Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
جمعه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۳ برابر با  ۱۶ می ۲۰۱۴
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :جمعه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۳  برابر با ۱۶ می ۲۰۱۴
سکوت را بشکنیم

 

سکوت را بشکنیم

علائم یک جنگ جهانی جدید در حال ظهور است

جان پیلجر

ترجمه آزاده ارفع

 چرا باید تهدید یک جنگ جهانی دیگر را به نام خودمان تحمل کنیم؟  چرا باید اجازه دهیم دروغ هائی که چنین خطری را توجیه می کنند گفته شوند؟ "هارلد پینتر" نوشته بود ما را چنان زیرکانه و ظریف از طریق تلقین خواب کرده اند که حتی زمانی که واقعیتی در حال وقوع است منکر کامل آن می شویم آن هم به گونه ای که گویا هرگز چنین واقعیتی وجود خارجی نداشته است."

"ویلیام بلوم"(William Blum) تاریخ نگار آمریکائی هرساله "خلاصه ای روزآمد شده از ترازنامه سیاست خارجی آمریکا را" منتشر می سازد. بر اساس این داده ها  از سال  1945  به این سو دولت آمریکا تلاش کرده است  پنجاه حکومت ، که بسیاری از آن ها به طور دمکراتیک انتخاب شده بودند، را سرنگون کند؛ به شکل وسیعی در انتخابات  30 کشور دخالت کند؛ مردم غیرنظامی 30 کشور را بمباران کرده است؛ از سلاح های بیولوژیک و شیمیائی استفاده کرده است؛ و تلاش کرده است رهبران کشورهای خارجی را ترورکند.

در بسیاری از این  موارد دولت انگلیس همکار دولت آمریکا بوده است. در غرب، علیرغم وجود پیشرفته ترین وسائل ارتباط جمعی جهان وآزادترین شرایط اسمی برای کار روزنامه نگاری، مصائب انسانی ناشی از این سیاست ها، حال اگر حتی جوانب جنایت کارانه آن ها را به کنار بگذاریم،  کمتر شناخته شده است .این واقعیت که بیشترین قربانیان تروریسم- تروریسم "ما"- مسلمان هستند چیزی نیست که قابل گفتن باشد. این که جهادگرائی افراطی که به یازدهم سپتامبر انجامید خود به سلاحی برای پیش برد سیاست انگلو ساکسون مبدل شد(عملیات حمله به افغانستان تحت عنوان Operation Cyclone ) نیز باید حذف شود. درآوریل امسال وزارت کشور آمریکا اعلام کرد که در نتیجه عملیات ناتو  در سال 2011 ،اکنون" لیبی به یک منطقه امن برای تروریسم" مبدل شده است.

سال هاست که اسم دشمن"ما" از کمونیسم به اسلامیسم تغییر یافته است، اما این اسلام گرائی نامی است برای هر جامعه ای مستقل از قدرت های غربی و دارای سرزمینی که یا از نظر استراتژیک حائژ اهمیت است و یا دارای منابع غنی زیرزمینی است. رهبران این کشورهای مزاحم معمولاً از طریق توسل به قهر برکنار می شوند مانند دمکراتی همچون محمد مصدق در ایران و سالوادور آلنده در شیلی و یا مانند پاتریس لومومبا در کنگو به قتل می رسند. همه آن ها درکارزارهای رسانه های غربی به کاریکاتور مبدل شده و یا مورد فحاشی قرار می گیرند- به یاد بیاوریم فیدل کاسترو، هوگو چاوز و حالا هم ولادمیر پوتین.

نقش واشنگتن در اوکراین تنها از نظر نتایجی که برای ما دارد متفاوت است. برای اولین بار از زمان ریگان، دولت آمریکا تهدید می کند که جهان را به جنگ خواهد کشاند. در حالی که اروپای شرقی و بالکان به خط مقدم پایگاه های نظامی ناتو مبدل شده است آخرین " دولت  حائل" که در مرز روسیه قرار دارد در حال تکه تکه شدن است. ما در غرب از نئو نازی ها در کشوری حمایت می کنیم که نازی هایش از هیتلر حمایت کردند.

تلاش واشنگتن، که کودتای ماه فوریه علیه حکومت به طور دمکراتیک انتخاب شده کی یف را کارگردانی کرده بود، برای دست یابی به پایگاه دریائی تاریخی و مشروع روسیه در آب های گرم با شکست روبرو شد. روس ها از خودشان دفاع کردند هم چنان که همین کار را در یک قرن گذشته علیه همه تهدیدها و تجاوزات از سوی غرب انجام داده اند.

  محاصره نظامی ناتو اما تسریع می شود و همراه با آن حملات به روسی تبارانی که توسط آمریکا کارگردانی می شود. اگر پوتین را بتوان تا آن حد تحریک کرد که برای کمک به روسی تباران وارد اوکراین شود در آن صورت نقش او به عنوان یک  هیولای منفورمی تواند توجیه کننده راه اندازی جنگ چریکی توسط ناتو باشد، جنگی که می تواند تا درون روسیه نیز گسترش یابد.  

 اما پوتین جنگ طلبان را از طریق همراهی  خود با واشنگتن و اتحادیه اروپا سردرگم کرده است؛ از طرق بیرون بردن نیروهای نظامی روسیه از مرز اوکرائین و تشویق روسی تباران در شرق اوکراین برای آن که از انجام رفراندوم تحریک آمیز آخر هفته صرفنظر کنند. این روسی زبانان و کسانی که به دو زبان صحبت می کنند- و یک سوم مردم اوکراین راتشکیل می دهند- خواهان یک فدراسیون دمکراتیک هستند که منعکس کننده تنوع قومی باشد؛ فدراسیونی که هم خودمختار است و هم مستقل از روسیه. اکثر آن ها نه " جدائی طلب" هستند و نه "شورشی"بلکه شهروندانی هستند که می خواهند با امنیت در کشور خودشان زندگی کنند.  

مانند ویرانه های عراق و افغانستان، اوکراین هم به مرکز عملیات"سی. ای.اِ"( CIA) و " اف. بی.ای"( FBI) تحت رهبری " جان برنان"( John Brennan) رئیس "سی. ای.اِ"  در کی یف مبدل شده است که درآن " یکان های ویژه" "سی. ای.اِ" و" اف. بی.ای" مشغول برپائی "ساختارهای امنیتی"  می باشند که حملات وحشیانه به همه کسانی که مخالف کودتای فوریه هستند را سرپرسی می کنند. ویدئوها را  نگاه کنید و گزارش های شاهدان عینی درباره آتش سوزی "اودسا" در این ماه را به خوانید. اراذل و اوباش فاشیست، دفتر مرکزی اتحادیه ها را به آتش کشیده و 41 نفر که در داخل آن به تله افتاده بودند را سوزاندند. به پلیس هائی که در همانجا ایستاده اند نگاه کنید. دکتری می گوید او تلاش کرده بود مردم را نجات دهد،" ولی نازی های رادیکال اوکراینی مرا متوقف کردند. یکی از آن ها مرا گستاخانه کنار زد و گفت قول می دهد که من و سایر یهودی  های اودسا به زودی به همین سرنوشت گرفتارشوند.... من در شگفتم که چگونه تمامی دنیا سکوت اختیارکرده است."

روسی زبانان اوکراین برای بقاء مبارزه می کنند. هنگامی که پوتین اعلام کرد قوای نظامی روسیه از مرزها عقب کشیده شده اند، وزیر دفاع دارودسته حاکم در کی یف- که یکی از اعضای موسس حزب فاشیست"اسوابودا(Svoboda) می باشد- با رجز خوانی اعلام کرد حملات به "شورشیان" ادامه پیدا خواهد کرد. تبلیغات درغرب، به سبک اُورولی(Orwellian style) این واقعیت را معکوس کرده و مانند"ویلیام هیگ"ادعا می کند که مسکو" درگیری و تحریکات را کارگردانی می کند". القاء این نگرش مغرضانه" ویلیام هیگ" هم تراز است با تبریکات مضحک اوباما در پس از حوادث "اودسا" به دارودسته کودتا گر کی یف که از نظر اوباما "بردباری شایان تحسینی" از خود نشان دادند. "اوباما"  دارودسته غیرقانونی حاکم در کی یف با غلبه فاشیست ها را دولتی می داند که بر اساس مقررات انتخاب شده اند. هنری کسینجرگفته بود حقیقت مهم نیست  مهم آن است که چه چیزی باید به عنوان حقیقت فهمیده شود. در رسانه های آمریکا قساوت اودسا به یک" حادثه تاریک " و "تراژیک" تقلیل داده می شود که در آن " ناسیونالیست ها"( نئونازی ها) به  " جدائی طلبان" ( کسانی که برای تبدیل اوکراین به یک نظام فدرال امضاء جمع آوری می کردند) حمله کردند. " وال استریت ژورنالِ" وابسته به "روبرت مردوخ" با عنوان " حکومت اوکراین می گوید آتش سوزی مرگ آور احتمالاً توسط شورشیان برافروخته شده است" به لعن و نفرین قربانیان می پردازد. تبلیغات در آلمان شکل کاملاً جنگ سردی به خود گرفته و روزنامه " فرانکفورتر الگمانیه سایتونگ" به خوانندگان خود درباره" جنگ اعلام نشده توسط روسیه" هشدار می دهد.برای آلمانی ها، پوتین به عنوان تنها رهبری که درباره خطر فاشیسم در قرن بیست و یکم در اروپا هشدار می دهد یک طنز تلخ است.

 

این بدیهه گوئی که " دنیا پس از یازدهم سپتامبر دگرگون شده است" امروز همه جا بر سر زبان هاست. ولی چه چیزی دگرگون شده است؟ بر اساس گفته " دانیل الزبرگ"( Daniel Ellsberg) افشاگر بزرگ، یک کودتای ساکت در واشنگتن به وقوع پیوسته و میلیتاریسم جای پای خود رامحکم کرده است. پنتاگون در حال حاضر در 124 کشور" عملیات ویژه" یا جنگ های مخفی را در دست هدایت دارد. در داخل آمریکا، هم فقر رو به افزایش و هم خونریزی آزادی، حاصل تاریخی این وضعیت جنگ دائمی است. باید خطر جنگ اتمی را نیز  به همه این ها اضافه کرد و در آن صورت البته این سئوال مطرح خواهد شد که : ما چرا باید این وضعیت را تحمل کنیم؟

 

سیزدهم مه 2014

منبع وب سایت جان پیلجر   http://johnpilger.com/

برگردان آزاد از آزاده ارفع

 پنجشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۳ برابر با ۱۵ می ۲۰۱۴

جان پیلجر خبرنگار، نویسنده و مستند ساز سرشناس استرالیائی است. مقالات او در روزنامه های متعددی مانند گاردین، ایندپندت، نیشین و بسیاری دیگر از روزنامه ها و سایت ها منتشر می شود. در این مقاله جان پیلجر به نقد سیاست های آمریکا و غرب در قبال بحران اوکراین وخطرات ناشی از این بحران برای صلح جهانی پرداخته است. این مقاله ابتدا در نشریه گاردین چاپ شده و سپس  در بسیاری از سایت های چپ نیز انتشار یافته است.

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©