اعتراضات کارگران شرکت صنایع مخابراتی راه دور:
 نگاهی به دو نمای واقعی از دو نوع رابطه

گزارش رادیو راه کارگر:
سه شنبه ۱۱اسفند ۱۳۸۸ و۲ مارس ۲۰۱۰

 

شنوندگان عزیز رادیو راه کارگر, همچنان که در خبرها شنیدید, پس از پنج روز پیاپی تجمع اعتراضی کارگران كارخانه صنايع مخابراتي راه دور در برابر استانداری فارس, راه اندازی یک کاروان 200 نفره و عزیمت کارگران به تهران, دور روز ماندن در تهران و ملاقات پنج نفر از نمایندگان این کارگران با مسوولان وزارت صنايع, عصر روز گذشته این کارگران با وعده پرداخت بخش ناچیزی از طلب هایشان به شیراز بازگشتند. در 2 دی ماه گذشته در جریان سومین سفر استانی هیات دولت به استان فارس, در میان صدها پروژه ریز و درشتی که در جریان این سفر از سوی دولت وعده داده شد, یک مورد از وعده ها "اختصاص 15 ميليارد تومان براي رفع مشکل شرکت صنايع مخابراتي راه دور" بود, اما این وعده مانند صدها وعده دیگر دولت در سفرهای استانی همچنان وعده باقی ماند تا حدود 700 کارگر معترض این کارخانه که 13 ماه است حقوق نگرفته اند, پس از پنج روز پیایی اعتراض در برابر استانداری فارس, یک گروه 200 نفره را از میان خود به تهران فرستادند؛ کارگران اعزامی به تهران دو روز متوالی را در مقبره خمینی سر کردند و منتظر ماندند تا پنج نماینده برگزیده شان با مسوولان وزرات صنایع گفتگو کنند. مقامات وزرات صنایع به کارگران وعده داده اند  در روز شنبه یعنی چهار روز دیگر حدود 2 ميليارد تومان از طلب كارگران را پرداخت کنند و با همین وعده کارگران را راهی شیراز کردند. کارگران در حالی به خانه های خود برگشته اند که می گویند به وعده های وزارت صنایع باور ندارند و با این که سعی می کنند امیدوار باشند, اما در صورت اجرا نشدن وعده جدید دوباره برای پیگیری اعتراضات به تهران خواهند آمد. اعتراضات یک هفته ای حدود 700 کارگر صنایع مخابراتی راه دور دو نکته را در مرکز توجه قرار می دهد.

این اعتراض اولا یک نمای نسبتا واقعی از رابطه میان وعده های توخالی مقامات حکومتی به کارگران و شرایط تحقق بخش بسیار کوچکی از آنها را نشان می دهد.  بعد از 11 ماه آوارگی و نپرداختن دستمرد کارگران, هیات دولت در جریان سومین سفر استانی به فارس وعده پرداخت 15 میلیارد تومان برای رفع مشکل این واحد تولیدی می دهد. یک ماه و نیم بعد برای این که یک هفتم کل این مبلغ وعده داده شده را کارگران بتوانند نقد کنند, باید یک هفته پیاپی تجمع کنند, دو روز تمام همسر و فرزند و خانه و کاشانه شان را رها کرده و در تهران در حرم خمینی شب و روز بگذرانند تا تازه دوباره وعده پرداخت ظرف 4 روز به شهرشان برگردند. این وضع واقعی وعده های دولت و موقعیت کارگران است. تا اعتصاب و تجمع و اعتراض نشود, تا پیگیری شدید, واقعی و دائمی صورت نگیرد, هیچ چیز بدست نمی آید. در جامعه ما چیزی که از نظر نظام جمهوری اسلامی پشیزی نمی ارزد حقوق کارگران و وضع معیشتی آنهاست. هیچ کس جز خود کارگران و هیچ نیرویی جز نیروی کارگران به فکر وضع و حال واقعی آنها و خانواده هایشان نیست. کارگرانی که در واحدهای ریز و درشت تولیدی ماههاست حقوق نگرفته اند, اما به امید وعده های دولتمردان با خون جگر سکوت کرده اند, سرانجام راهی نخواهند داشت جز این که راه کارگران شرکت محابراتی راه دور را در پیش بگیرند.

ثانیا: نه اعتراض کارگران شرکت صنایع راه دور که واقعا می تواند مسیر حرکت برای دریافت دستمزدهای معوقه به کارگران سایر واحدهای تولیدی بحران زده را هم در شرایط کنونی نشان دهد, بلکه واکنشی که نسبت به مقاومت و اعتراض یک هفته ای این کارگران صورت گرفته به هیچ رو رضایت بخش نیست. این نمای دوم رابطه اعتراض کارگری با مجموعه طیف نیروهای خارج از نظام اسلامی است. از دولت و نظام ضد کارگری جمهوری اسلامی طبعا انتظار نمی رود که حامی کارگران باشد. این دولت که به نیروهای نظامی و امنیتی متکی است, عامل ورشکستگی واحدهای تولیدی, اخراج و سرکوب کارگران است. این دولت و این نظام که کارگزارانش کامیون کامیون شمش طلا از کشور خارج می کنند و سرداران میلیاردر شده از محل قاچاق سوخت و انواع کالاها, مانند سپردن گوشت به گربه, وظیفه باصطلاح تامین رفاه را برعهده گرفته اند, تنها فکر و ذکرشان خالی کردن جیب مردم است؛ کشمکش آنها با مجلس بر سر میزان پولی که باید از جیب مردم در اولین سال برچیدن یارانه ها بیرون بکشند, بهترین گواه این نظر است, اما آنان که توجه به حقوق و مطالبات اقشار و لایه های زحمتکش جامعه را در بیانیه ها و مصاحبه ها و اظهار نظرهایشان مطرح می کنند, چگونه پذیرفته است که در برابر اعتراضاتی نظیر اعتراض یک هفته ای کارگران شرکت صنایع راه دور سکوت می کنند و حتی حاضر به پوشش خبری اعتراضات این کارگران در رسانه های خود نیستند؟ آیا روشن نیست که نه ادعای کلی در حمایت از حقوق و مطالبات عدالتخواهانه لایه های زحمتکش جامعه در اطلاعیه ها و بیانیه های عمومی که حمایت های مشخص است که ملاک و معیار قضاوت و داوری است؟ آیا 700 کارگر این شرکت و خانواده هایشان که 13 ماه است دستمزد نگرفته اند, آدم حساب نمی شوند و دردشان آنقدر اهمیت ندارد که حتی بازتاب خبری داده شود؟

مطالبات معوقه درد بزرگ جنبش کارگری ایران و معضل واقعی و بی واسطه بخش بزرگی از کارگران واحدهای تولیدی در وضعیت فعلی است. درست به همین دلیل تلاش فعالین کارگری در حمایت از این مبارزه هر جا و در هر سطح که امکان دارد, تلاشی است در راستای همبستگی مبارزاتی در جنبش کارگری ایران و گیراندن شعله جنبش مطالباتی مزد و حقوق بگیران در سراسر کشور.