Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
چهارشنبه ۷ مهر ۱۴۰۰ برابر با ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۱
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۴۰۰  برابر با ۰۲ سپتامبر ۲۰۲۱
یادآوری تاریخ غارت و اشغال امپریالیستی

یادآوری تاریخ غارت و اشغال امپریالیستی

 

صادق افروز

 

کشورهای امپریالیستی دخالت برای تغییر رژیم در کشورهای پیرامونی را که از طریق کودتا و اشغال نظامی انجام می دهند ٬ تحت عنوان ظاهرفریب کمک به پیشرفت تکنولوژیک و برقراری آزادی های سیاسی و دمکراسی توجیه کرده اند . در حقیقت ٬ اما این دخالت ها تنها و تنها به خاطر کسب اهداف اقتصادی و سیاسی و نظامی صورت گرفته است . مثال های بسیاری از این نوع دخالت ها وجود دارد که به چهار نمونه اشاره می شود :

 

۱. دخالت انگلیس و آمریکا در ایران و کودتا علیه دولت ملی دکتر مصدق

 

نهضت ملی شدن صنعت نفت خاری در چشم کمپانی نفتی ایران و انگلیس بود و دولت انگلستان از هیچ تلاشی فروگذار نکرد تا با رجوع به دادگاه های مختلف و شورای امنیت سازمان ملل رای را به نفع خود برگرداند و از ملی شدن صنعت نفت در ایران جلوگیری کند . هنگامی که انگلیسی ها از این تلاش های خود طرفی نبستند با استفاده از سازمان جاسوسی خود ام آی سیکس و با همکاری سازمان جاسوسی آمریکا یعنی سی آی ا دولت ملی دکتر محمد مصدق را طی کودتایی که در سال ۱۳۳۲ انجام شد سرنگون کردند. برای رسیدن به این مقصود سازمان های اطلاعاتی این دو کشور از روحانیت شیعه که نفوذ قابل توجهی داشت و لمپن ها و رجاله ها استفاده کردند. البته تمام این تلاش های رذیلانه برای رسیدن مقصود اصلی که غارت منابع طبیعی ایران و سرکوب جنبش دمکراتیک تحت عنوان بسته بندی شده مبارزه با کمونیسم و حفاظت از دمکراسی و آزادی صورت گرفت . به دنبال این کودتا سازمان های سیاسی چپ و مترقی از فعالیت ممنوع شدند ٬ آزادی مطبوعات از بین رفت ٬ هزاران فعال سیاسی به زندان افتادند و صد ها نفر نیز اعدام شدند . شاه ایران که عنصری وابسته و ضعیف النفس بود و به دنبال گسترش تظاهرات ٬ ایران را ترک و در ایتالیا مستقر شده بود به ایران بازگشت و نه تنها به مدت ۲۵ سال یک دیکتاتور خشن پلیسی را بر ایران تحمیل نمود٬ بلکه با ایفای نقش ژاندارم منطقه برای امپریالیسم کمک های ارزنده ای به امپریالیسم جهانی کرد . کمک به سرکوب رژیم عمان در سرکوب انقلابیون ظفار و همکاری با صهیونیست های اسرائیلی از جمله این اقدامات بود . رژیم شاه اگرچه اجازه فعالیت سیاسی به نیروهای چپ و ملی نمی داد ولی دست روحانیون شیعه را باز گذاشته بود تا بتوانند همچون یک حزب سیاسی در ایران فعالیت کنند . امپریالیسم جهانی هنگامی که از تزلزل رژیم شاه در کنترل جنبش انقلابی رو به اعتلا آگاه شد با کمک همین روحانیون مرتجع بساط رژیم شاه را کنار زد و با شکلی نوین به مقابله با جنبش رو به رشد انقلابی در ایران پرداخت. برای مطالعه بیشتر درباره کودتای انگلیسی - آمریکایی ۲۸ مرداد می توانید به کتاب کودتای ۱۹۵۳ نوشته ایرواند آبراهامیان با ترجمه ناصر زرافشان مراجعه کنید .

 

۲. کودتا علیه سالوادور آلنده در شیلی

 

با کمک سازمان جاسوسی آمریکا٬ دولت انقلابی سالوادور آلنده در شیلی سرنگون شد . آلنده که در سال ۱۹۷۰ به ریاست جمهوری شیلی برگزیده شده بود تحت فشار سیا قرار داشت تا استعفا کند. ولی برخلاف رهبران تقلبی و مزدور مثل شاه ایران و اشرف غنی که با شنیدن صدای اولین ترقه با چمدان های پر پول از کشور فرار می کنند ٬ سالوادور آلنده تسلیم زورگویی های سیا نشد و در کاخ ریاست جمهوری در مقابل نیروهای کودتایی که از سوی سیا رهبری می شدند ایستاد و سرانجام در همان جا کشته شد . بدنبال کشته شدن رئیس جمهور نیروهای کودتا به دستگیری مخالفان پرداختند و نردیک به ۴۰ هزار نفر از هواداران آلنده را در استادیوم فوتبال سانتیاگو زندانی کردند . در دوران سه ساله ریاست جمهوری ٬ آلنده به رفرم های ارزنده ای دست زد . آلنده در برنامه هایش که تحت نام "راه شیلی به سوسیالیسم " پیش برده می شد صنایع بزرگی مثل معادن مس را ملی کرد . از دیگر برنامه های او توزیع مجدد زمین و شیر روزانه مجانی برای کودکان بود . همانگونه که در ایران شرکت نفت ایران و انگلیس که یک شرکت خصوصی بود، دولت انگلستان را به دخالت در امور ایران و انجام کودتا تشویق می کرد ٬ در شیلی نیز کمپانی کنکات که مرکزش در شهر سالت لیک ایالت یوتا قرار دارد و ۴۹ در صد از مالکیت معادن بزرگ مس را در اختیار داشت، نمی توانست ملی شدن مس در شیلی را تحمل کند .زیر فشار چنین کمپانی هایی دولت ریچارد نیکسون مقدمات کودتا علیه سالوادور آلنده را فراهم کرد . در دمکراسی های غربی دولت ها ابزار اجرای اراده کمپانی های بزرگ هستند . اختلافاتی که بین جناح های مختلف در حاکمیت بروز می کند تنها اختلافات سلیقه ای در پیشبرد منافع کمپانی های بزرگ هستند .

 

سرنگونی صدام حسین در عراق

 

نیروهای نظامی ناتو که برای خشکاندن ریشه القاعده افغانستان را اشغال نظامی کرده بودند قبل از آنکه به هدفشان یعنی دستگیری سران القاعده برسند ٬ عراق را به دلایل واهی تولید سلاح کشتار جمعی مورد حمله قرار دادند و رژیم صدام را در سال۲۰۰۳ سرنگون کردند . در واقع منافع کمپانی های نفتی ایجاب می کرد که رژیم صدام سرنگون شود و تولید سلاح کشتار دسته جمعی یک دروغ آشکار بود و پس از تصرف عراق نیز هیچگاه آثاری از تولید سلاح های کشتار دسته جمعی بدست نیامد. کمپانی عظیم نفتی هالیبرتون با توجه به نفوذی که از طریق جورج بوش و دیک چنی داشت سرانجام مجلس سنا و نمایندگان آمریکا را به توافق به حمله به عراق واداشت .کمپانی هالیبرتون پس از اشغال عراق موفق به کسب بیش ۳۹.۵ میلیارد دلار درآمد حاصله از امضای قراردادهای مختلف در عراق شد . عراق با داشتن ۱۱۲ میلیارد بشکه ذخیره نفتی ٬ رتبه دوم پس از عربستان سعودی را در این زمینه دارد . این در حالی است که تنها ۱۰ درصد از این ذخیره عظیم مورد بهره برداری قرار گرفته است . در سال ۱۹۷۳ عراق تمامی کمپانی نفتی غربی را از کشور اخراج کرد . پس از سرنگونی صدام ٬ غول های نفتی کشورهای امپریالیستی دوباره در عراق ظاهر شدند. کمپانی هایی چون شورون ٬ موبیل-اکسان ٬ شل و بی پی انگلستان یعنی همان کمپانی نفتی ایران و انگلیس سابق و دیگر شرکای کره ای و مالزیای و غیره. اکنون دیگر هر شاگرد مدرسه در عراق می داند که هدف از اشغال عراق نه آوردن دمکراسی و آزادی برای مردمی که زیر دیکتاتوری صدام رنج می بردند بلکه برای دسترسی به دومین منبع بزرگ نفتی در جهان بود . رژیم صدام که صنعت نفت عراق را ملی کرده بود بزرگترین مانع بر سر رسیدن منافع کمپانی های بزرگ نفتی بود. این مانع باید از سر راه برداشته می شد . رژیم جدید نیز می بایست به سیاست خصوصی سازی روی آورد . دولت را از مالکیت صنعت نفت کنار بکشاند و اجازه دهد کمپانی های نفتی آزادانه به استخراج نفت بپردازند.

 

اشغال نظامی افغانستان

 

پس از واقعه یازدهم سپتامبر و برخورد هواپیماها به برج های دوقلو و کشته شدن حدود سه هزار شهروند آمریکایی ٬ جورج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا به افغانستان لشکر کشید تا تروریست های القاعده را که اکثرا عرب تبار بودند از بین ببرد . در همین رابطه رژیم طالبان که از تروریست های القاعده ای حمایت می کرد باید سرنگون می شد .مجاهدین افغانی و تروریست های القاعده همه دست پرورده ی سازمان های جاسوسی دنیای سرمایه داری بودند که برای سرنگون کردن رژیم افغانستان که وابسته به شوروی بود مسلح و تربیت شده بودند . به دنبال سرنگون شدن دولت افغانستان به ریاست جمهوری نجیب الله ٬ جناح های رقیب در صحنه سیاست افغانستان وارد مبارزه با خود شدند.ناگفته نماند که علیرغم پیش بینی برخی از تحلیل گران ٬ دولت نجیب الله بلافاصله پس از خروج نیروهای شوروی سقوط نکرد . بلکه به مدت سه سال یعنی از سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۲ توانست در برابر نیروهای مجاهدین مقاومت کند . اگر خیانت کسانی مثل عبدالرشید دوستم نبود ٬ مجاهدین حتی پس از سه سال نیز توانایی شکست ارتش دولت افغانستان را نداشتند. دوستم که با در اختیار داشتن ۴۰ هزار جنگجوی ازبک از دولت افغانستان حمایت می کرد و وزنه ی قابل توجهی بود ناگهان جبهه عوض کرد و طرفدار مجاهدین شد . این مقاومت سه ساله ی رژیم نجیب الله را مقایسه کنید با عدم مقاومت اشرف غنی که بلافاصله پس از اعلام خروج قطعی نیروهای آمریکایی یک دقیقه هم مقاومت نکرد و راه فرار پیش گرفت . مجاهدین بین سال های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ دولت کابل را در اختیار داشتند و در این سال توسط طالبان سرنگون شدند . طالبان دانشجویان مدارس دینی بودند که در پاکستان تعلیم دیده بودند. طالبان از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ به مدت پنج سال دولت کابل را در اختیار داشتند. پس از هجوم ارتش آمریکا و متحدین ناتو و متحدین افغانی که تحت عنوان اتحاد شمال فعالیت می کردند سرنگون شدند . ابتدا تصور می شد که بقایای طالبان به سرعت از بین رفته و دولت جدید به ریاست جمهوری حامد کرزای بر اوضاع کاملا مسلط خواهد شد . ولی طالبان نه تنها مضمحل نشدند بلکه روز به روز قدرتمند تر شدند تا زمانی پس از بیست سال اقدامات تروریستی و کشتار مردم بی دفاع دوباره به قدرت رسیدند .

 

به قدرت رسیدن مجدد طالبان و عقب نشینی نیروهای آمریکایی از افغانستان بسیار سوال برانگیز بود . آنچه این عقب نشینی را از دیگر عقب نشینی های نیروهای نظامی آمریکایی پس از شکست نظامی متمایز می سازد این واقعیت است که فشار نظامی طالبان موجب این عقب نشینی نشده بلکه طالبان پس از یک دوره طولانی مذاکرات در یک توافق دو طرفه مجددا قدرت را بدست گرفته اند. در سه سال اخیر هیچ تلفاتی به نیروهای آمریکایی وارد نشده بود . ولی این اشغال از نظر اقتصادی به صرفه نبود . اگر به قول حمید کرزای افغانستان مثل عربستان سعودی که پایتخت نفتی جهان است ٬ پایتخت لیتیوم جهان است و جهان امروز برای تولید باطری بیش از پیش به این ماده معدنی محتاج است چرا ترتیبی داده نشود که این مواد معدنی پر ارزش نه با حضور نظامی آمریکا که خرج زیادی بر می دارد بلکه توسط یک دولت طالبانی به دنیای سرمایه داری عرضه شود ؟ بایدن در پاسخ به کسانی که از او برای این عقب نشینی انتقاد می کنند به صراحت گفت که ما برای ایجاد دمکراسی و آزادی به افغانستان نرفته بودیم . هدف ما سرکوب تروریست ها بود و به این هدف خود رسیدیم و ماندن ما دیگر ضرورتی نداشت . بایدن در این گفتار که در لینک زیر مشاهده می کنید همچنین اضافه کرد که هنگامی که ارتش افغانستان یاد نمی گیرند که از خود در مقابل طالبان دفاع کنند چرا ما هزینه کنیم و نیروی انسانی مان را به هدر بدهیم . در این گفتار کاملا مشهود است که بایدن به کل از رژیم اشرف غنی نا امید شده و ترجیح داده که امور کشور بدست طالبان بیفتد . بی جهت نیست که ارتش آمریکا کلی سلاح و مهمات را در پایگاه های خود به جای می گذارد .در روز خروج آخرین هواپیمای آمریکایی از فرودگاه کابل سربازان طالبان به جای دمپایی بر پا و دستار بر سر ٬ پوتین سربازان آمریکایی را بر پا و یونیفورم سربازان آمریکایی را بر تن داشتند . عقب نشینی آمریکا از افغانستان یک عقب نشینی آگاهانه برای رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی است . ولی صحنه سیاست افغانستان آن چنان پیچیده است که از همان روزهای اول این عقب نشینی مشکلات پیش بینی نشده خود را نشان می دهند . مقاومت هواداران احمد مسعود شاید اولین نشانه ی بروز این پیچیدگی باشد ولی آخرین آن نخواهد بود . فعالان سیاسی ایرانی که حوادث افغانستان را با دقت مطالعه می کنند باید این نکته ی مهم را در نظر بگیرند که دنیای سرمایه داری هیچ دلسوزی برای ساکنین کشورهای پیرامونی ندارد . هر گونه دل بستن به تغییر رژیم با کمک کشورها و سازمان های دنیای سرمایه داری خطاست و حتی در صورت ممکن شدن جز فلاکت و بدبختی برای مردم ایران پس از سرنگونی جمهوری اسلامی ندارد . آن دسته از فعالان سیاسی هم که هرگونه اختلاف با دنیای سرمایه داری را جبهه ای از نبرد ضد امپریالیستی قلمداد می کنند ٬ راه به خطا می برند . اختلاف جمهوری اسلامی و طالبان با دنیای سرمایه داری ٬ اختلاف درون کمپ ارتجاع است . هرگونه هم آوازی با این نیروهای ارتجاعی ٬ انحراف از سیاست ضد امپریالیستی طبقات کارگر و زحمتکش در این کشورهاست که همزمان منافع متضادی با این دو ارتجاع دارند .

 

متن نوشتاری گفتار بایدن رئیس جمهور آمریکا درباره خروج از افغانستان

 

https://www.whitehouse.gov/briefing-room/speeches-remarks/2021/08/16/remarks-by-president-biden-on-afghanistan/

 

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2021 Copyright: All rights reserved