بخشی از گفته های منيژه ,كارگر کارخانه چيپس سازی

زنستان_ ناهيد ميرحاج:اگر تنها و تنها به همين تکه گفته های منيژه - که همه را نمی توانيم به خواست خودش بر صفحه بريزيم دقت کنيم شايد نتوانيم به راحتی و بدون هيچ دغدغه ای چيپس های خوش طعم را بردهان خود و کودکانمان بگذاريم. در پس اين همه رنگ و مزه که در انواع بسته بندی های چشم نواز مشتريان را به سوی خود می کشانند تلخی اين طعم را می توان با خواندن بخشی از گفته های منيژه احساس کرد، نا گفته هايش که ديگر جای خود دارد...

-خانم ----؟
- منيژه. کارگر کارخانه چيپس سازی هستم

- چند سالته منيژه؟
46 سالمه، سال 75 شوهرم بر اثر ايست قلبی فوت کرد

- ولابد توماندی با ...
- من ماندم با 5 بچه ويک خانه نيمه ساخته ----

- شوهرت چه کاره بود؟
- فرهنگی بود.

- حقوقش را به شما ندادند؟
- چرا، اون موقع 22 هزار تومان می گرفت. البته به اضافه عائله مندی وحق اولاد. حالا حقوقش 110 هزار تومان شده اما مگه با اين پول می شه زندگی کرد؟!

- پس از مرگ شوهرت بود که شروع به کار کردي؟
- زمانی که زنده بود خياطی وقالی بافی می کردم بعد از مرگش هم به کارم ادامه دادم ولی پولی که در می آوردم کافی نبود، جدا از اين همسايه ها هم برايم حرف در می آوردند. چه حرف هايي؟ خب خودت می دانی ديگه وقتی شوهر نداشته باشی يا رويت حساب بازمی کنند يا برايت حرف در می آورند.

- بعد چه کردی ؟
- بعد از اين در و اون در زدن برای کار در کارخانه بسته بندی و فروش پسته کار گرفتم، اما حقوقش خيلی کم بود، بيمه نداشت، حقم را ضايع می کردند...خلاصه پس از سه سال از آنجا بيرن آمدم. روزی يکی از همسايه ها تعريف کرد دخترش که در کارخانه چيپس سازی کار می کرد اومده بيرون ومی گويد کارش خيلی سنگينه و از پس کار بر نمی آيد. روز بعد از اين صحبت من به کارخانه رفتم. مدير کارخانه گفت بايد از اداره کار نامه بياوري، بلافاصله رفتم اداره کار. آنها گفتند بايد چهار ماه در نوبت باشی. خلاصه آشنايی در آنجا داشتم که توانست يکروزه کارم را درست کند. وبه اين ترتيب مشغول کار شدم.

- منظورت اين است که استخدام شدي؟
- نه، با من قرارداد 6 ماهه بستند!

- تعداد کارگران زن و مرد در آنجا چقدر بود؟
- اول که من رفتم هيچ زنی آنجا نبود ومردها حدود 50 نفر بودند. حالا 22 نفر زن در آنجا کار می کنند؛ در دو شيفت گردشی.

- چند ساعت در روز کار می کنی وچقدر حقوق در ماه می گيري؟
- مطابق قانون کار ما بايد 8 ساعت در روز کارکنيم که يک ساعتش استراحت است ولی ما اصلا استراحت نداريم، پارسال به ما صبحانه می دادند (البته يک لقمه ساندويچی)که آن هم امسال قطع شد، چای می آورند ولی وقت خوردن چای ندارم. ناهار را هم که خودمان می بريم نمی توانيم بشينيم و بخوريم. می دانی سرعت کارشان خيلی بالاست!
دست مزد ما پايه حقوق هر چه قانون کار است ؟؟؟ ما در ماه 122 هزار تومان می گيريم، اگر اضافه کار داشته باشيم ساعتی 780 تومان اضافه می گيريم.

- دست مزد زن ها با مردها چه فرقی دارد؟
-هيچي، حقوقمان يکيست طبق قانون !!

-مزايا چقدر می گيريد؟
-هيچی! کارگر قرار دادی مزايا ندارد!

- اگر بخواهند کارگری را بيرون کنند اول زن ها را بيرون می کنند يا مردها را؟
- از هرکسی که بهانه داشته باشند بيرونش می کنند. ولی ترجيح می دهند مردها را بيندازند بيرون.

- چرا مردها را؟
- چون کيفيت کار زن ها بهتره. قبلا مردها در قسمت تميز کردن وپوست کنی بودند آنها را بيرون کردند و زن ها را بجای آنها گذاشتند.

- استخدام قرار دادی با استخدام رسمی چه فرقی دارد؟
- استخدام قراردادی معمولا شش ماهه است ولی کارفرما هروقت بخواهد با يک بهانه می اندازدت بيرون. قبل از عيد امسال به يکی از کارگران گفتند برو بعد ازعيد بيا. اون بيچاره رفت و بعد از 13 روز تعطيلات برگشت. سرپرستمان به او گفت ما ديگه به تو احتياجی نداريم او هم رفت به اداره کار شکايت کرد، اداره کار در جواب بهش گفت: دير آمدی! چون کارگر بايد سه روز بعد از اخراج به ما مراجعه کند اما حالا خيلی از تاريخ اخراجت گذشته است! اين يک کلک است ديگر، نمونه ديگرش اين است که که اگر قرار دادت دو هفته قبل ازعيد تمام شود يک قرارداد دوهفته ای باهات می بندند و از سال جديد دوباره قرار داد شش ماه ---جالبه !!!؟ نه؟
اما با کارگران رسمی نمی توانند اين کارها را بکنند تازه مزايا هم دارد.

-شورای کارگری در اين کارخانه داريد؟
-نه فقط مدير کارخانه با دو سر پرست.

- مهد کودک هم نداريد؟
-نه، چون شرکت کوچک هست، قبل از استخدام می پرسند که بچه کوچک داری يا نه، اگر داشته باشی استخدامت نمی کنند.

-اين شرکت دولتی است يا خصوصي؟
-خصوصی

- در محل کار تو چه خطراتی وجود دارد؟
-بايد مواظب دستگاه ها باشيم که انگشت هايمان را قطع نکند، پودرهای شوينده هم خطرناکند، جابه جا کردن بار واز همه مهم تر بلند کردن سبدها و ريختن آنها توی مخزن (هر سبدی حدودا 30 کيلو است ) هم خيلی سخت است.

-اين کار را خانمها می کنند؟
-بله، خانم ها در قسمت بسته بندی و آقايان در قسمت پوست کنی وشستشو .

-دست مزدت را چگونه خرج می کني؟
-موقعی که شوهرم مرد، خانه نصفه کاره بود، کلی هم بدهی داشتيم، سعی کردم خانه را تا اينجا که می بينی برسانم وخرج تحصيلات بچه هايم را بدهم، خودت می دونی بچه دانشگاهی يعنی چه، گاهی به من می گويند با اين همه کار که می کنی چرا برای خودت طلا نمی خری! من هميشه جواب می دهم که طلاهای من توی خانه اند، طلاهای من بچه هايم هستند...

- با اين همه تلاش از زندگی راضی هستي؟
- کارمن در کارخانه خيلی سخت است. هر کسی آمده بيشتر از چهار پنج ماه نمانده، ولی من پنج سال است که مانده ام چون احتياج دارم، ميدانی همه به من می گويند: زن آهنی