Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
يكشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۰ برابر با  ۰۸ می ۲۰۱۱
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :يكشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۰  برابر با ۰۸ می ۲۰۱۱
اختلافات جناح های حکومتی به روایت خودشان

اختلافات جناح های حکومتی به روایت خودشان

قسمت دهم

 

 

۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۰ -

صراط –  سید حسین علوی

جناب «آقا تهرانی»! از شما بعید بود!

جناب استاد! انصافا آیا نقل قول شما با تبیین حکیمانه ای که مولایمان فرمودند مطابقت دارد؟... سایتهای صهیونیستی بالاترین (متعلق به منوشه امیر) و سحام نیوز (متعلق به کروبی منافق) و آینده نیوز (وابسته به آقازاده فتنه گر) و جرس (باند صهیونیستی اتاق فرمان فتنه سبز) و ... به اتفاق جشن گرفته اند که ...

صراط –  سید حسین علوی

اخیرا فایل صوتی سخنرانی‌ای از حجه الاسلام والمسلمین آقاتهرانی (نماینده  محترم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی) منتشر شده که حاوی حرف و حدیثهای بسیاری است.

 

جناب آقای آقاتهرانی در بخشی از این سخنرانی علنی که متاسفانه برخی دوستان نیز آن را بر روی سایتهای خبری اصولگرا قرار داده اند، از قول احمدی نژاد محتوای جلسه خصوصی وی با رهبری معظم انقلاب را نقل کرده و حرفهایی مثل استعفای رئیس جمهور و ... را بر زبان آورده‌اند.  حرفهایی که پیرامون آنها گفتنی هایی هست و در ادامه به آنها اشاره خواهد شد.

 

جدا از اینکه حرفهای مطرح شده در این سخنرانی صحت دارد یا ندارد، طرح علنی آن توسط جناب آقای آقاتهرانی با عرض معذرت از ساحت شریف این استاد گرانقدر اخلاق؛  نشان دهنده بی توجهی ایشان به مصالح عالیه نظام است. در واقع باید از ایشان پرسید؛ منفعت این نقل قول علنی عاید چه کسانی خواهد شد؟ اکنون که جناب استاد، این حرفها را نقل کرده اند چه خیری عاید اسلام و انقلاب شده است؟ آیا تصمیم مجموعه نظام، بازگویی هرآن‌چیزی است که می دانند؟ آیا حضرت استاد هرچه می دانند را باید بر زبان آورند؟ آیا جناب آقای آقاتهرانی فکر می کنند رهبری معظم انقلاب (بر فرض صحت نقل قول ایشان از آقای احمدی نژاد) خبر از ماجرا ندارند؟ آیا معظم‌له نمی توانستند قبل از آقای آقاتهرانی این حرفها را در میان عموم مردم بازگو کنند؟ و آیا بیان حرفهایی در این سطح، آنهم بر روی منبر(!) و در جمع عموم مردم با نظر صریح ولی امر مسلمین مطابقت دارد؟

نگارنده این سطور، متاسف است از اینکه استاد اخلاقی به گران‌سنگی حجه‌الاسلام والمسلمین آقاتهرانی را مخاطب  خویش قرار داده است، چه اینکه خود را در قواره شاگردان جناب آقای آقاتهرانی نیز نمی داند. اما با کمال تاسف و البته به یقین باید اعتراف کرد که ایشان در اظهارات اخیرشان به دستورات اکید رهبری معظم انقلاب بی توجهی کرده اند. بدان‌سبب که حضرت آقا به صراحت فرمودند: «شما ببينيد سر يك قضيه‌اى كه آنچنان هم از اهميت بالائى برخوردار نبود - سر مسئله‌ى اطلاعات و امثال اينها - چه جنجالى در دنيا راه انداختند. تحليلها را بردند به اين سمت كه بله، در داخل نظام جمهورى اسلامى شكاف ايجاد شده است، حاكميت دوگانه شده است!، رئيس جمهور حرف رهبرى را گوش نكرده است! دستگاه‌هاى تبليغاتىِ خودشان را از اين حرفهاى سست و بى‌پايه پر كردند. ببينيد چطور منتظر بهانه‌اند. ببينيد چطور مثل گرگ در كمين نشسته‌اند كه يك بهانه‌اى پيدا كنند، هر جور ميتوانند، حمله كنند.»

 

جناب استاد! انصافا آیا نقل قول شما با تبیین حکیمانه ای که مولایمان فرمودند مطابقت دارد؟ آیا رسانه های صهیونیستی را در این روزها مرور فرموده اید؟ نقل قول –  با عرض معذرت –  نابه‌جای شما، دقیقا همان کاری را کرده که آقا نمی خواستند! اکنون رسانه‌های ضدانقلاب از بی بی سی و صدای آمریکا گرفته تا سایتهای وابسته به فرقه ماسونی «سبز» با آب و تاب زایدالوصفی ضمن دستاویز قرار دادن سخنان شما مشغول نشان دادن تصویر شکاف در نظام جمهوری اسلامی و القاء حاکمیت دوگانه اند. سایتهای صهیونیستی بالاترین (متعلق به منوشه امیر) و سحام نیوز (متعلق به کروبی منافق) و آینده نیوز (وابسته به آقازاده فتنه گر) و جرس (باند صهیونیستی اتاق فرمان فتنه سبز) و ... به اتفاق جشن گرفته اند که حضرتعالی خوراک تبلیغاتی دو سه روز آینده فتنه گران را (البته بدون سوءنیت)  فراهم آورده اید.

 

مساله مهم دیگری که اشاره بدان در این مقال ضرورت دارد، عادت ناپسندی است که این روزها در میان سیاستمداران ما رایج شده و آن منتسب کردن اقوال گوناگون به رهبری معظم انقلاب است. این در حالی است که دفتر مقام معظم رهبری تاکنون، کرارا  تاکید نموده است که تنها مرجع خبری در مورد اخبار منسوب به معظم له روابط عمومی بیت شریف ایشان است. و ناگفته پیداست که هیچ مرجع دیگری حق زیر پا نهادن این قاعده را نخواهد داشت. تا جایی که در آخرین مورد، اطلاعیه پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری درباره خبر شیطنت آمیز ایرنا در سوم اردیبهشت جاری بر این نکته شفاف تصریح داشت که «بار دیگر تأکید می شود تنها مرجع موثق انتشار اخبار رهبر انقلاب اسلامی روابط عمومی دفتر ایشان می باشد.» اما با کمال تاسف شاهد آنیم که جناب آقاتهرانی در سخنان موصوف، جملاتی را به معظم‌له منتسب نموده اند که هرگز نه از جانب شخص حضرت آقا و نه از جانب دفتر ایشان مورد تایید قرار نگرفته است!

 

نکته در خور تامل دیگر پوشش وسیع و سوال‌برانگیز  این اظهارات در برخی رسانه های داخلی است. اینجا کاری به آن دسته از رسانه هایی که اکنون به عنوان بقایای فتنه مشغول لجن پراکنی موذیانه علیه نظامند و در این ماجرا سخنان حضرت استاد را مغرضانه پوشش داده اند نداریم. گلایه از دوستانی است که تردیدی در اصولگرایی و حزب اللهی بودن آنها وجود ندارد! برادران! ممکن است اقدامات نسنجیده آقای احمدی نژاد قلوب ما را جریحه دار کرده باشد، اما چنین احساس ناخوشایندی به هیچوجه نباید منجر به اقداماتی شود که بر خلاف نظر صریح نایب امام عصر (سلام‌الله‌علیه) است.

 

و عرض آخر اینکه؛ انشاءالله جناب حجه الاسلام والمسلمین مرتضی آقا تهرانی، عرایض این حقیر را حمل بر درشتی و اسائه ادب نفرمایند. طرفه آنکه به فرموده شیخ اجل سعدی شیرازی؛     

گه بود كز حكيم روشن راي             

بــرنيــايد   درست  تدبيـري        

گاه باشـد كه كودكي نادان              

به غلط بـر هدف زند تيري!

 

 

آدرس تغيير نكرده است (يادداشت روز)

کیهان ـ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۰

مهدي محمدي

ريشه هاي ماجراي اخير در فضاي سياسي كشور چيست؟ بازيگران مختلف هركدام چگونه مي انديشند؟ چقدر از آنچه رخ مي دهد پروژه است و برنامه ريزي شده و چقدر يك پروسه خود انگيخته؟ بازي دوست كدام است و بازي دشمن كدام؟ و چگونه بايد تشخيص داد هر كدام از بازيگران درون كدام بازي قرار دارد؟

ابتدا كمي تاريخ. ناچاريم براي فهم وضع فعلي به گذشته برگرديم و ببينيم وضعي كه امروز با آن مواجهيم محصول تركيب چه رويدادهايي در كدام بستر تاريخي است. در 3 تير 84، وقتي آقاي احمدي نژاد انتخابات را برد، تحليل توام با شادماني بسياري از دوستداران انقلاب اين بود كه آنكه برنده انتخابات شده نه يك فرد، بلكه مجموعه اصول و ارزش هايي است كه در 16 سال ما قبل آن عمدا يا سهوا مغفول و مهجور مانده بود و اكنون كه مجالي براي عرضه خويش يافته به سادگي راي و بلكه جان مردم را صيد كرده است. شادماني مردم مومن از آن رو بود كه پيروزي احمدي نژاد نشان داد برخلاف آنچه كه ليبرال ها و سكولارها در سال هاي ماقبل 84 گفته بودند نه فقط مردم ايران از شعارهاي انقلابي و ديني زده نشده اند و جامعه ايران به سمت سكولاريسم نرفته بلكه تشنگي مردم براي ريختن سرمايه اعتماد خود به پاي كسي كه نماينده صادق اصول انقلاب باشد، هر روز بيشتر هم شده است. رهبر بزرگوار انقلاب اسلامي همان ايام فرمودند كه به هنگام مشاهده مبارزات انتخاباتي زماني كه هيچ معلوم نبود كدام كانديدا پيروز ميدان خواهد شد، بر اين عقيده بوده اند كه آقاي احمدي نژاد در اين صحنه پيروز است چرا كه موفق شده اصول و ارزش هاي انقلاب را بار ديگر زنده كند و با مردم «به لسان اصول» مخاطبه نمايد. پس از آن، و در طول دوران فعاليت دولت نهم نيز بسياري از دلسوزان در رفتار، گفتار و تصميم هاي دولت اشكالات فراوان مي ديدند اما جريان اصولگرا-بر خلاف پيش بيني برخي منحرفان كه درباره آن سخن خواهيم گفت- هرگز درحمايت از دولت ترديد نكرد چرا كه عقيده داشت اولا اين دولت همچنان كاري، انقلابي و مردمي است و رويكرد كلان دولت از اين سه مشخصه اساسي تبعيت مي كند، ثانيا اشكالات و ايرادها همچنان فرعي و حاشيه اي پنداشته مي شد و كيفيت و كميت آن مطلقا با خدمات دولت قابل قياس نيست و ثالثا جرياني كه در مقابل اردوگاه دولت نهم صف كشيده بود ملغمه اي بود از مجموعه كساني كه بهترين توصيف براي آنها اين است كه گفته شود كينه امام و انقلاب را به دل داشتند و دشمني آنها با دولت هم دقيقا از آن رو بود كه احساس مي كردند اين دولت «پيرو اصول» است.

در انتخابات خرداد 88 باز هم اصولگرايان در حمايت از آقاي احمدي نژاد يكپارچه شدند از آن رو كه همچنان در «اصولگرايي» اين دولت -به رغم همه اشكال ها كه درمواردي حادتر هم شده بود- ترديدي نبود. خوانندگان اين يادداشت خوب است سخنراني رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در كردستان را به ياد بياورند كه بسياري از آن بوي حمايت از دولت را استشمام كردند ولي آن سخنراني هم چيزي جز «مرور اصول» و فراخواندن مردم به برگزيدن كانديدايي كه به اين اصول بيش از ديگران پاي بند باشد نبود. حضرت آقا در آن سخنراني تاكيد كردند كه درباره اشخاص هيچ نظري نمي دهند و فقط در پي ارائه شاخص هايي هستند كه مردم بايد در انتخاب كانديداي مورد نظر خود آنها را مدنظر قرار بدهند. تشخيص مردم در سال 88 اين بود كه احمدي نژاد نسبت به ديگر كانديداهاي موجود به آن اصول پاي بندتر است و او خود نيز -اگرچه اين بار با زبان و ادبياتي متفاوت از سال 88- همين پيام را به مردم القا مي كرد. يك نكته بسيار جالب توجه در اين ميان آن است كه برخي از نزديكان رييس جمهور همان ايام پيش بيني و شايد بهتر باشد بگوييم پيشگويي كرده بودند كه اصولگرايان بويژه كيهان در سال 88 نه فقط از احمدي نژاد حمايت نمي كنند بلكه از كانديداي مقابل او حمايت خواهند كرد! ناگفته پيداست اين پيشگويي كه همچون بسياري موارد مشابه ديگر برگرفته از اتصالات خاص جلوه داده مي شد، صد درصد غلط از آب درآمد اما آقاي احمدي نژاد هيچ گاه از دوستانش نپرسيد كه چرا كانال هاي مورد وثوق آنها «پيغام» غلط مي دهند؟!

پس از انتخابات رياست جمهوري سال88 فتنه بزرگ واقع شد كه مشابه آن در سال هاي پس از انقلاب مشاهده نشده بود. فتنه اي كه براي نخستين بار صف ظاهرفريبان و دشمنان دوست نما را از صف انقلابيون واقعي جدا كرد و مجال تداوم رفتار منافقانه را از برخي افراد كه خود را در طايفه خواص نظام جا داده بودند گرفت. فتنه 88 چگونه خنثي شد؟ آن مردان غيرتمندي كه ماه ها روز از شب نشناختند و همه هستي و زندگي خود را صرف دفع فتنه كردند از كجا نيرو و انرژي مي گرفتند؟ همان ايام بودند كساني كه گوشه و كنار مي گفتند دولت دهم ارزش اين همه هزينه كردن را ندارد و افرادي داخل دولت حتي از بالاگرفتن آتش فتنه خوشحال هم مي شوند چرا كه مي تواند براي آنها و انحرافاتشان حاشيه امن ايجاد كند. اما اين ديدگاه هرگز بدل به نظر غالب در ميان دوستداران انقلاب كه دوستداران دولت هم بودند ، نشد. علت هم اين بود كه اولا همگان به وضوح مي ديدند كه مشكل و مسئله اهل فتنه اساسا دولت نيست و انتخابات هم فقط بهانه اي شده براي اجرا كردن نقشه از پيش آماده كه هدفي جز برانداختن اساس خيمه انقلاب و گلاويز شدن با ولي اين امت ندارد. ثانيا باز هم حجتي در ميان نبود كه ثابت كند اين دولت از دايره اصولگرايي و از مدار پاي بندي به ارزش ها خارج شده باشد. مردم مومن و پاي كار مي ديدند كساني داخل دولت نغمه هاي ناساز كوك كرده اند و زمزمه هاي «استغنا» شنيده مي شود اما امر ولي اين بود كه اينها حاشيه اي است و فرع را بر اصل نبايد غلبه داد. در اين تعبير پر حكمت دو نكته نهفته بود. اول اينكه ولو اشكالاتي در كار باشد همچنان رويكرد كلان دولت از جاده صواب منحرف نشده است و خطر اصلي در توطئه اي است كه دشمنان ترتيب داده اند و اساس انقلاب و نظام را نشانه گرفته است؛ و دوم اينكه رهبري در فرمايش خود به صراحت تاييد كردند كه «انحرافي» مي بينند و حتي بيان آن را هم (اگر مفسده اي نداشته باشد) بي اشكال مي دانند اما اين انحراف را به آن اندازه كه مواجهه با فتنه دشمن بيروني اهميت دارد، مهم نمي دانند. وقتي آن جوان دانشجو بلند شد و گفت دل حزب اللهي ها از دست چپ و راست احمدي نژاد خون است، آسان ترين كار براي حضرت آقا اين بود كه بفرمايند انحرافي در كار نيست و داستان را في المجلس خاتمه بدهند. اما ولي امر ما اين كار را نكرد سهل است تاييد كردند كه مسئله اي وجود دارد اما اين مسئله آنقدر كه توطئه آمريكا و اسراييل و ايادي داخلي شان مهم است اهميت ندارد. از آن روز تا به حال سوال اين است كه آقاي رييس جمهور با منشأ و منبع آن «مسئله» درون دولت -كه همه مي دانند كيست و كجاست و آن دانشجو از آن نام هم برد- چگونه رفتار كرده است؟ آيا براي رفع اين مسئله و حل آن تلاش شد يا اينكه برعكس مجالي فراهم آمد تا آن مسئله فرعي و حاشيه اي پروژه خود را عملي كند و بدل به «اصل و اساس» دولت شود؟

آنچه تا اينجا گفته شد فقط مروري بسيار كلي و اجمالي بر يك تاريخ گشوده است كه همگان به آن دسترسي دارند و مي توانند هر چند بار كه لازم باشد و با هر ميزان از دقت كه ضروري بدانند آن را مطالعه كنند. در هر حال نتيجه غير از اين نيست: اگر توفيقي در دولت هاي نهم و دهم بوده محصول پاي بندي اين دولت به اصول انقلاب اسلامي بوده و هر جا اين پاي بندي بيشتر بوده توفيقات هم افزون شده است. اگر هم حمايتي از دولت شده -كه بارها و به قوي ترين شكل ممكن بوده- به اين سبب بوده است كه اين دولت مومن به اصول، منادي آن و حافظ و نگهبان ارزش هاي انقلاب در صحنه هاي داخلي و خارجي بوده است. بنابراين اگر بناست اين معادله همچنان برقرار بماند -كه ان شاء الله خواهد ماند- شرط اصلي و اساسي كه هيچ جايگزيني براي آن نيست و هيچ مساهله اي نسبت به آن از جانب مردم پذيرفته نخواهد شد اين است كه دولت همچنان «اصولگرا» باقي بماند و بيغوله را با شاهراه درنياميزد.

همه نگراني كه مردم مومن و انقلابي ايران در روزهاي اخير داشته اند اين بوده كه احساس مي كرده اند دستي درون دولت در حال «جابجايي ارزش ها»ست و بنا دارد اصولي را كه همه اميد و اعتماد مردم به دولت به سبب نگهباني از آن اصول است با ارزش هايي جعلي و من درآوردي جايگزين كند. مردم مي ديدند كه گويا كساني از آنها كه خود را «نزديكان رييس جمهور» معرفي مي كنند در ناآرام كردن فضا، اختلاف افكني، توليد و مصرف مكرر ادبيات ليبراليستي وناسيوناليستي، درگير شدن با ارزش ها و نمادهاي اسلامي، روي خوش نشان دادن به بيگانگان و مفسدان و خلاصه در يك كلام «فاصله گذاري با ارزش هاي انقلاب اسلامي» عمد دارند و آقاي رييس جمهور هم نه فقط با آنها برخورد نمي كند بلكه بر پيوند خود با آنها اصرار مي ورزد و حتي رييس دستگاه امنيتي كشور را به سبب حساس بودن نسبت به اين جريان بركنار مي كند. مردم و نظام جمهوري اسلامي براساس بستر تاريخي كه از آن بحث كرديم، به عهدي كه با دولت منتخب خويش بسته اند پاي بند هستند مادام كه «اصول اسلامي و انقلابي» قاعده حاكم بر صحنه باشد. از اين سو،كه سمت مردم و انقلابيون است هيچ سستي در پاي بندي به آن عهد مشاهده نخواهد شد و همه تلاش اين است كه فضا تا زمان حل كامل مسئله آرام نگه داشته شود. پرسش فقط اين است كه آيا از سمت دولت هم چنين اراده اي وجود دارد يا اينكه كساني درون دولت تصميم گرفته اند پيش بيني هاي دشمن را درست از آب دربياورند؟ آقاي احمدي نژاد بايد با تبعيت از رهبري آب سرد بر آرزوهاي داغ منحرفين بريزد.

مهدي محمدي

 

روزنامه جمهوري اسلامي

18/02/1390

سرويس خبر: سرمقاله

تعادل، نياز راهبردي

بسم‌الله الرحمن الرحيم

با اينكه اسلام، دين تعادل است و قرآن كريم در موارد متعدد مسلمانان را از افراط و تفريط برحذر داشته و "اعدلوا هوا قرب للتقوي" را معيار و ميزان و راهنماي عمل قرار داده، متأسفانه در تاريخ اسلام بي‌توجهي به اين دستورالعمل روشن و بنيادين و تمايل به افراط و تفريط، بسيار رخ داده و مشكلات زيادي را سبب شده است.

خط انحرافي و پرخطر افراط و تفريط را مي‌توان از صدر اسلام رديابي كرد و با علم به اينكه اين خط تا امروز، با شدت و ضعف‌هائي كه داشت، ادامه يافته و اكنون نيز مشكل ساز است، بايد از اين واقعيت خطرآفرين درس عبرت گرفت و چاره‌اي براي جلوگيري از استمرار آن و يا كنترل عوارض منفي آن انديشيد. تاريخ اگر وسيله‌اي براي پندآموزي و چاره‌انديشي نباشد و نتوان از آن براي جلوگيري از تكرار ضايعات گذشته بهره‌برداري كرد، چه ارزشي دارد؟

تبليغات سوئي كه مخالفان براي منزوي ساختن حضرت علي عليه السلام كردند و كار را به جائي رساندند كه مسلمانان شام تصور مي‌كردند آن حضرت حتي نماز نمي‌خواند و به مسجد نمي‌رود از يكطرف و زياده روي‌هائي كه غاليان درباره فضائل اميرالمؤمنين كردند و ايشان را تا خدائي رساندند از طرف ديگر، وجود خط انحرافي و خطرناك عدم تعادل در ميان مسلمانان را از صدر اسلام نشان مي‌دهد. پيدايش بسياري از فرقه‌هاي منحرفي كه بعضي از آنها در جهت غلو و بعضي ديگر در جهت انكار فضيلت‌هاي واقعي فعاليت و تبليغ كردند و مردم را از هر دو طرف به گمراهي و انحراف كشاندند از اين قبيل هستند. چه جنگ‌ها و خون ريزي‌ها و غارت‌ها و بي‌حرمتي‌ها كه از رهگذر افراط‌ها در گذر تاريخ گريبانگير مسلمانان شد و چه بي‌تفاوتي‌ها و غفلت‌ها و زيان‌هاي كلان فكري و عقيدتي كه در اثر تفريط‌ها به جان ملت‌هاي مسلمان افتاد و زمينه را براي پيدايش فرقه‌هاي منحرف و ايمان سوز فراهم ساخت. اينها همه زيان‌هاي بزرگي هستند كه اسلام و مسلمانان تا به امروز تحمل كرده‌اند و متأسفانه نشانه‌اي از پايان پذيري اين راه خطرناك و حاكم شدن تعادل به جاي افراط و تفريط به چشم نمي‌خورد.

پيروزي انقلاب اسلامي و تأسيس نظام جمهوري اسلامي ايران، فرصت بسيار مناسبي بود كه اگر به درستي از آن بهره‌برداري مي‌شد اين امكان پديد مي‌آمد كه تعادل، جاي افراط و تفريط را بگيرد و آن خط غلط كه در تاريخ اسلام امتداد يافته بود براي هميشه تصحيح شود. اگر براي اين انقلاب و نظام جمهوري اسلامي آنچنان قدرتي كه بتواند اين آرمان خود را در سرتاسر جهان اسلام به مرحله عمل برساند قابل تصور نبود، لااقل در ايران، كه پايگاه اين انقلاب و خاستگاه نظام جمهوري اسلامي است، مي‌توانستيم به عملي شدن اين آرمان اميدوار باشيم. اگر به عملي شدن كامل هم اميد چنداني نبود، با اميد به اينكه حركتي سالم در اين جهت آغاز شود و براي استمرار آن سرمايه گذاري‌هاي فكري و علمي قابل توجهي صورت بگيرد مي‌توانستيم راهي را باز كنيم و براي ادامه آن تلاش نمائيم...

امروز، با ميدان‌داري افراطيون در جهان اسلام كه طالبان و القاعده و تكفيري‌ها مظهر آن هستند مي‌توان خسران بزرگي را كه در دهه‌هاي اخير متوجه جايگاه واقعي اسلام در جهان شده است، اندازه گيري كرد. ببينيد دستگاه‌هاي تبليغاتي غرب و صهيونيسم بين الملل چه ماهرانه و البته كينه توزانه وجود فردي همچون "اسامه بن لادن" را، چه مرده و چه زنده‌اش را، به چماقي بزرگ تبديل مي‌كنند و بر سر ما مسلمانان و بر سر خود اسلام فرود مي‌آورند. اين، نتيجه پيشروي آن جريان افراطي به نام اسلام است كه البته چه بسا خود غربي‌ها و صهيونيست‌ها در اصل پيدايش و يا لااقل پروبال دادن به آن نقش داشته‌اند.

خوشبختانه در ايران گرفتار چنين پديده‌اي نيستيم، اما اين واقعيت را بپذيريم كه خطر جريان‌هاي افراطي و نوع برخوردهاي ما با افكار و عملكردهاي مختلف بقدري زياد است كه عواقب آن مي‌تواند ما را نيز به همان گرفتاري‌ها مبتلا كند. ما براي پيشبرد مقاصد و تحقق اهدافمان گاهي به چنان مبالغه‌هائي متوسل مي‌شويم كه كلماتي مانند افراط براي توصيف آنها بسيار نارسا هستند. اينكه فردي را در مكتبي بودن و اطاعت از ولايت فقيه و اخلاص و فداكاري و ده‌ها فضيلت ديگر به اوج مي‌رسانند و طوري صحبت مي‌كنند كه گوئي در شجاعت مالك اشتر، در ساده زيستي سلمان فارسي و در ستيز با دشمن ابوذر است و حتي مخالفت با او را خلاف شرع و اطاعت از او را همچون اطاعت از خدا واجب مي‌دانند، اين يك حركت افراطي است كه بدون توجه به عواقبي كه ممكن است به بار بياورد شروع مي‌شود و هنگامي كه به اوج مي‌رسد و به تدريج عوارض منفي خود را ظاهر مي‌كند، تازه آن وقت است كه همان ثناگويان به فكر مهار كردن آنچه خود ساخته‌اند مي‌افتند. متأسفانه در اين بخش هم همان افراد به افراط پناه مي‌برند و كساني را كه خود به اوج رسانده‌اند تا حد شرك ساقط مي‌كنند! غافل از اينكه حتي نافرماني در برابر اوامر الهي نيز برحسب نوع و چگونگي، داراي احكام مختلف است و اينطور نيست كه هر كس هر حكم از احكام خدا را اجرا نكند محكوم به شرك باشد.

در مسئوليت دادن به افراد نيز همين اشتباه را مرتكب مي‌شويم. كساني را كه ظرفيت محدودي دارند، بدون در نظر گرفتن عوارض و عواقب، به مناصبي مي‌گماريم كه نمي‌توانند از عهده آنها بر آيند. چنين افرادي هنگامي كه در چنين جايگاه‌هائي قرار مي‌گيرند، حرف‌هائي مي‌زنند و كارهائي مي‌كنند كه هيچكس با هيچ قدرت و هيچ وصله و پينه‌اي نمي‌تواند لطمات وارده را توسط آنها را جبران كند.

در اين قبيل ماجراها، روحانيت بايد احساس مسئوليت بيشتري كند. روحانيت، مرزبان عقيدتي است و اولين مسئوليت در زمينه مبارزه با انحرافات و افراط‌ها و تفريط‌ها برعهده روحانيت است. اگر در جامعه‌اي افراطي گري در عرصه اعتقادات به ويژه بلند كردن چوب تكفير عليه اين و آن و يا مقدس ساختن و مطلق جلوه دادن افراد به يك شيوه معمول و متداول تبديل گردد، چنين وضعيتي نشان دهنده كم كاري روحانيت است. در ماجراهاي چند سال اخير، كه جامعه را به نوعي عدم تعادل خطرناك رسانده، متأسفانه بخشي از روحانيت سهيم بوده و اگر كساني توانسته‌اند در پناه هاله‌اي از تقدس، براي خود حاشيه امن دست و پا كنند، به دليل برخورداري از حمايت‌هاي همين بخش از روحانيت بود و اين، نقطه مقابل رسالتي است كه بر دوش روحانيت سنگيني مي‌كند. امروز هم كه به نقطه خطر نزديك شده ايم، تلاش همين بخش از روحانيت براي تكفير و تفسيق كساني كه خودشان آنها را به اوج رسانده‌اند نه تنها اشتباه بزرگ آنها را جبران نخواهد كرد بلكه به اساس اعتقادات مردم به ويژه جوانان لطمه وارد خواهد ساخت.

روحانيت نبايد هرگز خود را براي جريان‌هاي سياسي هزينه كند. اين، يك سرمايه معنوي است كه بايد حفاظت از اساس دين و اعتقادات مردم را عهده‌دار باشد و اگر قرار است جائي هزينه شود آنجا صحنه كارزار دين و استقلال كشور و آزادي و حيثيت و شرف مردم در برابر استعمار و استبداد و قلدري‌ها و چپاولگري هاست.

اين، كاري است كه تاريخ اسلام و ايران نمونه‌هاي زيادي از آن را در كارنامه روحانيت به ثبت رسانده و همواره از افتخارات روحانيت به حساب مي‌آيد. امروز نيز روحانيت بايد همين روش را در پيش بگيرد و با هوشياري از تقسيم شدن خود به بخش‌هاي متفرق و خرج اين گروه و آن گروه و اين فرد و آن فرد شدن جلوگيري نمايد تا بتواند تعادل جامعه را حفظ كند و در شرايط ويژه‌اي كه اكنون در منطقه شاهد آن هستيم نقش تأثيرگذار داشته باشد. امروز، تعادل نياز راهبردي ماست.

 

وبگاه شفاف مسائل جدیدی درباره ارتباطات دیرین و نزدیک عباس غفاری با برخی مقامات مطرح کرد

فیس بوک عبدالله شهبازی در تاریخ شنبه, می 07, 2011‏

وبگاه شفاف دومین افشاگری خود درباره عباس غفاری را به ارتباطات دیرین و نزدیک غفاری با برخی مقامات عالی دولت اختصاص داده است.

در این افشاگری، که در قالب نامه ارسالی از آلمان بیان شده، چنین می خوانیم:

"ایشان را در منزل [...]  در خیابان سبلان دیدم . گفت فلانی بیا می خواهم تو را به یکی از خواص معرفی کنم که آقای دکتر [...] بودند .ایشان دو سال بعد [...] شدند و من تا آنروز ایشان را اصلا نمی شناختم.  رفتیم در حیاط خلوت همان منزل که دکتر با چند نفری نشسته بود و ظرف اناری هم بود.  آقای " عباس غ "  که همه آقا صدایش می کردند من را معرفی کرد و نشستیم.  آقاـ عباس غ ـ  اناری را برداشت ونصف کرد و نصفش را در کیسه  ای گذاشت و نصفش را به دکتر [...] داد و گفت این را خودت بخور و این راهم به سید بده. من البته نفهمیدم منظورش از سید کیست ؟ رو به من کرد و گفت : فلانی این انارها  را مولایمان فرستاده  است. خب من هم تحت تاثیر قرار گرفتم و اشکم جاری شد...

سال پیش من برای شرکت در مناقصه ساختمان اجلاس در کیش به تهران آمدم... در یک باغچه مانندی ایشان را دیدم و گفتم:  آقا ! این فرمها را تبرک کنید که برنده شوم .ایشان گفت چیست؟ گفتم فلان است و گفت حل شد کارت!

 

 همان لحظه پرسیدم چرا؟  گفت:  الان می بینی تو از خواصی ! خلاصه کمی که نشستم دیدم آقای "م" از اتاقی آمدند بیرون با دشداشه ای سفید و بلند . "عباس غ" با ایشان حرف زد و ایشان آمد نشست کنار من و حرف زدیم و خلاصه گفت فردا بیا به  آدرسی واقع در شمال تهران کنار مدرسه و سفارت ایتالیا . آپارتمانی بود و رفتیم و نشستیم. ایشان گفت کارتان انجام می شود ، اما باید سهم امام(ع) را هم بدهید! که پرسدم چقدر؟  گفت پانصد هزار یورو ! که البته برای من بسیار بالا بود ولی من نگفتم نه و گفتم چشم باید از آلمان بیاورم . همان روز آنجا خانمی را دیدم بی حجاب و با وضعیت آنچنانی که اسمش بود پانته آ [...] که آمد و حرف زد و معلوم شد که ایشان و پدرشان  و شرکتشان همه کاره این پروژه هستند!..."

توضیح: منظور پروژه احداث ساختمان اجلاس سال 2012 سران غیرمتعهدها در کیش است که با بودجه چهار صد میلیارد تومان آغاز شده. (شهبازی)

 

شفاف ـ تاريخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۰

بخش دوم گزارش شفاف از پشت صحنه های جریان انحرافی

داستان تاسف انگیز یک شهروند از انحرافات رمالی به نام "عباس غ" ، آقای "م" و خانم پانته آ ...

در سالیان قبل حدود سال 1374 من آقای "عباس غ " را از طریق فردی بنام غلامعلی [...]شناختم . گرهی در کارم افتاده بود و ایشان من را برد منزل فرد دیگری . ایشان را شناختم. یکسری دعا را با زعفران در کاسه چینی ای که گفته بود با خودم بیاورم نوشت و بعد گفت با این آب زمزم که در قوطی ای بود ، مخلوطش کن و در سه وعده بخور. من انجام دادم و دست بر قضا گره از کارمان [احتمالا اتفاقی] باز شد .

شفاف : طی روزهای گذشته افشاگری سایت شفاف درباره ارتباط برخی رمالان با جریان انحرافی بازتاب گسترده ای در میان کسانی داشته است که پیشتر نیز برخی اطلاعات را در این زمینه داشته اند اما بنا به مصالحی سکوت پیشه کرده بودند . اما به نظر می رسد برخی شهروندان ایرانی با افشاگری های روزهای اخیر تصمیم به اطلاع رسانی درباره واقعیاتی که دیده اند گرفته اند .

در همین زمینه آقای یوسف خ از ایرانیان مقیم آلمان اطلاعات خود را درباره جریان انحرافی و برخی مرتبطان آنها برای سایت شفاف ارسال کرده است که بسیار تاسف برانگیز است . اینکه برغم هشدارهای شدیدالحن مراجع عظام تقلید ، دستگاه قضایی و هشدارهای نظام و مسئولان باز هم عده ای که تحصیل کرده هم هستند فریب تعدادی فریبکار را می خورند تاسف بار است .

اما آقای یوسف خ در نامه ای که برای سایت شفاف ارسال کرده ، نوشته است :

بسم الله النور

من یوسف خ هستم و چند سالی هست که در آلمان در یک پروژه ساختمان سازی انبوه مهندس ناظر هستم .

اطلاعات من البته بیشتر درباره  آقای "م" [لیدر جریان انحرافی است ] و خانم دیگری بنام پانته آ [...]

در سالیان قبل حدود سال 1374 من آقای "عباس غ "  را از طریق فردی بنام غلامعلی [...]شناختم . گرهی در کارم افتاده بود و ایشان من را برد منزل فرد دیگری . ایشان را شناختم.  یکسری دعا را با زعفران در کاسه  چینی ای که گفته بود با خودم بیاورم نوشت و بعد گفت با این آب زمزم که در قوطی ای بود ، مخلوطش کن و در سه وعده بخور.  من انجام دادم و دست بر قضا گره از کارمان [احتمالا اتفاقی] باز شد .

 من هیچ وقت به این مسال اعتقاد نداشتم ولی خب راستش را بخواهید ته دلم کمی لرزید. گذشت و گذشت و من هر از گاهی که به تهران می آمدم - آنزمان من در معدن گل گهر کار میکردم ـ به ایشان هم سری می زدم و جالب اینکه هر بار هم یکجایی بود .یک بار در باغی در شهریار و یک بار در شهرری و چندباری هم در خیابان ایران .

هربار هم ایشان دعایی برایم مینوشت . آخرین بار که ایران بودم و می خواستم از ایشان خداحافظی کنم و به آلمان بیایم ایشان را در منزل [...]  در خیابان سبلان دیدم . گفت فلانی بیا می خواهم تو را به یکی از خواص معرفی کنم که آقای دکتر[...] بودند .ایشان دو سال بعد [...] شدند و من تا آنروز ایشان را اصلا نمی شناختم.  رفتیم در حیاط خلوت همان منزل که دکتر با چند نفری نشسته بود و ظرف اناری هم بود.  آقای " عباس غ "  که همه آقا صدایش می کردند من را معرفی کرد و نشستیم.  آقاـ عباس غ ـ  اناری را برداشت ونصف کرد و نصفش را در کیسه  ای گذاشت و نصفش را به دکتر [...] داد و گفت این را خودت بخور و این راهم به سید بده . من البته نفهمیدم منظورش از سید کیست ؟ رو به من کرد و گفت : فلانی این انارها  را مولایمان فرستاده  است . خب من هم تحت تاثیر قرار گرفتم و اشکم جاری شد و خلاصه نصف اناری هم خوردم و دعا کردم کار آلمانم درست شود که آقاـ عباس غ ـ  گفت شک نکن همه مشکلاتت حل می شود و البته بطور معجزه آمیزی هم حل شد

همه اینها باعث شد تا من ایمانم به آقای "عباس غ" بیشتر شود .

تا  اینکه سال پیش من برای شرکت در مناقصه ساختمان اجلاس در کیش به تهران آمدم و فرمهارا گرفتم و همان روز هم برای اینکه مشکلم این بار هم حل شود ! گشتم و خلاصه آقا را پیدا کردم!   در محله دیلمان در شهر ری در یک باغچه مانندی ایشان را دیدم و گفتم:  آقا ! این فرمها را تبرک کنید که برنده شوم .ایشان گفت چیست؟ گفتم فلان است و گفت حل شد کارت!

 همان لحظه پرسیدم چرا؟  گفت:  الان می بینی تو از خواصی ! خلاصه کمی که نشستم دیدم آقای "م" از اتاقی آمدند بیرون با دشداشه ای سفید و بلند . "عباس غ" با ایشان حرف زد و ایشان آمد نشست کنار من و حرف زدیم و خلاصه گفت فردا بیا به  آدرسی واقع در شمال تهران کنار مدرسه و سفارت ایتالیا . آپارتمانی بود و رفتیم و نشستیم. ایشان گفت کارتان انجام می شود ، اما باید سهم امام(ع) را هم بدهید! که پرسدم چقدر؟  گفت پانصد هزار یورو ! که البته برای من بسیار بالا بود ولی من نگفتم نه و گفتم چشم باید از آلمان بیاورم . همان روز آنجا خانمی را دیدم بی حجاب و با وضعیت آنچنانی که اسمش بود پانته آ [...] که آمد و حرف زد و معلوم شد که ایشان و پدرشان  و شرکتشان همه کاره این پروژه هستند !

 

من برای زیارت امام رضا (ع) عازم مشهد بودم  و گفتم چشم، حتما بروم مشهد و بیایم ،  ببینیم چه می شود که آقای "م" گفت رازش را نمی دانم ولی تو داری خاص میشوی ،چون ماهم با آقاـ عباس غ ـ  فردا عازم مشهدیم .

واقعا من سردم شده بود و مانده بودم چه بگویم ؟ خلاصه دو روز بعد در صحن انقلاب آقاـ عباس غ ـ و " م " و خانم پانته آ نشستند و گفتند پول را سریع باید بدهی چون برای سربازان مولا میخواهیم غذا بفرستیم ! من شل شده بودم که بدهم یا ندهم ؟

 شب قرارمان شد در احمد آباد. وقتی رفتم در حیاط آن خانه بزرگ نشسته بودم و " عباس غ " و تعداد زیادی هم دورش بودند تا اینکه خلوت که شد رفتیم داخل خانه . بعد از ساعاتی من بودم و آقای " م" و خانم پانته آ و " عباس غ " و دو سه نفر دیگر خلاصه من وعده کردم که تا ماه آینده پول را جور کنم .

به تهران آمدم و چند روز بعدش هم به دفتر معماری خانم پانته آ رفتم و درباره کار و مسائل اینگونه صحبت کردم .  برگشتم آلمان نتوانستم پول را جور کنم و البته کمی هم تردید داشتم . تا اینکه آقای "م" به برلین آمده بود و رفتم دیدم خانم پانته آ هم هست .   اول در کنفرانسی در هتل بودیم و بعد هم در رستورانی در غرب برلین پستدام دعوت شدم که چند نفری بیشتر نبودیم.  سر میز  نشسته بودیم و خانم پانته آ هم بی حجاب بود . به نظرم می رسد که رفتارشان هم کمی سرخوش بود که فکر کنم  چیزی نوشیده بودند و ... من حقیقتا ترسیدم و گفتم چه بسا اتفاقی بیفتد و درد سر بشود .  همان شب بعد از اینکه ایشان را تا هتل مشایعت کردم ، ارتباطم را کاملاً قطع کردم .

  برای کنفرانس ایرانیان خارج از کشور هم برایم دعوتنامه فرستاده بودند که البته بدلیل کار نتوانستم بیایم و دیگر ارتباطی نداشتم تا اینکه چند روز پیش اخباری را شنیدم  درباره "عباس غ" که به او می گفتند آقا !

  این اطلاعات من بود درباره این آقا و دوستانش چون آقای " م " و خانم پانته آ ...

 امیدوارم راهگشا باشد .

 یا علی

 توضیح :  سایت شفاف آمادگی خود را برای درج نظرات متفاوت کاربران از جمله شهروندانی که با چنین ماجراهایی روبرو شده اند اعلام می کند . شما می توانید شماره تماس و ایمیل خود را در قسمت ارسال نظرات همین سایت درج کنید تا با شما تماس بگیریم .

 

احداث ساختمان اجلاس سران غيرمتعهدها در جزیره کیش با سرمايه 400 ميليارد توماني

 

مديرعامل سازمان منطقه آزاد کيش گفت: تفاهم نامه ساخت پروژه ساختمان سران اجلاس جنبش عدم تعهد که سال 2012 در اين منطقه برگزار مي شود با سرمايه اي معادل 400 ميليارد تومان منعقد شد.

محمد علي محبي مدير عامل سازمان منطقه آزاد کيش در گفت و گو با خبرنگار بنا (bena)، در خصوص آخرين وضعيت پروژه ساختمان سران اجلاس جنبش عدم تعهد که 2 سال ديگر در جزيره کيش برگزار خواهد شد؛ تصريح کرد: عمليات اجرايي اين پروژه شروع شده است و حدود 85 تا 90 هزار متر مکعب زمين محل احداث اين طرح خاک برداري شده است.

وي ادامه داد: تفاهم نامه اي به ارزش 400 ميليارد تومان با شرکت فياک کيش نهايي شده است که با تکميل نقشه ها طي 30 تا 40 روزآينده اخبار تکميلي اين طرح ارايه مي شود.

محبي با اشاره به امضاي پروتکل برگزاري همايش UNWTO در کيش گفت: روز گذشته پروتکل برگزاري همايش بين المللي جهانگردي در آبان ماه سال جاري در جزيره زيباي کيش به امضا رسيد.

وي در خصوص افتتاح بزرگترين پروژه گردشگري کشور در کيش افزود: پروژه دهکده ساحلي خليج فارس به عنوان بزرگترين پروژه گردشگري کشور با هزينه اي بيش از 60 هزار ميليارد ريال در غرب جزيره کيش مراحل اجرا را طي مي کند.

مدير عامل سازمان منطقه آزاد کيش با اعلام آمادگي سازمان متبوعش در جذب سرمايه به منظور ادامه فعاليت هاي عمراني بيمارستان قديمي کيش تصريح کرد: مراحل ساخت بيمارستان قديمي کيش سال 84 متوقف شد و تلاش هاي سازمان منطقه آزاد کيش به منظور جذب سرمايه گذار ادامه دارد و از تمام اشخاص حقيقي و حقوقي که خواهان مشارکت يا واگذاري قطعي هستند دعوت به عمل مي آورد.

گزارش كيهان از 4 حلقه انحرافي اطراف رئیس جمهور

يکشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۰

فعاليت گسترده و مشكوك چهار گروه «فرقه هاي رمالي، عرفاني، رسانه اي و رانتخوار» در حاشيه جريان انحرافي متصل به مسئولين ارشد دولت باعث ايجاد گمانه ها و اظهارنظرهايي شده است.

به گزارش جهان به نقل از کیهان اين سه جريان كه به موازات هم نقش زيادي در حذف نيروهاي انقلابي، درگيري بين قوا و رواج عقايد انحرافي و شبه ناك داشته توانسته است با رانت دولتي برخي از مناصب حكومتي را به نفع خود مصادره كند. در ذيل برخي از عملكردهاي اين سه گروه مي آيد:

اول؛ چندي پيش نيروهاي اطلاعاتي نسبت به مراودات يك جريان خاص انحرافي در دولت با برخي از رمالان و جن گيرها مطلع مي شوند و يكي از اين افراد به نام «عباس.غ» را دستگير مي نمايند. وي ضمن اعتراف ارتباط با برخي از مسئولين دولتي كه مسئوليت جريان انحرافي را برعهده دارند به برخي از فعاليتهاي خود براي اين جريان پرده برمي دارد.

در همين حال اين جريان انحرافي با فشار به مسئولين اين نهاد امنيتي و معرفي او به عنوان كساني كه مانع از فعاليت دولت در عرصه هاي مختلف مي شود! و از رئيس جمهور مي خواهند كه شخصا مساله را پيگيري و خواهان آزادي عباس.غ شوند.

اما اين نهاد امنيتي بدون توجه به فشارها و بدگويي هاي سياسي عمليات شناسايي اعضاي شبكه جريان انحرافي و مرتبطين با آنها را آغاز كرده است و كليه فعاليتهاي آشكار و پنهان اين جريان را تحت رصد قرار مي دهد.

به گزارش جهان، در همين رابطه مدتي است كه عناصر مياني و واسطه هاي اين جريان تحت تعقيب قرار گرفته اند. برخي از اين نفرات نيز طي روزهاي گذشته دستگير شده و برخي هم فراري و تحت تعقيب هستند.

نگاهي به برخي اظهارات چهره هاي جريان انحرافي نشانگر غوطه ور بودن آنها در يك فرقه خاص است. در اين زمينه يكي از چهره هاي برجسته اين جريان در برخي از مناسبات سياسي از توان شيطاني و غيرشرعي اين افراد استفاده كرده و برنامه ها، تصميمات و راهبردهاي اساسي خود را براساس توصيه هاي غيرشرعي آنان تنظيم مي كردند.

دوم؛ همچنين گروهي كه تحت عناوين دروغين عرفان و نزديكي به امام زمان(عج) تحت حمايت جريان انحرافي بودند شناسايي و دستگير شدند.

به گزارش جوان، يكي از سركردگان اين جريان انحرافي «علي. ي» است كه داراي ارتباطات پنهان فاميلي، قومي و رانت جويانه با برخي از مسئولين جريان انحرافي است، اين فرد كه به عنوان ايدئولوگ اين فرقه فعال بوده انتصاب اخير يكي از افراد در پست هاي دولتي را زمينه ساز تشكيل دولت انتظار ارزيابي كرده است.

وي كه داراي محكوميت هاي قضايي و حتي حكم انفصال از خدمات دولتي است در بخش ديگري از سخنانش با بيان اينكه اين فرقه قائل به نظريه «حجتيه نوين» براساس رد اصل ولايت مطلقه فقيه است؛ قطب معنوي!ليدر جريان انحرافي براساس اين نظريه، ۲ اصل «نظام ارزشي حكومت مستضعفين» و «نظام ارزشي حكومت حقه» را القاء كرد. و در اين زمينه گفته است كه حكومت مستضعفين با ابزار فقه اداره مي شود اما در حكومت حق كساني بايد حاكميت جامعه را برعهده بگيرند كه واجد قدرت خاصه نيز باشند.

سوم؛ اين جريان انحرافي همچنين از يك پشتوانه رسانه اي قدرتمند كه به شخص اول اين جريان متصل بوده است بهره مند است.

اين جريان رسانه اي با عضوگيري و شناسايي نيروهاي توانمند در عرصه اطلاع رساني اقدام به ارسال اخبار و اطلاعات با تكنيك هاي متعدد رسانه اي كرده اند.

تيم رسانه اي آقاي «ميم» به گونه اي است كه حتي فعاليت سايت هاي مختلف عليه «ميم» را نيز مغتنم شمرده و به نفع وي ارزيابي مي نمايند و معتقد هستند كه اين مسائل منجر به افزايش محبوبيت وي مي شود و انجام اين اقدامات تخريبي و يا پخش مطالبي مبني بر شركت وي در مجالس و جلسات غيرمتعارف باعث ايجاد محبوبيت وي نزد گروهها و اقشار مختلف اجتماع خواهد گرديد.

اين تيم رسانه اي جريان انحرافي در ايام غيبت دكتر احمدي نژاد در محل كار با شانتاژ خبري اقدام به رواج شايعات و درج اخبار محرمانه به سايت ها و رسانه هاي متعدد مي نمودند تا اين فرضيه در ذهن برخي از مسئولين شكل بگيرد كه دشمن در منازل و دفاتر برخي از مسئولين شنود كار گذاشته است!!

حجت الاسلام آقاتهراني در سخناني از سرعت در اطلاع رساني برخي از اين سايت ها اظهار تعجب مي كند و مي گويد؛ بنده به منزل دكتر احمدي نژاد رفتم همسر ايشان آيفون را جواب دادند و گفتند دكتر در حال استراحتند بنده از ايشان خواستم به آقاي احمدي نژاد بگويند با من تماس بگيرند، وقتي به خانه رسيدم ديدم برخي سايتها نوشته اند كه احمدي نژاد آقا تهراني را به منزلش راه نداده است!!! بعد از مدت زماني دكتر با من تماس گرفت و از من خواست به منزل ايشان بروم. اين تيم رسانه اي در روزهاي اخير پس از حكم حكومتي رهبر معظم انقلاب انتشار مطالب تحريك آميز را دامن زده بودند.

اين جريان رسانه اي همچنين سخنان مقام معظم رهبري در ديدار با مردم فارس را به گونه اي وارونه منعكس كرد كه مورد اعتراض دفتر مقام معظم رهبري و وزير ارشاد واقع شد.

آخرين خبرها حاكي از آن است كه «حسين.ن» ليدر رسانه اي جريان موسوم به انحرافي و از چهره هاي بسيار نزديك به آقاي خاص، در حالي كه تحت تعقيب ماموران امنيتي قرار داشت از سوي برخي افراد فراري داده شد.

چهارم؛ چهارمين گروهي كه درجريان انحراف فعاليت مي كند؛ رانتخواري يا فعاليت هاي اقتصادي غير قانوني است، فعاليتهاي مفسدانه اين گروه اگرچه از مدتها قبل در دستور كار قوه قضائيه بوده است اما فشارها و اعلام نفوذها مانع از اعمال مجازات و يا رسانه اي شدن آن شده است.

علاوه بر موارد فوق سايت «الف» وابسته به احمد توكلي رئيس مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي در گزارشي به افشاي «رانتخواري بزرگ در شركت خصوصي متصل به حلقه قدرت- ثروت» پرداخت و نوشت: شركت سرمايه گذاري ميراث فرهنگي و گردشگري ايران مشهور به سمگا با سرمايه ۲۰ ميليارد تومان به ثبت رسيده و تأسيس شده است، ظرف مدت كوتاهي توانسته ۶ شركت اقماري بزرگ تأسيس كند. يكي از شركت هاي مولود سمگا، بانك جديدالتأسيس «گردشگري» است كه در بدو تولد، سرمايه آن از ۲۰۰ ميليارد به ۶۰۰ ميليارد تومان افزايش پيدا كرده است.

اسفنديار رحيم مشايي و حميد بقايي جزو اولين سهامداران شركت سمگا بوده اند و مديرعامل اين شركت، مهدي جهانگيري، معاون سابق مشايي در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري است. جهانگيري همان كسي است كه در سال ۸۷ پس از ماجراي مشهور حمل قرآن با موسيقي و دف، تحت فشار علما و اقشار متدين ناچار به استعفا شد.

جهانگيري پس از استعفا از معاونت سازمان ميراث فرهنگي و جهانگردي، شركت خصوصي سمگا را تأسيس كرد و با حمايت ويژه دولت، همكاري مالي حداقل ۱۰ بانك، مؤسسه مالي و شركت سرمايه گذاري را جلب كرده است. اين شركت ابتدا قرار بود با عنوان «صندوق سرمايه گذاري ميراث فرهنگي و گردشگري» فعاليت كند، اما بعداً به نام «شركت سرمايه گذاري ميراث فرهنگي و گردشگري- سمگا» تغيير نام داد.

اسفنديار رحيم مشايي، حميد بقايي (رئيس و معاون وقت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري) و مهدي جهانگيري (معاون مستعفي مشايي) در مراسم آغاز پذيره نويسي شركت خصوصي سمگا، ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ شركت كرده و سهامدار آن مي شوند. همان روز ۵۰ درصد و طي ۴ روز بعد، ۱۰۰ درصد سهام عرضه شده شركت سمگا توسط بانكها، مؤسسات سرمايه گذاري و فردا مطلع، خريداري شد و پذيره نويسي سمگا قبل از موعد پيش بيني شده به پايان رسيد.

يكي از رانت هاي ويژه براي سمگا واگذاري ۱۲۵۸۸۰۰ متر مربع از زمين هاي لويزان در شمال شرقي تهران به اين شركت خصوصي بوده است.

براي اين واگذاري نه تنها مزايده اي برگزار نشده، بلكه براساس مصوبه شماره ۴۳۰۸۴/۹۹۶۷۷ مورخ ۱۸/۵/۸۸ هيأت وزيران و صورتجلسه مورخه ۲۳/۱۲/۸۸ كار گروه ميراث فرهنگي استان تهران، كل زمين هاي فوق بايد بصورت رايگان به شركت خصوصي سمگا واگذار شود.

اما خوشبختانه با پيگيري هاي قانوني بعمل آمده، ديوان محاسبات (بازوي نظارتي قوه مقننه و مسئول نظارت مالي بر عملكرد دستگاه هاي دولتي)، اين موضوع را بررسي كرد و در تاريخ ۲۵/۱۰/۸۹ از واگذاري ۱۲۵۸۸۰۰ متر مربع از زمين هاي لويزان به شركت خصوصي سمگا جلوگيري و مصوبه هيأت دولت در اين باره را به دليل نقض قوانين متعدد، لغو كرد.

در گزارش ديگري سخنگوي كميسيون اصل ۹۰ از اطلاع رساني به رئيس جمهور درباره زني كه با حمايت رئيس دفترش از برخي رانت ها استفاده كرده خبر داد.

حجت الاسلام حسين اسلامي نماينده مردم ساوه گفت: زمين خواري در زمان آقاي احمدي نژاد هم اتفاق افتاده است ولي واقعاً بسيار بسيار پائين بوده است چون خود ايشان روي اين بحث ها كاملا نظارت دقيق دارد؛ البته مواردي هم است كه جاي بحث دارد.

اسلامي در اين زمينه با اشاره به گرفتن ۱۰۰۰ مجوز توسط يك فرد ۲۷-۲۶ ساله كه تعدادي از آن در شهرستان ساوه است، خاطر نشان كرد: اين فرد در كل كشور مجوز ۱۰۰۰ مركز بين راهي تفريحي و سرويس هاي بهداشتي گرفته بود كه ۱۰ موردش در شهرستان ساوه بود. اين فرد مدعي بود هر كسي در مقابلش باشد، به آقاي مشايي اطلاع مي دهم و از طريق ايشان پوستش را مي كنم؟!

نماينده ساوه در مجلس شوراي اسلامي، ادامه داد: فرماندار ما مي گفت اين خانم تهديد مي كند كه اگر فلان كار را نكنيد، من به آقاي مشايي مي گويم! شما بگوييد در كشور ما مي شود به يك فرد ۱۰۰۰ مجوز نه، ۱۰ مجوز داد؟ آيا اين توزيع عدالت است؟

اسلامي با بيان اينكه اين موضوع را به آقاي احمدي نژاد وقتي براي ارائه بودجه به مجلس تشريف آوردند، عرض كردم، گفت: اين شيوه اعطاء مجوز، همان رانتي است كه همه درباره آن مشكل داريم. در دولتهاي قبلي بحث زمين خواري وجود داشت، در اين دولت، امتيازهاي بي حد و حصري به برخي افراد داده مي شود.

 

شفاف ـ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۰

عکس منتشر نشده از مشائی با خانم روس !

یک فرد مسئله دار که فعالیت های زیر زمینی گسترده ای را با حمایت شخص اول جریان انحرافی آغاز کرده است، تحت تعقیب قرار گرفت.

 

به گزارش جهان، مشائی ضمن توجه ویژه به عرصه فعالیت های فرهنگی و ارتباط گیری و هم نظر نمودن و جذب افراد مختلف و حتی مخالفین خود اقدام به راه اندازی تیم فرهنگی و رسانه ای با محوریت و مدیریت حسین .نون نموده و این شخص نیز با تشکیل تیم مورد نظر و با بهره گیری از توانمندی افراد دیگری، گروههای مختلفی را ایجاد و فعال کرده و با اخذ امکانات مورد نیاز از جمله خودرو و ساختمان در میدان ونک خیابان ونک و همچنین هزینه های مختلف در قالب حقوق افراد فعال و سایر هزینه ها از محل بودجه دولتی ساختمان چند طبقه را در اختیار گرفته و همچنین دفاتری را در خیابان سهروردی و در میدان فردوسی راه اندازی و اقدام به انجام فعالیت های مختلف در راستای مطرح نمودن مشائی نموده است.

(این عکس متعلق به یکی از سفرهای مشائی به بلاروس می باشد.)

حسین .نون در این رابطه به صورت مستمر و هفتگی جلساتی را برای هماهنگی و اخذ خطوط کاری با آقای مشائی برگزار کرده و در راستای شناسائی و جذب افراد مستعد و توانمند در زمینه فعالیت های فرهنگی و تبلیغاتی (ظاهرا به نفع دولت و در واقع برای آقای اسفندیار میم) فعال می باشد که یکی از این اقدامات دعوت از افراد صاحب نفوذ در بین اقشار مختلف و دارای موقعیت اجتماعی برای شرکت در جلسات هفتگی آقای مشائی است که در ساختمان کوثر ریاست جمهوری برگزار می شود .

 

در این جلسات افراد حاضر به طرح نقطه نظرات خود راجع به موارد مختلف می پردازند و در ادامه بنا بر دستور مقرر می شود که فیلم هائی که از این جلسات تهیه و قسمت های مختلف مربوط به مباحث مطرح شده انتخاب و برای استفاده در وقت مناسب آماده گردد.

 

تفکرات این جریان به گونه ای است که حتی فعالیت سایت مختلف علیه مشائی را نیز مغتنم شمرده و به نفع وی ارزیابی می نمایند و معتقد هستند که این مسائل منجر به افزایش محبوبیت وی می شود و انجام این اقدامات تخریبی و یا پخش مطالبی مبنی بر شرکت وی در مجالس و جلسات غیرمتعارف باعث ایجاد محبوبیت وی نزد گروهها و اقشار مختلف اجتماع می شود.

حسین نون علاوه بر استفاده از ارتباطات قوی خود با افراد فعال در دستگاه های مختلف اقدام به شناسائی و معرفی اشخاص توانمند در حوزه رسانه نموده و در عرصه های مختلف از آنها بهره برداری می نماید و در این راستا طرح های مورد نظر را تهیه و ضمن ارائه به اقای مشائی و اخذ نظر ایشان آنها را به مرحله اجرا نزدیک می کند.این افراد، مهره چینی خصوصا در دستگاههای رسانه ای نظیر ایرنا را مورد توجه قرار داده و می توان با نگاه و تحقیقی از مجموعه افراد با سابقه در این خبرگزاری به حضور نیروهای کم سن و سال در مناصب مختلف از جمله تحت عنوان مدیر کل و مشاور که البته به عنوان اعضای تیم آقای مشائی معروف می باشند اشاره نمود.

این افراد همچنین اقدام به تهیه دستگاه ارسال پیام کوتاه نموده تا نسبت به ارسال پیامک در قالب مضامین و موارد مورد نظر خود فعالیت نمایند که در این رابطه اقدام به اخذ جملاتی همانند کلمات قصار نموده و در مناسبت های مختلف به پخش آنها در قالب پیام کوتاه بر روی تلفن همراه می پردازند.

وی علاوه بر انجام اقدامات رسانه ای به جمع اوری اخبار و نیز فعالیت در راستای ترویج سخنان مشائی در حوزه علمیه و در میان علما می پردازد.

گفتنی است این جریان رسانه ای پس از انتشار مطالب تحریک امیز و حتی دعوت به شورش های خیابانی پس از عزل ماجرای وزیر اطلاعات، در سایت های وابسته به اسفندیار مشائی مورد تعقیب و پی گیرد قرار گرفتند.

 

"عماریون"- ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۰

جزئیاتی منتشر نشده از فرقه گرایی جریان انحرافی

رمالی؛ جن گیری؛ "حجتیه نوین" و نقش آقای «میم»

با توجه به دستگیری تعدادی از رمالان و ارتباط آنان با جریان انحرافی یک کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد که این پدیده ناشی از خیزش پنهان یک فرقه گرایی درمتن فضای سیاسی – اجتماعی کشور است.

"عماریون"- پس از اینکه نام هایی همچون عباس غفاری ملقب به الیاس و...در رابطه با پرونده جریان انحرافی مطرح و گوشه هایی از ارتباط گیری آنان با اجنه و ... انتشار یافت،یک منبع آگاه با اشاره به ارتباط برخی از چهره های جریان انحرافی با این افراد گفت:این چهره ها که مدت هاست خود را پشت نقاب اصول ارزشی پنهان کرده بودند،در برخی از مناسبات سیاسی از توان شیطانی و غیر شرعی این افراد استفاده کرده و برنامه ها،تصمیمات و راهبردهای اساسی خود را براساس توصیه های غیر شرعی آنان تنظیم می کردند.

وی با بیان اینکه نگاهی به برخی اظهارات چهره های جریان انحرافی نشانگر غوطه ور بودن آنها در یک فرقه خاص می باشد در این زمینه گفت:یکی از چهره های برجسته این جریان در برخی از سفرهای خارجی از جمله سفر به افغانستان نمازش را کامل خوانده و درانتقاد به برخی از افراد برای عدم توجه به اصول فقهی در این زمینه گفته بود که دوره این حرف ها گذشته و من به این حرف ها اعتقادی ندارم!

این کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه در این فرقه گرایی ما شاهد ارتباطات پنهان فامیلی،قومی و رانت جویانه می باشیم،اظهار داشت: یکی از این افراد که به عنوان ایدئولوگ فرقه مزبور فعال بوده انتصاب اخیر یکی از افراد در پست های دولتی را زمینه ساز تشکیل «دولت انتظار» ارزیابی کرده است درصورتی که براساس پرونده های موجود فرد نامبرده دارای محکومیت های قضائی بنا به برخی دلایل می باشد و حتی حکم انفصال از خدمت وی نیز صادر شده است!

وی در بخش دیگری از سخنان با بیان اینکه این فرقه قائل به نظریه«حجتیه نوین» بر اساس رد اصل ولایت مطلقه فقیه است افزود:قطب معنوی ! لیدر جریان انحرافی براساس این نظریه ، 2 اصل «نظام ارزشی حکومت مستضعفین» و« نظام ارزشی حکومت حقه» را القاء کرده و در این زمینه گفته است که حکومت مستضعفین با ابزار فقه اداره می شود اما درحکومت حق کسانی باید حاکمیت جامعه را برعهده بگیرند که واجد قدرت خاصه نیز باشند!.

این کارشناس مسائل سیاسی در خاتمه با بیان اینکه درآینده ای نزدیک لایه هایی از تحرکات،برنامه ها و تلاش های این جریان انحرافی افشاء خواهد شد ابراز امیدواری کرد که جامعه نسبت به استفاده ابزاری از مفاهیم دینی توسط برخی از فرقه ها آگاهی کامل یابد.

 

"صراط" -۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۰

سومین شب از مراسم فاطمیه در حسینیه امام خمینی (ره)

فرزند احمدی‌نژاد در محضر رهبر انقلاب

در سومین شب از این مراسم علیرضا احمدی نژاد فرزند کوچک رئیس جمهور در حسینیه امام خمینی (ره) حضور یافت .مهدی فرزند بزرگتر احمدی نژاد که تا کنون تصویری از وی در این سه شب مراسم منتشر نشده داماد اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور است .

"صراط" - در حالی که شب سوم مراسم عزاداری در بیت رهبری سپری شد، محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهور تا کنون در این مراسم حاضر نشده است .

هر چند هنوز از دلیل عدم حضور وی در این مراسم خبری در دست نیست اما انتظار می رود تا دکتر احمدی نژاد در 2 شب باقی مانده از این مراسم در کنار رهبر معظم انقلاب حاضر شود.

به گزارش صراط نیوز ، در سومین شب از این مراسم علیرضا احمدی نژاد فرزند کوچک رئیس جمهور در حسینیه امام خمینی (ره) حضور یافت .

مهدی فرزند بزرگتر احمدی نژاد که تا کنون تصویری از وی در این سه شب مراسم منتشر نشده  داماد اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور است .

گفتنی است آیت الله صدیقی پیش از این در سخنانی گفته بود : من خبر دارم خانواده‌، فرزندان و همکاران ایشان و کارکنان نهاد ریاست‌جمهوری نیز از این وضعیت بسیار ناراحت هستند و منتظر فرمان ولایت می‌باشند.

غیبت رئیس جمهور و حضور فرزند وی در مراسمی که در محضر رهبر انقلاب برگزار می شود از جمله مواردی است که تا کنون اسباب خوشحالی رسانه های ضد انقلاب را فراهم آورده .

 از اینرو همچون گذشته از دکتر احمدی نژاد انتظار می رود که این ابهامات را با اقدام انقلابی دیگری پاسخ دهند .

گفتنی است در سومین شب از مراسم عزاداری بیت رهبری تعدادی از وزرای دولت دهم حضور داشتند

 

شرکت احمدی نژاد در مراسم عزاداری حضرت زهرا(س) در حضور رهبر انقلاب

خبرآنلاین ـ ۱۸اردیبهشت ۱۳۹۰

 سیاست > دولت  - رئیس جمهور در چهارمین شب عزاداری فاطمیه در حضور رهبر انقلاب شرکت کرد.

 به گزارش خبرآنلاین، محمود احمدی نژاد شنبه شب در حسیینیه امام خمینی(ره) در عزاداری حضرت زهرا(س) که در حضور مقام معظم رهبری برگزار می شود حاضر شد.

احمدی نژاد را پسر کوچک او، مجتبی ثمره هاشمی و بهداد معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور همراهی می کردند.

پیش از اذان مغرب و قبل از قرائت قرآن از تریبون از حضار خواسته شد که از بردن نام اشخاص در شعارها و نیز شعارهایی که آرامش را بهم می زند یا باعث تکدر خاطر رهبری می شود پرهیز شود.

 

صراط ـ ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۰

رحيم چوخاچي زاده مقدم

آقای دکتر٬کجا ؟! ما با شما كارداريم ...

آقای احمدی نژاد! درعملیات والفجر 4 در منطقه عملیاتی پنجوین عراق به خاطربروز برخی اشکالات ، شرایطی پیش آمده بود که بچه ها در گروه هاي کوچک و بزرگ و به صورت پراکنده از هم در محاصره عراقي ها افتاده بودند ، به طوري که از وضعیت هم دیگر کاملا بی خبر بودیم  و هرچه خبربود در ميان فرماندهانمان بود که کمي آن طرف تر ، پشت خاکریزهاي خودي در تب و تاب سرنوشت نیروهای در محاصرخود بودند و طبعا نگران و بی قرار و به دنبال راه چاره براي خارج کردن ما از محاصره . گروه ما نیز که 11 نفربودیم و به خاطر رگبارهای غافلگیرانه دشمن از بالای ارتفاعات " کانی مانگا " ، در یک شرایط بسیار نامناسب همدیگر را پیدا کرده بودیم  ، با سرعت تمام و به هرقیمتی بود ، در سینه کش کوه ، به طرف محل دوشکایی که مورد هدف قرار می گرفتیم ، خود را بالا می کشیدیم تا شاید نقطه کوری بیابیم ، برای خاموش کردن دوشکا و یا يافتن پناهگاهی برای پناه گرفتن ، که بالاخره ، درپشت تخته سنگ بسیارکوچکی ، پناه گرفتیم  و 3 نفرمان که از روی ناچاری جلوی پایمان و درکنار درختی ، به خيال خودشان پناه گرفته  بودند در همان دقایق ابتدایی با تیراندازی های پی درپی سیمینوف زن های عراقی به زمين دوخته شدند و طولي نكشيد كه در شرايطي  بسیار جانگدازو جگرسوز- که در این  فرصت کوتاه متاسفانه مجال بیان جزئیات آن نیست - پر كشيدند و رفتند و حال آنكه ما لحظه به لحظه جان دادن آن ها را که نیروهای عراقی برای بیرون کشیدنمان از پشت سنگ ، آن ها را زجرکش  مي کردند ، نظاره گربودیم . عراقی ها که متوجه بی سیم های همراه ما و یک رزمنده ملبس به لباس سپاه پاسداران شده بودند و فکر می کردند لقمه چرب و چیلی باید برای آن ها باشیم ، لذا به صرافت افتادند تا اسیرمان کنند ، محاصره را هرلحظه تنگ و تنگ تر کردند و حتی 2 بار کم بود برسر ما خراب شوند که با حرکت به موقع بچه ها ناکام ماندند و وقتی یکی از فرماندهانشان ازناحیه پیشانی مورد هدف یکی از بچه ها قرار گرفت و به درک واصل شد به شدت عصبانی شدند و به سوی سنگی که به زحمت پشت آن قرار گرفته بودیم ، آنقدر رگبار بستند که ارتفاع سنگ از آنی که بود ، کوتاه  و کوتاه تر شد و بچه ها دیگر طاقت ماندن در پشت سنگ را از دست دادند ،  اینجا بود که در ناامیدی تمام و پس از بررسي همه جوانب امر سوالی مهم هرچند تکراری در ذهن بچه ها  خطورکرد و آن چیزی نبود جز اینکه همگی بالاتفاق  گفتند : " در اين شرايط ، تکلیف چیست " ؟. جمله ای که بارها در طول سه دهه گذشته انقلاب و به ویژه دوران جنگ تحمیلی بارها شنیده بودیم و یا به زبان آورده بودیم . در جمع خود ریش سفیدی داشتیم و طبعا همه چشم ها به سوی او روانه شد تا تصمیم نهایی گرفته شود ، که درنهایت مصمم به کسب تکلیف از فرماندهانمان ، آن هم با استفاده از بی سیم گردان به لشکر شدیم .

 

آقای احمدی نژاد! برای اختصار عرض می کنم که هیچکدام از فرماندهان ، حتی شهیدان همیشه جاویدمان "حاجی پور" و" حاج همت " همان  بزرگ فرماندهان  خیبر و بدر و کربلا و والفجرها ، آن روز در چندین تماسی که از پشت سنگر ، باهم داشتیم نتوانستند آنچه " تکلیف " است را به آن خوبی که امام بیان می کردند ، بیان کنند ، به طوری که  حاج همت در تماس های بعدی ما ، پاسخ نهایی را موکول به دقایقی دیگرکرد و وقتی آن دقایق  حساس با تمامی فراز و نشیب هایش به پایان رسید ، شهید حاج همت این بار در کمال آرامش و اعتماد به نفس ، در پشت بي سيم قرار گرفت و با صراحت تمام اعلام کرد :" امام فرمودند ؛ مقاومت کنید ، چرا که پیروزی با شماست ...".

 

آقای احمدی نژاد ! ما و همه رزمندگان ، همانطور كه امام وعده فرموده بودند ، آن روز و در آن عمليات و از آن خطر بسیارجدی ، جستيم ، اما ایکاش شما هم درآن صحنه همیشه  ماندگار" پشت سنگ "  بودید ومی دیدید ، چهره های گرد و خاک گرفته ، آفتاب سوخته و چروکیده بچه هایی که از سر ، بی تکلیفی ، تمام وجودشان را غم و غصه فرا گرفته بود ، چگونه ، با شنیدن پیام روحنواز امامشان ومقتدایشان ، مانند گل از هم شکفتند ... آن ها دقایقی پیش ازآن با چشم هاي پرازاشک ، نگران و بيمناک از آن بود ند که ، مبادا کاری را که به نیت خدا و برای جلب رضایت او آغاز کرده اند بايك خطاي در تصميم گيري ، برای جلب رضایت شیطان درون به پایان برسانند و خدای ناکرده به همین راحتی نیمه دوم بازی را به حریف ، واگذار کنند !. گفتنی ها در باره این عملیات و معجزاتی که در آن دیده شد ، فراوان است وامیدوارم روزی بتوانم آن را قلمی کنم تا تذکرمجددی باشد ، هم برای خودم ، هم برای شما و هم برای دیگرانی از نسل جدید  که اگرچه سعادت حضور درجبهه های حق عليه باطل را نداشتند اما همين نسل ، با توان خارق العاده اي که به لطف و عنايت خداوند عايدشان شده با مطالعه و شنيدن روايت راوياني که از جان و دل حوادث 8 سال دفاع مقدس را روايت مي کنند و طبعا برقلب ودل زلالشان  مي نشيند در اين سال هاي حساس  كارهايي کرده و مي كنند كارستان ، مگرهمين جوانان نسل امروز نبودند كه در غائله  فتنه 88  در خطر كردن براي حفظ نظام و تاكيد بر مشروعيت دولت شما ، جلوتر از من و حتي پيشگام تر از شما كه به عنوان ذينفع طرف ديگر قضيه بوديد ، گوي سبقت را ربودند ؟!  آیا براي شما جالب نيست که بدانید ، همين جوانان  با اينكه عصر خميني (ره) را به چشم سرتجربه  نكرده اند اما با درک و لمس حركات امام گونه مقتدايشان امام خامنه اي ، در اين 2 دهه ، با شجاعت تمام  ادعا مي كنند كه امام خميني را درهميشه لحظات با  چشم دل ،درچهره منورامام خامنه اي ، نظاره گرند وچه زيبا تبعيت پذيري همراه  با بصيرت ، از امام و مولاي امروز خود را با شعار " اطاعت از خامنه ای ، اطاعت از امام است " به نمايش مي گذارند ؟!. اگر چه اینان نیز مانند ما  که مجبور به تحمل آگاهانه و هوشيارانه بني صدرها و منافقين زمان خود بوديم ، مجبورند در اين دهه ، چند صباحي ، وجود  برخي كساني از همان ایل و طایفه كه ظاهرشان با باطنشان همسويي ندارد و كلامشان برعملشان هيچ تطابقي ندارد و اين روزها به شلتاق بازي مشغول هستند ، تحمل كنند ، اما مطمئن باشيد كه اين لحظه ها نیز مانند آن روزهای دوران ما ، سپري خواهد شد و باز روسياهي براي كساني خواهد ماند كه در نيمه راه از همراهي اين غافله و غافله سالار درمي مانند. این خاطره را گفتم تا به این سوال و خیلی سوالات دیگر ی که به خاطر عملکرد این چند روزه شما برای امت همیشه در صحنه حزب الله پیش آمده عنوان کنم  ، اول از همه اینکه " تکلیف " ما و این نسلي که امروز با توجه به شرایط به وجود آمده فعلی ٬ ما را مجبورمي كند ٬ در دو جبهه به مصاف با دشمنان انقلاب اسلامی و ولایت فقیه برویم ، چیست ؟! و ديگر اينکه به نظر شما راه درمان  كساني كه از سرغرور و خودخواهي به خاطر ضعف در مقابله با شیطان درون ، خود را منجي و زمينه ساز دولتي مي دانند كه متصف به بسياري ازعلائم ونشانه ها ي اعلام شده آن  نيستند ، چيست ؟!.

 

آقاي احمدي نژاد ! شما فكر مي كنيد ، كساني كه سي دي " ظهورنزديك است " را تهيه كرده اند و بسيار عجولانه و در تيراژ بسيار بالايي و خارج از توان مالی سازندگان آن ها ، حتي در برخي روستاها امکان توزيع پيدا كرده است و در آن ، به شما نسبت " شعيب ابن صالح " داده اند با چه  هدف و انگيزه اي دست به اين كار زده اند؟! . مگرآن ها نمي دانند كه دولت زمينه ساز ظهور که از آن ها به عنوان منتظران واقعي ياد مي شود باید از ویژگی هاي خاصی برخوردار باشد که تطبیق اين ویژگی ها با نشانه هایی که در اخبار متواتر برآن ها تاکید شده است كار آساني نيست ، به زبان  ساده تر ، همه كارهايش 20 باشد و بتواند تمامي احكام الهي را به نحوی انجام دهد که ملت منتظر رایحه خوشد دولت عدالت پرور منجی عالم بشریت به مشامشان برسد و یا حداقلش اين است كه اين دولت زمينه ساز ، خود منتشر كننده منكر نباشد ؟! به نظر شما سازندگان و معاونت کنندگان در انتشاراين  سي دي ها كه به دروغ خود را به  عنوان حاميان شما معرفي مي کنند ، هيچ منكري در اين دولت  نمي بينند كه اينگونه بر تطابق آن با دولت زمينه ساز ظهور تاکيد دارند ؟!.

 

 آقای احمدی نژاد ! آیا جلوگيري صريح و رسمي دولت از اجراي قانون مصوب مجلس در باره برخورد با بي حجابي ، فساد ، فحشا و اعتياد در جامعه که هرروز آثار نسل کشي آن در جامعه نمود بيشتر و بیشتري  پيدا کرده و مي رود تا تبديل به يک سونامي قرن در جهان اسلام شود ، نعوذبالله يکي از برنامه ها و سياست هاي كاري و اعتقادي " شعيب ابن صالح " درهنگامه  ظهور است  ؟!. آيا مي دانيد ، اين که سن فحشا و دختران فراري از کانون خانواده ها ، براساس اعلام رسمی کارشناسان سازمان بهزیستی  از 13 سال در دولت قبلي به 9 سال در دولت فعلي کاهش يافته است ، چه معنايي دارد؟! .

 

آيا از نظر حضرتعالي اگر رئيس دولت اسلامي پيش از شما ، با استفاده از تريبون متعلق به عموم مردم که امام و رهبرفرزانه انقلاب از آن به عنوان دانشگاه ياد کرده اند نه تشويق کننده به فساد! ، در يک گفت و گوي زنده تلویزیونی ، رسما نيروي انتظامي را که براساس ماده 8 و ماده 4 قانون مصوب سال1369که مبارزه و برخورد قانونی با منکرات و فساد در جامعه را از جمله وظایف ذاتی اين نیرو به عنوان ضابط قوه قضائیه شناخته است ، از برخورد با اين گونه ناهنجاري ها خلع ید و عملا دستور زيرپا گذاشتن قانون را صادر می کرد و بلافاصله تهديد مي کرد که در غير اين صورت با خاطيان به شدت برخورد خواهد شد ، از مصاديق بارز منکر نبود ؟! آیا در صورت وقوع چنین منکری از سوي دولت قبلي ، شما و از جمله بنده پيشاپيش مردم کفن پوش به خيابان ها نمي ريختيم و عليه رئيس دولت وقت شعارنمي داديم ؟! و از قوه قضائيه هميشه خواب! کشورمان نمی خواستیم که رئیس جمهور را نسبت به خاطر ارتکاب چنین منکری وادار به پاسخگویی کند ؟!.

 

آقاي احمدي نژاد ! از فرداي همان شب (23خرداد ماه سال 89 ) که زبان  حضرتعالی از تريبون عمومی کشور به اين جمله غلط ، هنجار شکن و غيرقانوني عليه حكم مسلم قرآن و عقل و شرع چرخيد وگفتید كه به خاطر بيرون ماندن 2 تارموي سرخانم ها نباید با آن ها برخورد کرد وتاکيد کردید که مبارزه با اين گونه ناهنجاري ها کارفرهنگي مي طلبد و...  !! پديده بدحجابي تبديل به بي حجابي محض شد ، در واقع با این يک جمله چراغ سبزی نشان دادید به  کسانی که به دنبال فرصتی بودند تا نيش زهرآگين خود را بر پيكره نحيف ملت مظلومي فرو كنند كه براي رسيدن به جامعه پاك از مال و جان خود گذشته اند ، به طوری که بلافاصله پس از انتشار این سخنان که معمولا با تحلیل های رنگارنگ معاندين داخل و خارج نشين نيز همراه مي شود ، چرا که از سال ها پيش از اين آن ها نيز با اين استراتژي اعلام شده از سوي شما موافق بودند و اکنون شما را از خودشان مي دانند و پلي براي رسيدن به اهداف شومشان .

 

 آقاي دکتر ! از آن روز پسران لاابالي جامعه ، در رفتارهاي اجتماعي خود لاابابي تر ، در هنجارشکني جسورتر و علني تر شدند که حضرتعالي مي توانيد هزاران نمونه آن را در خيابان هاي تهران و برخي کلان شهر ها ، پارک ها ، رستوران ها ، هتل ها ، کوچه پس کوچه ها ، برج ها و ساختمان های مسکونی  آپارتمانی و همچنین متروها که امنيت اخلاقي جامعه را به شدت به مخاطره انداخته اند ، شاهد باشيد . به نظر شما چرا اينگونه شد ؟!

 

حضرتعالي ، اين جمله تامل برانگيز رهبرفرزانه انقلاب در خصوص مسئوليت خطیر مجريان قانون و فرهنگ كشور كه فرمودند :" اگر يك انقلاب تحت فشار اقتصادي ، سياسي و تبليغي قرار گيرد قابل ملامت  نيست ؛ ولي اگر اين انقلاب نتواند فرزندش را تربيت كند قابل ملامت و سرزنش است ." چگونه ارزيابي مي كنيد ؟. مگر شما در آن گفت وگوی زنده تاکید نکردید چنین معضلاتی کارفرهنگی می خواهد ، پس کجاست آن برنامه فرهنگی که وعده آن را داده بودید ؟!. چه دولتي صالح ترازدولت اصولگرايي مثل دولت شما بود كه مهندسي فرهنگي كشور  درآن ترسيم شود ؟! نكند ، نشستن زانو به زانو و گپ و گفت وگو با هنرپيشه های معلوم الحال و اعطاي وام هاي كذايي " با عوض" و يا " بلا عوض " به اين قبيل افراد تخريب كننده ارزش ها و بها دادن به هنرمندان و كارگرداناني كه با اعمال و كردارشان د رداخل و خارج از كشور براي نظام جمهوري اسلامي آبرويي نگذاشته اند همان برنامه  فرهنگي است كه ازآن سخن گفته بودید ؟!. آيا دادن مجوز كشف حجاب به زنان خبرنگار در منظر مردم و چشم تو چشم شدن با اينگونه افراد كه به راحتي مي توان عمق كينه شان نسبت به اسلام ، مسلمانان فرهنگ اسلامي  را درنگاه هايشان  به راحتي مشاهده كرد ، كارفرهنگي براساس برنامه فرهنگي است كه بارها در باره آن سخن رانده بوديد ؟!.   

 

آقاي احمدي نژاد!  برابر ماده 3 قانون مجازات اسلامی ، کلیه زنانی  که در قلمرو حاکمیت جمهوری اسلامی هستند ، مکلف به رعایت حجاب شرعی می باشند و عواملی از قبیل " مذهب " و " تابعیت " در تحقق این جرم مدخلیتی ندارند ، لذا اگر یک زن غیر مسلمان نیز بدون حجاب شرعی در انظار عمومی ظاهر شود ، مرتکب جرم گشته است . آيا کشف حجاب عامدانه خبرنگار اسپانيايي درجريان مصاحبه اختصاصي با شما به عنوان رئیس جمهور اصولگرا و مکتبي کشوراسلامی مان در برابر دوربين های داخلی و خارجی که متاسفانه ميليون ها دختروپسر کشورمان  هم نظاره گر آن بودند و بدتر از همه سكوت معنادار شما در برابر چنين جسارتي ، از خصوصيات اخلاقي دولت زمينه ساز ظهور محسوب مي شود و آيا مي توان آن را ازخصوصيات منطبق با خصوصيات " شعيب ابن صالح" محسوب كرد؟!.

 

 آقاي احمدي نژاد! يکي ازتناقض هاي آشکار سي دي " ظهور نزديک است " گنجاندن تصاويرمتعددي از پسراني است که خود را به شکل زنان  بدکاره آرايش کرده و در وضعيت بسيار مبتذل و مشمئز کننده و کاملا غير عادي و نامتعادل ، در يک برنامه رقص مختلط با دختران بدتر ازخودشان ، روابط غيرشرعي برقرار کرده اند و نتيجه گرفته شده است که اين گونه پدیده ها  نشانه ها و علائم نزديک بودن ظهور است !! آیا از خودتان پرسیده اید که مقصر اصلی این گونه فجایع که بدتر از آن همه روزه در خیابان های کشورمان و پارتی های خانگی و زير زميني و اجراي برنامه ها ي کاملا مبتذل که برخي از آن ها با مجوز وزير فرهنگ منسب بو دولت شماست ، به وفورمشاهده می شود ، مدیران اجرایی ، انتظامي و فرهنگی کشورمان هستند که بایستی پیش از پذیرش چنین مسئولیت هاي سنگینی ، بايستي برنامه فرهنگی خود را آماده اجرا می داشتند و سپس وارد عرصه انتخابات می شدند ؟! اگر چنین باشد که هست ، چگوئه می توان رئیس چنين  قوه اي  را با " شعیب ابن صالح " تشبیه کرد ؟! درحالی که " شعيب ابن صالح " واقعي براساس قوانين اسلامي نمي تواند و حق ندارد در جلوگيري از اين پديده شوم كوتاهي كند و یا تساهل و تسامح به خرج دهد ، و یا خدای نکرده با یک اشتباه و قصوردر بيان و سخنان خود در منظر ميليون ها تماشاچي ، باعث گسترده تر شدن دایره فساد در جامعه شود .

 

آيا به نظر شما اين شاخصه ها بيشتر به افکار و آرا فرقه " انجمن حجتيه " نزديک نيست تا دولت انتظار و آيا سازندگان و طراحان اين " سي دي "  تحت تاثير چنين نگرشي نیستند؟!  آيا به نظر حضرتعالي این اقدام آن ها در تشبيه شما به " شعيب ابن صالح " در وهله اول توهين آشكار به حضرتعالي نيست؟! و آيا نبايد شما بدون فوت وقت با تهيه کنندگان و منتشر کنندگان آن برخورد مي کرديد و قبل از آنکه در سطح گسترده تری منتشر شود ، به دستگاه هاي فرهنگي و امنيتي کشور دستور پي گيري و جمع آوري فوري اين سي دي ها و معدوم کردن آن را مي داديد؟! .

 

آقاي احمدي نژاد ! نکته ديگري که در اين رابطه وجود دارد و نمي توان  از آن به راحتي عبور کرد ، خصوصيات اخلاقي و رفتاري " شعيب ابن صالح " واقعي است که سازندگان سی دی یاد شده به خاطرعجله ای که درساخت آن داشته اند در تطبيق دادن خصوصيات اخلاقي ايشان با حضرتعالي به شدت دچار اشتباه  شده اند.

 

براساس اخبارموجود "شعيب" فردي مردمدار، صالح ، مبادي آداب و درعين حال قاطع ، نيکو صفت وشجاع است که به خاطر اخلاقمداري اش افراد زيادي جنگجو و مبارز جذب مردانگي و ادب و اخلاص وي در رعايت آداب اسلامي شده و در قيام " شعيب " از جان و دل با اوهمراه مي شوند.

 

به نظر حضرتعالي ، عزل و نصب هاي خارج از اندازه  چند سال گذشته بويژه ماه هاي اخير واز همه مهمتر به کارگرفتن شیوه های بسیارزشت و غیر اخلاقی در این برکناری ها که به قدری تکاندهنده و ناراحت کننده هست که رهبر معظم انقلاب را  مجبور به استفاده از حکم حکومتی به عنوان حق مسلم خود برای جلوگیری ازیک منکر دیگر و خلاف مصلحت نظام در دولت کرد ، با كداميك از نشانه هايي که  متصف به  حضرت " شعيب " است همخواني وهمنوايي دارد ؟! و بدترازهمه اینکه شنیده می شود ، متاسفانه اين ورود به موقع حضرت آقا ، باعث تکدر خاطر شما شده و چند روز خانه نشيني تان هم در اين ارتباط بوده است !! آقاي احمدي نژاد! اين گونه برخورد هاي سطحي با اصل ولايت فقيه نه تنها نفعي براي شما نخواهد داشت ، بلكه باعث افزوده شدن ابهامات در شخصيت اخلاقي و اعتقادات شما به اصل ولايت فقيه و کذب محض بودن مقايسه ها يي خواهد بود كه در سي دي ياد شده برآن تاكيد شده است و حال آنکه مسئله حکم حکومتي از اختيارات بسیار کوچکي است كه قانون و شرعي که ولايت فقيه را  ولايت رسول الله مي داند چنین اختیاری را به   رهبري نظام اعطا کرده  است.

 

 بنابراين " ولي فقيه " ي كه برهمين اساس مي تواند حتي حج را كه از اساس دين است تعطيل كند - همانطور كه امام خميني (ره)  چنين كرد - آيا همین ولی فقیه برای تنظیم روابط قوا ، نمي تواند از برخي تصميمات غلط  كارگزاران نظام  جلوگيري كند ؟!! به هرحال همانطور كه  مي بينيد ، اين مشخصه نيزنمي تواند قابل جمع با خصوصيات اخلاقي و رفتاري و ولايت پذيري " شعيب ابن صالح " مورد نظر سازندگان  سي دي كذايي  باشد.

 

 شما در هيچ  دوره زماني چه  در صدر اسلام و چه در دوره معاصر و هيچ جاي  دنيا حتي در کشورهايي  که  خود حضرتعالی ، همواره آن ها را به عدم رعايت حقوق بشر و اخلاق اجتماعي متهم مي کنيد با اين حجم برکناري وزير ، مدير و مسئول در آن کشورها را  مشاهده نمي کنيد و اگر هم تک و توک چنين ضرورتی پیش آید که طبیعی نیز می باشد ، قطعا به اين شکل غيراخلاقي و خارج از شئونات اسلامي که در اين دولت به اجرا گذاشته مي شود ، نخواهید يافت.

 

به نظر شما نفس برکناري و شکل برکناري خادمان و نخبگاني مانند دکتر لنکراني ، صفارهرندي ،‌محسني اژه اي ، منوچهر متکی و... که با استفاده از شيوه هايي که حتي شنيدن و خواندن جزئيات آن ها براي مردم غير قابل تحمل است ، با کدام اصول اخلاقي و اسلامي قابل توجيه است ؟!.                  

 

به نظر شما آيا برکناري به حق يا به ناحق مديران ، در دولت جمهوري اسلامي ، آن هم از طريق ارسال پيامک و يا ابلاغ عدم حق ورود به جلسه هيات دولت از طريق راننده و يا برکناري وزير يک وزارتخانه بسيارمهم و استراتژيك که خود  ملبس به لباس  روحانيت  و مجتهد است و ابلاغ این برکناری  توسط  مديرکل زيرنظر وي آن هم بعد از نمازجماعتي که خود او پيش نماز آن بوده ، خلاف ادب و اقدامي  دون شان يک مسلمان واقعي و وهن اسلام در منظر مردم و دنیا نيست و آيا به نظر شما چنين اخلاق و رفتارزشتي  با کارگزاران يک نظام اسلامي که طبق سي دي ياد شده مي خواهد زمينه ساز ظهور دولت حق ، انصاف ، عدالت ، مهر و محبت  باشد ، مي تواند- نعوذبالله - از خصوصيات اخلاقي " شعيب ابن صالح " مذکور باشد ؟!. آيا بركناري آقاي متكي به آن شكل فجيع كه نه تنها از نظر اخلاقي بلكه از لحاظ حيثيتي ٬ هم براي آقاي متكي كه عمري را خالصانه براي كشور و انقلاب اسلامي خدمت كرده است و هم براي جايگاه نظام جمهوری اسلامی در دنيا و هم ازلحاظ امنيتي اقدامی غلط و زشت نبود ؟! وآیا اگر آقاي متكي مي خواست از شما شكايت حقوقي داشته باشد ، انصافا حق به جانب ايشان نبود ، اما همانطور که ملاحظه کردید ايشان ازآنجا که يك اصولگراي واقعي هستند ، همان كاري را كردند كه صفارهرندي و محسني اژه اي كرده بودند .

 

 نگارنده به ضرس قاطع معتقد است که عملکرد حضرتعالی در نيمه دوم ریاست جمهوری تان  که خودتان آن را بارها به بازي فوتبال تشبيه کرده اید ، هيچ گونه تطابق و شباهتی  با مشخصه های دولت انتظار ندارد ، نه در هدف ، نه در عمل و نه حتي در بيان !!.

 

هیچ موقع فراموش نمی کنم روزی را که وقتی حضرتعالی می خواستید دور دوم سفرهای استانی خود را در همان نیمه اول ریاست جمهوریتان آغاز کنید ، فرمودید که وقتی وارد هر استانی شوم 2 نوع پاکت را در جیب خود خواهم داشت ، پاکت اول مخصوص کسانی خواهد بود که سعی و تلاششان  در اجرایی کردن مصوبات استانی جلوتر از برنامه  پیش رفته اند و با این پاکت از آن ها تقدیر کرده و به مردم معرفی خواهم کرد و پاکت دوم برای کسانی خواهد بود که نه تنها در کارها موفق نبوده اند بلکه مانع پیشرفت کارها نیز بوده اند و در واقع این پاکت ٬ پاکت برکناری آن ها و دادن فرصت کار برای دیگران خواهد بود . نگارنده که آن موقع مسئولیت خبرنگاری روزنامه محل خدمتم در حوزه دولت را برعهده داشتم برخود می بالیدم به خاطر وجود رئیس جمهوری مثل حضرتعلی و قبطه می خوردم به مکتبی بودن شما و اخلاق و رفتار علی وارتان . آن روز فکر نمی کردم که روزی برسد که آن نامه های حاوی درس اخلاق و کردار پیامبری دربرخورد با خادمان این ملت فهیم ، تبدیل به پیامک شود و برای برکناری افراد به هر دلیلی از تکنولوژی پیامک استفاده شود !! متاسفانه همانطور که شاهد هستیم و اخبار خبرگزاری ها و صدا و سیما حکایت از آن دارند ، ظاهرا این روش غلط و غیر انسانی شما تبدیل به یک اپیدمی در بدنه و مجموعه دولت نیز  شده است ، به طوری که چند روز پیش که صدا و سیما نیز خبر آن را پخش کرد ، استاندار شیراز نیز فرماندارخود را به اتهام اینکه وی ازیک فقره فسادمالي در حوزه استحفاظی خود پرده برداشته بود و همچنین در اظهارنظري به بی اساس بودن نظريه  انحرافی موسوم به " مکتب ایرانی " تاکید کرده بود ، بدون هیچ مقدمه ای و یا ذی المقدمه ای از مسئولیت فرمانداری برکنار می شود که بسیار جای تاسف دارد .

 

آقای احمدی نژاد ! سخنان و عملکرد شما در نیمه دوم رياست جمهوريتان مملو از بی مهری به اعتقادات و ارزش هایی بود که مردم به شدت به آن ها قائل بودند  ومشروعيت  انقلاب و نظام را به حفظ آن ارزش ها و اعتقادات می دانستند و از آن ها به عنوان یکی از شرایط اصولگرایی ياد مي کردند و بر همین اساس هم بود که در انتخابات سال 88  به شما رای مجدد دادند و شما نيز توانستید با توسل به همین شعارها در دل 2۵ میلیون نفر بنشینید ومردم نيزفکر کردند  که با آمدن شما دیگر بساط  تجمل گرايي ، به سخره گرفتن دين و اعتقادات مردم و از همه مهمتر هجمه و جسارت ها به ولی فقیه زمان خود برچيده خواهد شد  و جنگ فعلی با استکبار جهانی كه اين بار درکسوت جنگ نرم آمده  و به ذلت كشاندن كشور  از طريق بي هويت كردن جوانانمان را در برنامه هاي خود دارد ، برچيده خواهد شد ، اما نه تنها اينگونه نشد بلكه امروز در كمال تاسف شاهد لانه  كردن یک موج انحراف از اصول ، در بدنه دولت هستيم و حال آنکه مسئولیت راهنمایی و دادن نقشه راه به این مجموعه با شماست ، به طوري که  اين موج امروز تلاش مي کند شما را نيزاز حاميان این تفکرغلط معرفي كند!  به نظر شما چرا چنين فاجعه اي در حال رخ دادن است ؟!.

 

آقای احمدی نژاد ! حضرتعالي ، متاسفانه در نیمه دوم این بازی به رغم پیروزی هایی که به حول قوه الهی در عرصه هاي مختلف هسته ای ، علمی ،  سیاست خارجی و عدالت اقتصادی برای مردم تشنه عدالت به ارمغان آورديد که انصافا چيز کمي هم نيست ، اما متاسفانه به نظر مي رسد که به یک باره دست خدا را كه همواره بالاي سرتان بود ، فراموش کرده و لطف وحمايت های مقام عظمای ولایت را نادیده گرفته اید و حال آنکه خودتان هم مي دانيد ، که اگر نبود آن حمايت ها و سينه سپرکردن ها در برابر دسيسه ها  و فتنه گري فتنه گران داخلي وخارجي ، امکان کوچکترين موفقيتي براي شما نبود ، البته نمی خواهم در اين مجال بسيار کوتاه بيش از اين به اشتباهاتي که در اين چند سال اخير از خود بروز داده اید ريز شوم  و از اين طريق به کندوکاو علت ها بپردازم  ، ولی بايد پذيرفت که اگر همه ما بویژه حضرتعالی که سکاندار این دولت مدعی زمینه ساز ظهور هستيد ،ُ دهنه این اسب سرکش شیطان درون را نگیرید  و تا قبل از آن که دیرشود به مسیر اصلی خود برنگردانید و به موقع از ترکتازی  آن جلوگیری نکنید ، این اسب سرکش شیطان درون ، خدای ناکرده ، هم شما و هم ما را به ناکجا آبادی خواهدبرد که در عمرمان اصلا فکرش را هم نمی کردیم. برای این کار بد نیست که اندک نظری هم به عاقبت برخی از رئیسان جمهور پيش از خود  و برخی مسئولان طراز اول کشورمان داشته باشید ٬ که  آن ها نیز در يک دوره اي توسط برخی از اطرافیانشان تشبیه به " شعیب ابن صالح " می شدند ُ٬ اکنون در چه شرایطی به سر می برند . سعی کنید فرصتی بیابید و برحال نزار هاشمی رفسنجانی که در جريان فتنه اخير به حق ، تشت رسوایی ایشان و دیگر هم فکران کج اندیش او برزمین افتاد و یا خاتمی با آن پرونده سیاهی که در طول 8سال خیانت فرهنگی و علمی کشور از خود برجای گذاشته است ، لحظه ای  درنگ و تاملی داشته باشید اگرچه  مطمئنم چنين فرصتي براي حضرتعالي به سختی پیش خواهد آمد ، چون از یک طرف مشغله کاری و از سوی دیگر جریان انحرافی که دقیقا در نیمه دوم این بازی وارد زمین  شده است و موجودیت خود را رسما در اين نيمه از بازي اعلام کرده است  ، نمی گذارد و نخواهد گذاشت ، چنین مجالی برای شما پیدا شود ...!.

 

آقاي احمدي نژاد ! نگارنده و خیلی کسان دیگر که بنده خبردارم ، به دفعات ،  چه حضوری و چه غیر حضوری ، نشانه هایی از وجود افراد منحرف در بدنه دولت را به حضرتعالی ارائه کرده ايم ، اما هر بار به جای اندکی تعمق در این رابطه ٬ درپاسخ به همه حامیان منتقد دولت حضرتعالي و  کسانی که دلسوز شما ، انقلاب و آینده جوانان اين مرز و بوم بوده اند و هستند ، این جمله تکراری را هدیه داده اید، که :" بروید ایمانتان را قوی کنید" !!. اگر چه امروز معلوم می شود که چه کسانی باید ایمانشان را قوی می کردند که نکردند!.

 

همین چند ماه پیش بود که مطلبی را خطاب به معاون سیاسی رئیس دفتر شما قلمی کردم و اين مسئول در بدنه دولت را به رسم دوستی دیرینه ای که در روزنامه محل خدمتم با ایشان داشتم و به خصوصیات اخلاقی و رفتاری و حتی تا اندازه ای از نزدیک به ساده لوحی ایشان واقف بودم ، برحسب وظيفه  نسبت به خطرات راهی که برآن گام نهاده است هشدار دادم ، اما متاسفانه قبل از آنکه این مطلب برقلب و دل ایشان و برخی دوستان فریب خورده این جریان منحرف بنشیند و آن ها را به تعمق بیشتر وادارد ، متملقین و چاپلوسانی که معمولا برای این گونه مواقع ساخته و پرداخته می شوند، به مانند مورچگانی که قطره آبی در لانه شان  ریخته شده باشد ، آنچنان الم شنگه ای راه انداختند که نپرس ...!!

 

درخاتمه بازگشت به کار شما را اگر چه با توجه به شرایط منطقه با فراز و نشیب هایی همراه بود که متاسفانه  دشمن شاد نیز بود و ما تا عمرداریم هرگز آن را فراموش نخواهیم کرد ، تبریک می گویم!. اما برکاتی هم به همراه داشت و آن اینکه این حادثه توانست باردیگر دست خیلی کسان دوست نمای دیگر را در نزد مردم باز کند و ورود به موقع حضرت آقا نيز پاسخ دندان شکنی بود به یاوه گویی ُ ضد انقلابيون خارج نشين و حتی هتاکان داخلی ، یاوه گویانی  که تا این لحظه ازسرذوق زدگی به حمایت شما که تا دیروز مورد نفرت شان بودید برخاستند  تا به خيال خام خودشان به واسطه حضرتعالی  ولایت فقیه را برزمین بزنند . امیدوارم اين اخبار را هم در کنار کارهاي ديگر فرصت کرده باشید رصد کنيد و سخنان هتاکانه و اراجیف بنی صدر خائن در حمایت از حضرتعالی که خود زمانی در چنین شرایطی مجبور به فرار از ایران آن هم با لباس زنانه شد ، مطالعه کنید!.

 

این جمله امام گونه حضرت آقا که فرمودند "...تا من زنده هستم اجازه نخواهم داد جریان حرکت انقلاب ذره ای منحرف شود... " از یک سو هشداری بود به حضرتعالی که متوجه باشید رهبری و مردم مطیع ولایت در مسیرحرکت انقلاب هیچ عهد اخوتی حتی بابهترین عزیزان خود نداشته و ندارد ونخواهد داشت. و دیگر اینکه مردم همیشه در صحنه ٬ آماده هرگونه جهادي براي حفظ نظام و دستاوردهاي آن هستند و برای شان  خلق یک حماسه دیگر وحتی پرانر‍ژي تر و حماسی تر از 9 دی به مانند خوردن جرعه آبي است و ديگر اينکه غربال انقلاب همانطور که در گذشته تاریخ نيز تاکنون به پاکسازی عناصر ناخالص از خالص در مسيرحرکت مشغول بوده است ، امروز  هم  به حرکت توفنده خود ادامه می دهد تا زمانی که پرچم این انقلاب و نظام در سلامت کامل ، به  دست صاحب اصلی اش برسد  و برای ملت و رهبری نظام هیچ فرقی نمی کند که چه کسی و چه کسانی ازاین غربال ريزش كنند و بي شك  مردم نيز به راحتي از آن ها عبورخواهند كرد.

 

اما نکته بسیار مهمی که هرگز نباید فراموشمان شود اینکه اين جمله حضرت آقا يك بارديگر در طول انقلاب و در دهه 60 كه تفرعن و خيانت ها و خباثت هاي گروهك نهضت آزادي به اوج خود رسيده بود و امام به شدت از اين ماجرا خشمگين و نسبت به آينده انقلاب نگران  بودند ، از زبان مبارک حضرت امام (ره) خطاب به  سردمداران اين گروهك جاري شد که  فرمودند :" تا من زنده هستم نخواهم گذاشت لیبرال های وطن فروش کشور را ...." و اين به اين معناست که حضرت آقا به رسم مصلحت و امر به معروف و نهي از منکر از بسيار موارد خطا در دولت شما اغماض کرده اند که امروز مجبور به موضعگيري صريح در برابر خطاي غير قابل اغماض شده اند .

 

اين جمله حضرت آقا پيامي هم  براي دلسوزان انقلاب ، جوانان و ملت هميشه درصحنه داشت و آن اينكه وجود جريان انحرافی که حضرت آقا نیز برآن تاکید داشتند ٬  اين تكليف را بردوش ما مي گذارد كه از اين پس مانند عقاب بربام انقلاب نشسته و با گسترده تر کردن خاکريزهاي خودي همه تحركات منحرفين را در هرجا كه لانه كرده باشند با دقت و جدیت فراوان  زيرنظرداشته و به محض رويت كوچكترين اقدامي از سوي آن ها تشت رسوايي شان را برزمين بيندازند .    

                                                                                                  عزت زیاد            

                                                                                     رحيم چوخاچي زاده مقدم

 

شفاف ـ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۰

چه کسی گفته احمدی نژاد 35 میلیون رای داشته وبخاطر ولایت پذیری 10میلیونش کم شده؟

 

این روزها زمزمه‌هایی می‌شنیدیم که برخی معتقدند آقای دکتر احمدی‌نژاد 35 میلیون رأی داشته و به علت ولائی بودنش 10-12میلیون رأی را از دست داده و اگر حمایت ولایت نبود، شاید ایشان رأی بیشتری می‌آورد. برخی معتقدند همین خط فکری منجر به جدائی رئیس‌جمهور از رهبری شده است. آیا به نظر شما چنین چیزی محتمل هست که قشر خاکستری، بدون حمایت رهبری، حمایت پررنگی از این جریان داشته باشد؟

شفاف : حجت الاسلام والمسلمین سیداحمدخاتمی در مصاحبه با هفته نامه "شما" ارگان حزب موتلفه اسلامی به شائبه ای که اخیرا مطرح شده است پاسخ داد.

 

در این گفت وگو از خاتمی سوال شده است:

 

این روزها زمزمه‌هایی می‌شنیدیم که برخی معتقدند آقای دکتر احمدی‌نژاد 35 میلیون رأی داشته و به علت ولائی بودنش 10-12میلیون رأی را از دست داده و اگر حمایت ولایت نبود، شاید ایشان رأی بیشتری می‌آورد. برخی معتقدند همین خط فکری منجر به جدائی رئیس‌جمهور از رهبری شده است. آیا به نظر شما چنین چیزی محتمل هست که قشر خاکستری، بدون حمایت رهبری، حمایت پررنگی از این جریان داشته باشد؟

 

عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان پاسخ داده است:

 

من نمی‌دانم آیا به‌راستی رئیس‌جمهور این سخن را گفته‌اند که ایشان 35 میلیون رأی داشته‌اند و بعد که ولایت حمایت کرده، این چنین شده است. من نمی‌دانم. متهم هم نمی‌کنم که ایشان گفته باشند، اما اگر این حرف صادر شده باشد، جفاکارانه‌ترین حرف است. یعنی اگر بخواهیم یک مصداق جفا به رهبری را پیدا کنیم، آن مصداق همین است. جناب رئیس‌جمهور و همراهانشان بهتر از همه می‌دانند که اگر حمایت‌های چهار سال گذشته مقام معظم رهبری نبود، هیچ کاری پیش نمی‌رفت. ‌تعبیری که ایشان در باره دولت فرمودند، تعبیر بسیار بلندی بود که از تاریخ مشروطه تا به حال، دولتی در این سطح خدمت دیده نشده است‌. مقام معظم رهبری هرگز نه به‌طور خصوصی و نه عمومی نگفتند که به چه کسی رأی می‌دهند، ولی مردم ما حدس زدند که مقام معظم رهبری به آقای احمدی‌نژاد تمایل دارند و بر اساس این حدس، پای صندوق‌های رأی رفتند و رأی بالایی هم به ایشان دادند. قطع و یقین دارم که اگر حمایت رهبری نبود، قطعاً آقای رئیس‌جمهور ریزش آرای فراوانی داشتند.

 

امیدوارم این اشتباه برای هیچ‌کس، نه جناب رئیس‌جمهور و نه اطرافیانش پیدا نشده باشد. حتی الان هم استقبال‌های مردمی در شهرها به خاطر مقام معظم رهبری است. امام‌جمعه یکی از استان‌ها که جزو منتقدین آقای رئیس‌جمهور است، با من مشورت کرد و گفت: «ایشان دارد به شهر ما می‌آید. برای استقبال بروم؟» گفتم: «نه تنها به استقبال برو که مردم را هم تشویق کن بروند.» آقای رئیس‌جمهور، رئیس‌جمهور این کشور است، رأی بالائی آورده و انصافاً در عرصه ولایت، غیر از چند مورد، از آقا اطاعت کرده است. نباید بی‌انصافی کرد. اگر ما اطاعت از رهبری را نمره 100 بگیریم، ایشان حداقل در 90 مورد اطاعت کرده است. نباید به خاطر یک لغزش، این همه همراهی را ناچیز شمرد و نادیده گرفت. انصاف این است که همراهی‌های گذشته ایشان را ببینیم. مسئله‌ سامان دادن به قضیه بنزین و هدفمندی یارانه‌ها، از اول در ذهن مقام معظم رهبری بود و به برخی از دولت‌ها هم گفتند اجرا کنید، اما نکردند، اما این دولت موفق به اجرای آنها شد. این نماد  اطاعت از رهبری است، لکن الان هم به صراحت می‌گویم که آقای احمدی‌نژاد باید بدانند که پشتیبان و حامی ایشان، باز هم همین حزب‌اللهی‌ها هستند و آن جماعت دیگری که برخی به توهّم آنها دارند حرکت می‌کنند، هیچ‌گاه با آقای احمدی‌نژاد همراه نخواهند شد. اگر هم همراه شوند، مثل روزهای اخیر و به صورت شیطنت‌آمیز خواهد بود. آنها آقای احمدی‌نژاد را نمی‌خواهند، بلکه توهّم ضدّیت با ولایت را دارند و به خیال خودشان آمدند و از این طرف حمایت کردند که به این مقصود برسند که الحمدلله صحبت‌های جناب آقای احمدی‌نژاد پاسخ کوبنده‌ای به آنها بود.

 

 

صدای شیراز تاريخ انتشار: 1390/2/17

استاندار سابق فارس افشاءكرد:

جزئيات 2 ميليون درهم زمين‌خواري

خبرگزاري فارس: مديرعامل بانك صادرات با رد خبر پرداخت تسهيلات 50 ميليارد توماني به يكي از زمين‌خواران بزرگ شيراز به نام "الخوري " گفت: نامبرده حدود 8 سال پيش معادل 2 ميليون درهم از يكي از شعب اين بانك در امارات وام گرفته بود كه هنوز پس نداده است. ......

 

خبرگزاري فارس: مديرعامل بانك صادرات با رد خبر پرداخت تسهيلات 50 ميليارد توماني به يكي از زمين‌خواران بزرگ شيراز به نام "الخوري " گفت: نامبرده حدود 8 سال پيش معادل 2 ميليون درهم از يكي از شعب اين بانك در امارات وام گرفته بود كه هنوز پس نداده است.

 

سيد محمد جهرمي در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادي باشگاه خبري فارس «توانا» در واكنش به برخي اخبار مبني بر پرداخت تسهيلات 50 ميليارد توماني به يكي از زمين‌خواران بزرگ شيراز به نام "الخوري " با تكذيب اين مورد، اظهار داشت: اگر مستندي به امضاي بنده موجود است مي‌توانيد آنرا منتشر كنيد؛ من اطمينان دارم كه چنين مستنداتي وجود ندارد.

مديرعامل بانك صادرات ادامه داد:‌ الخوري حدود 8 سال پيش معادل 2 ميليون درهم از يكي از شعب اين بانك در امارات وام گرفته بود و سندهايي كه در اختيار بانك قرار داد براي شيراز و متعلق به قراردادهاي وزارت مسكن و شهرسازي است.

وي با بيان اينكه "الخوري " مبلغ وام دريافتي از بانك صادرات را تاكنون پرداخت نكرده است، تصريح كرد: به همين دليل الان از سوي بانك اجراييه صادر شده و 2 سند (زمين و ساختمان) از سوي اداره ثبت در اختيار بانك صادرات قرار گرفته است.

جهرمي تأكيد كرد: اسناد زمين و ساختماني كه بعنوان وثيقه از الخوري دريافت كرده‌ايم را به اجرا گذاشته‌ايم.

اين مقام مسئول در بانك صادرات همچنين درباره پرداخت تسهيلات به اين زمين‌خوار شيراز، گفت:‌ هيچ وامي براي اين فرد تصويب نشده و قرار نيست به اين فرد بد حساب وامي پرداخت شود.

وي هر گونه خبر مبني بر پرداخت وام 50 ميليارد توماني از سوي بانك صادرات به "الخوري " را تكذيب كرد و افزود: به هيچ وجه امثال اين فرد كه مشتريان بد حساب بانك هستند وام پرداخت نمي‌كنيم.

 

به گزارش فارس، چندي پيش حسين قاسمي، فرماندار سابق شيراز در گفت‌وگو با خبرگزاري فارس به برخي افشاگري‌ها درخصوص رانت‌خواريهاي صورت گرفته در اين استان پرداخت.

وي در مصاحبه خود به وجود پروژه‌هاي مشكوك و مشكل‌دار در شهرستان شيراز اشاره كرده و با تأكيد بر اهميت اين پروژه‌ها و رانت‌خواري در شهر شيراز به برخي افشاگري‌ها در اين خصوص پرداخته بود.

وي در اين سخنان خود به يكي از اين پروژه‌ها در شهر شيراز اشاره كرده بود كه ساخت يك مجموعه مسكوني 646 واحدي لوكس‌ساز در منطقه بالا شهر شيراز است و اين پروژه توسط شركتي به نام "ابوظبي للمشاريع و التموين " كه به اختصار "APS " گفته مي‌شود و در امارات عربي متحده به ثبت رسيده انجام مي‌شود.

فرماندار سابق شيراز همچنين با بيان اينكه اين شركت در سال 1381 (دولت خاتمي) قرارداد پروژه 646 واحدي را به عنوان سرمايه‌گذار خارجي با وزارت مسكن و شهرسازي منعقد كرده است، يادآورشد: اين پروژه، مشاركتي بوده است، بدين صورت كه زمين آن توسط وزارت مسكن تأمين شود و ساخت اين پروژه توسط شركت "ابوظبي للمشاريع و التموين " صورت گيرد.

وي به سهم 24.5 درصدي دولت و 75.5 درصدي سرمايه‌گذار خارجي پس از پايان قرارداد از اين واحدها اشاره و تصريح‌كرده بود: افرادي را كه شركت "APS " براي اين پروژه معرفي كرده بود "شيخ عبدالرحمان عبدالله آل محمود " و "علي‌محمد شعيب الخوري " نام داشتند كه مقرر شده بود اين پروژه را اين شركت 36 ماهه تحويل دهد اما متأسفانه اين پروژه 9 سال به طول انجاميد.

قاسمي با اشاره به اينكه "الخوري " نماينده شركت "ابوظبي للمشاريع والتموين " داراي ارتباطات معناداري است، اظهارداشت: متأسفانه در قراردادي كه آن زمان بسته شده بعضي از راه‌هاي گريز و فرار براي وي گذاشته شده است؛ اين قرارداها سفارشي بوده و بايد بررسي شود كه چه كساني پشت اين قرار دادها وجود دارند؟

اين گزارش حاكي‌است، در پي افشاگري فرماندار شيراز در مورد زمين‌خواري‌هاي اين شهر و انتشار اخباري در اين خصوص در خبرگزاري فارس، كميسيون اصل 90 مجلس شوراي اسلامي نيز براي بررسي ابعاد بيشتر موضوع، وارد عمل شده است.

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©