمعیت در کمپین موسوی وتظاهرات پس از اعلام آرا را در اینجا باید جستجو کرد .

موسوی و رفسنجانی در انتخابات دوره دهم به صورت متحد ظاهر شده اند . این دو  در دوران نخست وزیری موسوی از برنامه های اقتصادی مختلفی دفاع می کردند .پس از انتخاب رفسنجانی به ریاست جمهوری و حذف نهاد نخست وزیری ، موسوی از صحنه سیاسی غائب شد .پس از یک غیبت بیست ساله موسوی با قبول لیبرالیسم اقتصادی در کمپ نیرومند ترین متحد خود، رفسنجانی پذیرفته شده است . بدنبال اعلام نتایج قلابی انتخابات و بی محلی خامنه ای به نامه رفسنجانی ، او به اتفاق آخوند دیگر با نفوذ ، صانعی راهی قم شد تا با حسینعلی منتظری آیت الله خانه نشینی که زمانی قرار بود جانشین خمینی شود درباره اوضاع و احوال به رایزنی بپردازد .شاید هم دارند تصمیم می گیرند تا ولی فقیه را عوض کنند . موسوی در حال حاضر به بازی بین بالایی ها و پایینی ها مشغول است . و چشم انتظار پیامد مانور ها و رایزنی های رفسنجانی است .در همین حال توده ها خیال به خانه رفتن را ندارند و با احیای شعار های انقلاب بهمن 57 خواستار مجازات قاتلین و جانیانی شده اند که به روی تظاهرات مسالمت آمیز آنان آتش گشوده اند .نیروهای ارتجاعی حامی احمدی نژاد با پراکندن نیروهای ضد شورش  موتور سوار و ایجاد رعب و وحشت توسط اوباش حزب اللهی در سطح شهر سعی در خاموش کردن جنبش اعتراضی توده ها در خیابان ها دارند . در این میان مردم باید از تمامی امکانات خود برای مقابله با این تعرض کودتا گران استفاده کنند .نیرومند ترین سلاحی که جنبش اعتراضی می تواند به کار گیرد اعتصاب عمومی کارگران و کارمندان و دانشجویان است .اعتصاب کارگران شرکت نفت همانگونه که کمر رژیم شاه را شکست  می تواند دولت احمدی نژاد را از لحاظ مالی با دشواری های عظیمی مواجه سازد .اعتصاب رانندگان اتوبوسرانی و مترو شهر را فلج خواهد کرد .چنین اعتصاباتی به بحران جاری ابعاد بسیار گسترده تری خواهد داد.و ارتجاع را به عقب نشینی وادار خواهد ساخت .

17 جون 2009