Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
سه-شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹ برابر با ۲۶ می ۲۰۲۰
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : شنبه ۲۰ تير ۱۳۹۴  برابر با ۱۱ جولای ۲۰۱۵
زمینه ها و دلایل واقعی نگرانی رهبران جمهوری اسلامی از رشد طلاق توافقی

زمینه ها و دلایل واقعی نگرانی رهبران جمهوری اسلامی از رشد طلاق توافقی

 

نگار محسنی

 

طلاق توافقی در جامعه ما گسترش پیدا کرده است. این را من نمی گویم، رییس کل دادگاه های عمومی و انقلاب تهران گفته است. او گفته اش را نیز به نگرانی خامنه ای از گسترش طلاق توافقی در دیداری که اخیرا مسوولان قوه قضاییه با وی داشته اند مستند کرده است. عباس پوریانی در جمع کارکنان قضایی مجتمع قضایی خانواده گفته است که "شاهد رشد طلاق های توافقی هستیم که خودش به یک معضل تبدیل شده است. پوریانی از این که زن و مرد در کمال تفاهم و توافق از هم طلاق می گیرند شاکی است. آدم بی اختیار از خود می پرسد این چه جور مقام قضایی است که از تفاهم و توافق میان زن و مرد بدش می آید. آیا اگرطلاق از طریق مشاجره، اختلاف، ضرب و جرج دو طرف و به اجرا گذاشتن مهریه، یا دخالت نابجای خانواده ها صورت بگیرد بهتر است؟ آیا بزور می خواهند جلوی طلاق را بگیرند؟ مسلما هیچ کس طرفدار انهدام خانواده نیست ولی فقط در ارزیابی مشخص از وضعیت مشخص است که نحوه کنش نسبت به طلاق روشن می شود.

در جامعه ما رشد طلاق بیشتر از همه نتیجه فشارهای شدید اقتصادی و ناتوانی خانواده ها از تامین حداقل های زندگی توام با آسایش است. در واقع سیاست های نظام جمهوری اسلامی عامل اصلی در گسترش طلاق است. بستر اصلی رشد طلاق سیاست هایی هستند که بمب بحران را در خانواده منفجر می کنند. اما از جهت دیگر همان آمادگی زن برای طلاق خود محصول رشد آگاهی و اعتماد به نفس در زنان می تواند باشد. در مجموع برای همه کس روشن است که وقتی فقر و فلاکت بیداد می کند، وقتی زوج های جوان شغل ندارند؛ سرپناهی مستقل از خود ندارند؛ به آنها وامی نمی دهند که حتی بتوانند وسایل اولیه زندگی را مهیا کنند؛ وقتی خانواده ها به قدری تحلیل رفته و فروپاشی انقدر گسترش پیدا کرده که بخش زیادی دیگر نمی تواننند شبکه حمایتی کارایی برای فرزندان تازه متاهل شان باشند، معلوم است که طلاق توافقی گسترش پیدا می کند. وقتی سیاست های جداسازی جنسیتی این قدر گسترده اعمال می شود، زنان را خانه نشین می کنند و سواد و تحصیلات زنان را به هیچ می گیرند؛ وقتی فشار فقر به حدی است که با یک نان آور دیگر نمی شود مخارج زندگی را گذراند و زن به عنوان نان آور دوم هم از امکان کار محروم می شود؛ زندگی مشترک حداقل معنا و جذابیت خودش را از دست می دهد. در چنین شرایطی طلاق توافقی معلوم است که گسترش پیدا می کند.

اگر سید علی خامنه ای و دستگاه قضایی اش حتی از طلاق های توافقی هم نگران هستند، ازسیاست های آپارتاید جنسیتی در مراکز آموزشی، از گسترش اجباری جمعیت، از بیرون کردن زنان از بازار کار و از خانه نشین کردن اجباری زنان دست بردارند، کارگاههای زیر پنج و ده نفر را دوباره مشمول قانون کار کنند! به زور و اجحاف در حق زنان پایان دهند! مانع حرکت، نشاط و حضور اجتماعی زنان نشوند! دولت بودجه مطالبات اجتماعی زنان را به حلق آخوندهایی که از تریبون های حکومتی برای اسید پاشی به زنان و حمله به کنسرت ها تحریک می کنند نریزد. سرکوب و تحقیر زنان پایان یابد و آزادی های پایه ای و اساسی زنان کاملا به رسمیت شناخته شود. کوتاه سخن : این حاکمیت گور خود را گم کند تا شرایط دگرگون شده و در بستر این دگرگونی موقعیت زنان و مردان و شکل های خانواده در شرایط آزاد متحول گردد. نگرانی خامنه ای و رییس کل دادگاه های عمومی و انقلاب تهران اما از جایی دیگر است. آنان حاضر نیستند که بپذیرند که تغییرات رابطه زن و مرد، اعم از خانواده یا هر شکل دیگر، اگر یک بخش آن ناشی از تغییرات اجتناب ناپذیر ناشی از شیوه رسوخ سرمایه داری پیرامونی در جامعه ماست، بخش دیگرش نتیجه سیاست های خودشان است. به همین دلیل است که فرافکنی نموده و به جای این که بدترین نوع پیوند میان مردسالاری و دین سالاری را در قالب موجودیت نظام زن ستیز جمهوری اسلامی یک پایه اصلی انهدام خانواده ها ذکر کنند، مدعی هستند که ماهواره ها عامل رشد طلاق هستند.

پوریانی می گوید: "امروز ماهواره ها و فضای مجازی در افزایش طلاق بویژه طلاق توافقی بی تقصیر نیستند، در واقع از طریق ابزار ماهواره، طلاق توافقی و فرهنگ غربی در میان زوجین رواج پیدا می کند." مقامات جمهوری اسلامی در واقع درست از رابطه بین آگاهی وگسترش طلاق توافقی است که وحشت زده اند. چون زوج هایی که به شیوه توافقی از هم جدا می شوند، معمولا به این درجه از آگاهی رسیده اند که علت بخش اصلی ناکامی های زندگی مشترک و اختلافات شان را مستقل از اراده و خصوصیات فردی خود، در زمینه های اقتصادی و اجتماعی حاکم بر جامعه ببینند. طلاق توافقی در عین حال معنایش این است که فرادستی قوانین و فرامین خشن و ضد انسانی مردسالارانه در عرصه حاکمیت و حقوق مدنی، دیگر همه جا توانایی حفظ تعادل نابرابر موجود در درون خانواده ها را به شکل سنتی ندارد و گسترش فقر استقلال مالی نان آور خانواده همراه با رشد آگاهی و حضور در شبکه های اجتماعی توازن سنتی قدرت را در دورن خانواده تا حدودی و در برخی موارد برهم زده است. رشد آگاهی و اعتماد به نفس در زنان است که برای خامنه ای و نظامش وحشت آور است. نظامی که دخالت در امور خانواده ها و زندگی خصوصی مردم را حق خود می داند و از طریق سیاست های خود زندگی مردم را به نابودی می کشد، نمی تواند طلاق توافقی را معضل نداند، چون با گسترش این نوع از جدایی یک اهرم مداخله جویانه در تنظیم سیاست خانواده را از دست می دهد و با رشد خودباوری در میان زنان روبروست که دیگر حاضر نیستند به نام حفظ ارزش ها و سنت های باصطلاح الهی؛ سوختن و ساختن در جهنمی تحمل ناپذیر را تحمل کنند و به جای آن طلاق توافقی را انتخاب می کنند. اگر زنان و مردان بدانند که چه شکلی از زندگی و ارتباط مشترک شان دخالت های سازمان یافته ایدئولوژیک نظام حاکم را عقیم تر گذاشته و تاریک اندیشی ذاتی این نظام رو بی اثرتر می کند، احتمالا همان شکل را در پیش می گیرند. و همان شکل در بین مردم از اقبال بیشتری برخورداری می شود.

جمعه ۱۹ تير ۱۳۹۴ برابر با ۱۰ جولای ۲۰۱۵

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2020 Copyright: All rights reserved