Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
يكشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۹۰ برابر با  ۱۷ آوريل ۲۰۱۱
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :يكشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۹۰  برابر با ۱۷ آوريل ۲۰۱۱
رگ لاتی مداح بیت رهبری

رگ لاتی مداح بیت رهبری

صادق افروز

در این یکی دو روز گذشته چند ویدیو کلیپ دست بدست می چرخند .در فیس بوک و تویتر و ای میل های مختلف و وبسایت ،  تا وارد می شوی با این دو ویدیو کلیپ روبرو می شوی .اولی همان داستان زایمان مادر مقام معظم رهبری است که دست مایه طنز نویسان و کاریکاتوریست ها و بذله گویان مجالس شد و دومی سخنرانی سعید حدادیان از نوحه خوانان معروف تهران است .نوحه خوانی  ، از قدیم یک شغل دوم به حساب می آمد .یعنی مداح برخلاف واعظ قادر به پر کردن شکم زن و بچه اش از قبل مداحی  نبود .حد اقل تا قبل از انقلاب 57 وضع اینطوری بود .مداح آخوند نبود ؛ درس حوزه ای نخوانده بود ، صدای گرمی داشت و در ایام محرم مجلس گردان دسته های سینه زنی بود .اما همان مداح ضعیف و رنجور پس از انقلاب ناگهان گردن سیخ کرد .اگر تا قبل از روی کار آمدن حکو مت اسلامی ، مداح جلوی زن و بچه اش خجالت می کشید و دنبال یک کار آبرو مند بود پس از انقلاب و بخصوص پس از آنکه خمینی بر اهمیت عزاداری و نوحه خوانی تایید کرد ، مداح زبون بدبخت ناگهان قد برافراشت و شد آنچه امروزه شده است .فکر نکنید فقط دستمزد فوتبالیست ها سر به آسمان می زند ، مداحان هم بابت هر فقره شوی مداحی میلیون ها تومان پول به جیب می زنند . مداحی در رژیم جمهوری اسلامی شد یک حرفه .یک حرفه بسیار نون و آب دار .حالا حتی صحبت از کالج و واحد های پایه ای مداحی می شود .

بیاد می آورم قبل از انقلاب به دعوت یکی از دوستانم به محل عزاداری رفتیم که یکی از گردن کلفت های پایین شهر تهران هر ساله در ماه محرم برپا می کرد . اسمش مصطفی بود ولی از بس خل و چل بازی درآورده بود ، او را مصطفی دیوونه لقب داده بودند . از قلدر ها و باج بگیر های منطقه گذر قلی بود .  چند تا مداح زبان بسته کنار جمعیت نشسته بودند .مصطفی به یکی از این مداحان که شال سبزی دور شانه اش  انداخته بود اشاره کرد و گفت : " سید بخون " سید داشت گرم می گرفت که مجمعه های بزرگ غذا از راه رسیدند .مصطفی دیوونه ناگهان داد زد : " بسته دیگه نخون .......کش مگه غذا را نمی بینی ؟" جمعیت از خنده منفجر شد .سید بدبخت که حسابی کنف شده بود صورت کاملا سرخش را به پایین انداخت و خاموش شد .

حالا به برکت انقلاب اسلامی ، آن سید خجول کم رو ، دم درآورده است و ادای مصطفی دیوونه را در می آورد و برای رئیس جمهور و مشاورش خط و نشان می کشد .کسانی هم که در جلسه او حضور داشتند و به شیرین زبانی هایش می خندیند دست کمی از خودش نداشتند .این ها همه آن جانور هایی هستند که در مقابل تظاهرات مسالمت آمیز مردم و اعتراض به تقلب در انتخابات ، رگ لاتی شان بیرون زد و با چوب و چماق و اسلحه به جان مردم افتادند و در اسارت گاه ها به زندانیان مرد و زن تجاوز کردند . سعید حدادیان علنا اعتراف می کند که می خواسته برود ومشایی را کتک بزند چون به تلفن جواب نمی داده است .اگر با مشاور احمدی نژاد چنین می کنند می توانید حدس بزنید رفتارشان با مردم عادی کوچه خیابان چگونه خواهد بود .

احمدی نژاد بارها در برابر کسانی که از مشایی انتقاد می کنند ایستاده و از او دفاع کرده است .احمدی نژاد حتی در برابر خواسته خامنه ای در بیرون کردن مشایی هم مقاومت کرد .در دستگاه دولتی احمدی نژاد ، مشایی بیشترین سمت ها و مسئولیت ها را دارد . به غیر از ارتباطات خویشاوندی که این دو باهم دارند ، احمدی نژاد بار ها تکرار کرده است که اعتقاد عجیبی به مشایی دارد .ولی موضوع اصلی که موجب نگرانی برای جامعه مداحان و برخی آخوند ها شده است چرخش احمدی نژاد به استفاده از گفتمان ناسیونالیستی "مکتب ایران " است .صرف نظر از اهدافی که گروه احمدی نژاد – مشایی در ادامه استفاده از این گفتمان می کنند ( که نمی دانم شاید جلب بیشتر اقشار متوسطی باشد که از گفتار ولایت فقیه به تنگ آمده اند یا جلب تکنوکرات ها ی خارج از کشور باشد و یا چیز های دیگر ) ، جامعه مداحان و روحانیت گرده آمد پیرامون ولی فقیه ، این را خطری بسیار جدی برای بقای خود می بینند .مسخره کردن احمدی نژاد به شیوه خاص لمپن های تهرانی و تقاضای حکم اعدام از خداوند برای مشایی  ( که یابو علفی ای خطابش می کند  که هرهفته یک زر تازه می زند) نشانی از  به اوج رسیدن اختلاف بین حزب اللهی هایی از نوع جامعه مداحان با احمدی نژاد است . این اختلاف پس از ارائه شکایت دفتر ریاست جمهوری  به دادگاه از منصور ارضی  که پیشکسوت همه این مداحان است به بیشترین مقدار خود رسیده است .

ولایت فقیه اگرچه موجود جان سختی است ولی به مرور و با انشعابات پی در پی  ،ضعیف تر و ضعیف تر می شود . پان اسلامیزمی که خمینی مشوق اش بود به کمترین میزان محبوبیت در ایران رسیده است .در حالی که اختلاف طبقاتی در جامعه به بیشرین مقدار خود در همه سال های حکومت اسلامی رسیده است ، در حالی که پس از  قطع یارانه ها  توسط دولت  و سپردن قیمت ها به بازار ، بهای برق و گاز و آب به میزان باور نکردنی افزایش یافته است ، آنچه کمترین جذبه را برای مردم  دارد صدور باور های اسلامی از نوع شیعه ولایت فقیهی است که بی اختیار آدم را به یاد      " کاروان اسلام صادق هدایت " می اندازد . در این بجبوجه گرانی و بیداد ، ناسیونالیزم آبکی احمدی نژاد هم مورد توجه کسی نیست .

دو برداشتن و ژست گرفتن و فحاشی و ارتش چماقدار حزب الله را به رخ کشیدن  توسط آدم هایی مثل سعید حدادی و منصور ارضی ممکن است حاجی بازاری های موتلفه را کمی نگران کند  و بترساند و آنها را در یار گیری سیاسی دچار شک و تردید کند .ولی میلیون ها کارگر و زحمتکش باید بدانند که اینها یک مشت اقلیت ناچیز هستند .اگر میلیون ها توده کار و زحمت متحد شوند و به حرکت بیفتند ، رودخانه عظیمی خواهند شد که در یک چشم به هم زدن ، جامعه را از لوث وجود این عناصر کثیف پاک خواهند کرد .

16 آوریل 2011

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©