Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
دوشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۰ برابر با  ۲۱ فوريه ۲۰۲۲
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :دوشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۰  برابر با ۲۱ فوريه ۲۰۲۲
محورهای سیاسی هفته

نگاهی به رویدادهای سیاسی هفته

ارژنگ بامشاد

 

* ـ تجمع سراسری و با شکوه معلمان در سی ام بهمن ماه با فراخوان شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران که با حمایت گستردۀ تشکل های صنفی استان ها و گروه ها و تشکل های بازنشستگان روبرو شده بود، نشاندهندۀ قدرت بسیج شورای هماهنگی و تشکل های صنفی معلمان و اوج نارضائی معلمان از بی اعتنائی دولت به خواست های بر حق شان است. سازماندهی این تجمع بزرگ و سراسری که در روز سی ام بهمن در بیش از صد شهر برگزار شد و برنامه ریزی برای تداوم آن در سوم اسفند ماه و مجموعۀ  تلاش هائی که معلمان سراسر کشور انجام می دهند، طبعا از چشم گزمه های رژیم دور نمانده و وحشت را به میان شان کشانده است. از این روست که با ترفندهای گوناگون برای  ایجاد شکاف در میان صفوف متحد معلمان از طریق شایعه سازی و پخش اخبار دروغ در شبکه های اجتماعی تلاش می شود. تلاشی که با هوشیاری معلمان آگاه تاکنون با شکست مفتضحانه روبرو شده است. در کنار بازوی ایجاد شکاف و تردید، بازوی سرکوب نیز به کار گرفته شده است. دستگیری رسول بداقی فعال صنفی اسلامشهر، مسعود فرهیخته فعال صنفی کرج و مرتضی الیاسی فعال صنفی الیگودرز در این راستا انجام گرفته است. دستگیری پانزده تن از معلمان استان مرکزی نیز همین هدف را دنبال کرده است. در کنار آن ارسال پیامک های تهدید به فعالان صنفی  و یا تهدید معلمان از طریق حراستی های آموزش و پرورش نیز  برای فشار بر معلمان به کار گرفته شده است. اما روشن است که تمامی این تلاش ها و ترفندهای سرکوبگرانه با شکست خفت بار روبرو شده و  خواهد شد زیرا جنبش سراسری معلمان که شعارهای روشن شان بویژه شعار آموزش رایگان و  مبارزه با پولی سازی آموزش مورد حمایت دانش آموزان و اولیای شان نیز هست و از حمایت دیگر تشکل های صنفی مستقل کارگری نیز برخوردار می باشد، اکنون به نقطه بی بازگشت رسیده است و جز از طریق به دست آوردن خواست های بر حق اش، سر باز ایستادن ندارد.

 

* ـ تجمع سراسری معلمان، تنها حرکت اعتراضی کارگران ایران نیست، کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز نیز اکنون بیش از یک هفته  دست به اعتراض زده اند تا برای خواسته های خود: افزایش حقوق و دستمزد، ارتقاء سطح معیشت کارکنان، تامین مواد اولیه و افزایش تولید، تامین قطعات و تجهیزات مورد نیاز خطوط تولیدی و پرداخت حق بدی آب و هوا مبارزه کنند. این تجمع علیرغم  وعده های دروغین مدیریت از طریق پخش اطلاعیه های دروغین همچنان ادامه دارد.

در کنار حرکت معلمان و  کارگران فولاد، هفته گذشته شاهد حرکت های گسترده بازنشستگان تامین اجتماعی هم بودیم که برای خواست محوری همسان سازی به خیابان ها آمده بودند. خشم بازنشستگان از آن رو گسترده تر شده بود که دولت در هفته گذشته با ارسال نامه ای به مجلس، لایحۀ همسان سازی حقوق بازنشستگان و شاغلان را پس گرفته بود. علاوه بر  خواست همسان سازی، مبارزه برای بیمه کارآمد و فراگیر بهداشت هم از دیگر خواست های بازنشستگان است. حمایت گروه های بازنشستگان از تجمع سراسری معلمان نشان می دهد که گروه های مختلف کار و زحمت و مزد و حقوق بگیران به تدریج به این نیتجه می رسند که از طریق هماهنگی های بیشتر و  همسو کردن اعتراضات پراکنده  بهتر می توانند در برابر هیولای حاکمیت رانتی  به عنوان سرچشمه رانت و اختلاس  و فساد و بی حقی برای احقاق حقوق خود مبارزه کنند.

روشن است که این مجموعه اعتراضات، ترس را بر حاکمان جمهوری اسلامی مستولی کرده است. برخورد خشن و بسیار رذیلانه نیروهای امنیتی با مراسم چهلم زنده یاد بکتاش آبتین و بازداشت موقت تعدادی از شرکت کنندگان در مراسم چهلم او، نشانۀ بارز این ترس است. جالب است که حاکمانی که کوس "هل من مبارز" طلبی شان گوش همگان را کر کرده است،  از مردۀ بکتاش آبتین هم آنچنان ترسیده اند که برای کنترل مراسم چهلم او، صدها نیروی امنیتی و یا لباس شخصی به مراسم گسیل کرده بودند.

 

* ـ  بر متن وحشت رژیم از حرکت های رو به گسترش مردمی در اعماق جامعه، پخش فایل صوتی یک ساعتۀ اختلاس و فساد فراگیر در سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بازتاب گسترده ای یافت.  توجه داشته باشیم که این فایل صوتی دو سال قبل از طرف اصول گرایان "عدالت خواه" ظاهراً برای افشای قالیباف، منتشر شده بود. اما وقتی "رادیو فردا" که یک رسانه سراسری است آن را منتشر کرد همه مردم از آن با خبر شدند و طرفداران رهبر رژیم به دست و پا افتادند و تک تیراندازان بیت و سرداران سپاه در مجلس، در کر واحدی به دفاع از سپاه پرداختند و این فایل صوتی را دلیلی بر "پاکدست" بودن سپاه دانستند. از همان نوع "پاکدستی" دولت مهرپرور احمدی نژاد که هشصد میلیارد دلار درآمد نفتی در هشت سال دولت اش را به چشم بر هم زدنی در همدستی با "برادران قاچاقچی"  غیب کرد. در این فایل صوتی که با حضور جعفری فرمانده سابق سپاه و ذولقدر مسئول بازرسی بخش اقتصادی سپاه صورت گرفته است، ابعاد دخالت فرماندهان سپاه در اختلاس ها به روشنی بیان شده و پای قالیباف شهردار اسبق تهران و رئیس کنونی مجلس و چگونگی تهدید نجفی شهردار سابق تهران  و قاسم سلیمانی  و سازمان تعاون سپاه به میان آمده است.  مکالمات این فایل صوتی نشان دهنده شکاف در داخل خودِ سپاه هم هست و وقتی جعفری آن حرف ها را می زند (مخصوصاً در مورد قالیباف و سلیمانی) نشان می دهد که در سپاه اختلافات جدی وجود دارد. علنی شدن و طرح چنین شکافی از آن رو بسیار با اهمیت است که نشان دهنده بحران و شکاف در اصلی ترین تکیه گاه خامنه ای است.  از این رو حمایت قاطع رهبر رژیم از سپاه و منسوب کردن این فایل به "دشمنان" انقلاب و نظام، بیان وحشتی است که انتشار چنین اسنادی می تواند شکاف در درون اصلی ترین ارگان سرکوب بیت را در جلو چشمان همگان به نمایش بگذارد. واقعیت این است که سخنان خامنه ای و دفاع قاطع اش از سپاه و کتمان سند روشن فساد نهادینه شده در سپاه که در فایل صوتی به روشنی بیان می شود، بیان سیاست روشنی است که رهبر رژیم در قبال جنبش مردم دارد. او از همان سیاستی پیروی می کند که در آبان 98 دستور قتل عام مردم را داد  تا از پیشروی جنبش جلوگیری کند. اکنون نیز در بر همان پایه می چرخد. او از شنیدن صدای اعتراض بنیان کن مردم به وحشت آفتاده و راه کتمان آن را در پیش گرفته است. زیرا تجربه "شنیدن صدای انقلاب مردم" توسط شاه، وحشت بر ارکان بیت و شخص خودش  را نمایان خواهد ساخت.

 

* ـ در بطن صدای پای مردم از اعماق جامعه و شکاف در بالای رژیم و آغاز ریزش ها در بدنۀ سرکوب، مذاکرات برجامی ادامه دارد. همه شواهد نشان از آن دارد که فرستادگان رهبر در مذاکرات وین به دستور شخص او، سیاست نوشیدن جام زهر را به پیش می برند. درز پاره ای از توافقات نشان می دهد که این بار نوشیدن جام زهر بسیار بدتر از دفعه پیش است. از این رو شاهد تکذیبیه های مکرر رسانه های نزدیک به سپاه و یا سخنگوی وزارت خارجه و دیگر دست اندرکاران حکومتی هستیم. آنها که با یک سال تاخیر به همان توافقاتی رسیده اند که یک سال پیش تیم مذاکره کننده قبلی آن را به سرانجام رسانده بود، می خواهند تداوم بیهوده یک سال تحریم مردم ایران و فشار بر اقشار فرودست جامعه را به گونه ای توجیه کرده و نوشیدن جام زهر را پیروزی بزرگ جا بزنند. اما با ارتباطات سیال و فراگیری امروزی، این چشم بندی های سیاسی دیگر هیچ کس و مطلقآ هیچ کس را گول نخواهد زد.

  مسأله کودک همسری و زن کشی هنوز حادثه بسیار مهم و داغی است که  علیرغم گذشت دو هفته از آن حادثه دلخراش سر بریدن مونا حیدری، همچنان روح جامعه را می آزارد. این جنایت و جنایت  دیگری که در هفته اخیر با زن کشی تازه ای اتفاق افتاد، نمی تواند و نباید فراموش شود. مسأله این است که بی حقی زن و قتل ناموسی بیش از همه محصول قوانین و رویکرد فوق ارتجاعی جمهوری اسلامی است ، هرچند در بخش هائی از جامعه نیز هنوز فرهنگ پوسیده و از رده خارج شده عمل می کند ، ولی نقش دولت و حاکمیت در این عرصه تعیین کننده است. اینکه سر یک دختر بچه را  ببرند و در خیابان ها بچرخانند و رژیم اسلام گرایان قضیه را ماست مالی کند ، واقعاً حادثه فوق العاده ای است که مخصوصاً چپ حق ندارد در باره آن خونسردی نشان بدهد و از کنار حادثه بگذرد.

 حقیقت آن است که  اتحاد شوم قوانین شرعی زن ستیزانه، مردم سالاری و پدر سالاری نهادینه شده و سنت های جایگیر شده و کثیف دفاع از "غیرت" و "ناموس"، در اقدامی مشترک، یک کودک همسر جوان فراری از جهنم زندگی زناشوئی و گرفتار در دام و سراب "عاشق"  قاچاق چی  را سربریدند و در خیابان های اهواز به نمایش گذاشتند. در این جنایت باورنکردنی، پدر و عمو در همدستی با سفارت جمهوری اسلامی در ترکیه، مونا هفده ساله که در دوازده سالگی به خانه شوهر فرستاده شده بود و کودکی دو ساله داشت و کودکی را نیز سقط کرده بود، را از ترکیه به ایران آوردند تا شوهر و برادر شوهر که پسرعموهایش بودند، سر او را ببرند و به نمایش علنی بگذارند و دادستان بی شرم جمهوری اسلامی این جنایت را به گردن فضای مجازی بیاندازد.

این مثلث شوم تاکنون جنایات زیادی در حق زنان این کشور انجام داده است. بر اساس پژوهش انجمن زنان ریحانه اهواز، از سال ۱۳۹۸ تا تابستان ۱۴۰۰، حدود۶۰ زن درخوزستان به دلایل منتسب به ناموس کشته شده‌اند. بریدن سر، خفه‌کردن و آتش زدن، به ترتیب بیشترین روش های کشتن این زنان بوده است. بین کشته‌شدگان، زنان ۱۱ تا ۱۵ ساله هم بوده‌اند. روشن است برای پایان دادن به این وضعیت فاجعه بار که جمهوری اسلامی و قوانین شرعی  و زن ستیزانه اش حامی آن است، نه تنها باید این حاکمیت به زیر کشیده شود بلکه باید ریشه های مردسالاری و پدرسالاری نیز در هم شکسته شود و برابر حقوقی زنان و مردان هم در قانون ، هم در فرهنگ جامعه و هم در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی نهادینه گردد.

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©