جنبش زنان وچند چالش پيشاروی آن!

تقی روزبه

 

فرخنده باد روزجهانی زن!

 

هشت مارس همواره فرصت مناسبی بوده است که علاوه برتبريک اين روزفرخنده، فعالان وعلاقمندان جنبش زنان نگاهی به مسيرطی کرده وکاستی ها ونقاط قوت آن ونيزشرايط متحول ِحاکمی که دردل آن پيشروی می کنند، بيافکنند.بی شک يک جمع بندی برآمده ازمتن گفتگو( وديالوگ) خودفعالين جنبش ازارزش عملی والائی برخورداراست وهيچ ارزيابی ديگری نمی تواند جای خالی آن را پرنمايد.ولی تأکيد براين نکته درست نافی ارزيابی ونقدديگرانی که دورازصحنه ولی ناظربرآن هستند واين تجربيات را دورادوربررسی می کنند نيست ونوشته کوتاه حاضرهم نگاهی است ازهمين منظر به برخی از نقاط قوت ونيز برخی چالش هائی که جنبش زنان درسالی که گذشت با آن مواجه بودند و نيز آنچه که درسال پيش رو با آن مواجه اند:

الف-مهمترين نقطه قوت فعالين جنبش زنان،تمرکزآنان بروی خواست های ملموس وبی واسطه وفراگير زنان است. هيچ حرکت وفعاليت معطوف به جنبش، بدون گذاشتن پای خود برچنين تکيه گاه محکمی ،نمی تواند اميدی برای تبديل شدن به يک جنبش واقعا توده ای وقادربه تغييرشرايط اجتماعی داشته باشد.

ب-بااين وجود داشتن چنين نقظه اتکائي، فقط يکی ازشروط پايه ای موجوديت يک جنبش فراگيرو قادربه تغييراست.برای تبديل شدن به يک جنبش واقعا توده ای علاوه برآن، بايد ازدوسو پيشروی صورت گيرد:ازنظر عملی جنبش فعالين بايد بتواندگام بگام با بدنه توده زنان ومبارزات آنان در کوچه وخيابان ومحلات وکارخانه ها وساير اماکن کار،ودرمدارس ودانشگاه ها و ...پيوند تنگاتنگ برقرارنمايد. وازنظر نظری وآگاهی بتواند گام بگام حوزه مطالبات بيواسط را بامطالبات معطوف به ريشه ها وخواست های کلان و به سمت رهائی وساختن جهان نو گره بزند.

ج-درپيش روی به سوی دوهدف پايه ای فوق،بی شک چالش های متعدد وواقعی وجود دارند که شماری ازآنها بدين قرارند:

1-تشديد سرکوب ومزاحمت های هم جانبه حاکميتی که تامغز استخوان ضدزن است .هدف رژيم مسدودکردن فضا های موجود فعالان زن اعم ازقلمروهای واقعی ويامجازی وتشديد هزينه مبارزه است.بنابراين يافتن فضای های جديد،دورزدن مسيرهای سدگزاری شده وتقويت اعتماد به نفس و روحيه مقاومت ازمهمترين دعدغه های کنونی جنبش زنان است. بی شک رژيم جمهوری اسلامی عليرغم تشديد سرکوب،قدرت سرکوب همه را ندارد ودرهمان حال با افزودن بردامنه نارضايتی عليه خود و قراردادن هرچه بيشتر زنان دربرابرخويش، عليرغم ميل خود فضاهای بالقوه وبالفعل جديدی را بوجود می آورد. رژيم درمستی ابلهانه خود بسوی اعماق کويرشن زاربه پيش می رود. آنچه که مهم است آگاهی جنبش براين نکته است که هدف رژيم ازتشديد سرکوب فعالين،قطع پيوند آنها با پهنه بيکران وترميم کننده توده زنان جامعه است که جملگی ازتبعيض جنسی درکنارسايرتبعيضات دررنج وخشم اند. وبی شک حفظ اين پيوند وتقويت آن می تواند مهمترين شاخصی باشد که موفقيت های بعدی جنبش زنان را رقم خواهد زد. تشديد سرکوب درکوتاه مدت ممکن است موجب کاهش دامنه فعاليت درمقايسه با شرايط علنی بشود واين امرغيرعادی نيست.اما مهم آنست که رژيم نتواند به هدف اصلی خو،گسستن رابطه درحال تکوين فعالين با بدنه توده ای وپاشيدن بذرنااميدی ، برسد. نبايد فراموش کنيم که رژيم قادرنخواهد بود که همين ريتم سرکوب را بطورطولانی ادامه به دهد.وهمواره مقاطعی وشرايطی-که خود ناشی ازفشارهای گوناگون وبويژه فشارتوده ای ازپائين است- بوجودمی آيند که کنترل رژيم را لااقل برای مدتي، دچاروقفه وسستی وانواع تنگناهای گوناگون می سازند. درچنين فضائی"خرده جنبش هائی" که وسمت وسوی خود را ازدست نداده باشند می تواننديک شبه ره صدساله بروند وهم چون لاله های بهاری دشت ها را درخود غرق کنند.

درهرحال اقدام براساس فصل مشترک ها درکنار اختلافات، وگشودن ديالوگ وگفتگوحول اختلافات و تجربه ها-هم تجربيات خود وهم جهانی- دواهرم گشاينده ای هستند که عرصه های جدانشدنی عمل ونظر را بهم پيوند ميزنند و وموجب ارتقاء آگاهی و تقويت مبارزات اجتماعی می شوند.

2-يکی ازنقاط قوت جنبش زنان باورآنان به حرکت وساختارهای جنبشی-شبکه ای واحترازازسازمان يابی سنتی ومتمرکزومبتنی برسلسه مراتب است.بااين همه همين نقطه قوت نه تثبيت وتضمين شده است و نه کامل. درزيرجوسرکوب ورسوبات باور به سازماندهی های سنتی و دم دست ودرپاسخ به هم آهنگی بيشتر وقوام دادن به حرکت جمعي،همواره آزمون قرارگرفتن دربرابردوراهی های برآمده ازسؤال "کدام نوع سازماندهي؟" وگزينش درميان آن ها مطرح است. وبنابراين همواره امکان رويکرد مبتنی برعدم تحمل پلوراليسم وتک نظری وتوسل به سازمان يابی های تمرکزگرا وجود دارند.بويژه با توجه به آنکه نوع سازمان يابی جنبشی ومبتنی بريک دموکراسی فعال ومشارکت جويانه بدنه، تجربه تازه ای است که بايد درهرگام پيشروي،راه خود رابگشايد و برای اينکاربايد با سلوک وفرهنگ وعادات ريشه دارکهن وجايگيرشده وبعضا تبديل شده به غزائزثانوی درخود و درصفوف خود به مقابله بپردازد.

3-جنبش زنان ايران تاهمين جا به عنوان يکی ازجنبش های زنده و مهم منطقه وجهان خود را مطرح ساخته است.بی شک اين يکی ازدست آوردهای مهم آن است وبسهم خود می تواند فرصت هائی را برای جنبش تحت فشارقرارگرفته زنان فراهم آورد.هدف اصلی ازفعاليت بين المللی جنبش زنان علی القاعده گسترش دامنه پيوند همه جانبه وتقويت همبستگی متقابل با جنبش های اجتماعی ومترقی فمنيستی درسطح جهان وسايرجنبش های اجتماعی است. اما دراين ميان نبايد فراموش کرد که نهادهای رسمی وبوروکراتيزه شدن جهانی نيز وجود دارند که بدنبال تأثيرگذاری برجنبش برای نيل به اهداف خويش اند؛اهدافی که الزاما با اهداف رهائی بخش جنبش زنان خوانائی ندارد.بنابراين بايد هوشياربود که برقراری روابط رسمی جايگزين رابطه با جنبش ها نگردد.

2009-03-07-16-11-87

http://www.taghi-roozbeh.blogspot.com/