Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰ برابر با ۱۷ ژانويه ۲۰۲۲
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : جمعه ۲۳ فروردين ۱۳۹۲  برابر با ۱۲ آوريل ۲۰۱۳
تاچر هم در گذشته دشمن نیروهای کار بوده است و هم امروز

تاچر هم در گذشته دشمن نیروهای کار بوده است و هم امروز

 

علی علیزاده

 

در چند روز گذشته و درپی مرگ تاچر صحنه‌ کوچکی موقتا برپاشده است برای بازاجرای نمادین و کلامی نبرد نیروهای اجتماعی که آخرین بار در دهه هشتاد میلادی به مصاف یکدیگر رفتند. از زمان آن نبرد سرنوشت‌ساز، تعادل نیروها بازهم بیشتر به زیان نیروهای بازنده، یعنی نیروهای کار، تغییر یافته است. در نقطه ای که نیروهای واپس‌گرای تاریخ (تاریخ به مثابه سرمایه) در شرایط ضعف و حالت تدافعی بودند (در پایان دهه هفتاد میلادی و پس از سلسله اعتصابات فلج کننده معروف به زمستان نارضایتی در بریتانیا) تاچر به مثابه فرمانده‌ جنگی قدرتمندی ظهور کرد. بدون شخص تاچر آن نبرد، چه در ابعاد داخلی بریتانیا و چه در ابعاد جهانی آن (پایان بلوک استبدادی شرق و سلطه نئولیبرالیسم) به فرجامی چنین ظفرمندانه برای نیروهای سرمایه نمی‌رسید.

 

باید این اعتبار را به تاچر داد که او جوهری صادقانه تر به سیاست واقعی قدرت داد و از اعتراف به اینکه سیاست شکلی از جنگ است طفره نرفت. با از میان بردن نظام تامین اجتماعی، یعنی قرارداد اجتماعی پس از جنگ جهانی دوم میان نیروهای کار و طبقات حاکم، تاچر درواقع آتش‌بس میان طبقات را ملغی کرد و به شکلی صریح نزاعی اجتماعی پس از نزاعی دیگر را مهندسی کرد. پس از شکست تاچر در آخرین این نزاع‌ها در سال ۹۰ میلادی حزبش ریاکارانه او را تروری سیاسی کرد و سیاست از آن پس، هم توسط محافظه‌کاران و هم حزب کارگر تونی بلر، به شکل تقیه‌ وار پیشین بازگشت و باز پشت حجابی دروغین به نام توافق اجتماعی مخفی شد. حقوق به یغما رفته نیروهای کار، یعنی غنایم جنگی فتح شده به دست تاچر، اما هرگز بازپس داده نشد.

 

تاچر در مبارزه‌اش خود را از هیچ سلاحی محروم نکرد. او جنگ طلبی و تهییج عواطف میهن پرستانه را جایی که نیاز دید استفاده کرد (جنگ فالکلند)، حزب خود و کلیت نظام سیاسی موجود را هرجا لازم دید دور زد و مستقیم به آرایش نیروهای اجتماعی وفادار به خود پرداخت (یعنی پوپولیسم کلاسیک)، در ساختن ایدئولوژی فراگیر و ملی از عمیق ترین زوایای فراموش شده ساختار اجتماعی بریتانیا، یعنی اخلاق سخت کاری پروتستانیزم بهره برد. و مهمترین اینکه با تزریق خودآگاهی کاذب مفهوم طبقه را به کل به هم ریخت و این فریب را رایج کرد که <اکنون ما همه طبقه متوسط هستیم>. اینچنین، تعادل نیروها را در جایی که طبقات کارگر دست بالا را داشتند و از سنت مبارزاتی صدساله ای برخوردار بودند به نفع خود به هم زد. برای چنین تاکتیکی با سرمایه داری بانکی متحد شد و از مفهوم وام و اعتبار بانکی کمک گرفت.

 

تاچر هم در گذشته دشمن نیروهای کار بوده است و هم امروز. او نمرده و در هر زاویه ای از بافت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جهان امروز زنده‌ است. اما بیشتر از تخلیه روانی زودگذر ماحصل کینه توزی و نفرت بر جنازه او، نیروهای شکست خورده کار، نیازمند یادگیری متواضعانه از او هستند. یادگیری پوپولیسم و عملگرایی توامانش، خطرپذیری و شهامت او، و قساوت او در اجرای خشونت سیاسی و حقوقی و اجتماعی در زمان لازم. یادگیری آنکه تاکتیک را به جای استراتژی اشتباه نگیرند و از اصول بت نسازند. دیر یا زود بزنگاه‌هایی در تاریخ هویدا خواهند شد و دروازه‌های تاریخ خود را برای ورود دوباره نیروهای کار به عرصه سیاست واقعی قدرت باز می کنند. درس‌هایی که از تاچر می‌توان گرفت برای جنگ پیش رو با او، با دشمن، ضروری هستند.

20 فروردین 1392

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2022 Copyright: All rights reserved