Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۹ برابر با ۲۶ اکتبر ۲۰۲۰
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : جمعه ۵ تير ۱۳۹۴  برابر با ۲۶ ژوئن ۲۰۱۵
مکثی بر واکنش های حضور زنان در ورزشگاه

مکثی بر واکنش های حضور زنان در ورزشگاه

نگار محسنی

هفته پیش همزمان با برگزاری مسابقات والیبال ایران و آمریکا در ورزشگاه دوازده هزار نفری آزادی در گفتارم در تلویزیون راه کارگر تاکید کرده بودم که آمدن یا نیامدن به ورزشگاه آزادی فقط یک عرصه و یک مورد از مبارزه طولانی و دشوار زنان علیه رژیم فاسد مردسالار حاکم به حساب می آید. تاکید دیگرم بر وسعت حوزه های رویارویی زنان با حاکمیت و زمان و مکان ومواردش بود. حالا که یک هفته از این ماجرا گذشته و واکنش ها مطرح شده است، می توان با مکث بر این واکنش ها نکاتی مهم را یادآور شد.

این واقعیت که لشکرکشی کردند؛ پلیس اسب سوار آوردند؛ همه جا را بستند؛ و عملا جز یازده زن که آنها هم سازماندهی شده بودند، سایر زنان نتوانستند در ورزشگاه حاضر شوند، توحش حزب الله و چهره داعشی مسلک دلواپسان و سازشکاری اعتدالیون را نشان می دهد، اما شکستی برای مبارزات زنان به حساب نمی آید. هیچ کس محق نیست که مبارزه سراسری زنان در زمینه های مختلف حضور اجتماعی را در یک حرکت، یک مورد و یک بازه زمانی خیلی کوتاه محدود کند و از این محدودیت نتیجه عمومی و از نظر زمانی نامحدود بگیرئ. به کوری چشم جناح دلواپسان و آن دلالانی که به سادگی آب خوردن ابتدایی ترین حقوق زنان را به همین دلواپسان می فروشند تا با آنها درگیر نشوند، مبارزه زنان علیه خط قرمزهای حکومت به شکلی روزمره ادامه دارد و هر جا که موقعیت و شرایط اجازه دهد جنبه نافرمانی مدنی هم به خودش می گیرد.

جلوگیری از حضور زنان در ورزشگاه آزادی به بهانه "مغایرت با اسلام" یک هدف دیگر هم داشت که با اطاعت کامل جناح روحانی به دست آمد. آن هدف دیگر هم این بود که به زنان ایران یادآوری کنند که با امید بستن به جناح روحانی فکر نکنند که می توانند به شیوه خزنده و به آرامی حقوق شان را به دست آورند؛ برعکس! این حقوق را هر چه بیشتر از دست خواهند داد. مثلا تا همین اواخر حضور در ورزشگاه برای دیدن مسابقات والیبال منعی نداشت، ولی از لحظه ای که امنیتی ها و قشریون داعشی مسلک به این نتیجه رسیدند که حضور زنان در مسابقات والیبال ممکن است مقدمه حضور گسترده تر آنها در حوزه های دیگر اجتماعی شده و در زنان جسارت تعرض و پیشروی ایجاد کند، یک باره این حضور را مغایر اسلام اعلام کردند. این که دولت روحانی حتی سر ابتدایی ترین حقوق زنان سر سوزنی استواری نشان نمی دهد دلایل روشنی دارد و اصلا عجیب یا غیرعادی نیست. دولت روحانی بیرون از بایدها و نبایدهای همان دستگاههای مخوف آدمکشی و جنایت که دولت واقعی ولایت فقیه هستند، اصولا قدرت چندانی ندارد که بخوا هد بر آن استوار بایستد. وظیفه روحانی این بود که با وعده رفع تبعیض به زنان رای شان را به نفع حاکمیت مصادره کند و حداقل بخشی از زنان را نسبت به رژیم ضد زن جمهوری اسلامی متوهم نگه دارد. او به مجرد این که خرش از پل انتخابات گذشت، دیگهر جز مشتی اقدامات توخالی نمایشی قرار نبود کار دیگری صورت دهد. زنان ایران تا زمانی که جنبشی مستقل و فراگیر از خود نداشته باشند؛ تلاش ها و مبارزات شان به هدر می رود، مصادره می شود و تاثیراتش محدود می گردد. جلوگیری از حضور زنان در ورزشگاه قبل از همه نشان داد که حتی بر سر ابتدایی ترین حقوق زنان هم نمی توان به جناح های جمهوری اسلامی امید بست. خوب است آنان که بعد از سر کار اومدن دولت روحانی سریع کفش و کلاه کردند که "منشور حقوق شهروندی" حسن روحانی را در حوزه زنان تصحیح کنند، حالا فکری به حال توهم شان بکنند.

واکنش ها نسبت به حضور زنان در ورزشگاه یک جنبه دیگر هم داشته است که اشاره به آن ضروری است. درست در حالی که حزب الله عربده می کشید و زنان را به خاطر علاقه به حضور در ورزشگاه "هرزه" می نامید و سخنگوی دولت زنان را به سرکوب قوه قضاییه تهدید می کرد، این طرف بعضی از تریبون داران دنیای ماهواره ها، برای کشاندن زنان به ورزشگاه در روز جمعه هفته گذشته، دست به تبلیغات زدند. ظاهرا محاسبه شان هم این بود که اگر زنان در ابعاد گسترده در ورزشگاه حضور پیدا کنند، یک امتیاز سیاسی نصیب شان می شود و می توانند بعدا به خود مدال بدهند که زنان به فراخوان آنان بود که به ورزشگاه آمدند. حالا اگر گله حزب الله ریخت و زنان را ضرب و شتم کرد و نیروهای سرکوبگر دستگیری های گسترده صورت دادند؛ باز هم فراخون دهنده گان جایی امن و آسوده در خارج از کشور داشتند و و قرار نبود به کهریزک فرستاده شوند یا زندان زنان در قرچک ورامین، که هفته پیش خبر اومده بود که چهار روز آب نداشته و زنان زندانی را به شلاق زنی تهدید کردند. از جهت دیگر اگر زنان به فراخوان های تریبون داران خارج کشوری اهمیت ندادند، باز وجهه ضد رژیمی فراخوان دهندگان از نظر خودشان به هر حال حفظ می شد. بیرون گود نشستن و فرمان دادن، توهم این که تریبون های ماهواره ای ستادهای راه اندازی انقلاب است و گردانندگان شان فردا جای خمینی، خامنه ای و روحانی را می گیرند؛ تصور این که جنبش های مختلف اجتماعی، هویت مستقل طبقاتی و اجتماعی ندارند و می توان با انگشت اشاره و به ضرب تبلیغات راه دور مردم را به خط کرد، تصوراتی هم سرنوشت با تصورات همین جناح های رژیم جمهوری اسلامی هستند. برای جناح های جمهوری اسلامی استقلال جنبش های اجتماعی اصولا وجود و موضوعیت ندارد. هر چه هست سرکوب و قیم مآبی و مصادره نارضایتی مردم است. پذیرش استقلال جنبش های اجتماعی و طبقاتی مستلزم این است که از همه شکل های قیم مآبی فاصله بگیریم. ایجاد تشکل مستقل را در مبارزات زنان نقطه عزیمت قرار دهیم و اجازه دهیم کنشگران واقعی این جنبش ها بیانگران مطالبات شان باشند. از این منظر می توان به رهایی زن نگاه کرد. و به نظرم باید کرد.

پنجشنبه ۴ تير ۱۳۹۴ برابر با ۲۵ ژوئن ۲۰۱۵

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2020 Copyright: All rights reserved