Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
دوشنبه ۱۱۷۳ فروردين ۶۱۷ برابر با  ۰۱ ژانويه ۰۰۰۱
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :دوشنبه ۱۱۷۳ فروردين ۶۱۷  برابر با ۰۱ ژانويه ۰۰۰۱
داشتن و بودن

داشتن و بودن

تصویری از اقتصاد سوسیال فمینیستی در ونزوئلا

 مصاحبه سوزان  سپرونگ و جعفری وبر  با لیدیسه ناواس در 28 ژوئن 2010 در کاراکاس

 

ترجمه آزاده ارفع

 

( کاراکارس، ونزوئلا). لیدیسه ناواس   یکی از برجسته ترین رهبران فمینیسم سوسیالیستی در" حزب متحد سوسیالیستی ونزوئلا (1)  " و کاندید پارلمان آمریکای لاتین است.  

ما  با خانم ناواس در بانک توسعه در کاراکاس در 18 ژوئن 2010 ملاقات کرده و با وی در باره نگاه اش به سوسیالیسم، دست آوردهای روند انقلاب بولیواری تا کنون واین که چه کارهایی در این عرصه هنوز باقی مانده است، به گفتگو پرداختیم.

 

س- سابقه سیاسی تان چیست ؟

 

ج- من کاندید(حزب متحد سوسیالیستی ونزوئلا ) در کاراکاس میباشم. همچنین از اعضای پولیت بوروی منطقه کاراکاس و کاندید پارلمان آمریکای لاتین هستم . در ضمن مسئولیت هایی هم در" بانک توسعه زنان" داشته و همچنین  از هماهنگ کنندگان فعال منطقه" پاراگوا ال وال" هستم  منطقه ای که ما تلاش می کنیم  از پائین و از سطوح محلی سوسیالیزم را بنا کنیم.  

من مدتی طولانی فعال انقلابی بوده ام . در سال 1960 فعال جنبش انقلابی ونزوئلا بودم . آری،  من از فعالین  و بنیان گزاران جنبش چریکی " باندرا روجا"  در سال 1976 بودم  و زمانی که در این جنبش انشعاب شد  من به شاخه مارکسیست- لنینیستی باندرا روجا پیوستم. با این سازمان فعالیت کردم تا اینکه این سازمان نیز از بین رفت. آن سال ها سال های سختی بودند. من  بارها دستگیر و زندانی شده و تحت پیگرد سیاسی قرار گرفتم.  برای مثال در سال 1980 مرا با  اعدام های ساختگی زیر فشار قرار دادند.

 

من و همسرم تبعید در ال سالوادور را برگزیدیم  و به صف فعالین جنبش چریکی " جبهه فارا بونده مارتی"  پیوستیم. در این مبارزات من همسر و پسر بزرگم را از دست دادم. در سال 1992 عضو" کمیسیون حقیقت یاب" در ال سالوادور بودم. و تا برگشتنم به ونزوئلا در سال 1995 فعالین حقوق بشر را آموزش می دادم.

 بازگشتم به ونزوئلا مصادف با دوره جدیدی از مبارزات بود.ا با هوگو چاوز در سال 1994 ملاقات کردم و در کارزار   انتخاباتی وی در سال 1998 شرکت داشتم.

 

س:  اهداف اصلی  بانک توسعه زنان کدام ها هستند؟

 

ج:" بانک زنان" کمک می کند که زندگی زنان بویژه زنانی که هیچگونه دسترسی به منابع اقتصادی ندارند بطور بنیادی تغییر نماید. تنها با دادن اعتبار نمیتوان  به این تغییرات  دست یافت. این تغییر به همان اندازه که به  روند های اجتماعی و تولیدی وابسته  است  به تشکیلات سیاسی و سازماندهی نیز احتیارج دارد.

دسترسی  به اعتبارات  بانکی شاید عاملی باشد که در ابتدای کار  زنان را به شرکت در برنامه ها جلب نماید ولی هدف ما ایجاد تشکل هائی است  که به  تغییر زندگی زنان کمک کند به طوری که  زنان بتوانند به شکل خودکفا زندگی خود  را اداره کنند." بانک زنان" نمایندگانی دارد که به تسهیل و همراهی این روند سیاسی کمک میکنند. " بانک زنان" از زمان تاسیس خود  توانسته زندگی  بیش از 400 هزار زن را دگرگون کند. زنان تعاونی ها، بریگادهای تولید وسازمان های   اقتصاد اجتماعی تشکیل داده اند که در امر انتقال به اقتصاد سوسیالیستی از اهمیت برخوردار است. " بانک زنان"  در این روند بزرگ به عنوان یک عامل تسریع کننده  عمل کرده است.

 

س: چه چالش هاو دست آوردهایی زنان درجریان انقلاب بولیواری داشته اند؟

 

ج: بزرگترین چالش در هم شکستن روابط تاریخی مبتنی بر وابستگی ، تبعیض و محرومیت است. من به ویژه بر روی مسئله فقر و تهی دستی تاکید دارم. در گذشته مردم تهی دست امکان کسب اعتبار از بانک های خصوصی را نداشتند.این یکی از بزرگترین دست آوردهای ما می باشد امری که الهام بخش زنان در جهت ایجاد اشکال جدید تولید، اشکال تولید غیر سرمایه داری در راستای یک شکل جدید اقتصاد، اقتصاد سوسیالیستی، اقتصادی مبتنی بر همبستگی است.

ما برای سه سال اول به افراد اعتبار اعطاء می کردیم . اما حالا بر مبنای تجربیات مان هر چه بیشتر بر اهمیت سازمان یابی  تاکید میکنیم .این امر مستلزم آن است که ما اشکال جدیدی از رابطه با کارفرمایان برقرار کنیم.ما" شبکه مردمی استفاده کنندگان بانک زنان" را ایجاد کردیم. در"بانک زنان" به زنان بخاطر سن و یا توانایی خواندن و نوشتن اعمال تبعیض نمی شود. زنی در سن 50 سالگی هم می تواندعضوی مولد از جامعه باشد. زنانی که در شبکه مشارکت دارند در همه ماموریت ها و برنامه هائی که پیشنهاد میشود شرکت می کنند. خیلی از زنان خواندن و نوشتن را می آموزند و تعدادی هم به دانشگاه ها راه یافتند.

من برنامه های پژوهشی مشارکتی در "بانک زنان" را نیز بعهده دارم که هدفش ارزیابی از میزان تاثیری است که برنامه های " بانک زنان" بر روی وضعیت زندگی زنان داشته است. ما این ارزیابی را از طریق" تبادل دانش و اطلاعات " درباره نقاط ضعف و قوت برنامه مالی انجام می دهیم.

 

در شرایط حاضر یکی از چالش ها از نظر من تقویت تعاونی ها میباشد. روند تلاش برای تبدیل تعاونی ها به سازمان های اقتصاد همبستگی مستلزم دوره های آموزشی جامع و مانع برای شرکت کنندگان می باشد.

 

س: چه تشنجاتی بروز خواهد کرد زمانی که نیروهای بالا و پائین در ارتباط  مستقیم با هم قرار بگیرند؟

 

ج: ما نمی توانیم فراموش کنیم که در آن چنان بافت اجتماعی ویژه ایی کار می کنیم که بیش از پانصد سال مستعمره بوده است.جایی که اکثریت مردم آن به حاشیه رانده شده بودند. استعمار سنت های همبستگی را که در جامعه بومی

 قبل از وارد شدن  مستعمره چیان اسپانیایی وجود داشت، درهم شکست .استعمار همچنین رابطه موزون بین انسان و طبیعت و همچنین  رابطه بین  انسان با انسان را درهم شکسته و فرهنگ جدیدی  مبتنی بر محرومیت و بهره کشی را  تحمیل کرد. در چنین جامعه ملوک الطوایفی بود که سرمایه داری متولد شد. و البته وزن این تاریخ همچنان  بر  شرایط حاضر سنگینی کرده و گسست با نظام حاکم  و پیشروی به سوی ساختمان سوسیالیم را سخت می کند. این تاریخ بر همه جنبه های زندگی سایه سنگین خود را گستردانده است.  

 در حزب (" حزب متحد سوسیالیستی ونزوئلا") هنوز افرادی  هستند که از خودشان سوال می کنند که چگونه می توان به مثابه یک سوسیالیست با مسائل برخورد کرد ؟ دیدگاه من از سوسیالیسم چیست؟ این بحث بر روی همه فعالیت های ما  و در تمام سطوح نهادها وهمچنین در رابطه ما با جامعه ، تاثیر می گذارد. این همچنین روی جوامع محلی که ما با آنها ارتباط داریم تاثیر می گذارد و انعکاس مشکلاتی است که ما در گسست با سیاست های قدیمی مبتنی بر اصل نمایندگی داریم . سخنگو بودن با نماینده بودن متفاوت است. من چطور می توانم سخنگوی جمعی باشم که در آن هنوز روی  مسائل بحث جریان دارد، من باید نظر خودم را به عنوان یک فرد طرح کنم یا با نظر و تصمیم اکثریت همراه شوم؟ این خیلی پیچیده است..

 

در روابط تولیدی درون تعاونی های زنان  ، برای مثال، رئیسی وجود ندارد بنابراین زنان باید یاد بگیرند که تقسیم کارها را چگونه انجام دهند. شرایط آنان با کارگرانی که در موسسات سرمایه داری کار می کنند متفاوت است جایی که در آن رئیسی وجود دارد که همه چیز را به همه دیکته میکند. زنان در تعاونی ها خود تصمیم می گیرند که چگونه از منابع موجود استفاده کرده و در سود شرکت سهیم شوند . این میتواند  یک شوک باشد.

در عرصه های دیگر، به همین شکل، ما خواهان گسست برای پیشروی به سوی تعمیق قدرت مردمی هستیم. به خاطر آن که  رفتار نمایندگان پارلمان تغییر یابد، روشن شود که کدام قوانین باید پیشنهاد شده و مورد بحث قرار گیرد، و اصولا" به چه قوانینی نیاز است. برای این تغییرات باید پروژه تقویت کمون ها( شوراهای محلی) به پیش رانده شود.این شوراهای محلی باید ابتکارات را بعهده گیرند،  اینها باید از خود مردم بر خیزد . مردم باید قانونگذار باشند و نمایندگان  به سخنگویانی مبدل شوند که مردم راهمراهی می کنند.اگر ما در این روند پیشرفت کنیم در آن صورت  قانون اساسی بورژوائی را هم تضعیف کرده ایم.

در حال حاضر ما یک مجلس بورژوایی داریم که آشکارا بین قانونگذاران و مردم جدایی ایجاد می کند؛ کسانی هستند که قانونگذاری می کنند و دیگرانی که  آنرا اجرا می کنند، جدایی بین کسانی که فکر می کنند و کسانی که اجرا می کنند. این یک تضاد بزرگ است. در مجلس هستند کسانی که در برابر این دگرگونی مقاومت می کنند. از طرف دیگر هستند کسانی که هنوز مطمئن نیستند که معنای قانونگذاری چه می باشد. این روندی است که ما باید آنرا تکامل ببخشیم.

 تضاد بین کار جمعی و فردی همچنان وجود دارد، میان بودن و داشتن. در سیستم سرمایه داری همه چیز در باره مالکیت( داشتن)  است؛ آنچه که داری به تو اهمیت می بخشد. در سوسیالیزم همه چیز در باره بودن است؛ در اینجا آنچه که تو انجام می دهی اهمیت تورا نشان می دهد . مسئله " داشتن" امری است که موجب فساد می شود؛ این نبضی است که همواره برای انباشت بیشتر ، برای بیشتر داشتن از دیگران ،برای امتیازات و فضای بیشتر از دیگران، می زند.

 

ما همچنین باید بین مالکیت شخصی و مالکیت بر وسایل تولید تفاوت بگذاریم . جناح راست مجلس می گوید که چاوز قصد دارد خانه ها، ماشین ها و کسب و کار خصوصی مردم را برباید. ما فقط در باره حرکت علیه مالکیت خصوصی بر وسایل تولید  صحبت می کنیم . ادعاهای نمایندگان جناح راست مجلس مسخره میباشد. دولت همه این برنامه های اجتماعی را برای آن ایجاد می کند که تو بتوانی خانه و  ماشین داشته باشی حال چرا باید آنها را از مردم بگیرد ؟ من به مثال تعاونی ها بر می گردم . قصد جمعی کردن وسایل تولید و مبتنی ساختن آن براصل تعاونی و همبستگی بجای استثمار است.

ما میدانیم که تا فائق آمدن به این تضادها احتیاج به زمان داریم . این یک روند طولانی است اما درعین حال روندی  سرشار از غنا میباشد. آن چه که ما انجام می دهیم فقط بر اساس دیدگاه سیمون بولیوار نیست بلکه همچنین دیدگاه سیمون رودری گوز ( معلم سیمون بولیوار ) را در نظر داشته و در عین حال اندیشه های  جوامع بومی را نیز با خود حمل می کند. این اندیشه ها ویژگی های سوسیالیسمی است که ما در ونزوئلا در حال بنای آن هستیم.

 

س: آیاشما میتوانید کمی بیشتر در باره برداشت تان از سوسیالیزم توضیح دهید  و این که هنوز  چه اموری برای انجام دادن باقی مانده است؟

 

ج: هنوز خیلی کارها مانده که انجام شود. ما باید ابتدا قدرت مردم را تقویت کنیم. فقط مردم هستند که میتوانند مردم را رهبری کنند. ما به مردمی احتیاج داریم که سازمان یافته و آماده باشند. سوسیالیزم نمیتواند بر مبنای حذف مردم باشد. باید همگان در همه پروژه ها  سهیم شوند.همه باید به عنوان یک کنشگر مولد سهیم باشند تا بتوانند کیفیت زندگی شان را بهبود دهند. شما نمی توانید سوسیالیزم داشته باشید در جایی که هنوز گرسنگی وجود داشته باشد. شما نمی توانید سوسیالیزم را بدون سیستم بهداشت داشته باشید. شما نمی توانید سوسیالیزم بدون کارگر داشته باشید ولی خصلت کار باید دگرگون شده وانسانی شود.

 

ثانیا" شما نمی توانید سوسیالزم را بدون دموکراسی داشته باشید دموکراسی ئی که در آن مردم بازیگر اصلی هستند. این مستلزم مشارکت مردمی و سازمان یابی همه آنان میبا شد. ما نمی توانیم مشکلاتمان را به مثابه فرد حل کنیم . راه حل باید برای همه باشد. زیراکه مشکلات نامحدود هستند و منابع محدود بنابراین راه حل ها باید در هماهنگی فعالیت های دولت و کمون ها( جوامع محلی) جستجو شود.

 

در انتها سوسیالیزم مستلزم برابری جنسی است. در اساسنامه حزب (حزب متحد سوسیالیستی ونزوئلا) که ما آنرا در آپریل 2010 تصویب کردیم  تاکید شد که حزب ما یک حزب سیوسیالیست و فمینیست میباشد.

 

 

 

 !  " حزب متحد سوسیالیستی ونزوئلا" حزبیPartido Socialista Unido de Venezuela, PSUV1-  

است سوسیالیستی که از ادغام سازمان ها و احزاب  چپ در ونزوئلا که به انقلاب بولیواری به رهبری هوگو چاوز رئیس جمهور کنونی اعتقاد دارند به وجود آمده و در شرایط حاضر حزب حاکم این کشور است. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©