Print  |  close
۳۰ جولای ۲۰۱۴ چهارشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۳ برابر با 
 سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) 
 ی
سمت و سوی حرکت کشتارها و دشمنی ها جهانی

فدرالیسم، دشمنی ها و کشتارهای جهانی

 

بهنام چنگائی

 

با اندکی دقت در چند و چون پیدایش قضایا و پیگیری علل رویداد های دیروز و امروز ایران، منطقه و جهان می شود دید و با هم به این نتیجه رسید که سمت و سوی جنون آمیز خشونت ها و کشتارها، و ریشه عمیق اغلب آنها عمدتا در گسترش سرخوردگی های اجتماعی، تعمیق تضادهای طبقاتی، رشد روزافزون فقرها، نابرابری های حقوقی، تشدید تبعیض های ملی، فرهنگی، عقیدتی می باشد؛ عوامل همه این بحران ها، ناخوانائی های مدنی و نارسائی های سیاسی ست که ناگزیر در دامن خود برتری خواهی های کور و کودن نژادی، ناسیونالیستی و فرقه گرائی های متدواول را با خود همیشه حمل کرده و می کند و به یقین بخش بزرگی از کشتار و جنایت های کنونی" داعش "متاثر از این واماندگی های تاریخی و بی پاسخی های عام سیاسی و اقتصادی به آنهاست.

 

شبیخون ها و جنگ هائی که بر زندگی سیاه بسیاری از بی خانمانان، بیکاران، تنگدستان، کارگران، جوانان، زنان بی سرپرست، ملیت ها و ساده لوحان مذهبی هدفمندانه تحمیل شده و می شود و الزاما این رویداد های ضدبشری در ایران، منطقه و جهان برای صاحبان جاخوش کرده در قدرت و ثروت، بی گمان یک فرصت طلائی ایجاد کرده است تا هر کدام به تحکیم موجودیت لرزان خود دوباره پرداخته و توسط عوامل وابسته داخلی خویش و لابی های جهانی همچنان استوار شوند و به استمرار استبداد های خویش ماله بکشند؛ و سران ریاکار دینی و مذهبی هم به نام خدا سهم بیشتری برایشان در این بازی های مرگبار تبلیغ شود؛ و توامان با این همنوع کشی ها که امروزه حقیقتی هولناک شده است؛ امپریالیسم آمریکا و مدافعان داخلی نیز با علم کردن چهره هائی پلید جنایات داعش ها و ترس از وحشیگری فرقه های دیگر دخالت را تبلیغ کنند، و ضرورت بازگشت گسترده تر آنها به حیات خلوت خاورمیانه را در ایجاب کرده و همزمان جای پای اساسی تری بیابند. ترفند و دسیسه هائی که توسط رسانه های سراسری جهان به سرگردگی آمریکا و غرب و اسرائیل در منطقه دامن زده و می زند تا زنجیره حیاتی کشورهای عرب و مسلمان با جهان گلوبال و ساختار نئولیبرال آنها و منویات دراز مدت جهان خوران پیوند هر چه محکمتر بخورد. حیله های حقیری که آگاهانه به یاری فرقه های مذهبی، ناسیونالیستی و جاهطلبی آنها مفید رفته و آنها تشویق به تجزیه طلبی می شوند.

 

((همگی بحران های بی چاره ی اقتصادی و سرسام های جنون افزای سیاسی ـ مدنی ـ مذهبی تابع تسلط منفی ساختار حاکم جهانی سرمایه بوده و رسما زیر تدبیر دستگاه نئولیبرالیسم عصر راکد و مخرب شده اند.)) و معلوم هم نیست که بدتر از این، آینده ی نه چندان دور زندگی مردم کار، تهی دست، صلح جو و مترقی جهان و به ویژه منطقه متلاطم ما را به کدام سمت این ویرانی ها و به کدام سوی خراب آبادها می خواهد بکشاند و بینجاماند! آیا، نتایج این طرح های ضدبشری ساختار امپریالیست ها و تبعیت فرقه ای و ناسیونالیستی از آنها و جاه طلبی های هر کدام شان، می تواند تعللی در انباشت سرمایه های ملی و مردمی در جامعه متلاطم انسانی ایجاد کند؟ و ملت های گرسته را از زیر بار این همه ناملایمات و نارسائی های روزمره رها سازد؟ هیچگاه! آری بحران های سرمایه حقیقتی عین روز هستند که گرسنگان را به جان همدیگر انداخته است. و به تبع آن، دوستان تا دیروز را به دشمن خونی امروز بدل کرده است و آنان را به انتقام کشی کور مذهبی واداشته است! و زندگی نوع بشر را در هر گوشه ای از کره هرج و مرج زده و مخصوصا مسلمان بیش از پیش دچار ناامنی، فقر و تضادهای کمر شکن ساخته است.

((آیا این واقعیت انکار ناپذیر به وضوح دیده نمی شود که هنوز چه آسان اکثر مردم بیکار، تنگدست و ساده لوح مذهبی هرچه بیشتر امکان گمراهی و آسیب پذیری سریع دارند و ساختار های فرسوده سرمایه سالاران و میلیتاریستان چه در ایران، منطقه و یا جهان همچنان قادرند بخش بزرگی از این توده های بی پناه و به جان آمده را با آب نیات های مذهبی، ملی ، نژادی تحریف کرده و اغلب آنها را اسیر و مرید اراده و مطامع خویش سازند؟))

 

تصور پیدایش اتوماتیک داعش، همان اندازه می تواند توهین برانگیز به شعور عصر ادوارد اسنودن و یولیان اسانژ باشد که نسل کشی امروز اسرائیل در نوار غزه. آیا تحریکات و دسیسه های آمریکا و ناتو در اوکراین، لیبی، مصر، ایران، عراق، افغانستان، چین، روسیه، کره شمالی و بسیاری در جهان بیرون از از این نقشه ها قرار دارند؟ به نظر من هرگز! تمام وقایع خونین و مستعدد انفجارهای فردا، همگی بیانگر ناتوانی اتوریته مالی و سیاسی طرح های نئولیبرالیسم جهانی می باشد، که غربی ها و در رأس آن "جهان خوار قدر" بوده و هست که همه آنها مسئول این جنایات بوده و با هم روش منحط تاکنونی را رهبری کرده و می دانند که با آن شیوه ها و روش ها دیگر آنان قادر به هدایت عمومی و تداوم حفظ چهارچوب گذشته "جهان رو به انفجار" را ندارند و تمام تلاش های و داروهای مسکن تاکنونی مقطعی بوده و به خصوص پس از پیدایش بحران اقتصادی جهانی 2008 دیگر هیچ راه پیش برنده به حال وخیم موجود میسر نیست و اینک باید بازار راکد را با تولیدات میلیتاریستی فعال سازند و ساخته اند.

 

کشور بلازده شیعی، مردم و ملیت های رنگین فرهنگ و چپاولشده ی ما بیش از عراق و سوریه ی ویران گشته در این شرایط سخت و تنگ فرقه گرائی ها و تحریکات پلید ناسیونالیستی، با تلنبار فراوانی از تبعیضات و سرکوبشدگی های تاکنونی، بی شک بیش و پیش از هر کشور استبدادگرفته ای استعداد انفجاری دارد و می تواند آسیب پذیرتر باشد و هست. ناچار می بایست بیش از هر کشوری در منطقه و جهان به اوضاع نابسامان کنونی نابرابری ها، تبعیض ها و آزادی عقیده ها و وجدان ها بها داده و میدان آزاد اندیشه ورزی را برای همگان و خصوصا پائینی ها مهیا سارد؛ بررسی های جامعه شناسانه و قومی را به خود آنان بسپارد و یاری رسان شان بماند؛ علیه تمرکز قدرت مرکزی با شیوه های مطلوب فدرالیستی و مناسب در ایران، به تعدیل منطقی قوای سیاسی و اقتصادی جامه ی عمل بپوشاند؛ و به اراده نیروی مفید و مستقل ملیت ها، همبستگی سراسری را آگاهانه و با انتخابِ آزاد پیوند زند و توسط سازمان های خودمدیریتی خود آنها، راه حل های تحریک و تحول مبارزات مشترک سیاسی ـ طبقاتی علیه ارتجاع و ساختار سرمایه سالار محلی و کشوری را کنترل کند. و تا می تواند مبارزات اقتصادی ـ ملی و حقوق ملیت را، توامان و همزمان و موازی به رسمیت بشناسد و حق تعین سرنوشت آنان را به خود آنها، بی هر اما و اگری بدهد و خودسازمانگری هر یک را آنگونه که آنان می خواهند بپذیرد و منافع سیاسی و اقصادی و سراسری کشور را چنان برای همگان تضمین و تأمین کند که هر فردی در دورترین نواحی کشور خود را مالک عینی و واقعی ایران بزرگ و متحد بداند. نه همچون دستگاه دزدی ولائی و منحصر به باندهای رهبر شیعه و مافیاهای مخالف او! که دارائی 600 تن از اینان برابر1#4 دارائی کل کشور است.

 

هر گونه توهم و ترس از پذیرش این حقوق مسلم، یک نگاه تمامیتگرایانه و اراده پرور است که پیوسته و در طول تاریخ ریشه در شونیسم برتری جو و عمدتا ناسیونالیسم آریائی دارد و هیچگاه چنین خودبزرگ بینی های فریبناک نمی تواند مایه ی دوستی و همزیستی مردم رنگین فرهنگ ما باشد.

بهنام چنگائی 8 مرداد 1393