Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
شنبه ۲۱ شهريور ۱۳۹۴ برابر با  ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۵
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :شنبه ۲۱ شهريور ۱۳۹۴  برابر با ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۵
از شکست آنها تا پیروزی ما

از شکست آن ها تا پیروزی ما

 

نگار محسنی

 

چطور می توان بر بستر شکستی به قدمت تاریخ موجودیت نظام جمهوری اسلامی، در مسیر یک مناسبات نوین و انسانی سمت گیری کرد. تاکید بر شکست روشن است که از کجاست. هیچ کدام از طرح های نظام اسلامی در بگیر و بنند و سرکوب زنان مثمر واقع نشده ، بگونه ای که امروز خودشان رسما اعتراف می کنند که طرح های مربوط به سرکوب های بیشتر بجز تولید نفرت و بیزاری بیشتر در زنان و حتی در کل جامعه، هیچ تاثیر دیگری نداشته است. اما آنچه که میبایست بر آن تاکید داشت این است که شکست حاکمیت در مواجهه با زنان الزاما بمعنی پیروزی ما زنان نیست. بدیهی است تا زمانی که خامنه ای و همدستانش منشا اصلی قدرت هستند، شکست آنها در حد شکست اخلاقی، فکری و ارزشی باقی می ماند. آنها شکست خود را با بکارگیری شیوه های ارعاب ، استتار می کنند. بیراهه های صد بار رفته را دوباره و با شکل های جدید تکرار می کنند، سرکوب وسیعتر مطالبات زنان را در انتقام از شکست خویش،بارها و بارها ه در دستور کار می گذارند و ستون به ستون در عین وقوف از تولید خشم و نفرت اجتماعی ، اما تا لحظه انفجار بزرگ ادامه می دهند.

 

برای این که شکست صاحبان قدرت به فروپاشی کل نظام سرکوب، ریاکاری و فساد حاکم تبدیل شود، و زن ایرانی بتواند از فشار بیرحمانه استبدا کریه داعشی مسلک برای همیشه رها گردد، راهپیمایی دشواری در مسیر تغییرات اساسی ضروری است. برای داشتن تصویری روشن از این راه پیمایی خوب است به چند نکته کلیدی توجه داشته باشیم. نکته اول این که: رهایی اجتماعی بدون رهایی زنان ممکن نیست. و رهائی زنان هم مشروط به دخالتگری، تلاش و پیکار زنان بعنوان عنصر اصلی رها زنان ، است. بی شک رهائی زنان ناممکن خواهد بود اگر منتظر مانده، و به تلاش های شخصی و فردی برای موفقیت فردی اکتفا کنیم، در چنین صورتی مجبور خواهیم بود به آزادی های یواشکی در درون حصارهای اسارت همگانی دلخوش کنیم؛ و یا مجبور هستیم در جایی که زور عریان، شکل روابط اجتماعی را تعیین می کند، به شکست و رسوایی اخلاقی و ایدئولوژیک حاکمان فاسد و زورگو قناعت کنیم.

 

نکته دوم رابطه میان رهایی زنان و رهایی اجتماعی است. جامعه ای که شکل یا شکل هایی از اسارت و بی حقی را در ارتباط با نیمی از آحاد خودش بپذیرد، غیر ممکن است بتواند رهایی آن نیمه ی دیگر را هم متحقق کند. بنابراین مبارزات زنان فقط  زمانی می تواند زمینه ساز رهایی زنان شود که همپوشانی وسیعی با طیفی از مبارزات مستقل سیاسی و جنبش های مطالباتی قشرها و لایه های هم سرنوشت جامعه پیداکرده با آنها گره بخورد.

 

نکته سوم ناظر است بر منطق مبارزه اجتماعی. این امر ، کاملا درست است که شکل های مبارزه معمولا تحت تاثیر منافع اجتماعی گروههای ذینفع قرار دارد و همین منافع عامل ترجیح رویکردهای معینی در میان نیروهای خاص اجتماعی است ؛ اما با اینحال گروههای اجتماعی در یک رابطه تاثیرگذاری – تاثیرپذیری متقابل با یکدیگر قرار دارند. خوب است بر این حقیقت تاکید شود که میل و آرزو،؛ هرچه قدر هم که زیاد باشد، قادر به ایجاد یک جنبش واقعی زنان در جامعه نیست ، اگر بزرگ ترین و تاثیرگذارترین بخش زنان، یعنی زنان زحمتکش توده های اعماق جامعه بکلی از کائنات آگاهی بخشی، مطالبه خواهی و سازمانگری، بیرون پنداشته شوند. جمع کوچک کنشگرانی که عمده سعی خود را مصروف نزدیکی به جناحی از حکومت می کنند؛ آنهایی که کارشان جفت جور کردن و ساخت پازل مطالباتی از وعده های خرد و ریز حاشیه های سفره قدرت است ، قطعا راه به جایی نمی برند؛ همچنین کسانی که رنج ها، دردها و آرزوهای سرکوب شده زنان برایشان وسیله ای است برای گرفتن مدال، جایزه شخصی، پول نقد و امتیاز فردی در زمینه حضور رسانه ای، عملا راه به جایی نمی برند. مسلما جا برای هیچ فکر و گرایشی در مبارزه برای حقوق زنان تنگ نیست، در عینحال کسی هم بر آن نیست تا کارت اعتبار برای گرایش های خاصی صادر کند. باید دقت داشت که جنبش زنان جنبشی است  متکثر؛ واقعا اگر در کشور ما نشود بر روی کار زنان دانش آموخته، برای بیمه بیکاری جوانان و زنان، اشتغال زنان سرپرست خانوار، بهبود شرایط کار زنان کارگر در کارگاههای کوچک یا طرح های محله محور و معطوف به رفع نیازها و مطالبات زنان زحمتکش حاشیه نشین؛ متمرکز شد، اگر نتوان همین انبوه زنان را به میدان مبارزه مستقل وارد کرد، چیزی به نام جنبش زنان نخواهیم داشت. خلاصه آنکه مبارزات زنان اگه نخواهد به حرکت بی نتیجه در درون دایره ای بسته بسنده کند، لازم است تا به جمعبندی اقدامات تا کنونی نشسته ، شکل های بی اثر را کنار گذاشته و روش های موثرتری در پیش گیرد. لازم است تا برآورد روشنی در مورد از تناسب میان انتظارات و خواست های زنان با شکل های محافظه کارانه فعالیت ها داشته باشیم؛ به دیگر سخن، نتایج و دستاوردهای واقعی را با میزان انرژی و سرمایه گذاری های انسانی مورد مطالعه قرار داد. جنبش زنان  به همه اینکارها نیاز دارد. نه فقط یک بار برای همیشه؛  بلکه به شکل تناوبی و متناسب با تغییر اوضاع. از این طریق است که می توان شکست اخلاقی و فروپاشی ایدئولوژیک حاکمیت در مواجهه با زنان را به نابودی کامل بساط جباریت اسلامی و داعشی مسلکی آن گره زد.

جمعه  ۲۰ شهريور ۱۳۹۴ برابر با ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۵        

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©