Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
يكشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۰ برابر با  ۰۴ سپتامبر ۲۰۱۱
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :يكشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۰  برابر با ۰۴ سپتامبر ۲۰۱۱
هانس رول، رئیس سابق یکی از بخش های مهم وزارت دفاع آلمان، در این گزارش در روزنامه "نو زوریخ زایتونگ" که روز پنجشنبه چاپ شد جزئیاتی درباره تحولات پیش از حمله روز ششم سپتامبر 2007 اسرائیل به راکتور تقریبا تکمیل شده الکبیر سوریه، ارائه می کند

 

 

 

حمایت جمهوری اسلامی از بشار اسد، دلایل و اهداف

 

البرز دماوندی

 

مردم سوریه اکنون ماه هاست که برعلیه یکی از ارتجاعی ترین و فاشیستی ترین رژیم های منطقه به پا خواسته اند. طی این مدت رژیم اسد با حمایت مزدوران جمهوری اسلامی ایران، تظاهرات مردم به جان آمده از فقر، بیکاری، بی حقوقی و ظلم را با شدت تمام سرکوب کرده و حمام خون به راه انداخته است. این رژیم لجام گسیخته با بی شرمی تمام و با استفاده از تانک ها و هواپیماها به توپ باران و بمباران مناطق مسکونی و مردم بی پناه ادامه می دهد. تاکنون هزاران نفر کشته شده و هزاران نفر دیگر نیز در اسارت این رژیم و زیر وحشیانه ترین شکنجه ها قرار دارند.

جمهوری اسلامی ایران تنها رژیمی است که هم چنان از اسد و کشتار مردم سوریه دفاع می کند. رژیم اسلامی حتی تا آن جا پیش رفته که به ناتو در مورد حمله به سوریه اخطار می دهد. تردیدی در مقاصد ناتو، بازوی نظامی قدرت های امپریالیستی، که می خواهند با دخالت های سیاسی و نظامی شان عقربه انقلاب عرب را به عقب برگردانده و سلطه آسیب دیده شان در خاورمیانه را بازسازی کنند، وجود ندارد. اکنون آن ها از طریق تحریم نفتی سوریه تلاش می کنند تا تغییر رژیم در این کشور را عملی کنند اگر چه می دانیم که هزینه این نوع تحریم ها را همواره مردم می پردازند نه دیکتاتورها! ما ایرانیان  بهتر از هر کس دیگر می دانیم که شعارها و داعیه های ضدامپریالیستی رژیم جمهوری اسلامی چیزی جز شعارهای توخالی و ارتجاعی برای پوشاندن فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران نیست. اما با این وصف اعلام ضمنی این که اگر ناتو به سوریه حمله کند، کل منطقه به آتش کشیده خواهد شد، از سوی سران رژیم اسلامی با چه هدفی انجام  می شود؟

با توجه به سابقه بیش از ربع قرن پیوند نزدیک بین جمهوری اسلامی و دولت اسد پدر و پسر، به نظر می رسد که این پیوند نه یک پیوند تاکتیکی، بلکه اتحادی استراتژیک، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است. اما از آنجا که هر دو رژیم با مشکلات اقتصادی و سیاسی فراوانی روبه رو بوده اند که برای حل آن ها چاره ای جز تلاش در نزدیکی با غرب نمی دیده اند، همیشه این وحشت دوطرفه وجود داشته است که ممکن است یکی از این دو، طرف دیگر را قربانی معاملات خود با غرب سازد.

طی 5 سال گذشته نزدیکی این دو رژیم سرکوبگر به یک دیگر بیشتر شده است. علاوه بر مبانی مشترک قبلی، این نزدیکی بیش از همه به واسطه انزوای جهانی دو رژیم افزایش یافته است. این نزدیکی ها در زمینه های نظامی (با انعقاد قرارداد دفاع متقابل در سال 2006) و یک توافق نامه نظامی تکمیلی در 2007 افزایش بیشتری یافت. براساس این توافق نامه ها، ایران به سوریه موشک می فروشد و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی سوریه را آموزش می دهد.

در زمینه های اقتصادی هم ایران حدود سه میلیارد دلار سرمایه گذاری مستقیم در سوریه دارد و برنامه هایی برای افزایش این سرمایه گذاری تا حدود 10 میلیارد دلار در دست اجراست. حجم مبادلات تجاری دو کشور هم به حدود 300 میلیون دلار در سال می رسد. ایران در زمینه های مختلفی در سوریه سرمایه گذاری کرده است که شامل  تولید خودرو، شیشه، ساخت واگن، کشت و صنعت، ایجاد نیروگاههای برق، احداث کانال انتقال آب و تاسیس بانک مشترک در سوریه می شود.

اما به نظر می رسد که حمایت ایران از اسد تنها به این موارد محدود نباشد. منافع اقتصادی باندهای حاکم بر ایران در سوریه یکی از مهم ترین دلایل حمایت آنان از بشار اسد است. مسئله حمایت از حزب الله لبنان، جهاد اسلامی و حماس و رساندن سلاح به آنان از طریق سوریه وجه دیگر این قضیه است. اما ماجرا شاید به این هم محدود نباشد.

در سال 2009 هانس رول، رئیس سابق یکی از بخش های مهم وزارت دفاع آلمان، در گزارشی در روزنامه "نو زوریخ زایتونگ" درباره افشاگری های یک "منبع ایرانی" که نامش را فاش نمی کند می نویسد: "... ایران یک پروژه مخفیانه اتمی سوریه و کره شمالی را از نظر مالی تامین می کند." به گفته هانس رول اسرائیل تخمین می زند که ایران چیزی بین یک میلیارد تا دو میلیارد دلار برای این پروژه به کره شمالی پرداخت کرده بود. این تاسیسات در سال 2007 توسط اسرائیل بمباران و نابود شد.

سوال اینجاست که چرا ایران هزینه ساخت یک راکتور اتمی برای سوریه را پرداخت می کند؟ چه منافعی در این میان برای جمهوری اسلامی وجود دارد؟ آیا رژیم اسلامی قصد داشته است با توجه به حساسیت زیادی که در مورد پرونده هسته ای ایران وجود دارد، این فعالیت را در سوریه، به عنوان حیات خلوت خود، پیگیری کند؟  و این که آیا دولت ایران از ادامه این کار دست کشیده است؟

اکنون و با توجه به وقایع سوریه، به نظر می رسد که جمهوری اسلامی هم کم کم باید فکر دیگری بکند. مهم ترین منبع درآمد سوریه فروش نفت است. اما این منبع درآمد عمر چندانی نخواهد داشت. صادرات نفت سوریه دائمن در حال کاهش است. یکی به دلیل عدم سرمایه گذاری در این صنعت و دیگری به دلیل رشد روزافزون مصرف در کشور. حدود 40 درصد مردم سوریه زیر 15 سال سن دارند و هر ساله 200000 نفر به صف نیروی کار افزوده می شود. نرخ بیکاری از مدت ها قبل دو رقمی است.  فساد اداری، باندبازی و دزدی در سطوح بالای حکومتی راه را برهرگونه اصلاحی در امور بسته است. بی دلیل نیست که مردم سوریه این چنین بی محابا جلوی تانک ها و کلوله ها می روند. آنان هیچ امیدی به آینده ندارند. تنها راه برایشان سرنگونی اسد و رژیم جنایتکار اوست. به نظر می رسد که رژیم اسلامی هم به تردید دجار شده است. زمزمه هایی مبنی بر توجه به خواست های مردم که درمیان سران رژیم ایران آغاز شده است، حکایت از نگرانی جدی در مورد آینده رژیم اسد در سوریه است. سرنگونی اسد یکی از بزرگترین ضربات را بر پیکر رژیم جمهوری اسلامی در منطقه وارد خواهد کرد و آن را از یکی از مهم ترین ابزارهای باج گیری در منطقه محروم می سازد. ضربه ای که بعید است رژیم بتواند از پس آن سالم بیرون بیاید.

3 سپتامبر 2011

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©