جنبش ضددیکتاتوری, نیازمند گسترش شکل های مبارزه

 

بولتن خبری رادیو راه کارگر:

پنجشنبه ۶ اسفند ۱۳۸۸ و ۲۵ فوریه ۲۰۱۰

جنبش اعتراضی برای ادامه پیشروی خود در برابر رژیم کودتا و برای این که از نفس نیافتد به گسترش روش های مبارزه و کاربست روش های جدید نیاز دارد. شکل اصلی اعتراض در همه ماههای پس از انتخابات, بهره برداری هوشمندانه و خلاقانه از فرصت ها و مناسبت های حکومتی بوده است. این روش در کنار نقاط قوتش, محدودیت هایی دارد که بدون برطرف کردن آنها تداوم جنبش اعتراضی به مخاطره می افتد.

اولا: فاصله زمانی میان این مناسبت ها و ضربه ای که مردم می توانند از این طریق به رژیم وارد کنند در حدی است که به دستگاه سرکوب فرصت تجدید سازماندهی و ضد حمله می دهد. در حالی که برای گشایش مسیر پیشروی باید فرصت تجدید سازماندهی را از سرکوبگران گرفت و توانست اراده ماشین جنگی آن را مختل کرد و از کار انداخت.

ثانیا: حرکت اعتراضی در کادر بهره برداری از مناسبت ها زمان و مکان را محدود, مقید و منجمد می کند؛ این انقیاد و انجماد هر رویارویی علنی میان مردم و رژیم را به رقابتی سخت نابرابر بر سر امکانات بسیج و سازماندهی نیرو تبدیل می کند. این رقابت بشدت بیرحمانه و نابرابر است برای این که مردم نه میلیاردها دلار پول نفت دارند که برای بسیج و سازماندهی خود خرج کنند, نه لشکرهایی مجهز و آموزش دیده با ادوات سرکوب, نه سیستم ارتباطی پیوسته, نه امکانات لجیستیکی حکومتی, نه رسانه های بزرگ سراسری با پوشش عظیم میلیونی. درگیر شدن در چنین رقابتی برای مردم هزینه های آنها را بشدت بالا می برد؛ و در حالی که میزان شرکت فعال در اعتراضات یک عامل مهم و کلیدی در جنبش اعتراضی است, دامنه شرکت کنندگان در اعتراضات را محدود می کند.

غلبه بر این محدودیت ها اولا: مستلزم سازماندهی رشته ای از اعتراضات پراکنده, موردی, محلی و غیرقابل پیش بینی برای نیروهای سرکوب, در سطح محلات و مناطق مختلف است. چنین اعتراضاتی را بدون ایجاد هسته های کوچک مقاومت در سطح محلات و مناطق مختلف و آشنایی با ظرفیت ها, موقعیت ها, محدودیت ها و شرایط هر منطقه, همچنین برخورداری از حدی از روابط توده ای نمی توان سازمان داد. اما با ایجاد این هسته ها و سازماندهی اعتراضات محدود و پراکنده در سطح محلی, می توان زمان و مکان ایجاد رویارویی را خود تعیین کرد و واکنش سازمان نیافته آنی را به نیروی سرکوب رژیم تحمیل کرد. مقابله سازمان یافته با رشته ای از رویارویی های نامنظم در سطح مناطق مختلف که زمان و مکان آنها از پیش معلوم نباشد, تنها از طریق استقرار دائمی نیروهای سرکوب در مناطق مخالف, و به عبارت دیگر حکومت نظامی سراسری می تواند به شکل موقتی مهار شود. مثلا اگر تجربه جنبش اعتراضی در سر دادن شعارهای شبانه مرگ بر دیکتاتور در محلات بخواهد تعمیم یافته و از سوی هسته های مقاومت سازمان دهی شود, مقابله با آن مستلزم آماده باش دائمی نیروی بزرگی از سرکوبگران است؛ امری که تداومش آنان را فرسوده کرده و بکلی از پا می اندازد. ثانیا: جنبش اعتراضی ضد دیکتاتوری به نافرمانی مدنی و درهم شکستن بایدها و نبایدهای رژیم نیاز دارد. این جنبش با بهره گیری از خلاقیت های توده ای می تواند و قادر است شکل هایی از نافرمانی را بدون این که هزینه سرانه شرکت در آنها غیرقابل پرداخت باشد در پیش گرفته و رژیم را دچار آشفتگی و عدم تعادل سازد.

ناگفته روشن است که رشته ای از اعتراضات صنفی و مطالباتی مزدوحقوق بگیران نیز می تواند هم در تعمیق دامنه توده ای جنبش و هم ارتقا خصلت دمکراتیک مبارزه نقش آفرین باشد. جنبش ضد دیکتاتوری برای تضمین پیشروی و درهم شکستن سرنیزه رژیم کودتا ناگزیر است بهره برداری گسترده از شکل های مختلف اعتراض و ترکیب آنها را در دستور کار خود بگذارد