Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
شنبه ۱۹ تير ۱۳۸۹ برابر با  ۱۰ جولای ۲۰۱۰
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :شنبه ۱۹ تير ۱۳۸۹  برابر با ۱۰ جولای ۲۰۱۰
خطر ایرانی

خطر ایرانی

Noam Chomsky

برگردان ناهید جعفرپور

 

یک تهدید بسیار خطرناک از طرف ایران سنگین ترین بحران سیاست خارجی دیوانسالاری اوباما است. این مسئله خود باعث بحران های گسترده دیگری است. هم اکنون گنگره آمریکا تحریم های شدیدتری را بر علیه ایران به تصویب رسانده است ـ دراین تحریم ها مجازات های شدید تری بر علیه شرکت های خارجی نهفته است ـ. در جزیره آفریقائی دیه گو گارسیا دولت اوباما ظرفیت های تهاجمی راپید را می سازد. بریتانیای کبیر ادعای این جزیره را دارد. مردم این جزیره از منطقه خویش رانده شده اند تا آمریکا بتواند در آنجا یک پایگاه عظیم را بنا سازد ـ تا از آنجا بتواند به خاورمیانه و آسیای مرکزی حمله کند ـ. آنطوری که نیروی دریائی آمریکا گزارش می دهد یک اسکورت زیر دریائی به این جزیره فرستاده شده است تا کشتی های زیردریائی که با نیروی اتمی کار می کنند و مناسب برای تسلیحات دوربرد با موشک های " توماهاوک"  هستند را مجهز کند.

موشک های " توماهاوک" همچنین می توانند با کلاهک های اتمی مجهز گردند. هر کدام از این زیردریائی ها دارای قدرت ضربه ای یک گردان جنگی واقعی با کشتی جنگی:

 (carrier battle group)

می باشند. روزنامه " هرالد یکشنبه" ( کلاس گوو) توانست صاحب یک بارنامه نیروی دریائی آمریکا بشود که از این بارنامه می توان به مهمترین کالاهای تسلیحاتی که اوباما فرستاده است دست یافت. از جمله " بونکرز" ( قدرت آسیب پذیری وحشتناک دارد و مسافتی زیاد را از هم می پاشد). بونکرز بکار گرفته می شود تا ساختار های سخت زیرزمینی را منفجر سازند. آنها قوی ترین بمب های تسلیحاتی هستند البته بعد از بمب اتم. نقشه برای یک اسلحه با قدرت انفجار بسیار شدید و با قدرت ضربه زنی فراوان در همان زمان جرج بوش کشیده شده بود. البته این مسئله به درازا کشیده شد اما هنوز اوباما ریاست جمهوری اش را درست آغاز نکرده بود که به پیشرفت این نقشه شتاب داده شد. این اسلحه می بایست چند سال زودتر ازبرنامه آماده شود و اختصاصا بر علیه جنگ ایران بکار خواهد رفت.

دان پلش رئیس:

'Center for International Studies and Diplomacy'

دانشگاه لندن می گوید:" بسرعت مسلح می شوند تا بدینوسیله ایران را منهدم سازند": دقیقا امروز بمب افکن ها و موشک های مسافت دور آمریکا در این موقعیت قرار دارند که 10000 هدف را به مدت چند ساعت در ایران منهدم سازند. قدرت آتش نیروهای نظامی آمریکا از سال 2003 تا کنون چهار برابر گشته است. در زمان ریاست جمهوری اوباما به این پیشرفت سرعت داده شد".

رسانه های عربی گزارش می دهند که یک کشتی جنگی آمریکائی ( به اضافه یک کشتی آمریکائی) کانال سوئز را دور زده و حالا راه خلیج فارس را می پیماید. آنها این وظیفه را دارند که تحریم ها بر علیه ایران را اجرا نمایند و کشتی های در ایران و از ایران را کنترل نمایند". در رسانه های اسرائیلی و بریتانیائی گزارش داده می شود که عربستان سعودی می خواهد یک کریدور هوائی در اختیار بمب افکن های اسرائیلی بر علیه ایران قرار دهد. ( مسئله ای که از سوی عربستان تکذیب می شود). آدمیرال میشائیل مولن ژنرال آمریکائی اکنون از افغانستان دیدن می کند تا به متحدین ناتواطمینان دهد که آمریکا نظرش را تغییر نخواهد داد ـ بعد از اینکه ژنرال مک کریستال توسط رئیسش ژنرال پترائوس جایگزین شد ـ . بعد از آن ژنرال مولن سفری هم به اسرائیل نمود تا در آنجا با گابی اشکه نازی و دیگر سران ارشد نظامی و سران سرویس امنیتی و ... ملاقات نماید. این ملاقات ها در پوشش دیالوگ استراتژیک سالانه میان اسرائیل و آمریکا در تلاوید انجام پذیرفت. روزنامه هارتس می نویسد که در مرکز این ملاقات ها " تدارکاتی است که اسرائیل و همچنین آمریکا باید در خصوص یک ایران با احتمال ظرفیت اتمی ببینند". آنطوری که هارتس گزارش می دهد مولن تاکید نموده است که" من تلاش می کنم همواره این مبارزه طلبی ها را از منظر اسرائیلی ها ببینم". مولن و اشکه نازی مرتبا با هم در تماس می باشند و خط تلفنی قابل اعتماد در اختیار آن ها قرار دارد.

تهدیدات رو به افزون نظامی بر علیه ایران طبیعتا خدجه دار نمودن منشور جامعه ملل است. بخصوص خدجه دار نمودن قعطنامه 1887 شورای امنیت سازمان ملل است که در سپتامبر 2009 تائید گردید. این مصوبه پیام به همه کشورها داشت که دعواهای اتمی را صلح آمیز طی نمایند ـ طبق منشور جامعه ملل که بکارگیری از خشونت و یا تهدید به خشونت را ممنوع می سازد.

 آمیتای اتسیونی محقق، به آمریکا اخطار می کند و می گوید :" آمریکائی ها یا باید با ایران مقابله کنند و یا خاورمیانه را از دست بدهند". اتسیونی در جائی دیگر می گوید اگر که برنامه اتمی ایران پیشرفت هائی بکند و ایران بعنوان " قدرت بزرگ جدید" بشود، می تواند باعث حرکت ترکیه و عربستان سعودی و دیگر کشورها هم شود. ( منظور تاثیر این کار روی کشورهای دیگر است).

با مقداری آرامش می توان این مسئله را چنین هم فرموله نمود: شاید این مسئله باعث شود تا اتحادی منطقه ای که مستقل از آمریکا باشد، شکل گیرد. در مجله ارتش آمریکا بنام:

'Military Review'

اتسیونی به آمریکا برای حمله به ایران فشار می آورد ـ نه تنها حمله به تاسیسات اتمی ایران بلکه حمله به تاسیسات نظامی و ساختار های پایه ای ایران ( بگو بر علیه جامعه غیر نظامی).

اتسیونی می گوید یک چنین آکسیون نظامی از چنین نوعی دقیقا همسان با تحریم هاست ـ باعث درد و رنج با هدف تغییر رفتار خواهد شد ـ البته با ابزار بسیار قدرتمند تر.

یکبار هم که شده این زبان وحشتناک را کنار بگذاریم وازخودمان سئوال کنیم که اصولا تهدید توسط ایران از کجا آمده؟ پاسخی متناسب را تحقیقی از:

'International Institute of Strategic Studies'

  در تاریخ آپریل 2010 بما می دهد. تیتر این تحقیق:

 ''Military Balance 2010'

 است. بی شک رژیم مذهبی بی رحم ایران خطری برای مردم ایران است. با این حال  دراین رابطه درجه تهدید ایران بالا تر از رژیم های دیگر در منطقه که متحدین آمریکا هستند، نمی باشد. مسئله تحقیق این انستیتوهم تهدید ایران برای مردم ایران نیست بلکه بیشتر ابراز نگرانی می کند که آیا ایران در منطقه و جهان می تواند خطرناک بشود؟

این تحقیق روشن می سازد که از سوی ایران خطری نظامی وجود ندارد. هزینه های نظامی ایران نسبتا کمتر از کشورهای دیگردر منطقه است و در حدود 2% هزینه ای است که آمریکا در این رابطه هزینه می کند. برنامه نظامی ایران شدیدا دفاعی است و هدفش ترمز یک حمله نظامی است.

ایران " توانائی اش محدود" تر از آن است که بتواند خارج از مرزهایش خشونت بکار گیرد. آنچیزی که به امکانات اتمی ایران ربط پیدا می کند در تحقیق فوق این چنین آمده است: "برنامه اتمی ایران و این خواست ایران که امکانات برایش باز باشد تا تسلیحات اتمی تولید کند، بخش محوری استراتژی ایجاد ترس ایران است".

بنابراین ایران خطری نظامی نخواهد بود. به این مفهوم که به این زودی ها که واشنگتن نتواند تحملش کند، نخواهد بود. ایران با توانائی ایجاد ترسش یک خودمختاری غیر مشروع بکار می گیرد که با اهداف جهانی آمریکا در تقابل قرار می گیرد. از همه مهمتر با این کارش کنترل آمریکا بر منابع انرژی خاورمیانه را دچار خطر می کند ـ طراحانشان (آمریکا) دقیقا از جنگ جهانی دوم الویتی بالا را برای آمریکا فراهم نموده اند وهمواره کنترل اساسی بر جهان را برای امریکا ضمانت نموده اند. مانند آ.آ.برله یکی از فیگور های پرنفوذ.

اما تهدید از سوی ایران تنها بخاطرتوانائی ایجاد ترس آنها نیست. ایران تلاش می کند نفوذش را گسترش دهد. در تحقیق بالا این مسئله چنین فرموله می شود: ایران منطقه را  " بی ثبات" می سازد". حال اگر که آمریکا به کشور های همسایه ایران حمله کند و آنها را بطور نظامی اشغال نماید، اسم این را "ثبات" می گذارند. اگر ایران تلاش می کند نفوذ خویش را در کشورهای همسایه گسترش دهد، این " بی ثباتی" است . نامشروع است. در اینجا باید اشاره کنیم که استفاده انتخاب متفاوت از واژه ها چیزی عادی است. این چنین جیمز شاسه محقق مشهور سیاست خارجی از واژه ها استفاده می کرد. ( سردبیر اسبق مهمترین مجله " فوریگن افیرز"). واژه " ثبات" به لحاظ تکنیکی صحیح که وی از آن نام می برد به این مفهوم بود که مثلا در شیلی می بایست دولت انتخابی آلنده را سرنگون نمود و پینوشه دیکتاتور را بجایش آورد تا این کشور به ثبات برسد.

آنچه که به جنایت های ایران بر می گردد، در تحقیق نام برده آمده است که ایران تروریسم را پشتیبانی می کند چون مهمترین قدرت های سیاسی ( حتی اگر به آراء توجه کنیم) در لبنان و در فلسطین  ـ حزب الله و حماس ـ را پشتیبانی می کند. در آخرین انتخابات عمومی لبنان سال 2009 ائتلاف دور و بر حزب الله توانست پیروزی را از آن خود کند. حماس در سال 2006 انتخابات را در فلسطین پیروز شد. آمریکا و اسرائیل بعد از آن مردم فلسطین را برای انتخاباشان بطوری وحشتناک مجازات نمودند. انتخابات در فلسطین تنها انتخابات نسبتا آزاد در کشورهای عربی بود. زمانیکه برگزیدگان در اظهار نظراتشان بیان کنند که خودشان را از جانب دمکراسی در معرض خطر می بینند و بر علیه آن بر می خیزند، این عادی است.  بله این غزه موردی بسیار خشن است ـ آنهم با توجه به پشتیبانی های بسیار زیاد آمریکا از دیکتاتور های منطقه و با توجه به تعریف های چاپلوسانه اوباما از دیکتاتور بی رحم مصر مبارک به هنگام مسافرت به قاهره. مسافرتی که درآن سخنرانی معروفش را در باره جهان اسلامی ایراد نمود.

فعالیت های تروریستی که به پای حماس و حزب الله نوشته می شوند درمقایسه با ترور اسرائیلی/آمریکائی در منطقه هیچ است.

در 25 ماه مه لبنان روزملی اش را جشن می گیرد ـ " روز آزادی" ـ در این روز عقب نشینی اسرائیل از جنوب لبنان را که بعد از 22 سال در آن موفق شدند را جشن می گیرند. این عقب نشینی نتیجه مبارزات حزب الله در لبنان بود. آتوریته های اسرائیلی  چون " اپرام سنه" در این رابطه از " تهاجم ایرانی" بر علیه اسرائیل صحبت می کنند  ـ در لبنان اشغالی توسط اسرائیل ـ .

این بیان فوق مطابق بیان عادی امپراطوری است. رئیس جمهور جان اف کندی " حمله از داخل" را محکوم نمود ـ منظور وی حمله مقاومت ویتنام جنوبی بر علیه بمب افکن های کندی، بر علیه جنگ شیمیائی، برعلیه طرد دهقانان ویتنامی ( در مقر ها ـ که عملا مقر های آدم سوزی بودند) و اقدامات دیگر از این نوعش.

حتی آدلای استونسون سفیر آنزمانی کندی در سازمان ملل که قهرمان لیبرال ها بود، به " تهاجم های داخلی" انتقاد داشت. زمانیکه ویتنامی های ویتنام شمالی از هموطنان خود که در ویتنام جنوبی اشغالی بسر می بردند دفاع می کردند، این " تهاجم" و عدم تحمل دخالت فرستادگان عادل واشنگتن بود.  همچنین آرتور شلسینگر و تئودوره سورنسون مشاورین کندی که بعنوان کبوتران جلد کندی بحساب می آمدند از حملات واشنگتن برای رفع " تهاجم" جنوب ویتنام تعریف نمودند. این به اصطلاح " تهاجم" از سوی مقاومت سرخپوستان هم انجام پذیرفت. ( چیزی که این دو مشاور میبایست بدانند ـ حداقل اگر آنها گزارش سرویس امنیتی آمریکا را خوانده باشند). 1955 فرماندهی نظامی آمریکا تعریف های بسیاری را از واژه " تهاجم" بیرون داد. در میان این تعریف ها برای تهاجم  "تهاجم بدون اسلحه وجود داشت. برای مثال پیش برد جنگ سیاسی و یا کمک نقدی". زمانیکه در داخل یک کشور قیام بر علیه دولت پلیسی از سوی آمریکا منتخب شده می شود ـ این یک مثال است ـ و یا آن انتخابات های با نتیجه تقلبی. همچنین در مجامع آکادمیک ها و در ابراز نظر های سیاسی استفاده از این فن بیان معمولی است.

حماس در مقابل اشغال نظامی اسرائیل و آکسیون های نامشروع و بیرحمانه اسرائیل در مناطق اشغالی ایستادگی می کند. به حماس ایراد گرفته می شود که اسرائیل را برسمیت نمی شناسد. اما آمریکا و اسرائیل نه تنها فلسطین را برسمیت نمی شمارند بلکه ده ها سال است که تلاش می کنند تا فلسطین به واقع شکل نگیرد و موجودیت نیابد. برنامه انتخاباتی حزب دولتی اسرائیل در سال 1999 موجودیت یک کشور فلسطینی را نفی می کند.    

 به حماس ایراد گرفته می شود که موشک بسوی مرزهای اسرائیل پرتاب می کند. بی شک این کار عملی تبهکارانه است. با این وجود کار آنها تنها برابر با یک بخش کوچکی از خشونتی است که اسرائیل فقط در نوار غزه انجام می دهد. ( از خشونت به مکان های دیگر صحبت نمی کنیم). در این جا مهم است که به خاطر داشته باشیم که آمریکا و اسرائیل دقیقا می دانند که چگونه آن تروری را که اینچنین از ته قلب برایش گریه می کنند، متوقف سازند. اسرائیل اقرار می کند که در سال  2008 تا زمانی که اسرائیل آتش بس با حماس اعلام کرده بود حماس موشکی بر علیه اسرائیل پرتاب نکرده است. اسرائیل از پیشنهاد حماس مبنی بر تجدید مجدد آتش بس سرپیچی نمود و " عملیات منهدم کننده " سرب ریزی" را بر علیه غزه به پیش برد:

(Operation Cast Lead)

این عملات در دسامبر 2008 اجرا شد. آمریکائی ها بدون چون و چرا پشت این تهاجم بیحد کشنده قرار گرفتند ـ برای آکسیونی که برایش ذره ای هم توجیح قانونی و اخلاقی وجود نداشت.

در میان جهان اسلامی ترکیه مدل دمکراسی را نمایش می دهد ـ حتی اگر همزمان نقص های جدی دارد. انتخابات ها در ترکیه نسبتا آزاد هستند. ترکیه از سوی آمریکا به نحوی خشن مورد انتقاد قرار گرفت و می گیرد. افراطی ترین مورد این بود که دولت ترکیه از اینکه در موقع حمله به عراق به آمریکا یاری کند سرباز زده بود و بدین طریق به نظر 95% مردمش اهمیت داده بود. واشنگتن انتقاد های خشنی را نثار ترکیه نمود: اینکه ترکیه این را نفهمیده است که یک دولت دمکراتیک چگونه باید رفتار نماید". در نتیجه از دمکراسی ما این را می فهمیم که استاد سیاست را تعیین می کند و نه عقیده ( یک دست) مردم.

همین اخیرا ترکیه مجددا خشم دولت آمریکا را برانگیخت آنهم در زمان ریاست جمهوری اوباما ـ زمانی که ترکیه و برزیل با هدف محدود ساختن غنی سازی اورانیوم ایران وارد عمل شدند.

اوباما در باره این ابتکار عمل نامه ای به لولا رئیس جمهور برزیل نوشت و در آن نامه از این عمل تعریف نمود با این تصور که این ابتکار شکست خواهد خورد و این شکست یک اسلحه تبلیغاتی بر علیه ایران خواهد بود. زمانی که این ابتکار عمل موفقیت انگیز شد آمریکا خشمگین شد و فورا شروع کردند این مسئله را مدفون کنند آنهم به این صورت که آنها در شورای امنیت یک قطعنامه تصویب نمودند که طبق آن تحریم های جدید بر علیه ایران برقرار سازند و این مسئله آنچنان بی مفهوم بود که چین هم خوشحال در آن سهیم شد با این خیال که این تحریم ها در هر صورت به منافع غربی ها آسیب می رساند. ( در رقابت با چین بر سر منابع انرژی ایران ). یکبار دیگر آمریکا پیشاپیش عکس العمل نشان داد تا مطمئن شود که کسی خودش را در کنترل آمریکا در این منطقه قاطی نکند.

این اصلا غیر منتظره نبود ترکیه و برزیل در شورای امنیت بر علیه تحریم های آمریکا رای دادند. لبنان دومین کشورازاین منطقه در شورای امنیت در رای گیری شرکت نکرد. این آکسیون ها واشنگتن را مضاف بر این دستپاچه نمود.

فیلیپ گوردون دیپلمات تاپ دولت اوباما برای موضوعات اروپائی به ترکیه اخطار داد که نحوه عملکردش در آمریکا مورد قبول قرار نخواهد گرفت.  روزنامه اشوسیتد پرس می نویسد: ترکیه می بایست طوری عمل می کرد که در همکاری و شراکت با غرب قرار گیرد. این کار ترکیه " سرزنش شدید نادر بر علیه شراکت در ائتلاف تعیین کننده ناتو بود".

 همچنین در طبقه سیاسی هم شیر یا خط افتاده است. برای استیون آ. کوک تحصیلکرده که:

'Council on Foreign Relations

می باشد این سئوال محوری وجود دارد که "چگونه می توانیم ترکیه را دهنه بزنیم؟" ـ برای اینکه آنها مثل دمکرات های خوب دستورات را دنبال کنند. یک شماره نیویورک تایمز نوشت:

 'Iran Deal Seen As Spot on Brazilian Leader's Legacy'

واسطه گری ایران بعنوان یک لکه ننگ در میراث رئیس دولت برزیل دیده می شود". و یا بهتر بگوئیم" کاری را که ما میگوئیم انجام بده یا.......

هیچ نشانه ای وجود ندارد که کشورهای دیگر منطقه از تحریم های جدید شورای امنیت بیشتر استقبال کرده باشند چون ترکیه. همین اخیرا نمایندگان ایران و همسایه ایران پاکستان در ترکیه هم دیگر را ملاقات نمودند تا پیمانی را در باره یک خط لوله جدید  با هم ببندند.

آنچه که باید آمریکا را بیشتر نگران سازد این حقیقت است که این خط لوله تا هندوستان پیش خواهد رفت. سال 2008 آمریکا و هندوستان قرار دادی را با هم امضا نمودند که آمریکائی ها باید تولید برنامه اتمی و غیر مستقیم برنامه تسلیحات اتمی هند را تائید نمایند ـ بدون تائید آمریکا ممکن نخواهد بود ـ

موئد یوسف مشاور آسیای جنوب شرقی انستیتوی صلح آمریکا می گوید:"آمریکا با این کار قصد داشت که هندوستان همچنین در کشیده شدن این خط لوله شرکت نداشته باشد". موضوع از این نگاه گسترده تر است. هندوستان و پاکستان دو از سه کشور قدرت اتمی ( سومی اسرائیل است) می باشند که از  امضای پیمان منع تسلیحات اتمی " ان پ ت" تمرد می نمایند. هر سه این قدرت ها دارای تسلیحات اتمی می باشند و برنامه اتمی خویش را با پشتیبانی آمریکا گسترش داده اند و این پشتیبانی همچنان ادامه دارد.

 هیچ انسانی با عقل سالم انسانی آرزو نمی کند که ایران تسلیحات اتمی داشته باشد ـ ویا حتی هر کشور دیگری. بنابراین یک راه ممکن برای اینکه این خطر را تعدیل داد و یا اصولا جلوی آنرا گرفت این است که منطقه آزاد از تسلیحات اتمی در خاورمیانه و نزدیک ایجاد نمود:

(Nuclear Weapons Free Zone

در کنفرانس منع گسترش تسلیحات اتمی که در اوائل ماه مه 2010 در مرکز نشست اصلی جامعه ملل انجام پذیرفت، این تم مجددا در دستور کار قرار گرفت. مصر که در حال حاضر نماینده 118 کشور " بلوک آزاد" ( کشورهائی که نمایندگی در هیچ سازمان نظامی یا پیمان نظامی را ندارند) می باشد، در این باره پیشهاد نمود که کنفرانس می بایست از طرحی پشتیبانی کند که قبول مذاکرات در باره منطقه آزاد از تسلیحات اتمی را در خاورنزدیک و میانه در سال 2011 فراخواند. غرب و همچنین آمریکا یک چنین محدوده آزادی را در سال 1995 در کنفرانس آنزمانی " ریوو" در قرار داد منع گسترش تسلیحات اتمی تائید نمود.

ظاهرا واشنگتن روی آنچه که تائید نموده، مانده است. اما با این وجود در کنفرانس منع گسترش تسلیحات اتمی هیلیری کلینگتون وزیر امور خارجه ایران گفت که زمان برای یک چنین محدوده ای هنوز فرا نرسیده است.

همزمان واشنگتن گفت که هیچ تقاضانامه ای که خواهان این باشد اسرائیل برنامه تسلیحات اتمی اش را تحت نظر کارشناسان انرژی اتمی آژانس بین المللی اتمی قرار دهد،مورد قبول نخواهد بود. همچنین هیچ تقاضانامه ای که از کسانی که قرار داد منع تسلیحات اتمی را امضا نموده اند ـ بخصوص از آمریکا ـ بخواهد اطلاعات در باره تاسیسات اتمی اسرائیل و فعالیت ها و همچنین اطلاعات در باره انتقال اتم به اسرائیل که همین اخیرا انجام گرفت را در اختیار بگذارند، پذیرفته نخواهد شد. تاکتیک اوباما که یک چنین چیزهائی را از سر بگذراند این است که پوزیسیون اسرائیل را بخود بگیرد و آنهم این چنین است که تمامی این پیشنهادات به این وابسته اند که آیا پیمان گسترده صلح وضع گردد یا نه ـ مسئله ای که آمریکا تا پایان عمرش آنرا به عقب خواهد انداخت. درست مثل کاری که در 35 سال گذشته انجام داده است.

همزمان آسوشیتید پرس گزارش می دهد که یوکیا آمانو رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی وزرای خارجه 151 کشورهای عضو را فرامی خواند تا عقیده خویش را در باره چگونگی شکل گیری قطعنامه ای که در آن از اسرائیل بخواهد به جمع کشورهای امضا کننده منع گسترش تسلیحات اتمی بپیوندد و درهای تاسیسات اتمی خویش را بروی کارشناسان آژانس بین المللی انرژی اتمی باز سازد، بیان کنند.

با این وجود در باره اینکه آمریکا و بریتانیا وظایف خاصی را برای خود در نظر گرفته باشند که بتوان توسط آن در خاورمیانه و نزدیک محدوده آزاد از تسلیحات اتمی را پیاده نمود، چیز زیادی گزارش نشده است.

در زمان حمله به عراق در سال 2003 و در زمانی که تلاش می شد حمله به عراق را ضروری و مشروع توجیح کنند، به قطعنامه شماره 687 شورای امنیت سال 1991 دست آویز شدند که توسط آن از توسعه تسلیحات کشتار جمعی در عراق جلوگیری کنند. بعد ها آمریکائی ها و بریتانیائی ها ادعا نمودند که آنها این کار را نکرده اند.

البته ما در اینجا هیچ نیازی نداریم که خودمان را با این ادعا های واهی مشغول سازیم. در هر حال قعطنامه تمامی کسانی را که آنرا امضا نموده اند موظف می سازد که برای محدوده ای آزاد از تسلیحات اتمی در خاورنزدیک و میانه حرکت نمایند.

در حاشیه باید اشاره شود که محدوده آزاد اتمی که از سوی اتحادیه آفریقائی ایجاد گشته است از بین خواهد رفت زیرا که آمریکا با وجود آن تسلیحات اتمی خویش را در جزیره دیه گو گارسیا مستقر ساخته است.

همچنین آمریکا یک محدوده آزاد اتمی در پاسفیک را بلوکه خواهد نمود زیرا که آمریکا به جزایر " دپندانسه" خویش اجازه نخواهد داد که با یک چنین ایده ای حرکت نمایند.

از فن بیان اوباما در باره موظف بودن به خلع سلاح اتمی بسیار تعریف ها شده است ـ وی حتی جایزه نوبل صلح را هم گرفت. که مسلما قدم عملی در این رابطه ایجاد محدوده های آزاد اتمی است. گزینش دیگر این است که از پشتیبانی آن کشورهائی که پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی را امضا نمی کنند ـ اسرائیل، پاکستان و هند ـ دست برداشت.

البته چون غالب وقت ها حرف و عمل دو چکمه جداگانه اند و حتی دوچکمه ناجور جداگانه اند. بله این واقعییت ها شنونده های کمتری دارند.

بجای اینکه در واقعیت خطر بزرگ را ( ادامه گسترش تسلیحات اتمی) با قدم های عملی تقلیل دهیم، آمریکائی ها قدمهای بزرگی برمی دارند تا کنترل خویش را در مناطق تولید نفت خاورمیانه قوت بخشند و اگر هیچ وسیله دیگری کمک نکند در این صورت آنها به خشونت متوصل می شوند. آنها باید این کار را کنند. این قابل فهم و حتی پرمعنی هم است ـ البته پیشرط این است که به برنامه امپراطوری رهبری کننده باور داشت.

 

 

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©