هادی میتروی

 

ای-میل:   hadi.mitravi@yahoo.com

22:09 2 فروردین 1388

 

رفقای راه کارگر نوروزتان پیروز

بدنبال مقاله ای از رفیق پرکار ما تقی روزبه و حتی پاسخگوئی به سئولات و ملاحظات خوانندگان از طرف خود این رفیق، رفیق دیگر ما احمد نوین که به کفایت بحث های ارائه شده در این باب باور ندارد، با حسن نیت و روحی بزرگ، "بیاری" رفیق پرکار ما تقی روزبه شتافته است

http://www.roshangari.net/as/sitedata/20090322020047/20090322020047.html

نتیجهء این شتاب در "یاری" دادن به یک رفیق هم سازمانی، من خواننده را تشویق نمود تا ملاحظات خود در مورد "ماهیّت" سازمان کارگران انقلابی ایران بطور عام و تشکل های کمونیستی بطور عام ! را بروی کاغذ آورم.

اما قبل از شروع مطلب انتقادی از رفیق احمد دارم که چرا خود صریح و روشن نظر خود را در رابطه با سازمان مطبوع خویش و "حزب کمونیست انقلابی"؛ که در ادبیات کنگرهء سیزدهم به آن پرداخته شده است؛ بمثابه یک تشکیلات کارگری بیان نمی کند و طبیعتا از رابطهء "سازمان" و حزب بحثی به عمل نمی آورد؟

من اساسا این روش برخورد به نظرات دیگران بدون بیان روشن نظرات خود را نمی پسندم

 

قبل از آغاز بحثم نخست در مقدمه ای به اظهارات آقای نوین می پردازم و سپس برای روشن شدن بحثم به سه مثال مشخص در رابطه با خود سازمان کارگزان انقلابی ایران در آیند! ه، حال و گذشته خواهم پرداخت. امیدو! رم ک ه این کوشش مقدمه ای شود تا گرایشی که در درون این سازمان به حزب کمونیست انقلابی ایران باور دارد در پیشبرد این بحث نه تنها در داخل سازمان بلکه در خارج از تشکیلات و در سطح جنبش کارگری میهنمان، یاری رساند

باری رفیق احمد می نویسد

"ماده 12 : بحث و انتقاد آزاد و موًثر در باره سياست های سازمان، يکی از اصول مهم سانتراليسم دموکراتيک است که بدون آن انضباط آگاهانه کمونيستی نميتواند تاًمين شود. اجرای اين اصل از طريق موازين زير عملی ميگردد

 

هر عضو حق دارد - بجز موارد اطلاعتی و امنيتی - نظرات و اختلافات خود را با نظرات سازمان در درون و بيرون! سازمان منعکس سازد

چند خط پائین تر ایشان ادامه می دهد

"- حق تشکيل فراکسيونها در سازمان مجاز اعلام ميگردد. اعضاء همفکر ميتوانند برطبق مقررات زير به تشکيل فراکسيون مبادرت نمايند :

 

- هر فراکسيون حق دارد برنامه، پلاتفرم و پيشنهادات خود را با نام فراکسيون يا امضای جمعی به مجامع سازمانی مانند کنفرانس ها و کنگره ها ارائه کند و همچنين از طريق درج آنها در صفحات ستون آزاد نشريه مرکزي، بولتن های علنی و درونی و خبرنامه ها - طبق ظوابط حاکم بر آنها - درج نمايد.

 

- فراکسيون ها ميتوانند مبادرت به انعقاد جلساتی برای تدوين نقطه نظرات خود ! بنمايند. شرکت اعضاء در اين جلسات آ! اد ا ست. فراکسيون ها سخنگويان و نمايندگان خود را برای فعاليتهای فراکسيون تعيين می نمايند.

 

فراکسيون ها ميتوانند در مجامع عمومی سازمانی فهرست پيشنهادی خود را

 

برایگزين رهبری تشکيلاتی سامانی با نام فراکسيون ارائه کنند

و سپس ادامه می دهد:

"بنابر اين

هر عضو سازمان، عليرغم وابستگی ياعدم وابستگی اش به هر يک از فراکسيونها، موظف به تبعيت از اکثريت و اجرای کليه تصميمات سازمانی است

."!

 

خوب رفیق جان تا سال هشتاد و نه که اینجانب افتخار همکاری با سازمان کارگران انقلابی ایران راداشتم همچون امروز اصل سانترالیسم دموکراتی! محور اصلی تنظیم روابط درونی ما بر روی کاغذ بود. یعنی عملا بخاطر ضربیاتی که از سوی رژیم دریافت کرده بودیم و می کردیم وزن این اصل کمونیستی بنفع سانترالیسم و بضرر دموکراسی درون تشکیلاتی عمل می کرد.

 

پر واضح است که روند تطورات جهان خارج از ذهن شما و من در بیست سال گذشته در تعادل بین این دو کفهء ترازو اثر گذاشته باشد و این تعادل را بنفع دموکراسی عوض کرده باشد.

 

رفیق دیگر ما شهاب برهان در همین زمینه به آقای محمد اعظمی با تغیّر می گوید که ایشان از تحولات درونی سازمان بی اطلاع است و شما در این سازمان از اساسنامه ای که شما از آن کد آورده اید، عبور ک! رده است!

من همینجا از کنگرهء چ! ارد��م سازمان تقاضا می کنم که اساسنامه را بروز کند تا کمونیست های خارج از تشکیلات شما بدانند که شما در چه زمینه هائی بطور عملی از این اساسنامه عبور کرده اید؟

 

شاید من نوعی خود را در درون سازمان شما بیابم. شاید هم که دیگر هیچ نوع احساس نزدیکی "نه" نمایم. رفقا تا این اساسنامه منطبق با واقعیت امروز تشکیلات شما و بروز نگردد از هر نوع بحث "قطعی" در رابطه با تشکیلات شما معذورم. تنها با این ملاحظه است که به بحث می پردازم زیرا بنا بگفتهء آقای برهان؛ که مورد تکذیب نیز قرار نگرفته است!؛ اساسنامه ای که شما از آن کد آورده اید جنبهء تاریخی دارد و از هویّت مادی بر! خوردار نمی باشد.

 

خوب بر مبنای این اساسنامه اصل مرکزی سازماندهی ما "سانترالیسم دموکراتیک" می باشد. من نیز با این اصل کمونیستی جهت سازماندهی وفادارم. با این تفاوت کوچک که معتقدم کمونیست ها در مورد غلظت دموکراسی و سانترالیسم دائما بایستی با تحلیل مشخص از شرایط مشخص "اجتهاد" نمایند!

 

رفقا امیدوارم که این بحث مقدماتی زیاد پیچیده نباشد. برای ساده تر شدن درک آنچه در این زمینه در ذهن دارم به یک مثال ساده بسنده می کنم. از نظر من مناسبات درونی یک هستهء کارگران انقلابی در داخل کشور و یک واحد محلی در خارج از کشور؛ در شرایط کیفا بلحاظ پلیسی؛ اساسا یک! ان نخواهند بود.

 

روابط سوپر دم! کرا��یک و کم سانترالیزم ما در داخل کشور ما را به طعمه های آسان پلیس تبدیل خواهد نمود. درست بر عکس غلظت سانترالیسمی که برای ادامهء مبارزه در داخل کشور بایستی مورد توجه فعالین داحل از کشور قرار گیرد، واحدهای ما را در خارج از کشوربه درون خود فرو خواهد برد، رابطهء ما را با جهان پیرامون تضعیف خواهد نمود و نوعی زندگی "فرقه ای" و یا ,کم اجتماعی,در خارج از کشور را به ما تحمیل خواهد نمود.

 

رفقا من هم اکنون از وضع هسته های سازمان در داخل بی خبیرم. امیدوارم که این رفقا به این بحث توجه کافی داشته باشند و در شرایطی که سر نیزهء نظام از رگ گردن نیز به گلوی کمونیست ! ا نزدیکتر است، با رعایت اصل کار مخفی و عدم تمرکز تشکیلاتی، در زیر تیغ رژیم به حیات خود ادامه دهند.

 

اما آنچه که من از تشکیلات در خارج از کشور می بینم عدم ارتباط کافی سازمان شما با جهان خارج است. این عدم ارتباط از نظر من در همین اساسنامهء "موقت" خانه کرده است زیرا شما برغم پذیرش حق تشکیل فراکسیون ها در درون تشکیلات، هیچ حقی برای این فراکسیون ها جهت مشورت با سایر اجزاء جنبش کمونیستی، تبلیغ و حتی ترویج این نظریات در خارج از "سازمان" خود را رسمیّت نمی بخشید

 

این وضع نتناقضی را بدنبال خود خواهد آورد و آن ناآگاهی جنش کارگری از وجود این گرایشات د! ر درون یک تشکل کمونیستی خواهد بود. ! امری که اطلاع عمومی از گرایشات مختلف و مشارکت عمومی در بحث های تشکل های سیاسی کمونیستی را موکول به آینده ای می کند که گرایشات اقلیت؛ که می تواند یک و یا چند گرایش باشد؛ به اکثریت در درون تشکیلات تبدیل شوند! آینده ای که می تواندهرگز محقق نگردد و جنش عمومی طبقهء کارگر از وجود این گرایش ها تا "قیام القیامه" بی خبر بماند!

 

تجربهء من نشان می دهد که؛ برغم ادعای ما؛ در صورت تداوم چنین وضعی در تشکل های کمونیستی، رابطهء این تشکل ها با جنبش کمونیستی همان خواهد بود که رابطهء "سازمان مجاهدین خلق ایران" با هوادارانش. در هر دو حالت نیروهای اجتماعی این تشکل ها با ! پایگاه اجتماعی خویش ارتباطی یکطرفه پیدا می کنند. زیرا نیروهای اجتماعی از تضادهای داخلی این عنصر سیاسی بی خبر می مانند و به طریق اولی هیچ نقشی در حل صحیح تضادهای درونی عنصر سیاسی ایفاء نخواهند کرد

 

تجربهء شخصی من همچنین نشان می دهد که این نوع پیشبرد مبارزهء ایدئولوژیک؛ صرفا درون سازمانی؛ عملا به اکثریت ماندن اکثریت نه تنها یاری می رساند بلکه اعمال اتوریتهء اکثریت و پیشبرد سیاست های آن؛ که می تواند درست نیز نباشد؛ به ریزش نیروهای اجتماعی و متاسفانه نهایتا به انشعاب منجر می گردد

 

خوب رفقا می بینیم که در اسناد کنگرهء سیزدهم سازمان شما ا! دو مقولهء "تعدد احزاب کارگری" و "ح! ب ان قلابی کمونیست" (که من آنرا حزب کمونیست یک کشور می نامم) سخن می رود ولی در عمل ما در خارج از سازمان شما هیچ اثری از فراکسیون و یا اقلیتی که به این مفهوم باور دارد نمی بینیم. این آن انشقاق بین عنصر سیاسی و اجتماعی است که من می گویم از دل آن فرقه ها زائیده می شوند. شما اگر این مبارزهء ایدئولوژیک-تشکیلاتی را تنها در درون خود به پیش ببرید، تا زمانی که این گرایش در درون شما به اکثریت تبدیل نشود؛ که همچنان که در بالا گفتم ممکن است هرگز اتفاق نیفتد؛ راه پیوستن بدنهء جنبش کمونیستی به این گرایش را؛ با رای اکثریت و ظاهرا کاملا دموکراتیک؛ سد می کنید. فراموش نکن! م که بخاطر جان سختی گرایش اکثریت، عملا اقلیت را وادار به انشعاب خواهیم کرد

 

اما از همهء ای ها "بدتر" امری است که اساسا از نظر من "تحزب" را به زیر علامت سئوال می برد و شکلگیری حزب را ناممکن می سازد. برغم اینکه آن را چه بنامیم عدم وجود حزب، باعث اشتباهات فاحش سیاسی، تجزیهء سازمان ها به تشکل های متعدد و کوچکتر غیر حزبی، فرقه ها و محافل ,رنگارنگ,تر و نهایتا نابودی ستاد سیاسی طبقهء کارگر در ظهور موقعیّت انقلابی یک کشور خواهد گردید

 

در این زمینه رفیق احمد می نویسد:

 

 

 

"بنابر اين :

 

هر عضو سازمان، عليرغم وابستگی ياعدم وابستگی اش به هر ي! ک از فراکسيونها، موظف به تبعيت از ! کثر��ت و اجرای کليه تصميمات سازمانی است."!

 

 

 

باشد رفیق احمد نوین اگر شما به تحزب نمی اندیشید مشکلی نیست. شما یک سازمان سیاسی دارید و یک سازمان سیاسی باقی خواهید ماند. اما با این بند از اساسنامه سازمان شما حزب طبقهء کارگر شکل نخواهد گرفت

 

من در انجا در صدد آن نیستم که با شما اندر تفاوت های یک سازمان سیاسی و یک حزب طبقاتی به بحث بنشینم، چه شاید شما به اساسا به تحزب باور نداشته باشید و همچون بسیاری از "انقلابیون" این میهن "حزب کمونیست" را به اندازهء کافی انقلابی ندانید. حتی رفقائی که به من از شما نزدیکترند و از حزب کمونیست صحبت می کنند یک پسوند ا! قلابی نیز به آن می افزایند! تو گوئی "حزب کمونیست ایران" به اندازهء کافی انقلابی نخواهد بود!

 

بگذریم من همچنانکه در بالا وعده داده بودم در سه مثال ساده، در آینده، حال و گذشته اثر این عنصر ضد حزبی در سازمان کارگران انقلابی ایران را نشان خواهم داد.

 

فرض کنید که در آینده ای نه چندان دور به همت مردم ایران شرایطی فراهم شود تا کمونیست های خارج از کشور همانطور که از ایران خارج شده اند، مجددا قادر شوند تا به ایران بازگردند و به انجام وظایف کمونیستی خود در ایران ادامه دهند. فرض کنید که در چنین شرایطی گرایش بازگشت به میهن و فعالیت در درون کشور در ساز! ان به اکثریت تبدیل شود. همین اکثری! ت بط��ر کاملا دموکراتیک و با اکثریت آراء خواهد توانست بکمک این بند از اساسنامه بخشی از اقلیت را؛ بر خلاف میل و اعتقادشان؛ راهی ایران کند! خوب آیا از نظر شما تا این اقلیت مخالف انتقال فیزیکی تشکیلات به داخل کشور، تا زمانی که به اکثریت در تشکیلات تبدیل نشده است بایستی از تصمیم اکثریت تبعیت کند و به ایران بازگردد؟!

 

حال برسیم به زمان حال. در همین سازمان شما همین امروز هستند رفقائی (همچون الف-صاد) که از ضرورت تشکیل یک حزب انقلابی سخن می کویند و بیش و کم با کمونیست های دیگری چون من که به حزب کمونیست یگانه؛ همراه با گرایشات متدد حرفه ای و منطقه ای؛ در هر ک! شور باور دارند، ضرورت های مشابه ای را در جهت ایجاد ستاد سیاسی طبقهء کارگر ایران ارائه می دهند. آیا بنظر شما این گرایش درون سازمان شما تا زمانی که به اکثریت تبدیل نشده باشد بایستی از تماس و بحث و گفتگو با کمونیست هائی چون من برحذر داشته شود!؟

 

از همه ساده تر قضاوت راجع به گذشته است. روزگاری بود که سازمان کارگران انقلابی ایران با جمعبندی شکست، اعتقاد عمیق و نامشروط به "آزادی"، مرزبندی روشن با فرقه گرائی و مردم گرائی غیر طبقاتی، می رفت تا یک یک کمونیست های باورمند و دردمند کشورمان را در زیر یک سقف گردهم آورد. این محبوبیت از یکطرف نظام ظلم حاکم بر! ایران و فرقه های رنگارنگ ماجراجوی! ان و محافل بیشمار نهیلیست های وطنی ما را از چرت پراند. بر اثر از خواب پریدن دشمنان طبقاتی کارگران، فرقه ای منحط (که رهبران جنایتکار آن روزی در دادگاه های عادلانه پاسخگو خواهند بود) کارگزار سرویس های اطلاعاتی دو رژیم در حال جنگ ایران و عراق!، در گسترش سیاست های کارفرمای اسلامی-تروریست خود، حمله به نیروهای دموکرات مقیم فرانسه و در راس آن ها سازمان کارگران انقلابی ایران را آغاز نمود

 

در این شرایط اکثریت نیروهای سازمان بر این باور بودند که به این فرقهء مزدور اطلاعات رژیم با عمل متقابل بایستی درس مکفی و برای همیشه داده شود و داده شد.

 

من بازهم در! ایجا بهیچوجه در صدد بحث بر سر این پاسخ غیر دموکراتیک-غیر حقوقی و عواقب آن نیستم تنها می خواستم به این نکته اشاره کنم که بطور ,واقع, اقلیت ناچیزی (کمتر از ده درصد شرکت کنندگان در تصمیم گیری) در درون تشکیلات بودند که با پاسخ تصمیم گیری شده از طرف اکثریت مخالف بودند. این اکثریت در آن مقطع از این اقلیت می خواست که در اجرای این پاسخ شرکت کند. من یکی از این مخالفین بودم که عواقب این پاسخ ن,ناهنجار, را پیش بینی می کردم و در "حمل" این پاسخ شرکت نکردم. رفیق احمد نوین آیا هنوز هم در سازمان بایستی اقلیت در مصوبه ای که از طرف اکثریت بتصویب رسیده است و من نوعی ! آنرا ضدکمونیستی ارزیابی می کنم شر! ت کن م، با قربانی کردن وجود خود آب به آسیاب اکثریت ماجراجوی تشکیلات بریزم و صبر کنم تا روزی اکثریت شوم؟

 

نه رفیق من چنین نکردم و امروز افتخار می کنم که چنین نکردم. تشکیلاتی که اقلیت خود را ؛برغم مخالفت؛ وادار به اجرای "تصمیم,های اکثریت (بخوانید دستورات نمایندگان اکثریت و بعبارت بهتر کمیتهء مرکزی) نماید را نه تنها کمونیستی ارزیابی نمی کنم بلکه آنرا مخالف ارادهء آزاد کمونیستی می دانم. نه رفیق عزیز از نظر من اکثریت تا زمانی که اکثریت است از نیروی خود برای پیشبرد نقاط اختلاف با اقلیت، بایستی استفاده کند. در این دوران اقلیت در تمامی زمینه های اشتراک! همکاری رفیقانه خواهد کرد اما حق دارد در پیشبرد برنامه هائی که به آن ها باور ندارد شرکت نکند و این انرژی آزاد شدهء خود را هرگونه که صلاح می داند به بررسی و نقد یک یا چند طرح وبرنامهء اکثریت بگمارد. اقلیت در یک تشکیلات کمونیستی بایستی حق داشته باشد تا وقت و انرژی خود را در بررسی انتقاد آمیز این طرح ها و برنامه ها بکار گیرد و از تمامی امکانات تشکیلات کمونیستی بهره

 

ببرد

 

از نظر من تنها در چنین حزبی خواهیم توانست با کار مشترک بر روی توافقات و عملکرد گوناگون بر سر افتراقات؛ در زیر یک سقف و با رعایت اخلاق کمونیسی؛ به ایجاد اراده ای واحد سیاسی د! سطح جنبش کارگری میهنمان یاری رسا! یم

موفق باشید

 

هادی میتروی، دوم فروردین ماه هشتاد و هشت