O.R.W.I.
Organization of Revolutionnary Workers of Iran (Rahe Kargar)
Organization of revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ برابر با ۱۸ اکتبر ۲۰۱۷
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
  چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ برابر با ۱۸ اکتبر ۲۰۱۷  
    اعلامیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

اعلامیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

 

به مناسبت آغاز سال تحصیلی

 

انقلاب فرهنگی جدید ، تربیت ارتش فاشیستی انتظاریون را تدارک می بیند

 

سال تحصیلی ۸۹ـ۹۰ با حضور حدود ۱۳ ميليون دانش آموز در ۱۱۰ هزار مدرسه آغاز شده است. از این تعداد ، ۶ میلیون دانش آموز مقطع ابتدائی، ۳ میلیون دانش آموز مقطع راهنمائی و ۴ میلیون دانش آموز مقطع متوسطه هستند. در میان دانش آموزان مقطع ابتدائی ۵۱ درصد را پسران و ۴۹ درصد را دختران تشکیل می دهند. امسال حدود ۷۰ هزار دانش آموز در مدارس استعدادهاي درخشان در مقطع راهنمائی و دبیرستان به تحصيل خواهند پرداخت. نگاهی به آمار فوق نشان از کاهش شدید دانش آموزان در سال جدید نسبت به سال های گذشته می دهد. اگر مقایسه آمار سرشماری سال ۸۵ و سال ۸۰ نشان می دهد که در فاصله پنج سال از ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۵ شمار دانش آموزان در سطح کشور حدود دو میلیون نفر کاهش یافته و از ۱۷ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در سال ۱۳۸۰ به ۱۵ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در سال ۸۵ رسیده است، امسال این رقم به ۱۳میلیون نفر رسیده است. این کاهش شدید می تواند از یک سو نتیجه پائین آمدن نرخ زاد و ولد در نتیجه سیاست های کنترل جمعیت باشد و از سوی دیگر به دلیل طبقاتی شدن آموزش، بخشی از کودکان واجب التعلیم از امکان حضور در کلاس های درس محروم شده اند. هر چند آمار دقیقی از تعداد کودکان خارج از چرخه تحصیل در دست نیست اما حضور گسترده کودکان کار در خیابان های شهرهای بزرگ، و یا بالا بودن تعداد دختران خردسال محروم از تحصیل در روستاها، بیانگر وزن بالای آنها در پائین آمدن آمار تعداد دانش آموزان کشور در سال های اخیر است.

 

۱۳ میلیون دانش آموز کشور، امسال سال تحصیلی را در شرایطی آغاز می کنند که سیاست دولت حاکم در قبال مدارس، کنترل شدید و تبدیل مدرسه به محل آموزش سربازان امام زمان است. اعزام چندین هزار روحانی به مدارس در لباس افسران جنگ نرم، اعزام بسیجیان به مدارس، آموزش نظامی به دختران دانش آموز، طرح واگذاری ۵ هزار مدرسه به حوزه های علمیه، و تدوین کتاب های درسی جدید با هدف آموزش سیاسی ویژه به دانش آموزان، از جمله طرح هایی وزارت آموزش و پرورش برای کنترل ارتش میلیونی دانش آموزان سراسر کشور است. دانش آموزان دختر بشکل ویژه ای نیز هدف برنامه ریزی های فرهنگی رژیم اسلامی قرار گرفته اند. اجرای جدی طرح جداسازی جنسیتی در مدارس و دانشگاه ها، روپوش یک سان، چادرها و مقنعه ویژه برای دختران دانش آموز، اجرای شدید طرح "حجاب و عفاف" ، طرح دیوار کشی در مدارس دخترانه با هدف از بین بردن مشرفیت، ایجاد ۱۰هزار مدرسه قرآنی در چهارچوب تاسیس پنجاه هزار مدرسه قرآنی در سه سال، طرح مغزشویی دانش آموزان مدارس از طریق اجباری کردن کتاب درسی "تربیت سیاسی"، طرح نصب دوربین های مدار بسته و طرح کنترل دانش آموازان دختر و پسر از سوی نیروی انتظامی؛ فقرات مهم سیاست آموزش و پرورش بوده است

 

اگر در گذشته یک میلیون و دویست هزار معلم، آموزش دانش آموزان را انجام می دادند حال بر اساس آمار ارائه شده از سوی وزیر آموزش و پرورش ۹۰۰ هزار معلم مشغول به کار هستند. فشار بر معلمان و پیشبرد سیاست پاکسازی در چند سال اخیر با شدت و حدت بیشتری در جریان بوده است. سال تحصيلی ۸۹-۹۰ در حالی آغاز مي‌شود که حداقل شش معلم در زندان هستند: عبدالله مومني، علی اکبر باغاني، هاشم خواستار، محمد داوري، رسول بداغی و اسماعيل عبدی معلمانی هستند که برخی تنها به دليل خواست‌های صنفی و برخی ديگر به دليل شرکت در تجمعات پس از انتخابات همچنان در زندان هستند.سال تحصيلی جديد، امسال برای دانش‌آموزان روستای کوله‌ساره‌ی شهرستان کامياران نيز حال و هوای ديگری دارد. فزراد کمانگر معلم مدرسه‌ی اين روستا روز ۱۹ ارديبهشت ماه امسال به اتهام فعاليت‌های سياسی اعدام شد. اما سرکوب شدید معلمان تنها راهکار دولت اسلامی در کنترل مدارس نبوده است. به ۶۰ هزار نيروی حق‌التدريسی و آموزشياران نهضت سوادآموزی و معلمان قراردادی اعلام شده است که قراردادهایشان لغو گشته و دیگر به کارشان در مدارس احتیاج ندارند و بدین ترتیب هزاران معلم را اخراج کرده اند. هدف رژیم از تصفیه گسترده در مدارس، استخدام معلمان جدید بر اساس الگوهای ایدئولوژیک و برای هدف های ویژه شان در قبال آموزش کشور است.

 

امسال وقتی که ۳ میلیون ۵۰۰ هزار دانشجو بر سر کلاس های درس حاضر شدند، با فضای جدیدی روبرو گشتند. سرکوب جنبش دانشجوئی حالا دیگر شدت و حدت بیشتری یافته است. اخراج ده ها استاد و بازنشسته کردن عده زیادی از قدیمی ترین استادان، توان آموزشی در دانشگاه ها را بشدت پائین آورده است. موج بازنشسته و اخراج استادان آنچنان گسترده بود که نه تنها اعتراض دانشجویان را برانگیخت بلکه با اعتراضاتی حتی در میان خودی های رژیم هم روبرو شد. به نظر می رسد که حتی اخراج و بازنشسته کردن کافی به نظر نمی رسد و بتدریج شاهد نوعی قتل های زنجیره ای برای از میان برداشتن استادان ناراضی و مخالف هستیم. دو سوء قصد تروریستی ظرف چند روز، نشانۀ خطرناک چنین سیاستی می تواند باشد. فشار شدید بر کادر آموزشی با سرکوب خشن جنش دانشجویی همراه شده است. ستاره دار کردن صدها دانشجو، اخطارهای انضباطی به بسیاری از دانشجویان فعال، محروم از تحصیل کردن، و به زندان افکندن دانشجویان در کنار نقش حراست در اجرای شدید طرح "حجاب و عفاف" عرصه های سرکوب جنبش دانشجویی است. هم اکنون

فاطمه نصیرپور، بهاره هدایت، شبنم مددزاده، زهرا شمس، میلاد اسدی، حمید توکلی و ده ها دانشجوی دیگر در زندان های جمهوری اسلامی به بند کشیده شده اند.

 

مجموعه ی سیاست های اتخاذ شده از سوی حاکمیت اسلامی، تلاشی است برای بازپس گیری کنترل بر مدارس، دانشگاه ها و مراکز آموزشی سراسر کشور. واقعیت این است که سیاست سی سال گذشته حاکمیت اسلامی علیرغم انقلاب فرهنگی خونین اول در سال های ۵۸ـ۵۹ نتوانست به اسلامی کردن مدارس و دانشگاه ها و مراکز آموزشی منجر شود. شکست مفتضحانه رژیم اسلامی در کنترل عرصه آموزش حالا دیگر امر ناشناخته ای نیست. مصباح یزدی در سخنرانیش در مجلس خبرگان به خوبی به این شکست اعتراف کرد وقتی که گفت: نقطه اصلى هدف ‌گیرى دشمنان، دانشگاه ها است. معاونت هاى فرهنگى دانشگاه ها باید مواظب مى ‌بودند، اما باید اعتراف کنیم که چندان کارى از دست آن ها برنمى ‌آمد و نمى ‌آید. در دو سه سال اخیر شبهات دینى در میان نوجوانان روز به روز بیشتر مى ‌شود و شبهه‌ ها با آهنگ و شکل جدید مطرح مى ‌شوند که ما در این زمینه کارى نکردیم.. این اعتراف آشکار، بیان شکست رژیم در مقابل نسل جوانی است که با علم و دانش به جنگ خرافه های حکومتی رفته است. مخالفت رهبر جمهوری اسلامی با علوم انسانی از همین جا ناشی می شود. روشن است که علوم انسانی به معنای علم شناخت جامعه و انسان، نمی تواند با خرافه های حاکمان اسلامی سر سازش داشته باشد. با توجه به این شکست استبداد دینی از جامعه مدنی و مدرن و در راستای سیاست کلان رژیم برای تمرکز قدرت سیاسی و نظامی، روند تسلط فاشیستی بر مدارس و دانشگاه ها در دستور کار حاکمیت اسلامی قرار گرفته است. وقتی وزیر آموزش و پرورش، تربیت سربازان امام زمان را وظیفه مدارس می داند و وزیر علوم و آموزش عالی خواهان ویران کردن دانشگاه هایی می شود که در آن علوم اسلامی الویت نداشته باشد، راستای سیاست حاکمیت در عرصه آموزش به روشنی فرموله و بیان شده است. سیاست کنار گذاشتن معلمان مستقل، اخراج و بازنشسته کردن استادان متعهد، دستگیری و سرکوب دانشجویان مبارز و اعزام هزاران روحانی و بسیجی به مدارس، همه و همه در راستای سیاست تبدیل مدارس و دانشگاه ها به مرکز آموزش سربازان برای هدف های جریان های واپسگرای انتظاریون است که حالا دیگر از نزدیکی ظهور امام زمان دم می زنند. اما آن ها که در سی سال گذشته با شکست مفتضحانه ای روبرو شده و نسلی جوان را در برابر خود دارند، در جنگ خشن امروزی استبدادی دینی فاشیستی با یک جامعه مدنی خلاق و فعال نیز شکست سختی خواهد خورد.

 

سیاست حاکمیت اسلامی در مراکز آموزشی، جزئی از سیاست متمرکز کردن قدرت سیاسی و نظامی برای در هم شکستن مقاومت توده ای مردم است. مبارزات درخشان مردم در یک سال گذشته، نفرت عمومی از حاکمیت اسلامی و بیداری عمومی مردم سراسر کشور را با روشنی بیان داشته است. برای مقابله با این مقاومت، دولت حاکم سیاست مشت آهنین را در پیش گرفته است. این سیاست در مدارس و دانشگاه ها نیز با شدت در جریان است. آن ها نیک دریافته اند که ارتش ۱۸ میلیونی علم ودانش که نقش عظیمی در تحولات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور نیز بازی می کند، عرصه ای است که از دست شان خارج شده است. از این رو می خواهد هر نوع مقاومت در این عرصه را درهم بشکنند. بویژه که زمینه متشکل شدن و تاثیر گذاری بر دیگر بخش های جامعه نیز از خصوصیت های این نیروی فعال و جوان است. سیاست مشت آهنین در شرایط بحران شدید سیاسی و اقتصادی، بر متن تحریم های گسترده بین المللی و در پیش گرفتن سیاست حذف یارانه ها، هدفی جز کنترل هر چه بیشتر مقاومت مردمی ندارد. در برابر سیاست مشت آهنین رژیم اسلامی، باید سیاست ایجاد سپر دفاعی فولادین را در پیش گرفت. بدون سازمانیابی حسابشده و متکی به هسته های مقاومت شکل گرفته از نیروهایی مورد اعتماد، نمی توان برای آزادی اندیشه در دانشگاه ها و مراکز آموزشی جنگید. نمی توان علیه تبعیض جنسیتی لجام گسیخته ای که دختران را ضعیفه و جنس دوم می انگارد، مبارزه کرد؛ نمی توان از نظامی گری و پادگانی شدن دانشگاه ها و مراکز آموزشی جلوگیری کرد؛ و نمی توان علم و دانش را از دست اندازی خرافات پوسیده و افکاری عهد عتیقی نجات داد. از آنجا که هدف جمهوری اسلامی در هم شکستن هر نوع تشکل و سازمانیابی است، باید که قدرت و امکانات دانشگاه ها را برای متشکل شدن به خدمت گرفت. معلمان نیز به عنوان قشر زحمتکش جامعه از امکان بالایی در سازمانیابی برخوردارند. امکانی که می تواند آن ها را به مشت متحدی در برابر رژیم تبدیل کند.

 

نباید از نظر دور داشت که میلیون ها دانش آموز و دانشجو، بخشی از ارتش قدرتمند جوانان و آینده سازان کشورند. این ارتش میلیونی نیروی جوان، با هزاران رشته با خانواده هایشان و ارتش میلیونی کار و زحمت در پیوند همیشگی قرار دارد. برای درهم شکستن تعرض استبداد دینی به مراکز آموزشی و برای درهم شکستن هجوم حاکمیت به سفره های خالی مردم از طریق حذف یارانه ها و خارج کردن کشور از چنگال یک حاکمیت فاشیستی و ماجراجو، باید روی سازماندهی گسترده در تمامی سطوح همت گمارد. کلید مقاومت مؤثر در برابر این تعرض لجام گسیخته ایجاد شبکه های سازمان یافته است که قدرت حفاظت از خود را نیز داشته باشد. نحوه ی پیشبرد این سازماندهی در بخش های گوناگون، در میان دانشجویان، در میان معلمان و یا در دیگر اقشار کار و زحمت می تواند متفاوت باشد. این تفاوت ها باید به دقت مورد توجه قرار گیرد. فراموش نکنیم که استبداد فاشیستی اسلامی از هر نوع متشکل شدن توده های مردم و بویژه نسل جوان که امیدهای کشورند، هراسان است و برای نابودی هر تشکلی به خشن ترین شکلی اقدام می کند. با این حال راهی جز متشکل شدن برای سازماندهی مقاومت مؤثر وجود ندارد. این وظیفه ای است که دانشجویان و نیروی جوان کشور و معلمان متعهد بیش از پیش می توانند بر دوش کشند.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

اول مهرماه ۱۳۸۹ـ ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۰

 

 
  facebook   twitter   بالاترين   مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیرکه عضوآن هستید ارسال کنید:  
O.R.W.I.   Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)