Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۹ برابر با  ۰۲ سپتامبر ۲۰۱۰
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۹  برابر با ۰۲ سپتامبر ۲۰۱۰
باور به آزادی عقیده وحق برابراستفاده از ابزار تبلیغی

باور به آزادی عقیده وحق برابراستفاده از ابزار تبلیغی !

بهنام امیدوار

 

جنجال و هیاهوی موافقان و مخالفان احداث مسجدی درحوالی محل وقوع فاجعه ی 11 سپتامبر  نیویورک ,شهرو کشور امریکا رادروضعیت تازه وچالشی اساسی در عرصه های ی زندگی اجتماعی ,فرهنگی ـ سیاسی ,و بخصوص ملی قرارداده و به گمان من چگونگی پاسخ دولت آمریکا به آن, واکنش و تاثیراتی  را ـ در له یا علیه اش در سطح جهان برخواهد انگیخت .

امری که من بر آن تمرکز خواهم داشت : تاکید بر آزادی های ایدلوژیک ومذهب است که دستگاه دولت ناگزیر می باید در همه حال از طریق تصویب قوانین صریح و همه شمول به حمایت قانونی از این اجتماعات متنوع ملی و آئینی آنان بدون هیچگونه تبعیض بپردازد .

 

 اوباما در افطار کاخ سفید  در سخنرانی خود , برای میهمانوازی بیشتر از مسلمانان مدعو گفت : که کشوراو امریکا سخت پایبند آزادی های مذهبی بوده و خواهد ماند, وی در همانجا صراحت داد که حتا با  ساخت مسجد در محوطه ی " گراندزیرو" نیزمخالفتی نداردـ که این بیان با مخالفت شدید محافظه کاران حزب دموکرات نیز روبروشد.

 

بر کسی پوشیده نیست که کشور آمریکا یکی ازبزرگترین بانیان و پشتیبانان واقعی و افراطی بنیادگرائی اسلام ِ سیاسی در مقابل خطرسرخ کمونیسم بوده و هنوز هم است که آتش جهل این جریان وحشی ـ امروز نه بر دامن او ـ که در قلب اش ـ دوقلو های ِ نیویورک را گرفت و فاجعه ی 11 سپتامبرراخلق و تحیر جهانی رادر عین ناباوری از این آسیب ـ پذیری خود بر آنگیخت.

تردیدی نباید داشت که زخم آن جنایت , روح ملی مجروح آمریکائیان راهنوز می آزارد واز خاطر بردن آن چندان  برایشان ساده نیست, همانطوریکه دیدیم در واکنش به سخنان رئیس جمهور ـ واکنش های متنوع ووسیعی در محل ودر سطح کشور روی داد و آن بیانگراین واقعیت تلخ است که :بخش گسترده ای از مردم آن کشور با وجود داشتن فضای باز اجتماعی ,هنوز از تعلقات مزاحم مذهبی رهائی نیافته  وبمباران  شدید مذهبی دستگاه دولتی نیز در هر فرصتی بی رحمانه بر این عقب افتادگی می آفزاید!

 دلیل اینکه : بخش بزرگی از مردم امریکا ـ ارتباط  (11 سپتامبر) و واکنش افراطی ـ مذهبی عده ای رابه قهر خشن نظامی و سیاست مداخله جویانه وتجاوزگرانه ی آمریکا ـ در کشور هایشان ـ  را درک نکرده وندید گرفته واین عمل مهاجمین رابه کشور خود یک جریحه ی ملی ارزیابی و در مقابل تندروی افرادی همچون خود, اصولیت های جامعه سکولار را در هم آمیخته  و شاید  هم برود که آن بیک صف بندی بزرگ ملی ـ مذهبی درسطح کشور  بیناجامد , نگاه کنیدبه تظاهرات "عزت امریکا"وسخنان سخیف "گلن بک" مجری برنامه ی تلویزیونی او می گوید: امریکا از مسیر تاکنونی بنیانگذارانش منحرف و عملن " پشت به خدا " کرده است ـ وهمینطور همزمانی تظاهرات   "جنبش مدنی" موازی "جان لوئیس" که او ـ با محکوم کردن بک ـ هشدار داد که جامعه را بسوی هرج و مرج "ملی" نکشاند .به باور من :این صف بندی ودلایل برجسته ی آتی و ریاروئی احتمالی دراز مدت آن , بمرور در دید جامعه ی امریکائی که فقط چهل در صدازآنان محروم از  پوشش درمانی هستند, روز بروزروشنتر شده ودرک و ریشه ی طبقاتی خواهند یافت, که می توان از حالا با تشدید بن بست تحول اقتصادی وگسترش ناامنی شغلی و معاش ـ روز افزون فعلی ـ چشم اندازآتی را برای جامعه ی امریکا پیش بینی کرد.

 

در جهان امروز و البته از دیروز های دورنیزـ همینطور,مذهب در خدمت سرمایه ویا گاهن عکس اش بوده است! حتا در سکولارترین کشور اروپائی "فرانسه" که در قانون اساسی آن کلامی از خدا و یا نشانه ای از مذهب در آن نیست ـ این دادوستدهای علنی و پنهانی  بین این دوجریان برای تحمیق توده ای وجودداشته و دارد ـ چه رسد به احزاب  قوی مسیحی  در قدرت که تعداشان نیز کم نیستند , پشتیبانی رسمی ودر بخشی از این کشورها مالیات کلیسا را تصویب و عملن قانونی کرده اند! اینجا, یک نکته ی اساسی وجود دارد و آن تمرکز تلاش فرصت طلبانه ایست بلند و تاریخی که نقش آن در ایجاد وابستگی بیشتر مردم به دین در حکومت های وابسته ی به سرمایه است, که آن دسیسه "مذهب" , با زیرکی از چشم ها مخفی می ماند , طرح  این ادعا حرف تازه ای نیست . اما شرایط فعلی امریکا یکی از بارزترین این نمونه ی اسف انگیز است که براستی در این کشور می باید بمرور توطئه ی صف های مذهبی و ملی در آن, جایش را به سمتگیری طبقاتی بدهد. امری که خواه ناخواه باوجود این همه تلاش های عبث مراکز مالی ,برای کنترل بحران اقتصاد انگلی , گسترده ترشده و مردم هم می روند تا ریشه ی مشکل اصلی فقر خود و فجایع موجود جهان و دلیل پیدائی 11 سپتامبر را" خود " بهتردرک وکشف کنند.

 

به نظر من مواضع آقای اوباما در میهمانی افطار کاخ سفید ـ اصولی بود .البته باید منتظر ماند و دید که او واعضای قدرتمند محافظه کار حزب اش و درآینده ـ بویژه بعد ازنتایج انتخابات پیشرو,تا چه حد باور به آزادی عقیده و برابری ابزار تبلیغی آن داشته وبه آن وفادار خواهند ماند.

بهنام ـ ۲۹ اگوست ۲۰۱۰

 

 

نا برده رنج واین همه گنج!

"دام"

 بانام خدابود

 که دام نهادند

برخالی این دهان های ِ پر فریاد .

 اعجاز ِکُلهَ  سیاه ِعبوسی ـ که

 پی پیروزی بر مردم ,

با دین, شعور را شکست ,

برسران ـ کلاه نهاد,

وآنگاه: مردم مسحور به او گرویدن.

او بازی را بٌرد , کشت , مرٌد و رفت.

 انسان اما :به قلاده دین ِاو اسیرماند.

 و هیولای "شیعه" پا گرفت .

 چرخ همیشگی باخت مردم,

این بارـ با نام خلافت آغازید.

 امامسکین :

 از سر روزتا ته شب بسان گذشته هاـ

 نه دست مددی جست و نه دادرسی!

خشونت وظلم ـ دلیلی تازه یافت 

انسان بی پناه ترشد

مرامی بیگانه و مزاحم آمد

 که  شادی وشعف را تاراند

مدعی نقص خلقت زن بود

  سقف اش بر ستون گریه استوار   

و نان را رزق خدا و نبودش را تنبیه اومی پنداشت,

معاش بیش از پیش برید,

چنان شد که ,

 نان آوران خود گرسنه ماندند. 

" تدارک هجوم سپاه ِ دین بر کفار بود و احیای سرزمین ظهور"ـ

 که ریختند وروبیدند وربودند,

آنچه مانده بود , غارت شد .

وفقر با کوپن ِدولت ِخدا, رسمی شد!

و صدارت خدا بر سرزمین ویران ـ باجوازالله و اکبر ِهمین غارت شدگان ,

 به اسم خمینی , امامت بخشید.   

+++

 "می شد آیا"

چه می شد اگرنه چنین دیر:

 پی به گول خورده و نان نباخته می بردند؟

 بسیاری:

پیش ازآنکه گرسنه بمیرند .

 چه می شد اگر:

  چه نچشیده زهر ونکشیده بار ِکمرشکن

   در ِ تردید گشوده,

 دروازه ی بندگی , بسته می بودند ؟

 می شد آیا:

 چنان خوار ـ برپای ناشناخته ,

 پیشانی نسائیده بودیم؟

می شد آیا:دست ودلمان سیر می بود ـ

 تا :به مسخ دعوت خدا ,

در دام ِفقیه نمی افتادیم؟

 و ـ بی استغاثه به الله و امام

دست آویز ومامنی ممکن می بود ؟

 تا ـ زمین مملواین همه قارچ سفید و سیاه سمی نمی شد ؟

مامومین نیازمند ـ گروه گروه ,

 مفتخـــــــــــر ِ نام" امت" نمی شدند

 چه می شد اگر: پاسداران ـ مدرس و مساجد ـ مدرسه می شدند!

چرا : چیزی آمد, که " یار ِ" خوار نبود؟

 چرا : آزادی کوچه ی بن بستی شد؟

شوق , مسجد نشین شد وخفت ؟

 شادی, ازترس حد ـ گریخت ؟

طاق برسر بد بخت ِخوشبینی ریخت؟

 وزمان ماسید و کپک زد؟

چراـ ملادرراس زر و زور جا خوش کرد؟

و قدرت ِبی پروا حرف اول شد ؟

ترس ِاز مذهب همگانی گردید؟

 افیون , فحشا , ثروت ,سنگسار, اعدام واستبدادوزن و علم ستیزی با در آمیختند؟

چراـ رقص , نوا, شور وسوروسرور و هنر:لقب معصیت,

وعزاودعا وسوگواری ومویه رسمی شدند؟

وچـــــــــــــرا ـ این فاجایع با نام خدا جاری شد؟

+++

"هردهه , هزاره گذشت"

هردهه , هزاره نگذشت ؟

 بر چشم ِخجل ِسادگی ِمتضرع,

ساغر ِباور ِ تلخ ِانتظارآیا:

مانده , نشکسته و پر ؟

هنوز امید , بر در دروازه های مهر خداست؟

نفرسود ـ سادگی ز دام بلا ؟

 پشیمانی, به زانوی تعمق ـ ننشست سفت؟

بار سوره ی "انسان" کلام الله بر دامان است هنوز؟

 دردشرمساری این کابوس چطور؟

در دل خونین آیاـ بهانه ی ِ تپشی مانده؟

****

 "نکبت ِاریکه"

آن سو, بالا ـ در اریکه ی نکبت

از موعظه های والی ده 

 بوی بریان فریاد,

کباب ِوجدان ِانسان می آید.

فتراک گرسنه ِ عاصی ,

 بردندان ولی فقیه ست.

  ستاره های سحری,  

  قربانی دفع ِ بلا یش اند,

تا شبزدگی گمان شب نشینی بردوآرام گیرد.

وآفتاب که نه ـ حتا ستاره ای خنجردرتاریکی نکشد,

 تاشاید ـ زعامت شب ابدی ماند!.

****

" فریب"

شبان ِفریب ,

 دیری پائیده .

 مادرمرگ ـ   

 غزلسرایان را

 زیرشمشیر کوررهانیده,

و سران ِبر دار,

بیرق دوستی "زمین و آسمان" شده اند.

+++

" آی هوار"

  هوارـ هوارـ از دست توـ ای کردگار,

آهای آی زنگار ِپیر ِذلت , مظلوم خوار,

 این بود آن مدار ِ قرار با ندار :که ما بر آن چرخیدیم؟

کجاست عدل ِعلی تو, بامداد بهار؟

کجاست رحیم و رحمان تو ـ ولی درستکار؟

بگوهمه ی مقربانت :جز خشم کور نبودند؟

بگوقرن هاـ  صداقت و مهرشان غیر از این نبود؟

کدام وحشیگریست:

آن ـ شمر وکربلا و هفتاد و دو تن ـ

 یاـ جنون خاوران ِروح الله ؟

 بگو , فریاد بزن ـ اقرار کن,

 کین مقایسه: بازی ِابلهانه است.

از سران ِسیر ِسینه سپر سّید توـ

چه بگویم : که لقمه را از دهان می دزدند.

امان نیست , کس ازجورخشمشان  ,

  کجاست گر یکی ـ نه,

خاکسترش کنند!

  ناموس اش به سیخ کشند

اینجاتجاوز ِ به اسیر:  , قانون قضاست؟!

 +++

"تحمل سگ"

تا کی و کجای تحمل زور؟

 سجده بر این سفره ی فساد؟

چشم به آسمان بی رحمت ؟

 شرم باد برگمان گنگ !

دریغ برآن نرمش ِ وباور ِ مست ِعشق ـ

که: سوده ی پلشتی ِفریب ِعصری شد ـ 

  که: ناقض ِعهد ِبرابری و برادری بود و

  شلاق اش برگرده ِ گرسنه .

گر: تحمل سگ با ایوب صبر بیامیزد

بیدریغ : بند ناف کوه می برید!

تا چه: جزغاله های شاه و شیخ را ـ

درخراب ِگوشه زار ِ دیروز

  تـــا : تجربه زار ِتلخ ِگدائی ِامروز!

{ دراین شبستان} هاـ

تنها:زحمتکشان گرسنه بودند که

در این میانه ِی بازارزرگری ـ

حمال ِ بار ِشوکت ِسایه ونماینده ی خدا  بودند,

 بخاطر آز و قدرت هر دو می مردند

 و مذهب: تسمه بر گرده ی رنجورشان می کشید ـ

و انسان در برابرشان مورچه ای بیش نبود ,

 زیراهیچکدام:

{گندم را نکاشته خوردند}

 در سرما و گرما : بی درخت رنج ,

{ مامن گرم وخنک داشتتند}

 آنها دیری :

 رازگشودن قفل نان چرب,

و معراج قدرت گنج راشناخته بودند

خشک جانانی ایچنین هیزو تیز

با وعده ی وعظ ِخوشبختی وبهشت

 برندگان "گنج"ی شدند

 بی هیچگونه "رنج"

کسانیکه درس تقیه وشاه , سایه ی خدا ,

و سرقت ِفرصت ِخوب بموقع آنرا آموخته بودند!

 

 

بهنام ـ ۲۲ اگوست ۲۰۱۰

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©