Print  |  close
۳۱ ژانويه ۲۰۱۸ چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۶ برابر با 
 سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) 
 γήΗαε εΗ - ΣΗα ٢٠١٨
بالاگرفتن ماجراجويي ترکيه عليه کردها

بالاگرفتن ماجراجويي ترکيه عليه کردها

 

خطرات حمله نظامي به عفرين

 

نويسنده

Cris Den Hond

استاد زبان انگليسي، عضو هيات ملي هماهنگ کننده همبستگي کردستان،

 برگردان: شهباز نخعي

 

هدف حمله نظامي اي که ارتش ترکيه با کمک «ارتش آزاد سوريه» عليه شهر عفرين درسوريه انجام داده، در درجه نخست مبارزان کرد هستند. اين حمله موجب پيچيده ترشدن وضعيت در سوريه مي شود زيرا درآن قدرت هاي خارجي نقشي حياتي ايفا مي کنند.

 

منطقه عفرين در شمال غرب سوريه که تحت سلطه کردها است چند روز است که زير رگبار آتش ترکيه قرارگرفته و اين کشور در آن به عمليات نظامي بزرگي براي خنثي کردن نيروهاي کرد در اين منطقه پرداخته است. کردها از مدت ها پيش خود را براي مقابله با حمله زميني آماده کرده بودند اما بمباران هاي هواپيماهاي اف ١٦، به ويژه براي غيرنظاميان، نتايجي مرگبار دارد. به علاوه، اين تجاوز ترکيه به فضاي هوايي سوريه بدون موافقت ضمني روسيه نمي توانست انجام شود.

 

اين حمله جديد ترکيه منطقه اي را به آشوب مي کشد که در سه سال گذشته نسبتا آرام بوده و مديريتي مستقل درآن مستقر بوده است. عفرين با کوباني و قاميشلي يکي از مناطق «فدراسيون دموکراتيک شمال سوريه» است که از دست جهادگران و رژيم سوريه در امان مانده ولي به خاطر اقدامات ترکيه در جرابلس و الباب درسال ٢٠١٦ از بقيه «روژاوا» دور افتاده و ترکيه مانع از يکپارچگي سرزميني شمال سوريه شده است. رجب طيب اردوغان مي خواهد به تجربه سياسي اصيلي که در اين منطقه گسترش يافته پايان دهد. ولي اين حمله نظامي براي او بدون خطر نخواهد بود.

 

ما درباره اين موضوع با آدم اوزون، عضو کنگره ملي کردستان (KNK) مستقر در بروکسل و يکي از مذاکره کنندگان با حکومت ترکيه در اسلو تا سال ٢٠١٣؛ دوگان اوزگودن، مدير نشريه «انفو ترک»؛ توماس جفري ميلي، استاد علوم سياسي دانشگاه کمبريج و نيز مسلم نابو، آموزگار در کوباني گفتگو کرده ايم.

 

دفاع مشروع

 

ترکيه اشغال منطقه عفرين را «حذف تروريست هاي کرد» قلمداد مي کند درحالي که اين منطقه حتي بسيار بيش از کوباني از ترکيب اقوام مختلف تشکيل شده است: در آنجا کردها با عرب ها، آشوري ها و ترکمن ها زندگي مي کنند. اخيرا ٢٠ هزارتن ايزدي – يک اقليت مذهبي کرد – که از کشتار جمعي «سازمان حکومت اسلامي» (داعش) در سنجار عراق جان به در برده - در آنجا مستقر شده اند.

 

آدم اوزن مي گويد: «اين يک اشغالگري است. ترکيه [مانند روسيه] توسط دمشق دعوت نشده است. کردهاي عفرين به ترکيه حمله نکرده اند. حقوق بين الملل دراين مورد کاملا روشن است: اشغال سرزميني که به شما حمله نکرده يک جنايت جنگي است. سال ها است که از سراسر سوريه صدهاهزار پناهنده به عفرين آمده ودرآن به امنيت دست يافته اند. شنبه گذشته اردوگاه پناهدگان روبار هدف حمله اف ١٦ هاي ترکيه قرارگرفت».

 

تهاجم ترکيه پس از آن صورت گرفت که واشنگتن اعلام کرد نيرويي مرزي ايجاد مي کند که متشکل از ٣٠ هزارتن، عمدتا از اعضاي «نيروهاي دموکراتيک سوريه» (FDS) (١) و «يگان هاي مدافع خلق» (YPG) – نيرويي که «سازمان حکومت اسلامي» (داعش) را از شمال سوريه، رقه و ديرالزور بيرون راند – است. از ديد ترکيه، واضح است که مشارکت بين ايالات متحده و کردهاي سوريه با شکست نظامي داعش پايان نمي گيرد.

 

آدم اوزون مي گويد: «اعلام اراده آمريکا بر ايجاد يک نيروي ٣٠ هزار تني، زن و مرد، براي حفاظت از مرز دستاويز ترکيه براي اشغالگري قرارگرفته است. ترکيه مي خواهد تجربه تکثرگراي ما را تخريب نموده و ميدان را به دست “ارتش آزاد سوريه” (ASL) و تحريرالشام – شاخه پيشين القاعده- بدهد».

 

درميدان عمل، اين شبه نظاميان «ارتش آزاد سوريه» (ASL) هستند که پيش قراول ارتش ترکيه شده و به روستاهاي منطقه عفرين حمله مي کنند. با آن که در آغاز جنگ داخلي ارتش آزاد سوريه يک نيروي نظامي انقلابي و متشکل از شورشيان موسوم به «معتدل» بود، اکنون تبديل به نيروي نامتجانسي شده که بلندپروازي هاي آغازين خود را کنار نهاده است.

 

آدم اوزن مي گويد: «ارتش آزاد سوريه» در آغاز عليه رژيم بشار اسد مي جنگيد، اکنون تفاوت کرده است. اعضاي آن توسط ترکيه مجهز و مسلح شده و آموزش ديده اند. اکنون آنها عليه کردها و ديگر اقوام جامعه عفرين مي جنگند. آنها به صورت مزدوراني درخدمت ارتش ترکيه درآمده اند. اين ديگر يک ارتش “آزاد” نيست».

 

عفرين دربرابر ادلب، يک بازي خطرناک

 

ادلب به صورت يک «منطقه امن» که ترکيه بنابرتوافق آستانه (٢) مي تواند در آن مداخله کند درآمد. «حيات تحريرالشام»، ائتلاف جهادگري که تا حدي از «جبهه النصره» پيشين تشکيل شده، نيروي نظامي مسلط براين منطقه است. نيروهاي «ميانه رو» اپوزيسيون سوريه در اين منطقه هستند؛ مانند بريتا هاگي حسن، رييس پيشين شوراي محلي حلب شرقي (که پيش از سقوط شهر در کنترل شورشيان بود) که تحت نفوذ تحريرالشام است.

 

در پايان دسامبر ٢٠١٧، به پايگاه هوايي روسيه در حميميم در نزديکي لطاقيه حمله شد. يک هفته بعد، مهم ترين پايگاه هوايي روسيه در سوريه، يک بار ديگر، اين بار توسط هواپيماهاي بدون سرنشين مورد حمله قرار گرفت. مسکو به ترکيه بدگمان بود که در پشت اين حمله است ومشاجره بين دوکشور بالاگرفت. از ديد روسيه حيات تحريرالشام يک سازمان تروريستي است و لذا مشمول توافق هاي آستانه نمي شود. آنکارا با اين ديدگاه موافق نيست و اين سازمان جهادگر را متحدي قابل اعتماد ودر ميدان قدرتمند مي داند. بنابراين، مجادله دوطرف برسر اين است که ترکيه متحدان خود در ادلب را رها کرده و به دمشق امکان دهد که اين استان را بازپس گيرد. درعوض اين کار، روسيه از منطقه عفرين عقب نشيني مي کند.

 

درواقع، بخشي از نيروهاي روس مستقر در منطقه عفرين از مناطق جنگي عقب نشيني کردند. درحال حاضر به نظر مي رسد که مسکو تسليم خواسته هاي ترکيه شده است. با اين حال اين بازي خطرناکي است که کمکي به يافتن يک راه حل ممکن براي درگيري سوريه نمي کند.

 

دوگان اوزگون مدير نشريه «انفوترک» مي گويد: «پيش از حمله نظامي ترکيه به عفرين، به سوي وضعيتي نهايي بين دو نيرو پيش مي رفتيم. «فدراسيون دموکراتيک سوريه» که متشکل از «يگان هاي مدافع خلق» (زن ومرد) بود و رژيم دمشق که يا با آنها به توافق مي رسيد يا مي جنگيد. اگر ترکيه کنترل عفرين را به دست گيرد – کاري که هنوز انجام نشده - «ارتش آزاد سوريه» ونيز «جبهه النصره» (که حالا تحريرالشام ناميده مي شود) مي توانند در اين بخش از سوريه مستقرشده و در اين منطقه تابحال امن که صدهاهزار پناهنده سوريه درآن در امنيت به سرمي بردند ايجاد آشوب کنند. مبادله ادلب دربرابر عفرين خطري بزرگ است زيرا پاي جهادگران به اين منطقه تحت کنترل ترکيه باز مي شود».

 

به نظر آدم اوزون، تهاجم ترکيه به عفرين پايان نمي يابد: «روسيه و ترکيه در گذشته هم از اين گونه توافق ها داشته اند: ترکيه از حلب کنار کشيد ودرعوض توانست جرابلس والباب را اشغال کند. اما پس از عفرين، ترکيه مي خواهد منبيج را تصرف کند. شهري که در غرب رود فرات واقع شده ودرسال ٢٠١٦ توسط «فدراسيون دموکراتيک سوريه» آزاد شده است. چنين کاري يک تخطي از توافق و به زيان منافع روسيه است».

 

اتحاد ضمن درگيري و برحسب موقعيت

 

هنگامي که درسال ٢٠١٥ روسيه به مداخله نظامي در سوريه پرداخت، نسبت به ترکيه که از اپوزيسيون «ميانه رو» وراديکال سوريه حمايت مي کرد، در اردوي مقابل قرارداشت. دراين دوسال، روابط روسيه- ترکيه بهبود نسبي يافته است. توماس جفري ميلي، استاد علوم سياسي دانشگاه کمبريج مي گويد: «در ژوئن ٢٠١٥، يک هواپيماي نظامي روسيه توسط ترکيه ساقط شد و در دسامبر ٢٠١٦ يک ديپلومات روس در آنکارا توسط يک پليس به قتل رسيد. احساس مي شد که دست «حکومت پنهان» يعني دستگاه هاي مخفي درکار باشد وبرخي حتي از درگرفتن يک جنگ عليه روسيه بيم داشتند که امريکا همراه با ترکيه در آن شرکت مي کرد. اين وضعيت درپي دو رويداد دگرگون شد: کودتاي نافرجام سال ٢٠١٦ ترکيه و خودداري ايالات متحده از استرداد فتح الله گولن، که به زعم ترکيه مغز متفکر عمليات کودتا بود. سپس، با بحران پناهندگان، ترکيه ديد که در اتحاديه اروپا جايي ندارد. در آن هنگام ولاديمير پوتين به اين فکر افتاد که زمان گشودن آغوش به روي ترکيه فرارسيده است. او ترکيه را به مذاکرات آستانه راه داد و ترکيه با آن که عضو «ناتو» است از روسيه تسليحات خريد. دو دشمن پيشين به يکديگر نزديک شدند. بديهي است که پوتين مي انديشيد که دور شدن ترکيه از ايالات متحده درخدمت منافعش خواهد بود».

 

او ادامه مي دهد که اين يک اتحاد برحسب موقعيت است: «ايالات متحده با نبرد کوباني به سوريه وارد شد که برنده آن “يگان هاي مدافع خلق”(YPG) بود که هم پيمان حزب “کارگران کرد ترکيه” (PKK) است. من فکر مي کنم که ايالات متحده، به رغم اختلاف هاي عقيدتي، به آساني دست از حمايت از “يگان هاي مدافع خلق” و “فدراسيون دموکراتيک سوريه” برنخواهد داشت زيرا مي داند که اينها تنها نيروهاي قابل اعتماد در “جنگ عليه تروريسم” هستند. ايالات متحده به يک شريک محلي و ميداني نياز دارد. اين يک همگرايي موقت منافع، نه يک اتحاد ايديولوژِک، بلکه اتحادي برحسب موقعيت است. هردوطرف از اين موضوع آگاهي دارند. بنابراين وضعيت چنين است که درشرق رودخانه فرات ايالات متحده از نيروهاي کرد حمايت مي کند و در غرب اين رودخانه روسيه است که از آنها حمايت مي نمايد، يا درواقع تا پيش از حمله نظامي اخير ترکيه حمايت مي کرد».

 

دراين حين، شواهدي که ازسوي ايالات متحده ديده مي شود مغشوش است. دونالد ترامپ وعده داده بود که ديگر به کردها اسلحه ندهد اما برخلاف وعده او پنتاگون اعلام کرده که براي مدتي طولاني درکنار کردهاي سوريه حضور نظامي خواهد داشت. مي توان پنداشت که اين پنتاگون است که حرف آخر را مي زند.

 

قمار خطرناک اردوغان

 

هنگامي که ترکيه پس از رها کردن حلب به جرابلس وارد شد، به سوي الباب، شهري کوچک در جنوب آن که در دست جهادگران بود پيشروي کرد. به دست گرفتن کنترل اين شهر سه ماه به درازا کشيد و خسارات و تلفات زيادي به جا گذاشت. عفرين بسيار بزرگتر است ومحيط آن کوهستاني است؛ عمليات مي تواند بيشتر از برآورد انجام شده توسط ستاد جنگ ترکيه طول بکشد. توماس جفري ميلي مي گويد: «يقين است که کردها مقاومت خواهند کرد. کار ارتش ترک آسان نخواهد بود. تفاوت آن با نبرد کوباني در حمله هاي هوايي است. اين وضعيت را تغيير مي دهد اما کردها تا آخر خواهند جنگيد. با آن که وضعيت براي کردها خيلي خطرناک است، براي اردوغان نيز چنين است زيرا اطميناني نيست که او بتواند کاري را که آغاز کرده به انجام برساند. امروز کردها بيش از هميشه قوي و مجهز هستند».

 

مسلم نابو، آموزگار در کوباني، که تلفني با او تماس گرفته شد، مي گويد: «در اينجا مردم بسيار نگران هستند. تلفات زياد به بار خواهد آمد. درحال حاضر، غير نظاميان نه به سوي نيروهاي ترکيه مي روند و نه به سوي رژيم سوريه. آنها با “فدراسيون دموکراتيک سوريه” باقي مي مانند. حملات هوايي از همه سخت تر است. چگونه مي توان دربرابر بمب هايي که هواپيماهاي اف ١٦ مي اندازند ازخود محافظت کرد؟ هنگامي که داعش تل ابيض، سرکنيه وجرابلس را کنترل مي کرد، ترک ها عليه اين تروريست ها چه کاري کردند ؟ هيچ. يا تقريبا هيچ فقط با گذراندن آنها از مرز و درمان کردنشان به آنها کمک کردند. ترکيه هرگز در سوريه به داعش يا القاعده حمله نکرد. در منطقه عفرين دو روستاي شيعه نوبول و زهرا وجود دارد که به مدت دو سال در محاصره جهادگران بودند. شهر عفرين بود که به آنها خوراک و پوشاک مي رساند. اگر ترکيه با کمک جهادگران کنترل منطقه را به دست گيرد، چه به سر آنها خواهد آمد ؟».

 

در روزهاي اخير دهها کاربر اينترنت در ترکيه به خاطر انتشار مطالبي در شبکه هاي اجتماعي عليه اشغالگري بازداشت شده اند. اردوغان به «حزب دموکراتيک خلق ها» (HDP) درباره هرگونه سازماندهي تظاهرات عليه عمليات در سوريه هشدار داده است: «ما هرکسي که با اين مبارزه ملي مخالفت کند را زير پا له خواهيم کرد. شما تحت نظر هستيد. ازهر کجايي که بيرون بياييد، نيروهاي امنيتي ما بالاي سرتان خواهند بود».

............................................

١- NDLR. QSD en kurde et en arabe, SDF en anglais.

 

٢ - NDLR : «روند مذاکرات آستانه» محترم شمرده شدن آتش بس در سوريه است. اين آتش بس که در دسامبر ٢٠١٦ درمورد آن توافق شد، از ژانويه ٢٠١٧ تحت نظر مسکو، تهران و آنکارا به اجرا درآمد. «آستانه» نمايندگان دولت سوريه و اپوزيسيون، به ويژه شورشيان مسلحي که پيشتر از حضور درهرگونه مذاکره با دمشق خودداري مي کردندرا گردهم آورد. اين مذاکرات که قزاقستان – متحد روسيه در آسياي مرکزي – ميزبان آن است به عنوان اقدامي براي برقراري صلح در سوريه توسط روسيه پس از مداخله نظامي اش در سپتامبر ٢٠١٥ به حساب مي آيد. در عين حال، کردها تاکنون به اين مذاکرات دعوت نشده اند و اين به خاطر وتوي اپوزيسيون سوريه بوده است. از آخرين اظهارات روس ها مي توان چنين فهميد که اين وضع مي تواند تغيير يابد.

 

CHRIS DEN HOND

-------------------------

برگرفته از:«لوموند دیپلماتیک»

https://orientxxi.info/magazine/articles-en-farsi/article2247