Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
چهارشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۱ برابر با  ۰۴ می ۲۰۲۲
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :چهارشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۱  برابر با ۰۴ می ۲۰۲۲
kkk

پاسخ هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

به چند انتقاد

 

رفیق رضا چیت ساز در مقاله ای تحت عنوان «نگاهی به رویکرد چپ به جنگ اوکراین» که به  تاریخ ۲۵آوریل نوشته شده و در سایت سازمان نیز درج گشته ، چند انتقاد به هیئت اجرائی سازمان وارد کرده است.

اول ـ  رفیق رضا نوشته است: «تا اینجا من تلاش کرده ام که کاستی های چپ در رویارویی با حملۀ روسیه به اوکراین را ترسیم نم. اما اجازه بدهید که اندکی دقیق تر به نگاه یا شاید بهتر بگوئیم عدم نگاه سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) به این مسئله بپردازم. تا به امروز(۲۵آوریل) یک مصاحبه تلویزیونی با دو عضو سازمان رفقا محمد رضا شالگونی و روبن مارکاریان انجام داده است. باید توجه کرد که سازمان در باره حمله به اوکراین نظری رسمی ندارد».

این انتقاد از نظر ما وارد نیست . زیرا در رابطه با جنگ اوکراین هیئت اجرائی سازمان در تاریخ  دوشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۰  برابر با ۲۸ فوريه ۲۰۲۲ اولین اعلامیه خود تحت عنوان «تهاجم نظامی روسیه به اوکراین را محکوم می کنیم! پرتوان باد جنبش صلح علیه جنگ در اوکراین!» را صادر کرد که در آن مواضع سازمان تشریح شده است. پس از آن نیز در دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۰ برابر با ۷ مارس ۲۰۲۲ دومین اعلامیه سازمان تحت «مردم ایران به خاطر وابستگی جمهوری اسلامی به سیاست خارجی دولت روسیه نباید هزینه تجاوز روسیه به اوکراین را بپردازند!» را منتشر کرد. از این رو این ادعا که سازمان ما در مورد جنگ اوکراین نظر سازمانی ندارد، نادرست می باشد.

جدا از آن در گزارشات سیاسی چندین کنگره سازمانی به ریشه های این بحران و این جنگ پرداخته شده و چند سال قبل نسبت به بروز چنین جنگ های ویرانگری هشدار داده شده است. در گزارش سیاسی  کنگره بیست و دوم سازمان در اوت 2017 که به تصویب اکثریت کنگره رسیده ، آماده است: «۹ - نظم جهانی حاکم، با تغییرات و آشفتگی های بزرگی روبروست که ناگزیر یک دوره عدم تعین و حتی بی ثباتی را به دنبال خواهد داشت. این آشفتگی در رابطه قدرت های بزرگ در سه حوزه چشم گیرترند:

یک - نزدیکی آرام ولی بی وقفه چین و روسیه به هم دیگر ، جای تردیدی باقی نمی گذارد که قطب نیرومند دیگری در برابر امریکا شکل می گیرد. ائتلاف این دو قدرت بزرگ نه تنها از پایان قریب الوقوع هژمونی جهانی امریکا ، بلکه همچنین از دگرگونی های بزرگی در نظم جهانی یا سیستم رابطه میان دولت ها خبر می دهد  که ممکن است با تغییر صف آرایی های بین المللی ، تنش ها و حتی جنگ های ویرانگر همراه باشد. هم اکنون شاهد چهار جبهه رویارویی بزرگ هستیم که هرکدام از آنها می تواند به بحران های خطرناک و ویرانگر سیاسی و حتی نظامی میان قدرت های بزرگ دامن بزند: در خاورمیانه ، در دریای چین ، در شبه جزیره کره ، و در اوکراین. و در همه این چهار جبهه  ، چین و روسیه به نحوی از انحاء هوای یکدیگر را دارند و به طور مستقیم یا غیر مستقیم ، در مقابل امریکا و متحدان آن می ایستند و می کوشند در بلوک تحت رهبری امریکا شکاف ایجاد کنند. نشانه های روشنی وجود دارد که هم اکنون چین می کوشد نه تنها از طریق تقویت قدرت دریایی خود سلطه امریکا را بر آب های جهان تضعیف کند ، بلکه از طریق سرمایه گذاری های عظیم در شبکه های گسترده راه آهن با بازارهای آسیا و اورپا متصل شود ؛ از این طریق چین می تواند اولاً برای اولین بار در چهار صد سال گذشته ، به توان انحصاری قدرت های غربی برای کنترل راه های ارتباطی جهان پایان بدهد ؛ و ثانیاً کنترل انحصاری امریکا (یا گروه هفت) را بر نهادهای مالی بین المللی (مانند صندوق بین المللی پول و بانک جهانی) در هم بشکند».

و در گزارش سیاسی مصوب کنگره بیست و سوم ، کنگره «کارل مارکس» در اوت ۲۰۱۸ آمده است:

«بحران ها و دگردیسی های بزرگ در صحنه جهانی

  اکنون شاهد بحران های متعدد و دگردیسی های بزرگی  در روابط بین المللی هستیم که اندکی تأمل در همزمانی و پیوند های آنها با یک دیگر، جای تردیدی باقی نمی گذارد که همه نشانه هائی از عریان تر شدن و شدت یافتن بحران عمومی و فراگیر نظام سرمایه داری جهانی هستند. حالا بهتر می توان دید که عمیق تر شدن بحران عمومی نظام سرمایه داری نه تنها جامعه انسانی را به سمت بربریت عریان می راند ، بلکه حتی فراتر از این ، دورنمای نابودی شرایط زیست و موجودیت تبار انسانی را در دیدرس همگانی قرار داده است.

  اکنون مهم ترین دگردیسی مشهود در صحنه بین المللی ، بحران هژمونی جهانی امریکاست که بی گمان پی آمدهای بسیار گسترده ای خواهد داشت. این بحران پیش از این با فروپاشی سلطه ژئو پولیتیک امریکا در سطح جهانی ، آغاز شده بود ، اما اکنون عمومیت یافتن آن عیان تر شده و عمق و شتاب بی سابقه ای پیدا کرده است. در واقع عیان تر شدن این بحران چنان ناگهانی و بهت انگیز بوده که بسیاری هنوز نمی توانند آن را باور کنند و به صورت بحران زودگذری می بینند که محصول سیاست های ماجراجویانه و شخصیت نا متعادل دونالد ترامپ است. اما حقیقت، وارونه آن چیزی است که در نگاه اول دیده می شود ، زیرا پدیدۀ ترامپ ، بحران هژمونی امریکا را (که از مدت ها پیش آغاز شده) فقط عریان تر می کند و (البته) شتاب می بخشد ، اما فراموش نباید کرد که ترامپ رئیس جمهور منتخب امریکاست که درست به علتِ همین بحران و با بهره برداری از نتایج ناگوار آن (برای بخش بزرگی از امریکانیان) روی کار آمده و ممکن است با همین سیاست های ماجراجویانه و شبه فاشیستی اش بتواند موقعیت خودش را در داخل امریکا مستحکم تر کند و دوباره انتخاب شود. بحران هژمونی امریکا جنبه های مختلفی دارد که توجه به بعضی از آنها می تواند دامنه و عمق بحران و پی آمدهای آن را نشان بدهد:

یک - همان طور که اشاره شد ، فروپاشی ژئوپولیتیک امریکا پیشتر ( یعنی دست کم در دوره اوباما) آغاز شده بود. در حوزه ژئوپولیتیک ، امریکا دیگر تنها ابرقدرت جهان نیست و عملاً یک سیستم سه قطبی شکل گرفته است که در آن چین و روسیه نیز رقیب امریکا هستند و اقتدار آن را به چالش می طلبند. همین چالش ها بود که امریکا را در دوره اوباما ناگزیر کرد ، روسیه را از "جی ۸" بیرون بیندازد و دوباره این گروه را به "جی ۷" تبدیل کند ، و در مقابله با چین در اوقیانوس آرام ، استراتژی "چرخش به شرق" را اتخاذ کند. آنچه در حوزه  ژئوپولیتیک (دست کم در دورنمای میان مدت) تعیین کننده است ، عضله نظامی است و روسیه و چین قدرت نظامی و مخصوصاً اتمی لازم را برای به چالش کشیدن اقتدار جهانی امریکا دارند. البته هنوز امریکا با بالاترین بودجه نظامی جهان و پیشرفته ترین سلاح های جنگی ، بر دو رقیب خود برتری دارد ، اما دیگر نمی تواند تنها ابر قدرت جهان باشد و روسیه و چین که در دو دهه پس از فروپاشی اتحاد شوروی ناگزیر بودند با آن کنار بیایند ، دیگر به امریکا تمکین نمی کنند».

با نگاهی به این مواضع که در کنگره های سازمانی اتخاذ شده و مبنای موضع گیری هیئت اجرائی سازمان در انتشار دو بیانیه پیرامون تهاجم نظامی روسیه به اوکراین بوده است، نمی توان از عدم موضع سازمانی سخن گفت.

 و در گزارش سیاسی کنگره ۲۴ (کنگره رزا لوگزامبورگ و کارل لیبکنشت) در اوت ۲۰۱۹ آمده است:

ح، با انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا بحران ژئوپلیتیک  در سطح جهانی به شکل بی سابقه ای  تشدید شده است. شعار ترامپ " آمریکا اول" یا " عظمت را دوباره به آمریکا برگردانیم" از سوئی بازتاب یک روند واقعی، روند افول هژمونی دولت آمریکا به عنوان قدرت امپریالیستی مسلط  در جهان می باشد و از سوی دیگر نشان دهنده تلاشی است که هیئت حاکمه جدید آمریکا برای احیاء  و ترمیم سرکردگی بلامنازع خود انجام می دهد. این بحران رقابت و تنش را هم با رقبای آمریکا، چین و روسیه تشدید کرده است و هم شکاف میان دولت آمریکا و متحدان سنتی خود به ویژه قدرت های اروپائی را به شکل بی سابقه ای افزایش داده است. جنگ تجاری با دولت چین بزرگترین رقیب اقتصادی دولت آمریکا، رابطه دولت ترامپ با تایوان که به رسمیت شناختن عملی تایوان بوده و با واکنش شدید دولت چین مواجه شده است، تقویت حضور نیروی دریائی آمریکا دردریای چین و تنش های ناشی از آن... و متقابلاً کمک های اقتصادی و نظامی دولت های روسیه و چین به دولت ونزوئلا که دولت ترامپ سیاست تهاجمی "تغییر رژیم" را در قبال آن دنبال می کند، مخالفت دولت های چین و روسیه با خروج دولت ترامپ ازبرجام و تحریم های اقتصادی آمریکا علیه ایران... موجب شده است که دولت های چین و روسیه مناسبات خود درعرصه های گوناگون از جمله تحکیم بیش ازپیش مناسبات سیاسی، انعقاد قراردادهای عظیم تجاری، همکاری های فشرده در پیمان شانگهای و از جمله جلب هند به این پیمان را، تقویت کنند. دفاع ترامپ از"برکسیت" و نیروهای راست افراطی در کشورهای اروپائی که خواهان انحلال و ازهم پاشی اتحادیه اروپا هستند، اختلافات دولت های اتحادیه اروپا و از جمله آلمان و فرانسه با دولت ترامپ را به نقطه اوج خود رسانده است. علاوه برآن، این اختلافات درارتباط با سیاست"حمایت گرائی" ترامپ نیز ابعاد مهمی یافته است. الغاء پیمان ترانس آتلانتیک که در دوره اوباما طرح اجرائی آن به مرحله  نهائی رسیده بود، تهدید ترامپ برای افزایش گمرگ بر صادرات ماشین، فولاد و آلومینیم اروپا که هم اکنون صنایع خودروسازی اروپا وسایر صنایع وابسته به این صنعت را با مشکل و بحران کاهش صادرات مواجه ساخته، نشانه های جنگ تجاری میان متحدان دیروز و رقبای امروز دو سوی آتلانتیک است. متقابلاً اتحادیه اروپا برای خنثی ساختن فشارهای دولت آمریکا با چین، کانادا، ژاپن و کشورهای آمریکای لاتین قراردادهای تجاری دو جانبه ای منعقد ساخته است که به گفته سران اتحادیه اروپا برخی از آن ها، مانند قرار داد منطقه آزاد تجاری میان اتحادیه اروپا با آمریکای لاتین، بزرگترین قرارداد مناطق آزاد تجاری جهان خواهد بود. موضوعیت ونقش پیمان ناتو، خروج آمریکا از برجام و سیاست فشارهای حداکثری آمریکا بر ایران و ابتکار اتحادیه اروپا برای راه اندازی اینستکس برای دور زدن تحریم های آمریکا، حمایت یک جانبه دولت ترامپ از اسرائیل (انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس، به رسمیت شناختن شهرک های یهودی به عنوان سرزمین های اسرائیلی، مهر تائید زدن به الحاق بلندی های اشغالی جولان به اسرائیل ...) و مخالفت اتحادیه اروپا با این سیاست ها که حل بحران فلسطین را منتفی ساخته است ، دیگرعرصه های اختلافات میان دولت های اروپائی و دولت ترامپ را تشکیل می دهد. حاصل سیاست "بازگرداندن دوباره عظمت آمریکا" افزایش رقابت ها میان قدرت های امپریالیستی درعرصه های گوناگون و تشدید هر چه بیشتر  بحران سرکردگی دولت آمریکا می باشد.

در اینجا صراحتا کنگره سازمان رقابت میان دولت های آمریکا، چین، روسیه و اتحادیه اروپا،  را رقابت میان قدرت های امپریالیستی ارزیابی کرده  است.

دوم ـ رفیق رضا نوشته است: «فراتر از این در ستون یکم تارنمای سازمان که بیان خط نظری سازمان است، مقاله ای از هدایت سلطانزاده در دفاع از لیبرالیسم غرب و دشمنی نژادپرستانه با روسیه چاپ شده است. در همان ستون مقاله ای از داریوش ارجمندی در نقد این نگاه و اشاره به نامشخص بودن معیارهای سردبیری تارنما به چاپ رسیده است. جالب توجه است که داریوش ارجمندی در مقاله خود بیش از یک ماه پیش خواهان پاسخ از سردبیری تارنمای سازمان می شود که بر مبنای کدام مصوبات سازمانی مقاله ی سلطانزاده در دفاع از لیبرالیسم غربی و دشمنی نژادپرستانه علیه روسیه در ستون یکم تارنمای سازمان جا میگیرد. علاوه بر این انتشار مقاله ی سلطانزاده و نقد آن در ستون یکم تارنما مانند آیات ناسخ و منسوخ در قرآن می ماند».

این انتقاد رفیق رضا چیت ساز نیز وارد نیست. (اما قبل از توضیح ناوارد بودن آن، خوب می بود رفیق رضا دلایل خود برای به اصطلاح "دشمنی نژاد پرستانه با روسیه" را به صورت مستدل بیان می کرد که این جمله به صورت یک اتهام بی پایه نباشد).   واقعیت این است که هم مقاله رفیق هدایت سلطانزاده  هم مقاله رفیق داریوش ارجمندی هر دو در چهارچوب مواضع سازمان و سایه روشن های آن قرار دارند. روشن است که یک مقاله بیشتر به سمت غرب تمایل یافته و مقاله دیگر بیشتر به سمت روسیه متمایل شده است. اما در هر دو مقاله تهاجم روسیه به اوکراین محکوم شده و در باره دلایل این جنگ سخن رفته است. بویژه توجه داشته باشیم که مقاله رفیق سلطانزاده که اساسآ به اطلاعات ارزشمندی در باره ریشه های جنگ پرداخته و کمتر وارد موضع گیری های سیاسی شده است.

 

هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

سه-شنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۱ برابر با  ۰۳ می ۲۰۲۲

 

۱ـ مقاله رفیق رضا چیت ساز

https://www.rahekargar.net/viewpoints_2010/2022-04-27_148_ukraie-rezachitzas.pdf

۲ ـ بیانیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر)

«تهاجم نظامی روسیه به اوکراین را محکوم می کنیم! پرتوان باد جنبش صلح علیه جنگ در اوکراین!»

https://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=2512&Id=4

۳ ـ اعلامیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر)

«مردم ایران به خاطر وابستگی جمهوری اسلامی به سیاست خارجی دولت روسیه نباید هزینه تجاوز روسیه به اوکراین را بپردازند!»

https://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=2512&Id=6

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©