دو عرصه مهم پیکار سیاسی در وضعیت کنونی و الزامات آن

 

گفتار سیاسی رادیو راه کارگر

چهارشنبه  ۲۳ دی ماه ۱۳۸۸ - ۱۳ ژانویه ۲۰۱۰

 

دو عرصه عمومی مهم در مبارزه مردم ایران علیه استبداد مذهبی به موازات هم و به شکلی درهم تنیده جریان دارد که درک الزامات آن می تواند به شفاف تر شدن فضا و شناخت بهتر روندها کمک کند, مانع ابهام و سردرگمی در درون انبوه رویدادها گردد و منطق وجودی منظومه ای از کنش ها را توضیح دهد. عرصه نخست, خصلت ضد دیکتاتوری مرحله کنونی مبارزه مردم است. معنای مرحله ضد دیکتاتوری آن است که طیف گوناگونی از نیروهای دارای هدف های سیاسی متمایز در مقابله با دستگاه ولایت فقیه که هسته اصلی و سفت رژیم دیکتاتوری مذهبی است به درجات گوناگون ذیتفع اند و به درجات مختلف در این مبارزه همسو هستند. با این که در دنیای واقعی مرزهای عبورناپذیری مراحل مختلف مبارزه مردم را هم جدا نمی سازد و با این که تشخیص آماج اصلی پیکار مردم در هر مقطع معین برآیند مجموعه سطوح مبارزه بخش های مختلف مردم است, اصلی ترین و برجسته ترین الزام ناشی از مرحله کنونی جلوگیری از پراکندگی و تفرقه درونی جنبش و حفظ اتحاد عمومی در حمله به ارکان دیکتاتوری است. معنای این الزام  آن است که  تفاوت نظر طبیعی و اختلافات واقعی موجود میان شرکت کنندگان جنبش ضد دیکتاتوری به شکلی بازتاب نیابد که پیشروی جنبش اعتراضی را ناممکن کند و فضا و موقعیتی برای کودتاچیان فراهم سازد که بتوانند از طریق وارد شدن در شکاف ها و قرار دادن بخش های مختلف جنبش اعتراضی در برابر هم, کلیت این جنبش را به بیراهه برده و به نابودی بکشند. تا زمانی که درهم شکستن رژیم کودتا و دستگاه اصلی هدایتگر آن مساله اصلی و حیاتی جنبش اعتراضی محسوب می شود این الزام در تعیین راهکارهای مبارزه باید نقش مرکزی داشته باشد.

عرصه دوم, اما عرصه رقابت بر سر جایگزینی است. زیرا  این واقعیت که مساله اصلی که حل آن در کانون مرکزی توجه عمومی قرار می گیرد مساله قدرت سیاسی و تعیین تکلیف با آن است,  هنوز چگونگی تعیین تکلیف و نقش نیروهای مختلف و سیاست ها و هدف ها و برنامه های مختلف در درون جنبش اعتراضی را روشن نمی کند. ناگفته  روشن است که اینجا عرصه رقابت, شکل گیری بلوک بندی های مختلف, دسته بندی ها و عرصه تغییر نقش و نفوذ نیروهاست. و این رقابت  درست درآمیخته و درهم تنیده با  مبارزه ضد دیکتاتوری پیش می رود. اگر حفظ همسویی در عرصه پیکار ضد دیکتاتوری, یک الزام عمومی است, رقابت بر سر کسب نفوذ و موقعیت فرادستی در جنبش عمومی ضد دیکتاتوری در میان نیروها و گرایش های گوناگون طبقاتی از راهکار واحد و یکسانی  پیروی نمی کند. نیروها و گرایش های مختلف سیاسی بسته به میزان نفوذ, موقعیت بلافصل  و جایگاه طبقاتی شان است که  شکل های رقابت بر سر کسب موقعیت فرادست در جنبش عمومی اعتراضی را تعیین می کنند. عدم درک  تنوع عرصه رقابت, و کپی برداری ساده و خطی از شکل های مسلط رقابت و کشیده شدن به دنبال مباحثاتی که همراه آن مطرح می شود, بویژه از سوی نیروهای چپ و سوسیالیست به دنباله روی  و بازی در بساط دیگران و وارد شدن به میدان های رقابتی می انجامد که الزامات آن از بیرون از مقدرات واقعی پیشروی واقعی آنها در عرصه کسب نفوذ اجتماعی دیکته شده است. البته در مبارزه سیاسی احزاب و سازمان ها گاهی به دنبال هم کشیده می شوند, اما بویژه برای چپ باید روشن باشد که عرصه اصلی رقابتش با سایر گرایش ها در وضعیت کنونی  نمی تواند صرفا افشاگری و روشنگری نسبت به کوته بینی های سیاسی گرایش های دیگر و تمرکز صرف بر فاش سازی افق های محدود آنها و هدف های شان خلاصه شود. چپ اگر نمی خواهد خود را به مقام منتقد صرف دیگران که دارند بار خود را می بندند فروکاهد, و هویت خود را فقط  از طریق نقد و نفی مباحثات رقبای نیرومند نقدا فرادست در جنبش اعتراضی  که چیزی نیست جز ترجمان وارونه و گاه خدعه آمیز منافع آنان , تعریف کند,  ناچار است به رقابت مثبت رو کند. یعنی سازماندهی کارگران و زحمتکشان, تمرکز بر اتحاد بزرگ هواداران سوسیالیسم و راه اندازی ریل جنبش مطالباتی به عنوان بازوی نیرومند جنبش عمومی اعتراضی را به عنوان اهرم های واقعی تبدیل شدن به یک وزنه موثر سیاسی در موقعیت کنونی در اولویت خود قرار دهد و به هر مباحثه  و مناظره ای, هر نقدی, و هر روشنگری ای  از منظر نزدیکی و تحقق این اولویت ها بنگرد. چپ که می تواند ضامن تحقق آزادی و دمکراسی در جامعه ما باشد باید فرصت ها را دریابد و الزامات خود را بر همین اساس بنا کند.

 

آدرس صوتی گفتار :

http://www.artin.rivido.de/rd/10/01/13/br20100113.ram