دو کانون اصلی تمرکز جنبش ضد دیکتاتوری پس از ۲۲ بهمن

 

 

گفتار سیاسی رادیو راه کارگر

 چهارشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۸ – ۱۷ فوریه ۲۰۱۰

 

با پایان زورآزمایی میان مردم و رژیم کودتا بر سر ۲۲ بهمن, پرسشی که جایگاه محوری یافته است نحوه تداوم جنبش اعتراضی مردم ایران پس از ۲۲ بهمن است. اعتراضاتی که در هشت ماه اخیر صورت گرفت به طرز درخشانی ظرفیت های جنبش اعتراضی را آشکار ساخت. آماج قرار دادن هسته اصلی زور و استبداد مذهبی یعنی دستگاه ولایت فقیه در شعارهای صریح ساختارشکنانه, مقابله شجاعانه با دستگاه سرکوب و کم اثر کردن عنصر ارعاب و وحشت آفرینی کودتاچیان, تعرض در فضای عمومی از طریق بهره برداری از مراسم ملی یا رسمی و بیرون کشیدن آن از دست رژیم و بهره برداری از آن در بیان اعتراض و مخالفت با دستگاه ولایی, همه و همه دستاوردهای درخشان جنبش اعتراضی است. پس از ۲۲ بهمن دیگر کاملا روشن شده است که دستگاه ولایی تنها با اتکا به سازماندهی نیروهای سپاه, بسیج, امنیتی و انتظامی بر سر پا ایستاده است و لحظه ای که قدرت سرنیزه رژیم درهم بشکند و نتواند با اتکا به سرنیزه تسلط خود بر اوضاع را حفظ کند, فروپاشی آن شتاب خواهد گرفت. به این ترتیب مهم ترین و اصلی ترین هدف بلافصل جنبش اعتراضی برای پیشروی به سوی درهم شکستن مقاومت دیکتاتوری در وضعیت مشخص فعلی از کار انداختن دستگاه سرکوب و ناکارا کردن آن است. تظاهرات و اعتراضات خیابانی یکی از وسایل و ابزارهای مهم رویارویی مردم در هشت ماه اخیر بوده است؛ ابزاری که بارگاه قدرت را خاصه در عاشورای ۸۸ سخت لرازنده است, اما اکنون روشن است که تنها با تظاهرات خیابانی در چهارچوب مناسبت ها نمی توان قدرت سرنیزه رژیم را از کار انداخت. علاوه بر آن و برای تقویت و تشدید تاثیرات آن, بهره برداری فعال از نافرمانی مدنی و رویکرد جدی به جنبش مطالباتی به امری حیاتی در ادامه پیشروی جنبش اعتراضی تبدیل شده است. نافرمانی مدنی بویژه اگر با ابتکارات مردم پیش رود حوزه های بسیار وسیعی را دربر می گیرد و می تواند نیروهای سرکوب رژیم را فرسوده سازد و کارکرد عادی بروکراسی دولتی را مختل کند. نافرمانی مدنی از آنجا که هزینه شرکت در جنبش اعتراضی را پائین می آورد, امکان مشارکت گسترده تر توده ای را فراهم می سازد. سازماندهی نافرمانی مدنی بر پایه جذب ابتکارات توده ای برای فرسودن قدرت سرنیزه کودتاچیان از مهم ترین وظایف هسته های مستقل مبارزاتی در وضعیت فعلی است. این هسته ها اگر چه به صورت محدود بر اساس روابط خانوادگی یا دوستی ها و پیوندهای عمیق و ریشه دار تشکیل می شوند تا امکان ضربه پذیری امنیتی را کاهش دهند, اما می توانند نبرد کم هزینه با نیروهای سرکوب را در سطح وسیعی گسترش دهند. هسته های مستقل مبارزاتی می توانند پل پیوند با مردم زحمتکشی باشند که به علت عدم دسترسی به اینترنت و ماهواره کمتر در جریان فراخوان ها و اخبار مربوط به جنبش اعتراضی قرار دارند.

ناگفته روشن است که تقویت و گسترش جنبش مطالباتی نیز نقشی حیاتی در درهم شکستن قدرت سرکوب رژیم دارد. این جنبش با حضور قدرتمند مزد و حقوق بگیران کشور, مبارزه علیه دیکتاتوری را توده ای تر می کند و آن را بیش از پیش به اعماق می کشد. اعتصاب به عنوان یکی از اشکال مهم تبلور جنبش مطالباتی در صورتی که به حد کافی گسترده و فراگیر شود, و با تظاهرات خیابانی و نافرمانی مدنی درهم آمیزد, بی تردید کودتاچیان را فلج می کند و قدرت حکومت کردن را از آنها می گیرد. ورشکستگی مالی دولت, فروپاشی صنایع, بحران دستمزدهای معوقه, فقر شدید اکثریت مردم, رشد بی سابقه شکاف طبقاتی و تدارک دولت احمدی نژاد برای اجرای طرح برچیدن یارانه ها در مجموع  شرایط مساعدی برای پیوند جنبش مطالباتی و جنبش اعتراضی ضد دیکتاتوری فراهم ساخته است؛ فرصتی که می تواند و باید در خدمت ژرفش و گسترش جنبش اعتراضی و درهم شکستن مقاومت کودتاچیان قرار گیرد.