Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۹ برابر با ۲۶ اکتبر ۲۰۲۰
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : جمعه ۵ تير ۱۳۹۴  برابر با ۲۶ ژوئن ۲۰۱۵
سرکوب بیشتر همراه با خفقان خبری راهکار حاکمیت برای مقابله با گسترش اعتراضات کارگری

سرکوب بیشتر همراه با خفقان خبری

راهکار حاکمیت برای مقابله با گسترش اعتراضات کارگری

رضا سپیدرودی

با ادامه اعتراضات کارگری، فاز برخورد نیروهای یگان ویژه و ماموران لباس شخصی با کارگران معترض و سانسور کامل اخبار این درگیری ها شروع شده است. برخورد نیروهای سرکوبگر یگان ویژه با کارگران ذوب آهن اردبیل و یورش ماموران لباس شخصی و امنیتی به کارگران کارخانه فارسیت لرستان در مقابل وزارت کار در تهران و اخراج کلیه کارکنان واحد اخبار کارگری خبرگزاری ایلنا از سوی مدیرعامل این خبرگزاری به نیابت از خانه کارگر و وزارت کار نمونه هایی از این برخوردها در هفته گذشته هستند. همان کسانی که وعده آزادی ایجاد تشکل های صنفی را مطرح کرده بودند، اکنون از صدور احکام شلاق و زندان هم فراتر رفته و یورش علنی به اجتماعات اعتراضی کارگران را در پیش گرفته اند. ضرب و شتم وحشیانه کارگران گرسنه و بازداشت آنها به خاطر طلب حق، پاسخ واقعی طبقه سیاسی حاکم به مزد و حقوق بگیران کشور ماست. جلوگیری از انتشار اخبار سرکوب ها هم اگر چه در فرایند مجزایی مطرح شده بخشی از همین سیاست به شمار می رود. این برخوردها تصادفی نیستند. باید انتظار داشت در عین تلاش در استفاده از همه اهرم ها و ابزارهای ممکن برای مقابله با کارگران، پا به پای گسترش بیشتر اعتراضات کارگری، سرعت، شدت و خشونت سرکوب ها هم بیشتر شود. دامنه سرکوب دستمزدها، و کلا انباشت مطالبات مزد و حقوق بگیران کشور به گونه ای است که در شرایط بحران زده فعلی هرعقب نشینی جدی حاکمیت با احتمال دامن زدن موج تازه و نیرومندتری از مطالبه خواهی مواجه است در چنین شرایطی سرکوب بیشتر همراه با خفقان خبری راهی است که جمهوری اسلامی در پیش گرفته است. روشن است که در برابر سرکوب مزدبگیران کشور نمی توان و نباید سکوت کرد. در این زمینه همه ما، در هر کجا و هر موقعیتی که هستیم مسئولیم. وسعت سرکوب ها و حرکتش به سمت سازمان گران طبیعی اعتراضات تدافعی کارگری ناچارا چهره و کارکرد اقدامات حمایت گرانه را نیز دگرگون می سازد. یکی از محورهای این دگرگونی چاره اندیشی و امکان سازی در جهت حمایت از کارگران زندانی و خانواده های آنهاست. سرکوب ها همه فعالان کارگری، تشکل های مستقل، محافل کارگری و حامیان جنبش کارگری را در داخل و خارج از کشور ناچار می سازد تا از سطح حمایت از فعالین شاخص کارگری فراتر روند. آرزوی همه فعالان کارگری، خواه از هر گرایشی این است که طبقه کارگر بتواند متحد شود و مانند سدی استوار در برابر تجاوز بیشرمانه این حاکمیت به حق کار و زندگی انسانی اش بایستد، ولی آرزوی کلی را نمی توان جایگزین این واقعیت تلخ کرد که مشتی جنایتکار اجیر شده، هم طبقه ای های گرسنه ما را ضرب و شتم می کنند. گفتن این که کارگران باید متحد شوند و در مقابل سرکوب حاکمیت و کارفرمایان بایستد و به سمت اتحاد بزرگ طبقاتی حرکت کنند لازم است، ولی پاسخی مشخص به وضعیت فعلی نیست. در وضع کنونی باید راه هایی پیدا کنیم که بی چهره گی کارگران سرکوب شده و بی صدایی این کارگران پایان یابد. باید بتوان حلقه محاصره نامرئی نیروهای امنیتی به دور این زحمتکشان عاصی و گرسنه را درهم شکست و صدای این کارگران، وضع خانواده ها و شرایط واقعی زندگی آنان را هر چه وسیع تر رسانه ای کرد. چرا کارگرانی که در چادرملو حکم شلاق گرفتنند شناخته شده نیستند؟ چرا کارگرانی که به خاطر اعتراض به دستمزدهای معوقه از کار اخراج شدند هیچ جا شناخته شده نیستند؟ چرا ما اسامی کارگران دستگیر شده ذوب آهن اردبیل را نمی دانیم؟ چرا از خود نمی پرسیم که وقتی کارگران کارگران کارخانه فارسیت در مقابل وزارت کار در تهران می گویند: ما گرسنه ایم، چطور خود را به تهران در مقابل وزرات کار رسانده اند؟ چرا نمی پرسیم وقتی اعتراض این کارگران از یک هفته هم بیشتر می شود، این کارگران اعتصابی در ساعات غیر اداری به کجا می روند و چه وضعی دارند؟ چرا باید جلوی میله های همان خیابان محل اعتصاب بخوابند؟ یا برای خوابیدن به بهشت زهرا بروند؟ آیا این امکان، حتی در شکل مختصر، فراهم نیست که فعالان مستقل کارگری سرپناهی موقت برای این هم طبقه ای های دردمندشان در شهری غریب فراهم کنند؟ آیا نمی شود ارتباط هایی انسانی بوجود آورد که حداقل بتوان وضع این کارگران را در فرصت های دیگر پیگیری کرد؟ پاسخ به این سوال ها می تواند نمونه های کوچک عملی و کم هزینه از همبستگی طبقاتی را پایه ریزی کند. در واقع باید بتوانیم در برابر هر گامی که دشمنان طبقه ما، از خانه کارگر و وزارت کار و سایر ارگان های فریب و سرکوب حاکمیت و کارفرما برای دهن بند زدن به کارگران و مسکوت گذاشتن سرکوب آنها صورت می دهند، ما هم گام های مشخصی در مسیر همبستگی طبقاتی، ارتباطات انسانی و سازمان گرانه، درهم شکستن سد سانسور و مستندسازی و تصویر پردازی واقع گرایانه از موقعیت هم طبقه ای های دردمند و گرسنه مان برداریم. اگر می خواهند همین صدای نارسایی را هم که از وضعیت کارگران و اعتراضات کارگری از طریق بخش کارگری خبرگزاری ایلنا به شکل متقاطع می رسیده است خفه کنند، همه جا هسته های شهروند/خبرنگار را از میان فرزندان جوان و تحصیل کرده طبقه ما سازمان دهیم و به کمک شبکه های اجتماعی توطئه سرکوب هم طبقه ای های ما در سکوت را درهم بشکنیم.

دومین محور دگرگونی، ناشی از وسعت گرفتتن سرکوب ها، به فعالیت های حامیان جنبش کارگری در خارج از کشور برمی گردد. نمی توان در حالی که چماقداران حاکمیت، به جان کارگران گرسنه افتاده اند به دادن شعارهای کلی در مورد اهمیت جنبش کارگری اکتفا نمود و گریبان خلاص کرد. نمی توان در برابر سرکوب ها سکوت کرد و همچنان خود را متعلق به جنبش کارگری دانست. ما به حکم جایگاه طبقاتی و باورهای مان موظفیم پا به پای مستند سازی سرکوب برادران و خواهران هم طبقه ای مان در داخل کشور صدای رنج و مقاومت و پژواک مطالبات آنها باشیم؛ موظفیم در خارج از کشور فعالیت ها و آکسیون های حمایتی موثر راه بیاندازیم. موظفیم فرقه گرایی، خودمحوربینی و برج عاج نشینی را کنار گذاشته و با وسیع ترین نیرو از مبارزات جاری کارگری در ایران حمایت کنیم. یادمان باشد که مبارزه برای سوسیالیسم با پیوستن خیل عظیم کارگران به برج های عاج رفیع و مقدس ما نیست که برافروخته می شود با پیوستن ما به مبارزه طبقاتی واقعی و جاری اکثریت عظیم کارگران و زحمتکشان و کمک به سازمان یابی و ارتقا همین مبارزه است که امکان پذیر می شود. کارگران نیستند که برای ما هستند، ما هستیم که باید برای کارگران باشیم. یادمان باشد که برای دفاع از کارگران شلاق خورده، ضرب و شتم شده؛ شکنجه شده، زندانی شده، بیکار شده و آواره شده، نمی توانیم بر طیف خاصی از "حقوق بشری" های خارج کشوری حساب باز کنیم. چون در قاموس این طیف، کارگر بشر به حساب نمی آید. آنها که با بودجه مالی نهادهای وابسته به امپریالیسم می خواهند به ما آموزش اینترنتی دموکراسی و حقوق بشر بدهند و پاتوق فکری و تبلیغاتی شان اغلب رسانه های همین کشورهای امپریالیستی است، کسانی که هم عنوان فعال حقوق بشر را برازنده خود می دانند و هم دست شان هنوز در کاسه خون آلود جناحی از همین رژیم است، حقوق بشر در قاموس شان حقوق واقعی بشر نیست، پروژه نان و آب دار است. این ما هستیم که باید کفش آهنی به پا کنیم و زنگ های وجدان های بیدار را همه جا به صدا دربیاوریم. این ما هستیم که وقتی طبقه ما در زیر تیغ سرکوب جمهوری اسلامی است باید آرام و قرار نداشته و در دفاع از کارگران و زحمتکشان پیشقدم باشیم.

پنجشنبه ۴ تير ۱۳۹۴ برابر با ۲۵ ژوئن ۲۰۱۵

 

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2020 Copyright: All rights reserved