Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
جمعه ۱۶ خرداد ۱۳۹۹ برابر با ۰۵ ژوئن ۲۰۲۰
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : شنبه ۲۰ تير ۱۳۹۴  برابر با ۱۱ جولای ۲۰۱۵
محیط زیست، غائب بزرگ برنامه ششم توسعه

محیط زیست، غائب بزرگ برنامه ششم توسعه

 

مازیار واحدی

 

صدر خبرهای زیست محیطی در هفته ای که گذشت، اعتراض هفتاد نهاد و تشکل زیست محیطی و حدودا همین تعداد از فعالین و کارشناسان محیط زیست، دانشگاهیان و خبرنگاران این حوزه به ادامه ساخت سد شفارود، که به گفته آنان سدّی ویرانگر خواهد بود، بود. این سدّ در شش کیلومتری جنوب غربی رضوانشهر و شصت و پنج کیلومتری شهر رشت بر روی رودخانه شفارود در حال ساخت است. سدّی که علاوه بر تاثیر مخرب و مستقیم بر وضعیت زندگی ساکنین روستاهای مجاور سدّ، تخریب صدها هکتار از بهترین جنگلهای باستانی هیرکانی در منطقه را هدف قرار داده است. نزدیک شدن این فعالین و نهادهای زیست محیطی به یکدیگر و اعتراض مشترک آنها به ساخت این سدّ ویرانگر تنها راهی است که می تواند رژیم را در اجرای چنین پروژه ای به عقب نشینی وادار کند. جلب حمایت مردم بومی و دیگر تشکلهای مستقل مردمی می تواند نیروی مقاومت مردم در برابر تهاجم رژیم به داشته های زیست محیطی را بالا ببرد.

این را از این روی می گویم که برنامه ها و عملکرد رژیم بخوبی نشان داده است که نه تنها عزم و اراده ای برای حفظ محیط زیست در رژیم اسلامی دیده نمی شود، بلکه خودِ رژیم دلیل اصلی بحران محیط زیستی است که دامان طبیعت و مردم نواحی مختلف کشورمان را گرفته است.

اجازه بدهید توجه شما را به گوشه ای از عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست جلب کنم. پلمپ چهار واحد آبکاری؛ پلمپ بخش غیرمجاز کارگاه بتون آماده در پاکدشت؛ دستگیری شکارچیان غیرمجاز در کاوه ده؛ دستگیری شکارچی غیرمجاز در پارک خجیر؛ بررسی موضوع کشته شدن خرس در فیروزکوه؛ آبرسانی از سد تالوار به همدان معطل اعتبار سیصد میلیارد تومانی؛ اخطار قانونی به بیش از سیصد واحد تولید آجر در استاد اصفهان؛ عدم وجود آب کافی در شهرهای مهاجرپذیر؛ بحران آب، دلیل مهاجرت و کوچ مردم؛ عدم اجرای قانون برای حفاظت از میراث فرهنگی؛ و نابودی پنجاه هکتار از مراتع کردستان بر اثر آتش سوزی از جمله خبرهائی است که نشان از عملکرد جمهوری اسلامی در روزهای گدشته می دهند. اگر بخواهیم یک جمع بندی از این رخدادها ارائه بدهیم، عموم این عملکردها ناشی از ضعف عملکرد رژیم و سازمان محیط زیستش در ایجاد زیرساخت های قانونی مورد نیاز یک جامعه مدرن، وجود خلاء قانونی، و زیرپا گذاشتن قانون توسط صاحبان سرمایه و قدرت می باشد.

اینکه چرا همه اینها رخ می دهند چندان هم غیرمترقبه نیست. در کدام ارگان و نهاد وابسته به رهبر؛ یا در کدام سازمان و وزارت خانه دولتی به قانون عمل می شود که ما انتظار داشته باشیم که در جامعه به آن عمل شود. در سیستمی که فساد به عنوان امری عادی در سطح کلانِ آن لانه کرده است، چگونه می توان انتظار داشت که نهادها و سازمانهای زیر مجموعه و پائین دست به قانون پایبند باشند.

از این که بگذریم، همه اینها تا آنجائی قابل بحث و بررسی است که بپذیریم قانونی وجود داشته است، ولی کسانی این قانون را زیر پا می گذارند. در حالی که مشکل در بخش کلان، و در حوزه روابط رهبری و قوای سه گانه خود را نشان می دهد. مشکل اصلی اینجاست. واعظان کاین جلوه بر محراب و منبر می کنند چون به خلوت می روند آنکار دیگر می کنند. سال گذشته خامنه ای فغان برآورد که با زمین خواری و کوه خواری مبارزه کنید و دعوی دفاع از محیط زیست کرد و خلاصه وافریادا که : "من آنم که رستم بود پهلوان" .

اما ببینیم که سه شنبه گذشته چه رخ داد. رهبر حکومت اسلامی سیاست های کلی برنامه ششم توسعه کشور را به رئیس جمهور ابلاغ کرد و رونوشت آنرا برای سران قوای دیگر و دفتر تشخیص مصلحت نظام هم فرستاد. ابلاغیه ای شامل هشتاد بند. رهبر در این هشتاد بند در مورد همه چیز حرف زده الا محیط زیست. مسایل محیط زیست، بحران آب و خشکسالی غایبان مطلق این ابلاغیه هستند. این در حالیست برای غالب بخش ها افزون بر اهداف کلی به برخی برنامه های جزئی و اجرایی هم اشاره کرده است. برای مثال، در بند دوازده با ابلاغ حمایت از تأسیس شرکت‌های غیردولتی برای سرمایه‌گذاری در میادین نفت و گاز کشور، به عدم مالکیت این میادین توسط این نوع شرکتها اشاره کرده است. غیبت سیاست روشن و مدون برای دفاع از محیط زیست در حالیست که در ماههای گذشته بارها هشدار داده شده است که خشکسالی بلندمدت و بحران آب، ایران را به سمت قهقرای برگشت ناپذیر به پیش می راند. ایران بیابانزاترین کشور جهان بوده و سالانه نزدیک به پنج میلیارد تن خاک خود را به واسطه فرسایش خاک از دست می دهد، یعنی سه برابر بیشتر از بالاترین نرخ جهانی. حتی وزیر نیروی همین رژیم هم پذیرفته که به واسطه بحران خشکسالی و فرونشست زمین و اتلاف منابع آب زیرزمینی، تا ده سال دیگر ممکن است کشاورزی به طور کامل در ایران تعطیل شود.

با توجه به بحرانی که محیط زیست کشور در آن قرار دارد، نه تنها در برنامه ششم هیچ توجهی از سوی رهبر به این وضعیت دیده نمی شود، بلکه بر عکس مواردی وجود دارد که به نظر می رسد یا در شرایط خلاء مطلق علمی نوشته شده و یا در ضدّیت با وضعیت موجود کشور.

برای مثال در بند بیست رهبر از دولت خواسته زمینه افزایش جمعیت روستاها و مهاجرت به این مناطق را ایجاد کند. حالا یکی نیست از ایشان بپرسد با کدام منابع آب؟ با کدام امکان توسعه فرصت های شغلی در شرایط خشکسالی؟

یا اینکه در بند پنجاه اشاره کرده که تا پایان برنامه ششم باید شمار گردشگران ورودی به ایران پنج برابر شود. هم اکنون بنا به ادعای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری سالانه پنج میلیون توریست به ایران می آیند. بر اساس این ابلاغیه شمار آنها باید به بیست و پنج میلیون نفر برسد. توجه کنیم که متوسط مصرف آب توسط گردشگران به طور معمول سه برابر شهروندان ساکن هر منطقه است. این جمعیت که بسیاری از آنها هم قرار است در فصل گرما به ایران بیایند با کدام منابع باقی مانده آب قرار است سیراب شوند؟

اما اوج ناآگاهی رهبر از وضعیت جامعه، تاکید مجدد ایشان بر سیاست افزایش جمعیت ایران است. در بند چهل و پنج ابلاغیه، رهبر به فرهنگ‌سازی و ایجاد زمینه‌ها و ترتیبات لازم برای تحقق سیاست‌های کلی در رابطه با افزایش جمعیت پرداخته است. با توجه به اثرات خشکسالی و بحران آب در ایران، حداقل این انتظار می رفت که رهبر از خواب بیدار شده و در تصمیم خود برای افزایش جمعیت تجدید نظر کند. گویا خواب رهبر سنگین تر از این حرفهاست. برنامه ششم نشان می دهد که وی کماکان برای افزایش جمعیت کشور مصمم و مصر است.

واقعیت این است برخورد جمهوری اسلامی با محیط زیست، فقط از روی بی اعتنایی ناشی نمی شود، یک تلاش پنهان و بلندمدت برای تغییر چشم انداز ایران است. تلاشی که از نگاه کالائی به طبیعت ناشی می شود. مادامی که این نگاه و سیاست برعملکرد مسئولین حاکم است، در بر همین پاشنه خواهد چرخید. اگر سیاست حاکم بر روحِ برنامهِ ششمِ ابلاغیِ رهبر به دولت ناشی از این سیاست نیست، پس به یقین رهبر "با بصیرت" در دنیائی سیر می کند که با واقعیت جامعه ما و وضعیت بحرانی ی که محیط زیست ما در آن قرار دارد، هزاران کیلومتر فاصله دارد. اگر چنین است که شایسته است که مردم، ایشان و هر فرد دیگری که برای خودش این حق را قایل باشد که می تواند بجای مردم تصمیم بگیرد را از اریکه قدرت پائین کشیده و قدرت را خود بدست بگیرند. این مسیری که محیط زیست در حاکمیت جمهوری اسلامی پیش گرفته، به قهقهرا می انجامد؛ و فردا بسیار دیر است.

جمعه ۱۹ تير ۱۳۹۴ برابر با ۱۰ جولای ۲۰۱۵

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2020 Copyright: All rights reserved