Print  |  close
۲۴ اکتبر ۲۰۱۷ سه-شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ برابر با 
 سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) 
 ãÞÇáå åÇ - ÓÇá ٢٠١٧
صفحه اول <<

سوسياليسم پس از برادران کاسترو

 

کوبا

بازارِ... بدون سرمايه داري را مي خواهد

 

Renaud LAMBERT

برگردان: شهباز نخعي

 

رائول کاسترو رييس جمهوري اعلام کرده که درسال ٢٠١٨ سمت خود را ترک خوهد کرد. ميگوئل دياز- کانل، که حس مي شود جانشين او خوهد شد، يک سال پس از ورود چريک هاي انقلابي به هاوانا در سال ١٩٥٩، به دنيا آمده است. چنين انتقال قدرتي – در چهارچوب آنچه که آقاي کاسترو کوشيده در راه « روزآمد کردن» نحوه اقتصاد کوبا انجام دهد – يک انقلاب کوچک محسوب مي شود.

 

خودروهاي کهنه و قراضه آمريکايي، نماهاي مخروبه ساختمان ها، زيبايي متروک شده: براي بيشتر بازديدکنندگان زندگي روزمره کوبا نشان دهنده افت ارزش گفتمان سياسي آن است. جزيره کمونيست در گذشته درجا زده است. بوي نفتالين تنها هنگام استنشاق پارافين ازبين مي رود. رائول کاسترو رييس جمهوري که ٨٦ سال دارد، به ندرت سخنراني هاي خود را بدون فوت کردن شمع سالگرد چيزي آغاز مي کند: «پنجاه پنجمين سال اعلام شاخصه سوسياليستي انقلاب»، هنگام گشايش کنگره هفتم حزب کمونيست کوبا (PCC) در ١٦ آوريل ٢٠١٦؛ «صد و شصت و يکمين سال تولد قهرمان ملي خوزه مارتي» هنگام افتتاح بندر ماريل، در ٢٧ ژانويه ٢٠١٤؛ «پنجاه پنجمين سال پيروزي انقلاب»، هنگام ختم نشست هشتمين دوره قانونگذاري مجلس ملي ، در ٢١ دسامبر ٢٠١٣...

 

از ميدان انقلاب در هاوانا، تا نقاشي هاي بزرگ ورودي شهر «سي ين فوئگوس»، چهره قهرمانان «سي يرا مائسترا» در همه جا به چشم مي خورد، اين شايد بيشتر يادآور روزگاري سپري شده باشد تا روايت يک واقعه جديد . جزيره اما بدون تحرک ، بي ترديد در زمان حال سير مي کند: انقلابي که همچنان مورد منازعه است.

 

نزديک به ٦٠ سال پس از «پيروزي» انقلاب، کسي نمي داند که انقلابي هاي ريشو تا چه حد از روند تحول کشوري که براي آن زندگي خود را فدا کردند رضايت دارند. اگر ارنستو «چه» گِوِرا زنده شود، آيا سرزمين ميزبان خود را خواهد شناخت؟ آيا تداوم مبارزه او را به اندازه دگرگوني ها تکان خواهد داد؟ چندان اطميناني نيست، زيرا روزنامه نگاري که در سال ٢٠١١ جزيره را زيرپا گذارده بود، ٦ سال بعد، به زحمت مي تواند آثار گذشته اي نه چندان دور را بازيابد...

 

موزه انقلاب در هاوانا. تالارهاي کاخ پيشين رياست جمهوري گوياي جزيياتي است که افت و خيزهاي مکرر چريکي را باز مي گويد: حمله عليه پادگان «مونکادا» در ٢٦ ژوييه ١٩٥٣؛ سوار شدن بر کشتي «گرانما» در ٢٥ نوامبر ١٩٥٦؛ ورود پيروزمندانه فيدل کاسترو به هاوانا، در ٨ ژانويه ١٩٥٩ (١)... روايت نبردهاي خارق العاده تا درگيري هاي مخفي جنگ سرد؛ تنها يک اتاق به مسائل اقتصادي و اجتماعي اختصاص داده شده است. حتي همين يک اتاق هم درحال بازسازي است و از بازديد کنندگان خواسته مي شود که به سرعت از آن بگذرند.

 

بايد از سد امنيتي – با اجازه مسئولي که بي حيايي بر بيحالي اش مي چربد – گذر کرد تا به تابلويي که به شکل نامناسب کنار ديوار گذاشته شده رسيد. روي آن «صفحه اول» نسخه ١٦ مارس ١٩٦٨ «گرانما»، ارگان رسمي حزب کمونيست کوبا چاپ شده است. در اين نوشته با حروف درشت، فيدل کاسترو وعده مي دهد که: «ما فضا را درست خواهيم کرد، همه چيز را پاکسازي مي کنيم. ما از کارگران مردمي واقعي خواهيم ساخت». درسطرهاي پايين تر، روزنامه جزييات اقدامات «تهاجم انقلابي»اي که رهبران اعلام کرده اند را شرح مي دهد:«مقامات همه کسب کارهاي خصوصي باقي مانده درکشور را ملي مي کنند(...) نه فقط از بارهاي خصوصي سلب مالکيت مي شود، بلکه همه بارها، از جمله آنهايي که متعلق به دولت است هم بسته شده اند». فيدل کاسترو نتيجه گيري مي کند که: «ما مي بايد به مردم بياموزيم که تنها چيزي که مي توانند براي رفع نيازها از آن بهره برند، که مي توانند ثروت به حساب آورند، کار، عرق جبين و تلاششان است».

 

در دو قدمي حياط پشتي موزه، که در اين ماه آوريل گردشگران معذب از گرما سرگرم تماشاي يادگارهاي چريک ها هستند، خدمتکاران «چاچاچا» جست و خيز کنان با آهنگ يکي از ترانه هاي مادونا در حرکتند: «براي آن که ما در دنيايي مادي زندگي مي کنيم، و من دختري مادي هستم...». اين رستوران خصوصي – خاص هاوانا – حدود ١٨ ماه پيش افتتاح شده است. ١٠ خدمتکار غذاهايي را عرضه مي کنند که از غذاهاي بهترين قصرها گوي سبقت مي ربايد: فيله مينيون خوک با ژامبون سرانو (حدود ١٤ يورو)، ماهي تازه سرخ شده با سير (حدود ١٣ يورو)، خرچنگ سرخ شده (حدود ١٩ يورو). در اينجا قيمت ها به پزوي قابل تبديل (موسوم به CUS) محاسبه شده است. ارزي که در آغاز مختص بخش گردشگري بود اما اکنون در همه جا از آن استفاده مي شود. در کنار اين پول «قوي» که همتاي دلار است، پول ديگري هم جريان دارد: پزوي سنتي که ارزش آن ٢٥ برابر کمتر است. درحالي که حداقل دستمزد در کوبا ٢٢٥ پزو (معادل ٨ يورو) است، نوشيدن يک «موخيتو» در چاچاچا حدود ٥ CUS خرج برمي دارد.

 

در سال ٢٠١٠ حدود ١٠٠ رستوران مخصوص (Paladares) در هاوانا وجود داشت؛ امروز اين تعداد از ١٠٠٠ هم بيشتر شده است. يکي از آشنايان به بخش هتل داري، که مانند بسياري از مخاطبان ما ترجيح مي دهد هويتش فاش نشود (٢) مي گويد: «بي ترديد، حدود ١٠ تا از آنها گردش کاري بيش از يک ميليون دلار در سال دارند».

 

مقررات سخت، مردم نرم

 

توضيح اين دگرگوني؟ «روزآمد سازي سوسياليسم کوبا»، روند اصلاحاتي است که آقاي رائول کاسترو از زمان رسيدن به رياست جمهوري (کفالتي در سال ٢٠٠٦ و به صورت انتخابي از سال ٢٠٠٨) دنبال کرده و کنگره سال ٢٠١١ (٣) آن را تصويب کرده است. رييس جمهوري درعين اعلام پيگيري سياست هاي برادر بزرگ خود، او در زمينه افزايش شمار «کارگران مستقل»ي کار کرده که اکنون به صورت رسمي از آنان دعوت مي شود که در رژه اول ماه مه شرکت کنند. اين کارآفرينان گرمسيري مي توانند به يکي از ٢٠١ شغل مجاز، غالبا دستي يدي ١٢، اشتغال داشته باشند: تنظيم کننده آلات موسيقي، بنا، کرايه دهنده لباس هاي شب، دلقک، فروشنده دوره گرد محصولات کشاورزي، گرداننده سگ، رستوران دار... آيا فيدل کاسترو مي خواست بخش خصوصي را ازبين ببرد؟ شمار کساني که به طور مستقل کار مي کنند(cuentapropistas) از ١٥٠ هزارتن در سال ٢٠١٠، به بيش از نيم ميليون تن درسال ٢٠١٦ رسيده و بخش خصوصي (کساني که براي خود کار مي کنند و تعاوني ها) ٣٠ درصد ازکل جمعيت فعال (حدود ٥ ميليوني) را تشکيل مي دهند.

 

مراکز شهرها دستخوش فعاليتي است که تاکنون نادر بوده است. هاوانا ناظر نخستين راه بندان هاي (کوچک) خود به ويژه در جاده ساحلي «مالسون» است. در بيرون از پايتخت هم گاه عبور و مرور سخت مي شود. خيابان اصلي «کاردناس» در شرق جزيره، به کندوي زنبوري شباهت دارد که در آن تاکسي هاي دوچرخه اي و گاري ها در روي باريکه هاي آسفالت از روي دست اندازها و چاله چوله ها از هم سبقت مي گيرند. در «ترينيداد» در ساحل کاراييب از سال ٢٠١٠ شمار رستوران ها ٩ برابر شده است. حتي يک فضاي همکف خيابان نيست که در آن چيزي فروخته نشود: يادگاري هاي چرمي يا چوبي، اشياء کوچک و ارزان قيمت دکوراتيو، مجسمه هاي بوميان «سيو»، نقاشي هايي که به زحمت مي توان تفاوتي بين آنها قايل شد و هميشه و در همه جا تصوير «چه» در روي فنجان، کلاه، تي شرت و زيرسيگاري. همه کساني که از آنها پرسش مي کنيم مي گويند «در دوران رائول کشور بيش از ٥٠ سال دوره انقلاب تغيير يافته است» زيرا « روزآمد سازي» محدود به کارآفريناني که براي خود کار مي کنند نيست.

 

روي درخت هاي «پاسئو دل پرادو»، يکي از خيابان هاي سايه دار مرکز پايتخت، آگهي هايي چشم را به سوي خود مي کشاند: «براي فروش: خانه دوطبقه، تخليه، بياييد و مستقر شويد، ٢٥ هزار دلار». «براي فروش: آپارتمان کاپتياليست، مرکزشهر هاوانا، ١٨ هزار دلار». از سال ٢٠١١، کوبايي ها مي توانندبه خريد و فروش ملک از جمله «کاپيتاليست» يعني ساخته شده پيش از انقلاب بپردازند. (به ما توضيح داده مي شود که ساخت پيش از انقلاب به معني «داشتن کيفيت» است). در اينجا هم مانند مشاغل خصوصي اکنون مجاز، که پيش از سال ٢٠١١ به صورت مخفيانه انجام مي شد، بازار املاک نيز سربرآورده است. اکنون خريد و فروش ملک در چهارچوب معين قانوني است: تنها ساکنان کوبا مي توانند مالک يک ملک شوند. با اين حال، در کوبا قوانين سخت ولي مردم نرم هستند.

 

به گروهي که در گرماي بهاري زير يک درخت جمع شده اند نزديک شده و مي پرسم: «کجا مي توانم يک واسطه املاک پيدا کنم؟». زني جوان با ارائه کارت خود مي گويد: «من اين کار را مي کنم». شغل واسطگي املاک در رديف ١٤٨ مشاغل اخيرا اجازه داده شده قراردارد. او به يک دفتر مدرسه اي که فهرست املاک فروشي درآن ثبت شده نگاه مي کند. درخواست يک خارجي براي خريد ملک موجب تعجب او نمي شود و براي مشکلي که وجود دارد هم راه حلي ارائه مي کند: «با يک زن کوبايي ازدواج کن، کار تمام است». هزينه عمليات؟ «حدود ٢٥٠٠ دلار». براي اين که معامله ملک اعتبار قانوني يابد، ازدواج بايد ٥ سال ادامه داشته باشد». اما، واسطه تصريح مي کند که: «زن جواني که به تو معرفي مي کنم، آنقدر زيبا خواهد بود که نخواهي توانست او را ترک کني».

 

فرناندو، يک هنرمند، با غش غش خنده اي که بدنش را به لرزه انداخته مي گويد: «٢٥٠٠ دلار؟ او کاملا دستت انداخته، غالب افراد بدون پول ازدواج مي کنند. مي تواني تصور کني که با تابعيت دوگانه چه مقدار پول مي شود به دست آورد؟». در اکتبر ٢٠١٢، هاوانا محدوديت هاي مربوط به سفر اتباع خود به خارج را لغو کرد (٤). کوبايي هايي که تابعيت دوگانه داشته باشند، نيازي به دريافت ويزا براي رفتن، به عنوان مثال، به فرانسه ندارند و با چمدان هاي مملو از مواد مصرفي که در بازگشت به قيمت طلا فروخته مي شود به کوبا بازمي گردند. فرناندو توضيح مي دهد که: «شمار زيادي از مردم تنها از اين راه زندگي مي کنند».

 

درپي نزديکي ديپلوماتيک بين واشنگتن و هاوانا از سال ٢٠١٥ به ابتکار باراک اوباما و رائول کاسترو (٥)، «نخستين هاي تاريخي» متعددي رخ مي دهد: نخستين کنسرت رولينگ استون؛ نخستين فيلم برداري يک فيلم پرهزينه هاليوودي (تند و خشماگين ٨)؛ ساخت نخستين هتل «بيش از» پنج ستاره؛ نخستين نمايش مد (سازماندهي شده توسط شانل وکارل لاگرفلد)؛ نخستين رزرو اتاق توسط تارنماي «ايربي اند بي» که اکنون در کوبا مشغول به کار است؛ نخستين پهلوگرفتن يک کشتي مسافرتي تفريحي آمريکايي (از سال ١٩٥٩... در سال ١٩٦١ انقلابي ها مزدوران اجيرشده توسط واشنگتن را از خليج خوک ها به عقب راندند). در سال ٢٠١٧، مجله «هاتو اسپند ايت» نتيجه گيري مي کرد که «سال فوق العاده ٢٠١٦» پيامي را منتقل کرده است: «تسخير جزيره توسط آمريکايي ها رسما آغاز شده است» (٦).

 

به بازار آزاد برج هاوانا خوش آمديد

 

سال گذشته کوبا پذيراي ٤ ميليون گردشگر بود. رکوردي که درآمد ارزي حاصل از آن در رديف سوم (پس از درآمدهاي ناشي از ارسال پزشکان به کشورهاي ديگر و دريافت پول از خارج از کوبايي هاي مهاجر) قرار داشت. در حالي که در ٢٠ سال گذشته رشد فعاليت ها بين ٥ تا ١٠درصد بوده، سال ٢٠١٦ شاهد رشد انفجارآميز سفر از آمريکا به کوبا بود: «٦٨٥ هزار تن که ٢٨٦ هزار تن از آنها کوبايي-آمريکايي هايي بودند که در آمريکا زندگي مي کنند. اين رقم نسبت به سال ٢٠١٥، ٧٤ درصد رشد داشت). درسال ٢٠١٧ اين رقم مي تواند کاهش يابد: آقاي دونالد ترامپ وعده داده که دربرخي از اقدامات بسط و توسعه روابط سلف خود تجديدنظر کند و و توفان ايرما هم در ماه سپتامبر بخشي از زيرساخت هاي سواحل شمالي را ازبين برده است. اما، آيا گردشگران در دراز مدت از لذتي که جزيره به آنها عرضه مي کند چشم مي پوشند؟

 

يکي از کارشناسان بخش گردشگري به روزنامه «ها تو اسپند ايت» توضيح مي دهد که: «کيفيت تجربه اي که در کوبا به دست مي آوريد درجه يک است»، زيرا براي گردشگران با فرهنگ هيچ چيز دلپذيرتر از آميختن ساحل هاي بهشت آسا با محتواي فرهنگي نيست و در اين زمينه انقلاب دستاوردهاي راضي کننده اي براي مهمانان خود تدارک ديده است: «اگر شما به مطالعه "افروسانتريسم" [دانش متمرکز بر تاريخ و رفتار سياهان آمريکا] علاقمند باشيد، مي توانيد با يک تاريخ دان مورد احترام، يک نماينده متخصص موسيقي هيپ هاپ يا هوادار جنبش زنان سياه در محله هاي مردمي ديدار کنيد (...). گفتگو با يک «هوادار جنبش زنان سياه در محلات مردمي»، البته گفتگو همراه با خرخر يک بادبزن و يک موخيتوي خنک انجام مي شود. کارشناسان آمريکايي حتي به تجربه هايي هوشمندانه درمورد دگرباشان جنسي (لزبين، گي، دوجنسي و تغيير جنسيت داده)، مانند صرف شام با نخستين عضو مجمع دگرباشان مي انديشند. آژانس مسافرتي «آن کوبا تراول» هم به نوبه خود اعلام کرده که در برج بازار آزاد هاوانا يک گردش دسته جمعي هدايت شده سازماندهي کرده که درآن هرچه که شهر به «خداي بازار» هديه کرده (انواع اقدامات مبتکرانه اي که تجسم بخش «روحيه کارآفريني» است، بوتيک هاي مجلل و مراکز بازرگاني...) را نشان مي دهد.

 

چند ماه پيش از کنگره سال ٢٠١١، خوزه آزل، پژوهشگر دانشگاه ميامي درمورد اصلاحات اعلام شده توسط رائول کاسترو ابراز ترديد مي کرد: «روشن است که چيزهاي کمي تغيير خواهند کرد (٧)». اکنون مي توان خلاف اين را گفت. و با اين حال...

 

«رائول کارهاي زيادي کرده، اما از زمان ديدار اوباما در مارس ٢٠١٦، چيزي خلاف انتظار همه رخ داده است: چيزي مانند انجماد روند نزديکي در اين سو و آن سوي تنگه فلوريدا» اقتصاد داني که پذيراي ما شده به اين شهرت داشت که حرفش در سال ٢٠١١ دررييس جمهوري کاسترو اثرگذار بود و برخي حتي او را الهام بخش گشايش اقتصادي کوبا مي دانند. عمر اورلني پرز از مرکز مطالعه اقتصادي کوبا در دانشگاه هاوانا به خاطر اين که زيادي با روزنامه نگاران خارجي گفتگومي کرده اخراج شد. اخراج او به ويژه نشان دهنده توانايي مخالفان اصلاحات آقاي رائول کاسترو – در دستگاه حکومت- و ايجاد مانع در راه تحقق هدف هاي او است، زيرا وضعيت عمومي وخيم تر شده است.

 

پرز ادامه مي دهد که: «اوباما بايد کارهاي بيشتري مي کرد. هرچه او پيشتر مي رفت، عقب نشستن ترامپ دشوارتر مي شد. با آن که به کاخ سفيد آمدن ميلياردر نيويورکي براي کوبا خوشايند نيست، در جبهه داخلي مشکلات اين کشور حتي پيش از وقوع توفان ايرما روي هم انباشته شده بود. در زمينه اقتصادي، به ويژه درسال ٢٠١٦، کشور دستخوش يک رکود (٠.٩ درصدي) براي نخستين بار پس از «دوره خاص زمان صلح»ي که به فروپاشي اتحاد شوروي منجر شد و بين سال هاي ١٩٩١ و ١٩٩٤ توليد ناخالص داخلي را ٣٥ درصد کاهش داد شده بود: «حکايت اعلام يکمرگ بود: بايد شک مي کرديم که وابستگي مان به ونزوئلا، درصورت بروز مشکل در آن کشور، برايمان عوارضي خواهد داشت».

 

«اينجا عليه ثروت مبارزه مي شود»

 

سقوط بهاي نفت، بحران سياسي پايان ناپذير: درسال ٢٠١٦ توليد ثروت در ونزوئلا يک پنجم کاهش يافت و اين درحالي بود که تورمي ٧٠٠ درصدي وجود داشت. کاراکاس که تا آن زمان روزي ١٠٠ هزار بشکه نفت با قيمت يارانه اي به کوبا مي فروخت، در سال ٢٠١٦ اين ميزان را ٤٠ درصد کاهش داد. بنابراين مي بايد در مصرف سوخت صرفه جويي مي شد: برخي از دفاتر دولتي زودتر تعطيل مي شدند، به جاي روشن کردن تهويه مطبوع پنجره ها را مي گشودند. روشنايي معابر عمومي از پيش هم کمياب تر شد. آقاي رائول کاسترو در ژوييه ٢٠١٦ دستور داد: «همه هزينه هاي غير ضروري بايد قطع شود». اين درحالي بود که ويژگي تنها بخش اقتصادي درحال رشد يعني گردشگري ولع براي انرژِي بود : گفتگو با «يک هوادار جنبش زنان سياه در محلات مردمي»، البته گفتگو همراه با خرخر يک بادبزن و يک موخيتوي خنک انجام مي شود.

 

ونزوئلا مقصد بيشتر خدماتي است که هاوانا، عمدتا درعرصه پزشکي (٣٠ هزار پزشک درسال ٢٠١٦)، صادرمي کند. کارملو مزا لاگو، اقتصاددان مي گويد: «بخش مربوط به بازرگاني با ونزوئلا درسال ٢٠١٠ حدود ٢١ درصد اقتصاد کوبا بوده است» (٨). اکنون برآوردهايي ديگر اين مقدار را ٢٥ درصد مي دانند. با آن که برزيل کمي بيش از ٤ هزار پزشک کوبايي را پذيرفته، تنگناهاي مقرراتي آن بسيار زياد است. بدون آن که جاي شگفتي باشد، اپوزيسيون ونزوئلا اعلام کرده که قصد دارد روابط خود با کوبا را قطع کند و از رييس جمهوري نيکولاس مادورو به عنوان عروسک خيمه شب بازي کوبا نام مي برد.

 

پرز دنباله سخن خود را از سرمي گيرد: «همه اينها را مي دانستيم. به ويژه به همين خاطر بود که اصلاحات ضرورت داشت. اما رائول در ميانه عبور از تنگنا متوقف شد. براي آن که گام هاي ابتدايي او به ثمر برسد لازم بود که گام هاي ديگري برداشته شود. ولي نه: به سياست قطره چکاني بازگشتيم و مشکلات ظاهر شدند». مشکلاتي مانند کمبودها و پديده احتکار.

 

با آن که گشودن رستوران يا فروش پيتزا در خيابان قانوني است، حکومت زنجيره تدارکاتي لازم براي بخش رستوران داري را پيش بيني نکرده بود، بنابراين رستوران ها [براي تامين نيازهاي خود] مغازه ها و بازارها را خالي مي کردند. نتايج اين نوع بهم ريختگي معلوم است: بالا رفتن قيمت ها، که برخي از کوبايي ها را وا مي دارد (بيش از پيش) کمربندها را سفت ببندند و رواج سوداگري زيرا اکنون درآمد يک تخم مرغ فروش بيش از يک آموزگار است، و کمبود، مانند اوت سال ٢٠١٤ يا آوريل ٢٠١٦ که يافتن آبجو در کوبا دشوار شده بود.

 

تلفن پرز ٣ بار زنگ مي زند. او سرانجام گوشي را برمي دارد، مکالمه کوتاه است. گوشي را روي دستگاه مي گذارد و با حالتي آزرده سرتکان مي دهد: «من با جواني کار مي کنم که کارش درخشان است. درمورد زمان انجام کارهايي که بايد برايم بکند توافق مي کنيم، هربار همان وضع است، کار به موقع انجام نمي شود. کار او اقتصاد سنجي (اکونومتري) است اما زندگيش از اجاره دادن اتاق به گردشگران تامين مي شود. ازاين رو، سعي مي کنم با او مدارا کنم که کار اقتصاد سنجي را رها نکند، اما او مرتب تلفن مي زند که "گوش کن، متاسفم، امشب يک زوج آمريکايي مي رسند. آيا مي توانم مهلت ديگري داشته باشم؟". اين وضع مرا مي آزارد اما با آن سرمي کنم. ولي اين براي کشور زياني قابل ملاحظه است».

 

در کوبا هيچ کس تصور هم نمي کند که تنها با حقوق خود زندگي کند. با آن که قيمت هاي رستوران «چاچاچا» درحد قدرت پرداخت گردشگران است، ولي موخيتو را در محله هاي مردمي هاوانا با يک CUS هم مي توان خريد ولي اين قيمت معادل سه روز دستمزد حداقلي است... ازاين رو، هرکس بايد هرطور مي تواند «گليم خود را از آب بيرون بکشد» (٩). اين کار با انجام کارهاي مختلف يا نزديک شدن به بخش هاي درآمدزا انجام مي شود. شمار دارندگان مدرک مهندسي که به عنوان خدمتکار در رستوران کار مي کنند يا ناگزير مهاجرت را برمي گزينند بسيار زياد است، درحالي که کشور حدود ٢٥ درصد از بودجه خود را صرف آموزش اين افراد کرده است.

 

افزايش حقوق ها درشمار اولويت هايي است که رييس جمهوري اعلام کرده است. اين درحالي است که زياد کردن حقوق ها بدون رشد توليد محصولات و خدمات موجب افزايش تورم خواهد شد. فزون براين، کوبا آميخته اي خاص از خدمات اجتماعي درحد کشورهاي پيشرفته و ميزان توليدي در رديف کشورهاي درحال توسعه است. افزايش توليد براي «نجات» خدمات اجتماعي برنامه اي است که رائول کاسترو مي کوشد با استفاده از امکانات حکومت و دعوت از کوبايي ها براي پرداختن به فعاليت خصوصي به انجام برساند. اين درحالي است که برخي از رهبران حزب کمونيست کوبا بخش خصوصي را يکي از دشمنان سوگند خورده انقلاب مي دانند.

 

پرز نتيجه گيري مي کند که: «مشکل اصلي تحجر ايدئولوژيک بخشي از قدرت است. کشور درحال رکود است اما نگراني اصلي آنها اين است که مردم بتوانند از خود ثروت داشته باشند. چنان که اقتصاددان گدرو مون رآل مي گويد: «درحالي که بيشتر کشورها عليه فقر مبارزه مي کنند، کوبا عليه ثروت مبارزه مي کند!». متن برنامه کنگره سال ٢٠١٦، تحت عنوان خط مشي حاکي از نوعي سخت ترشدن در قياس با برنامه پيشين است. برنامه سال ٢٠١١ اعلام مي کرد که: «درانواع مديريت غيردولتي، تمرکز مالکيت توسط اشخاص حقيقي و حقوقي مجاز نخواهد بود». برنامه بعدي ازاين فراتر مي رود و «تمرکز ثروت» را نيز ممنوع اعلام مي کند. هنگام نشست فوق العاده مجلس ملي در ژوئن ٢٠١٧، که به گفتگو درباره اين خط مشي اختصاص يافته بود، موضوعي که بيشترين بحث – با فاصله زياد –درباره آن صورت گرفت «تهديد» ناشي از انباشت [ثروت] بود.

 

با اين همه، آيا اين منحصرا ناشي از تحجر ايدئولوژيک کوبايي است؟ از اجازه پرداخت حقوق برمبناي ميزان توليد تا افزايش مبلغ پولي که آمريکايي- کوبايي ها مي توانند براي نزديکان خود بفرستند، دوران کنوني ترجمان رشد نابرابري ها براثر اقدامات رييس جمهوري است. رائول کاسترو به شيوه خود فرمول کلاسيک نظريه سوسياليسم را چنين بيان مي کند: «از هرکس به قدر توانايي، به هرکس به اندازه نياز» که تحريف شده «از هرکس به قدر توانايي، به هرکس به اندازه کار» تعريف شده در يک سخنراني دربرابر حزب کمونيست کوبا در ١٧ آوريل ٢٠١٦ است. با اين حال، در کوبا هم مانند جاهاي ديگر، کار توضيح گر همه چيز نيست. بين ٧٠ تا ٨٠ درصد کساني که براي خود کار مي کنند «کسب و کار» خود را با پولي راه انداخته اند که نزديکان تبعيدي شان از ميامي برايشان فرستاده اند. آنها عموما از خانواده هاي مرفهي هستند که برنامه سوسياليستي مخالفشان است. با آن که خرده کارفرمايي ظهوريافته از بخش هاي مخالف با برنامه سياسي انقلاب سربرآورده، به ندرت مي توان درآن سياه پوست ديد.

 

رافائل هرناندز مدير نشريه «تماز» که يک شماره خود را به مسئله نابرابري ها اختصاص داده مي گويد: «تا زمان حمله انقلابي ١٣ مارس ١٩٦٨، در اينجا موسسات خصوصي کوچک و متوسط وجود داشت. بين اول ژانويه ١٩٥٩ و آن تاريخ در تصور هيچ کس – نه فيدل و نه چه گوارا – نبود که بگويد بخش خصوصي يک «طبقه بورژواي» بيگانه با انقلاب است. آنچه که رائول مي کند، تاکيد مجدد بر ايده اي است که بنابرآن بخش خصوصي يک سلول مخرب سرمايه داري که به جامعه کوبا رسوخ کرده باشد نيست. او پس از قانوني کردن بخش خصوصي کاري کرد که فعاليت براي خود مشروعيت يابد».

 

آنچه مي ماند اين که، در شرايطي که کوبايي ها نمي توانند قابليت هاي فني و علمي خود را نشان دهند، خود را رودررو با قانون بازاري مي يابند که بي گمان بسيار بيرحم و خشن است.

 

از خدمتکار رستوران خصوصي بزرگ ترينيداد مي پرسيم: «آيا صاحب رستوران اينجا کار مي کند؟». او با خنده پاسخ مي دهد: «آه، نه! او اينجا نيست، استراحت مي کند! و چه بهتر، زيرا وقتي مي آيد فقط براي اين است که مرتب دستور بدهد». باز مي پرسيم: «و ساعات کارتان؟». زن جوان به سوي آسمان نگاه مي کند. هرناندز در ادامه مي گويد: «آيا بخش خصوصي با احترام به قانون، به ويژه قانون کار توسعه مي يابد؟ اين خود مسئله اي است. اگر شما از کسي که در يک رستوران خصوصي کار مي کند بپرسيد، احتمال زيادي وجود دارد بگويد که صاحب کار از او مي خواهد که بيش از ٨ ساعت کار کند؛ قاعده دستمزد برابر در مقابل کار برابر رعايت نمي شود. صاحب کار خيلي مايل به استخدام سياه پوستان نيست و غيره». راه حل چيست؟ «بايد کاري کرد که قانون کار رعايت شود، بدون آن که بخش خصوصي براثر بازرسي هاي سختگيرانه دچار خفقان گردد. همان طور که، به عنوان نمونه، در فرانسه اين کار انجام مي شود».

 

بخش خصوصي بدون قدرت سياسي

 

به يقين، هنگامي که بخش خصوصي بزرگ شود به قدرتي دست مي يابد که درها را برايش به سوي دنياي سياست بگشايد. چنان که در فرانسه تعريف «بازرسي سختگيرانه» در راهروهاي کاخ اليزه را بيشتر کارفرمايان انجام مي دهند تا سنديکاها. هرناندز تاييد مي کند که: «ما در اين دغدغه شريکيم. ولي شرايط در کوبا خيلي متفاوت است. من گمان نمي کنم درحال حاضر حتي يک فرد از بخش خصوصي وجود داشته باشد که بتواند در مقامات سياسي اِعمال نفوذ کند. اين امر به اين معني است که در آينده چنين مشکلي وجود نخواهد داشت».

 

بنابراين در کوبا دو منطق با هم برخورد مي کند. خاوير، مهندس فيزيک و راننده تاکسي منطق نخست را به اين صورت خلاصه مي کند: «ديروز، اين اتحاد شوروي بود که هزينه مالي دستاوردهاي سوسياليستي ما را تامين مي کرد، امروز گردشگران و کارفرمايان کوچک اين کار را مي کنند. بنابراين براي نجات انقلاب بايد کمي بيشتر به بازار روآورد». دربرابر اين تحليل، که آقاي رائول کاسترو نيز مدافع آن است، منطق ديگري وجود دارد که متعلق به اعضاي تندروتر حزب کمونيست کوبا و... ضد کاسترويي است. به نظرآنها وارد کردن ميزاني از سرمايه داري موجب استحکام سوسياليسم کوبا نشده بلکه برعکس عمل مي کند. خانم ماريا لنترراس سوييت که نماينده دولت اوباما بود دربرابر جمعي از علاقمندان به سرمايه گذاري در کوبا مي گويد: «آنچه شما بايد صادر کنيد، ارزش هاي آمريکايي و مفهوم سرمايه داري است» (١٠).

 

بنابراين، موضع قهرمانان «سي يرا مائسترا» چه خواهد بود: تندروي يا اصلاحات؟ شايد آنها پرسش را بيهوده بيابند و همراه با روزنامه نگار فرناندو راوسبرگ يادآوري کنند که: «سوسياليسم به شيوه اتحاد شوروي هرگز برنامه سياسي کوبا نبوده است؛ در کوبا سوسياليسم ابزاري براي نجات انقلاب بوده که پيش از هرچيز براي حفظ استقلال ملي بنا شده بود. در چنين شرايطي، سوسياليسم باشد يا نباشد، نبرد ادامه خواهد يافت».

 

مطلب داخل کادر:

 

رواج فراگير «بسته»

نشستن دربرابر تلويزيون در هاوانا الزاما دلپذيرتر از پاريس نيست. برنامه خبري احترام آميز نسبت به قدرت حاکم، برنامه هاي آموزشي خيلي کسل کننده، «گزيده» برنامه هاي گرفته شده از «تله سور»، که قسمت عمده هزينه آن توسط ونزوئلا تامين شده و به صورت مستقيم پخش نمي شود... کوبايي ها با اين برنامه ها چه مي کنند؟

 

ماريلا به ما پاسخ مي دهد: «ساده است، تلويزيون نگاه نمي کنند!». اينجا مردم «اِل پاکِتِه» را ترجيح مي دهند. در وراي نوآوري کوبايي با هدف دورزدن فيلتر شدن امواج، «اِل پاکِتِه» گزينه اي از مقالات، برنامه هاي خبري، سريال ها يا مجلات را عرضه مي کند. اين مجموعه که در ميامي ساخته مي شود، هر هفته روزهاي يکشنبه به قيمت يک تا دو دلار درسراسر کوبا پخش مي گردد وهرکس مي تواند محتواي مورد علاقه خود را از روي لوح فشرده واسطه فروش ضبط نمايد. بنابر نوشته مجله نيويورکر، اين مهم ترين موسسه خصوصي کوبا است: حدود ٤٥ هزار «کارمند» و نزديک به نيم ميليون دلار در هفته گردش مالي دارد. نيمي از کوبايي ها به اين مجموعه دسترسي دارند و اين حتي شامل مناطقي است که درطول شبانه روز تنها چند ساعت برق دارند.

 

مجموعه ي روز ٥ ژوئن ٢٠١٧، ٩٢١ گيگااوکت (Go) حجم داشت. درآن انواع فيلم هاي سينمايي، طبقه بندي شده برحسب نوع (موضوع آن هفته «ماجراجويي» بود)، با بازيگري بروس ويليس و پيش کسوتي ترمينيتور بود. اطلاعاتي درمورد بازي هاي ويديويي تازه به بازار آمده، فيلم ها يا فناوري هاي نو هم بود. ٤١ Goي آن برنامه هاي تلويزيون-واقع نما(Reality TV) به انگليسي و اسپانيايي بود. آخرين انتشارات «رووليکو دات کام» (Revolico.com)، يک تارنماي مخصوص خريد و فروش کالا و خدمات (از جمله خدمات جنسي و روسپيگري)، بازي هاي ويديويي براي انواع دستگاه ها، اپليکيشن هاي مخصوص تلفن هاي هوشمند، موسيقي، نقاشي هاي متحرک ژاپني، سريال ها («کلاسيک»، «کوبايي»، «جديد»)، برنامه هاي مستند (جنايت هاي بزرگ تاريخ، ايالات متحده)، گزينه اي از بخش هاي برنامه «صدا»، مجلات (مد، ورزشي، تصويري، فناوري). تنها خبرهاي سياسي از جانب نشريات رسمي کوبايي (گرانما، خوونتود ربلد و غيره) است. اين ترکيب شايد توضيحي باشد براي اين که با وجود ممنوع بودن «اِل پاکِتِه» تحمل مي شود.

 

١- برای گاه نگاری کامل مراجعه کنید به : « Cuba, ouragan sur le siècle », Manière de voir, no 155

 

٢- نام ها همه تغییر کرده اند.

 

٣- « Ainsi vivent les Cubains », Le Monde diplomatique, avril 2011.

 

٤- بجز برای بعضی حرفه ها که استراتژیک ارزیابی می شود مثل پزشکی.

 

٥-ئ مثاله «باز شدن یخ های گرمسیری بین واشنگتن و هاوانا»، لوموند دیپلماتیک، نوامبر ٢٠١٤ http://ir.mondediplo.com/article224...

 

٦- Lydia Bell, « Cuba’s travel revolution », How to Spend It, Londres, 10 janvier 2017.

 

٧- José Azel, « So much for Cuban economic reform », The Wall Street Journal, New York, 10 janvier 2011.

 

٨- Carmelo Mesa-Lago « La reforma de la economía cubana : secuencia y ritmo », Estudios de politica exterior, no 161, Madrid, septembre-octobre 2014.

 

٩- Lire « Ainsi vivent les Cubains », op. cit.

 

١٠- Lucie Robequain, « Comment l’Amérique compte envahir Cuba », Les Échos, Paris, 5 mai 2015.

...........................................

اکتبر ٢٠١٧

http://ir.mondediplo.com/article2858.html