Print  |  close
۰۲ می ۲۰۱۸ چهارشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۷ برابر با 
 سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) 
 مقاله ها - سال ٢٠١٨
چالشهای ارمنستان در مرحله گذار از نظام الیگارشی به مردمسالاری

دیدگاهی پیرامون تحولات انقلابی ارمنستان

 

چالش های ارمنستان در مرحله گذار از نظام الیگارشی به مردمسالاری

آرسن نظریان

 

بحران انتقال قدرت در ارمنستان ادامه دارد، اما دو ویژگی مهم این بحران را از بحران های مشابه در کشورهایی که جزو اقمار روسیه به شمار می رفتند متمایز می کند:

اول، عدم کاربرد خشونت توسط هردوطرف، هم اپوزیسون و هم دولت؛ و

 دوم، فقدان بعد خارجی، و به همین دلیل نیز، موضع آرام و خالی از عصبیت روسیه نسبت به خیزش تحول طلبی در ارمنستان. 

 

در یک تعداد تحلیل ها و تفسیرهایی که از رویدادهای اخیر ارمنستان می شود، کوشش می شود که به طور تصنعی  این رویدادها را داخل الگوی انقلاب های رنگین جای دهند. به عنوان دلیل و شاهد، به چند گفته پاشینیان، رهبر اپوزیسیون، اشاره می کنند که از "انقلاب رنگین" نام برده است. در سطور زیر به این اظهارات پاشینیان نیز می پردازیم.

 

آن هایی که آشنایی کافی با تاریخ و ژئوپولتیک ارمنستان دارند، می دانند که چنین الگویی درمورد ارمنستان نمی تواند کاربرد داشته باشد. ارمنستان کشور کوچکی است با منابع محدود، که از شرق و غرب بین دو خصم گرفتار شده و برای امنیت خود ناچار از اتحاد با روسیه است، یعنی قدرتی جهانی که درمنطقه هم حضور فعال دارد. هیچ رهبر سیاسی در ارمنستان، که نخواهد با اعتبار خود بازی کند، نمی تواند سیاستی خصمانه علیه روسیه انتخاب کند، زیرا توده مردم خود از موقعیت خطیر کشورشان آگاهند و چنین رهبری را پذیرا نخواهند بود. این رویکرد، البته به خاطر عشق به آقای پوتین نیست، بلکه به دلیل آگاهی از موقعیت و محدودیت هایی است که از کنترل خود آنها خارج است (در این مورد جالب است به یاد بیآوریم که در بحبوحه فروپاشی اتحاد شوری، زمانی که امواج جدایی طلبی به ارمنستان نیز رسیده بود، سه حزب دیاسپورایی ارمنی، از جمله حزب داشناکسوتیون، که مهمترین این احزاب به شمار می رفت و به داشتن مشی ضدکمونیستی معروف بود، مشترکا بیانیه ای صادر و به دولت و مردم ارمنستان راجع به خطرات جدا شدن از شوروی هشدار دادند). لکن، فروپاشی اتحاد شوروی دیگر، جدا از تمایل یا عدم تمایل هرکسی، به امری حتمی الوقوع تبدیل شده بود. به هرجهت، اکنون ارمنستان از طریق دیاسپورای خود، که چند برابر جمعیت خود ارمنستان است، با غرب نیز ارتباط دارد. لازم به تاکید است که هم اکنون نیز احزاب دیاسپورایی ارمنی و اکثریت قریب به اتفاق ارمنیان خارج، با علم به موقعیت خطیر وطن اجدادی شان، هیج گاه جدایی از روسیه را به دولت ارمنستان توصیه نمی کنند. روسیه نیر با علم به این واقعیت، نگرانیی درمورد ارتباط ارمنستان با غرب ندارد، چنانکه در سال گذشته، ارمنستان موافقت نامه ای تحت عنوان "موافقت نامه جامع و تجدیدنظرشده مشارکت" با اتحادیه اروپا منعقد ساخت. در عین حال، روسیه نیز به ارمنستان به خاطر موقعیت استراتژیکش در قفقاز، نیاز دارد و درواقع تنها جاپای مطمئنش در منطقه است. درمورد ایران نیز، می تون گفت ارمنستان چنین نقش و موقعیتی را ایفا می کند. درواقع، ارمنستان توانسته است تعادل ظریفی میان متحد استراتژیک خود، روسیه، و غرب به وجود آورد و این خط مشیی است که هیچ دولت دور اندیشی در ارمنستان نمی تواند بدون آن امنیت خارجی و داخلی رفاه و تامین اجتماعی را برای مردمش فراهم کند.

 

درمورد اعتراضات توده ای اخیر ارمنستان نیز، اگر نگرانیی در روسیه وجود دارد، بیشتر به خاطر خطر سرایت شیوه ها و سازو کارهای نافرمانی مدنی ارمنیان به قشرهای ناراضی در روسیه است، نه به خاطر احتمال جداشدن ارمنستان و قرار گرفتن در حیطه نفوذ سیاسی و نظامی غرب. واقعیت اینست که گرچه ارتباط با غرب از جنبه اقتصادی و علمی و فناوری قطعا می تواند برای ارمنستان مفید فایده باشد، اما غرب هرگز نمی تواند امنیت نظامی برای ارمنستان تضمین کند. به یک دلیل ساده: غرب هیچ گاه حاضر به از دست  دادن ترکیه ، یعنی عضو ناتو (باوجود اختلافاتی که دردهه اخیر با ترکیه داشته اند)، به خاطر ارمنستان نیست و نخواهد بود. در این میان، به ویژه، قدرتهای آنگلوساکسون، از پایان جنگ جهانی اول در نقش حامی سیاسی و نظامی ترکیه عمل کرده اند. اکنون نیز، در حالی که کشورهای متعدد اروپایی، ازجمله فرانسه، آلمان، ایتالیا، روسیه و غیره واقعیت نسل کشی ارمنیان را پذیرفته اند، ایالات متحده و انگلستان، هم چنان از شناسایی این واقعه تاریخی خودداری می کنند.

 

حال بپردازیم به مواضع سیاسی آقای پاشینیان، رهبر اپوزیسون و مهمترین چهره سیاسی فعلی در ارمنستان.

پیش از شروع اعتراضات، آقای پاشینیان، به عنوان رییس فراکسیون یِلک (راه برون رفت)، تنها فراکسیون مخالف دولت، مساله خروج ارمنستان از اتحادیه اقتصادی اروپا- آسیا، به رهبری روسیه را، مطرح کرده بود. اکنون چه موضعی در این زمینه دارد، هم چنین، وی خیزش مردمی حاضر را "انقلاب مخملی" می نامد. این نامگذاری را اکنون چگونه توضیح می دهد؟

درمورد طرح ایده خروج از اتحادیه اقتصادی یوراِیشیا پیش از شروع اعتراضات و موظع فعلی اش، که چنین چیزی را منتفی دانسته، پاشینیان، طی مصاحبه کوشید گفته قبلی اش را چنین توجیه کند که "طرح این موضوع در آنزمان از موضع اپوزیسیون در پارلمان به منظور مطرح کردن مساله و بحث و بررسی آن بود، ولی اکنون دیگر چنین چیزی منتفی است"!  

 

در مورد کاربرد اصطلاح "انقلاب مخملی"، پاشینیان تاکید می ورزد که در زمینه سیاست خارجی و روابط با روسیه هیچ گونه تغییری داده نخواهد شد و بحران فعلی کشور یک امر صرفا داخلی است. تاکنون هم چندین بار با سفیر روسیه دیدار و گفتگو داشته است. همین دیروز، گروهی از نمایندگان پارلمان روسیه به سرکردگی رییس کمیسیون جمهوری های مشترک المنافع در پارلمان روسیه، لئونید کالاشنیکف، به ایروان آمدند و با پاشینیان و اعضای فراکسیون پارلمانی وی دیدار، و به گفته خودش، "گفتگوی سازنده ای" داشتند. پاشینیان، هم چنین اعلام داشته است که هیچ گونه کمک مالی از خارج دریافت نشده و اینکه همه می توانند حساب های بلوک سیاسی اش را کنترل کنند.

 

راجع به ماهیت خیزش مردمی به رهبری خودش، بر مسالمت آمیز بودن آن تاکید می کند و می گوید که از این لحاظ "حرکت ما هیچ شباهتی با انقلاب های رنگین خشونت آمیز در اوکراین، گرجستان و غیره ندارد و از این لحاظ از تمام جنبشهای مشابه در جمهوری های سابق شوروی متمایز است". انصافا هم باید گفت که این اظهارات تاحد زیادی با واقعیات انطباق دارد. به جز چند بی نظمی نه چندان مهم از جانب معترضین و چند مورد کاربرد زور توسط نیروهای انتظامی در روزهای آغازین تظاهرات، تا به حال، شاهد بی نظمی یا خشونت از سوی هیچ یک از طرفین نبوده ایم و کسی تا کنون کشته یا حتی زخمی نشده است. پاشینیان در نطقهای خود موکدا از هوادارانش می خواهد که نظم را رعایت کنند و از راههایی که قبلا با پلیس هم آهنگ شده راه پیمایی نمایند.

  

در حال حاضر، کارن کاراپتیان، نخست وزیر پیشین و کفیل پست نخست وزیری، درهم آهنگی با رییس جمهوری جدید، آرمِن سرکیسیان (با سرژ سرکیسیان نسبت فامیلی ندارد)، امورکشور را اداره می کند. وزرای قبلی نیز همگی در مقام کفیل وزارت، انجام وظیفه می نمایند.

 

قرار است در روز اول ماه مه نخست وزیر جدید انتخاب شود. تا اینجا، اپوزیسیون دست آوردهای مهمی داشته است. پس از استعفای آقای سرژ سرکیسیان، اکنون حزب جمهوری خواه عقب نشینی دیگری نموده و اعلام کرده است که برای پست نخست وزیری کسی را از حزب کاندید نخواهد کرد. پاشینیان اعلام کرده است که "به خواست مردم" او خود را برای پست نخست وزیری کاندیدا خواهد کرد. حزب ارمنستان مرفه به رهبری زاروکیان، یک ثروتمند نیکوکار و حزب داشناکسوتیون نیز به پاشینیان پیوسته اند و زاروکیان خود را نامزد نخست وزیری کرده است. با وجود این، در صورت انتخابات در پارلمان، حزب جمهوری خواه قادر است به تنهایی و بدون مشارکت سه فراکسیون دیگر، به کاندیدای دیگری رای دهد. ظاهرا بدینجهت، پاشینیان مدام تکرار می کند که "نخست وزیر جدید باید منتخب مردم باشد".

اما چگونه؟ از نظر پاشینیان، او خودش منتخب مردم است، اما خوب می داند که در حکومت قانون هیچ گاه کسی را در کوچه و خیابان به عنوان نخست وزیر انتخاب نمی کنند. در انتخابات پارلمان نیز، جایی که حزب جمهوریخواه اکثریت دارد، حتی باوجودی که کسی را از حزب خود کاندید نمی کند، می تواند به کاندیدای دیگری غیراز پاشینیان رای دهد. این، وضعیت ظریف و شکننده ای است که در هر دوره گذار در هرکشوری ممکن است برای طرفین پیش آید. در عین حال، فراخوانهای متعدد برای رسیدن به یک راه حل مرظی الطرفین برای خروج از بحران، هم چنان از سوی طرفهای مختلف، ازجمله اتحادیه اروپا، سفرای کشورهای اروپایی، رهبران روسیه، ایالات متحده و دیاسپورای ارمنیان به اپوزیسیون و دولت فرستاده می شود. ظاهرا، تحت این فشارها، پاشینیان با اعضای فراکسیون پارلمانی حزب جمهوری خواه دیدار و گفتگو داشته باشد.

 

باوجود پیروزی هایی که جنبش اعتراضی ارمنستان به دست آورده، توده معترضین، که عمدتا از جوانان تشکیل شده، هم چنان در هیجان به سر می برد و هر روز برای تظاهرات به شهرها و نقاط دیگری غیر از پایتخت روانه می شود. پاشینیان در این لحظه بر موج اعتراضات و احساسات عوام سوار است. طرف مقابل به قدر کافی عقب نشینی کرده و اکنو ن اوست که باید با احساس مسئولیت و بدون غره شدن از قدرت پیروزی های بالفعل را از راه قانونی به واقعیت تبدیل کند. این کار ساده ای این نیست. در روزهای آینده خواهیم دید که آیا پاشینیان بصیرت و مآل اندیشی لازم رای این کار را از خودنشان خواهد داد یا اینکه به رویکردهای پوپولیستی روی خواهد آورد که خطر لغزش به "حکومت عوام در کوچه و خیابان" و نهایتا هرج و مرج را می تواند به دنبال داشته باشد.

چهارشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۷ برابر با ۰۲ می ۲۰۱۸