Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
پنجشنبه ۱۸ فروردين ۱۴۰۱ برابر با  ۰۷ آوريل ۲۰۲۲
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :پنجشنبه ۱۸ فروردين ۱۴۰۱  برابر با ۰۷ آوريل ۲۰۲۲

 

کمپین ژان لوک ملانشون نشان می دهد چپ فرانسه هنوز هم می تواند پیروز شود!

 

 

برگردان: حمید پارسا 

 

 

سال‌های اخیر شاهد یک چرخش ارتجاعی شدید در فرانسه بوده‌ایم – و نه فقط به لطف جریان اصلی مارین لوپن، رهبر ضد مهاجران. امانوئل ماکرون، وزیر دارایی سابق در دوره فرانسوا اولاند از حزب سوسیالیست، در سال ۲۰۱۷ به ریاست جمهوری رسید و قول داد که «چپ و راست» را گرد هم آورد. او در عمل به عنوان نماینده جناح راست میانه حکومت کرده است و دولتش حملاتی را علیه سیستم رفاهی، اقدامات اقتدارگرایانه علیه معترضان و آزار و اذیت بی رحمانه علیه “چپ اسلامی” فرضی در دانشگاه های کشور انجام می دهد.

 

دوره ریاست‌جمهوری ماکرون شاهد جنبش‌های اجتماعی بزرگی بوده است، از تظاهرات جلیقه زردها که در پاییز ۲۰۱۸ آغاز شد تا اعتصاب‌ها علیه اصلاحات حقوق بازنشستگی. امروزه رای دهندگان فرانسوی قدرت خرید را دغدغه اصلی خود می دانند – مشکلی که با افزایش تورم تشدید می شود. به نظر می رسد چپ در تلاش است تا این نارضایتی را به صورت موثر در انتخابات بیان کند.

 

ژان لوک ملانشون؛ پیش از دور اول انتخابات ریاست جمهوری در ۱۰ آوریل، در ابتدا در میدان شلوغی بود که گوشه هایش را هم جناح چپ و هم در راست افراطی سیاست فرانسه اشغال کرده بودند؛ با این حال، تضعیف چهره‌هایی مانند فابین روسل، رهبر حزب کمونیست، یانیک جادو از سبزها ( Les Verts, EELV) و کریستین تاوبیرا از چپ نرم (Europe Écologie)، توجه را به رهبر حزب فرانسه شورشی (LFI) معطوف کرده است. او در رقابت برای دور دوم انتخابات ۲۴ آوریل مقابل ماکرون، با ۱۵ درصد حمایت، چند درصد کمتر از لوپن، به جایگاه قدرتمندی در رده سوم رسیده است.

.

Manon Aubry یکی از اعضای پارلمان اروپا برای LFI و رئیس مشترک حزب چپ اروپا است. او با دیوید برودر از ژاکوبن در مورد مبارزات انتخاباتی ملانشون و شانس او ​​برای دور کردن سیاست فرانسه از چرخه اصلاحات نئولیبرالی و واکنش های هویت گرایانه گفتگو کرده است.

 

***

دیوید برودر آرا ژان لوک ملانشون در نظرسنجی ها از افزایش برخوردار است و حدود ۱۵ درصد از او حمایت می کنند. آیا او می تواند به دور دوم راه یابد، و اگر بتواند این چه تأثیری در تغییر شرایط خواهد داشت؟

 

مانون آوبری این به معنای پایان دوئل بین امانوئل ماکروه رئیس جمهور دست راستی و راست افراطی خواهد بود، که در واقع روی بسیاری از مسائل اقتصادی توافق دارند: افزایش سن بازنشستگی به شصت و پنج سال، منجمد کردن حقوق ها، پایبندی به ریاست جمهوری پادشاهی جمهوری پنجم و در بخش مالیات در وفاداری به ثروتمندترین ها.اگر ژان لوک ملانشون به دور دوم راه پیدا کند، بالاخره بحثی در مورد مسائل اجتماعی خواهیم داشت: بین بازنشستگی در شصت سالگی یا شصت و پنج سالگی، بین حداقل دستمزد ۱۴۰۰ یورو در ماه یا دستمزدهای راکد، بین راه اندازی مجدد مالیات بر ثروت، بین حرکت به سمت جمهوری ششم یا حفظ سلطنت ریاست جمهوری، بین برنامه ریزی عمومی سبز یا بازار آزاد مخرب.این بدان معناست که دیگر بر سر این بحث نخواهیم کرد که چه تعداد کارمند دولتی را تعدیل کنیم، چه تعداد پناهنده را به مرزها برگردانیم، یا چقدر به مسلمانان انگ انگ بزنیم.پرداختن به سوالات واقعی، فضای کشور را حتی فراتر از دور دوم کاملاً تغییر می دهد.

 

دیوید برودر در سال ۲۰۱۷ شما کمتر از دو درصد برای راهیابی به دور دوم فاصله داشتید. از آن تجربه چه آموخته اید؟ آیا مهم ترین موضوع غلبه بر انشعاب چپ است، یا جلب نظر رای دهندگان معترض “ناراضی اما نه فاشیست”، یا شاید حتی جلب نظر کسانی که معمولا رای نمی دهند؟

 

 مانون آوبری برای ما، این چیزها در برابر هم نیست. کلید این انتخابات بازگرداندن چپ به مردم و مردم به چپ است. بسیج همه کسانی که نمی خواهند به انتخاب میان مکرون و لوپن در دور دوم محکوم شوند.ما نیاز به تاکید بر مسائل اجتماعی داریم، به ویژه با پیشنهاد واضح برای کاهش قیمت ها در پاسخ به شرایط اضطراری اجتماعی فعلی. ما خواستار برنامه ریزی زیست محیطی، توزیع مجدد ثروت و تغییرات نهادی به سوی جمهوری ششم هستیم. اکثریت کلی برای این پیشنهادها در کشور وجود دارد و چپ می تواند حول آنها جمع شود و به دور دوم برسد.اما ما نباید اشتباه کنیم. امروز، قدرت احزاب سیاسی در فرانسه، از جمله چپ، ضعیف است – و دشمن اصلی ما نه ماکرون و نه لوپن، بلکه بی تفاوتی و بی اعتمادی است. در طول پانزده سال گذشته، مردم سه حزب مختلف را در قدرت دیده‌اند، اما هیچ تغییری در زندگی‌شان ندیده‌اند، جز اینکه در حال فقیرتر شدن هستند. بنابراین، بزرگترین چالش برای ما این است که نشان دهیم انتخابات می تواند تغییر ایجاد کند. فکر می کنم هر چه به به دور دوم نزدیک شویم، می توان به بسیج این افراد نیز کمک کرد.

 

بزرگترین چالش برای ما این است که نشان دهیم انتخابات می تواند تغییر ایجاد کند

 

کلید انتخابات در دست آن هایی است که معمولا رای نمی دهند. من اغلب می گویم که تنها یک مکان وجود دارد که در آن هر یک از ما با یک سرمایه دار، مانند ثروتمندترین مرد فرانسه، برنارد آرنو – یا جف بزوش در ایالات متحده – برابر هستیم و آن پای صندوق های رای است. ما می توانیم مطمئن باشیم که آرنو و همه دوستانش، میلیاردرها، حول این انتخابات بسیج خواهند شد. اگر ما هم بسیج شویم، تعداد ما از آنها بیشتر است – و می توانیم تغییر ایجاد کنیم.

من معتقدم پس از پایان دوران برنی سندرز و پابلو ایگلسیاس در اسپانیا، این موفقیت در سطح بین المللی نیز الهام بخش خواهد بود. چپ جدیدی در حال ظهور است، همانطور که با گابریل بوریچ در شیلی و یا AOC (الکساندریا اوکاسیو کورتز – نماینده سوسیال دموکرات) در ایالات متحده دیدیم. در کشورهای دیگر، چپ در حال مبارزه است – اما یک نتیجه خوب برای ما در فرانسه، رفقای ما را در سراسر اروپا تقویت می کند و نشان می دهد که می توانیم موفق شویم.

دیوید برودر اگر به مواردی مانند سندرز، ایگلسیاس و در واقع جرمی کوربین در بریتانیا نگاه کنیم، آن‌ها با سخنرانی های ضد نظام و پوپولیستی پیشرفت کردند، اما در کمپین‌های بعدی بیشتر بر روی اتحاد میان «ترقی‌خواهان» و رای‌دهندگان چپ متمرکز شدند. آیا فرانسه نافرمان (France Insoumise) تغییر مشابهی نسبت به سال ۲۰۱۷ داشته است؟

 

 مانون آوبری خب دو چیز هست. یکی این که، در سال ۲۰۱۷، ما از پنج سال ریاست جمهوری فرانسوا اولاند خارج می شدیم که مردم آن را چپ می دانستند بنابراین، اگر خانه به خانه می رفتیم و می گفتیم: «سلام، ما نماینده ژان لوک ملانشون هستیم، ما چپ هستیم»، مردم می پرسیدند: خوب، چپ در قدرت چه کرده است؟ حقوق کار را پاره کرد، به شرکت های بزرگ هدایای مالیاتی داد، و تهدید کرد که تابعیت فرانسوی فرد خارجی تبار را سلب خواهد کرد. برچسب جناح چپ بی ارزش شده بود و نقش ایدئولوژیک خود را از دست داده بود. بنابراین، در سال ۲۰۱۷ دفاع از هویت چپ پیچیده بود، در حالی که امروز، اگرچه ماکرون ادعا می‌کند «هم چپ و هم راست» است، اما سیاستی کاملاً راست‌گرا را دنبال کرده است. در مواجهه با او این شرایط تغییر یافته، ما یک اپوزیسیون آشکارا اجتماعی در اردوگاه چپ هستیم.

 

دومین چیزی که نسبت به سال ۲۰۱۷ تغییر کرده است این است که در آن زمان فرانسه نافرمان (La France Insoumise) بسیار جدید و کم تجربه بود و گفته می شد که ملانشون (Jean-Luc Mélenchon) به تنهایی نماینده آن بوده است. پنج سال بعد، او همراه با تیمی از نمایندگان پارلمان و نمایندگان پارلمان اروپا که به خاطر کارشان شناخته شده اند، است. در سال ۲۰۱۷ او هفته‌ای دو یا سه راهپیمایی برگزار می‌کرد، اما این بار، هفته‌ای یک بار، همه ما نمایندگان مجلس تجمع می‌کنیم و هزاران نفر را در شهرهای سراسر فرانسه جمع می‌کنیم. ما تنها نیرویی با این ظرفیت برای بسیج جمعی هستیم. این به نوع حکومت مورد نظر ما نیز اشاره دارد: اعمال قدرت جمعی.

دیوید برودراگر بتوانید آرای نامزد سبزها، یانیک جادوت را جذب کنید، به شما کمک می کند که به دور دوم برسید. او به شدت از ژان لوک ملانشون انتقاد می‌کند و با ایده «رای عمل‌گرایانه» او مخالف است – در عوض می‌گوید تنها «رأی عمل‌گرایانه» رأی دادن به محیط زیست است. چرا حزب اوکولوژی باید به ملانشون رای دهد نه به جادوت؟

 

 مانون آوبری یانیک جادوت بیشتر وقت خود را صرف مبارزه با ژان لوک ملانشون می کند تا مبارزه با امانوئل ماکرون یا راست افراطی که به گرم شدن کره زمین اهمیتی نمی دهند. حیف است، زیرا امروزه ژان لوک ملانشون نماینده جناحی است که در مبارزه با شرایط اضطراری آب و هوایی جدی است. نقش جادوت باید منصرف کردن رأی دهندگان چپ میانه از مکرون باشد.

 

ما باید مدل اقتصادی خود را عمیقاً متحول کنیم، و نمی‌توانیم این کار را با چند اصلاح حاشیه ای انجام دهیم

 

بدیهی است که ما نقاط همگرایی زیادی با سبزها (EELV) داریم و این خوب است که دو حزب عمیقاً زیست محیطی در طیف سیاسی فرانسه داریم. جایی که تفاوت های ظریف و اختلاف داریم، استراتژی است که ما را به هدف ها می رساند. ما فکر می‌کنیم که نمی‌توانیم چالش آب و هوا و چالش محدودیت‌های سیاره‌ای را در چارچوب نظام اقتصادی کنونی برطرف کنیم و به گسست از این نظام نیاز داریم. برای شکستن منطق کنونی، ما باید مدل اقتصادی خود را عمیقاً متحول کنیم، و نمی‌توانیم این کار را با چند اصلاح حاشیه ای انجام دهیم.

این همچنین به معنای آن است که باید برای غلبه بر موانعی که بر سر راه ما قرار خواهد گرفت، استراتژی داشته باشیم. یکی از موانعی که ما اغلب به آن اشاره می کنیم، در سطح اتحادیه اروپا است. اتحادیه اروپا قوانین خاصی دارد که ما را از برخورد مستقیم با موضوع آب و هوا باز می دارد.

به عنوان مثال، اگر فردا بخواهیم غذاخوری‌های مدارس را رایگان کنیم و فقط غذاهای ارگانیک و محلی ارائه کنیم، این با قانون رقابت اتحادیه اروپا، که از برگزاری مناقصه آزاد برای اداره ی غذاخوری‌های مدارس حمایت می کند، مغایرت دارد.

ما یک استراتژی برای مقابله با این قوانین پیشنهاد می کنیم، در حالی که Eelv (حزب سبز) خود را به این محدود می کند که بگوید ما می خواهیم دیگران را متقاعد کنیم!

 

یا اگر شما یک سیستم حمل و نقل عمومی و در واقع یک سیستم راه آهن کارآمد و مدیریت شده توسط دولت می خواهید، باید خصوصی سازی حمل و نقل تحمیلی توسط اتحادیه اروپا را رد کنید، این عمل با قوانین اروپا مغایرت دارد. اگر خواهان سرمایه گذاری انبوه در گذار زیست محیطی و به ویژه انتقال مدل کشاورزی به انرژی های تجدیدپذیر هستید، باید قوانین اتحادیه اروپا را که کسری بودجه را به ۳ درصد محدود می کند، کاملا کنار بگذارید. اگر می خواهید کشاورزی ارگانیک و تحت رهبری کشاورزان کوچک که سازگار با سیاره و چرخه های زمین باشد، داشته باشید؛ نیاز به تغییر عمیق سیاست کشاورزی مشترک اروپا دارید.

در اینجا، من به چندین پیشنهاد ناسازگار با قوانین اتحادیه اروپا اشاره کرده ام. ما یک استراتژی برای مقابله با این قوانین پیشنهاد می کنیم، در حالی که EELV (حزب سبز) خود را به این محدود می کند که بگوید ما همه ی دیگران را نسبت به آن چه چپ سی سال است وانمود می کند، متقاعد خواهیم کرد. فرانسوا اولاند گفت که این کار را انجام خواهد داد و حتی قول داد که در مورد معاهدات اروپایی مذاکره مجدد کند، اما پس از آن مطلقاً این کار را نکرد.

من به دوستان خود در جنبش زیست محیطی می گویم که برای اجرای مداوم این تعهد، باید موانعی را که قوانین اروپایی برای پیشنهادات محیط زیستی ایجاد می کند، بردارید. یک جنگ قدرتی وجود دارد و باید در سطح اروپا مبارزه کرد، اما EELV (حزب سبز) تاکنون از انجام آن سرباز زده است. در پایان، می‌خواهم یادآوری کنم که آقای جادوت مدام می‌گوید که «رادیکالیسم واقعی در مواجهه با شرایط اضطراری زیست‌محیطی، حکومت کردن است». من موافقم، و به همین دلیل است که ما به کاندیدای برتر زیست محیطی، ژان لوک ملانشون، برای برنده شدن نیاز داریم.

دیوید برودر در برنامه شما آمده است که شما هدف های خود را بدون توجه به آنچه اتحادیه اروپا می گوید اجرا خواهید کرد. «فرانسه نافرمان» (France Insoumise) گاهی اوقات در مورد شکستن مرزهای اتحادیه اروپا صحبت می کند. اما شما دیگر مانند سال ۲۰۱۷ از ” طرح B ” که می تواند به معنای خروج کامل از اتحادیه اروپا باشد، صحبت نمی کنید. آیا این رویکرد صرفاً نادیده گرفتن قوانین موجود است، یا احتمالا طرح مشخصی برای اصلاح معاهدات اتحادیه اروپا دارید؟

 

مانون آوبری چند چیز هست. اول، شرایط از سال ۲۰۱۷ تغییر کرده است. اکنون، دوران آنگلا مرکل به پایان رسیده است. رئیس فعلی کمیسیون اروپا، اورسولا فون در لاین، ضعیف‌ترین فرد در تاریخ این کمیسیون است. علاوه بر این، بسیاری از قوانین و اصول اعتقادی در پرتو بحران بهداشت عمومی [همه گیری] از بین رفته است. قانون کسری ۳ درصدی تعلیق شده است. قانون کمک های دولتی، که حق مقدس رقابت آزاد و تزلزل ناپذیر را نقض می کند، در طول بحران به اجرا گذاشته است. به نظر می رسد این قوانین گاهی وقت ها حتی از دیدگاه لیبرال های بازار آزاد معنی ندارند.

همچنین، به لطف تجربه خود در سطح اروپا، ما به درک دقیق تری از ظرفیت و استراتژی خود برای دستیابی به اهدافمان دست یافته ایم. منطق ما، قطب نمای ما، اجرای برنامه ها به هر قیمتی است. ما از برنامه ای که برپایه آن انتخاب شده ایم دست برنخواهیم داشت. این یک الزام دموکراتیک است: اول، به این دلیل که نمی‌خواهیم به مردم دروغ بگوییم، و دوم، به این دلیل که این فرصتی است برای رفع موانعی که شناسایی کرده‌ایم.

ما همه پیشنهادات را با توجه به قوانین اروپایی بررسی و به طور سیستماتیک بن بست ها را شناسایی کرده ایم. من قبلاً به برخی از آنها اشاره کردم، به عنوان مثال در مورد ملی کردن مجدد حمل و نقل ریلی و سرمایه گذاری در انرژی های تجدیدپذیر.

استراتژی ما بر دو پایه استوار است. اولین مورد ایجاد تقابل لازم در داخل نهادهای اروپایی است، مثلاً بر سر توافقات تجارت آزاد. چنین توافقاتی مستلزم اتفاق آرا بین کشورهای عضو است. بدون امضای فرانسه، هیچ توافقی با مرکوسور (بازار مشترک جنوبی)، چین، نیوزلند، کانادا یا ایالات متحده وجود نخواهد داشت. بنابراین، ما امکان متوقف کردن این قوانین را داریم.

علاوه بر این، توازن قوای معینی بین نیروها در اتحادیه اروپا وجود دارد که باید در نظر گرفته شود. ما دومین اقتصاد بزرگ اروپایی هستیم که سهمیه ی خود را برای بودجه ی اتحادیه ی اروپا می پردازیم. بدیهی است که ما طرفدار همبستگی اروپا هستیم و هیچ مشکلی نداریم که سهمیه ی خود را پرداخت کنیم. اما این نباید برخلاف منافع فرانسه و برنامه ای که ما برای اجرای آن انتخاب شده ایم، باشد. بنابراین، ما آماده ایم از سهمیه ی خود به عنوان ابزار مذاکره برای این که قوانین اروپایی بر خلاف میل مردم فرانسه نباشد، استفاده کنیم.

رکن دوم، راهبرد نافرمانی است. اتحادیه اروپا قوانین متعددی دارد که ما به صراحت می دانیم اگر در قدرت باشیم آن ها را نخواهیم پذیرفت. ما دستورالعمل در مورد “کارگران اعزامی” که کارگران اروپایی را به یک مسابقه بی پایان می کشاند، نمی پذیریم. ما در عوض تضمین می کنیم که برای مثال، یک کارگر لهستانی در فرانسه از حق حمایت اجتماعی مشابه با یک کارگر فرانسوی برخوردار باشد.

من اضافه می کنم که در واقعیت، نافرمانی در سطح اروپا امری عادی است. خود ماکرون به استانداردهای حفاظت از داده ها احترام نمی گذارد. مکرون به هنجارهای مربوط به ساعات کار و زمان استراحت در وزارتخانه ها احترام نمی گذارد. مکرون به اهداف اروپا در مورد انرژی های تجدیدپذیر احترام نمی گذارد. این قوانین خوب هستند، و ما قصد داریم آنها را عملی کنیم – اما نه قوانین دیگری که ما را از ضروریات گذار زیست محیطی باز می دارد.

 

ما فکر می کنیم توانایی ما برای شکستن قوانین، راهی برای تغییر قوانین است

 

مثال های زیادی وجود دارد. آلمان اخیراً اعلام کرد که می خواهد خصوصی سازی مدیریت آب را حذف کند. آلمان می گوید این را نه تنها برای خود، بلکه برای کل اتحادیه اروپا می خواهدما فکر می کنیم توانایی ما برای شکستن قوانین اتحادیه اروپا راهی برای تغییر قوانین است.

حتی اخیراً، در چارچوب بحران انرژی فعلی، اسپانیا درخواست کرد بتواند قیمت‌های انرژی را کنترل کند و در نتیجه آن را برای خانوارها کاهش دهد – یعنی قوانین رقابت اتحادیه اروپا را نادیده بگیرد. این استثنا سپس به کل اتحادیه اروپا گسترش یافت. بنابراین، من فکر می‌کنم که می‌توانیم با سایر کشورهای عضو برای همین چیزها تلاش کنیم و این ساختار اروپا را تغییر می‌دهد. اتحادیه ی اروپا به این تغییر نیاز دارد، وگرنه مطمئناً به بن بست خواهد خورد.

دیوید برودرمی‌توانیم تصور کنیم که فرانسه می‌تواند قوانین اتحادیه اروپا را زیر پا بگذارد و از این طریق آن را مجبور به تغییر کند. اما، بیایید بگوییم، با لحنی «سازنده‌تر». مایلم بدانم برنامه شما درباره تشکیل اجلاس اروپایی چه می گوید؟

 

مانون آوبری :اگر ژان لوک ملانشون در ماه آینده انتخاب شود، ماه های باقی مانده از ریاست فرانسه بر اتحادیه اروپا نیز فرصت خواهد داشت. ما قصد داریم از این فرصت برای تشکیل اجلاس بزرگی برای بررسی برخی قوانین اروپایی و گفتگو درباره ی آن ها استفاده کنیم.

این فرصتی خواهد بود که مثلاً بگوییم آسیب پذیری ما در برابر بحران انرژی که در ماه های اخیر برجسته شده است، باید پایان یابد. برای انجام این کار، ما باید به کشورهای عضو این امکان را بدهیم که به جای خصوصی سازی اجباری که توسط کمیسیون اروپا در سال های اخیر بر ما تحمیل شده است، آنچه را که ما قطب های انرژی عمومی می نامیم تحت مدیریت عمومی قرار دهند. این به ما امکان می دهد هم به مسائل قیمت ها و هم استقلال انرژی خود بپردازیم.

برای ما، گفتکو در مورد تعیین تغییرات ضروری که فرانسه در مورد آنها سازش ناپذیر خواهد بود، اولویت دارد. این فرصتی است تا با استفاده از ریاست فرانسه بر اتحادیه اروپا، برخی از درخواست های سیاسی مهم را به وضوح روی میز قرار دهیم. همین امر در مورد پایان دادن به قوانین ریاضتی، تأمین مالی یک قرارداد جدید سبز و اجتماعی از طریق مالیات بر تراکنش های مالی و غیره صدق می کند.

دیوید برودر: Catalyst مقاله ای به قلم سدریک دوراند منتشرش کرد که در آن او در مورد برخی مسائل از یک روند گسست صحبت می کند، درحالی که در برخی موارد دیگر به طور مثال در زمینه مقابله برای بحران آب و هوایی، خواهان یک پارچگی بیشتر است. نظر شما در مورد این پیشنهاد چیست؟

 

مانون آوبریمنطق مشابه است. یعنی امروز رویکرد و بحث فدرالیسم و ​​حق حاکمیت دیگر معنا ندارد و موضوعات باید به طور مشخص در نظر گرفته شود. این به معنای انطباق با شرایط است، زیرا موضوعاتی وجود دارد که در آن ها «اروپا بیشتر»، ضروری است. ما این را در هماهنگی بهداشتی، یا در رابطه با تغییرات آب و هوایی یا مبارزه با فرار مالیاتی می بینیم. اما این نباید مانع از آن شود که در مواقع لزوم به صورت یکجانبه و در نهایت به صورت موردی عمل کنیم تا مانند دهه های اخیر توسط چارچوب اروپایی دچار بن بست نشویم.

مثالی می زنم که خوب می دانم: مبارزه با فرار مالیاتی و اجتناب از مالیات. امروزه، هر تصمیم مالیاتی باید توسط کشورهای عضو به اتفاق آرا اتخاذ شود، به عبارت دیگر، با توافق ایرلند، لوکزامبورگ، هلند، و مالت – یعنی با برخی از بدترین بهشت ​​های مالیاتی جهان. در این موضوع، ما به صراحت می گوییم بدون آنها پیش می رویم، قوانین را تغییر می دهیم و حتی اگر می خواهیم با این طاعون مقابله کنیم، حاضریم بهشت ​​های مالیاتی اروپا را تحریم کنیم.

دیوید برودرژان لوک ملانشون تجمع خود را در میدان جمهوری در ۲۰ مارس با ستایش مقاومت اوکراین در برابر تهاجم روسیه آغاز کرد. او همچنین از سیاست خروج فرانسه از ناتو دفاع می کند و بارها تاکید کرده است عدم تعهد به معنای بی طرفی یا انزواگرایی نیست. اما اگر به جای ماکرون؛ ملانشون رئیس جمهور و فرانسه در ناتو نبود، نقش فرانسه در مورد جنگ در اوکراین چه تفاوتی می کرد؟

 

مانون آوبریابتدا باید توضیح بدهم که عدم تعهد به معنای عدم تبعیت از یک بلوک دیپلماتیک است. این به معنای انزوا نیست، بلکه به معنای آن است که بتوانیم وضعیت ژئوپلیتیک را با دید روشن ببینیم. به این معناست که وقتی ایالات متحده به عراق حمله می کند، بگوییم نه، زمانی که روس ها به اوکراین حمله می کنند بگوییم نه، و اگر روزی چین به تایوان حمله کرد، بگوییم نه! عدم تعهد به معنای توانایی نه گفتن است: نداشتن یک متحد سیستماتیک که همیشه باید استراتژی او را تأیید کنیم. هر موقعیتی به اتحادهای خاص خود نیاز دارد.

 

علاوه بر این، متحدان ناتو شامل ترکیه است و من مطمئن نیستم که بخواهم همه کارهایی را که ترکیه رجب طیب اردوغان در حال حاضر انجام می دهد، تایید کنم.

عدم تعهد به معنای آن است که منافع قدرت های بزرگ را به خوبی شناخت و پیشنهاد یک دیپلماسی معاصر جهانی را به جای آن گذاشت. این  یک استراتژی تاریخی چپ است که بحث دوباره به آن باز می گردد، جستجوی یک مسیر دیپلماتیک به هر قیمتی است. ژان ژورس گفت: برای رهایی از جنگ نمی‌توان جنگ کرد. پاسخ به جنگ با جنگ تنها باعث تشدید آن خواهد شد و ما باید به هر قیمتی به دنبال راهی باشیم تا ولادیمیر پوتین را مجبور کنیم به میز مذاکره بازگردد.

قبلاً به فرار مالیاتی اشاره کردم. وقتی می گویند ما قصد داریم دارایی های الیگارش های روسی را مصادره کنیم، خنده ام می گیرد: چون بهشت ​​های مالیاتی بسیار مبهم هستند، ما واقعاً نمی دانیم دارایی ها کجاست. گروهی از روزنامه نگاران فاش کرده اند که حداقل ۱۷ میلیارد دلار توسط الیگارش های روسی در بهشت ​​های مالیاتی نگهداری می شود. شاید کمیسیون اروپا باید بیدار شود و پناهگاه های مالیاتی اروپا را که از افشای فهرست دارایی های الیگارش های روسی خودداری می کنند، تهدید کند. اگر کمیسیون از انجام این کار امتناع کرد، فرانسه باید ابتکار عمل را به دست بگیرد. این دیدگاه ما از یک دیپلماسی غیرمتعهد است که هدف آن برقراری صلح از طریق همه ابزارهای ممکن فشار است.

سیاست ما همچنین باید فشار بر پوتین و همه اطرافیان و حمایت کنندگان مالی او باشد؛ نه محکوم کردن مردم روسیه. مردم روسیه جنگ را انتخاب نکردند و چنین سیاستی در برابر آن ها حتی می‌تواند خطرناک باشد و به دلیل تحریم‌ها، سیطره پوتین بر مردم روسیه را بیشتر کند.

عدم تعهد به معنای داشتن یک صدای مستقل در مواجهه با هر موقعیت و اندیشیدن به معادله های جهانی است. متقاعد کردن کسانی است که می توانند روسیه را تحت فشار قرار دهند. من به ویژه به کشورهای آفریقایی فکر می کنم که از محکومیت روسیه خودداری کرده اند. ما باید به آنها گوش دهیم، اما همچنین سعی کنیم آنها را متقاعد کنیم و نشان دهیم به بحران غذایی که آنها ممکن است در نتیجه جنگ اوکراین در آن گرفتار شوند، اهمیت می دهیم.

دیوید برودرامسال ما شاهد محدودیت هایی برای رقابت های ریاست جمهوری بودیم. امانوئل ماکرون از مناظره با سایر نامزدهای دور اول خودداری کرده است. او فقط از طریق رسانه ها فعالیت می کند. در حالی که تبلیغات گسترده ای در مورد نامزدی اریک زمور راست افراطی در رسانه های خصوصی وجود دارد. چگونه می‌توانیم بر این انحصار رسانه ای «ستاره‌های» فردی که برای ریاست‌جمهوری نامزد می‌شوند و بر قدرت پلتفرم‌های رسانه‌ای بزرگ تکیه می کنند؛ غلبه کنیم؟

 

 مانون آوبری: ما برای مدت طولانی روی موضوع انحصار رسانه ها کار کرده ایم: قبلاً در برنامه ملانشون در سال ۲۰۱۲ به آن پرداخته شد و ده سال بعد شاهد ایجاد یک هیولای سیاسی بودیم. وینسنت بولوره – یکی از میلیاردرهایی که بخش بزرگی از رسانه های فرانسوی را در اختیار دارد – زمور را به این شهرت رساند و توانست یک فاشیست را به عنوان نامزد اصلی این انتخابات تحمیل کند. این یک مشکل بسیار جدی و یک تهدید واقعی برای دموکراسی است که بتوان یک نامزد ریاست جمهوری را به این شکل پیش انداخت. بنابراین، ما باید این انحصار رسانه ای را بشکنیم و همچنین فضاهای رسانه ای چپ در فرانسه را که نسبتاً ضعیف هستند، بازسازی کنیم.

 

ما به پایان جمهوری پنجم رسیده ایم و این انتخابات فرصتی است برای بازنگری کامل آن.

اما پشت این، بحران عمیق‌تری در نظام دموکراتیک ما وجود دارد و قدرت‌ در دستان یک نفر متمرکز شده است، رئیس‌جمهوری که هر پنج سال یک بار به او رأی می‌دهیم و هیچ قدرتی برای کنترل او نداریم. این موضوع در دوران ماکرون تشدید شده است، زیرا او بدون شفافیت یا پاسخگویی، حتی در بحبوحه همه‌گیری که هنوز ادامه دارد، به تنهایی تصمیم می گیرد. در مواجهه با مهم‌ترین انتخابات نظام ما، او تمایلی به ورود به بحث ندارد.

به همین دلیل است که ما می خواهیم نظام دموکراتیک خود را به طور کامل بازسازی کنیم. ما یک جمهوری ششم را می خواهیم، ​​به عنوان راهی برای بازپس گیری کنترل سیاست و همچنین پاسخ به خشم فزاینده و کناره جویی بسیار زیاد مردم به دلیل اینکه دیگر خود را در سیستم دموکراتیک فعلی احساس نمی کنند. ما خواهان فرآیندی برای بازنویسی قانون اساسی هستیم تا مردم فرانسه به طور جمعی مسئولیت قواعد بازی را بر عهده بگیرند. این می تواند به معنای بازسازی مجدد دموکراسی ما باشد.

این به معنای دادن حقوق جدید به شهروندان است، مانند اینکه بتوانیم همه پرسی را به ابتکار خود شهروندان برگزار کنیم، همانطور که جلیقه زردها خواستار آن بودند. اینکه بتوانیم مقامات منتخب را زمانی که رای دهندگان از آن ها راضی نیستند تعویض کنند. ما نقش عمیق تری برای مجامع محلی و شهرداری ها در برنامه ریزی زیست محیطی و مدیریت کالاهای مشترک قائلیم. به طور خلاصه، ما می خواهیم دموکراسی را که به نظر می رسد در سال های اخیر به طور فزاینده ای از ما دور شده است، مجدداً به دست بیاوریم. ما به پایان جمهوری پنجم رسیده ایم و این انتخابات فرصتی است برای بازنگری کامل آن.

منبع سایت ژاکوپن!

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©