Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
سه-شنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰ برابر با ۰۷ دسامبر ۲۰۲۱
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۹۸  برابر با ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۹

آیا ایران در معرض خطر تبدیل شدن به مستعمره چین قرار دارد؟

شیرین هانتر

ترجمه بهروز نظری

 

بنا به گزارش مقاله‌ای در پترولیوم اکونومیست، در سفر اخیر جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران به چین در اواخر اوت، تهران و پکن قرار دادی را امضا کرده ا‌ند که بر اساس "پیمان استراتژیک " چین و ایران در سال ۲۰۱۶ منعقد شده است. بیشتر موادی که به تفاهم اولیه اضافه شده ا‌ند به اطلاع عموم رسانده نشده است.

بر اساس این قرارداد ۲۵ ساله چین متعهد شده که ۲۸۰ میلیارد دلار در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی؛ و ۱۲۰ میلیارد در بخش حمل و نقل سرمایه گذاری کند. در مقابل و به گفته یک منبع ایرانی، دولت چین اولین حق انتخاب و یا رد طرح‌های جدید، و تصاحب امتیاز توسعه میادین ناتمام یا متوقف شده نفت و گاز ایران را خواهند داشت.

چین همچنین تامین فن آوری، سیستم‌ها و نیروی کار را بعهده خواهد داشت. از همه مهمتر، ۵ هزار نیروی امنیتی چین برای حفاظت از کارگران و متخصصان چینی وارد ایران خواهند شد. چین امتیاز‌های دیگری هم خواهد داشت. به گفته پترولیوم اکونومیست چین حق دارد  پرداخت بهائ محصولات خریده شده از ایران را تا دو سال به تعویق اندازد و برای پرداخت تعهدات خود از "ارز‌های نرم" استفاده کند.

ایران ناامیدانه به سرمایه گذاری محتاج است و چین را قدرتی به لحاظ فرهنگی قابل قبول میداند که میتواند با آن شریک باشد. اما اگر این قرارداد به اجرا گذاشته شود اهمیت حضور بالقوه چین در بخش‌های حیاتی انرژی و زیر ساخت ‌های ایران آن چنان خواهد بود که معنایی جز تسلیم آینده توسعه آنها به چین نخواهد داشت. در حقیقت، میزان امتیازاتی که به چین در این معاهده داده شده، یادآور امتیازاتی است که ناصر الدین شاه قاجار در سال ۱۸۷۲ به  جولیوس رویتر داده بود. آن امتیازات به اعتراضات توده‌ای و مخالفت روسیه تزاری دامن زد و بالاخره لغو شد. در آن زمان، همچون حالا، نیاز‌های مالی و اقتصادی زمینه امتیازات واگذار شده بودند، امتیازاتی که روزنامه تایمز لندن در همان زمان بزرگترین واگذار کردن منابع یک کشور به یک قدرت خارجی  در تمام تاریخ خواند.

این تصمیم ایران به چند دلیل میتواند به استقلال اقتصادی و سیاسی آن بشدت صدمه بزند.

اول، این یک قانون بدیهی حساب سرانگشتی است که در یک قرارداد بین دو شریک نابرابر، شریک ضعیف تر باید آنقدر عقل داشته باشد که بتواند از طریق همکاری با دولت ها و شرکتهای قدرتمند دیگر و بوجود آوردن درصدی از رقابت، در مقابل انگیزه‌های یغما گرانه شریک قویتر از خود محافظت بکند. اما اگر ایران حق انحصاری کنترل نفت، گاز و صنایع پتروشیمی خود را به چین ببخشد هیچ حقی در مورد اینکه چه چیزی انجام خواهد گرفت یا نه، نخواهد داشت.

دوم، چین پیش از و بارها در مورد تعهدات خود برای توسعه بخش انرژی ایران به آن نارو زده است. هیچ تضمینی وجود ندارد که پکن دوباره اینکار را نکند و در پی معاملات و فرصت های بهتری ایران را ول نکند.

سوم، همانگونه که تجربه افریقا نشان میدهد، روش برخورد پکن به توسعه منابع کشورهای دیگر صرفا مزدورانه و استثماری است. چین هیچ علاقه‌ای به توسعه و پیشرفت نیروی کار محلی و پایه‌های فناوری ندارد. در کنار بهره برداری از منابع آنها، چین از این کشورها برای ایجاد فرصت های شغلی برای شهروندان خودش استفاده می‌کند. حتی پیش از این و در جریان پروژه راه آهن در ایران، با وجود درصد بالای بیکاری در ایران نیروی کار چینی بکار گرفته شد. ریزش توهم افریقا به  چین باید برای رهبران ایران آموزنده باشد.

آنچه که بیش از همه مایه نگرانی است چشم انداز حضور تعداد بزرگی از نیروهای امنیتی و نظامی چین در ایران است. چنین حضوری میتواند دورنمای قومی و فرهنگی ایران را بشدت تحت الشعاع قرار دهد. در حقیقت، بزرگی جمعیت چین و اشت های سیری ناپذیر پکن برای هرگونه منابع و فرصت های شغلی، دقیقا همان عاملی است که کشورهای بسیاری ، از روسیه تا آسیای مرکزی، را از حضور مفرط چین به هراس انداخته است.

بعلاوه چنین بنظر میرسد که مقامات ایران از طرز تفکر همایونی و فرهنگی برتر چین آگاه نیستند. چین خود را به عنوان پادشاهی میانه و مرکز تمدن می بیند و دیگران را وحشی می انگارد. این حقیقت که چین در آسیا قرار دارد آمال‌های امپراتوری آنرا کمتر از ایالات متحده و اروپا نمی کند. تمایلات امپریال و حس برتری فرهنگی منحصر به غرب نیست. دولت ها و فرهنگ‌های دیگر نیز مستعد وسوسه‌های مشابه هستند. برای رژیمی که به استقلال و ضد امپریالیست بودن خود افتخار می‌کند، دادن چنین امتیازاتی به چین به شدت عجیب است، بخصوص از این جهت که نحوه رفتار چین با اقلیت مسلمان این کشور از دولت های غربی بدتر است.

اگر همه مواد این قرارداد به اجرا گذشته شوند ایران ممکن است که به مستعمره چین تبدیل شود. این در کنار حضور خزنده روسیه، حاشیه استقلال اقتصادی و سیاسی ایران را به شکل خطرناکی محدود خواهد کرد. ایران ممکن است به دو حوزه تسلط چین و روسیه تقسیم شود و یا ممکن است یک شکلی از حاکمیت مشترک روسیه - چین سربراورد.

با توجه به این ملاحظات کاملا قطعی است که بسیاری از ایرانیان، زمانی که در جریان جزئیات کامل این معاهده قرار بگیرند، ناراحت خواهند شد. دست نقد بسیاری از ایرانیان از رفتار اقتصادی چین و یغماگرایی تجاری آن در ایران، از جمله صادرات کالا‌های دستی ایرانی به چین، کلافه هستند! زمانی که رسانه‌های اجتماعی خبر دادند که دولت ایران کنترل جزیره کیش در خلیج فارس را به چین داده است بسیاری از ایرانیان بشدت نگران شدند. دولت ایران این شایعه را تکذیب کرد.

تاریخ ایران نشان میدهد که منافع آن در شرایطی تضمین شده که با کشورهای زیادی روابط سیاسی و اقتصادی داشته و توانسته از طریق ایجاد تعادل بین آنها درصدی از استقلال و خودمختاری را حفظ کند. اما اسلام گرایان ایرانی متنفر از مدرنیته و هراسان از آلودگی اسلام با ارزش‌های غربی، چنین راهکردی را رد می کنند. این سیاست آنها را در جهتی سوق داده که نه تنها ادعای آن ها درباره استقلال و خودکفایی را مسخره می‌کند، بلکه ایران را در معرض خطر وابستگی به یک کشور قرار میدهد.

شوربختانه، سیاست غرب در مورد ایران تنها به به تقویت اسلام گرایان محافظه کار و تضعیف  نیروهای میانه رو و مدرنیست کمک کرده است. باید به خاطر داشته باشیم که ایران در ابتد امتیازتی به شرکت توتال فرانسه داد و در سال ۱۹۹۴ از شرکت های امریکایی برای سرمایه گذاری در ایران دعوت کرد. تنها پس از رد این دعوت از طرف غرب بود که ایران تمام تخم مرغ ‌هایش را در سبد چین گذاشت. اما صرفنظر از نگرش غرب، هیچ دولت عاقلی نباید ملتش را به یک دولت وابسته بکند. پخش کردن ریسک آن سیاست معقولی است که باید اتخاذ کرد.

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2021 Copyright: All rights reserved