O.R.W.I.
Organization of Revolutionnary Workers of Iran (Rahe Kargar)
Organization of revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
دوشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ برابر با ۲۱ می ۲۰۱۸
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
  پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶ برابر با ۱۸ ژانويه ۲۰۱۸  
    یادداشت هایی پیرامون

یادداشت هایی پیرامون

خیزش های دی ماه ۱۳۹۶

 

اردشیر مهرداد

 

بخش نخست

(۱)

در تقویم سیاسی ایران، ده روزی که امواج شورش و خیزش های مردمی بسیاری از شهرهای کشور را در نوردید به عنوان یک نقطه عطفی تاریخی ثبت خواهد شد. نقطه عطفی که پس از آن صحنه سیاسی ایران دیگر همان نخواهد بود که در گذشته بوده است.

به رغم اینکه سرانجام این خیزش ها چه باشد، به یک فاعل انتقال تاریخی راه ببرد یا بستری شود برای تحولاتی بیرون از خواست و اراده آنهایی که برخاسته اند، ادغام شود یا در نهایت سرکوب، یک امر قطعی است: با انچه در این روزها رخ داد ادامه حیات رژیم حاکم به گونه تا کنونی ناممکن خواهد بود. اعتراض های انفجاری همه پایه های سیاسی، فرهنگی و ایدئولوژیک رژیم اسلامی را فرو ریخته است و سترونی آنچه انقلاب اسلامی نامیده میشود را رسمیت بخشیده.

(۲)

اعتراضات دیماه ۹۶ را می توان طبقاتی ترین رویداد تمام سالهای پس از انقلاب نامید. طبقات پایین دست شهری بیش از هر زمان دیگری بدنه فعال این اعتراضات را تشکیل می دادند. تهیدستان شهری، انبوه جمعیت کنار گذاشته شده، توده بی صدا و بی تصویر در کمتر حرکتی در گذشته حضوری داشته است چنین پر شمار و پر گستره. حاشیه نشین ها، بی سرپناهان، فروشندگان دوره گرد، دست فروش ها، کارگران روز مزد و فصلی و موقت و بیکار و در کنار بخش هایی از کارگران و دانشجویان و جوانان بافت جمعیتی را شکل دادند که به خیابان ریختند. همه وهمه انهایی که در گفتارهای غالب جایی نداشتند. در هیچ گونه ای بازنمایی نمی‌شدند. در هیچ ساختاری به صف نشده بو دند. و به فرامان هیچ رهبر و پیشوایی گردن ننهاده بودند.

تردیدی نیست که صحنه سیاسی ایران در همه سالهای پس از انقلاب شاهد حرکت و اقدام جمعی بوده است و جنبش های مردمی در اشکال اعتراضی آن سهم ثابتی داشته اند در زندگی روزمره گروههای بزرگی از جمعیت. اما، توده به پا خاسته ای که خیابان های شهرهای کشور را در ده روز دیماه جاری به تصرف خود در اوردند، نه تنها از بعد طبقاتی ، بلکه به لحاظ دینامیسم انفجاری، گستردگی جغرافیایی، رادیکالیسم شعارها و تنوع شیوه ها نیز از بهمن ۵۷ تا کنون بی همتا و بی بدیل بوده است. قواعد بازی سیاسی را ناگهان تغییر دادند. انهایی که سالهابه اعماق صحنه معمول سیاست تبعید شده بودند ناگهان به بالا خیز برداشتند و رفتار، گفتار و ادبیات دیگری را به رفتار و گفتار و ادبیات متداول تحمیل کرده اند.

(۳)

نیروی محرکه شورش های دیماه انباشت عظیمی بود از مجموعه مولفه های اقتصادی وسیاسی و اجتماعی. سقوط هراسناک سطح زندگی کارگران و لایه های گوناگون فرو دستان بستر عینی و مادی را بنا نهاده بود. فرایند شتابان پرولتریزه شدن تولید کنندگان مستقل بر استحکام آن افزوده بود. ریزش لایه های میانی دامنه ها را گسترده بود و شکاف میان سرمایه و کار را عمقی بی سابقه بخشیده بود. این ها بودند توده هیزم هایی چشم براه جرقه ای و آماده شعله ور شدن.

ریشه های عمیق را بی تردید باید در شیوه تولید سرمایه داری جست. اما انچه بر وخامت و شدت بحران افزود و انرا به نقطه ای انفجاری سوق داد حاکمیت یک سیاست اقتصادی نو لیبرال ـ میلیتاریستی بود در طول چند دهه. یک فرایند پیوسته و شتابان بازتوزیع ثروت و درآمد از پایین به بالا به مدد تسمه نقاله هایی مثل تجدید ساختار پیوسته مدل های انباشت؛ سلب مالکیت عریان و پوشیده زیر نام خصوصی سازی، کالایی سازی و مقررات زدایی. بر اینها اضافه می شد اختلالات برق آسا و سهمگین در عملکرد اصلی ترین نهادهای حیات اجتماعی شهروندان و کانالیزه شدن منابع و درآمدهای عمومی به سمت نیازهای نظامی و هزینه های تسلیحاتی. مجموعه ای که بی عدالتی و بی حقی را احساسی فراگیر ساخته اند و به صورت محرک های ذهنی و روانی ای در اورده اند در خدمت به حرکت در امدن و شوریدن.

(۴)

نيرويي كه به خيابان ریخته اشكال مقاومت قانوني و درون سيستمي را دیگر نمی پذیرد. صداهای خفه شده آنان در فریادهای انقلابی نشسته و زنگ ها را بصدا در اورده اند. دست هایی که پرچم حکومت را به بال آتش دادند در مشت گره کرده به اهتزاز در آمدند. سرخوردگی از شرکت در انتخابات و راهپیمایی با برگه رای و انتخاب میان بد و بدتر به فرجام گریز ناپذیر خود دچار شده است. وقتی پوچی و بی خاصیتی حرکت در کانال های رسمی و مجاز به تجربه عمومی تبدیل می شود گذار از چهار چوب های رسمی و مجاز و دست زدن به اقدام غیر رسمی به امری حیاتی تبدیل می شود.

اما انچه رادیکالیزه شدن مطالبات را سبب شده و خواست های معیشتی و رفاهی را جان مایه ای براندازانه و ضد ساختاری بخشیده است و از اصلاح به انتقال عبور داده ریشه در جای دیگری دارد: نا امیدی نسبت به تغییر اوضاع و سرخوردگی از بهبود شرایط بمدد توسل به جناح های رقیب در نظام حاکم. گذار ساختاری روی دیگر سکه ایست که ریزش انتظارات و توهمات نسبت به وعده و وعیدهای مقامات و دست اندرکاران حکومتی بر ان نقش بسته است.. شوک ناشی از پشت پا زدن حسن روحانی به وعده های انتخاباتی و چرخش براست سریع دولت وی در همان نخستین گام هایی که با شروع دور دوم ریاست جمهوریش برداشت ضربه سختی بود بر امید های جمعیتی که به معجزه صندوق رای دل بسته بودند. انفجار اطلاعات و روشنگری هایی که خصوصأ در ماههای گذشته صورت گرفت با کنار زدن پرده فریب از چهره مقامات و کارگزاران ریز و درشت و بر ملا کردن ابعاد فساد در تار و پود نظام حاکم اخرین میخی بود بر تابوت خوش باوری ها و توهمات نسبت به اصلاح پذیری سیستم حکومتی.

(۵)

انقلاب اطلاعات و ارتباطات در ایران نیز نظیر بسیاری از نقاط دیگر جهان از منابع بسیج و سازماندهی حرکت های جمعی تعریف دیگری بدست داده است. در این جا، تلاش حرکت ها و خیزش های اعتراضی در سالهای اخیر برای بهم پیوستن پایه های اجتماعی پراکنده خود، بیش از پیش متکی بوده است بر شبکه های ماهواره ای و اینترنت و فضای مجازی. پیدایش طیف گسترده ای از رسانه های ماهواره ای و دسترسی روز افزون بخش های بزرگتری از جمعیت به انها نه تنها انحصار اطلاع رسانی را از رژیم اسلامی سلب کرده است، بلکه به هر یک از انها سهم روز افزونی بخشیده است در تاثیر گذاری و جهت دهی به این حرکت ها و خیزش ها. نقش این دسته رسانه ها در شکل دادن به افکار عمومی و عبور از مرزهای مکانی و چغرافیایی تعیین کننده بوده است.

نیزامکانات روزافزون فضای مجازی شبکه سازی، بسیج، سازماندهی و رشد حرکت های جمعی را وارد فاز کاملآ نوینی ساخته است. شمار روز افزون این دسته شبکه ها نه تنها به پرسش بسیج حرکت های منفرد پاسخ داده اند بلکه ابزار مهمی بوده اند در خدمت گسترش افقی، غلبه بر پراکندگی و همگرایی این حرکت ها. حضور میلیونی کاربران جوان ایرانی در فضای مجازی، مهارت روز افزون انان در استفاده از امکانات رایانه ای و توانایی بی رقیبشان در بکارگیری اپلیکیشن های جدید به انها نقشی یگانه بخشیده است در بسیج و سازماندهی حرکت های جمعی. فوران خیزش های اخیر و حرکت برق آسای ان در یک جغرافیای پهناور بی شک نا ممکن بود هرگاه چنین تحولی در منابع بسیج و سازماندهی رخ نمی داد، و مهارت، انگیزه و جسارت کنشگران جوان در کار نبود.

(۶)

برِغم اینکه خیزش های مردمی دو هفته گذشته از کدام فرصت ها برای شکل یابی سود برده باشند و از کدام روزنه ها و منافذ راهی برای ظهور و بیرون جستن پیدا کرده باشند، خیزش های اخیر خود جوش بوده اند و هدایت انها مستقل، درونی و ارگانیک. هزاران هسته و شبکه افقی حول بی شمار فعالان مدنی و کنش گران اجتماعی در گره خوردگی با یکدیگر نقش هدایت و هماهنگی و هم صدایی این حرکت ها را عهده دار بوده اند. در عصر ماهواره و اینترنت خود جوشی و رهبری نامتمرکز مشخصه عمومی بسیاری از حرکت های جمعی است در مراحل جنینی، بویژه در جوامعی که تشکل های سیاسی و مدنی فراگیر غایب باشند. این قاعده یکبار دیگر در رخدادهای اخیر ایران به اثبات رسیده است.

(۷)

خود جوشی، استقلال و رهبری درونی ناپیوسته در حالی که در مراحل جنینی و اولیه می تواند تکیه گاه مهم و امنی فراهم سازد برای ایستادن و به حرکت در امدن احاد جمعیت، در مراحل بعدی، اما، ضامنی نخواهد بود برای رشد و پیشروی بیشتر. رهبری پراکنده و گسیخته در همان حال که قادر است تنوع اجتماعی و سیاسی جمعیت به حرکت در امده را بازتاب دهد، ضرورتأ پاسخ گویی نیاز آنان به هم سویی، هم پوشانی و همبستگی نیست.

در خیزش های اخیر دردها، محرومیت ها و تجربه ها مشترک بصورت عاملی عمل کرده است در خدمت اشتراک در "شعارهای سلبی" و انچه باید برافتد. اما اشتراک در انچه باید برقرار شود و رسیدن به "شعارهای ایجابی" هنوز در راه است. تداوم اعتراض ها دیر یا زود بر پراکندگی نیروی هدایت کننده غلبه خواهد کرد و همراه با آن جدال گرایش ها و منافع متضاد برای سوار شدن بر شانه مردم به پا خاسته و تعیین هدف ها و افق حرکت انان بیش از پیش شدت خواهد گرفت.

(۸)

این خیزش ها، نظیر هر خیزش دیگری از این دست، هر گاه جرقه وار به خاموشی نگرایند و دوامی بیابند و فرا برویند به جنبشی اجتماعی و سیاسی، انگاه به مسیری پای خواهند نهاد با مراحلی نه چندان یکسان. همه مشخصه های انها از رهبری و ساختار سازمانی و از استراتژی گرفته تا تاکتیک و ایدئولوژی دستخوش تغییراتی خواهند بود تابع دیاکتیکی از شرایط و عوامل درونی و بیرونی. از این مرحله ببعد، رهبری و هدایت این حرکت ها می تواند در فاصله میان استقلال و خود جوشی و وابستگی و تاثیر پذیری در نوسان باشد با نقشی میان فاعل انتقال درونی و کارگزار نیابتی.

عمق اگاهی تاریخی، سیاسی و طبقاتی و سطح توانایی یک حرکت جمعی در درونی سازی منابع اقدام عواملی مرکزی اند در بقاء و استحکام رهبری ارگانیک و هدایت از درون. حرکتی که در مراحل جنینی با انچه نفی می کند تعریف می شود، در مراحل بعد موضوع جدالی سنگین است برای گزینش افق حرکت و تعیین هدف های نهایی و استراتژیک. و این مرحله ای است که نیروها و منافع بسیاری خواهند کوشید بر ان سوار شوند و در راستای اهداف خود هدایتش کنند. تعجب اور نیست رانالد ترامپی که اتباع ایران را به انهام تروریست بودن از ورود به امریکا منع می کند، یا رضا پهلوی ای که سه ـ چهار دهه از عمر خود را در کاباره ها و قمار خانه های لاس وگاس به "مبارزه" گذرانده نا گهان سر و کله اشان پیدا می شود در حمایت از "جنبش گرسنگان" این کشور!!

اهمیت رسیدن به رهبری مستقل، ارگانیک و پیوسته نه تنها در وفاداری نسبت به منافع سیاسی و طبقاتی بلکه مقابله با نفوذ و انحراف است. تعریف راستا و هدف نهایی خیزش های کنونی در سمت و سویی که قادر باشد منافع انسان کار و رنج و محکوم به فرو دستی را برآورده سازد لزومأ بمدد تجربه های فردی یا گروهی آنان حاصل نمی شود. این امر نه تنها مشروط است به تجدید ساختار رهبری نامتمرکز کنونی، بلکه محتاج درآمیزی تجربه های شخصی و گروهی است با آگاهی های سیاسی و طبقاتی.

(۹)

حکومت بالاخره بعد از چند روز از شوک ناشی از سنگینی و ناگهانی ضربه مردم گرسنه و نا امید بیرون امده و لباس سرکوب را تنها پوششی یافته برای پنهان کردن برهنگی اش. خیابان ها را به اشغال گاردهای ضد شورش در اورده، دست به کشتار دهها نفر زده است، هزاران نفر را روانه زندانها ساخته و کودکان و جوانان و زنان و مردان کارد به استخوان رسیده را به عنوان عوامل دشمن خارجی پشت درهای دادگاههای انقلاب به صف کرده و رسانه های رسمی را یکپارچه به خدمت ایجاد فضای تهدید و ارعاب و نگرانی در اورده است. آنچه مسلم است، اما، نه سرکوب پلیسی و نه سرکوب ایدئولوژیکی و روانی: نه توسل به سخت افزارها، و نه پناه بردن به نرم افزارها هیچ یگ قادر نخواهند بود بر ناتوانی اش در حل تضادهایی که ایجاد شده سرپوش گذارد و پاسخی باشد به انتظارهای حداقل توده محروم.

نه! موجی که برخاسته سر فرو افتادن ندارد. طشت قدرت حاکمان از بام افتاده و کابوس تنها واقعیتی است که انان را تا قعر پرتگاه همراه خواهد شد.

(دنباله این یادداشت ها در بخش دوم خواهد امد).

بیستم دیماه نود و شش

 

 

 

 

 
  facebook   twitter   بالاترين   مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیرکه عضوآن هستید ارسال کنید:  
O.R.W.I.   Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)