O.R.W.I.
Organization of Revolutionnary Workers of Iran (Rahe Kargar)
Rahe Kargar
چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸ برابر با ۲۴ جولای ۲۰۱۹
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
بازگشت تاریخ انتشار :  برابر با 
شصتمین سال تولد رفیق شهید ستار کیانی

شصتمین سال تولد رفیق شهید  ستار کیانی

شاهین گرفتار آمده در قفس

مراسم شصتمین سال تولد رفیق شهید ستار کیانی از بنیان گذاران و عضو کمیته مرکزی سازمان ما به ابتکار خانواده اش در روز ششم نوامبر در فرانکفورت آلمان برگزار شد.هم رزمان ستار کیانی در دوره های گوناگون مبارزه   طولانی اش علیه رژیم های پهلوی و جمهوری اسلامی با شور و علاقه  در این مراسم شرکت شرکت کردند.

 مراسم با سخنرانی ساسان کیانی برادر ستار کیانی شروع شد. پس از سخنرانی ساسان و قرائت زندگی نامه رفیق ستار، رفقای دیگری خاطرات خود را درباره ستار کیانی در دوره های مختلف مبارزه بازگو کردند. مراسم با شعر و ترانه خوانی ادامه یافت. مجموعه ای از نوشته ها و خاطرات درباره رفیق ستار تحت عنوان "ستار یعنی خوشبختی " در این مراسم توزیع شد. این کتاب نیز به همت خانواده ستار کیانی منتشر شده است.

 ستار کیانی در سال ۱۳۲۹ دیده به جهان گشود. بردارش نصیر کیانی جوانی شورشی علیه نظم ستم شاهی بود که در سال ۱۳۴۲ در جریان خیزش عشایر فارس در جنوب کشور بخاطر شرکت در عملیات مسلحانه دستگیر و با شجاعتی بی نظیر و لبانی خندان و سرودی بر لب  در برابر جوخه اعدام ایستاد. تاثیرات محیط خانوادگی و اجتماعی موجب شد که ستار به عقاید مترقی بگرود و از دوره دانشجوئی وارد محافل مذهبی- مبارزاتی علیه رژیم شاه شود. ستار در ادامه فعالیت های خود به سازمان مجاهدین خلق، که به مشی مبارزه مسلحانه علیه رژیم شاه اعتقاد داشت، پیوست. در سال ۱۳۵۰ دستگیر و پس از تحمل شکنجه های زیاد به پانزده سال زندان محکوم شد.او از جمله زندانیانی بود که از زندان تهران به زندان مشهد تبعید شد. در آن دوره گرایشی در درون و بیرون زندان در میان کادرهای مجاهدین خلق برای رد ایدئولوژی مذهبی و روی آوردن به مارکسیسم در حال شکل گیری بود. ستار که فکری جستجوگرداشت  از پیشتازان جریان بازاندیشی در میان کادرهای مجاهدین خلق در زندان مشهد بود. او پس از مدتی، تغییر مواضع خود را علنی ساخته و به زمره کادرهای مارکسیست سازمان مجاهدین پیوست. پس از انتقال به زندان قصر تهران همراه با تعدادی از رفقای همفکرش به کار منظم فکری در عرصه نظری و فعالیت تشکیلاتی مخفی درون زندان  پرداخت. در ادامه کارنظری ستار به نقد مشی مسلحانه از موضع انقلابی و مارکسیستی پرداخت.

پس از آن که امواج انقلاب مردمی سال ۱۳۵۷ درهای زندان های رژیم شاه را بازگشود ستار به سیل خروشان جنبش مردمی برای سرنگونی رژیم شاه پیوست. ستار از رفقائی است که پس از انقلاب در تاسیس سازمان ما شرکت موثر داشته و در کمیته مرکزی و هئیت تحریریه نشریه راه کارگر فعالیت می کرد. برای سازمانی که بخاطر تازه تاسیس بودن باید همه چیز را از صفر شروع کرده و  شرایط و امکانات لازم برای تداوم فعالیت اش را آجر به آجر بر روی هم می چید پرکاری و سخت کوشی ستار و رفقائی همانند او پشتوانه ای حیاتی برای بقاء و ادامه کاری بود. در سال ۱۳۶۰ توسط گشت های خیابانی که به وی مشکوک شده بودند دستگیر شد. او خود را به عنوان یک روستائی از جنوب کشور معرفی کرد که بخاطر مسائل خانوادگی به تهران آمده است و نقش خود را با چنان استادی ایفاء کرد که پس از مدتی او را آزاد نمودند.  

درسال ۱۳۶۲ در ارتباط با بحث هائی که درباره نقش جهانی اتحاد شوروی و تاثیر آن برسمت گیری دولت های خرده بورژوازی جهان سوم و همچنین ماهیت طبقاتی رژیم جمهوری اسلامی مطرح بود ستار اختلافاتی با خط رسمی سازمان پیدا کرد که نهایتا" به جدائی او از سازمان انجامید. پس از آن او به بخشی از سازمان فدائیان  موسوم به شانزده آذر پیوسته وپس از مدت کوتاهی در رهبری سازمان مزبور قرار گرفت. در سال ۱۳۶۳ دستگیر و بشدت شکنجه شد. بازجویان قصد داشتند به وسیله او به سایر کادرها و اعضای سازمان شانزده آذر دست یابند. ستار با طرح نقشه دقیق فرار بازجویان را فریب داده و توانست با موفقیت از چنگ آنها گریخته و روابط سازمانی سالم را از زیر ضرب خارج سازد. متاسفانه  او در جریان خروج از کشور در ترکیه بازداشت و به مرزیانی ایران تحویل داده شد. در زندان شهربانی خوی دوباره شناسائی و به زندان اوین بازگرانده شد.شکنجه گران به خشم آمده چند سال مداوم  ستار را در تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و جنگ روانی قرار داد ند.هنگامی که تمامی تیرهای آنها به سنگ خورد شکنجه گران رژیم اسلامی  تلاش کردند برای شکستن روحیه ستار  شائبه همکاری او با دستگاه سرکوب را در داخل و بیرون از زندان القاء کنند. اما با مقاومت شجاعانه ستار همه توطئه های دستگاه سرکوب خنثی شد. تنها در سال ۱۳۶۶ بود که ستار بالاخره به بند عمومی منتقل شد و توانست تمامی حوادثی را که از سرگذرانده بود برای رفقای هم بند توضیح دهد. رفیق رضا رئیس دانا که در این دوره از هم بندان رفیق ستار کیانی بوده است در این مورد می گوید:".... اواخر سال ۱۳۶۶ بود که ستار را به یکی از بندهای ۳۲۵ زندان اوین آوردند. بندی که در آن محکومین حبس های طولانی مدت را نگهداری می کردند. حدود سه سال پس از فرار دوم بود، وقتی او را دیدم در باره وضعیتش صحبت کردم، انگار سالها منتظر چنین موقعیتی بود، به طور مفصل نحوه دستگیری ها و فرارهای خود را برایم، کامل و با جزئیات توضیح داد.... یکی از مسائلی که ستار در ارتباط با خودش بعنوان یک مورد منفی مطرح می کرد، جابجائی اش از راه کارگر به فدائیان بود. ستار می گفت:" عجله کردم، من باید به هر طریق بود در راه کارگر می ماندم."...ستار، من، علیرضا تشید و مجید سیمیاری، یکی دیگر از اعضای راه کارگر با هم بودیم و ستار دوباره داشت روی ساختار حاکمیت کار می کرد... ستار همیشه در زندان یک حالت جهشی داشت. مثل این که زیر پایش فنری باشد... انرژی دیگری گرفته بود ... در واقع زندان روی کولش نبود، بلکه این ستار بود که سوار زندان و مناسبات زندان بود...".

متاسفانه رژیم جمهوری اسلامی در قتلعام سال ۱۳۶۷ ستار کیانی را همراه هزاران فعال سیاسی دیگر به چوبه های دار سپرد و او همراه هزاران رزمنده دیگر جاودانه شد.

پلخانف در کتاب "نقش شخصیت در تاریخ" در خصلت بندی نقش و تاثیر شخصیت در تاریخ می گوید صحنه فعالیت تاریخی عرصه ای است نه فقط برای شخصیت های بزرگ بلکه برای کلیه کسانی که چشمی برای دیدن، گوشی برای شنیدن و قلبی برای دوست داشتن دارند. بزرگ کیست ؟  بزرگ کسی است که "خود را فدای یاران" کند. رفیق ستار کیانی نمونه ای از این طراز انسان هاست. با این که می دانست در صورت شکست طرح فرار و یا دستگیری بعدی( متاسفانه همین طور هم شد) چه عقوبت های ضدانسانی از سوی شکنجه گران درانتظار او خواهد بود برای نجات رفقایش حاضر شد تمام هزینه های جسمی، روانی و حیثیتی چنین چالش بزرگی را به پردازد. 

ما یاد او را به عنوان یکی از شهدای راه آزادی و سوسیالیسم گرامی می داریم.

....

تو رفتی و

اینک تمام قبیله عشق

در مرگ تو سوگوارند

و تا سال های سال

تا دورهای دور

دختران ایل نام تو را

در ترانه هایشان آواز خواهند داد

و باد پریشان تر از همیشه

به هر کجا که رود

بوی تو را با خود خواهد برد

....

(از شعر عیدی نعمی درباره ستار کیانی)

مراسم شصتمین سالگرد تولد ستار که توسط  ساسان، ژاله، ویشتاسب و ژیلا برادر، خواهر  و خویشاوندان او برگزار شد موقعیتی شادمانه و بی همتا برای قدردانی از شخصیت رزمنده و تلاش های خستگی ناپذیر، مقاومت ها و فدراکاری های ستار، این شاهین گرفتار آمده در قفس بود. شاهینی که همواره به سوی آسمان آزادی پر می کشید. این عزیزان با سخت کوشی و سماجت درطول سالیان متمادی موفق شدند به  گوشه های تاریک  روشنی افکنده و به ابهامات در مورد زندگی مبارزاتی ستار پایان دهند. شک و تردیدهایی که سازمان ما هیچگاه به آن نگروید و با شناختی که از شخصیت رزمنده ی او داشت، هیچگاه چنین شکی را بخود راه نداد و دیگران را نیز از آن برحدز داشت. مراسم شصتمین سالگرد تولد ستار کیانی نشانه ای از به ثمر نشستن تلاش های آنها می باشد. از تلاش هایشان صمیمانه قدردانی می کنیم.

 

 

 

 

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید: